@Naeene_Ma
#ایرانیان
ادب و راستگویی باستانی ایرانیان
#هرودوت (مورخ یونانی)چنین مینویسد:
ایرانیان، به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند:
سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان،دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند
و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند
زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان ،از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان، از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان، اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان، همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند.
هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند.
✅ به امید احیای این رفتارها و سنّتهای فراموش شده👌
#فرهنگ #راستگویی
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#ایرانیان
ادب و راستگویی باستانی ایرانیان
#هرودوت (مورخ یونانی)چنین مینویسد:
ایرانیان، به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند:
سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان،دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند
و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند
زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان ،از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان، از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان، اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان، همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند.
هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند.
✅ به امید احیای این رفتارها و سنّتهای فراموش شده👌
#فرهنگ #راستگویی
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#عبا
تا صد سال پیش در میان ایرانیان عبا ارج و قربی داشت و پوششی برای مردان بخصوص میانسالان و پیران محسوب میشد از این رو در بافت آن چه از نظر رنگ و جنس، چه از نظر دوخت و ضخامت توجه خاصی میشد. عبای نازک و ظریف برای #اعیان و تجار و کسبه، عبای مویی برای #کشاورزان و عبای ضخیم برای #چوپان ها و #ساربانان بافته میشد.
در گذشته دو نوع عبا تهیه میشد که نوع زمستانی آن ضخیم و محکم بود تا از نفوذ سرما جلوگیری کند. عمر هر عبا ۳۰ الی ۴۰ سال بوده به شرط آنکه از بید خوردگی آن جلوگیری شود.
عبا را عموما از #پشم گوسفند و #کرک شتر تهیه میکردند به این صورت که ابتدا موها را از کرک جدا میکردند که به اصطلاح موکشی میگفتند و این کار عموما توسط زنان انجام میگرفت، سپس توسط حلاجان، کرک موکشی شده حلاجی میشد و بوسیله زنان چرخ ریس تبدیل به نخ میشد، آنگاه عبابافان آن را بافته و پس از پرزگیری و تلطیف آن را اطو کرده و به صورت طاقه به بازار عرضه می کردند و توسط عبادوزان به اندازه قد و قواره خریدار دوخته میشد.
کرک شتر از آن جهت که رنگش #طبیعی و خودرنگ است احتیاج به رنگ آمیزی نداشته، مرغوبتر و گرانتر است. ولی عبای پشم گوسفند با رنگهای #گیاهی و شیمیایی بوده و قیمت کمتری دارند.
تعداد کارگاههای برجا مانده در نایین بخصوص در محله #محمدیه از نقش مؤثر این حرفه در تأمین معاش اهالی در گذشته حکایت میکند. اما چه سود که امروزه از پانصد دستگاه عبابافی که تا چند سال پیش مشغول کار بوده تنها تعداد انگشت شماری از آن باقی مانده و این خود بیانگر این نکته است که این صنعت در حال احتراض و زوال است.
✍ استاد عبدالحمید مرزوق
👌امید که ارگانهای مربوط به حفظ این هنرها و صنایع چون میراثفرهنگی، تدابیر بیشتری بیندیشند و امتیازاتی را به این صنایع اختصاص دهند تا از نابودی آنها جلوگیری شود.
#فرهنگ_نایین #عبابافی #صنایع_دستی #هنر
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#عبا
تا صد سال پیش در میان ایرانیان عبا ارج و قربی داشت و پوششی برای مردان بخصوص میانسالان و پیران محسوب میشد از این رو در بافت آن چه از نظر رنگ و جنس، چه از نظر دوخت و ضخامت توجه خاصی میشد. عبای نازک و ظریف برای #اعیان و تجار و کسبه، عبای مویی برای #کشاورزان و عبای ضخیم برای #چوپان ها و #ساربانان بافته میشد.
در گذشته دو نوع عبا تهیه میشد که نوع زمستانی آن ضخیم و محکم بود تا از نفوذ سرما جلوگیری کند. عمر هر عبا ۳۰ الی ۴۰ سال بوده به شرط آنکه از بید خوردگی آن جلوگیری شود.
عبا را عموما از #پشم گوسفند و #کرک شتر تهیه میکردند به این صورت که ابتدا موها را از کرک جدا میکردند که به اصطلاح موکشی میگفتند و این کار عموما توسط زنان انجام میگرفت، سپس توسط حلاجان، کرک موکشی شده حلاجی میشد و بوسیله زنان چرخ ریس تبدیل به نخ میشد، آنگاه عبابافان آن را بافته و پس از پرزگیری و تلطیف آن را اطو کرده و به صورت طاقه به بازار عرضه می کردند و توسط عبادوزان به اندازه قد و قواره خریدار دوخته میشد.
کرک شتر از آن جهت که رنگش #طبیعی و خودرنگ است احتیاج به رنگ آمیزی نداشته، مرغوبتر و گرانتر است. ولی عبای پشم گوسفند با رنگهای #گیاهی و شیمیایی بوده و قیمت کمتری دارند.
تعداد کارگاههای برجا مانده در نایین بخصوص در محله #محمدیه از نقش مؤثر این حرفه در تأمین معاش اهالی در گذشته حکایت میکند. اما چه سود که امروزه از پانصد دستگاه عبابافی که تا چند سال پیش مشغول کار بوده تنها تعداد انگشت شماری از آن باقی مانده و این خود بیانگر این نکته است که این صنعت در حال احتراض و زوال است.
