This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسیِ اظهارات مجتبی شکوری، در برنامه کتابباز دربارۀ استفاده او از سهمیه در کنکور
🎙#پوریا_ناظمی
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#پوریا_ناظمی
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
(۱/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان
🍂 وقتی مسالهای در جامعه دیده میشود، از سطح جامعه و مردم انتظار نمیرود که بعنوان یک پرسش به آن بیاندیشند، اما از کسانی که در حوزۀ علومانسانی فعالیت دارند انتظار میرود واکنش سرنوشتسازتری به مساله داشتهباشند.
🍂 متاسفانه آنقدر که اعتراف شکوری به واکاویِ زندگی خانوادگیاش منتهی شد، به خود مساله نزدیک نشد؛ اینکه به هر صورت، این اتفاق ممکن است دوباره بیافتد. یا اصلا چرا چنین شد؟ پرداختن به نیت گوینده و یا محرک او، و یا حتا مباحثی که حول اطراف پدر او شکل گرفت، صرفا میتواند خوراک رسانهای خوبی باشد، اما چرا هیچکس سعی نمیکند مساله را فراتر از اینها و بعنوان یک تمرین ذهنی، برای ساخت جامعۀ بهتر بداند؟
🍂 اگر ما نتوانیم از بحرانها درس بگیریم، آنها به سطح گفتگوهای روزمره و بیهدف و نتیجه تقلیل مییابند. وضعیت طوریست که نه جامعه به این مسائل میاندیشد، و نه متخصص این کار؛ گویی تجربهای قرار نیست ساخته شود تا در آینده، به کار آید و به سطح سرزنش اجتماعی تقلیل پیدا میکند.
🍂 البته خشم جامعه قابل درک است. اما وقتی بحرانی دیده میشود، به ما هشداری میدهد. این هشدار که انسانهای قبل از ما، به چیزهای مهمی فکر نکردهبودند و ما با نتیجۀ آن روبروییم؛ پس بهتر است تمرین کنیم و فکر کنیم که چطور میتوانیم بهلحاظ نظری خودمان را قوی کنیم.
▪️▪️▪️
🍂 در امریکا به نشانهی قدردانی از کسانی که برای کشورشان جنگیدهاند پاداشی در نظر گرفته میشود. گاهی این پاداش میتواند ایندهی فرزندان و نوادگان ان فرد را تا چند نسل تضمین کند. اما چرا در ایران مسالهی سهمیهی کنکور اين قدر حاشیه میسازد؟
🍂 تاکنون هیچ جامعهشناسی این مساله را از اساس مورد پژوهش قرار ندادهاست و يا این آسیب اجتماعی را بررسی کوتاه هم نکردهاست. همین امر گواه بر این است که مسالۀ سهمیه، تنها یک مسالهی اجتماعی نیست، بلکه به تابو تبدیل شدهاست؛ یعنی از کارکرد اجتماعی سازندهی خود خارج شدهاست. این اولین تفاوت نوع پاداش فرد «وطنپرست» بین ایران و امریکاست؛ یعنی کارکردی اجتماعی که منجر به تقویت روحیهی «ایثار و فداکاری» در راه وطن میشود که در بحث «سهمیهی کنکور» از دست رفته است و به امتیازی تبدیل شدهاست که نمونهی ان را در «کاست و طبقهی هندوستان» میبینیم.
🍂 همچنانکه هر امتیاز اجتماعی باید بتواند کارکرد مثبت و دامنهداری در تعریف بالذات خود داشته باشد، یعنی از معنا تهی نشود، همینطور باید بتواند رقابت مفید و نتیجهای سازنده و طولانیمدت ایجاد کند؛ یعنی ساختارها را مقابل هم قرار ندهد,،بلکه به تقویت بخشهای دیگر ساختار اجتماعی منجر شود و رقابت منفی ایجاد نکند. اين هم دومین تفاوت یک مسالۀ مشترک بین ایران و امریکاست؛ یعنی پاداش و امتیازی که در یک رقابت به دست میآید، نه صرفا به این علت بنیادین است که استحقاق ان را دارد، بلکه موقعیت رقابتی ایجاد میکند که آن هم «رقابت منفی» محسوب میشود.
🍂 میتوان دلایلی پیدا کرد که نشان بدهد چرا چنین تصمیمی گرفته شدهاست؛ مثلا میتوان با توجه به نمونههای مشابه آن در دیگر کشورها، این پرسش را مطرح کرد که چه موانعی در قانون ایران، مانع اعمال قانونی مشابه آن در کشورهای دیگر وجود دارد؟ آیا علت آن هنجارهای فرهنگی است یا سیاست اقتصادی؟ ایا علت آن نبود ساختارهای مناسب است یا ضعف نظری قانونگذار؟
🍂 با این حال، مشخص است که این روشِ امتیاز دادن در ایران، نه برای امتیازگیرنده نفع طولانیمدت دارد و نه توانسته است به هدف خود وفادار باقی بماند، تا حایی که حتا فرد مستحق چنین پاداشی، خود را با همتای خود در جایی مانند امریکا مقایسه میکند و اين امتیاز را نوعی «انگ اجتماعی» میبیند.
🍂 روش سهمیه از اساس اشتباه و نادرست است. این درحالیست که عموم کشورها، امتیازات قابل توجهی برای افرادی که در راه وطن جنگیدهاند در نظر میگیرند، اما در ایران، استفاده از این امتیاز فرد را به «پنهانکاری» وادار میکند. این مساله هم سومین تفاوت آن با کشوری مانند امریکاست. این که فرد نباید از امتیازی که بابتِ خدمت به وطن دریافت میکند، با افتخار یاد کند و ناچار به پنهانکاری و يا دروغ گفتن میشود.
🍂 در چنین حالتی افراد یک جامعه بر سر یک دو راهی اخلاقی قرار میگیرند، و این یعنی به جز قانونی که نتوانسته به بهترین شکل، راه مناسبی برای دادنِ امتیاز بر حق این افراد پیدا کند، نمیتوان کسی را سرزنش کرد. «قانون تنشزا» افراد جامعه را هم قربانی میکند.
