نقوش انتزاعی با هماهنگی ویکنواختی مدام وپیوسته وپیچش های بی منتهای
خویش به جای آن که اندیشه را مجذوب کند وآن را به جهانی تخیلی بکشد،از گرفتاری فکر به یک امر جلوگیری می کند وبدین گونه درک وشعور از بت های نفس و خودمشغولی آزاد می گردد.(بورکهارت)
خویش به جای آن که اندیشه را مجذوب کند وآن را به جهانی تخیلی بکشد،از گرفتاری فکر به یک امر جلوگیری می کند وبدین گونه درک وشعور از بت های نفس و خودمشغولی آزاد می گردد.(بورکهارت)
هنر انتزاعی یا هنر مجرد، به هنری اطلاق می شود که هیچ صورت یا شکلی طبیعی در جهان در آن قابل مشاهده نیست وجدا شده از عالم طبیعت است.
هنری لا مکان ولازمان است.
یعنی هنری که محدود به عناصر مادی وزمان نمی باشد.
ودچار فساد عناصر مادی نمی گردد.
هنر تذهیب کاملا"انتزاعی است.
تذهیب نوعی ریاضت همراه با عشق وتکرار نقوش است.
هنری که در مکان وزمان نمی کنجد،
نوعی ذکر است، که توجه به حق دارد
وتوجه به حق باعث بالا رفتن عقل می شود که عالی ترین مقام انسانی است.
انسان را به کمال معنوی نزدیک می کند.
با کمک هنر انتزاعی عقل به تکامل می رسد ومراتب عشق جلوه می کند.
مدیر مسئول هنری تذهیب
امیرهوشنگ آقامیری
Telegram.me/NTFART
Www.NTFART.com
هنری لا مکان ولازمان است.
یعنی هنری که محدود به عناصر مادی وزمان نمی باشد.
ودچار فساد عناصر مادی نمی گردد.
هنر تذهیب کاملا"انتزاعی است.
تذهیب نوعی ریاضت همراه با عشق وتکرار نقوش است.
هنری که در مکان وزمان نمی کنجد،
نوعی ذکر است، که توجه به حق دارد
وتوجه به حق باعث بالا رفتن عقل می شود که عالی ترین مقام انسانی است.
انسان را به کمال معنوی نزدیک می کند.
با کمک هنر انتزاعی عقل به تکامل می رسد ومراتب عشق جلوه می کند.
مدیر مسئول هنری تذهیب
امیرهوشنگ آقامیری
Telegram.me/NTFART
Www.NTFART.com
در تفکر نقاشی ایرانی-اسلامی ،آسمان سنبل نوراست و تاریکی مطلق ،وجود ندارد .
به همین دلیل در نگارگری های سده های گذشته ،فضای آسمان،بصورت یکپارچه از طلا پوشیده می شد.
از این رو ،به دلیل پاک بودن ،خالص بودن وماندگاری طلا، هنرمندان در گذشته ،قرآن ها را با طلای خالص یعنی به زر می نوشتند.
به همین دلیل در نگارگری های سده های گذشته ،فضای آسمان،بصورت یکپارچه از طلا پوشیده می شد.
از این رو ،به دلیل پاک بودن ،خالص بودن وماندگاری طلا، هنرمندان در گذشته ،قرآن ها را با طلای خالص یعنی به زر می نوشتند.
با آنکه تنها پس از جلوس حکومت صفویان است که شیعه گری به عنوان مذهب رسمی ایران شناخته می شود ،در حکومت تیموریان نیز جمعیت قابل ملاحظه ای از شیعیان حتی در پایتخت آنان-هرات-زندگی می کرده اند.
شواهدی مبتنی بر کتیبه ها ونقاشی های نگارگری نمایانگر این واقعیت است که شیعه گری کاملا"از طرف سلسله تیموری وصفوی جایزه شمرده می شده است.
آنها آثار مذهبی را مورد حمایت قرار می داده اند و تمایل به شیعه گری موجب افزایش وتقویت شهرت آنان می گشته است.
قواعد سبک های هنری مذهبی -به ویژه نگارگری و مصور سازی -که تحت حمایت ایلخانیان در قرن هشتم ه.ق توسعه یافته بود،در حکومت تیموریان با عناصر شیعه در آمیخته ودر آن مستحیل گشته است.
رعایت عناصر مذهبی در هنرهای کتاب آرایی در نمونه های باقی مانده از این دوران به وفور قابل مشاهده است.
مانایی فرهنگ وهنر ایران زمین
دکتر محمد صادق محفوظی
شواهدی مبتنی بر کتیبه ها ونقاشی های نگارگری نمایانگر این واقعیت است که شیعه گری کاملا"از طرف سلسله تیموری وصفوی جایزه شمرده می شده است.
