دولت تجمعی است از موجودات زنده ای که طبیعت های فیزیکی و روانی نزدیکی دارند و برای هدف تضمین حفاظت از نوع خودشان و کمک به تحقق آن اهدافی که برای آن شاخه نژادی و یا نژاد خاص مقرر شده ، سازماندهی شده اند.
#ادولف_هیتلر
#نبرد_من
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
#ادولف_هیتلر
#نبرد_من
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
بسیاری از رسانه ها و منابع ادعا میکنند که کشتار و فاجعه ای بی رحمانه ای به نام #هلوکاست صورت گرفت و در طی آن 6میلیون یهودی شامل زنان ، پیرمردان و کودکان بی گناه کشته شدند...
هر ساله سیاستمداران و رهبران جهان طی مراسمی به بزرگداشت کشته شدگان این افسانه دروغین میپردازند ...اما در پس پرده چه اتفاقاتی افتاده؟
ایا #صهیونیسم جهانی سودی از این ماجرا میبرد ؟
مقاله زیر کاری از گروه تیم مطلب ایرانشهر به شرح وقایعی در این مورد پرداخته است
👇👇👇
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
هر ساله سیاستمداران و رهبران جهان طی مراسمی به بزرگداشت کشته شدگان این افسانه دروغین میپردازند ...اما در پس پرده چه اتفاقاتی افتاده؟
ایا #صهیونیسم جهانی سودی از این ماجرا میبرد ؟
مقاله زیر کاری از گروه تیم مطلب ایرانشهر به شرح وقایعی در این مورد پرداخته است
👇👇👇
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
شور بختانه این روزها عکس هایی مانند عکس فوق در حال پخش است با این مضمون ؛که #هیتلر و سران نازی همواره در حال تحسین اسلام و قران بوده اند ، پیشوا دوست داشته مسلمان باشد و یا تحت تاثیر ملاقات با مفتی اورشلیم به اسلام علاقه مند شده!!
در وهله اول ، در مورد عکس فوق کمی تفکر کنیم .ایا شخصی با مقام والای هیملر که فرمانده اس اس بوده باید در مقابل مفتی اورشلیم که زیر نظر هلموت فلمی برای رایش سوم مبارزه میکرد چنین تعظیمی بکند؟معمولا در مقابل رایش مارشال ها چنین تعظیمی صورت میگرفته نه در مقابل کسیکه خود زیر نظر شخصی با مقام پایینتر از هیملر خدمت میکند .حال این عکس یا جعلی است و یا این شخص هیملر نیست!!
در وهله دوم ؛ در مورد کسانیکه ادعا میکنند پیشوا به قران علاقه داشته یا نازیسم رو با اسلام یکی میدانند باید گفت این تهی مغزان حتی زحمت مطالعه کتاب قران را هم به خود ندادند در غیر این صورت بدیهی است که در قران بر برابری و یکی بودن انسان ها تاکید شده و گفته شده ؛انسان ها در پیشگاه خداوند همگی یکی هستند.در صورتیکه ایدئولوژی #نازیسم بر پایه #تکامل_گرایی و علم #فرگشت است و عقیده بر این است که تمامی نژاد ها یکی نیستند.اگر خلاف این مسئله بود دیگر تاکید بر نبودن اختلاط نژادی در نازیسم دلیلش چه بود؟؟اگر همه انسان ها برابراند دیگر اختلاط نژادی مگر معنایی دارد؟؟
کسانیکه با جعل چنین عکس ها و انتشارشان قصد فریب اذهان را دارند هر کجا که این نادان ها را یافتید مدارک و منابع معتبر را همانند پتکی بر سرشان فرود اورید و رسوایشان کنید.
#فریب_نخوریم
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
در وهله اول ، در مورد عکس فوق کمی تفکر کنیم .ایا شخصی با مقام والای هیملر که فرمانده اس اس بوده باید در مقابل مفتی اورشلیم که زیر نظر هلموت فلمی برای رایش سوم مبارزه میکرد چنین تعظیمی بکند؟معمولا در مقابل رایش مارشال ها چنین تعظیمی صورت میگرفته نه در مقابل کسیکه خود زیر نظر شخصی با مقام پایینتر از هیملر خدمت میکند .حال این عکس یا جعلی است و یا این شخص هیملر نیست!!
در وهله دوم ؛ در مورد کسانیکه ادعا میکنند پیشوا به قران علاقه داشته یا نازیسم رو با اسلام یکی میدانند باید گفت این تهی مغزان حتی زحمت مطالعه کتاب قران را هم به خود ندادند در غیر این صورت بدیهی است که در قران بر برابری و یکی بودن انسان ها تاکید شده و گفته شده ؛انسان ها در پیشگاه خداوند همگی یکی هستند.در صورتیکه ایدئولوژی #نازیسم بر پایه #تکامل_گرایی و علم #فرگشت است و عقیده بر این است که تمامی نژاد ها یکی نیستند.اگر خلاف این مسئله بود دیگر تاکید بر نبودن اختلاط نژادی در نازیسم دلیلش چه بود؟؟اگر همه انسان ها برابراند دیگر اختلاط نژادی مگر معنایی دارد؟؟
کسانیکه با جعل چنین عکس ها و انتشارشان قصد فریب اذهان را دارند هر کجا که این نادان ها را یافتید مدارک و منابع معتبر را همانند پتکی بر سرشان فرود اورید و رسوایشان کنید.
#فریب_نخوریم
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
حکومت #یهود،هرگز از نظر فضا حد و مرزدار نشده است.در همه جای جهان بدون هیچ حد و مرزی گسترده شده، و همیشه منحصرا از یک نژاد تشکیل یافته است، به همین دلیل است که یهودیان همیشه حکومتی درون حکومت تشکیل داده اند.یکی از ماهرانه ترین فریب هایی که تا کنون ابداع شده است، راندن کشتی حکومت یهودی، تحت لوای #مذهب و بنابراین بدست اوردن مدارای آریایی ها در قبال اعتقادات مذهبی گوناگون بوده است.
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
#صهیونیسم
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
#صهیونیسم
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
یک روز در عالم تکوین، در سطح این سرزمین ما، از توافق مساعد عناصر نژادی، ملتی تشکیل گردید، که بعد ها بر جلگه های
اروپا و یک قسمت از آسیا مسلط شد. این همان نژادی است، که تاکنون معرکه گردان و کارفرمای زمین است! همان نژاد #آریایی و
هندواروپایی است که در هر صفحه تاریخ بشر شاهکارهای او ضبط شده. ما از هرکجا به سرزمین ایران آمده باشیم از آن روزی که
وارد این خاک شده، زمین آنرا به قوت شمشیر خویش حفظ کرده ایم، این خاک از ان ماست ! این خاک نه همین لکه جغرافیایی
است که بر روی نقشه های آسیا می بینید ! این خاک تا آنجا از ان ماست، که نیزه داران ایرانی از نیزه های خود پرچین ساخته، قد
مردانگی در برابر مهاجمان خارجی علم و پشت خدمت به خاک مقدس خود، خم کرده اند : خواه در سغدیان و هندوکش، خواه در
جلگه های ساحل دجله، خواه در دره سند، خواه در کوهستان قفقاز. هرکس حقوق اجدادی و میرائی ما را در اینجا و آنجا نشناسد،
خود به خود آن دشمنی است، که ما در پی آن می گردیم، تا با او دست و پنجه نرم کنیم.