🍂 ادامهی بحث دربارهی چگونگی این قانون و باید و نبایدهای آن را به شما واگذار میکنم. اما بحث دیگری در داستان مجتبی شکوری و جود دارد که ان هم قابل توجه است و آن پدیدهی اعتراف است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان
🍂 وقتی مسالهای در جامعه دیده میشود، از سطح جامعه و مردم انتظار نمیرود که بعنوان یک پرسش به آن بیاندیشند، اما از کسانی که در حوزۀ علومانسانی فعالیت دارند انتظار میرود واکنش سرنوشتسازتری به مساله داشتهباشند.
🍂 متاسفانه آنقدر که اعتراف شکوری به واکاویِ زندگی خانوادگیاش منتهی شد، به خود مساله نزدیک نشد؛ اینکه به هر صورت، این اتفاق ممکن است دوباره بیافتد. یا اصلا چرا چنین شد؟ پرداختن به نیت گوینده و یا محرک او، و یا حتا مباحثی که حول اطراف پدر او شکل گرفت، صرفا میتواند خوراک رسانهای خوبی باشد، اما چرا هیچکس سعی نمیکند مساله را فراتر از اینها و بعنوان یک تمرین ذهنی، برای ساخت جامعۀ بهتر بداند؟
🍂 اگر ما نتوانیم از بحرانها درس بگیریم، آنها به سطح گفتگوهای روزمره و بیهدف و نتیجه تقلیل مییابند. وضعیت طوریست که نه جامعه به این مسائل میاندیشد، و نه متخصص این کار؛ گویی تجربهای قرار نیست ساخته شود تا در آینده، به کار آید و به سطح سرزنش اجتماعی تقلیل پیدا میکند.
🍂 البته خشم جامعه قابل درک است. اما وقتی بحرانی دیده میشود، به ما هشداری میدهد. این هشدار که انسانهای قبل از ما، به چیزهای مهمی فکر نکردهبودند و ما با نتیجۀ آن روبروییم؛ پس بهتر است تمرین کنیم و فکر کنیم که چطور میتوانیم بهلحاظ نظری خودمان را قوی کنیم.
▪️▪️▪️
🍂 در امریکا به نشانهی قدردانی از کسانی که برای کشورشان جنگیدهاند پاداشی در نظر گرفته میشود. گاهی این پاداش میتواند ایندهی فرزندان و نوادگان ان فرد را تا چند نسل تضمین کند. اما چرا در ایران مسالهی سهمیهی کنکور اين قدر حاشیه میسازد؟
🍂 تاکنون هیچ جامعهشناسی این مساله را از اساس مورد پژوهش قرار ندادهاست و يا این آسیب اجتماعی را بررسی کوتاه هم نکردهاست. همین امر گواه بر این است که مسالۀ سهمیه، تنها یک مسالهی اجتماعی نیست، بلکه به تابو تبدیل شدهاست؛ یعنی از کارکرد اجتماعی سازندهی خود خارج شدهاست. این اولین تفاوت نوع پاداش فرد «وطنپرست» بین ایران و امریکاست؛ یعنی کارکردی اجتماعی که منجر به تقویت روحیهی «ایثار و فداکاری» در راه وطن میشود که در بحث «سهمیهی کنکور» از دست رفته است و به امتیازی تبدیل شدهاست که نمونهی ان را در «کاست و طبقهی هندوستان» میبینیم.
🍂 همچنانکه هر امتیاز اجتماعی باید بتواند کارکرد مثبت و دامنهداری در تعریف بالذات خود داشته باشد، یعنی از معنا تهی نشود، همینطور باید بتواند رقابت مفید و نتیجهای سازنده و طولانیمدت ایجاد کند؛ یعنی ساختارها را مقابل هم قرار ندهد,،بلکه به تقویت بخشهای دیگر ساختار اجتماعی منجر شود و رقابت منفی ایجاد نکند. اين هم دومین تفاوت یک مسالۀ مشترک بین ایران و امریکاست؛ یعنی پاداش و امتیازی که در یک رقابت به دست میآید، نه صرفا به این علت بنیادین است که استحقاق ان را دارد، بلکه موقعیت رقابتی ایجاد میکند که آن هم «رقابت منفی» محسوب میشود.
🍂 میتوان دلایلی پیدا کرد که نشان بدهد چرا چنین تصمیمی گرفته شدهاست؛ مثلا میتوان با توجه به نمونههای مشابه آن در دیگر کشورها، این پرسش را مطرح کرد که چه موانعی در قانون ایران، مانع اعمال قانونی مشابه آن در کشورهای دیگر وجود دارد؟ آیا علت آن هنجارهای فرهنگی است یا سیاست اقتصادی؟ ایا علت آن نبود ساختارهای مناسب است یا ضعف نظری قانونگذار؟
🍂 با این حال، مشخص است که این روشِ امتیاز دادن در ایران، نه برای امتیازگیرنده نفع طولانیمدت دارد و نه توانسته است به هدف خود وفادار باقی بماند، تا حایی که حتا فرد مستحق چنین پاداشی، خود را با همتای خود در جایی مانند امریکا مقایسه میکند و اين امتیاز را نوعی «انگ اجتماعی» میبیند.
🍂 روش سهمیه از اساس اشتباه و نادرست است. این درحالیست که عموم کشورها، امتیازات قابل توجهی برای افرادی که در راه وطن جنگیدهاند در نظر میگیرند، اما در ایران، استفاده از این امتیاز فرد را به «پنهانکاری» وادار میکند. این مساله هم سومین تفاوت آن با کشوری مانند امریکاست. این که فرد نباید از امتیازی که بابتِ خدمت به وطن دریافت میکند، با افتخار یاد کند و ناچار به پنهانکاری و يا دروغ گفتن میشود.
🍂 در چنین حالتی افراد یک جامعه بر سر یک دو راهی اخلاقی قرار میگیرند، و این یعنی به جز قانونی که نتوانسته به بهترین شکل، راه مناسبی برای دادنِ امتیاز بر حق این افراد پیدا کند، نمیتوان کسی را سرزنش کرد. «قانون تنشزا» افراد جامعه را هم قربانی میکند.