✍ استاد عبدالحمید مرزوق
👌امید که ارگانهای مربوط به حفظ این هنرها و صنایع چون میراثفرهنگی، تدابیر بیشتری بیندیشند و امتیازاتی را به این صنایع اختصاص دهند تا از نابودی آنها جلوگیری شود.
#فرهنگ_نایین #عبابافی #صنایع_دستی #هنر
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#قنوات
بخش پنجم
#توضیحات
۱- برای توضیع و کنترل آب قنوات افرادی چون طاقدار، محاسب و میراب نظارت داشتند و با وسایلی چون طاس و سنگره سهم هر کشاورز مشخص و معین میشد.(واحد یک طاس از نظر زمانی معادل یازده دقیقه بوده است)
۲- آب کلیه این قنوات شور و غیر قابل شرب بودهاست.
۳- همه این قنوات از برکت! حفر چاههای عمیق دولتی خشکیده و بایر گردیدهاست. خشک شدن این قنوات چنان تاثیری برای آنانی که روزی شاهد آب دهی آن بوده اند، دارد که یاد آنها همیشه با تاسف و تاثر همراه بوده است.
۴- قنات معاضدیه، قنات شاهی است که بخشی از زمین جزیسر و ورزگان را مشروب میسازد.
۵- در گذشته عمده محصول زمینهای زیر کشت قنوات گندم ، پنبه، یونجه، شلغم، چغندر، زردک و... بودهاست.
۶- در سالهای اخیر علاوه بر محصولات یاد شده، زعفران، پیاز و روناس نیز کشت می شود.
... ادامه دارد....
✍ استاد حسین میرزابیگی نایینی
در بخش آخر #قنوات به اشعاری در این راستا خواهیم پرداخت.
🌺مهربان همراه ما باشید🌺
#فرهنگ_نایین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#قنوات
بخش پنجم
#توضیحات
۱- برای توضیع و کنترل آب قنوات افرادی چون طاقدار، محاسب و میراب نظارت داشتند و با وسایلی چون طاس و سنگره سهم هر کشاورز مشخص و معین میشد.(واحد یک طاس از نظر زمانی معادل یازده دقیقه بوده است)
۲- آب کلیه این قنوات شور و غیر قابل شرب بودهاست.
۳- همه این قنوات از برکت! حفر چاههای عمیق دولتی خشکیده و بایر گردیدهاست. خشک شدن این قنوات چنان تاثیری برای آنانی که روزی شاهد آب دهی آن بوده اند، دارد که یاد آنها همیشه با تاسف و تاثر همراه بوده است.
۴- قنات معاضدیه، قنات شاهی است که بخشی از زمین جزیسر و ورزگان را مشروب میسازد.
۵- در گذشته عمده محصول زمینهای زیر کشت قنوات گندم ، پنبه، یونجه، شلغم، چغندر، زردک و... بودهاست.
۶- در سالهای اخیر علاوه بر محصولات یاد شده، زعفران، پیاز و روناس نیز کشت می شود.
... ادامه دارد....
✍ استاد حسین میرزابیگی نایینی
در بخش آخر #قنوات به اشعاری در این راستا خواهیم پرداخت.
🌺مهربان همراه ما باشید🌺
#فرهنگ_نایین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
@Naeena_Ma
#تلخند
معلمی گفت : توانا بود هرکه... ؟
دانش آموز گفت :
"توانا بود هرکه دارا بود"
ز ثروت دل پیر برنا بود
تهیدست به جایی نخواهد رسید
اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد
که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار
که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را
"توانا بود هرکه دانا بود"
#فردوسی #شعر #رانت #پارتی
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#تلخند
معلمی گفت : توانا بود هرکه... ؟
دانش آموز گفت :
"توانا بود هرکه دارا بود"
ز ثروت دل پیر برنا بود
تهیدست به جایی نخواهد رسید
اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد
که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار
که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را
"توانا بود هرکه دانا بود"
#فردوسی #شعر #رانت #پارتی
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#روزانه
درود، صبحتون شاد
وقتی تو زندگيت به مشكل بر ميخوری،
اولين نكته كه بايد بدونی اينه ...
"مشكل تو" برای هيچكس مهم نيست
@Naeene_Ma
درود، صبحتون شاد
وقتی تو زندگيت به مشكل بر ميخوری،
اولين نكته كه بايد بدونی اينه ...
"مشكل تو" برای هيچكس مهم نيست
@Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#شاهکار_ادبی
نامه ارسالی از شاهکارهای ادبی زمان #قاجار توسط ادیب و نویسنده #محمد_ساوه_ای در زمان ناصرالدین شاه در شهر ساوه به #محمد_الویری حاکم وقت نوشته شده و در خصوص قلّت در آمد و تنگنای معیشت است که از ابتدا تا انتها فاقد نقطه میباشد و بی تناسب به اوضاع معیشت کنونی مردم عامه نیست، باشد که خداوند تنگ دستان را همواره یاری کند و الطافش بیشتر شامل حالشان شود، که از دولتمردان کنونی جز افزایش تنگدستی کاری بر نیاید.
#متن_نامه
«سر سلسله امرا را کردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعاگو محمد ساوه ای در کلک و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر، ملک الملوک کلامم و معلم مسائل حلال و حرام، در کل ممالک محروسه اسم و رسم دارم. در هر علم معلم و در هر اصل مؤسسم، در کلک عماد دومم در عالم، در علم و حکم مسلم کل امم سر سلسله اهل کمالم، اما کو طالع کامکار و کو مرد کرم؟
دل مرده آلام دهرم، کوه کوه دردها در دل دارم، مدام در دام وام، و علی الدوام در ورطه آلام دهرم. هر سحر و مسا در واهمه و وسواس که مداح که گردم و کرا واسطه کار آرم که مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد.
