BreezeOfChange
✅ درآمد نجومی که بعد نصب پمپو مخزن و جریمه حاصل غارتگران شده بالای همته! هیچوقت این مقدار پول دست و بال مدیرعاملی نبوده! هیچ کار موثری هم انجام نمیشه! فقط بروند با خانم شریفی تلویزیون مصاحبه! ذوقمرگی بیشتر ازین! شاید بخاطره همینه میگن دنکورلئونه برگشته!
✅ امروز جلو بحران بودم دنکورلئونه با تندر آمد!
خوشتیپ عینک آفتابی چشمو مطالعه گردن!
پیاده شد انصافا چاقسلامتی گرمی کرد و مصافحه
پرسید شنیدم بازنشست شدی!
خوش میگذره!
گفتم آره خیلی
گفت بمنم خیلی!
داشت میرفت دیدن آقمیتیامپتیبند!
خوشتیپ عینک آفتابی چشمو مطالعه گردن!
پیاده شد انصافا چاقسلامتی گرمی کرد و مصافحه
پرسید شنیدم بازنشست شدی!
خوش میگذره!
گفتم آره خیلی
گفت بمنم خیلی!
داشت میرفت دیدن آقمیتیامپتیبند!
👍2
✅ دزدی طرح فقیه در روز روشن
شنیدهها حاکیست در یک دورهمی از سبکی که ۱۸ را به ۱۴ سپس به ۱۲ مترمکعب استانداردای بینالمللی را ریدند همین گلوریانیرو اعوانو ذالک لعنهالله علیه دارند طرحی را میپزند بر اساس چه لزومی دارد مردم انشعاب ۳/۴ یا ۱ اینچ داشته باشند ما انشعابه شیر سماور میدهیم و طرح مخزن را جا میندازیم و برداشت در حد شیر سرویس قطار به مردم میدهیم!
این طرح نخستین بار در سال ۲۰۱۲ توسط فقیه داده شد همون موقع آقایان فنی تو دهنش زدند!
شنیدهها حاکیست در یک دورهمی از سبکی که ۱۸ را به ۱۴ سپس به ۱۲ مترمکعب استانداردای بینالمللی را ریدند همین گلوریانیرو اعوانو ذالک لعنهالله علیه دارند طرحی را میپزند بر اساس چه لزومی دارد مردم انشعاب ۳/۴ یا ۱ اینچ داشته باشند ما انشعابه شیر سماور میدهیم و طرح مخزن را جا میندازیم و برداشت در حد شیر سرویس قطار به مردم میدهیم!
این طرح نخستین بار در سال ۲۰۱۲ توسط فقیه داده شد همون موقع آقایان فنی تو دهنش زدند!
👍3
✅ دیروز دوستی زنگ زد پرسید مدیرعامل فلان منطقه کیست!؟
گفتم دیگر نمیدانمو مهم نیس! قوله جمال!
- خیره!
- نهبابا رفیقمون استخر داره پول آب اومده ۵ میلیارد تومن
ببین چه پولای در راستای سلامت عمومی و تربیت بدنی و حتی درمانی مردم میگیرند
قطع یقین هر چقدرم آب مصرف شده باشد نباید باشد چون با هیچ منطقه حکمرانی نمیخواند
غلط میکند آب و فاضلاب پول سلامت مردم را بگیرد نبود آبو خشکسالی خودساخته و در پناه آن قایم شدن برای غارتگری را خوب یاد گرفتهاند تا انباشت دزدی کنند و با راهنمایی دنکورلئونه که اخیرنم مهمانی و سور به آقایون گویا در بیلقان داده پولارو ببرند کندا و در بانکای ویکتوریا دپو کنندو در هامیلتون خود را به آبمعدنیو و کازینوهای قمار بسپارند!
لگوتریناد!
ایخار... همشون عزیزی میگفت!
گفتم دیگر نمیدانمو مهم نیس! قوله جمال!
- خیره!
- نهبابا رفیقمون استخر داره پول آب اومده ۵ میلیارد تومن
ببین چه پولای در راستای سلامت عمومی و تربیت بدنی و حتی درمانی مردم میگیرند
قطع یقین هر چقدرم آب مصرف شده باشد نباید باشد چون با هیچ منطقه حکمرانی نمیخواند
غلط میکند آب و فاضلاب پول سلامت مردم را بگیرد نبود آبو خشکسالی خودساخته و در پناه آن قایم شدن برای غارتگری را خوب یاد گرفتهاند تا انباشت دزدی کنند و با راهنمایی دنکورلئونه که اخیرنم مهمانی و سور به آقایون گویا در بیلقان داده پولارو ببرند کندا و در بانکای ویکتوریا دپو کنندو در هامیلتون خود را به آبمعدنیو و کازینوهای قمار بسپارند!