🍂 ادامهی بحث دربارهی چگونگی این قانون و باید و نبایدهای آن را به شما واگذار میکنم. اما بحث دیگری در داستان مجتبی شکوری و جود دارد که ان هم قابل توجه است و آن پدیدهی اعتراف است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
(۲/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان
🍂 اعتراف صبغهی الهیاتی دارد. در مسیحیت کشیش نقش میانجی را مابین فرد و خدا بازی میکرد که فرد را از افکار ازاردهنده بهنوعی خلاص میکرد. به احتمال زیاد، موقعیت اجتماعی اروپا بهگونهای بوده که فرد یا از صحبت کردن با دیگری، چه بسا نزدیک، دربارهی تمایلش به امر گناه و نامشروع هراس داشتهاست و یا به دلیلی که بنظر میآید همین باشد، غلبۀ «خرافات و سنتگرایی» منجر به «انگزنی» میشد؛ در نتیجه، فرد نیاز به کسی داشت که بشنود، اما قضاوت نکند. این فرد همان کشیش بود.
🍂 اما گاهی پیش میآمد که فرد به چیزی اعتراف میکرد که جنبهی حقوقی داشت؛ مثلا کسی را کشتهبود یا قصد کشتن کسی را داشت. کشیشی که اعتراف او را میشنید، دچار بحرانهای اخلاقی و حقوقی میشد و در نهایت، باید تصمیم میگرفت این مساله را به بالادستان گزارش بدهد یا خیر. گاهی حتا نگهداری از چنین رازی میتوانست به قیمت جان او تمام شود. مشابه این موقعیت را امروزه در روانشناسی میبينیم. قانونی که به روانکاو اجازه میدهد در صورت تشخیص جنایت یا رفتارهای خطرناک، اطلاعات را گزارش بدهد.
🍂 اما مسالۀ اعتراف به همین جا ختم نشد. در طول تاریخ مسیحیت، عمل اعتراف وارد مناسبات اجتماعی شد. چهرههای دینی مانند اگوستین قدیس و چهرههای ادبی مانند تولستوی نیز اعترافنامههایی نوشتهاند، اما تفاوت اساسی آن با اعتراف نزد کشیش این بود که اعتراف در کلیسا، اهداف اجتماعی نداشت، اما در مورد جدیدتر آن، اعتراف نقش اجتماعی پیدا کرد.
🍂 در واقع، در اولی اعتراف یک عمل فردی و روانی و معنوی بود اما در دومی، یک عمل اجتماعی با مقاصد اجتماعی؛ به همین جهت، اعترافات تولستوی نهتنها بر ارزش او نیافزود، بلکه حتا آن را به نشانهی غرور و خودخواهی هم معنا کردند؛ تا جایی که مقالاتی در نقد جنین عملی نوشته شد که معتقد بودند، اعتراف حالا به یک «امتیاز اجتماعی» تبدیل شدهاست و این درحالیست که عمل اعتراف نزد کشیش، هیچ امتیازی برای فرد ندارد، بجز تصفیهی روح و احوالات درونی.
🍂 اما چه شد که عمل اعتراف از حالت معنویت خارج شد و در قبح آن نوشتند؟ علت آن، مهم شدن جایگاه قانون و بالا رفتن ارزش آن در جامعهی مدرن است. زمانی که تولستوی اعترافات خود را مینوشت، این عمل بسیار شایع بود و نویسندگان و حتا گاه سیاستمدارانِ بسیاری دست به آن میزدند. با رشد عقلانیت و اهمیت نقش فرد در ساختار اجتماعی، برای هر عمل فرد، نتیجهای در جامعه دیده میشد.
🍂 اگر در گذشته سنت از اجتماع محافظت میکرد، در جامعه، قانون محافظ منافع فردی شد؛ در نتیجه، اعتراف دیگر به معنای گذشته نمیتوانست فرد را تبرئه کند. فقط میتوانست در مجازات فرد تخفیفی حاصل کند؛ در نتیجه، انسان در جامعهی پسا-مسیحی، تحت نظارت قانون بود و هر عمل او با قانون سنجیده میشد و بنابراین، رابطهی بین فرد با خدا توسط کشیش، به رابطهی بین فرد و جامعه توسط قانون تبدیل شد. حالا جامعه بجای خدا نشسته، با این تفاوت که عمل فرد، نمیتوانست حقی را از خدا زائل کردهباشد، اما عمل فرد مدرن قطعا تاثیری بر زندگی دیگران خواهد داشت.
🍂 با این توضیحات، این پرسش پیش میآید که ما میدانیم در اسلام، اعتراف بهشکل مسیحیت هیچ نقشی ندارد و فرد در صورتی که مجرم محسوب شود، با تنبیه و مجازات شریعت اسلام روبرو خواهد شد. پس در این میانه، آیا اصلا اعتراف کسی مثل مجتبی شکوری، کارکردی اجتماعی دارد یا خیر؟ جواب من منفی است.
🍂 یک پدیده بدون تمام آن بسترها و ویژگیهای خاص خودش، نمیتواند کارکرد مشابهی داشتهباشد. در تطور تاریخی، فرد میبایست بجای اعتراف در برابر خدا، به اعتراف در برابر قانون گام برمیداشت. در دنیای مدرن هم دیگر اعترافاتی نظیر اعترافات تولستوی نمیتواند کارکردی داشتهباشد. در دنیای معاصر، هر شهروند در برابر قانون پاسخگو خواهند بود. جامعه نیز بعنوان شاهد در دادگاه احضار میشود، اما مرجعیت جامعهی مدرن در بخشش يا مجازات فرد دیگر، مانند مرجعیت کشیش نیست؛ این نقش به قانون محول شدهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان
🍂 اعتراف صبغهی الهیاتی دارد. در مسیحیت کشیش نقش میانجی را مابین فرد و خدا بازی میکرد که فرد را از افکار ازاردهنده بهنوعی خلاص میکرد. به احتمال زیاد، موقعیت اجتماعی اروپا بهگونهای بوده که فرد یا از صحبت کردن با دیگری، چه بسا نزدیک، دربارهی تمایلش به امر گناه و نامشروع هراس داشتهاست و یا به دلیلی که بنظر میآید همین باشد، غلبۀ «خرافات و سنتگرایی» منجر به «انگزنی» میشد؛ در نتیجه، فرد نیاز به کسی داشت که بشنود، اما قضاوت نکند. این فرد همان کشیش بود.