#دکتر_داوود_منشی_زاده
رهبر حزب سومکا
#پان_ایرانیسم
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
اروپا و یک قسمت از آسیا مسلط شد. این همان نژادی است، که تاکنون معرکه گردان و کارفرمای زمین است! همان نژاد #آریایی و
هندواروپایی است که در هر صفحه تاریخ بشر شاهکارهای او ضبط شده. ما از هرکجا به سرزمین ایران آمده باشیم از آن روزی که
وارد این خاک شده، زمین آنرا به قوت شمشیر خویش حفظ کرده ایم، این خاک از ان ماست ! این خاک نه همین لکه جغرافیایی
است که بر روی نقشه های آسیا می بینید ! این خاک تا آنجا از ان ماست، که نیزه داران ایرانی از نیزه های خود پرچین ساخته، قد
مردانگی در برابر مهاجمان خارجی علم و پشت خدمت به خاک مقدس خود، خم کرده اند : خواه در سغدیان و هندوکش، خواه در
جلگه های ساحل دجله، خواه در دره سند، خواه در کوهستان قفقاز. هرکس حقوق اجدادی و میرائی ما را در اینجا و آنجا نشناسد،
خود به خود آن دشمنی است، که ما در پی آن می گردیم، تا با او دست و پنجه نرم کنیم.
#دکتر_داوود_منشی_زاده
رهبر حزب سومکا
#پان_ایرانیسم
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
📌انتقال یافت
لنین و صلح دموکراتیک... ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔰در ساعت ده صبح سال 1917 وقتی بلشویک ها روند انقلاب را تکمیل و پتروگراد را تسخیر کردند، لنین این بیانیه را صادر کرد : «دولت موقت سرنگون شده است. قدرت دولت به دستان بلشویک ها افتاده است. دلایل نبرد مردم : برقراری فوری…
جنایات و کشتار های فراوان #کمونیسم (قسمت اول )
لنین و رفقای او از همان ابتدا ، خود را رهبران یک جنگ بی امان طبقاتی میدیدند که در آن به حریف سیاسی و یا ایدئولوژیکی و حتی بخش های سرکش و نا فرمان مردم به عنوان دشمنانی که باید ریشه کن شوند نگریسته ، از همان قرار نیز با انها رفتار میکردند. بلشویکها تصمیم گرفتند همه نوع مقاومت_حتی مقاومت منفی_با تفوق نیروهای خود را از نظر حقوقی و نیز فیزیکی از بین ببرند.این امر تنها بر گروهها و مخالفان سیاسی ناظر نبود، بلکه تمام گروه بندی های اجتماعی را در بر میگرفت:(اشراف زادگان،شهروندان به خصوص طبقه متوسط،روشنفکران، کلیساو...)و نیز مشاغل مختلف:(افسران،مأموران انتظامی و...)نیز بود؛تا اندازه ای چهره یک نسل کشی را به خود گرفت.از سال 1920 به بعد قزاق زدایی به طور عمده با تعریف نسل کشی مطابقت میکند:مجموعه مردمی که در فضایی_که محدوده آن به طور دقیق مشخص شده بود_زندگی میکردند؛یعنی قزاقها به دلیل قزاق بودن نابود شدند.مرد ها تیر باران شدند و زن ها و بچه ها به اجبار به محل دیگری انتقال داده شدند.روستاها با خاک یکسان، و یا به ساکنان جدید غیر قزاق داده شدند.لنین ، قزاقها رو با ساکنان وندی رو دوران انقلاب فرانسه مقایسه کرد ، و میخواست با آنها همان رفتاری را داشته باشد که گراچوس بابوف «مخترع»کمونیسم نوین در دوره 1795انرا «مردم کشی»نامیده بود.
کولاک زدایی از 1930 تا 1932چیزی جز قزاق زدایی در ابعاد وسیع نبود که استالین خود از آن حمایت کرد و در لوای راه حل رسمی زیرعنوان:(کولاکها باید نابود گردند)_که به وسیله تبلیغات دولتی پخش شد_انجام گرفت.کولاکهایی که با اشتراکی شدن مخالفت کردند تیر باران شدند و دیگران به همراه زن و بچه ها به اجبار محل دیگر انتقال یافتند.مطمئنا همه انها بر اساس نظمو قائده مخصوص نابود نشدند ، اما کار اجباری در سیبری و ارتفاعات شمالی کشور به دشواری شانس جان به در بردن برای آنها گزاشت.صد ها هزار نفر در آنجا از بین رفتند، اما رقم قربانیان مجهول ماند.قحطی بزرگ سالهای 1932_1933 در اوکراین_که با مقاومت روستاییان در برابر اشتراکی کردن مرتبط بود_در طول تنها چند ماه،شش میلیون نفر قربانی گرفت.
در اینجا نسل کشی «نژادی» و «طبقاتی»شباهت بسیاری یکدیگر دارد.
اما این شناخت،ویژگی بسیاری از دیکتاتوری ها کمونیستی را آشکار میسازد:به کار گیری سیستماتیک گرسنگی به عنوان سلاح رژیم،به طور طبیعی به همه ذخایر طبیعی نظارت داشت،اما بعضی اوقات بر اساس یک نظام زیرکانه و ابداعی و فقط بر مبنای «استحقاق»و یا «تقصیر»آن را جیره بندی و بین افراد تقسیم میکرد.این روش میتواند به قحطی های بزرگ منجر شود.در اینجا باید یادآور شد که در دوران پس از 1918 فقط کشور های کمونیستی بودند که در آن،قحطی هایی_که صد هزار و شاید میلیون ها نفر قربانی شدند_بروز داده شد.در دهه گذشته نیز دو کشور آفریقایی _که خود را #مارکسیستی_لنینیستی مینامیدند(اتیوپی و موزامبیک)_به چنین قحطی های ویرانگری دچار شدند.
