کلی به خودم رسیده بودم. برای اولین بار یه تیپ رسمی زدم و همه چیزو تو ظاهرم چک کردم.
یه دسته لالهی سیاه که میدونستم عاشقشه خریده بودم و یه حلقهی خیلی زیبا که تو دست ریرا زیباترم میشد.
حوصلهی رانندگی نداشتم پس یه تاکسی گرفتم و مقصد رو بهش گفتم ، محل قرارمون تو یه کافهی دنج کوچیک بود که همیشه باهم میرفتیم.
راننده تاکسی داشت رانندگی میکرد و منم حواسم به جاده بود و خطای وسط خیابونو میشمردم و بی صبرانه منتظر بودم برسیم.
یجا یهو راننده تاکسی اومد سبقت بگیره رفت تو لاین مخالف ، دیدم یه کامیون بزرگ داره مستقیم از رو به رو میاد به سمتمون.
تو اون چند ثانیه زمانی که واسم مونده بود فقط یه کلمه تو ذهنم بود : «چرا؟»
آخرین کلماتی که به زبون آوردمم یادمه:
«لعنت به این . . . »
#naghel
@Naghell
یه دسته لالهی سیاه که میدونستم عاشقشه خریده بودم و یه حلقهی خیلی زیبا که تو دست ریرا زیباترم میشد.
حوصلهی رانندگی نداشتم پس یه تاکسی گرفتم و مقصد رو بهش گفتم ، محل قرارمون تو یه کافهی دنج کوچیک بود که همیشه باهم میرفتیم.
راننده تاکسی داشت رانندگی میکرد و منم حواسم به جاده بود و خطای وسط خیابونو میشمردم و بی صبرانه منتظر بودم برسیم.
یجا یهو راننده تاکسی اومد سبقت بگیره رفت تو لاین مخالف ، دیدم یه کامیون بزرگ داره مستقیم از رو به رو میاد به سمتمون.
تو اون چند ثانیه زمانی که واسم مونده بود فقط یه کلمه تو ذهنم بود : «چرا؟»
آخرین کلماتی که به زبون آوردمم یادمه:
«لعنت به این . . . »
#naghel
@Naghell
صبح با باریکه های نوری که به صورتم میتابید از خواب بیدار شدم.
یکم خودمو کش و قوس دادم رفتم کنار پنجره ، پرده رو کنار زدم و از منظرهی سبزی که مقابلم بود لذت بردم.
سبز ، چه رنگ فوقالعادهای ؛ میگم فوقالعاده چون رنگ مورد علاقمه.
امروز حوصلهی قهوه رو ندارم.
چای دم کردم واسهی خودم و همونجا کنار پنجره یه لیوان بزرگ چای سیاه پررنگ خوردم.
طعم گس چای ، اون منظرهی فوقالعاده و سیگار سر صبح.
چه زندگی جذابی ، به همین سادگی.
بهترین بخشش میدونین کجاست؟
اینجاست که هرروز صبح که بیدار میشم از تمام این زیباییها میتونم لذت ببرم و این تکرار هیچوقت خسته کننده نمیشه.
تکرار های زیبایی در زندگی هستن که باید پیداشون کرد و ازشون لذت برد.
#naghel
@Naghell
یکم خودمو کش و قوس دادم رفتم کنار پنجره ، پرده رو کنار زدم و از منظرهی سبزی که مقابلم بود لذت بردم.
سبز ، چه رنگ فوقالعادهای ؛ میگم فوقالعاده چون رنگ مورد علاقمه.
امروز حوصلهی قهوه رو ندارم.
چای دم کردم واسهی خودم و همونجا کنار پنجره یه لیوان بزرگ چای سیاه پررنگ خوردم.
طعم گس چای ، اون منظرهی فوقالعاده و سیگار سر صبح.
چه زندگی جذابی ، به همین سادگی.
بهترین بخشش میدونین کجاست؟
اینجاست که هرروز صبح که بیدار میشم از تمام این زیباییها میتونم لذت ببرم و این تکرار هیچوقت خسته کننده نمیشه.