🍂 اما گاهی پیش میآمد که فرد به چیزی اعتراف میکرد که جنبهی حقوقی داشت؛ مثلا کسی را کشتهبود یا قصد کشتن کسی را داشت. کشیشی که اعتراف او را میشنید، دچار بحرانهای اخلاقی و حقوقی میشد و در نهایت، باید تصمیم میگرفت این مساله را به بالادستان گزارش بدهد یا خیر. گاهی حتا نگهداری از چنین رازی میتوانست به قیمت جان او تمام شود. مشابه این موقعیت را امروزه در روانشناسی میبينیم. قانونی که به روانکاو اجازه میدهد در صورت تشخیص جنایت یا رفتارهای خطرناک، اطلاعات را گزارش بدهد.
🍂 اما مسالۀ اعتراف به همین جا ختم نشد. در طول تاریخ مسیحیت، عمل اعتراف وارد مناسبات اجتماعی شد. چهرههای دینی مانند اگوستین قدیس و چهرههای ادبی مانند تولستوی نیز اعترافنامههایی نوشتهاند، اما تفاوت اساسی آن با اعتراف نزد کشیش این بود که اعتراف در کلیسا، اهداف اجتماعی نداشت، اما در مورد جدیدتر آن، اعتراف نقش اجتماعی پیدا کرد.
🍂 در واقع، در اولی اعتراف یک عمل فردی و روانی و معنوی بود اما در دومی، یک عمل اجتماعی با مقاصد اجتماعی؛ به همین جهت، اعترافات تولستوی نهتنها بر ارزش او نیافزود، بلکه حتا آن را به نشانهی غرور و خودخواهی هم معنا کردند؛ تا جایی که مقالاتی در نقد جنین عملی نوشته شد که معتقد بودند، اعتراف حالا به یک «امتیاز اجتماعی» تبدیل شدهاست و این درحالیست که عمل اعتراف نزد کشیش، هیچ امتیازی برای فرد ندارد، بجز تصفیهی روح و احوالات درونی.
🍂 اما چه شد که عمل اعتراف از حالت معنویت خارج شد و در قبح آن نوشتند؟ علت آن، مهم شدن جایگاه قانون و بالا رفتن ارزش آن در جامعهی مدرن است. زمانی که تولستوی اعترافات خود را مینوشت، این عمل بسیار شایع بود و نویسندگان و حتا گاه سیاستمدارانِ بسیاری دست به آن میزدند. با رشد عقلانیت و اهمیت نقش فرد در ساختار اجتماعی، برای هر عمل فرد، نتیجهای در جامعه دیده میشد.
🍂 اگر در گذشته سنت از اجتماع محافظت میکرد، در جامعه، قانون محافظ منافع فردی شد؛ در نتیجه، اعتراف دیگر به معنای گذشته نمیتوانست فرد را تبرئه کند. فقط میتوانست در مجازات فرد تخفیفی حاصل کند؛ در نتیجه، انسان در جامعهی پسا-مسیحی، تحت نظارت قانون بود و هر عمل او با قانون سنجیده میشد و بنابراین، رابطهی بین فرد با خدا توسط کشیش، به رابطهی بین فرد و جامعه توسط قانون تبدیل شد. حالا جامعه بجای خدا نشسته، با این تفاوت که عمل فرد، نمیتوانست حقی را از خدا زائل کردهباشد، اما عمل فرد مدرن قطعا تاثیری بر زندگی دیگران خواهد داشت.
🍂 با این توضیحات، این پرسش پیش میآید که ما میدانیم در اسلام، اعتراف بهشکل مسیحیت هیچ نقشی ندارد و فرد در صورتی که مجرم محسوب شود، با تنبیه و مجازات شریعت اسلام روبرو خواهد شد. پس در این میانه، آیا اصلا اعتراف کسی مثل مجتبی شکوری، کارکردی اجتماعی دارد یا خیر؟ جواب من منفی است.
🍂 یک پدیده بدون تمام آن بسترها و ویژگیهای خاص خودش، نمیتواند کارکرد مشابهی داشتهباشد. در تطور تاریخی، فرد میبایست بجای اعتراف در برابر خدا، به اعتراف در برابر قانون گام برمیداشت. در دنیای مدرن هم دیگر اعترافاتی نظیر اعترافات تولستوی نمیتواند کارکردی داشتهباشد. در دنیای معاصر، هر شهروند در برابر قانون پاسخگو خواهند بود. جامعه نیز بعنوان شاهد در دادگاه احضار میشود، اما مرجعیت جامعهی مدرن در بخشش يا مجازات فرد دیگر، مانند مرجعیت کشیش نیست؛ این نقش به قانون محول شدهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
(۳/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان
🍂 در نتیجه، اگر قانون به چنین مسالهای رسیدگی نکند، دیگر آن عمل متهورانه و شجاعت فرد معترف در گذشته، در دنیای امروز «تهور و شجاعت» محسوب نمیشود. بلکه میتواند به «گرفتن امتیاز» و حتا به اصطلاح امروزی «زرنگی» محسوب شود؛ چرا که نه دیگر مرجعیت معنوی و دینی وجود دارد، و نه در پیشگاه قانون زانو زدهاست. در نتیجه، هیچگونه مرجعیت اصیلی آن را نمیسنجد و این یعنی، نه دین بر او نظارتی دارد و نه قانون؛ بلکه صرفا اجرای یک نمایش و بازی بر صحنهی جامعه است که به تعبیر منتقدان غربی ایدۀ اعتراف. «صورتک اخلاق بر چهره زدن است».