به عنوان نخستین بیلان سراسری جهانی این جنایتها،ترتیب آماری زیر را میتوان معتبر دانست:
—تیر باران دهها هزار نفر از گروگانها و افرادی که بدون محاکمه زندان بودند و کشتار صد ها هزار نفر از کارگران و روستاییان به پا خواسته بین سالهای 1918تا 1922؛
—قحطی بزرگ 1922که منجر به مرگ پنج میلیون نفر شد؛
—نابودی و انتقال اجباری قزاقهای ساکن در منطقه دُن در 1920؛
—قتل دهها هزار نفر در اردوگاههای کار اجباری بین 1918تا 1930؛
—انتقال اجباری دو میلیون کولاک و یا (افرادی که کولاک دانسته شدند )از 1930تا 1932؛
—نابودی حدود 690هزار نفر در طول پاکسازی بزرگ1937تا 1938؛
—نابودی شش میلیون نفر اوکراینی از طریق قحطی 1932تا 1933که به عمد انجام شد و برای کاستن از شدت آن اقدامی نشد؛
—انتقال اجباری صد ها هزار نفر لهستانی،بالتی،مولداویایی،بسارابیایی در1939تا1941 و بار دیگر 1944تا 1945؛
—انتقال اجباری المانی های ساکن کنار رودخانه ولگا در 1941؛
—تبعید تاتارهای کریمه در 1943؛
—تبعید چچن ها در 1944؛
—تبعید اینگوشها در 1944؛
—انتقال اجباری و نابودی جمعیت شهری کشور کامبوج بین سالهای 1975تا 1978؛
—نابودی تدریجی اهالی تبت به وسیله چینی هادر 1950؛و...
رقم جنایت های لنینیست ها و استالینیست ها تقریبا بی نهایت است.
این جنایتها پی در پی و به همین گونه از جانب دیکتاتور های ؛مائو تسه تونگ، کیم ایل سونگ و پول پوت تکرار میشوند.
#کمونیسم
#طاعون_سرخ
منبع:کتاب سیاه کمونیسم📖
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
لنین و رفقای او از همان ابتدا ، خود را رهبران یک جنگ بی امان طبقاتی میدیدند که در آن به حریف سیاسی و یا ایدئولوژیکی و حتی بخش های سرکش و نا فرمان مردم به عنوان دشمنانی که باید ریشه کن شوند نگریسته ، از همان قرار نیز با انها رفتار میکردند. بلشویکها تصمیم گرفتند همه نوع مقاومت_حتی مقاومت منفی_با تفوق نیروهای خود را از نظر حقوقی و نیز فیزیکی از بین ببرند.این امر تنها بر گروهها و مخالفان سیاسی ناظر نبود، بلکه تمام گروه بندی های اجتماعی را در بر میگرفت:(اشراف زادگان،شهروندان به خصوص طبقه متوسط،روشنفکران، کلیساو...)و نیز مشاغل مختلف:(افسران،مأموران انتظامی و...)نیز بود؛تا اندازه ای چهره یک نسل کشی را به خود گرفت.از سال 1920 به بعد قزاق زدایی به طور عمده با تعریف نسل کشی مطابقت میکند:مجموعه مردمی که در فضایی_که محدوده آن به طور دقیق مشخص شده بود_زندگی میکردند؛یعنی قزاقها به دلیل قزاق بودن نابود شدند.مرد ها تیر باران شدند و زن ها و بچه ها به اجبار به محل دیگری انتقال داده شدند.روستاها با خاک یکسان، و یا به ساکنان جدید غیر قزاق داده شدند.لنین ، قزاقها رو با ساکنان وندی رو دوران انقلاب فرانسه مقایسه کرد ، و میخواست با آنها همان رفتاری را داشته باشد که گراچوس بابوف «مخترع»کمونیسم نوین در دوره 1795انرا «مردم کشی»نامیده بود.
کولاک زدایی از 1930 تا 1932چیزی جز قزاق زدایی در ابعاد وسیع نبود که استالین خود از آن حمایت کرد و در لوای راه حل رسمی زیرعنوان:(کولاکها باید نابود گردند)_که به وسیله تبلیغات دولتی پخش شد_انجام گرفت.کولاکهایی که با اشتراکی شدن مخالفت کردند تیر باران شدند و دیگران به همراه زن و بچه ها به اجبار محل دیگر انتقال یافتند.مطمئنا همه انها بر اساس نظمو قائده مخصوص نابود نشدند ، اما کار اجباری در سیبری و ارتفاعات شمالی کشور به دشواری شانس جان به در بردن برای آنها گزاشت.صد ها هزار نفر در آنجا از بین رفتند، اما رقم قربانیان مجهول ماند.قحطی بزرگ سالهای 1932_1933 در اوکراین_که با مقاومت روستاییان در برابر اشتراکی کردن مرتبط بود_در طول تنها چند ماه،شش میلیون نفر قربانی گرفت.
در اینجا نسل کشی «نژادی» و «طبقاتی»شباهت بسیاری یکدیگر دارد.
اما این شناخت،ویژگی بسیاری از دیکتاتوری ها کمونیستی را آشکار میسازد:به کار گیری سیستماتیک گرسنگی به عنوان سلاح رژیم،به طور طبیعی به همه ذخایر طبیعی نظارت داشت،اما بعضی اوقات بر اساس یک نظام زیرکانه و ابداعی و فقط بر مبنای «استحقاق»و یا «تقصیر»آن را جیره بندی و بین افراد تقسیم میکرد.این روش میتواند به قحطی های بزرگ منجر شود.در اینجا باید یادآور شد که در دوران پس از 1918 فقط کشور های کمونیستی بودند که در آن،قحطی هایی_که صد هزار و شاید میلیون ها نفر قربانی شدند_بروز داده شد.در دهه گذشته نیز دو کشور آفریقایی _که خود را #مارکسیستی_لنینیستی مینامیدند(اتیوپی و موزامبیک)_به چنین قحطی های ویرانگری دچار شدند.
به عنوان نخستین بیلان سراسری جهانی این جنایتها،ترتیب آماری زیر را میتوان معتبر دانست:
—تیر باران دهها هزار نفر از گروگانها و افرادی که بدون محاکمه زندان بودند و کشتار صد ها هزار نفر از کارگران و روستاییان به پا خواسته بین سالهای 1918تا 1922؛
—قحطی بزرگ 1922که منجر به مرگ پنج میلیون نفر شد؛
—نابودی و انتقال اجباری قزاقهای ساکن در منطقه دُن در 1920؛
—قتل دهها هزار نفر در اردوگاههای کار اجباری بین 1918تا 1930؛
—انتقال اجباری دو میلیون کولاک و یا (افرادی که کولاک دانسته شدند )از 1930تا 1932؛
—نابودی حدود 690هزار نفر در طول پاکسازی بزرگ1937تا 1938؛
—نابودی شش میلیون نفر اوکراینی از طریق قحطی 1932تا 1933که به عمد انجام شد و برای کاستن از شدت آن اقدامی نشد؛
—انتقال اجباری صد ها هزار نفر لهستانی،بالتی،مولداویایی،بسارابیایی در1939تا1941 و بار دیگر 1944تا 1945؛
—انتقال اجباری المانی های ساکن کنار رودخانه ولگا در 1941؛
—تبعید تاتارهای کریمه در 1943؛
—تبعید چچن ها در 1944؛
—تبعید اینگوشها در 1944؛
—انتقال اجباری و نابودی جمعیت شهری کشور کامبوج بین سالهای 1975تا 1978؛
—نابودی تدریجی اهالی تبت به وسیله چینی هادر 1950؛و...