ای
👍4
✅ داستان مُسیوقُزی ری
در ریِ قدیم، وقتی هنوز طهرون مثل حالا ده تا خیابون و صد تا برج نداشت، دو تا رفیق بودن که به قدَر موهای سرشون، مال دنیا نداشتن. کچل و فقیر، اما دلشون مثل آب قنات علیآباد صاف.
اسمشون؟ هر دو موسیو قزی صداشون میکردن، چون اون وقتا هر کی بیمو بود، انگار خودش یه موسیو بود از فرنگ برگشته!
هر روز از صبح کلهسحر، مشکاشونو برمیداشتن، میرفتن لب قنات علیآباد. یکی مشک رو میگرفت، اون یکی کمچه رو پر میکرد. به هر زائر یه کمچه آب مجانی میدادن، تا تشنگیش بره. بعد که زائر بیچاره دلش خنک میشد، موسیو دوم با لبخند میگفت:
«اگه بخوای یه کمچه دیگه بزنی، باید یه پنج شاهی ناقابل خرج کنی!»
و اینطوری روزیشونو درمیآوردن.
هر دو، شاگرد ملا مینو بودن. هر روز، بعد از درس، ملا ده تا فلکشون میکرد، یکی بهخاطر ننوشتن مشق، یکی بهخاطر خندیدن وسط قرآنخوانی. ولی هیچکدومشون دلگیر نمیشدن؛ با هم میخندیدن، با هم کتک میخوردن، با هم رویا میدیدن.
بیست سال پیشتر، خانوادشون از یه ده بیآبوعلف حوالی شیراز کوچ کرده بودن به ری، کنار حرم حضرت عبدالعظیم. اون وقتا ری خودش شهری بود برای خودش؛ هنوز طهرون زیادی بزرگ نشده بود.
سالها گذشت و کمچه و مشکشون شد یه کالسکه دستی. بعدتر هم یه درشکه خریدن. حالا دیگه موسیو قزیها، میراب بودن؛ آب رو از قنات تا کوچه و بازار میبردن.
ولی یه روز، همونجا کنار قنات، فکر تازهای به سرشون زد:
«بیا ماهی پرورش بدیم! مردم که ماهی تازه ندیدن!»
چند ماهی گذاشتن توی آب قنات. اما آب سرد بود، ماهیا بیحال شدن و مردن. موسیو اول با آه گفت:
«قزی جان، این کار هم رفت رو هوا. برگردیم سر همون آبفروشی خودمون. اون نون داره، دردسر نداره!»
از اون به بعد، آبانبار ساختن، آب رو ذخیره کردن، تابستونا گرونتر فروختن. خلقالله هم هرچند غر میزد، اما آخرش ناچار بودن بخرن.
همینطوری کمکم، موسیو قزیها از دو تا کچل فلکخورده، شدن دو تا تاجر آب، با حساب و کتاب و عزت نفس. و مردم ری، هر وقت از کنار قنات رد میشدن و صدای قلقل آب میاومد، یادشون میافتاد:
«این آب، یه روز دست موسیو قزیها بوده."
در ریِ قدیم، وقتی هنوز طهرون مثل حالا ده تا خیابون و صد تا برج نداشت، دو تا رفیق بودن که به قدَر موهای سرشون، مال دنیا نداشتن. کچل و فقیر، اما دلشون مثل آب قنات علیآباد صاف.
اسمشون؟ هر دو موسیو قزی صداشون میکردن، چون اون وقتا هر کی بیمو بود، انگار خودش یه موسیو بود از فرنگ برگشته!
هر روز از صبح کلهسحر، مشکاشونو برمیداشتن، میرفتن لب قنات علیآباد. یکی مشک رو میگرفت، اون یکی کمچه رو پر میکرد. به هر زائر یه کمچه آب مجانی میدادن، تا تشنگیش بره. بعد که زائر بیچاره دلش خنک میشد، موسیو دوم با لبخند میگفت:
«اگه بخوای یه کمچه دیگه بزنی، باید یه پنج شاهی ناقابل خرج کنی!»
و اینطوری روزیشونو درمیآوردن.