🍂 پدیدهی بحرانساز اجتماعی مانند «سهمیۀ کنکور»، به خودی خود هم پاداش برحق افراد مدنظر را از بین بردهاست، هم «شرم اجتماعی» تولید کردهاست و هم اعتراف به آن، چهرهی فرد را نزد جامعه زشتتر میکند.
🍂 قانونی که بدون مشورت و بدون در نظر گرفتن علومانسانی و اجتماعی نوشته شود، نتیجهای نخواهد داشت جز این که «کژکارکرد» شود و به ساختارهای حیاتی جامعه آسیب برساند و افراد جامعه را رو در روی یکدیگر قرار دهد. چنین قوانینی، نمیتوانند ضامن حقوق افراد باشند، حتا اگر مدعی آن باشند، بلکه به رقابت منفی و غیرانسانی درون جامعه دامن میزنند.
🍂 از آن بدتر، اینکه جنین جامعهای، همواره بحران اخلاق دارد. جامعهای که تا این حد پرسشها و موقعیتهای دوراهی اخلاقی را تجربه میکند، یعنی از «بحران عقلانیت» در ساختار رنج میبرد. البته به این معنا نیست که چنین جامعهای به اخلاق میانديشد، بلکه به این معناست که ناچار است بیاندیشد که چطور غیراخلاقی نباشد و این بحران، نتیجهی از بین رفتن تمام نهادهای مهمی مانند نهاد قانون است که هیچ بحرانی را نمیبیند و به آن اهمیت نمیدهد.
#جامعه #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |@jaiibarayeman
(۳/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان
🍂 در نتیجه، اگر قانون به چنین مسالهای رسیدگی نکند، دیگر آن عمل متهورانه و شجاعت فرد معترف در گذشته، در دنیای امروز «تهور و شجاعت» محسوب نمیشود. بلکه میتواند به «گرفتن امتیاز» و حتا به اصطلاح امروزی «زرنگی» محسوب شود؛ چرا که نه دیگر مرجعیت معنوی و دینی وجود دارد، و نه در پیشگاه قانون زانو زدهاست. در نتیجه، هیچگونه مرجعیت اصیلی آن را نمیسنجد و این یعنی، نه دین بر او نظارتی دارد و نه قانون؛ بلکه صرفا اجرای یک نمایش و بازی بر صحنهی جامعه است که به تعبیر منتقدان غربی ایدۀ اعتراف. «صورتک اخلاق بر چهره زدن است».
🍂 پدیدهی بحرانساز اجتماعی مانند «سهمیۀ کنکور»، به خودی خود هم پاداش برحق افراد مدنظر را از بین بردهاست، هم «شرم اجتماعی» تولید کردهاست و هم اعتراف به آن، چهرهی فرد را نزد جامعه زشتتر میکند.
🍂 قانونی که بدون مشورت و بدون در نظر گرفتن علومانسانی و اجتماعی نوشته شود، نتیجهای نخواهد داشت جز این که «کژکارکرد» شود و به ساختارهای حیاتی جامعه آسیب برساند و افراد جامعه را رو در روی یکدیگر قرار دهد. چنین قوانینی، نمیتوانند ضامن حقوق افراد باشند، حتا اگر مدعی آن باشند، بلکه به رقابت منفی و غیرانسانی درون جامعه دامن میزنند.
🍂 از آن بدتر، اینکه جنین جامعهای، همواره بحران اخلاق دارد. جامعهای که تا این حد پرسشها و موقعیتهای دوراهی اخلاقی را تجربه میکند، یعنی از «بحران عقلانیت» در ساختار رنج میبرد. البته به این معنا نیست که چنین جامعهای به اخلاق میانديشد، بلکه به این معناست که ناچار است بیاندیشد که چطور غیراخلاقی نباشد و این بحران، نتیجهی از بین رفتن تمام نهادهای مهمی مانند نهاد قانون است که هیچ بحرانی را نمیبیند و به آن اهمیت نمیدهد.
#جامعه #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |@jaiibarayeman
نقدآگین
📺 سوءقصد علیه دونالد ترامپ — ویژهبرنامۀ صدای آمریکا #خبر_نقدآگین #آمریکا ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسی پشتپردۀ حمله به ترامپ
— آنتیفا و توماس متیو کروکس
🔸حمله به ترامپ در بحبوحۀ کمپینهای انتخابات آمریکا ۲۰۲۴ میتواند تاثیرات فراوانی بر آیندۀ آمریکا داشتهباشد. تصاویری که از آن حادثه مخابره شدند، برای طرفداران ترامپ، احساس قدرت و غرور، و برای مخالفان ترامپ، احساس استرس را به بار آوردند.
#آمریکا #سیاست #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آنتیفا و توماس متیو کروکس
🔸حمله به ترامپ در بحبوحۀ کمپینهای انتخابات آمریکا ۲۰۲۴ میتواند تاثیرات فراوانی بر آیندۀ آمریکا داشتهباشد. تصاویری که از آن حادثه مخابره شدند، برای طرفداران ترامپ، احساس قدرت و غرور، و برای مخالفان ترامپ، احساس استرس را به بار آوردند.
#آمریکا #سیاست #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘#حکومت_اسلامی کارخانۀ خر/شهیدسازی یا مجمعِ بیعرضگانِ پوچگرا؟
#آمریکا جاییه که وقتی به جان مهمترین کاندیداش سوء قصد میشه، ملت از روی صندلیهاشون تکون نمیخورن و به سمت درهای خروجی و ورودی و همدیگه حمله نمیکنن و برای رفتار درست در این شرایط از پیش آموزش دیدن؛ عکاس، در چنین وضعیتی، یه عکس تاریخی بینظیر میندازه؛ کاندید هم وقتی از جاش بلند میشه، به زبان بدن نشون میده که جایگاهش قدرتمندتر از این حرفهاست و مردم رو به هیجان میآره.