رقم جنایت های لنینیست ها و استالینیست ها تقریبا بی نهایت است.
این جنایتها پی در پی و به همین گونه از جانب دیکتاتور های ؛مائو تسه تونگ، کیم ایل سونگ و پول پوت تکرار میشوند.
#کمونیسم
#طاعون_سرخ
منبع:کتاب سیاه کمونیسم📖
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
به طور کلی، شخص باید بر علیه اینکه توده های وسیع ناآگاه تر از انچه هستند تلقی شوند موضع گیری کند.در موضوعات سیاسی به دفعات پیش می آید که احساسات درست تر از عقل قضاوت می کند.اما این عقیده که این احساس از طرف توده ها، دلیل کافی بر طرز فکر احمقانه بین المللی شان(اینترناسیونالیسم) است می تواند فورا و با قاطعیت با این حقیقت ساده که #دموکراسی صلح جویانه همان قدر احمقانه است، رد شود ، گرچه حامیانش را تقریبا به طور خاص از محافل بورژوازی دور می کند.تا وقتی که میلیون ها شهروند به طور روزانه آنچه را که روزنامه های #سوسیال_دموکرات می گویند، فرو می دهند، این شوخی «ارباب ها»با «رفقا»ست؛زیرا در طولانی مدت آنان همه همان خوراک درهم و برهم را قورت می دهند ولی با چاشنی های متفاوت.در هر دو حالت آشپز یکی است—یهودیان!!
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
"مکاتب و زمینه های تاثیر گزار بر #نازیسم"
ظهور #نازیسم را نمیتوان تنها به شرایط ساختاری محدود کرد.هویت و تفکر آلمانی که ریشه در گذشته مردم این کشور دارد، در ظهور چنین دولتی نقش بسزایی داشته است.شکست آلمان در نخستین جنگ جهانی که نه تنها آتش ملی گرایی و جنگ خواهی را فرو ننشاند بلکه به آن نیز دامن زد.پس از شکست آلمان در نخستین جنگ جهانی بار دیگر ناسیونالیست های این کشور اسطوره پرستی را احیا کردند و همچنین اصول فکری رایج در قرن نوزدهم زمینه مساعد برای ظهور #نازیسم را فراهم اورد. در این راه اثر پذیری اصول نازیسم از دو تن از بزرگترین متفکران آلمان (#هگل و #نیچه) تشریح میگردد.
فلسفه هگل در بطن خود قداست دولت، #توتالیتریسم را میپروراند. در راس جامعه جهت پیشرفت و جایگاه بسیار مهم دولت از مفاهیمی که میتواند زمینه ساز طرح مفاهیمی از قبیل پیشوا، نژاد گرایی ، دستیابی به فضای حیاتی در ایدئولوژی نازیسم باشد. #فردریش_نیچه با طرح دو گونه انسان پست و برتر با تقسیم بندی اینکه یهودیان و مسیحیان در رده دارندگان پست قرار دارند زمینه را برای تقسیم بندی نژادی و مشروع ساختن آن فراهم کرد.وی همچنین با رد ایده برابری انسانها راه را برای مخالفت #ناسیونال_های_سوسیالیست با اصول #دموکراسی و #کمونیسم گشود . نیچه با نگارش کتاب چنین گفت #زرتشت و ایده خلق ابر مرد همراه با طرح مفاهیم فرهی و انسان عالی ، الهام بخش رهبر یگانه و کاریزما شد که در آلمان به طبع در ایدئولوژی #نازیسم با رهبری #ادولف_هیتلر نمایان شد .
در دایره فکری #هگل ملت از جایگاه و اهمیت بالایی برخوردار است. وی در این باره معتقد است :«اصل تکامل تاریخ ،روح ملی است .در هر عصری یک ملت است که وظیفه گذراندن جهان از یک مرحله دیالکتیکی که بدان رسیده است را بر عهده دارد؛در عصر ما این ملت آلمان است.»
#ناسیونال_سوسیالیسم
✍نویسنده:حسن صانعی
📖 فصلنامه سیاست نامه،انجمن علوم سیاسی دانشگاه فردوسی
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
ظهور #نازیسم را نمیتوان تنها به شرایط ساختاری محدود کرد.هویت و تفکر آلمانی که ریشه در گذشته مردم این کشور دارد، در ظهور چنین دولتی نقش بسزایی داشته است.شکست آلمان در نخستین جنگ جهانی که نه تنها آتش ملی گرایی و جنگ خواهی را فرو ننشاند بلکه به آن نیز دامن زد.پس از شکست آلمان در نخستین جنگ جهانی بار دیگر ناسیونالیست های این کشور اسطوره پرستی را احیا کردند و همچنین اصول فکری رایج در قرن نوزدهم زمینه مساعد برای ظهور #نازیسم را فراهم اورد. در این راه اثر پذیری اصول نازیسم از دو تن از بزرگترین متفکران آلمان (#هگل و #نیچه) تشریح میگردد.
فلسفه هگل در بطن خود قداست دولت، #توتالیتریسم را میپروراند. در راس جامعه جهت پیشرفت و جایگاه بسیار مهم دولت از مفاهیمی که میتواند زمینه ساز طرح مفاهیمی از قبیل پیشوا، نژاد گرایی ، دستیابی به فضای حیاتی در ایدئولوژی نازیسم باشد. #فردریش_نیچه با طرح دو گونه انسان پست و برتر با تقسیم بندی اینکه یهودیان و مسیحیان در رده دارندگان پست قرار دارند زمینه را برای تقسیم بندی نژادی و مشروع ساختن آن فراهم کرد.وی همچنین با رد ایده برابری انسانها راه را برای مخالفت #ناسیونال_های_سوسیالیست با اصول #دموکراسی و #کمونیسم گشود . نیچه با نگارش کتاب چنین گفت #زرتشت و ایده خلق ابر مرد همراه با طرح مفاهیم فرهی و انسان عالی ، الهام بخش رهبر یگانه و کاریزما شد که در آلمان به طبع در ایدئولوژی #نازیسم با رهبری #ادولف_هیتلر نمایان شد .
در دایره فکری #هگل ملت از جایگاه و اهمیت بالایی برخوردار است. وی در این باره معتقد است :«اصل تکامل تاریخ ،روح ملی است .در هر عصری یک ملت است که وظیفه گذراندن جهان از یک مرحله دیالکتیکی که بدان رسیده است را بر عهده دارد؛در عصر ما این ملت آلمان است.»
