Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
● پدر دیگر اسطوره ها
- کورونوس
کورونوس فرزند گایا و اورانوس بود ،هنگامی که کورونوس بعد از پدرش اورانوس به سلطنت خدایان رسید حاضر به آزاد کردن تایتانها از تاتاروس نشد. اورانوس و گایا یعنی مادر و پدر کورونوس پیشبینی کردند که خود کورونوس هم توسط فرزندش سرنگون میشود. زمانی که کورونوس با رئا خواهرش ازدواج کرد حاصل این ازدواج به ترتیب هستیا، دمیتر، پوزئیدون، هرا، هادس و زئوس بودند. اما کورونوس برای اینکه پیشبینی والدینش به حقیقت نپیوندد هر کدام از بچههای خود را هنگام تولد میبلعید.
اما هنگام تولد زئوس، رئا از اورانوس و گایا کمک خواست تا نگذارند کرونوس زئوس را نیز بخورد. گایا او را راهنمایی کرد و به او تکه سنگی داد رئا سنگ را به جای فرزند تازه متولد شده به کورونوس داد و وی نیز که فکر میکرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را بجای زئوس خورد. رئا، زئوس را به جزیره کرت (در نزدیکی یونان) برد و به پری های دریای داد و به وسیله آنها بزرگ کرد. هنگامی که زئوس بزرگ شد پیش مادرش رفت و با کمک مادرش داروی تهوعآوری را به کرونوس خوراند که باعث شد وی فرزندانی را که خورده بود بالا بیاورد و ۵ فرزندش آزاد شوند که در این موقع جنگی ۱۰۰ ساله میان او و فرزندانش شکل گرفت که کورونوس شکست خورد و سلطنت میان زئوس و برادران و خواهرانش تقسیم گشت.
چکشی که در دست کرونوس بود و با آن مخالفان خود را سرکوب میکرد اکنون به عنوان مثالی برای سرکوبی مخالفان در کشورهای دیکتاتوری به کار میرود.
-| #یونان🍋
❥• T.me/MythTweet
- کورونوس
کورونوس فرزند گایا و اورانوس بود ،هنگامی که کورونوس بعد از پدرش اورانوس به سلطنت خدایان رسید حاضر به آزاد کردن تایتانها از تاتاروس نشد. اورانوس و گایا یعنی مادر و پدر کورونوس پیشبینی کردند که خود کورونوس هم توسط فرزندش سرنگون میشود. زمانی که کورونوس با رئا خواهرش ازدواج کرد حاصل این ازدواج به ترتیب هستیا، دمیتر، پوزئیدون، هرا، هادس و زئوس بودند. اما کورونوس برای اینکه پیشبینی والدینش به حقیقت نپیوندد هر کدام از بچههای خود را هنگام تولد میبلعید.
اما هنگام تولد زئوس، رئا از اورانوس و گایا کمک خواست تا نگذارند کرونوس زئوس را نیز بخورد. گایا او را راهنمایی کرد و به او تکه سنگی داد رئا سنگ را به جای فرزند تازه متولد شده به کورونوس داد و وی نیز که فکر میکرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را بجای زئوس خورد. رئا، زئوس را به جزیره کرت (در نزدیکی یونان) برد و به پری های دریای داد و به وسیله آنها بزرگ کرد. هنگامی که زئوس بزرگ شد پیش مادرش رفت و با کمک مادرش داروی تهوعآوری را به کرونوس خوراند که باعث شد وی فرزندانی را که خورده بود بالا بیاورد و ۵ فرزندش آزاد شوند که در این موقع جنگی ۱۰۰ ساله میان او و فرزندانش شکل گرفت که کورونوس شکست خورد و سلطنت میان زئوس و برادران و خواهرانش تقسیم گشت.
چکشی که در دست کرونوس بود و با آن مخالفان خود را سرکوب میکرد اکنون به عنوان مثالی برای سرکوبی مخالفان در کشورهای دیکتاتوری به کار میرود.
-| #یونان🍋
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
←آلفئوس و آرِتوزا🌊
در اورتیژیا، در جزیره ای که بخشی از سیراکوز، یعنی بزرگترین شهر سیسیل، را تشکیل میدهد، چشمه ای مقدس قرار دارد که آن را آرِتوزا (Arethusa) می نامند. گرچه زمانی آرِتوزا نه چشمه یا رودخانه بود و نه یک پری آب زی، بلکه زنِ شکارچی جوان و زیبارویی بود از پیروان آرتمیس. این زن هم مانند بانویش آرتمیس هیچ علاقه ای به مردان نشان نمی داد و نیز مثل او به شکار و به آزاد و رها گشتن در جنگل ها و بیشه زارها دل بسته بود.