ایران هم جاییه که وقتی یکی ترور میشه، یک هفته بعد در تشییع جنازهش ۲۳۸ تلفات جانی میدیم که ۶۲ نفر از اونا، در مراسم تشییع او بودند و زیر دست و پای همدیگه، بهخاطر عدم رعایت پروتکلهای اولیۀ اجرای یک مراسم ساده کشته شدن.
همین حد از بیمسئولیتی و بیعرضگی و عدم تشخیص، در موضوع کرونا و واکسن و سیرکِ انتخابات آن زمان رخ داد و باعث کشتهشدن چند دههزار نفر برای اجرای سیرکِ پوچِ بیعت، و سپس اجرای نمایشِ پوچِ غربستیزی علیه حق انتخاب و حق حیات ایرانیان رخ داد. همین وضع در حقنه کردن ارابههای مرگ به مردم و منع ورود خودروهای بروز و استاندارد و ارزان جهان رخ میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#آمریکا جاییه که وقتی به جان مهمترین کاندیداش سوء قصد میشه، ملت از روی صندلیهاشون تکون نمیخورن و به سمت درهای خروجی و ورودی و همدیگه حمله نمیکنن و برای رفتار درست در این شرایط از پیش آموزش دیدن؛ عکاس، در چنین وضعیتی، یه عکس تاریخی بینظیر میندازه؛ کاندید هم وقتی از جاش بلند میشه، به زبان بدن نشون میده که جایگاهش قدرتمندتر از این حرفهاست و مردم رو به هیجان میآره.
ایران هم جاییه که وقتی یکی ترور میشه، یک هفته بعد در تشییع جنازهش ۲۳۸ تلفات جانی میدیم که ۶۲ نفر از اونا، در مراسم تشییع او بودند و زیر دست و پای همدیگه، بهخاطر عدم رعایت پروتکلهای اولیۀ اجرای یک مراسم ساده کشته شدن.
همین حد از بیمسئولیتی و بیعرضگی و عدم تشخیص، در موضوع کرونا و واکسن و سیرکِ انتخابات آن زمان رخ داد و باعث کشتهشدن چند دههزار نفر برای اجرای سیرکِ پوچِ بیعت، و سپس اجرای نمایشِ پوچِ غربستیزی علیه حق انتخاب و حق حیات ایرانیان رخ داد. همین وضع در حقنه کردن ارابههای مرگ به مردم و منع ورود خودروهای بروز و استاندارد و ارزان جهان رخ میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اندر بلاهت صندوقپرستان!
🍂 رایدهندگان درون ایران را تا حدی میفهمم؛ بخشی مجبور بودند، بخشی میترسیدند، بخشی درمانده و مستاصل بودند.
🍂 ولی به نظر شما، هوشبهر یا آیکیوی کسانی که در خارج از کشور رفتند و صادقانه به این بابا رای دادند، یا برایش تبلیغ کردند، میتواند از تعداد ۱۴ معصوم بیشتر باشد؟!
⁉️آقای «دکتر» که «آناتومی انسان» را میشناسی! با بقیه چرندیاتت کاری نداریم، ولی آخه «تیر سهشاخه» در گلوی کودک شش ماهه؟!
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 رایدهندگان درون ایران را تا حدی میفهمم؛ بخشی مجبور بودند، بخشی میترسیدند، بخشی درمانده و مستاصل بودند.
🍂 ولی به نظر شما، هوشبهر یا آیکیوی کسانی که در خارج از کشور رفتند و صادقانه به این بابا رای دادند، یا برایش تبلیغ کردند، میتواند از تعداد ۱۴ معصوم بیشتر باشد؟!
⁉️آقای «دکتر» که «آناتومی انسان» را میشناسی! با بقیه چرندیاتت کاری نداریم، ولی آخه «تیر سهشاخه» در گلوی کودک شش ماهه؟!
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تخمین درصد واقعی مشارکت در دور دوم
🎙دکتر #کاوه_مظفری
🍂 روشی که در اینجا بکار برده شدهاست، جالب توجه است، منتها احتمالا در محاسبۀ پایانی، عبارت صحیح، «واجدان شرایط افزودهشده» در یک هفته بودهاست، نه «کل آمار مشارکت»، یعنی حدود «نیم تا دو و نیم درصد» در واقع، بر «واجدین شرایط» افزوده شدهبوده، و مابقی عددسازی برای افزایشِ «آمار مشارکت» بوده با افزودنِ واجدین شرایطی که وجودِ خارجی نداشتهاند؛ البته بهجز درصدی که از میان واجدین شرایط دور اول، کم یا زیاد شدهاند و این چندان قابل محاسبه نیست، مگر بنا به مقایسۀ تقریبی تصاویر مراکز اخذ رأی.
🗄پست مرتبط
📺 آمار ساختگی، حکومت توخالی
📺 رصدِ لحظۀ آمارسازیِ بزرگ
📊 تخمین «آمار واقعی»
📕دربارۀ مهندسی انتخابات و آمارسازی
📕رسواییِ دستکاریِ آرای اعلامشده
📕دربارۀ «آمار بیعت» و تفسیرهای استمرارطلبانه
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #کاوه_مظفری
🍂 روشی که در اینجا بکار برده شدهاست، جالب توجه است، منتها احتمالا در محاسبۀ پایانی، عبارت صحیح، «واجدان شرایط افزودهشده» در یک هفته بودهاست، نه «کل آمار مشارکت»، یعنی حدود «نیم تا دو و نیم درصد» در واقع، بر «واجدین شرایط» افزوده شدهبوده، و مابقی عددسازی برای افزایشِ «آمار مشارکت» بوده با افزودنِ واجدین شرایطی که وجودِ خارجی نداشتهاند؛ البته بهجز درصدی که از میان واجدین شرایط دور اول، کم یا زیاد شدهاند و این چندان قابل محاسبه نیست، مگر بنا به مقایسۀ تقریبی تصاویر مراکز اخذ رأی.