#ناسیونال_سوسیالیسم
✍نویسنده:حسن صانعی
📖 فصلنامه سیاست نامه،انجمن علوم سیاسی دانشگاه فردوسی
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
این یک مسئله انکار ناپذیر است که مساله طبقاتی از جنبه آرمانی با این مسائل (تبلیغات حزب سوسیال دموکرات ) ارتباطی ندارد ، گرچه آن داروی مخدر در زمان انتخابات به کار می رود.تکبر طبقاتی در بین بخش بزرگی از مردم ما مانند یک تمایل غالب به تحقیر کارگران ساده ، واقعیت هایی هستند آشکار و نه خیالات یک آدم خیالباف. با این وجود این فقط ذهنیت به اصطلاح محافل روشنفکری ما را نشان می دهد که آنان هنوز این واقعیت را درک نکرده اند که شرایط از پیشگیری از رشد آفتی همچون #مارکسیسم ناتوان است، مسلما از بازپس گیری آنچه از دست رفته نیز ناتوان خواهد بود.
احزاب بورژوا هرگز دوباره قادر نخواهند بود که برنده شوند و توده های زحمتکش را در صف خود نگه دارند.زیرا دو دنیا در اینجا در مقابل یکدیگر ایستاده اند ، بخشی به طور طبیعی و به طور تصنعی تقسیم شده اند. این دو جبهه دارای یک فکر غالب هستند و آن اینکه باید بر علیه یکدیگر بجنگند. اما در چنین جنگی ، آن که جوان تر است پیروز می شود و آن #مارکسیسم است.
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
احزاب بورژوا هرگز دوباره قادر نخواهند بود که برنده شوند و توده های زحمتکش را در صف خود نگه دارند.زیرا دو دنیا در اینجا در مقابل یکدیگر ایستاده اند ، بخشی به طور طبیعی و به طور تصنعی تقسیم شده اند. این دو جبهه دارای یک فکر غالب هستند و آن اینکه باید بر علیه یکدیگر بجنگند. اما در چنین جنگی ، آن که جوان تر است پیروز می شود و آن #مارکسیسم است.
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
در مورد سرمایه داران بین المللی و سازمان هایی نظیر #بیلدربرگ چه می دانیم ؟
آیا این سازمان ها بر زندگی ما و جهانیان و تصمیمات بزرگ سیاسی و اقتصادی تاثیر دارند ؟؟
تاریخچه آنها چیست ؟؟
👇👇👇
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
آیا این سازمان ها بر زندگی ما و جهانیان و تصمیمات بزرگ سیاسی و اقتصادی تاثیر دارند ؟؟
تاریخچه آنها چیست ؟؟
👇👇👇
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
"بیلدربرگ" چیست؟
گروه بیلدربرگ سازمانی متشکل از رهبران سیاسی و سرمایه گزاران بین المللی است که بهار هر سال برای تعیین خط مشی جهانی به صورت سری تشکیل جلسه می دهد. این گروه حدود 110شرکت کننده دارد_اعضای خانواده راکفلر ،خانواده روچیلد ، بانکداران ، روسای شرکت های بین المللی ومقامات دولتی بلند پایه از اروپا و آمریکای شمالی.هر سال چند نفر جدید دعوت می شوند که اگر حضور آنها سودمند تشخیص داده شود ، به نشست های بعدی راه می یابند. در غیر اینصورت ، از گردونه حذف می شوند. تصمیم هایی که حاضران در این نشست مخفی به آن می رسند ، بر سرنوشت هر آمریکایی و بیشتر کشور های حاضردر جهان تاثیر گزار است.
بیلدربرگ؛ تاریخچه طولانی و سری آن
ریشه بیلدربرگ به قرن ها پیش باز می گردد که صراف های بین المللی اقتصاد را دستکاری می کردند تا جیب خود را پر کنند و مردم عادی را به بردگی بکشند.
خانواده روچیلد در انگلیس و اروپا قرنهاست به طور پنهانی با دیگر سرمایه گزاران دیدار می کنند ، همانطور که اعضای خانواده راکفلر در آمریکا اینکار را می کنند.
در ابتدا خانواده روچیلد «سپر سرخ ها» بودند که وجه تسمیه آن علامتی بود بر در خانه های خود می آویختند و خانواده راکفلر در آلمان ، از رهگذر محصول کشاورزی آن ، «رای فیلدز» [مزارع چاودار ] می خواندند .
یکی از مهمترین نشست ها از این دست در بهار سال 1908 به ریاست سناتور نلسون الدریچ ، سناتوری از ایالت رود آیلند ، تشکیل شد . خانواده وی با خاندان راکفلر وصلت کرد و نام خانوادگی "نلسون الدریچ راکفلر " ، فرماندار فقید ، ناشی از همین وصلت است .این نشست در جزیره جکیل در ساحل ایالت جورجیا برگزار شد .
شادروان "بی سی فوربز " ، سردبیر مجله فوربز ، وقایع این نشست با شرکت ثروتمندان جهان را گزارش کرد ."هنری دیویدسون " از شرکت جی پی مورگان ، "فرانک والدریپ" رئیس بانک نشنال سیتی ، " پل واربرگ " از شرکت کان لوب و "ای پیات اندرو" معاون وزارت خزانه داری آمریکا به همراه الدریچ در این نشست شرکت کردند .
ماحصل این نشست سری ، برنامه نظامی پولی_ علمی ایالات متحده بود. آنها این قدرت را داشتند که کنگره را برای تشکیل شورای فدرال رزرو زیر فشار بگذارند . این شورا متشکل از گروهی خصوصی از بانکداران که برای شکل دهی به عرضه پول تشکیل جلسه می دهند .
اما در سال 1954، سرمایه گزاران بین المللی به این نتیجه رسیدند جهان به قدری کوچک و منافع آنها به قدری در هم تنیده است باید نشست های منظم و سالیانه داشته باشند . آن سال ، آنها در هتل بیلدربرگ در هلند تشکیل جلسه دادند و نام " بیلدربرگ "را روی خودشان گزاشتند .
از آن پس ، آن ها پشت دیوار های محصور و با حضور نگهبان های مسلح در تفریح گاه های مجلل دیدار می کردند .پنهان کاری تا مدت کوتاهی برقرار بود تا اینکه وست بروک پگلر ، روزنامه نگار فقید ، موضوع بیلدربرگ را در سال 1957 برملا کرد .اما مقررات محرمانه بودن مفاد جلسات همچنان برقرار است که بر اساس آن ، جلسات به طور خصوصی برگزار می شود و شرکت کنندگان از صحبت کردن علنی در مورد جزئیات نشست ها منع شده اند .
پگلر در ماه آوریل 1957، دو ستون خود را که در چند نشریه درج می شد ، به بیلدربرگ اختصاص داد ، هر چند که وی اسم این گروه را نمی دانست .