هر دو، شاگرد ملا مینو بودن. هر روز، بعد از درس، ملا ده تا فلکشون میکرد، یکی بهخاطر ننوشتن مشق، یکی بهخاطر خندیدن وسط قرآنخوانی. ولی هیچکدومشون دلگیر نمیشدن؛ با هم میخندیدن، با هم کتک میخوردن، با هم رویا میدیدن.
بیست سال پیشتر، خانوادشون از یه ده بیآبوعلف حوالی شیراز کوچ کرده بودن به ری، کنار حرم حضرت عبدالعظیم. اون وقتا ری خودش شهری بود برای خودش؛ هنوز طهرون زیادی بزرگ نشده بود.
سالها گذشت و کمچه و مشکشون شد یه کالسکه دستی. بعدتر هم یه درشکه خریدن. حالا دیگه موسیو قزیها، میراب بودن؛ آب رو از قنات تا کوچه و بازار میبردن.
ولی یه روز، همونجا کنار قنات، فکر تازهای به سرشون زد:
«بیا ماهی پرورش بدیم! مردم که ماهی تازه ندیدن!»
چند ماهی گذاشتن توی آب قنات. اما آب سرد بود، ماهیا بیحال شدن و مردن. موسیو اول با آه گفت:
«قزی جان، این کار هم رفت رو هوا. برگردیم سر همون آبفروشی خودمون. اون نون داره، دردسر نداره!»
از اون به بعد، آبانبار ساختن، آب رو ذخیره کردن، تابستونا گرونتر فروختن. خلقالله هم هرچند غر میزد، اما آخرش ناچار بودن بخرن.
همینطوری کمکم، موسیو قزیها از دو تا کچل فلکخورده، شدن دو تا تاجر آب، با حساب و کتاب و عزت نفس. و مردم ری، هر وقت از کنار قنات رد میشدن و صدای قلقل آب میاومد، یادشون میافتاد:
«این آب، یه روز دست موسیو قزیها بوده."
👍4❤1
✅ در غیاب نهاد بازرسی
بدو تاسیس شرکت ۷۱ تا ۱۴۰۳ یکطرف
بعبارتی ۳۲ سال
این ۱۹ ماه یکطرف
اینقدر پول زیر دس و پای غارتگران ریخته از غلت گذشته!
اینها هر کس و کاریو حامله میکنند و میخرند
هر حلقه چاه فیورفالو اسامه ۳۰ میلیارات اشلوقات Ding🎵 تو حساباشونه!
اگر بگیم سالی ۳۰ همت اینا چال میکنن نباید شاخ درآوردو تعجب کرد!
لگوتریناد
بدو تاسیس شرکت ۷۱ تا ۱۴۰۳ یکطرف
بعبارتی ۳۲ سال
این ۱۹ ماه یکطرف
اینقدر پول زیر دس و پای غارتگران ریخته از غلت گذشته!
اینها هر کس و کاریو حامله میکنند و میخرند
هر حلقه چاه فیورفالو اسامه ۳۰ میلیارات اشلوقات Ding🎵 تو حساباشونه!
اگر بگیم سالی ۳۰ همت اینا چال میکنن نباید شاخ درآوردو تعجب کرد!
👍3
✅ از شرکت فقط یک محوطهو ۴ در باقیمانده که تنها کریدوریست برای در رفتن از چشم قانون شهر پاک و ترافیک
دیگر نه آبی باقیمانده نه صنمی
هر روز صبح جلسات بیآب نامعلومه برای چی؟
تشکیل میشود؛ و تنها کار نکرده غارتگران نابکار حراج املاک شرکت خواهد بود!
که بعید دانم یحتمل فروختهاند!
یک سیاهی لشکر، کارمند هر ماه منتظر!
اللهاکبر!
چه بروزه آب تهران آوردید حرامزادهها!؟
نمیدونید او هنوز زندس!
دیگر نه آبی باقیمانده نه صنمی
هر روز صبح جلسات بیآب نامعلومه برای چی؟
تشکیل میشود؛ و تنها کار نکرده غارتگران نابکار حراج املاک شرکت خواهد بود!
که بعید دانم یحتمل فروختهاند!
یک سیاهی لشکر، کارمند هر ماه منتظر!
اللهاکبر!
چه بروزه آب تهران آوردید حرامزادهها!؟
نمیدونید او هنوز زندس!