مکرر داد کمال دادم و در هر مورد مدح معرکه ها کردم. همه گوهر همه درّ ، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مکالمه و کر را سامعه و کور را مطالعه آمد.
همه را طلا سوده در محک ادراک آورده احساس مس کردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام کالحمار محمود و مسرور، لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال که کارهای همه عکس مدعا آمد علاوه همه دردها و سر آمد کل معرکه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد.
عالم و عالم لام و کرام، صالح و طالح، صادر و وارد، کودک و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر کس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و کاک، سرکه و ساک، کره و عسل، سمک و حمل، گرمک و کاهو، دلمه و کوکو، امرود و آلو، الی کلم و کدو، همه در راه، مکر دعاگو که در کل محرومم و در حکم کاالمعدوم.
اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر کرم سرکار اعلی که سرالولد و سرالوالد در او طلوع کرده و دادرس آمده، دردها دوا، و وامها ادا و کامها روا گردد....»
#تفکر #تورم #فشار_اقتصادی
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#شاهکار_ادبی
نامه ارسالی از شاهکارهای ادبی زمان #قاجار توسط ادیب و نویسنده #محمد_ساوه_ای در زمان ناصرالدین شاه در شهر ساوه به #محمد_الویری حاکم وقت نوشته شده و در خصوص قلّت در آمد و تنگنای معیشت است که از ابتدا تا انتها فاقد نقطه میباشد و بی تناسب به اوضاع معیشت کنونی مردم عامه نیست، باشد که خداوند تنگ دستان را همواره یاری کند و الطافش بیشتر شامل حالشان شود، که از دولتمردان کنونی جز افزایش تنگدستی کاری بر نیاید.
#متن_نامه
«سر سلسله امرا را کردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعاگو محمد ساوه ای در کلک و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر، ملک الملوک کلامم و معلم مسائل حلال و حرام، در کل ممالک محروسه اسم و رسم دارم. در هر علم معلم و در هر اصل مؤسسم، در کلک عماد دومم در عالم، در علم و حکم مسلم کل امم سر سلسله اهل کمالم، اما کو طالع کامکار و کو مرد کرم؟
دل مرده آلام دهرم، کوه کوه دردها در دل دارم، مدام در دام وام، و علی الدوام در ورطه آلام دهرم. هر سحر و مسا در واهمه و وسواس که مداح که گردم و کرا واسطه کار آرم که مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد.
مکرر داد کمال دادم و در هر مورد مدح معرکه ها کردم. همه گوهر همه درّ ، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مکالمه و کر را سامعه و کور را مطالعه آمد.
همه را طلا سوده در محک ادراک آورده احساس مس کردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام کالحمار محمود و مسرور، لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال که کارهای همه عکس مدعا آمد علاوه همه دردها و سر آمد کل معرکه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد.
عالم و عالم لام و کرام، صالح و طالح، صادر و وارد، کودک و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر کس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و کاک، سرکه و ساک، کره و عسل، سمک و حمل، گرمک و کاهو، دلمه و کوکو، امرود و آلو، الی کلم و کدو، همه در راه، مکر دعاگو که در کل محرومم و در حکم کاالمعدوم.
اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر کرم سرکار اعلی که سرالولد و سرالوالد در او طلوع کرده و دادرس آمده، دردها دوا، و وامها ادا و کامها روا گردد....»
#تفکر #تورم #فشار_اقتصادی
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#خط_نوشته
خط نوشتهها میتواند نشانی از فرهنگ اجتماعی مردم شهر در یک برهه از زمان گذشته را داشته باشد.
خط نوشته ای که ملاحظه می فرمایید قسمتی از یک نامه بلند بالایی است که پدری برای پسرش که ساکن تهران بوده است از #نایین برای او نوشته. علت انتخاب این قسمت به چند دلیل بودهاست. درجه دما، ریزش نزولات آسمانی، بیماری شایع در فصل زمستان و در نهایت انشای متن:
«نورالعین من، از هر دری برایت مرقوم داشتم از زمستان و سرمای آن هم آگاه باش. هوای حالیه نایین منتهی درجه سرما دارد. بارش به غیر کوهستان جای دیگری نزده، از این جهت هوا سمیت دارد. نزله و تب و نوبه اشتدادی پیدا کرده ، در هیچ خانه نیست که دو سه نفر چهار نفر، زیادتر مریض نباشند به قدر جمعیت آن خانه و مختصر نصف مردم مبتلی به نوبه و تب و نزله هستند. انشالله تفضلات خداوندی شامل احوال شده بارانی ببارد و دفع سمیت هوا شود.
۱۹جمادی الاول سنه ۱۳۱۱ هجری قمری»
✍ استاد حسین میرزابیگی نایینی
#فرهنگ_نایین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#خط_نوشته
خط نوشتهها میتواند نشانی از فرهنگ اجتماعی مردم شهر در یک برهه از زمان گذشته را داشته باشد.
