موسسه ی هنری تذهیب آقامیری
215 subscribers
431 photos
7 videos
14 files
258 links
Download Telegram
هنر اسلامي يکي از دوران‌هاي شکوهمند تاريخ هنر و يکي از ارزشمندترين دستاوردهاي بشري در عرصه هنري به ‌شمار مي‌آيد و شامل انواع متنوعي از هنر همچون معماري، خوشنويسي، نقاشي، سراميک و مانند آن‌ها مي‌شود.

ظهور هنر اسلامي از دل دين و دولت جديد به صورت تدريجي و گام به گام نبود، بلکه همچون ظهور خود دين اسلام و حکومت اسلامي، روندي پرشتاب و ناگهاني داشت. عمده آنچه بر شکل‌گيري و تزئين بناهاي صدر اسلام تأثير گذاشت ويژه مسلمانان بود و اين تأثيرات در خدمت اهدافي قرار گرفت که پيش از اسلام به ‌آن شکل و صورت وجود نداشت.

هنر اسلامي براي گسترش خود از منابع بسياري الهام گرفت: هنر رومي، هنر اوليه مسيحي و هنر بيزانس در هنر و معماری اسلامي اوليه مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساساني از ايران پيش از اسلام، اهميت بيشتري داشت؛ بعدها روش‌هاي و عناصر مختلفي از هنر آسياي مرکزي و هنر چين طي تاخت و تازهاي چادرنشينان مغول اثر مهمي در نقاشي اسلامي، سفالگري و منسوجات بر جاي گذاشت.
بازنمايي تصويري موجودات زنده در قرآن به ‌صراحت منع نشده با اين وجود بسياري از مسلمانان ترسيم چهره‌ها و موجودات زنده را خطري به سوي بت‌پرستي به ‌شمار مي‌آوردند و گناه مي‌دانستند؛ بنابراين هنر اسلامي اغلب بر خلق زيبايي با نقوش انتزاعي و استفاده از حروف متمرکز بوده است و به دليل محدوديت نسبي ساير هنرها همچون نقاشي، مجسمه‌سازي، موسيقي، مسلمانان به توسعه سبک‌هاي مختلف در زمينه‌هايي انتزاعي سوق داده شدند.
در هنر اسلامي به عناصر تکرارشونده زيادي برمي‌خوريم مانند استفاده از طرح‌هاي هندسي و يا ترسيمي تخيلي از گل و گياه که به اسليمي معروفند. نقوش اسليمي در هنر اسلامي اغلب به ‌عنون نمادي از طبيعت بيکراني بکار مي‌رود که مخلوق خداست. هر چند اين نظريه مورد قبول همگان نيست اما تعمد در عدم بازنمايي و تقليد دقيق طبيعت را معمولاً به ‌عنوان نشاني از فروتني هنرمندان دانسته‌اند که معتقد بودند، ايجاد کمال تنها خاص خداوند است.
آندره گدار، از جمله مورخان برجسته‌ی تاریخ هنر اسلامی، شکل‌گیری هنر اسلامی را بیش از آن‌که مبتنی بر فرم و تکنیک بداند، مبتنی بر فکر و روح سازنده آن می‌داند، به طوری که اثر هنری تجلی‌بخش و منعکس‌کننده‌ی روح هنرمند است. در واقع وی هنر را از منظر آن اندیشه و فکری که پشت اثر هنری قرار گرفته، می‌نگرد و بیش از آن‌که به فرم و تکنیک در یک اثر هنری همچون معماری اشاره کند، به محتوا و نگره‌ی هنرمند توجه دارد. وی بر این باور است که امروزه دیگر هنر را نباید از منظر مصالح یا سنگ و آجر یا مهارت و تردستی صنعت‌کار نگریست، بلکه آن فکر و روح اجتماع ملت است که آثار هنری یا سبک و اسلوب خاص را می‌آفریند.
وی معتقد است منظور از هنر اسلامی، هنر دوران اسلامی است. به طوری که مسلمانان پس از ظهور اسلام در اسلوب و فرم آثار هنری خویش همچون معماری اسلامی، تحت تأثیر هنر دیگر سرزمین‌ها بوده‌ و در ساختن ساختمان و معماری، فاقد هرگونه الگوی خاص بودند و از هر چه در آن دوران متداول بود، استفاده می‌نمودند. برای نمونه، از اقسام طاق، همچون طاق سوری، رومی، بیزانسی و ایرانی استفاده کرده و از ستون‌ها، جرزها، آجر و سنگ، مرمر، موزائیک، نقاشی، حجاری و تمام گونه‌های تزئینی که در کشورهای آسیای غربی متداول بود، بهره‌برداری نمودند(4)، به طوری که مسلمانان نه تنها در معماری به ابداع سبک و اسلوب خاصی نرسیدند، و تعالیم اسلام، سازنده و خلق‌کننده‌ی فرم خاص هنری نبود، بلکه حتی در استفاده از الگوهای رومی و یونانی ناشیانه قدم برداشتند:


در حقیقت اسلام سازنده نبوده، به این معنا که اغلب آن‌چه ساخت، بسیار بد و ناموزون بود، نه شکل تازه‌ای در ساختمان ابداع کرد و نه یک روش پارتنون Parthenon و پانتئون ساختمانی را تکمیل نمود. از این نقطه نظر هیچ یک از ساختمان‌های اسلامی قابل مقایسه با Pantheon رم یا کلیسای امین Amiens نیستند.
گدار این سوال را مطرح می‌کند که چه تفاوتی میان یک ساختمان ایران پیش از اسلام همچون کاخ فیروزآباد و یک ساختمان پس از دوران اسلامی همچون مسجد جامع اصفهان یا مسجد تیموری خارگرد وجود دارد. در حالی که در هر دو ساختمان از ایوان‌ها و گنبدهایی بر قاعده مربع استفاده شده است.(6) وی در پاسخ به این پرسش و تبیین تفاوت میان فرهنگ اسلامی با فرهنگ پیش از اسلام، به این سوی می‌رود که معماری اسلامی مدت‌ها مبتنی بر طرح ساده ساختمانی و فرمول‌های تزئینی بوده که از دیگر تمدن‌ها اقتباس نموده بود، و عرب‌های مسلمان شده را حتی پیش از اسلام بسیار علاقه‌مند به تزئین دقیق و تأکید بر تکرار قالب‌های ثابت و تغییرناپذیر می‌شمارد و این ویژگی‌ها را از مختصات روح هنری عرب‌ها می‌داند.
با توجه به این‌که از نظر گدار، هنر انعکاسی از عقیده، اندیشه و روح هنرمند است، به تدریج مسلمانان که در آغاز طلوع اسلام چیزی جز اصول اخلاقی برای آنان وجود نداشت،(7) تربیت شدند و پس از پیشرفت در این امر پس از مدتی در آن‌چه که تقلید کرده بودند، تجدید نظر نموده و آن سبک‌ها و اسلوب‌هایی را که با طبیعت و اندیشه‌شان سازگار نبود، حذف کردند، و آن‌چه را که موافق با طبع و سلیقه‌شان بود، حفظ نمودند و در واقع به نوعی گزینش در عرصه هنر دست یافتند:


معماری اسلامی در حالی شروع به کار کرد که فاقد هر گونه علم و اطلاع و سابقه باستانی در هنر معماری بود... اما کمی بعد در راه تربیت و تکامل پیشرفت کرد و طولی نکشید که در آن‌چه از دیگران تقلید کرده بود، تجدید نظر نمود، آن‌هایی را که با طبیعت و مقتضیات او هماهنگی نداشت و بیگانه می‌نمود و یا با سلیقه‌اش سازش نداشت، حذف نمود و در واقع معمار شد نه سازنده.
معرفی قرآن مطلا درنمایشگاه طلا وجواهر در نمایشگاه بین المللی تهران۱۳۹۰
بازدید وزیر ورزش وجوانان جناب آقای گودرزی از غرفه موسسه هنری تذهیب در نمایشگاه طلا وجواهر تهران۱۳۹۳
گدار معتقد است هنرمند مسلمان در عرصه معماری نمی‌توانسته تنها تحت تأثیر معماری دیگر تمدن‌ها باشد و معماری را از جمله هنرهایی می‌داند که بیش از تکنیک، مبتنی بر فکر و اندیشه است: «پس مبدأ و ریشه آن [معماری اسلامی] را در کارهای اقتباس شده از معماری‌های خارجی جستجو کردن بیهوده است»(9) هنرمند مسلمان تحت تاثیر فکر و درک هنری خود - چه مثبت یا منفی-¬ و تحت تأثیر دو عامل تعالیم پیغمبر و فتوحات محیرالعقول اسلام به اسلوب خاصی از هنر معماری شکل داد:


