Naghel | ناقل
در دنیای این نویسنده تمام حرف ها، صامت اند... تمام افراد، ساکت اند... تمام خطوط خارج اند، از کادر... تمام دیوار ها کج اند، اما استوار... تمام کتاب ها سفیدند، اما پر از حرف، و حرف ها؛ همچنان صامت... #روایتی_ازروایات_اپیزودیک_دیوانه به قلم #ناقل #naghel …
با اینکه حاضرم ولی انگار غایبم...
من فقط یک قاصدم...
قاصدی که خبر از مرگ قاصدک داد ؛ پر از درد...خودم هم
#روایتی_ازروایات_اپیزودیک_دیوانه
به قلم #ناقل
#naghel
@Naghell
من فقط یک قاصدم...
قاصدی که خبر از مرگ قاصدک داد ؛ پر از درد...خودم هم
#روایتی_ازروایات_اپیزودیک_دیوانه
به قلم #ناقل
#naghel
@Naghell
چشمان خويش باز کنيد تا ببينيد، ای فکر های کپک زده! مرا گوش دهيد ای کرور های سرگردان...
#انجیل_شیطان
#آنتوان_لاوی
#naghel
@Naghell
#انجیل_شیطان
#آنتوان_لاوی
#naghel
@Naghell
همه ی اجسام در این کره ی خاکی جان دارند ، اما آرمیده اند...
#صدسال_تنهایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
#naghel
@Naghell
#صدسال_تنهایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
#naghel
@Naghell
تخت بوی مرگ گرفته است کسی باید زنده باشد و جا برای سیگار های دوباره باز کند ، سکوت گوش خراش را بشکند و من حرف زدن را به یاد بیاورم ، در این نمایش ، خانه بهتر از من است به خوبی یک تابوت را نقش میزند گویا برای همین ساخته شده و من؟! گویا مرده ی خوبی هم نیستم همان طور که زندگانی را گم کرده ام ... درد در زندگی و مرگ نبود در آغوش هر دو خوابیده ام و درد در این میان اجیر شده بود ؛مثل من ، نه آنقدر مرده که عشقی درونم باشد نه آنقدر زنده که نفرتی..
#ارسالی
#Rh
@Naghell
تخت بوی مرگ گرفته است کسی باید زنده باشد و جا برای سیگار های دوباره باز کند ، سکوت گوش خراش را بشکند و من حرف زدن را به یاد بیاورم ، در این نمایش ، خانه بهتر از من است به خوبی یک تابوت را نقش میزند گویا برای همین ساخته شده و من؟! گویا مرده ی خوبی هم نیستم همان طور که زندگانی را گم کرده ام ... درد در زندگی و مرگ نبود در آغوش هر دو خوابیده ام و درد در این میان اجیر شده بود ؛مثل من ، نه آنقدر مرده که عشقی درونم باشد نه آنقدر زنده که نفرتی..
#ارسالی
#Rh
@Naghell
دو پژمرده ی تاخورده،دوافسرده ی جاندار
هیهات از این نیمه نفسهای تبهکار
تو خاصیت ظلم درآغوش زمانی
من نامه ی آن مفلس تا خورده به دربار
از کثرت این جوشش نفرین شده برخیز
آنم که به آنی سرِ کج گشت خطاکار
من ملحد اگر خلوت محراب طلا را
سجاده تا خورده ی من نیست سزاوار
تا نرمی اندام شبم حافظه لغزید
من را به نفسهای زمین خورده به یاد آر
#ارسالی
#scaaye
@Naghell
هیهات از این نیمه نفسهای تبهکار
تو خاصیت ظلم درآغوش زمانی
من نامه ی آن مفلس تا خورده به دربار
از کثرت این جوشش نفرین شده برخیز
آنم که به آنی سرِ کج گشت خطاکار
من ملحد اگر خلوت محراب طلا را
سجاده تا خورده ی من نیست سزاوار
تا نرمی اندام شبم حافظه لغزید
من را به نفسهای زمین خورده به یاد آر
#ارسالی
#scaaye
@Naghell
Miaad
Naeim_Jirsaraee