خط نوشته ای که ملاحظه می فرمایید قسمتی از یک نامه بلند بالایی است که پدری برای پسرش که ساکن تهران بوده است از #نایین برای او نوشته. علت انتخاب این قسمت به چند دلیل بودهاست. درجه دما، ریزش نزولات آسمانی، بیماری شایع در فصل زمستان و در نهایت انشای متن:
«نورالعین من، از هر دری برایت مرقوم داشتم از زمستان و سرمای آن هم آگاه باش. هوای حالیه نایین منتهی درجه سرما دارد. بارش به غیر کوهستان جای دیگری نزده، از این جهت هوا سمیت دارد. نزله و تب و نوبه اشتدادی پیدا کرده ، در هیچ خانه نیست که دو سه نفر چهار نفر، زیادتر مریض نباشند به قدر جمعیت آن خانه و مختصر نصف مردم مبتلی به نوبه و تب و نزله هستند. انشالله تفضلات خداوندی شامل احوال شده بارانی ببارد و دفع سمیت هوا شود.
۱۹جمادی الاول سنه ۱۳۱۱ هجری قمری»
✍ استاد حسین میرزابیگی نایینی
#فرهنگ_نایین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#روزانه
درود، روزتان آرام
پیشِ مردم
کج مکن" گردن"
که حیرانت کنند...
آبرویت برده و بدتر
پریشانت کنند...
سفره دل باز کن درهنگام سجود،
پیشِ " الله" کن گدایی، تا که "سلطانت" کند..
@Naeene_Ma
درود، روزتان آرام
پیشِ مردم
کج مکن" گردن"
که حیرانت کنند...
آبرویت برده و بدتر
پریشانت کنند...
سفره دل باز کن درهنگام سجود،
پیشِ " الله" کن گدایی، تا که "سلطانت" کند..
@Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#پند_نامه
خداوند داستان ابليس را تعريف کرد ،
تا بداني که نمي شود به عبادتت ،
به تقربت و به جايگاهت اطمينان کنی!
🔹خدا هيچ تعهدي براي آنکه
تو هماني که هستی بمانی ، نداده است
شايد به همين دليل است که
سفارش شده وقتی حال خوبی داری
و مي خواهي دعا کني ،
يادت نرود عافيت و عاقبت بخيری بطلبی
✅پس به خوب بودنت مغرور نشو
که شيطان روزی مقرّب درگاه الهی بود.
#نائین_ما
#فرهنگ
🆔 @Naeene_Ma
#پند_نامه
خداوند داستان ابليس را تعريف کرد ،
تا بداني که نمي شود به عبادتت ،
به تقربت و به جايگاهت اطمينان کنی!
🔹خدا هيچ تعهدي براي آنکه
تو هماني که هستی بمانی ، نداده است
شايد به همين دليل است که
سفارش شده وقتی حال خوبی داری
و مي خواهي دعا کني ،
يادت نرود عافيت و عاقبت بخيری بطلبی
✅پس به خوب بودنت مغرور نشو
که شيطان روزی مقرّب درگاه الهی بود.
#نائین_ما
#فرهنگ
🆔 @Naeene_Ma
#شاعر_نایینی
هفتمین کتاب اشعار شاکرنایینی به زیورطبع آراسته شد.🌺
کتاب #مرغ_سحر در۱۱۳صفحه، با قریب به صد قطعه شعر از اشعار استادزیباقلم، آقای نعمت الله پاکدامن نایینی که نگارش آن یکسال به طول انجامید ودیماه ۱۳۹۸توسط انتشارات #اساطیر_پارسی به چاپ رسید.
🌷قطعه غزلی از كتاب مرغ سحر🌷
#كاش_گاهی
كاش گاهی زندگی تكرار داشت
راه كج از اولش ديوار داشت
كاش وقتی می رسيديم بر مقام
چشم ما ديد، اسب ما افسار داشت
كاش وقتی بين ما، دل می شكست
همچو قبرستان، كمی زوار داشت
كاش می ديديم قبل از كار زار
مكر وكيدی را كه استعمار داشت
كاش وقتی می زديم حرف حساب
حرف ما نزد كسی بازار داشت
رفت قارون، سيم و زر ها را نهاد
او دلی دور از خدا بيمار داشت
هر كه رفت و نام نيكش مانده است
در وجودش معرفت بسيار داشت
حاكمان ، الگو بگيريد از علی
چشم بر مردم، نه بر دينار داشت
ماه وخورشيد و زمين شاكر ببين
دست داور از ازل پرگار داشت
✍آقای نعمت الله پاكدامن نایینی
#شاكر_نايينی
#شعر #ادبیات #ذوق_شعر #تفکر
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
هفتمین کتاب اشعار شاکرنایینی به زیورطبع آراسته شد.🌺
کتاب #مرغ_سحر در۱۱۳صفحه، با قریب به صد قطعه شعر از اشعار استادزیباقلم، آقای نعمت الله پاکدامن نایینی که نگارش آن یکسال به طول انجامید ودیماه ۱۳۹۸توسط انتشارات #اساطیر_پارسی به چاپ رسید.