این مبادی همه در خود اسلام و مولود الهامی است که از دنیای خاص خود گرفته و نظیر آن در تمام تجلیات فکر او دیده می‌شود. در این‌جا شکل‌ها، فرمول‌های تزئینی و طرق ساختمان مورد توجه ما نیست... مورد علاقه‌ی ما بیشتر جستجوی این است که درک هنری مؤسسین اسلام در دوره اسلام یا پیش از اسلام چه بوده و بعد زیر تأثیر دو عامل تعالیم پیغمبر و فتوحات محیرالعقول اسلام به چه صورت در آمده است
همچنین گدار، هنر اسلامی را در آغاز پیدایش، دارای دو عنصر خارجی می‌داند، نخست در دوره‌ی به قدرت رسیدن بنی‌امیه است که الگوهای یونانی و بیزانسی در هنر سرزمین‌های اسلامی دیده می‌شود و دوم دوره بنی‌عباس است که با به قدرت رسیدن بنی‌عباس، مرکز حکومت از سوریه به بین‌النهرین آمد و رسوم ساسانی – ایرانی جایگزین رسوم بیزانسی و یونانی شد. تنها پس از پنج قرن که حکومت عباسی مضمحل شد، هنر اسلامی از وحدت رویه به سوی تکثر و تنوع رفت و تحت تأثیر سنت‌های بومی و منطقه‌ای، رسوم باستانی هر ملت دوباره ظهور پیدا کرد و شکل خاص هر ملت را به خود گرفت
آندره گدار درباره تاریخ هنر اسلامی معتقد است که در صدر اسلام و زمان تأسیس آن، بر اثر شور و حرارت اولیه مذهبی و تحت تأثیر تعالیم نبوی و خلفای اولیه، مبنی بر پرهیز از تجمل و زینت‌های دنیوی، معماری از اقبال برخوردار نبود و در این عرصه سبک و طرح مستقلی توسط مسلمانان ابداع نگردید، وی خانه کعبه را در مکه جز حصاری از دیوارهای کوتاه و بامی از برگ نخل نمی‌داند. اما پس از این دوران - در دوره بنی‌امیه و بنی‌عباس – به تدریج که حاکمان و مراکز قدرت اسلامی از سنت نبوی فاصله گرفتند و رویکرد دنیوی و شاهانه یافتند و از سادگی مقام رؤسای مذهبی به سمت شکوه شاهانه گرایش پیدا نمودند، به سمت ساختن بناهایی با شکوه و عظمت شاهانه اقدام ورزیدند
تجليد، گردآوردن و به هم پيوند دادن برگ‌هاي پراكنده يك دفتر يا كتاب در ميان پوسته‌اي محكم و بادوام است كه «جلد» ناميده مي شود. تجليد نزد ايرانيان به مثابه يك هنر يعني كار خوب در حد كمال مطرح بود و جلد مي‌بايست چنان باشد كه علاوه بر حفظ و نگاهباني برگها و مطالب كتاب انسان‌ها و مخاطبان كتاب را به سوي آن و براي خواندنش فرا بخواند و در‌ آنها كشش و رغبتي براي ورق زدن و تمركز ايجاد كند.

