از شیطان پوزش میطلبم...نباید فراموش کنیم که ما فقط یک طرف داستان را شنیده ایم ؛ چرا که تمام کتاب هارا ، خدا نوشته....
#ساموئل_باتلر
@Naghell
#ساموئل_باتلر
@Naghell
زیر آوار خاکسترها سعی در نفس کشیدن داشتم...
با تلاش بسیار راه کمی برای تنفس بازشد...
ساعت ها به همان منوال گذشت تا اینکه حس کردم کمی از وزن خاکسترها کاسته شد...
بالاخره سروکله ی آن دوست قدیمی پیدا شد...
کمی دیرکرده بود اما خب هنوز خفه نشده بودم...
با کمکش نفس های عمیق تری کشیدم...
کمی برایم هوا که آورد،قدرتم بیشتر شد...
به کمکش برخواستم ؛ هنوزهم مثل همیشه صدایش آرام و گوش نواز بود ؛ برخلاف صدای من ، که گوش را خراش میداد...
پس از پاگرفتنم کارم را شروع کردم...
شروع به سوزاندن و نابودی این جنگل ، سبز ، متعفن...
#روایتی_ازروایات_اپیزودیک_دیوانه
به قلم #ناقل
#naghel
@Naghell
با تلاش بسیار راه کمی برای تنفس بازشد...
ساعت ها به همان منوال گذشت تا اینکه حس کردم کمی از وزن خاکسترها کاسته شد...
بالاخره سروکله ی آن دوست قدیمی پیدا شد...
کمی دیرکرده بود اما خب هنوز خفه نشده بودم...
با کمکش نفس های عمیق تری کشیدم...
کمی برایم هوا که آورد،قدرتم بیشتر شد...
به کمکش برخواستم ؛ هنوزهم مثل همیشه صدایش آرام و گوش نواز بود ؛ برخلاف صدای من ، که گوش را خراش میداد...
پس از پاگرفتنم کارم را شروع کردم...
شروع به سوزاندن و نابودی این جنگل ، سبز ، متعفن...
#روایتی_ازروایات_اپیزودیک_دیوانه
به قلم #ناقل
#naghel
@Naghell
پاییز که آمد دانه های انارم تمام شد...
پاییز:سمبل مرگ و نیستی...
انار:سمبل زندگی...
#سمبل_گرایی
#naghel
@Naghell
پاییز:سمبل مرگ و نیستی...
انار:سمبل زندگی...
#سمبل_گرایی
#naghel
@Naghell