پگلر نوشت :( وقتی مجموعه غریبی از 67طراح و داعیه دار سرنوشت اقتصادی و سیاسی کشور های غربی ما که به چند زبان صحبت و خودشان صلاحیت خودشان را تایید می کنند ، پنهانی در جزیره ای در سواحل برانزیک در ایالت جورجیا گرد هم می آیند ، در این باره حتی یک کلمه هم فراتر از یک گزارش عادی و کوچک اسوشیتد پرس به مطبوعات مشهور نمی رسد اتفاق اسرار آمیزی در شرف وقوع است.)
پگلر گزارش کرد که "رالف مک گیل" ، سردبیر فقید نشریه آتلانتا کانستیتوشن و "آرتور هایس سالزبرگر " ، ناشر نیویورک تایمز ، به شرط رازداری این نشست شرکت کرده بودند . از آن زمان ، "دونالد گراهام " و"جیمی لی هوگلند " که به ترتیب ناشر و معاون سر دبیر واشنگتن پست بودند ، به طور منظم در بیلدربرگ شرکت کرده اند .تمام شبکه های خبری تلوزیونی که در این نشست ها شرکت کرده اند ، همه قول داده اند از مقررات رازداری تبعیت کنند .
با وجود آنکه بیلدربرگ اهمیت نشست ها را انکار می کند ، سوابق امر چیز دیگری را نشان می دهد .نشریه اسپات لایت که اکنون از انتشار باز مانده است ، بر اساس اطلاعات بدست آمده از بیلدربرگی ها ، از پیش ، گزارش هایی درباره پایان جنگ سرد ، سقوط مارگارت تاچر از نخست وزیری انگلیس و عهد شکنی جورج بوش پدر برای بالا نبردن مالیات منتشر کرد .
این اواخر که رسانه های جریان غالب در سال 2002معتقد بودند که تهاجم به عراف تا اواخر یا اوایل پاییز آغاز خواهد شد ، نشریه آمریکن فری پرس گزارش کرد که تجاوزی تا سال 2003 رخ نخواهد داد . جنگ در ماه مارس 2003 آغاز شد .
#بیلدربرگ
منبع: توطئه گران بین المللی
@NSworkers🇮🇲
گروه بیلدربرگ سازمانی متشکل از رهبران سیاسی و سرمایه گزاران بین المللی است که بهار هر سال برای تعیین خط مشی جهانی به صورت سری تشکیل جلسه می دهد. این گروه حدود 110شرکت کننده دارد_اعضای خانواده راکفلر ،خانواده روچیلد ، بانکداران ، روسای شرکت های بین المللی ومقامات دولتی بلند پایه از اروپا و آمریکای شمالی.هر سال چند نفر جدید دعوت می شوند که اگر حضور آنها سودمند تشخیص داده شود ، به نشست های بعدی راه می یابند. در غیر اینصورت ، از گردونه حذف می شوند. تصمیم هایی که حاضران در این نشست مخفی به آن می رسند ، بر سرنوشت هر آمریکایی و بیشتر کشور های حاضردر جهان تاثیر گزار است.
بیلدربرگ؛ تاریخچه طولانی و سری آن
ریشه بیلدربرگ به قرن ها پیش باز می گردد که صراف های بین المللی اقتصاد را دستکاری می کردند تا جیب خود را پر کنند و مردم عادی را به بردگی بکشند.
خانواده روچیلد در انگلیس و اروپا قرنهاست به طور پنهانی با دیگر سرمایه گزاران دیدار می کنند ، همانطور که اعضای خانواده راکفلر در آمریکا اینکار را می کنند.
در ابتدا خانواده روچیلد «سپر سرخ ها» بودند که وجه تسمیه آن علامتی بود بر در خانه های خود می آویختند و خانواده راکفلر در آلمان ، از رهگذر محصول کشاورزی آن ، «رای فیلدز» [مزارع چاودار ] می خواندند .
یکی از مهمترین نشست ها از این دست در بهار سال 1908 به ریاست سناتور نلسون الدریچ ، سناتوری از ایالت رود آیلند ، تشکیل شد . خانواده وی با خاندان راکفلر وصلت کرد و نام خانوادگی "نلسون الدریچ راکفلر " ، فرماندار فقید ، ناشی از همین وصلت است .این نشست در جزیره جکیل در ساحل ایالت جورجیا برگزار شد .
شادروان "بی سی فوربز " ، سردبیر مجله فوربز ، وقایع این نشست با شرکت ثروتمندان جهان را گزارش کرد ."هنری دیویدسون " از شرکت جی پی مورگان ، "فرانک والدریپ" رئیس بانک نشنال سیتی ، " پل واربرگ " از شرکت کان لوب و "ای پیات اندرو" معاون وزارت خزانه داری آمریکا به همراه الدریچ در این نشست شرکت کردند .
ماحصل این نشست سری ، برنامه نظامی پولی_ علمی ایالات متحده بود. آنها این قدرت را داشتند که کنگره را برای تشکیل شورای فدرال رزرو زیر فشار بگذارند . این شورا متشکل از گروهی خصوصی از بانکداران که برای شکل دهی به عرضه پول تشکیل جلسه می دهند .
اما در سال 1954، سرمایه گزاران بین المللی به این نتیجه رسیدند جهان به قدری کوچک و منافع آنها به قدری در هم تنیده است باید نشست های منظم و سالیانه داشته باشند . آن سال ، آنها در هتل بیلدربرگ در هلند تشکیل جلسه دادند و نام " بیلدربرگ "را روی خودشان گزاشتند .
از آن پس ، آن ها پشت دیوار های محصور و با حضور نگهبان های مسلح در تفریح گاه های مجلل دیدار می کردند .پنهان کاری تا مدت کوتاهی برقرار بود تا اینکه وست بروک پگلر ، روزنامه نگار فقید ، موضوع بیلدربرگ را در سال 1957 برملا کرد .اما مقررات محرمانه بودن مفاد جلسات همچنان برقرار است که بر اساس آن ، جلسات به طور خصوصی برگزار می شود و شرکت کنندگان از صحبت کردن علنی در مورد جزئیات نشست ها منع شده اند .
پگلر در ماه آوریل 1957، دو ستون خود را که در چند نشریه درج می شد ، به بیلدربرگ اختصاص داد ، هر چند که وی اسم این گروه را نمی دانست .
پگلر نوشت :( وقتی مجموعه غریبی از 67طراح و داعیه دار سرنوشت اقتصادی و سیاسی کشور های غربی ما که به چند زبان صحبت و خودشان صلاحیت خودشان را تایید می کنند ، پنهانی در جزیره ای در سواحل برانزیک در ایالت جورجیا گرد هم می آیند ، در این باره حتی یک کلمه هم فراتر از یک گزارش عادی و کوچک اسوشیتد پرس به مطبوعات مشهور نمی رسد اتفاق اسرار آمیزی در شرف وقوع است.)