🌷قطعه غزلی از كتاب مرغ سحر🌷
#كاش_گاهی
كاش گاهی زندگی تكرار داشت
راه كج از اولش ديوار داشت
كاش وقتی می رسيديم بر مقام
چشم ما ديد، اسب ما افسار داشت
كاش وقتی بين ما، دل می شكست
همچو قبرستان، كمی زوار داشت
كاش می ديديم قبل از كار زار
مكر وكيدی را كه استعمار داشت
كاش وقتی می زديم حرف حساب
حرف ما نزد كسی بازار داشت
رفت قارون، سيم و زر ها را نهاد
او دلی دور از خدا بيمار داشت
هر كه رفت و نام نيكش مانده است
در وجودش معرفت بسيار داشت
حاكمان ، الگو بگيريد از علی
چشم بر مردم، نه بر دينار داشت
ماه وخورشيد و زمين شاكر ببين
دست داور از ازل پرگار داشت
✍آقای نعمت الله پاكدامن نایینی
#شاكر_نايينی
#شعر #ادبیات #ذوق_شعر #تفکر
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#روزانه
درود، صبحتون بخیر
عشق نقش خویش خونین میزند
ضربهای بسیار سنگین میزند
بخت بد در سفرهٔ فرهاد بین
نانوا هم جوش شیرین میزند
✍جواد مزنگی
@Naeene_Ma
درود، صبحتون بخیر
عشق نقش خویش خونین میزند
ضربهای بسیار سنگین میزند
بخت بد در سفرهٔ فرهاد بین
نانوا هم جوش شیرین میزند
✍جواد مزنگی
@Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#نکته
به قول خسرو شکيبايي:
حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن....!
ميداني
هر قلبي "دردي" دارد...
فقط
نحوه ي ابراز آن متفاوت است!
برخي
آن را در چشمانشان پنهان مي کنند
و
برخي در لبخندشان....!
ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم...
شاید رنگ مورد علاقه یکدیگرنباشیم!!!
اما روزی ...
برای کامل کردن نقاشیمان؛
دنبال هم خواهیم گشت !...به شرطی که اینقدر نتراشیم همدیگر را تا حد نابودی...!!!!
❤️ ایام به کام 🍂🍁
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#نکته
به قول خسرو شکيبايي:
حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن....!
ميداني
هر قلبي "دردي" دارد...
فقط
نحوه ي ابراز آن متفاوت است!
برخي
آن را در چشمانشان پنهان مي کنند
و
برخي در لبخندشان....!
ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم...
شاید رنگ مورد علاقه یکدیگرنباشیم!!!
اما روزی ...
برای کامل کردن نقاشیمان؛
دنبال هم خواهیم گشت !...به شرطی که اینقدر نتراشیم همدیگر را تا حد نابودی...!!!!
❤️ ایام به کام 🍂🍁
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#قنوات
بخش آخر
در این بخش نمونه شعری را که زنده یاد جلال بقایی نایینی، شاعر نامی و معاصر #نائین_ما به عنوان رثای قنوات نایین سروده اند، نقل میکنیم.
دراین دیار چنان باغ و بوستان خشکید
که از تصور آن، آب در دهان خشکید
اثر نماند نه از کشتزار و نه از اشجار
هم این تباه شد از تشنگی هم آن خشکید
خوید برزگر و کشتزار دهقانان
چو ابر سوخته در جوّ بیکران خشکید
ز بس که شوم بود، این چاههای عمیق
زمین ز آب تهی گشت و آسمان خشکید
از این پدیدهٔ نو، تر نشد لب جوی
قناتهای کهن هم به رایگان خشکید
چه چشمه ها و چه کاریزها که در نایین
چو چشمه ی کَرَمِ مردمِ زمان خشکید
همه منابعِ چندین هزار سالهٔ آن
که یادگار بود از عهد باستان، خشکید
نه در قنات گِزیسر نه وَرزِگان ماند آب
حَنَفش نیز چو کاریز مهرگان، خشکید
زحومه نیز توان گفت چند گاه دگر
محمدیه و شهداد و زندوان خشکید
نه بید ماند ونه عرعر، نه سرو ماند ونه کاج
ازآن هرآنچه توان جُست سایبان، خشکید
به شاخههای درختان و ساقههایش پوست
چنان که بر تن تبدار نیمه جان خشکید
جبین سوری شاداب و گونه سنبل
نخورده سیلی سرد از کف خزان خشکید
👌چرا صدای شکایت نشد بلند ز کس
به کام خلق ز حیرت، مگر زبان خشکید
دگر بقایی از شعرِ تَر نمی گوید
به چشمه لب او قدرت بیان، خشکید
#شاعر_نائینی
✍ استاد مرحوم جلال بقایی نایینی
🌷روحش شاد و یادش گرامی 🌷
#شعر #تفکر #تامل #تاسف #کفایت #بی_فکری_مسئولین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#قنوات
بخش آخر
در این بخش نمونه شعری را که زنده یاد جلال بقایی نایینی، شاعر نامی و معاصر #نائین_ما به عنوان رثای قنوات نایین سروده اند، نقل میکنیم.
دراین دیار چنان باغ و بوستان خشکید
که از تصور آن، آب در دهان خشکید
اثر نماند نه از کشتزار و نه از اشجار
هم این تباه شد از تشنگی هم آن خشکید
خوید برزگر و کشتزار دهقانان
چو ابر سوخته در جوّ بیکران خشکید
ز بس که شوم بود، این چاههای عمیق
زمین ز آب تهی گشت و آسمان خشکید
از این پدیدهٔ نو، تر نشد لب جوی
قناتهای کهن هم به رایگان خشکید
چه چشمه ها و چه کاریزها که در نایین
چو چشمه ی کَرَمِ مردمِ زمان خشکید
همه منابعِ چندین هزار سالهٔ آن
که یادگار بود از عهد باستان، خشکید
نه در قنات گِزیسر نه وَرزِگان ماند آب
حَنَفش نیز چو کاریز مهرگان، خشکید
زحومه نیز توان گفت چند گاه دگر
محمدیه و شهداد و زندوان خشکید
نه بید ماند ونه عرعر، نه سرو ماند ونه کاج
ازآن هرآنچه توان جُست سایبان، خشکید
به شاخههای درختان و ساقههایش پوست
چنان که بر تن تبدار نیمه جان خشکید
جبین سوری شاداب و گونه سنبل
نخورده سیلی سرد از کف خزان خشکید
👌چرا صدای شکایت نشد بلند ز کس
به کام خلق ز حیرت، مگر زبان خشکید
دگر بقایی از شعرِ تَر نمی گوید
به چشمه لب او قدرت بیان، خشکید
#شاعر_نائینی
✍ استاد مرحوم جلال بقایی نایینی
🌷روحش شاد و یادش گرامی 🌷
#شعر #تفکر #تامل #تاسف #کفایت #بی_فکری_مسئولین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
❤1
#روزانه
هر گاه ما دست خدا را بگیریم ممکن است با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم،
اما اگر از او بخواهیم دست ما را بگیرد، هرگز دستمان را رها نخواهد کرد!