🗄پست مرتبط
📺 آمار ساختگی، حکومت توخالی
📺 رصدِ لحظۀ آمارسازیِ بزرگ
📊 تخمین «آمار واقعی»
📕دربارۀ مهندسی انتخابات و آمارسازی
📕رسواییِ دستکاریِ آرای اعلامشده
📕دربارۀ «آمار بیعت» و تفسیرهای استمرارطلبانه
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسی آماری گزارشِ با تأخیر وزارت کشور
🎙دکتر #کاوه_مظفری
🗄پست مرتبط
📺 آمار ساختگی، حکومت توخالی
📺 تخمین درصد واقعی مشارکت در دور دوم
📺 رصدِ لحظۀ آمارسازیِ بزرگ
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #کاوه_مظفری
🗄پست مرتبط
📺 آمار ساختگی، حکومت توخالی
📺 تخمین درصد واقعی مشارکت در دور دوم
📺 رصدِ لحظۀ آمارسازیِ بزرگ
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 شهیدِ راهِ شرافت
🔻پیام برادر دکتر آیدا رستمی به جامعۀ پزشکی و مردم ایران به مناسبت زادروز خواهرش در ۲۵ تیرماه:
🍂 آیدا رستمی (۲۵ تیر ۱۳۶۵ – آذر ۱۴۰۱) پزشک عمومی بیمارستان چمران تهران بود که در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ مفقود شد و پیکر او یک روز بعد با ادعای «تصادف رانندگی» به خانوادهاش تحویل داده شد. اما خانوادهٔ او آثار شکنجه را روی بدن و صورت او مشاهده کردند. رستمی برای درمان معترضان زخمی در جریان خیزش ۱۴۰۱ ایران به مناطق غربی تهران و بهویژه محله اکباتان رفتوآمد داشته و در خانههای معترضان زخمی، آنها را مداوا میکردهاست. رسانههای وابسته به #حکومت_اسلامی پس از پخش خبر شکنجه و کشتهشدن او، سناریوی خود را از «تصادف» به «پرت شدن از پل عابر پیاده» تغییر دادند [بیشتر].
#در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻پیام برادر دکتر آیدا رستمی به جامعۀ پزشکی و مردم ایران به مناسبت زادروز خواهرش در ۲۵ تیرماه:
«برای گرامیداشت یاد و خاطره خواهرم به بیماران نیازمند کمک کنید».
«در سالروز تولد خواهرم از مردم ایران و جامعۀ پزشکی میخواهم تا در این روز با کمکرسانی به بیماران و کودکان کار، یاد و خاطرۀ این پزشک شرافتمند را گرامی بدارند».
🍂 آیدا رستمی (۲۵ تیر ۱۳۶۵ – آذر ۱۴۰۱) پزشک عمومی بیمارستان چمران تهران بود که در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ مفقود شد و پیکر او یک روز بعد با ادعای «تصادف رانندگی» به خانوادهاش تحویل داده شد. اما خانوادهٔ او آثار شکنجه را روی بدن و صورت او مشاهده کردند. رستمی برای درمان معترضان زخمی در جریان خیزش ۱۴۰۱ ایران به مناطق غربی تهران و بهویژه محله اکباتان رفتوآمد داشته و در خانههای معترضان زخمی، آنها را مداوا میکردهاست. رسانههای وابسته به #حکومت_اسلامی پس از پخش خبر شکنجه و کشتهشدن او، سناریوی خود را از «تصادف» به «پرت شدن از پل عابر پیاده» تغییر دادند [بیشتر].
#در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
ز شاعران وطن، درهماند خيلیها که ضایعات بنیآدماند خیلیها گذشت دورهی عشقی و فرخی و بهار برای تكهی نانی خماند خيلیها كه شهرهاند به مداح خاندان علی همان كه خود پسر ملجماند خيلیها امير و قافلهسالار شعر و شاعریاند به قول خشتكشان، پرچماند! خيلیها…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📺 کربلا از منظرِ مستنداتِ «تاریخِ رسمی اسلام» ٍ#نقد_شیعه ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری عقلانی-اخلاقیست؟
@Naqdagin
🎧 آیا عزاداری عملی عقلانی-اخلاقیست؟
🎙#وریا_امیری و آخوند #محمد_هدایتی
🗄پست مرتبط
📺 کربلا از منظرِ مستنداتِ «تاریخِ رسمی اسلام»
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#وریا_امیری و آخوند #محمد_هدایتی
🗄پست مرتبط
📺 کربلا از منظرِ مستنداتِ «تاریخِ رسمی اسلام»
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 دکتر علی صاحبی و بقیۀ ماجرا — نقد #آرین_اکبری و برخی روشنفکران و روانشناسان در مواجهه با یک رویداد مهم 🎙دکتر #نیما_اورازانی (روانشناس اجتماعی و انتقادی) 🍂 نکات بسیار مهمی بیان میشود که شنیدن با دقتشان، ضروریست برای آموختنِ اصولی که حتی الیت جامعه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘آیا حسین بن علی بر حق بود؟
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) دکتر سروش نقدی را به شریعتی و سادهسازی ایدئولوژیکش وارد میکند و میگوید که
🔻در مقابل، دکتر محدثی با این استدلال مدعای سروش را نقد میکند:
۲) در اینجا میخواهم در اصل قضیهٔ «حق بودن حسین بن علی» و در پیشفرضهای شیعیان؛ از جمله در پیشفرضهای دکتر علی شریعتی مناقشه کنم و از آنها در قالب چند پرسش، پاسخ و تأمل بطلبم. منتها در مقدمه اشاره کنم که «حق بودن» را در مانحنفیه، در خصوص حوزهٔ ارزشها و امور ناظر به «باید و نباید»، به معنی «مطابقت با عدل زمانه» و «باطل بودن» را به معنی «مطابقت با ظلم زمانه» و نیز حقیقت را در حوزهٔ واقعیتها و امور ناظر به «هست و نیست»، به معنی «مطابقت گزاره با واقع» تلقی میکنم و این گمان را مفروض میگیرم که در موضوع مذکور با مخاطبام، توافق دارم. با این وصف:
اولاً) حسین بن علی، دقیقاً در کدام گفتار و کردار، «حق» بودهاست؟ یعنی آیا تمام گفتارها و کردارهایش، «حق» بودهاست؟ به عبارت دیگر آیا ایشان در تمام حوزهها و در تمام آنات زندگیاش، اعم از حوزهٔ فردی و اجتماعی و دینی و فلسفی و علمی و سیاسی، حق بودهاست؟ آنهم حقیقتی فراتاریخی و بدون لحاظ سیاق و کانتکست؟ یعنی در «هر زمینهای»، الگویی برای تمام زمانها و مکانها بودهاست؟ «مورد به مورد، چرا؟».