پگلر گزارش کرد که "رالف مک گیل" ، سردبیر فقید نشریه آتلانتا کانستیتوشن و "آرتور هایس سالزبرگر " ، ناشر نیویورک تایمز ، به شرط رازداری این نشست شرکت کرده بودند . از آن زمان ، "دونالد گراهام " و"جیمی لی هوگلند " که به ترتیب ناشر و معاون سر دبیر واشنگتن پست بودند ، به طور منظم در بیلدربرگ شرکت کرده اند .تمام شبکه های خبری تلوزیونی که در این نشست ها شرکت کرده اند ، همه قول داده اند از مقررات رازداری تبعیت کنند .
با وجود آنکه بیلدربرگ اهمیت نشست ها را انکار می کند ، سوابق امر چیز دیگری را نشان می دهد .نشریه اسپات لایت که اکنون از انتشار باز مانده است ، بر اساس اطلاعات بدست آمده از بیلدربرگی ها ، از پیش ، گزارش هایی درباره پایان جنگ سرد ، سقوط مارگارت تاچر از نخست وزیری انگلیس و عهد شکنی جورج بوش پدر برای بالا نبردن مالیات منتشر کرد .
این اواخر که رسانه های جریان غالب در سال 2002معتقد بودند که تهاجم به عراف تا اواخر یا اوایل پاییز آغاز خواهد شد ، نشریه آمریکن فری پرس گزارش کرد که تجاوزی تا سال 2003 رخ نخواهد داد . جنگ در ماه مارس 2003 آغاز شد .
#بیلدربرگ
منبع: توطئه گران بین المللی
@NSworkers🇮🇲
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان؛ زیرا دو اصل دارد:
یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند،
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت مردمت را کنترل میکنند...
#یوزف_گوبلز
وزیر تبلیغات و روشنگری آلمان نازی
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند،
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت مردمت را کنترل میکنند...
#یوزف_گوبلز
وزیر تبلیغات و روشنگری آلمان نازی
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
نگرش دولت به سرمایه نسبتا ساده و روشن خواهد بود ، تنها هدف آن اطمینان یافتن از این است که سرمایه فرمانبردار دولت بماند و به خودش حق تسلط بر منافع ملی را ندهد.بنابراین می تواند فعالیت هایش را به این دو حد محدود کند : در یک طرف ، اطمینان حاصل کردن از یک نظام پر انرژی و مستقل اقتصاد ملی و در طرف دیگر مراقبت از حقوق اجتماعی کارگران.
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
#سوسیالیسم_ملی
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
#نبرد_من
#ادولف_هیتلر
#سوسیالیسم_ملی
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
دیروز 5 مارس سالگرد درگذشت #استالین دیکتاتور اتحاد جماهیر شوروی و رقیب بزرگ #ادولف_هیتلر در جنگ جهانی دوم بود ، به همین مناسبت مقاله زیر را بخوانید ....
👇👇👇
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
👇👇👇
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
جانشینی استالین و آنچه گذشت...
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
هشدار لنین در مورد #استالین
لنین کمی پیش از مرگش نگران مسئله جانشینی خود شده بود. گرچه او هرگز جانشینی برای خود تعیین نکرد، آشکارا به حزب هشدار داد که نمیخواهد استالین جانشین او شود. لنین در نامه ای به حزب که حکم آخرین وصیت او را داشت، با هشدار درمورد شیوه های کار استالین خواستار برکناری این مرد گرجستانی از سمت دبیر کلی حزب شده بود :
رفیق استالین، قدرت بسیار زیادی در دستان خود جمع کرده و من شک دارم که او در درآینده از این قدرت با احتیاط کافی استفاده کند. استالین بسیار گستاخ است و این نقطه ضعف در کسی که عهده دار وظیفه دبیر کلی حزب است، قابل تحمل نیست. به همین دلیل، پیشنهاد میکنم که رفقا به فکر شیوه ای برای برکناری او و انتخاب فردی دیگر به جای وی باشند. [1]
اکثر اعضای حزب از وصیت لنین آگاه نشدند. استالین متحدانی داشت، منجمله دو تن از مقامات عالیرتبه کمونیست، لِو کامنت، و گریگوری زینوویف؛ که تصمیم گرفتند در خنثی کردن تلاش های تروتسکی برای به دست گرفتن رهبری به دیکتاتور جاه طلب کمک کنند.
اما #کامنف و #زینوویف نیز چون سوخانوف، در مورد استالین اشتباه کردند. آنها کمان میکردند که میتوانند او را مهار کنند. بنابراین هنگامی که نامه هشدار دهنده لنین در گردهمایی خصوصی کمیته مرکزی قرائت شد، این دو به حمایت از استالین پرداختند؛ آنها کمیته را متعاقد کردند که ترس و نگرانی های #لنین بی مورد بوده.
مایکل کورت، از مورخان تاریخ قرن بیستم درباره جلسات حزبی مینویسد:
هرگونه تلاشی برای سخن گفتن علیه استالین، کامنف، زینوویف؛ در جلسات سیزدهمین کنگره حزب با سخره روبرو می شد. جلسات کنگره به کلی متحول شده و حالا کاملا بر اساس آنچه استالین دیکته میکرد اداره میشد. بحث و فرایند تصمیم گیری جای خود را به سخنرانی ها و تصمیمات از پیش تعیین شده و سو استفاده های سازماندهی شده داده بود. حتی کروپسکایا [زن لنین] را حین انتقاد از کادر جدید رهبری، از سخن گفتن منع کردند. [2]
سرانجام استالین و حامیانش در درون حزب، تروتسکی را مجبور کردند که از مقام کمیسری یا وزارت جنگ استعفا دهد؛ سپس به اتهام خیانت و تند روی از حزب کمونیست اخراجش کردند.
تروتسکی در سال 1928 به تبعید فرستاده شد.
استالین در دهه سی تصفیه های محکم خود را از هرکسی که کوچکتری مشکلی با او داشت آغاز کرد. [3]
استالین حتی به مردانی که در نابود کردن #تروتسکی به او کمک کرده بودند نیز پشت کرد؛ در سال 1934 در هفدهمین کنگره حزب کمونیست، چند تن از مقامات عالیرتبه حزب به خود جرئت دادند و به تصفیه سازی های استالین اعتراض و پیشنهاد کردند که استالین برکنار د سرگئی کیروف، یکی از مقامات عالی رتبه و محبوب حزب جای او را بگیرد. هنوز شش ماه نگذشته بود که #کیروف به شکل اسرار آمیزی کشته شد. سپس استالین به رغم شهادت یک شاهد، کامنف و زینوویف را مقصر مرگ کیروف اعلام کرد؛ دو بلشویک قدیمی و چهارده تن دیگر از اعضای برجسته حزب کمونیست اعدام شدند. این اقدامات در سطوح مختلف حزب و جامعه شوروی ادامه داشت؛ به طوری که ویلیام جی. میلر میگوید : تعداد کمونیست هایی که استالین به قتل رساند حتی از اعداد کمونیست های دستگیر شده در دوران تزار ها نیز بیشتر بود. [4]
قربانیان استالین میلیون میلیون در برابر جوخه های اعدام یا در اردوگاه کار اجباری از گرسنگی یا بیماری نابود می شدند. در واقع در خلال سال های دهه سی حدود هشت تا پانزده میلیون شهروند، حدود پنج تا ده درصد کل جمعیت، برای حکومت کمونیستی بیگاری میکردند.