آنها آثار مذهبی را مورد حمایت قرار می داده اند و تمایل به شیعه گری موجب افزایش وتقویت شهرت آنان می گشته است.
قواعد سبک های هنری مذهبی -به ویژه نگارگری و مصور سازی -که تحت حمایت ایلخانیان در قرن هشتم ه.ق توسعه یافته بود،در حکومت تیموریان با عناصر شیعه در آمیخته ودر آن مستحیل گشته است.
رعایت عناصر مذهبی در هنرهای کتاب آرایی در نمونه های باقی مانده از این دوران به وفور قابل مشاهده است.
مانایی فرهنگ وهنر ایران زمین
دکتر محمد صادق محفوظی
هنر اسلامی یکباره با ظهور اسلام پدید نیامده است،زیرا ساکنین شبه جزیره ی عربستان به خصوص قبایل بیابانگرد،سنت هنری خاصی نداشته اند.
ویژگیهای اساسی هنر اسلامی در حدود یک قرن پس از رحلت حضرت محمد(ص) ودر اواخر قرن شکل گرفت.
هنر مندان ایرانی نیز پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان وارد دوره ی جدیدی از زندگی هنری خود شدند.
آنها از دوره ی ساسانی واوج تزئینات دیداری وظروف طلا کوب ونقره وتجملات فراوان درباری وارد دوره ای شدند که حاکمان آن در اتاق های ساده گلی زندگی می کردند،استفاده از طلا وابریشم را برای مردان حرام می دانستند ونقش انسان وحیوان را بر روی اشیا یا پارچه ها ممنوع کرده بودند.
حدودا"دو قرن طول کشید تا دوباره آرایه های تزئینی به شکلی محتاطانه و به آهستگی جای خود را در کنار صفحات کتاب ها باز کنند.
هنرهای چون مجسمه سازی وتصویر سازی از چهره انسان تا قرن ها مهجور مانده وهیچگاه به روزهای اوج خود برنگشت.اینها محدودیتهای بود که جهان بینی جدید اسلام نسبت به تفکرات عصر ساسانی اعمال کرد.
اما در عوض رفته رفته توجه به نگرش انتزاعی در خلق آثار هنری که به اندیشه های آسمانی،تجریدی وروحانی اسلام،نزدیک تر بودند رواج یافت ،واین امر نقش اساسی را در شکوفایی ومانایی فرهنگ وهنر ایرانی ایفا کرده است.
سید محمد تقی هاشمیان
عوامل شکوفایی مانایی فرهنگ وهنر ایران
ویژگیهای اساسی هنر اسلامی در حدود یک قرن پس از رحلت حضرت محمد(ص) ودر اواخر قرن شکل گرفت.
هنر مندان ایرانی نیز پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان وارد دوره ی جدیدی از زندگی هنری خود شدند.
آنها از دوره ی ساسانی واوج تزئینات دیداری وظروف طلا کوب ونقره وتجملات فراوان درباری وارد دوره ای شدند که حاکمان آن در اتاق های ساده گلی زندگی می کردند،استفاده از طلا وابریشم را برای مردان حرام می دانستند ونقش انسان وحیوان را بر روی اشیا یا پارچه ها ممنوع کرده بودند.
حدودا"دو قرن طول کشید تا دوباره آرایه های تزئینی به شکلی محتاطانه و به آهستگی جای خود را در کنار صفحات کتاب ها باز کنند.
هنرهای چون مجسمه سازی وتصویر سازی از چهره انسان تا قرن ها مهجور مانده وهیچگاه به روزهای اوج خود برنگشت.اینها محدودیتهای بود که جهان بینی جدید اسلام نسبت به تفکرات عصر ساسانی اعمال کرد.
اما در عوض رفته رفته توجه به نگرش انتزاعی در خلق آثار هنری که به اندیشه های آسمانی،تجریدی وروحانی اسلام،نزدیک تر بودند رواج یافت ،واین امر نقش اساسی را در شکوفایی ومانایی فرهنگ وهنر ایرانی ایفا کرده است.
سید محمد تقی هاشمیان
عوامل شکوفایی مانایی فرهنگ وهنر ایران
مراسم رونمایی از کتاب رباعیات حکیم عمر خیام در گنبد آسمان برج میلاد تهران
از سمت راست
استاد خوشنویس وحید احمدزاده
استاد علیرضا آقامیری(نگارگر)
دکتر محمد مهدی هراتی عضو فرهنگستان هنر
استاد کریم زمانی مفسر مثنوی معنوی وقرآن کریم
استاد امیرهوشنگ آقامیری
Telegram.me/NTFART
از سمت راست
استاد خوشنویس وحید احمدزاده
استاد علیرضا آقامیری(نگارگر)
دکتر محمد مهدی هراتی عضو فرهنگستان هنر
استاد کریم زمانی مفسر مثنوی معنوی وقرآن کریم
استاد امیرهوشنگ آقامیری
Telegram.me/NTFART
بنام خداوند مهر گستر
تاریخ تولد ودر گذشت حکیم عمر خیام بدرستی معلوم نیست ولی بر پایه معتبرترین روایات وی بسال ۴۳۹ هجری قمری زاده شده و بسال ۵۱۷ درگذشت.