و این یعنی عشق...
"دعا کنیم در این ایام شهادت فقط خدا دستمونو بگیره"
التماس دعا💔🖤
@Naeene_Ma
هر گاه ما دست خدا را بگیریم ممکن است با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم،
اما اگر از او بخواهیم دست ما را بگیرد، هرگز دستمان را رها نخواهد کرد!
و این یعنی عشق...
"دعا کنیم در این ایام شهادت فقط خدا دستمونو بگیره"
التماس دعا💔🖤
@Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#پند_نامه
بخونید خیلی قشنگه
ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺑﺎﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ، ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻩ ! ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ !
ﺑﺎﺑﺎ !... ﺑﺎﺑﺎ !... ﺑﺎﺑﺎ !...
ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﻔﺘﻢ :
ﺑﺎﺑﺎ ! ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ...
ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ داشته باشم ﺑﻬﺶ ﻧﻖ ﺯﺩﻡ !
ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ :
ﺑﺎﺑﺎ ! ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟؟؟
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم ﺍﺯمون ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ : ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﺘﻮ؟ میگفتیم : ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ !! ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﻧﻪ !
ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!! ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﺪﻭﻣﻪ؟؟ ما ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ میگفتیم : ﻣﺎﻣﺎﻧــﻮ !!! ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ! ﻟﺒــﺨﻨﺪ تلخی ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ...
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﺟﻠــﻮﯼ ﻫﻤﻪ !!!
ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﯿﻢ ﭘــﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ بچش ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ... ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ، ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ.
ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ ...
ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ،
ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ..
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ ﺑﺎ ديده ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻣﺮﺩﭘﯿﺮ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ، ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان پدر میگذاشت ...
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ پدر ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ، ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ... همه ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼآنانﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!!
ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ
ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ. ﺩﺭ این هنگام ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
ﭘﺴﺮ... ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ باقی ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر ﺟﻨﺎﺏ...فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ باقی گذاشته باشم! ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
خیر ﭘﺴﺮم. اشتباه میکنی. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
پسر با تعجب پرسید: چه چیز را؟!
آن مرد پیر گفت: تو ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ باقی گذاشته ای...
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!!
👌کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند.
قسم بر غربتت، وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست ...😔
✅ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺳﺎﻻﺭﻩ، ﻫﺮﭼﯽ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻨﺎمه ﭘـــــــﺪﺭه، زنده باد همه ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده..
به افتخار بابام پخش کردم...
به افتخار بابات پخش کن...
#فرهنگ #تامل #تفکر #معرفت #قدردانی #پدر
#نائین_ما
👈صفحه اینستاگرام: naeene.ma
🆔 @Naeene_Ma
#پند_نامه
بخونید خیلی قشنگه
ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺑﺎﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ، ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻩ ! ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ !
ﺑﺎﺑﺎ !... ﺑﺎﺑﺎ !... ﺑﺎﺑﺎ !...
ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﻔﺘﻢ :
ﺑﺎﺑﺎ ! ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ...
ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ داشته باشم ﺑﻬﺶ ﻧﻖ ﺯﺩﻡ !
ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ :
ﺑﺎﺑﺎ ! ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟؟؟
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم ﺍﺯمون ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ : ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﺘﻮ؟ میگفتیم : ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ !! ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﻧﻪ !
ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!! ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﺪﻭﻣﻪ؟؟ ما ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ میگفتیم : ﻣﺎﻣﺎﻧــﻮ !!! ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ! ﻟﺒــﺨﻨﺪ تلخی ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ...
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﺟﻠــﻮﯼ ﻫﻤﻪ !!!
ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﯿﻢ ﭘــﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ بچش ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ... ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ، ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ.
ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ ...
ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ،
ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ..
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ ﺑﺎ ديده ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻣﺮﺩﭘﯿﺮ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ، ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان پدر میگذاشت ...
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ پدر ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ، ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ... همه ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼآنانﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!!
ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ
ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ. ﺩﺭ این هنگام ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
ﭘﺴﺮ... ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ باقی ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر ﺟﻨﺎﺏ...فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ باقی گذاشته باشم! ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
خیر ﭘﺴﺮم. اشتباه میکنی. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
پسر با تعجب پرسید: چه چیز را؟!
آن مرد پیر گفت: تو ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ باقی گذاشته ای...
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!!
👌کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند.
قسم بر غربتت، وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست ...😔
✅ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺳﺎﻻﺭﻩ، ﻫﺮﭼﯽ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻨﺎمه ﭘـــــــﺪﺭه، زنده باد همه ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده..
به افتخار بابام پخش کردم...
به افتخار بابات پخش کن...
#فرهنگ #تامل #تفکر #معرفت #قدردانی #پدر
#نائین_ما
👈صفحه اینستاگرام: naeene.ma
🆔 @Naeene_Ma
Forwarded from موسسه فرهنگی و هنری اندیشه
🕊 @AndisheOfficial
#کاظم_افرندنیا ۴ بهمن ۱۳۲۴ در شهر نایین دیده به جهان گشود.