یک روز که از دنبال کردن شکار خسته و عرق ریزان بود به رودخانه ای رسید که آبی زلال چون بلور داشت و درختان بید نقره ای بی شماری بر آن سایه افکنده بودند. برای آب تنی جایی از این بهتر یافت نمی شد، آرِتوزا لباس از تن بیرون آورد و درون آبِ سرد و دلپذیر شد. چند لحظه آسوده خاطر به هر سو شنا کرد، اندکی بعد حس کرد گویی چیزی در آب زیر پایش حرکت می کند. وحشت زده از جا پرید و به سوی ساحل رفت، درست در همین هنگام صدایی شنید: "چرا چنین شتاب زده ای زیباترین دوشیزه؟"
او بی آنکه سربرگرداند از رودخانه گریخت و با سرعتی ک ترس به او بخشیده بود به سوی جنگل رفت. شخصی نیرومندتر، چابک تر و بادپاتر، او را دنبال کرد. آن موجود ناشناخته از آرِتوزا خواست درنگ کند و بایستد. به او گفت که آلفئوس خدایِ رودخانه است و چون اورا دوست می دارد او را دنبال می کند.
-| #قصه_های_عشق_رومی
-| #قصه_های_عشق_یونانی
[1/2]
❥• T.me/MythTweet
در اورتیژیا، در جزیره ای که بخشی از سیراکوز، یعنی بزرگترین شهر سیسیل، را تشکیل میدهد، چشمه ای مقدس قرار دارد که آن را آرِتوزا (Arethusa) می نامند. گرچه زمانی آرِتوزا نه چشمه یا رودخانه بود و نه یک پری آب زی، بلکه زنِ شکارچی جوان و زیبارویی بود از پیروان آرتمیس. این زن هم مانند بانویش آرتمیس هیچ علاقه ای به مردان نشان نمی داد و نیز مثل او به شکار و به آزاد و رها گشتن در جنگل ها و بیشه زارها دل بسته بود.
یک روز که از دنبال کردن شکار خسته و عرق ریزان بود به رودخانه ای رسید که آبی زلال چون بلور داشت و درختان بید نقره ای بی شماری بر آن سایه افکنده بودند. برای آب تنی جایی از این بهتر یافت نمی شد، آرِتوزا لباس از تن بیرون آورد و درون آبِ سرد و دلپذیر شد. چند لحظه آسوده خاطر به هر سو شنا کرد، اندکی بعد حس کرد گویی چیزی در آب زیر پایش حرکت می کند. وحشت زده از جا پرید و به سوی ساحل رفت، درست در همین هنگام صدایی شنید: "چرا چنین شتاب زده ای زیباترین دوشیزه؟"
او بی آنکه سربرگرداند از رودخانه گریخت و با سرعتی ک ترس به او بخشیده بود به سوی جنگل رفت. شخصی نیرومندتر، چابک تر و بادپاتر، او را دنبال کرد. آن موجود ناشناخته از آرِتوزا خواست درنگ کند و بایستد. به او گفت که آلفئوس خدایِ رودخانه است و چون اورا دوست می دارد او را دنبال می کند.
-| #قصه_های_عشق_رومی
-| #قصه_های_عشق_یونانی
[1/2]
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
⊰ اسطوره ⊱
←آلفئوس و آرِتوزا🌊 در اورتیژیا، در جزیره ای که بخشی از سیراکوز، یعنی بزرگترین شهر سیسیل، را تشکیل میدهد، چشمه ای مقدس قرار دارد که آن را آرِتوزا (Arethusa) می نامند. گرچه زمانی آرِتوزا نه چشمه یا رودخانه بود و نه یک پری آب زی، بلکه زنِ شکارچی جوان و زیبارویی…
اما آن دختر چنین کسی را نمی خواست و فقط به یک چیز می اندیشید، گریختن. این گریختن مسابقه ی دو تیزپایی بود که نتیجه ای کاملا اشکار داشت: آلفئوس یعنی خدای رودخانه، بیشتر میتوانست دوام بیاورد. آرِتوزا سرانجام خسته شده بود و از آرتمیس یاری طلبید که البته بی ثمر نبود. آرتمیس او را به چشمه ی آب بدل کرد و در زمین شکافی به وجود آورد که مانند یک دهلیز زیرزمینی از یونان تا سیسیل ادامه یافت.