👍8
✅ وقتیه میگن این میره اون میاد معاون آب و فلان
دیگه مهم نیس؛ هر کی بیاد همینه!
اتفاقا چون میدونن باهوشنو نمیان!
مگه مغز خر خورده کسی!؟
نکته آنجاس که هر کی بیاد بمراتب وقیحتر خواهد بود!
این ننه مرده تنهلشو باس بذارن بمونه در نره تا همینجا پاره پورش کنن!
وقتی قطره آبی نیسو مشترکی که بیلاخ نشان میدهد و درآمدیم نیس!
خونههای مردمو انباره منبع پلاستیکی کردن!
این منابع بزودی در ماتحتشان جا میگیرد!اد!
دیگه مهم نیس؛ هر کی بیاد همینه!
اتفاقا چون میدونن باهوشنو نمیان!
مگه مغز خر خورده کسی!؟
نکته آنجاس که هر کی بیاد بمراتب وقیحتر خواهد بود!
این ننه مرده تنهلشو باس بذارن بمونه در نره تا همینجا پاره پورش کنن!
وقتی قطره آبی نیسو مشترکی که بیلاخ نشان میدهد و درآمدیم نیس!
خونههای مردمو انباره منبع پلاستیکی کردن!
این منابع بزودی در ماتحتشان جا میگیرد!اد!
👍4👏1
✅ وقتی ماموریت سازمان رساندن آب شرب سالمو بهداشتی بمردم بعنوان یک کالاست وقتی نباشد عملا سازمان منحل است!
بفکر کار جدید باشید بخصوص جوانترها!
کسانی که سالهای اخیر جذب شدهاند!
تا جوانیدو میتوانید؛ و تا هوشمصنوعی حداقل در ایران فراگیر نشده هرچند که سرعت تحول اینقدر بالاست قطعی نمیتوان گفت؛ ترک کنیدو بکار دیگر بپردازید!
مجردها مجرد بمانندو متاهلین حداقل در زادآوری تجدید نظر کنند!
بحرفای مملم توجه نکنید!
بفکر کار جدید باشید بخصوص جوانترها!
کسانی که سالهای اخیر جذب شدهاند!
تا جوانیدو میتوانید؛ و تا هوشمصنوعی حداقل در ایران فراگیر نشده هرچند که سرعت تحول اینقدر بالاست قطعی نمیتوان گفت؛ ترک کنیدو بکار دیگر بپردازید!
مجردها مجرد بمانندو متاهلین حداقل در زادآوری تجدید نظر کنند!
بحرفای مملم توجه نکنید!
😢3👏2
✅ Seni gördüğüm zaman
Dilim neden tutulur
Seni gördüğüm zaman
Güller elimde kurur
Seni gördüğüm zaman
Hayat sanki son bulur
Gözlerine bakınca
Dünyalar benim olur
Susma gönlüm sen söyle
Haydi gönlüm sen söyle
Aşkımı sevgiliye
Derdimi sevgiliye
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
Haydi söyle
Rüyalarda gördüğümü
Haydi söyle
Uykusuz gecelerimi
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
(Haydi söyle)
Rüyalarda gördüğümü
(Haydi söyle)
Uykusuz gecelerimi
(Haydi söyle)
Seni gördüğüm zaman
Beni bir ateş sarar
Seni gördüğüm zaman
Yanar yüreğim yanar
Seni gördüğüm zaman
Canlanır tüm anılar
Seni gördüğüm zaman
Durur bütün zamanlar
Susma gönlüm sen söyle
Haydi gönlüm sen söyle
Aşkımı sevgiliye
Derdimi sevgiliye
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
Haydi söyle
Rüyalarda gördüğümü
Haydi söyle
Uykusuz gecelerimi
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
(Haydi söyle)
Rüyalarda gördüğümü
(Haydi söyle)
Uykusuz gecelerimi
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
(Haydi söyle)
Rüyalarda gördüğümü
(Haydi söyle)
Uykusuz gecelerimi
(Haydi söyle)
Dilim neden tutulur
Seni gördüğüm zaman
Güller elimde kurur
Seni gördüğüm zaman
Hayat sanki son bulur
Gözlerine bakınca
Dünyalar benim olur
Susma gönlüm sen söyle
Haydi gönlüm sen söyle
Aşkımı sevgiliye
Derdimi sevgiliye
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
Haydi söyle
Rüyalarda gördüğümü
Haydi söyle
Uykusuz gecelerimi