وی پس از تحصیل در هنرستان هنرهای زیبای تهران، بازیگری را در سال ۱۳۵۳ با بازی در فیلم «ناجورها» به کارگردانی سعید مُطلبی آغاز کرد و پس از آن در بیش از صد فیلم و سریال، به ایفای نقش پرداخت که آخرین فعالیت هنری وی مربوط به ایفای نقش در سریال معمای شاه میباشد.
زندهیاد افرندنیا در مصاحبهای گفته بود: «من ۵۰ سال در بازیگری بودم و الان به فراموشی سپرده شدهام. کار ما این شده که صندلی را جلوی در بگذاریم و منتظر باشیم تا فرشته مرگ ما را با خود ببرد...»
کاظم افرندنیا ۱ بهمن ۱۳۹۵، دچار سردرد و سپس خونریزی و سکته مغزی گردید و در نهایت ۹ بهمن ۱۳۹۵ پس از نه روز فرو رفتن در کمای مغزی در سن ۷۱ سالگی، جان به جانآفرین تسلیم کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد 🍂
#کارگروه_فرهنگ_و_هنر
#موسسه_فرهنگی_و_هنری_اندیشه
🆔 @AndisheOfficial
#کاظم_افرندنیا ۴ بهمن ۱۳۲۴ در شهر نایین دیده به جهان گشود.
وی پس از تحصیل در هنرستان هنرهای زیبای تهران، بازیگری را در سال ۱۳۵۳ با بازی در فیلم «ناجورها» به کارگردانی سعید مُطلبی آغاز کرد و پس از آن در بیش از صد فیلم و سریال، به ایفای نقش پرداخت که آخرین فعالیت هنری وی مربوط به ایفای نقش در سریال معمای شاه میباشد.
زندهیاد افرندنیا در مصاحبهای گفته بود: «من ۵۰ سال در بازیگری بودم و الان به فراموشی سپرده شدهام. کار ما این شده که صندلی را جلوی در بگذاریم و منتظر باشیم تا فرشته مرگ ما را با خود ببرد...»
کاظم افرندنیا ۱ بهمن ۱۳۹۵، دچار سردرد و سپس خونریزی و سکته مغزی گردید و در نهایت ۹ بهمن ۱۳۹۵ پس از نه روز فرو رفتن در کمای مغزی در سن ۷۱ سالگی، جان به جانآفرین تسلیم کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد 🍂
#کارگروه_فرهنگ_و_هنر
#موسسه_فرهنگی_و_هنری_اندیشه
🆔 @AndisheOfficial
#روزانه
اينگونه گفته ای جوان، پروردگار مهربان
هركس كه برقدرت رسد من ميكنم او امتحان
آنچه بماند درجهان بهرت هميشه جاودان
فعل است و فاعل ميرود گر پير باشد يا جوان
📖نوای دل
✍شاكر نايينی
@Naeene_Ma
اينگونه گفته ای جوان، پروردگار مهربان
هركس كه برقدرت رسد من ميكنم او امتحان
آنچه بماند درجهان بهرت هميشه جاودان
فعل است و فاعل ميرود گر پير باشد يا جوان
📖نوای دل
✍شاكر نايينی
@Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#شاعر_نایینی
محمد علی رزاقی نایینی فرزند مرحوم میرزا محمد رضا معروف به حاج عبدالرزاق، در سال ۱۳۰۷ شمسی در #نائین_ما متولد شد، در سال ۱۳۲۲ تصدیق ششم ابتدایی را از مدرسه ۱۵بهمن گرفتند و در سال ۱۳۲۷ به خدمت در آموزش و پرورش به عنوان آموزگار نائل آمد و در طی خدمت موفق به اخذ مدرک دیپلم و در مهرماه ۱۳۵۸ از خدمت بازنشسته شد.
ایشان به زبان فارسی و #گویش_نایینی شعرها سرودند، طنز و بذله گویی از ویژگیهای شعر ایشان است.
🌺قسمتی از غزل ایشان؛
بگو به دوست که ترک وفا نخواهم کرد
به جز به راه تو سر را فدا نخواهم کرد
به تیغ غمزه اگر می کشی ندارم باک
به دادن سر و جان اکتفا نخواهم کرد
من عاشق ازلی بوده ام ، رقیب برو
گرم به تیغ زنی جز صفا نخواهم کرد
به دوستی قسم، از دشمنان هراسم نیست
ز هر چه دوست بخواهد، ابا نخواهم کرد
کنون که چند صباحی ز عمر باقیست
رضای او طلبم، ناروا نخواهم کرد
مقربان خداوند گر چه بسیارند
ثنای کس به جز آل عبا نخواهم کرد
مباش هیچ به امید خلق «رزاقی»
من اتکا به غیر از خدا نخواهم کرد
✍آقای محمد علی رزاقی نایینی
👌متعاقبأ در این رسانه بیشتر به اشعار این استاد زیبا قلم خواهیم پرداخت.
🌷در تلگرام و اینستاگرام همراه مهربان ما باشید.
