قرآن مطلا با طلای ۲۴عیار وچرم طبیعی#صنایع دستی#gold#هنر ایران اسلامی#اثرموزه ای#کتاب آرایی
مدیران ،فرهیختگان وهنرمندان گرامی
موسسه هنری تذهیب با مدیریت استاد امیرهوشنگ آقامیری, سالهاست, توفیق خداوند را همراه داشته وبه لطف عنایتهای خالق هستی, آثارفاخر وارزشمندی را,خلق کرده است.
آثاری در نوع خود بی بدلیل,
که معرف هنرهای اصیل ایرانی واسلامی می باشد.
این مجموعه, ضمن ایجاد خلاقیت در هنر،صنایع دستی وصنعت چاپ آثاری خلق کرده است که به قطعیت معرف گوشه ای از هنر این مرز وبوم کشور عزیزمان ایران خواهد بود.
در این کانال, عکسهای آثار استاد آقامیری و در س آموزه هایی از ایشان را ارائه خواهیم کرد و نحوه ارتباط با مجموعه و دسترسی برای خرید آثار ایشان را معرفی می کنیم.
موسسه هنری تذهیب با مدیریت استاد امیرهوشنگ آقامیری, سالهاست, توفیق خداوند را همراه داشته وبه لطف عنایتهای خالق هستی, آثارفاخر وارزشمندی را,خلق کرده است.
آثاری در نوع خود بی بدلیل,
که معرف هنرهای اصیل ایرانی واسلامی می باشد.
این مجموعه, ضمن ایجاد خلاقیت در هنر،صنایع دستی وصنعت چاپ آثاری خلق کرده است که به قطعیت معرف گوشه ای از هنر این مرز وبوم کشور عزیزمان ایران خواهد بود.
در این کانال, عکسهای آثار استاد آقامیری و در س آموزه هایی از ایشان را ارائه خواهیم کرد و نحوه ارتباط با مجموعه و دسترسی برای خرید آثار ایشان را معرفی می کنیم.
هنر اسلامي يکي از دورانهاي شکوهمند تاريخ هنر و يکي از ارزشمندترين دستاوردهاي بشري در عرصه هنري به شمار ميآيد و شامل انواع متنوعي از هنر همچون معماري، خوشنويسي، نقاشي، سراميک و مانند آنها ميشود.
ظهور هنر اسلامي از دل دين و دولت جديد به صورت تدريجي و گام به گام نبود، بلکه همچون ظهور خود دين اسلام و حکومت اسلامي، روندي پرشتاب و ناگهاني داشت. عمده آنچه بر شکلگيري و تزئين بناهاي صدر اسلام تأثير گذاشت ويژه مسلمانان بود و اين تأثيرات در خدمت اهدافي قرار گرفت که پيش از اسلام به آن شکل و صورت وجود نداشت.
هنر اسلامي براي گسترش خود از منابع بسياري الهام گرفت: هنر رومي، هنر اوليه مسيحي و هنر بيزانس در هنر و معماری اسلامي اوليه مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساساني از ايران پيش از اسلام، اهميت بيشتري داشت؛ بعدها روشهاي و عناصر مختلفي از هنر آسياي مرکزي و هنر چين طي تاخت و تازهاي چادرنشينان مغول اثر مهمي در نقاشي اسلامي، سفالگري و منسوجات بر جاي گذاشت.
ظهور هنر اسلامي از دل دين و دولت جديد به صورت تدريجي و گام به گام نبود، بلکه همچون ظهور خود دين اسلام و حکومت اسلامي، روندي پرشتاب و ناگهاني داشت. عمده آنچه بر شکلگيري و تزئين بناهاي صدر اسلام تأثير گذاشت ويژه مسلمانان بود و اين تأثيرات در خدمت اهدافي قرار گرفت که پيش از اسلام به آن شکل و صورت وجود نداشت.
هنر اسلامي براي گسترش خود از منابع بسياري الهام گرفت: هنر رومي، هنر اوليه مسيحي و هنر بيزانس در هنر و معماری اسلامي اوليه مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساساني از ايران پيش از اسلام، اهميت بيشتري داشت؛ بعدها روشهاي و عناصر مختلفي از هنر آسياي مرکزي و هنر چين طي تاخت و تازهاي چادرنشينان مغول اثر مهمي در نقاشي اسلامي، سفالگري و منسوجات بر جاي گذاشت.
بازنمايي تصويري موجودات زنده در قرآن به صراحت منع نشده با اين وجود بسياري از مسلمانان ترسيم چهرهها و موجودات زنده را خطري به سوي بتپرستي به شمار ميآوردند و گناه ميدانستند؛ بنابراين هنر اسلامي اغلب بر خلق زيبايي با نقوش انتزاعي و استفاده از حروف متمرکز بوده است و به دليل محدوديت نسبي ساير هنرها همچون نقاشي، مجسمهسازي، موسيقي، مسلمانان به توسعه سبکهاي مختلف در زمينههايي انتزاعي سوق داده شدند.
در هنر اسلامي به عناصر تکرارشونده زيادي برميخوريم مانند استفاده از طرحهاي هندسي و يا ترسيمي تخيلي از گل و گياه که به اسليمي معروفند. نقوش اسليمي در هنر اسلامي اغلب به عنون نمادي از طبيعت بيکراني بکار ميرود که مخلوق خداست. هر چند اين نظريه مورد قبول همگان نيست اما تعمد در عدم بازنمايي و تقليد دقيق طبيعت را معمولاً به عنوان نشاني از فروتني هنرمندان دانستهاند که معتقد بودند، ايجاد کمال تنها خاص خداوند است.