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
(Haydi söyle)
Rüyalarda gördüğümü
(Haydi söyle)
Uykusuz gecelerimi
(Haydi söyle)
Seni gördüğüm zaman
Beni bir ateş sarar
Seni gördüğüm zaman
Yanar yüreğim yanar
Seni gördüğüm zaman
Canlanır tüm anılar
Seni gördüğüm zaman
Durur bütün zamanlar
Susma gönlüm sen söyle
Haydi gönlüm sen söyle
Aşkımı sevgiliye
Derdimi sevgiliye
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
Haydi söyle
Rüyalarda gördüğümü
Haydi söyle
Uykusuz gecelerimi
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
(Haydi söyle)
Rüyalarda gördüğümü
(Haydi söyle)
Uykusuz gecelerimi
Haydi söyle
Onu nasıl sevdiğimi
(Haydi söyle)
Rüyalarda gördüğümü
(Haydi söyle)
Uykusuz gecelerimi
(Haydi söyle)
💯1
BreezeOfChange
✅ Seni gördüğüm zaman Dilim neden tutulur Seni gördüğüm zaman Güller elimde kurur Seni gördüğüm zaman Hayat sanki son bulur Gözlerine bakınca Dünyalar benim olur Susma gönlüm sen söyle Haydi gönlüm sen söyle Aşkımı sevgiliye Derdimi sevgiliye Haydi söyle Onu…
وقتی تو را میبینم
چرا زبانم بند میآید
وقتی تو را میبینم
گلهای رز در دستم خشک میشوند
وقتی تو را میبینم
انگار زندگی تمام میشود
وقتی به چشمانت نگاه میکنم
دنیا مال من میشود
ساکت نباش، قلب من، تو بگو
بیا، قلب من، تو بگو
عشق من به معشوقم
مشکلات من به معشوقم
بیا، بگو
چطور دوستش دارم
بیا، بگو
چه چیزی را در رویاهایم میبینم
بیا، بگو
شبهای بیخوابی من
بیا، بگو
چه چیزی را دوست دارم
(بیا، بگو)
چه چیزی را در رویاهایم میبینم
(بیا، بگو)
شبهای بیخوابی من
(بیا، بگو)
وقتی تو را میبینم
آتشی مرا احاطه میکند
وقتی تو را میبینم
قلبم میسوزد
وقتی تو را میبینم
تمام خاطرات زنده میشوند
وقتی تو را میبینم
تمام زمانها متوقف میشوند
ساکت نباش، قلب من، تو بگو
بیا، قلب من، تو بگو
عشق من به معشوقم
مشکلات من به معشوقم
بیا، بگو
چقدر دوستش دارم
بیا، بگو
به من بگو
در رویاهایم چه میبینم
بیا، بگو
شبهای بیخوابیام
بیا، بگو
چقدر دوستش دارم
بیا، بگو
آنچه در رویاهایم میبینم
(بیا، بگو)
شبهای بیخوابیام
بیا، بگو
چقدر دوستش دارم
(بیا، بگو)
آنچه در رویاهایم میبینم
(بیا، بگو)
شبهای بیخوابیام
(بیا، بگو)
چرا زبانم بند میآید
وقتی تو را میبینم
گلهای رز در دستم خشک میشوند
وقتی تو را میبینم
انگار زندگی تمام میشود
وقتی به چشمانت نگاه میکنم
دنیا مال من میشود
ساکت نباش، قلب من، تو بگو
بیا، قلب من، تو بگو
عشق من به معشوقم
مشکلات من به معشوقم
بیا، بگو
چطور دوستش دارم
بیا، بگو
چه چیزی را در رویاهایم میبینم
بیا، بگو
شبهای بیخوابی من
بیا، بگو
چه چیزی را دوست دارم
(بیا، بگو)
چه چیزی را در رویاهایم میبینم
(بیا، بگو)
شبهای بیخوابی من
(بیا، بگو)
وقتی تو را میبینم
آتشی مرا احاطه میکند
وقتی تو را میبینم
قلبم میسوزد
وقتی تو را میبینم
تمام خاطرات زنده میشوند
وقتی تو را میبینم
تمام زمانها متوقف میشوند
ساکت نباش، قلب من، تو بگو
بیا، قلب من، تو بگو
عشق من به معشوقم
مشکلات من به معشوقم
بیا، بگو
چقدر دوستش دارم
بیا، بگو
به من بگو
در رویاهایم چه میبینم
بیا، بگو
شبهای بیخوابیام
بیا، بگو
چقدر دوستش دارم
بیا، بگو
آنچه در رویاهایم میبینم
(بیا، بگو)
شبهای بیخوابیام
بیا، بگو
چقدر دوستش دارم
(بیا، بگو)
آنچه در رویاهایم میبینم
(بیا، بگو)
شبهای بیخوابیام
(بیا، بگو)
❤6
✅ خیاط در کوزه افتاد!