آنگاه آرِتوزا در آن شکاف فرو رفت و در اورتیژیا سر درآورد و آنجایی که چشمه ی وی می جوشد زمین مقدسی است که برای آرتمیس نیز گرامی است. با این حال آلفئوس، آرِتوزا را رها نکرد؛ آلفئوس دوباره خود را به رودخانه مبدل ساخته بود و در طول همان دهلیز به تعقیب وی پرداخت، به طوری که اکنون آب رودخانه با آب چشمه درهم می آمیزد و بعضی وقتها گله ای سرزمین یونان در اعماق آن می رویند و اگر کسی فنجانی چوبی را در یونان در آلفئوس (رودخانه) بیندازد در چاهِ آرِتوزا در سیسیل بالا می آید:
آلفئوس با آب خود از ژرف ترین بخش می گذرد
و با هدیه ای زناشویی، گل ها و برگ های زیبا به سوی آرِتوزا رهسپار می شود.
خدای عشق، آن پسرک شیطان، آموزگار شیوه های شگفت انگیزی است
و با آن افسون جادویی اش به رودخانه آموخت غوطه ور شود.
-| #قصه_های_عشق_رومی
-| #قصه_های_عشق_یونانی
[2/2]
❥• T.me/MythTweet
آنگاه آرِتوزا در آن شکاف فرو رفت و در اورتیژیا سر درآورد و آنجایی که چشمه ی وی می جوشد زمین مقدسی است که برای آرتمیس نیز گرامی است. با این حال آلفئوس، آرِتوزا را رها نکرد؛ آلفئوس دوباره خود را به رودخانه مبدل ساخته بود و در طول همان دهلیز به تعقیب وی پرداخت، به طوری که اکنون آب رودخانه با آب چشمه درهم می آمیزد و بعضی وقتها گله ای سرزمین یونان در اعماق آن می رویند و اگر کسی فنجانی چوبی را در یونان در آلفئوس (رودخانه) بیندازد در چاهِ آرِتوزا در سیسیل بالا می آید:
آلفئوس با آب خود از ژرف ترین بخش می گذرد
و با هدیه ای زناشویی، گل ها و برگ های زیبا به سوی آرِتوزا رهسپار می شود.
خدای عشق، آن پسرک شیطان، آموزگار شیوه های شگفت انگیزی است
و با آن افسون جادویی اش به رودخانه آموخت غوطه ور شود.
-| #قصه_های_عشق_رومی
-| #قصه_های_عشق_یونانی
[2/2]
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
- سورنا سردار ایرانی :
سورنا در زمان پادشاهی اشک سیزدهم اُرد اول اشکانی، سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان "نبرد حران" فرماندهی کرد و رومیان را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند برای اولین بار به سختی شکست داد. در این جنگ کراسوس پسرش و بیشتر سربازانش نابود شدند که این بزرگترین شکست رومیها از ایرانیان در طول تاریخ بودهاست.
کراسوس که قصد داشت به مانند اسکندر ایران و هند را فتح کند از سورنا سردار ایرانی شکست خورد و خود و اغلب سربازانش کشته شدند.
روش نوین جنگی سورنا, شیوه جنگ و گریز بود.
این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زرهپوشان اسبسوار, تیراندازان, نیزه داران, شمشیرزنان و پیادهنظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.
برخی از اساتید دانشگاه سورنا را همان رستم سیستان که در شاهنامه آمده میدانند.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
سورنا در زمان پادشاهی اشک سیزدهم اُرد اول اشکانی، سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان "نبرد حران" فرماندهی کرد و رومیان را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند برای اولین بار به سختی شکست داد. در این جنگ کراسوس پسرش و بیشتر سربازانش نابود شدند که این بزرگترین شکست رومیها از ایرانیان در طول تاریخ بودهاست.
کراسوس که قصد داشت به مانند اسکندر ایران و هند را فتح کند از سورنا سردار ایرانی شکست خورد و خود و اغلب سربازانش کشته شدند.
روش نوین جنگی سورنا, شیوه جنگ و گریز بود.
این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زرهپوشان اسبسوار, تیراندازان, نیزه داران, شمشیرزنان و پیادهنظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.