تکرار های زیبایی در زندگی هستن که باید پیداشون کرد و ازشون لذت برد.
#naghel
@Naghell
مشکل اصلی ماها اینه که فقط میخوایم . . .
مثلا هممون دلمون میخواد که پولدار شیم ، ولی فقط میخوایم و هیچ تلاشی برای رسیدن بهش انجام نمیدیم.
درسته که به همین راحتیام نیست ولی حداقل باید تلاشمونو برای خواستهمون بکنیم تا بهش برسیم و ازش لذت ببریم ؛ اگرم نرسیدیم فدای سرمون ، مهم اینه تمام تلاشمونو کردیم.
هرچند اگه تمام تلاشمونو بکنیم امکان نداره به چیزی که میخوایم نرسیم.
#naghel
@Naghell
مثلا هممون دلمون میخواد که پولدار شیم ، ولی فقط میخوایم و هیچ تلاشی برای رسیدن بهش انجام نمیدیم.
درسته که به همین راحتیام نیست ولی حداقل باید تلاشمونو برای خواستهمون بکنیم تا بهش برسیم و ازش لذت ببریم ؛ اگرم نرسیدیم فدای سرمون ، مهم اینه تمام تلاشمونو کردیم.
هرچند اگه تمام تلاشمونو بکنیم امکان نداره به چیزی که میخوایم نرسیم.
#naghel
@Naghell
Naghel | ناقل
مشکل اصلی ماها اینه که فقط میخوایم . . . مثلا هممون دلمون میخواد که پولدار شیم ، ولی فقط میخوایم و هیچ تلاشی برای رسیدن بهش انجام نمیدیم. درسته که به همین راحتیام نیست ولی حداقل باید تلاشمونو برای خواستهمون بکنیم تا بهش برسیم و ازش لذت ببریم ؛ اگرم نرسیدیم…
یسری موضوعات هستن که همتون بهتر از من میدونین اما ما انسان ها عادت داریم که یسری چیزارو با اینکه خودمون میدونیم از زبون یکی دیگه بشنویم تا یادآوری شه برامون💚
#naghel
#naghel
کار آخرین نفرم تموم کردم.
بازم بدون اینکه صورتشو ببینم.
از اولم همینجوری بود ، خودم که میدونم ، اگه به صورت اولین نفر نگاه میکردم اینقدر ذهنمو مشغول میکرد که الان به آخرین نفر نمیرسیدم.
بدون هیچ دلیل و منطق قابل مشاهدهای فقط از اون روز کذایی شروع کردم به این کار لعنتی.
بگذریم . . .
یه کیسه کشیدم رو صورتش ، چه بدن نحیف و زیبایی داشت.
اومدم بلندش کنم بندازمش تو صندوق ماشین که ببرم مثل باقی جنازه ها تیکه تیکهش کنم و کم کم تو اسید حل کنمش ؛ میدونین که اینکار باعث میشه هیچ رد و اثری به جا نمونه ، هیچ اثری . . .
همینکه گذاشتمش تو صندوق یهو کیسه از رو صورتش رفت کنار.
درست میدیدم؟
ریرا؟
#naghel
@Naghell
بازم بدون اینکه صورتشو ببینم.
از اولم همینجوری بود ، خودم که میدونم ، اگه به صورت اولین نفر نگاه میکردم اینقدر ذهنمو مشغول میکرد که الان به آخرین نفر نمیرسیدم.
بدون هیچ دلیل و منطق قابل مشاهدهای فقط از اون روز کذایی شروع کردم به این کار لعنتی.
بگذریم . . .
یه کیسه کشیدم رو صورتش ، چه بدن نحیف و زیبایی داشت.
اومدم بلندش کنم بندازمش تو صندوق ماشین که ببرم مثل باقی جنازه ها تیکه تیکهش کنم و کم کم تو اسید حل کنمش ؛ میدونین که اینکار باعث میشه هیچ رد و اثری به جا نمونه ، هیچ اثری . . .