در سال 1931 لیدی آستور، که یک بریتانیایی بود در مصاحبه با استالین پرسید : «تا چه هنگام میخواهید به کشتن مردم ادامه دهید؟» استالین جواب داد : «تا هر وقتی که لازم باشد» [5]
حتی، نادژدا آلیلویوا، همسر استالین از فرط یاس و افسردگی، به خاطر خشونت های شیطانی شوهرش دست به خودکشی زد.
تروتسکی نیز در سال 1940 در مکزیک شناسایی و ترور شد.
📙The Russian Revolution, John M. Dunn
1. The meaning of Communism, Miller
2. The soviet Colossus, Kort
3. The Stalin purges and 'Show Trials'
4. lbid. 1
5. The Little Brown Book of Anecdotes, Clifton Fadiman
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
هشدار لنین در مورد #استالین
لنین کمی پیش از مرگش نگران مسئله جانشینی خود شده بود. گرچه او هرگز جانشینی برای خود تعیین نکرد، آشکارا به حزب هشدار داد که نمیخواهد استالین جانشین او شود. لنین در نامه ای به حزب که حکم آخرین وصیت او را داشت، با هشدار درمورد شیوه های کار استالین خواستار برکناری این مرد گرجستانی از سمت دبیر کلی حزب شده بود :
رفیق استالین، قدرت بسیار زیادی در دستان خود جمع کرده و من شک دارم که او در درآینده از این قدرت با احتیاط کافی استفاده کند. استالین بسیار گستاخ است و این نقطه ضعف در کسی که عهده دار وظیفه دبیر کلی حزب است، قابل تحمل نیست. به همین دلیل، پیشنهاد میکنم که رفقا به فکر شیوه ای برای برکناری او و انتخاب فردی دیگر به جای وی باشند. [1]
اکثر اعضای حزب از وصیت لنین آگاه نشدند. استالین متحدانی داشت، منجمله دو تن از مقامات عالیرتبه کمونیست، لِو کامنت، و گریگوری زینوویف؛ که تصمیم گرفتند در خنثی کردن تلاش های تروتسکی برای به دست گرفتن رهبری به دیکتاتور جاه طلب کمک کنند.
اما #کامنف و #زینوویف نیز چون سوخانوف، در مورد استالین اشتباه کردند. آنها کمان میکردند که میتوانند او را مهار کنند. بنابراین هنگامی که نامه هشدار دهنده لنین در گردهمایی خصوصی کمیته مرکزی قرائت شد، این دو به حمایت از استالین پرداختند؛ آنها کمیته را متعاقد کردند که ترس و نگرانی های #لنین بی مورد بوده.
مایکل کورت، از مورخان تاریخ قرن بیستم درباره جلسات حزبی مینویسد:
هرگونه تلاشی برای سخن گفتن علیه استالین، کامنف، زینوویف؛ در جلسات سیزدهمین کنگره حزب با سخره روبرو می شد. جلسات کنگره به کلی متحول شده و حالا کاملا بر اساس آنچه استالین دیکته میکرد اداره میشد. بحث و فرایند تصمیم گیری جای خود را به سخنرانی ها و تصمیمات از پیش تعیین شده و سو استفاده های سازماندهی شده داده بود. حتی کروپسکایا [زن لنین] را حین انتقاد از کادر جدید رهبری، از سخن گفتن منع کردند. [2]
سرانجام استالین و حامیانش در درون حزب، تروتسکی را مجبور کردند که از مقام کمیسری یا وزارت جنگ استعفا دهد؛ سپس به اتهام خیانت و تند روی از حزب کمونیست اخراجش کردند.
تروتسکی در سال 1928 به تبعید فرستاده شد.
استالین در دهه سی تصفیه های محکم خود را از هرکسی که کوچکتری مشکلی با او داشت آغاز کرد. [3]
استالین حتی به مردانی که در نابود کردن #تروتسکی به او کمک کرده بودند نیز پشت کرد؛ در سال 1934 در هفدهمین کنگره حزب کمونیست، چند تن از مقامات عالیرتبه حزب به خود جرئت دادند و به تصفیه سازی های استالین اعتراض و پیشنهاد کردند که استالین برکنار د سرگئی کیروف، یکی از مقامات عالی رتبه و محبوب حزب جای او را بگیرد. هنوز شش ماه نگذشته بود که #کیروف به شکل اسرار آمیزی کشته شد. سپس استالین به رغم شهادت یک شاهد، کامنف و زینوویف را مقصر مرگ کیروف اعلام کرد؛ دو بلشویک قدیمی و چهارده تن دیگر از اعضای برجسته حزب کمونیست اعدام شدند. این اقدامات در سطوح مختلف حزب و جامعه شوروی ادامه داشت؛ به طوری که ویلیام جی. میلر میگوید : تعداد کمونیست هایی که استالین به قتل رساند حتی از اعداد کمونیست های دستگیر شده در دوران تزار ها نیز بیشتر بود. [4]
قربانیان استالین میلیون میلیون در برابر جوخه های اعدام یا در اردوگاه کار اجباری از گرسنگی یا بیماری نابود می شدند. در واقع در خلال سال های دهه سی حدود هشت تا پانزده میلیون شهروند، حدود پنج تا ده درصد کل جمعیت، برای حکومت کمونیستی بیگاری میکردند.
در سال 1931 لیدی آستور، که یک بریتانیایی بود در مصاحبه با استالین پرسید : «تا چه هنگام میخواهید به کشتن مردم ادامه دهید؟» استالین جواب داد : «تا هر وقتی که لازم باشد» [5]
حتی، نادژدا آلیلویوا، همسر استالین از فرط یاس و افسردگی، به خاطر خشونت های شیطانی شوهرش دست به خودکشی زد.
تروتسکی نیز در سال 1940 در مکزیک شناسایی و ترور شد.
📙The Russian Revolution, John M. Dunn
1. The meaning of Communism, Miller
2. The soviet Colossus, Kort
3. The Stalin purges and 'Show Trials'
4. lbid. 1
5. The Little Brown Book of Anecdotes, Clifton Fadiman
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
Audio
نظر پروفسور فاروق صفی زاده در مورد شخصیت #ادولف_هیتلر و چاپ کتاب #نبرد_من در ایران و تحریفات ...
🇮🇲@NSworkers🇮🇲
🇮🇲@NSworkers🇮🇲