برخی از اساتید دانشگاه سورنا را همان رستم سیستان که در شاهنامه آمده میدانند.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
⊰ اسطوره ⊱
- سورنا سردار ایرانی : سورنا در زمان پادشاهی اشک سیزدهم اُرد اول اشکانی، سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان "نبرد حران" فرماندهی کرد و رومیان را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند برای اولین بار به سختی شکست داد. در این جنگ کراسوس پسرش و بیشتر سربازانش…
- خشایارشا پادشاه ایرانی :
خَشایارشای یکم پسر داریوش بزرگ و آتوسا دختر کوروش بزرگ، چهارمین پادشاه هخامنشی در سالهای (485 تا 465 پیش از میلاد) است.
داریوش بزرگ پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود، ولی داریوش خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کوروش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در سال 486 پیش از میلاد در سی و چهار سالگی پس از مرگ پدر به پادشاهی رسید. خشایارشا بر کشوری فرمان میراند که بزرگترین شاهنشاهی تاریخ جهان از نگر درصد مردمانی که در آن میزیستهاند است. 44 درصد مردمان جهان در این گستره زندگی میکردهاند.
نام خشایارشا از دو بخش «خشای» به معنای «فرمانروا» و «آرشا» بهمعنای «قهرمانمرد» پدید آمدهاست. معنای این نام میتواند «کسی که در میان شاهان پهلوان است» یا فرمانروای قهرمانان باشد. خشایار (اگزرسس) یعنی آنکه در راستی سلطنت میکند و وقتی که به سمت ولایتعهدی منسوب شد این لقب را بر او نهادند.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
خَشایارشای یکم پسر داریوش بزرگ و آتوسا دختر کوروش بزرگ، چهارمین پادشاه هخامنشی در سالهای (485 تا 465 پیش از میلاد) است.
داریوش بزرگ پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود، ولی داریوش خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کوروش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در سال 486 پیش از میلاد در سی و چهار سالگی پس از مرگ پدر به پادشاهی رسید. خشایارشا بر کشوری فرمان میراند که بزرگترین شاهنشاهی تاریخ جهان از نگر درصد مردمانی که در آن میزیستهاند است. 44 درصد مردمان جهان در این گستره زندگی میکردهاند.
نام خشایارشا از دو بخش «خشای» به معنای «فرمانروا» و «آرشا» بهمعنای «قهرمانمرد» پدید آمدهاست. معنای این نام میتواند «کسی که در میان شاهان پهلوان است» یا فرمانروای قهرمانان باشد. خشایار (اگزرسس) یعنی آنکه در راستی سلطنت میکند و وقتی که به سمت ولایتعهدی منسوب شد این لقب را بر او نهادند.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
◈ جنگ های باستانی :
● جنگ تِروا :
در افسانهها آمده روزی بین آتنا, هرا و آفرودیت درمورد اینکه کدام زیباترین الهه هستند بحثی درگرفت
آنها توافق کردند تا قضاوت را برعهده اولین رهگذری که از آنجا میگذشت بگذارند. قرار بر این شد تا به اولین نفری, که از آن محل عبور میکرد سیبی بدهند و از او بخواهند تا سیب را به زیباترین آنها بدهد.
پاریس شاهزاده تروا که قبل از تولدش پیشگویی شده بود باعث نابودی تروا خواهد شد از آن محل گذشت.
هر کدام از الهه ها به پاریس وعده ای دادند. هرا به او وعده قدرت داد, آفرودیت زیباترین زن و آتنا خرد.
پاریس پیشنهاد آفرودیت را قبول کرد و سیب را به او داد. آتنا و هرا از وی کینه به دل گرفتند و به او گفتند روزی از او انتقام میگیرند.
-| #جنگ_های_باستانی
[1/2]
❥• T.me/MythTweet
● جنگ تِروا :
در افسانهها آمده روزی بین آتنا, هرا و آفرودیت درمورد اینکه کدام زیباترین الهه هستند بحثی درگرفت
آنها توافق کردند تا قضاوت را برعهده اولین رهگذری که از آنجا میگذشت بگذارند. قرار بر این شد تا به اولین نفری, که از آن محل عبور میکرد سیبی بدهند و از او بخواهند تا سیب را به زیباترین آنها بدهد.
پاریس شاهزاده تروا که قبل از تولدش پیشگویی شده بود باعث نابودی تروا خواهد شد از آن محل گذشت.