غارتگر عزل شد!
هر کاری با هر کی کرد بدتر سرش اومد!
خوزهدیوایدرولا را به پست چسبناک منصوب نمودند!
نقل از خود خود خوزه در جواب پرسش که چرا "علی فامیلت جزقاسمیست!؟"
گفت:
"اونزمان که فامیل اختیار میکردن همه در صف بودن یکی میگفته؛
اکبری
حسینی
احمدی
غلامی
قاسمی
بعد از بابابزرگ ما میپرسند
میگه منم "جزقاسمیام"
ماموره هم مینویسه "جزقاسمی"
بگذریم
خوزه
احتمالا در اولین اقدام
اسامهبنقزل
رنگرز
پاریزین
که یهو با اومدن غارتگر سروکلشون معلوم نشد از کجا پیدا شدو با مثلا آزادبرزو برو بکس آبفا جایگزین خواهد کرد!
از خوزه خواسته میشود در فرمانهای اجرایی اولیه استخرو باز کنه!
یبرویانم که بیخود و بیجهت غارتگر مریض اینورو اونور فرستاد و مجبورشون کرد حتا برخی مرخصی بدون حقوق بگیرندو باز گرداند.
غارتگر عزل شد!
هر کاری با هر کی کرد بدتر سرش اومد!
خوزهدیوایدرولا را به پست چسبناک منصوب نمودند!
نقل از خود خود خوزه در جواب پرسش که چرا "علی فامیلت جزقاسمیست!؟"
گفت:
"اونزمان که فامیل اختیار میکردن همه در صف بودن یکی میگفته؛
اکبری
حسینی
احمدی
غلامی
قاسمی
بعد از بابابزرگ ما میپرسند
میگه منم "جزقاسمیام"
ماموره هم مینویسه "جزقاسمی"
بگذریم
خوزه
احتمالا در اولین اقدام
اسامهبنقزل
رنگرز
پاریزین
که یهو با اومدن غارتگر سروکلشون معلوم نشد از کجا پیدا شدو با مثلا آزادبرزو برو بکس آبفا جایگزین خواهد کرد!
از خوزه خواسته میشود در فرمانهای اجرایی اولیه استخرو باز کنه!
یبرویانم که بیخود و بیجهت غارتگر مریض اینورو اونور فرستاد و مجبورشون کرد حتا برخی مرخصی بدون حقوق بگیرندو باز گرداند.
❤9
BreezeOfChange pinned «✅ خیاط در کوزه افتاد! غارتگر عزل شد! هر کاری با هر کی کرد بدتر سرش اومد! خوزهدیوایدرولا را به پست چسبناک منصوب نمودند! نقل از خود خود خوزه در جواب پرسش که چرا "علی فامیلت جزقاسمیست!؟" گفت: "اونزمان که فامیل اختیار میکردن همه در صف بودن یکی میگفته؛ اکبری حسینی…»
BreezeOfChange
✅ خیاط در کوزه افتاد! غارتگر عزل شد! هر کاری با هر کی کرد بدتر سرش اومد! خوزهدیوایدرولا را به پست چسبناک منصوب نمودند! نقل از خود خود خوزه در جواب پرسش که چرا "علی فامیلت جزقاسمیست!؟" گفت: "اونزمان که فامیل اختیار میکردن همه در صف بودن یکی میگفته؛ اکبری حسینی…
✅ فردا اولین روز کاری خوزهس!
از بار عامو بستر پذیرایی و چاق سلامتیو عرض ارادت و چاکری دست کشد فرمان اجرایی صادر کند! آن لوئیس لوسم از قلم نیاندازد!
از بار عامو بستر پذیرایی و چاق سلامتیو عرض ارادت و چاکری دست کشد فرمان اجرایی صادر کند! آن لوئیس لوسم از قلم نیاندازد!
👏4👍2
✅ شنیده شد پاریزین دنبال یامینی افتاده بوده واسه موندن!
بیاعتناش کرده دفترو جمع گتمیش!
بیاعتناش کرده دفترو جمع گتمیش!
🔥3