همینکه گذاشتمش تو صندوق یهو کیسه از رو صورتش رفت کنار.
درست میدیدم؟
ریرا؟
#naghel
@Naghell
با دفن کردنش انگار یه بخشی از خودم ، نه نه انگار کل وجود خودمم دفن کردم زیر یه خروار خاک سرد . . .
انگاری که سرمای خاک تو وجودم رخنه کرده بود ؛ دیگه خبری از لبخندا و برخورد گرمم نبود.
سرد شده بودم ، سردتر از آفتاب زمستون . . .
به قدری سرد شده بودم که ناخواسته افراد جدیدی که میخواستن بهم نزدیک شن از سرمای وجودم یخ میزدن و فرار میکردن.
از یه جایی به بعد دیگه دلم نمیخواست یخ زده بمونم ، تصمیم گرفتم وجودمو از خاک بکشم بیرون و دوباره گرماشو حس کنم ؛ اما وقتی رفتم واسه نبش قبر دیدم دقیقا جایی که وجودمو خاک کردم یه نهال بید وحشی سبز شده . . .
#naghel
@Naghell
انگاری که سرمای خاک تو وجودم رخنه کرده بود ؛ دیگه خبری از لبخندا و برخورد گرمم نبود.
سرد شده بودم ، سردتر از آفتاب زمستون . . .
به قدری سرد شده بودم که ناخواسته افراد جدیدی که میخواستن بهم نزدیک شن از سرمای وجودم یخ میزدن و فرار میکردن.
از یه جایی به بعد دیگه دلم نمیخواست یخ زده بمونم ، تصمیم گرفتم وجودمو از خاک بکشم بیرون و دوباره گرماشو حس کنم ؛ اما وقتی رفتم واسه نبش قبر دیدم دقیقا جایی که وجودمو خاک کردم یه نهال بید وحشی سبز شده . . .
#naghel
@Naghell
دوستانی که مایل هستن متون دست نویسشون یا اشعار و آثار کوتاهشون رو به اسم خودشون تو کانال شخصی بنده منتشر کنن و یا به هر دلیلی میخوان صحبت کنیم میتونن به لینک تو بیو پیام بدن ؛ شخصا پاسخگو خواهم بود💚
#naghel
#naghel
در آغوشش گرفتم؛
عاشقانه تر از تمام شعر هایی که برایش سروده بودند
تاریکی چشمانش حالم را بهتر می کرد
انگار آخرین پارادوکس زندهی جهان بود
می خندید
اشک هایش فوران کرده بودند
آرام تر از پلک زدن هایش چاقو را از سینهاش کشیدم بیرون
لبانش سرخ ترین معنی کلمهی سرخ شد
شورش ناخن هایش
روی وجب وجب وطن تنم
التماس هایش شیرین بود
مزهی خوبی برای پیک اولم از خونش بود
خشک شدن پاهایش
گردنش درد سابق را حس نمی کرد
تا به حال اندامش را به زیبایی آن شب ندیده بودم
ترقوهی سیاه شدهاش قتلگاه بوسههایم شد
دردی حس نمی کرد
جز من
که آخرین درد آخرین نفس آخرین ثانیهی تنها زندگیاش شدم
لذت می بردم!
#ارسالی
#kmnzir
@Naghell
عاشقانه تر از تمام شعر هایی که برایش سروده بودند
تاریکی چشمانش حالم را بهتر می کرد
انگار آخرین پارادوکس زندهی جهان بود
می خندید
اشک هایش فوران کرده بودند
آرام تر از پلک زدن هایش چاقو را از سینهاش کشیدم بیرون
لبانش سرخ ترین معنی کلمهی سرخ شد
شورش ناخن هایش
روی وجب وجب وطن تنم
التماس هایش شیرین بود
مزهی خوبی برای پیک اولم از خونش بود
خشک شدن پاهایش
گردنش درد سابق را حس نمی کرد
تا به حال اندامش را به زیبایی آن شب ندیده بودم
ترقوهی سیاه شدهاش قتلگاه بوسههایم شد
دردی حس نمی کرد
جز من
که آخرین درد آخرین نفس آخرین ثانیهی تنها زندگیاش شدم
لذت می بردم!