هر کدام از الهه ها به پاریس وعده ای دادند. هرا به او وعده قدرت داد, آفرودیت زیباترین زن و آتنا خرد.
پاریس پیشنهاد آفرودیت را قبول کرد و سیب را به او داد. آتنا و هرا از وی کینه به دل گرفتند و به او گفتند روزی از او انتقام میگیرند.
-| #جنگ_های_باستانی
[1/2]
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
⊰ اسطوره ⊱
◈ جنگ های باستانی : ● جنگ تِروا : در افسانهها آمده روزی بین آتنا, هرا و آفرودیت درمورد اینکه کدام زیباترین الهه هستند بحثی درگرفت آنها توافق کردند تا قضاوت را برعهده اولین رهگذری که از آنجا میگذشت بگذارند. قرار بر این شد تا به اولین نفری, که از آن محل عبور…
آفرودیت به وعده خود عمل کرده و به پاریس کمک کرد هلن را که زیباترین زن آن زمان و همچنین همسر مِلانِئوس پادشاه اسپارت بود را بدزدد و جنگی در گرفت.
هرا و آتنا طرفدار یونانیان بودند و به آنها کمک میکردند و آرس و آفرودیت به سپاه تروا.
مثلاً در جنگ هنگامی که آرس به کمک ترواها میآمد آتنا آرس را با سنگی به خاک میافکند و چون آفرودیت به یاری سربازی میشتابد و در نجات او میکوشد هرا ضربتی بر سینه او وارد میکند و بر زمینش میزند. آتنا همچنین به هراکلس, یاسون, پرسئوس, اولیس و کادموس کمکهای فراوانی کرد.
سرانجام یونانیان با نیرنگ تروا را تسخیر کرده و در جنگ پیروز شدند.
آنها اسب چوبی بزرگی ساختند و تظاهر کردند که خواهان صلح هستند و آن اسب را نیز به عنوان پیش کش به مردم تروا دادند درحالی که سربازان یونانی در اسب چوبی جمع شده بودند و به محض عبور از دروازه های تروا شهر را تصرف کردند.
-| #جنگ_های_باستانی
[2/2]
❥• T.me/MythTweet
هرا و آتنا طرفدار یونانیان بودند و به آنها کمک میکردند و آرس و آفرودیت به سپاه تروا.
مثلاً در جنگ هنگامی که آرس به کمک ترواها میآمد آتنا آرس را با سنگی به خاک میافکند و چون آفرودیت به یاری سربازی میشتابد و در نجات او میکوشد هرا ضربتی بر سینه او وارد میکند و بر زمینش میزند. آتنا همچنین به هراکلس, یاسون, پرسئوس, اولیس و کادموس کمکهای فراوانی کرد.
سرانجام یونانیان با نیرنگ تروا را تسخیر کرده و در جنگ پیروز شدند.
آنها اسب چوبی بزرگی ساختند و تظاهر کردند که خواهان صلح هستند و آن اسب را نیز به عنوان پیش کش به مردم تروا دادند درحالی که سربازان یونانی در اسب چوبی جمع شده بودند و به محض عبور از دروازه های تروا شهر را تصرف کردند.
-| #جنگ_های_باستانی
[2/2]
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
● اسطوره های موازی :
مواجه های تاریخی میان اروپاییان و مردمان آسیا, آفریقا و آمریکا پیامدهای متعددی داشته است یکی از جالب ترین پیامد ها و از دیدگاه مردم عجیب ترین آنها این بود که فرهنگ هایی بسیار دور (از نظر زمانی, جغرافیایی و...) اسطوره هایی بسیار شبیه به آنها دارند.
نخست به تعریف روئین تنی میپردازیم :
← روئین تنی چیست؟!
روئینتنی حالتیاست که کسی که دارای آن است هیچ حربهای بر او اثر ندارد, نیروهای مافوق طبیعی او را شکستناپذیر و آسیبناپذیر کردهاند, اما فقط یک نقطه از بدن او روئینه نیست و آن نقطه شکست وی است.
در تمام طول تاریخ تنها سه روئین تن وجود داشته اند :
- آشیل : پهلوان یونانی که تنها نقطه ضعف وی پاشنه اش بود.
- زیگفرید : پهلوان آلمانی که نقطه آسیب پذیر او جایی میان دو کتفش بود.
- اسفندیار : پهلوان ایرانی که نقطه ضعف وی چشم هایش بود.