در حوزه فرهنگ و و تمدن ايران زمين، هر هنرمند جلد ساز براي جلدهاي خود شيوه ها و شگردهاي خاص خود را داشته و براي هر كتاب آذين و زيورآرايي ويژه اي را به كار برده است.زيور جلد قرآن ها با زيور ديوانهاي شعرا يا متون تارخي و علمي متفاوت بوده است. ارزش محتواي كتاب گاهي هنرمند جلد ساز را بر آن داشته است كه از مصالحي قيمتي براي زيور‌آرايي جلد بهره گيرد و از طلا، عاج و سنگهاي ارزشمند به صورت ترصيع استفاده كند. اين شيوه در سده هاي ميانه توسط ايرانيان به اروپا راه يافت و در مكتب رنس در فرانسه به فرانسويان و آلمانيها آموزش داده شد.

اوج هنر جلدسازي ايران دوران تيموريان و صفويه است و رونق اين هنر موجب گرديدي كه دیر آن شاخه‌ها و اولي مختلف ايجاد و تدوين شد و اصطلاح « تجليد» به كتاب سازي و كتاب‌آرايي تغيير كرد و تجليد صرف را نيز «صحافي» گفتند.
كتاب سازي يا كتاب آرايي خود نيز فنوني متفاوت را در بر مي‌گيرد كه از كاغذ سازي يا فراهم سازي آن تا سخت مركب و برش قلم و نيز خوش نويسي و كتابت تذهيب و حتي نشعير و در مورد كتابهاي غير مذهبي تصوير گري كتاب براي ايجاد كشش و رغبتي بيشتر به خواندن آن و غيره را در بر مي‌گرد.

اين كتاب ضمن بررسي اجمالي جايگاه و تحولات هنر جلد سازي در تمدن ايران تغييرات و تحولات هنر جلد سازي در تمدن ايران تغييرات و تحولات خاص هنر تجليد را در دوره هاي مختلف تاريخي جست‌وجو و گونه هاي مختلف جلدهاي ايراني را از سه منظر ابزار و مواد و مصالح فن ساخت و طرح و نقش دسته بندي و شناسايي كند.

«تجليد و جايگاه آن در تمدن ايران»، «فن شناسي و تحولات ساختاري مواد و مصالح تجليد در تمدن ايران»، «نقش‌ها و طرح هاي تجليد در تمدن ايران»، «گونه شناسي تجليد در تمدن ايران» و « تاثير جلدسازي ايرانيان بر تجليد ديگر سرزمين‌ها» از فصلهاي كتاب حاضر هستند . كتاب جلد سازي ايرانيان از سلجوقيان تا قاجار كتاب از سوي موسسه متن فرهنگستان هنر در206 صفحه و بصورت مصور عرضه شده است.
شرفه نور معنوی در تذهیب

شرفه ها خطوط عمودی نقشداری هستند ؛که در اطراف حاشیه وشمسه ها طراحی می شوند وشمسه را بصورت پرتوهای خورشیدی نمایان می کند و حاشیه را،همانند بارو وکنگره های قصر ،حاله نورانی می بخشدوباعث تعدیل دررنگ زمینه اثر با سفیدی کاغذ می شود.
قابل توجه علاقمندان به هنر تذهیب ونگارگری کتاب شرفه:نور معنوی در تذهیب طراحی وتالیف استادامیرهوشنگ آقامیری به دو زبان فارسی وانگلیسی که اولین نمونه چاپ شده در زمینه نقوش بدیع وانتزاعی شرفه ها وهمچنین اولین تعریف جامع وکاربردی از آن ارائه شده است.
این کتاب شامل نقوش ختایی،اسلیمی وهندسی است که با زبانی ساده وگویا تصاویر
بسیار زیبا وابتکاری در قالب شرفه ها طراحی وبچاپ رسیده تا در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.
توجه داشته باشید هنرجویانی که در اقصی نقاط کشورمان هستند با در اختیار داشتن این منبع مفید وجامع از شرفه ها بدون حضور استاد بهره مند می گردند.
انتشارات آقامیری
با تخفیف ویژه ای این کتاب رابه فعالان در کانال واینستاگرام استاد امیرهوشنگ آقامیری ارائه می کند.
Aghamiri.amirhoushang اینستاگرام
۰۲۶۳-۴۴۰۳۴۰۰ انتشارات آقامیری