#ارسالی
#kmnzir
@Naghell
میدونی چقدر دلم تنگ شده واسه اونموقع که دور هم مینشستیم . . .
بیا بشین اینجا باهم غذا بخوریم ، بیا نترس کاریت ندارم.
اصلا چیشد که رفتی؟
-خودم نخواستم ، مجبور بودم.
کی مجبورت کرد؟
-خودت میدونی.
اره خودم میدونستم ، کار خودش بود.
غذامو نصفه نیمه ول کردم رفتم رو به درگاهش ایستادم و با بغض و خشم گفتم ، منو از جایگاهم طرد کردی بس نبود؟
چی از جونم میخوای؟
چرا منو از عشق هم طرد کردی؟
هرچی واستادم هیچ جوابی نیومد ؛ با حالی نزار برگشتم سرجام نشستم که یهو تو گوشم زمزمه شد . . .
«عشق اجبار ندارد فرزند. تنها چیزی که او هنگام ترکت نداشت اجبار از طرف من بود ، درمورد حرف هایی که گفتی هم ، تو خودت مرا ترک کردی وگرنه من هیچوقت خواستار طرد شدنت نبودم ؛ هروقت غذاتو تموم کردی بیا باهم صحبت کنیم.»
و من با شنیدن هر کلمه بیشتر میلرزیدم . . .
#عشق_اجبار_ندارد
#naghel
@Naghell
بیا بشین اینجا باهم غذا بخوریم ، بیا نترس کاریت ندارم.
اصلا چیشد که رفتی؟
-خودم نخواستم ، مجبور بودم.
کی مجبورت کرد؟
-خودت میدونی.
اره خودم میدونستم ، کار خودش بود.
غذامو نصفه نیمه ول کردم رفتم رو به درگاهش ایستادم و با بغض و خشم گفتم ، منو از جایگاهم طرد کردی بس نبود؟
چی از جونم میخوای؟
چرا منو از عشق هم طرد کردی؟
هرچی واستادم هیچ جوابی نیومد ؛ با حالی نزار برگشتم سرجام نشستم که یهو تو گوشم زمزمه شد . . .
«عشق اجبار ندارد فرزند. تنها چیزی که او هنگام ترکت نداشت اجبار از طرف من بود ، درمورد حرف هایی که گفتی هم ، تو خودت مرا ترک کردی وگرنه من هیچوقت خواستار طرد شدنت نبودم ؛ هروقت غذاتو تموم کردی بیا باهم صحبت کنیم.»
و من با شنیدن هر کلمه بیشتر میلرزیدم . . .
#عشق_اجبار_ندارد
#naghel
@Naghell
وسط سقوط از یه ارتفاع خیلی بلند بودم.
سرعت اینقدر زیاد بود که هیچ شکل و شمایلی از اطرافم رو نمیتونستم ببینم ، فقط تاریکی بود که همه جا دیده میشد.
دیگه کم کم سطح زمین رو داشتم میدیدم ؛ با سرعت بهش نزدیک شدم که . . .
یهو چشمامو باز کردم.
آخرین چیزی که از دیشب یادم میاد این بود که تو بار نشسته بودم و ماگ آبجوم هم دستم بود ، به قدری مست بودم که حس چشاییم رو از دست داده بودم.
دیگه چیزی یادم نیست تا همین الان که از خواب بیدار شدم ، عجب هنگاوری زدم.
راستی اینجا کجاست دیگه اصن؟
-اینجا خونهی جدیدته . . .
امروز 13 سال از روزی که این جمله رو شنیدم میگذره ، دیگه یادم نیست حتی خونهی واقعیم کجاست.
#naghel
@Naghell
سرعت اینقدر زیاد بود که هیچ شکل و شمایلی از اطرافم رو نمیتونستم ببینم ، فقط تاریکی بود که همه جا دیده میشد.