-| #اسطوره_های_موازی
❥• T.me/MythTweet
مواجه های تاریخی میان اروپاییان و مردمان آسیا, آفریقا و آمریکا پیامدهای متعددی داشته است یکی از جالب ترین پیامد ها و از دیدگاه مردم عجیب ترین آنها این بود که فرهنگ هایی بسیار دور (از نظر زمانی, جغرافیایی و...) اسطوره هایی بسیار شبیه به آنها دارند.
نخست به تعریف روئین تنی میپردازیم :
← روئین تنی چیست؟!
روئینتنی حالتیاست که کسی که دارای آن است هیچ حربهای بر او اثر ندارد, نیروهای مافوق طبیعی او را شکستناپذیر و آسیبناپذیر کردهاند, اما فقط یک نقطه از بدن او روئینه نیست و آن نقطه شکست وی است.
در تمام طول تاریخ تنها سه روئین تن وجود داشته اند :
- آشیل : پهلوان یونانی که تنها نقطه ضعف وی پاشنه اش بود.
- زیگفرید : پهلوان آلمانی که نقطه آسیب پذیر او جایی میان دو کتفش بود.
- اسفندیار : پهلوان ایرانی که نقطه ضعف وی چشم هایش بود.
-| #اسطوره_های_موازی
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
- اسطوره آفرینش یونانی :
◈ اسطوره آفرینش مادر سالار
● اورینام و اوفیون 🌊
در آغاز آشوب بود و تاریکی. آشوب دریای پهناوری بود که در آن همه ناصر به گونه ای بی شکل با هم ترکیب میشدند. از میان این دریا "اورینام" بیرون آمد که الهه بزرگ همه چیزهاست. او برهنه از دل امواج بیرون آمد و شروشدع به رقصیدن کرد. ناگهان باد جنوب شروع به وزیدن کرد و او را به چرخش درآورد.
گفته میشود باد شمال دارای نیروی باروری است و هنگامی که اورینام به چرخش درآمد بادشمال او را در آغوش کشید.
بزرگ آب ها "اوفیون" که اورینام را دید آکنده از تمنا شد. او بلافاصله با اورینام به عشقبازی مشغول شد. سپس اورینام به شکل یک پرنده زیبا درآمد و بزرگترین تخم کیهانی را به دنیا آورد.
اوفیون دم خود را به دور این تخم پیچید تا زمانی که تخم شکست و از دل آن موجودات بیرون آمدند و سراسر زمین تازه شکل گرفته را آکندند. اورینام برای مدتی دلباخته اوفیون شده بود لذا به ماوای خدایان، کوه المپ، رفتند تا با هم زندگی کنند.
اما اوفیون کج خلق و خسته شد و به خودستایی پرداخت که چگونه او پدر همه موجودات است. اورینام از دست او به ستوه آمد و کله اش را زیر پای خود له کرد. سپس اوفیون به نواحی تاریک زمین سقوط کرد.
-| #یونان📚
❥• T.me/MythTweet
◈ اسطوره آفرینش مادر سالار
● اورینام و اوفیون 🌊
در آغاز آشوب بود و تاریکی. آشوب دریای پهناوری بود که در آن همه ناصر به گونه ای بی شکل با هم ترکیب میشدند. از میان این دریا "اورینام" بیرون آمد که الهه بزرگ همه چیزهاست. او برهنه از دل امواج بیرون آمد و شروشدع به رقصیدن کرد. ناگهان باد جنوب شروع به وزیدن کرد و او را به چرخش درآورد.
گفته میشود باد شمال دارای نیروی باروری است و هنگامی که اورینام به چرخش درآمد بادشمال او را در آغوش کشید.
بزرگ آب ها "اوفیون" که اورینام را دید آکنده از تمنا شد. او بلافاصله با اورینام به عشقبازی مشغول شد. سپس اورینام به شکل یک پرنده زیبا درآمد و بزرگترین تخم کیهانی را به دنیا آورد.
اوفیون دم خود را به دور این تخم پیچید تا زمانی که تخم شکست و از دل آن موجودات بیرون آمدند و سراسر زمین تازه شکل گرفته را آکندند. اورینام برای مدتی دلباخته اوفیون شده بود لذا به ماوای خدایان، کوه المپ، رفتند تا با هم زندگی کنند.