خیام را در ایران و جهان بیشتر بخاطر رباعیاتش می شناسند وحال آنکه او در ریاضیات نابغه ای بزرگ بود ونیز در نجوم و هیات در شمار برجسته ترین دانشمندان روزگار بوده؛هم او بود که تقویم جلالی را با همکاری سه تن از پیشوایان دانش ستاره شناسی آن عصر
تنظیم کرد،واین تقویم از دقیق ترین کارهای علمی در این عرصه محسوب می گردد.
همچنین در ادبیات، تفسیر قرآن،کلام،فلسفه،الهیات،موسیقی،پزشکی وهواشناسی مهارتی شگرف داشت.
خیام به گواهی هم روزگارانش از حیث فلسفی به مکتب مشاء ویا به تعبیر دقیق تر به مکتب فلسفی ابن سینا (مکتب سینوی)تعلق داشت.
با اینهمه،خیام در تولید آثار مکتوب هیچگونه شتاب وولعی از خود نشان نمی داد. لذا به نسبت دانش حیرت انگیزی که داشت اندک نگار و گزیده نگار بود.
در نگاهی سطحی وگذرا چنین پنداشته می گردد که خیام شخصیتی جبرگرا ،پوچ انگار،متریالیسم،معترض به ساختار جهان هستی خوشباش وباده گسار بوده است،
لیکن حق این است که شعر از مقوله برهان نیست بل کلامی است مخیل
وموارد آن از مفاهیم اعتباری بر گرفته شده است. از این رو همه موارد یاد شده قابل تاویل به جهاتی دیگر است.
رباعیات منسوب به خیام راحتی به بیش از هزار رباعی رسانده اند حال آنکه محمد علی فروغی(ذکاءالملک)در تحقیقی مستند ومعتبر براساس منابع کهن فقط شصت وشش رباعی را اصیل محسوب داشته است.البته اگر این تحقیق را به صورتی دقیقتر گسترش دهیم شاید این تعداد به حدود بیست رباعی تقلیل یابد.
کریم زمانی
Telegram.me/NTFART
تاریخ تولد ودر گذشت حکیم عمر خیام بدرستی معلوم نیست ولی بر پایه معتبرترین روایات وی بسال ۴۳۹ هجری قمری زاده شده و بسال ۵۱۷ درگذشت.
خیام را در ایران و جهان بیشتر بخاطر رباعیاتش می شناسند وحال آنکه او در ریاضیات نابغه ای بزرگ بود ونیز در نجوم و هیات در شمار برجسته ترین دانشمندان روزگار بوده؛هم او بود که تقویم جلالی را با همکاری سه تن از پیشوایان دانش ستاره شناسی آن عصر
تنظیم کرد،واین تقویم از دقیق ترین کارهای علمی در این عرصه محسوب می گردد.
همچنین در ادبیات، تفسیر قرآن،کلام،فلسفه،الهیات،موسیقی،پزشکی وهواشناسی مهارتی شگرف داشت.
خیام به گواهی هم روزگارانش از حیث فلسفی به مکتب مشاء ویا به تعبیر دقیق تر به مکتب فلسفی ابن سینا (مکتب سینوی)تعلق داشت.
با اینهمه،خیام در تولید آثار مکتوب هیچگونه شتاب وولعی از خود نشان نمی داد. لذا به نسبت دانش حیرت انگیزی که داشت اندک نگار و گزیده نگار بود.
در نگاهی سطحی وگذرا چنین پنداشته می گردد که خیام شخصیتی جبرگرا ،پوچ انگار،متریالیسم،معترض به ساختار جهان هستی خوشباش وباده گسار بوده است،
لیکن حق این است که شعر از مقوله برهان نیست بل کلامی است مخیل
وموارد آن از مفاهیم اعتباری بر گرفته شده است. از این رو همه موارد یاد شده قابل تاویل به جهاتی دیگر است.
رباعیات منسوب به خیام راحتی به بیش از هزار رباعی رسانده اند حال آنکه محمد علی فروغی(ذکاءالملک)در تحقیقی مستند ومعتبر براساس منابع کهن فقط شصت وشش رباعی را اصیل محسوب داشته است.البته اگر این تحقیق را به صورتی دقیقتر گسترش دهیم شاید این تعداد به حدود بیست رباعی تقلیل یابد.
کریم زمانی
Telegram.me/NTFART