دیگه کم کم سطح زمین رو داشتم میدیدم ؛ با سرعت بهش نزدیک شدم که . . .
یهو چشمامو باز کردم.
آخرین چیزی که از دیشب یادم میاد این بود که تو بار نشسته بودم و ماگ آبجوم هم دستم بود ، به قدری مست بودم که حس چشاییم رو از دست داده بودم.
دیگه چیزی یادم نیست تا همین الان که از خواب بیدار شدم ، عجب هنگاوری زدم.
راستی اینجا کجاست دیگه اصن؟
-اینجا خونهی جدیدته . . .
امروز 13 سال از روزی که این جمله رو شنیدم میگذره ، دیگه یادم نیست حتی خونهی واقعیم کجاست.
#naghel
@Naghell
دلم تنگ دختری شده که دائما سعی داشت کنارم دلبری کنه و من بهش میگفتم بی نمک . . .
دائما سعی داشت علاقه و محبت منو به دست بیاره و من پسش میزدم . . .
میگفت دوسم داره ، حتی زمانی که من میگفتم دوسش ندارم و واقعا دوستم داشت زمانی که دوستش نداشتم . . .
جالبه
هرکاری کرد که بهش علاقه مند شم ؛ زمان زیادی گذشت اما . . .
بالاخره من عاشقش شدم ، نه اونقدر سخت اما عاشق شدم ؛ چه میشه کرد . . .
نکته اینجاست زمانی که من عاشق شدم اون دیگه عاشق نبود ، جاهامون عوض شده بود انگار . . .
دلزده بود از اتفاقات گذشته ، ناراحت بود بخاطر رفتارام اما چرا تا اون روزی که اقرار به حسم کردم اینارو نگفت؟
شاید حکایت همهی ما آدما همینه . . .
از طرف یکی حس ، از طرف یکی منطق
و جایگزینی این دو بین افراد ، خیلی کم به تعادل میرسه.
چه میشه کرد ، باید دلتنگ بود ظاهراً . . .
#naghel
@Naghell
دائما سعی داشت علاقه و محبت منو به دست بیاره و من پسش میزدم . . .
میگفت دوسم داره ، حتی زمانی که من میگفتم دوسش ندارم و واقعا دوستم داشت زمانی که دوستش نداشتم . . .
جالبه
هرکاری کرد که بهش علاقه مند شم ؛ زمان زیادی گذشت اما . . .
بالاخره من عاشقش شدم ، نه اونقدر سخت اما عاشق شدم ؛ چه میشه کرد . . .
نکته اینجاست زمانی که من عاشق شدم اون دیگه عاشق نبود ، جاهامون عوض شده بود انگار . . .
دلزده بود از اتفاقات گذشته ، ناراحت بود بخاطر رفتارام اما چرا تا اون روزی که اقرار به حسم کردم اینارو نگفت؟
شاید حکایت همهی ما آدما همینه . . .
از طرف یکی حس ، از طرف یکی منطق
و جایگزینی این دو بین افراد ، خیلی کم به تعادل میرسه.
چه میشه کرد ، باید دلتنگ بود ظاهراً . . .
#naghel
@Naghell
آدما گاهی دلشون میخواد بی دلیل یسری کارا رو انجام بدن.
بی دلیل بحث کنن ، بی دلیل قهر کنن ، بی دلیل عاشق شن ، بی دلیل ترک کنن ، بی دلیل بخندن و گریه کنن و هزارتا بی دلیل دیگه . . .
اما کاش تمام بی دلیل های منفی جاشونو بدن به یسری بی دلیل دیگه مثل :
بی دلیل هدیه دادن ، بی دلیل محبت کردن ، بی دلیل بخشیدن ، بی دلیل کمک کردن و . . .
بیایم تو این زندگی که هرکاری توش با دلیلِ و معمولا آدمای عاقل بی دلیل زندگی نمیکنن ؛ عادت کنیم به انجام یسری کارِ بی دلیل . . .