اما اوفیون کج خلق و خسته شد و به خودستایی پرداخت که چگونه او پدر همه موجودات است. اورینام از دست او به ستوه آمد و کله اش را زیر پای خود له کرد. سپس اوفیون به نواحی تاریک زمین سقوط کرد.
-| #یونان📚
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
⊰ اسطوره ⊱
- اسطوره آفرینش یونانی : ◈ اسطوره آفرینش مادر سالار ● اورینام و اوفیون 🌊 در آغاز آشوب بود و تاریکی. آشوب دریای پهناوری بود که در آن همه ناصر به گونه ای بی شکل با هم ترکیب میشدند. از میان این دریا "اورینام" بیرون آمد که الهه بزرگ همه چیزهاست. او برهنه…
● گایا و اورانوس 💫
گایا، مادر زمین ، از دل آشوب بیرون آمد و سپس هنگامی که خواب بود پسر خود اورانوس به معنای بهشت یا آسمان را به دنیا آورد. هنگامی که اورانوس به جایگاه خود در آسمان ها عروج کرد سپاس خود از مادر را به صورت باران نازل کرد زمین بارور شد و همه بذرهایی که در دل او به خواب رفته بودند حیات یافتند.
-| #یونان📚
❥• T.me/MythTweet
گایا، مادر زمین ، از دل آشوب بیرون آمد و سپس هنگامی که خواب بود پسر خود اورانوس به معنای بهشت یا آسمان را به دنیا آورد. هنگامی که اورانوس به جایگاه خود در آسمان ها عروج کرد سپاس خود از مادر را به صورت باران نازل کرد زمین بارور شد و همه بذرهایی که در دل او به خواب رفته بودند حیات یافتند.
-| #یونان📚
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
● اولین زن :
- پاندورا (Pandora)
پس از دزدیدن آتش توسط پرومته, زئوس نقشه ای کشید تا از وی انتقام گیرد او به هفایستوس دستور داد تا موجودی خیره کننده و زیبا بیافریند. نتیجه این کار پیدایش زن بود.
هفائستوس او را به دستور زئوس از آب و گِل ساخت تا پرومتئوس که با انسانها دوستی میکرد را مجازات کند. خدایان به او نعمتهای فراوانی بخشیدند. آفرودیت به او زیبایی بخشید, آپولو موسیقی,هرمس اعتقادات دینی و هر کدام از خدایان دیگر نیز به همین ترتیب هدیهای به پاندورا دادند از این رو در پایان هرمس نام پاندورا به معنی "تمام نعمتها" را روی او گذاشت.
پرومتئوس او را از زئوس نپذیرفت, اما برادرش اپیمتئوس او را به همسری برگزید و با او ازدواج کرد در نتیجه آنها به زمین آمدند.
به محض اینکه پاندورا وارد زمین شد، شروع کرد به سرک کشیدن و فضولی و طولی نکشید که با کوزه برخورد. حس کنجکاوی اش تحریک شد و نتوانست در برابر وسوسهٔ بازکردن آن مقاومت کند. به محض بازکردن آن همهٔ بیماریها و مشکلات از آن بیرون آمدند. در میان آن همه بدی، تنها یک چیز وجود داشت که باعث میشد انسانها به زندگی ادامه دهند: "امید". تنها امید در میان انسانها باقیماند و سهم غمانگیز آنها شد.
-| #یونان📦
❥• T.me/MythTweet
- پاندورا (Pandora)
پس از دزدیدن آتش توسط پرومته, زئوس نقشه ای کشید تا از وی انتقام گیرد او به هفایستوس دستور داد تا موجودی خیره کننده و زیبا بیافریند. نتیجه این کار پیدایش زن بود.
هفائستوس او را به دستور زئوس از آب و گِل ساخت تا پرومتئوس که با انسانها دوستی میکرد را مجازات کند. خدایان به او نعمتهای فراوانی بخشیدند. آفرودیت به او زیبایی بخشید, آپولو موسیقی,هرمس اعتقادات دینی و هر کدام از خدایان دیگر نیز به همین ترتیب هدیهای به پاندورا دادند از این رو در پایان هرمس نام پاندورا به معنی "تمام نعمتها" را روی او گذاشت.
پرومتئوس او را از زئوس نپذیرفت, اما برادرش اپیمتئوس او را به همسری برگزید و با او ازدواج کرد در نتیجه آنها به زمین آمدند.