اینستاگرام نائین ما، naeene.ma
#شاعر #رزاقی #فرهنگ_نایین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#شاعر_نایینی
محمد علی رزاقی نایینی فرزند مرحوم میرزا محمد رضا معروف به حاج عبدالرزاق، در سال ۱۳۰۷ شمسی در #نائین_ما متولد شد، در سال ۱۳۲۲ تصدیق ششم ابتدایی را از مدرسه ۱۵بهمن گرفتند و در سال ۱۳۲۷ به خدمت در آموزش و پرورش به عنوان آموزگار نائل آمد و در طی خدمت موفق به اخذ مدرک دیپلم و در مهرماه ۱۳۵۸ از خدمت بازنشسته شد.
ایشان به زبان فارسی و #گویش_نایینی شعرها سرودند، طنز و بذله گویی از ویژگیهای شعر ایشان است.
🌺قسمتی از غزل ایشان؛
بگو به دوست که ترک وفا نخواهم کرد
به جز به راه تو سر را فدا نخواهم کرد
به تیغ غمزه اگر می کشی ندارم باک
به دادن سر و جان اکتفا نخواهم کرد
من عاشق ازلی بوده ام ، رقیب برو
گرم به تیغ زنی جز صفا نخواهم کرد
به دوستی قسم، از دشمنان هراسم نیست
ز هر چه دوست بخواهد، ابا نخواهم کرد
کنون که چند صباحی ز عمر باقیست
رضای او طلبم، ناروا نخواهم کرد
مقربان خداوند گر چه بسیارند
ثنای کس به جز آل عبا نخواهم کرد
مباش هیچ به امید خلق «رزاقی»
من اتکا به غیر از خدا نخواهم کرد
✍آقای محمد علی رزاقی نایینی
👌متعاقبأ در این رسانه بیشتر به اشعار این استاد زیبا قلم خواهیم پرداخت.
🌷در تلگرام و اینستاگرام همراه مهربان ما باشید.
اینستاگرام نائین ما، naeene.ma
#شاعر #رزاقی #فرهنگ_نایین
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
@Naeene_Ma
#شعر
شعری قابل تأمل از دانشمند بزرگ، شیخ بهایی
#در_بسته
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله از پی حج، سفر حجاز کردن
به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی، همه احتراز کردن
شب جمعهها نخفتن، به خدای راز کردن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
پی طاعت و زیارت، به نجف مقیم گشتن
به مضاجع و مراقد، سفر دراز کردن
به خدا قسم کسی را، ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی،در بسته باز کردن
شیخ بهایی
🌺روحش شاد یادش گرامی🌺
البته در بعضی کتب این ابیات را از سروده های ناصر خسرو یا از استاد جلال بقایی نایینی میدانند.
📖 #پرتو_اندیشه #جلال_بقایی_نایینی
#شیخ_بهایی #ناصرخسرو
#التماس_تفکر #تأمل
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#شعر
شعری قابل تأمل از دانشمند بزرگ، شیخ بهایی
#در_بسته
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله از پی حج، سفر حجاز کردن
به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی، همه احتراز کردن
شب جمعهها نخفتن، به خدای راز کردن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
پی طاعت و زیارت، به نجف مقیم گشتن
به مضاجع و مراقد، سفر دراز کردن
به خدا قسم کسی را، ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی،در بسته باز کردن
شیخ بهایی
🌺روحش شاد یادش گرامی🌺
البته در بعضی کتب این ابیات را از سروده های ناصر خسرو یا از استاد جلال بقایی نایینی میدانند.
📖 #پرتو_اندیشه #جلال_بقایی_نایینی
#شیخ_بهایی #ناصرخسرو
#التماس_تفکر #تأمل
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@Naeene_Ma
#جشن_سده
🔥 جشن سده یادگار نیاکان خردمند ایران زمین با ریشه ای به درازای تاریخ و تمدن بشریت بر همه ایرانیان راستین شاد و فرخنده باد
سده گویند که صدروز است به نوروز
چه زیبا جشنی باشد بس دل افروز
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آیین هزاران ساله ایرانیان. در ایران باستان از آغاز آبان تا پایان اسفند را دوره سرما می خواندند که صد روز پس از آغاز این دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود.
🌺جشن نور و گرما بر ایرانیان خجسته باد🌸
#فرهنگ #باستان #تمدن
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#جشن_سده
🔥 جشن سده یادگار نیاکان خردمند ایران زمین با ریشه ای به درازای تاریخ و تمدن بشریت بر همه ایرانیان راستین شاد و فرخنده باد
سده گویند که صدروز است به نوروز
چه زیبا جشنی باشد بس دل افروز
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آیین هزاران ساله ایرانیان. در ایران باستان از آغاز آبان تا پایان اسفند را دوره سرما می خواندند که صد روز پس از آغاز این دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود.
🌺جشن نور و گرما بر ایرانیان خجسته باد🌸
#فرهنگ #باستان #تمدن
#نائین_ما
🆔 @Naeene_Ma
#سخن_هفته
هر کس به عمل قومی راضی باشد، همچون کسی است که در آن عمل با آن قوم شرکت داشته و هر که در امر باطلی داخل گردد، دارای دو گناه است؛
گناه مربوط به انجام آن امر باطل و گناه راضی بودن به آن.
#نهج_البلاغه
حکمت ۱۵۳ ص۳۶۳
🌺جمعه همراهان مهربانم به شادی🌷
@Naeene_Ma
هر کس به عمل قومی راضی باشد، همچون کسی است که در آن عمل با آن قوم شرکت داشته و هر که در امر باطلی داخل گردد، دارای دو گناه است؛
گناه مربوط به انجام آن امر باطل و گناه راضی بودن به آن.
#نهج_البلاغه
حکمت ۱۵۳ ص۳۶۳
🌺جمعه همراهان مهربانم به شادی🌷
@Naeene_Ma