#بی_دلیل
#naghel
@Naghell
بی دلیل بحث کنن ، بی دلیل قهر کنن ، بی دلیل عاشق شن ، بی دلیل ترک کنن ، بی دلیل بخندن و گریه کنن و هزارتا بی دلیل دیگه . . .
اما کاش تمام بی دلیل های منفی جاشونو بدن به یسری بی دلیل دیگه مثل :
بی دلیل هدیه دادن ، بی دلیل محبت کردن ، بی دلیل بخشیدن ، بی دلیل کمک کردن و . . .
بیایم تو این زندگی که هرکاری توش با دلیلِ و معمولا آدمای عاقل بی دلیل زندگی نمیکنن ؛ عادت کنیم به انجام یسری کارِ بی دلیل . . .
#بی_دلیل
#naghel
@Naghell
سال جدید مبارک به همه
خوشحالم که 99 بالاخره تموم شد ، امیدوارم سال جدید همگی به آرامش برسیم🤍
خوشحالم که 99 بالاخره تموم شد ، امیدوارم سال جدید همگی به آرامش برسیم🤍
آروم آروم داشتم به پوچی میرسیدم که یهو اتوبوس واستاد.
-اینجا ته خطه. پیاده شو
+ولی هنوز مونده تا پوچی
-به من چه که چقدر تا کجا مونده ، ته خط این اتوبوس همینجاست.
+باشه ، اسم این ایستگاه چیه؟
-امید . . .
از اتوبوس پیاده شدم ، ظاهراً قراره باقی راهو پای پیاده گز کنم.
کاش حداقل ازش میپرسیدم از اینجا تا پوچی چقدر راهه ؛ میدونم که راه زیادی نمونده.
همینکه امید رو ترک کنم ؛ به پوچی میرسم . . .
#naghel
@Naghell
-اینجا ته خطه. پیاده شو
+ولی هنوز مونده تا پوچی
-به من چه که چقدر تا کجا مونده ، ته خط این اتوبوس همینجاست.
+باشه ، اسم این ایستگاه چیه؟
-امید . . .
از اتوبوس پیاده شدم ، ظاهراً قراره باقی راهو پای پیاده گز کنم.
کاش حداقل ازش میپرسیدم از اینجا تا پوچی چقدر راهه ؛ میدونم که راه زیادی نمونده.
همینکه امید رو ترک کنم ؛ به پوچی میرسم . . .
#naghel
@Naghell
Forwarded from میـمـ
سه گانهی بیکلام "آفاق"
آهنگسازها : هیمورا، ایزد و روح
طراح جلد : AliArj
ناشر : میم
مدیریت هنری : مهرآلود
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردین ۱۴۰۰
"Afagh" Instrumental trilogy
Producers : Himora , Izad , Rooh
Cover : AliArj
Label : Mim
Executive Producer : Mehraloud
Release Date : 2021 , 15 April
ساندکلاد : Soundcloud.com/MimStream
🔗t.me/MimStream
آهنگسازها : هیمورا، ایزد و روح
طراح جلد : AliArj
ناشر : میم
مدیریت هنری : مهرآلود
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردین ۱۴۰۰
"Afagh" Instrumental trilogy
Producers : Himora , Izad , Rooh
Cover : AliArj
Label : Mim
Executive Producer : Mehraloud
Release Date : 2021 , 15 April
ساندکلاد : Soundcloud.com/MimStream
🔗t.me/MimStream
میـمـ
سه گانهی بیکلام "آفاق" آهنگسازها : هیمورا، ایزد و روح طراح جلد : AliArj ناشر : میم مدیریت هنری : مهرآلود تاریخ انتشار : ۲۶ فروردین ۱۴۰۰ "Afagh" Instrumental trilogy Producers : Himora , Izad , Rooh Cover : AliArj Label : Mim Executive Producer : Mehraloud…
حتما حمایت کنید دوستان
کار جالبی داره صورت میگیره🤍
کار جالبی داره صورت میگیره🤍