آندره گدار، از جمله مورخان برجستهی تاریخ هنر اسلامی، شکلگیری هنر اسلامی را بیش از آنکه مبتنی بر فرم و تکنیک بداند، مبتنی بر فکر و روح سازنده آن میداند، به طوری که اثر هنری تجلیبخش و منعکسکنندهی روح هنرمند است. در واقع وی هنر را از منظر آن اندیشه و فکری که پشت اثر هنری قرار گرفته، مینگرد و بیش از آنکه به فرم و تکنیک در یک اثر هنری همچون معماری اشاره کند، به محتوا و نگرهی هنرمند توجه دارد. وی بر این باور است که امروزه دیگر هنر را نباید از منظر مصالح یا سنگ و آجر یا مهارت و تردستی صنعتکار نگریست، بلکه آن فکر و روح اجتماع ملت است که آثار هنری یا سبک و اسلوب خاص را میآفریند.
وی معتقد است منظور از هنر اسلامی، هنر دوران اسلامی است. به طوری که مسلمانان پس از ظهور اسلام در اسلوب و فرم آثار هنری خویش همچون معماری اسلامی، تحت تأثیر هنر دیگر سرزمینها بوده و در ساختن ساختمان و معماری، فاقد هرگونه الگوی خاص بودند و از هر چه در آن دوران متداول بود، استفاده مینمودند. برای نمونه، از اقسام طاق، همچون طاق سوری، رومی، بیزانسی و ایرانی استفاده کرده و از ستونها، جرزها، آجر و سنگ، مرمر، موزائیک، نقاشی، حجاری و تمام گونههای تزئینی که در کشورهای آسیای غربی متداول بود، بهرهبرداری نمودند(4)، به طوری که مسلمانان نه تنها در معماری به ابداع سبک و اسلوب خاصی نرسیدند، و تعالیم اسلام، سازنده و خلقکنندهی فرم خاص هنری نبود، بلکه حتی در استفاده از الگوهای رومی و یونانی ناشیانه قدم برداشتند:
در حقیقت اسلام سازنده نبوده، به این معنا که اغلب آنچه ساخت، بسیار بد و ناموزون بود، نه شکل تازهای در ساختمان ابداع کرد و نه یک روش پارتنون Parthenon و پانتئون ساختمانی را تکمیل نمود. از این نقطه نظر هیچ یک از ساختمانهای اسلامی قابل مقایسه با Pantheon رم یا کلیسای امین Amiens نیستند.
در حقیقت اسلام سازنده نبوده، به این معنا که اغلب آنچه ساخت، بسیار بد و ناموزون بود، نه شکل تازهای در ساختمان ابداع کرد و نه یک روش پارتنون Parthenon و پانتئون ساختمانی را تکمیل نمود. از این نقطه نظر هیچ یک از ساختمانهای اسلامی قابل مقایسه با Pantheon رم یا کلیسای امین Amiens نیستند.
گدار این سوال را مطرح میکند که چه تفاوتی میان یک ساختمان ایران پیش از اسلام همچون کاخ فیروزآباد و یک ساختمان پس از دوران اسلامی همچون مسجد جامع اصفهان یا مسجد تیموری خارگرد وجود دارد. در حالی که در هر دو ساختمان از ایوانها و گنبدهایی بر قاعده مربع استفاده شده است.(6) وی در پاسخ به این پرسش و تبیین تفاوت میان فرهنگ اسلامی با فرهنگ پیش از اسلام، به این سوی میرود که معماری اسلامی مدتها مبتنی بر طرح ساده ساختمانی و فرمولهای تزئینی بوده که از دیگر تمدنها اقتباس نموده بود، و عربهای مسلمان شده را حتی پیش از اسلام بسیار علاقهمند به تزئین دقیق و تأکید بر تکرار قالبهای ثابت و تغییرناپذیر میشمارد و این ویژگیها را از مختصات روح هنری عربها میداند.
با توجه به اینکه از نظر گدار، هنر انعکاسی از عقیده، اندیشه و روح هنرمند است، به تدریج مسلمانان که در آغاز طلوع اسلام چیزی جز اصول اخلاقی برای آنان وجود نداشت،(7) تربیت شدند و پس از پیشرفت در این امر پس از مدتی در آنچه که تقلید کرده بودند، تجدید نظر نموده و آن سبکها و اسلوبهایی را که با طبیعت و اندیشهشان سازگار نبود، حذف کردند، و آنچه را که موافق با طبع و سلیقهشان بود، حفظ نمودند و در واقع به نوعی گزینش در عرصه هنر دست یافتند:
معماری اسلامی در حالی شروع به کار کرد که فاقد هر گونه علم و اطلاع و سابقه باستانی در هنر معماری بود... اما کمی بعد در راه تربیت و تکامل پیشرفت کرد و طولی نکشید که در آنچه از دیگران تقلید کرده بود، تجدید نظر نمود، آنهایی را که با طبیعت و مقتضیات او هماهنگی نداشت و بیگانه مینمود و یا با سلیقهاش سازش نداشت، حذف نمود و در واقع معمار شد نه سازنده.
معماری اسلامی در حالی شروع به کار کرد که فاقد هر گونه علم و اطلاع و سابقه باستانی در هنر معماری بود... اما کمی بعد در راه تربیت و تکامل پیشرفت کرد و طولی نکشید که در آنچه از دیگران تقلید کرده بود، تجدید نظر نمود، آنهایی را که با طبیعت و مقتضیات او هماهنگی نداشت و بیگانه مینمود و یا با سلیقهاش سازش نداشت، حذف نمود و در واقع معمار شد نه سازنده.