ثانیاً) در خصوص واقعهٔ کربلا به عنوان یک مصداق در زندگی حسین بن علی، میدانیم که یزید، مطابق ساز و کار و مقتضیات عرفی در زمانه و زمینهٔ تاریخیِ خودش و در آن بافت قبیلهای، حکومتی مشروع داشته است و عموم جامعه به اقتفای بزرگان قوم، با او بیعت کرده بودند. برای مثال و جهت وضوح بخشیدن به مراد و عینیتر شدن بحث، در اوایل انقلاب، اکثریت قاطع مردم، به هر دلیل، یا به خاطر جهل و جوگیری و خرافات مذهبی و یا از روی دلایل محققانه و سنجیده، به حکومت روح الله خمینی رأی دادند؛ حال، به چه دلیل، اقلیتی چون مجاهدین خلق یا چریکهای فدایی اقلیت، حق داشتند که به اقتفای حسین بن علی، قیام کنند؟ (چه مسلحانه و چه غیر مسلحانه).
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل (منتشره در گویانیوز) در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖۱۰۶۷ واژه
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) دکتر سروش نقدی را به شریعتی و سادهسازی ایدئولوژیکش وارد میکند و میگوید که
زندگی ما «آدمیان متوسط و قهرمانهای کوچک»، در عالم واقع، بسی پیچیده و طیفیست و «صفر و صدی-باینری» نیست و لذا ما یک واقعهٔ استثنائی و آمیخته با اسطوره و اغراق و یک تیپ ایدهآل چون «کربلای حسینی» را نمیتوانیم به زندگیِ روزمرهٔ خویش تعمیم دهیم و اینطور نیست که در جامعهٔ واقعی و امروزی، از بام تا شام با حسین و شمر مواجه باشیم؛ هر چند میبایست نیمنگاهی عبرتآمیز به واقعه کربلا داشته باشیم.
🔻در مقابل، دکتر محدثی با این استدلال مدعای سروش را نقد میکند:
ما نه تنها هر روز، بلکه هر لحظه در «دو راهیهای زندگی» با «انتخابهایی» مواجه هستیم؛ انتخابهایی مثل «مبارزه یا عدم مبارزه» با ظلم و فساد و یا «مشارکت یا عدم مشارکت» در ظلم و فساد و امثالهم.
۲) در اینجا میخواهم در اصل قضیهٔ «حق بودن حسین بن علی» و در پیشفرضهای شیعیان؛ از جمله در پیشفرضهای دکتر علی شریعتی مناقشه کنم و از آنها در قالب چند پرسش، پاسخ و تأمل بطلبم. منتها در مقدمه اشاره کنم که «حق بودن» را در مانحنفیه، در خصوص حوزهٔ ارزشها و امور ناظر به «باید و نباید»، به معنی «مطابقت با عدل زمانه» و «باطل بودن» را به معنی «مطابقت با ظلم زمانه» و نیز حقیقت را در حوزهٔ واقعیتها و امور ناظر به «هست و نیست»، به معنی «مطابقت گزاره با واقع» تلقی میکنم و این گمان را مفروض میگیرم که در موضوع مذکور با مخاطبام، توافق دارم. با این وصف:
اولاً) حسین بن علی، دقیقاً در کدام گفتار و کردار، «حق» بودهاست؟ یعنی آیا تمام گفتارها و کردارهایش، «حق» بودهاست؟ به عبارت دیگر آیا ایشان در تمام حوزهها و در تمام آنات زندگیاش، اعم از حوزهٔ فردی و اجتماعی و دینی و فلسفی و علمی و سیاسی، حق بودهاست؟ آنهم حقیقتی فراتاریخی و بدون لحاظ سیاق و کانتکست؟ یعنی در «هر زمینهای»، الگویی برای تمام زمانها و مکانها بودهاست؟ «مورد به مورد، چرا؟».
ثانیاً) در خصوص واقعهٔ کربلا به عنوان یک مصداق در زندگی حسین بن علی، میدانیم که یزید، مطابق ساز و کار و مقتضیات عرفی در زمانه و زمینهٔ تاریخیِ خودش و در آن بافت قبیلهای، حکومتی مشروع داشته است و عموم جامعه به اقتفای بزرگان قوم، با او بیعت کرده بودند. برای مثال و جهت وضوح بخشیدن به مراد و عینیتر شدن بحث، در اوایل انقلاب، اکثریت قاطع مردم، به هر دلیل، یا به خاطر جهل و جوگیری و خرافات مذهبی و یا از روی دلایل محققانه و سنجیده، به حکومت روح الله خمینی رأی دادند؛ حال، به چه دلیل، اقلیتی چون مجاهدین خلق یا چریکهای فدایی اقلیت، حق داشتند که به اقتفای حسین بن علی، قیام کنند؟ (چه مسلحانه و چه غیر مسلحانه).
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل (منتشره در گویانیوز) در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖۱۰۶۷ واژه
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Gooya
آیا حسین بن علی بر حق بود؟ علیرضا موثق
۱) دکتر عبدالکریم سروش در یک فایل صوتی، نقدی را به دکتر شریعتی و سادهسازی ایدئولوژیک توسط مشارالیه وارد میکند و نقل به مضمون میگوید که زندگی ما «آدمیان متوسط» و «قهرمانهای کوچک»، در عالم واقع، بسی پیچیده و طیفیست و «صفر و صدی» و «سیاه و سفید» و «باینری»…