به محض اینکه پاندورا وارد زمین شد، شروع کرد به سرک کشیدن و فضولی و طولی نکشید که با کوزه برخورد. حس کنجکاوی اش تحریک شد و نتوانست در برابر وسوسهٔ بازکردن آن مقاومت کند. به محض بازکردن آن همهٔ بیماریها و مشکلات از آن بیرون آمدند. در میان آن همه بدی، تنها یک چیز وجود داشت که باعث میشد انسانها به زندگی ادامه دهند: "امید". تنها امید در میان انسانها باقیماند و سهم غمانگیز آنها شد.
-| #یونان📦
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
دوستان لازمه من چند تا نکته رو بگم 📝
📌هر مطلبی که توی کانال میذارم از منابع موثقه، از کتاب هایی که خوندم پست میذارم، یدونه هم نیستن ۵ یا ۶ کتاب مختلفه خواستین میتونم اسم هاشونم بگم برین بخونین
پس بهتون اطمینان میدم که مطالب کاملا درست هستن
لطفا دیگه نیاین تو ناشناس بگین مطالبی که میذارین درست نیستن
من کلی وقت صرف کردم کتاب خوندم، سر هر پست هم کلی وقت میذارم،
پست ها رو خودم مینویسم از جایی هم کپی نمیکنم
📌نکته دیگه اینکه بعضی ها میان میگن مثلا پوسایدون درسته یا پوزیدون، هادس درسته یا هیدس ، آفرودیت یا آفرودیته یا آفرودایت، کیوپید کوپیدن کوپیدو و...
در مورد اسم ها بهتره وارد بازی تلفظ نشیم چون در خود کشور مبدا به خاطر لهجه اسم ها به صورت یکسان تلفظ نمیشن حالا کشور ما که به واسطه ترجمه با این موارد آشنا شده، پس آفرودیت، آفرودیته یا آفرودایت رو با توجه به شکلی که راحت تر توی دهن میچرخ ادا میکنیم
📌نکته سوم درمورد هر داستانی روایات متفاوتی داریم مثلا درمورد پای لنگ هفایستوس حداقل ۳ تا روایت وجود داره من اونی که بیشتر توی کتاب ها میبینم و میذارم ولی دلیل نمیشه دوتای دیگه غلط باشه
یه مثال دیگه از اسطوره های اسکاندیناوی درمورد هل یا هلاست
بعضی ها میگن دختر اودینه بعضی ها میگن خواهرشه
تو اسطوره های ایرانی هم همین رو میتونین ببینین : مثلا درباره کوه دماوند چند تا روایت هست که در جزییات تفاوت دارن
پس اینکه شما یه روایتی و یه جا میخونین بعد من یه چیز دیگه نوشتم صرفا دلیل این نمیشه که من غلط میگم یا شما😊🍃
-| #نکات
❥• T.me/MythTweet
📌هر مطلبی که توی کانال میذارم از منابع موثقه، از کتاب هایی که خوندم پست میذارم، یدونه هم نیستن ۵ یا ۶ کتاب مختلفه خواستین میتونم اسم هاشونم بگم برین بخونین
پس بهتون اطمینان میدم که مطالب کاملا درست هستن
لطفا دیگه نیاین تو ناشناس بگین مطالبی که میذارین درست نیستن
من کلی وقت صرف کردم کتاب خوندم، سر هر پست هم کلی وقت میذارم،
پست ها رو خودم مینویسم از جایی هم کپی نمیکنم
📌نکته دیگه اینکه بعضی ها میان میگن مثلا پوسایدون درسته یا پوزیدون، هادس درسته یا هیدس ، آفرودیت یا آفرودیته یا آفرودایت، کیوپید کوپیدن کوپیدو و...
در مورد اسم ها بهتره وارد بازی تلفظ نشیم چون در خود کشور مبدا به خاطر لهجه اسم ها به صورت یکسان تلفظ نمیشن حالا کشور ما که به واسطه ترجمه با این موارد آشنا شده، پس آفرودیت، آفرودیته یا آفرودایت رو با توجه به شکلی که راحت تر توی دهن میچرخ ادا میکنیم
📌نکته سوم درمورد هر داستانی روایات متفاوتی داریم مثلا درمورد پای لنگ هفایستوس حداقل ۳ تا روایت وجود داره من اونی که بیشتر توی کتاب ها میبینم و میذارم ولی دلیل نمیشه دوتای دیگه غلط باشه
یه مثال دیگه از اسطوره های اسکاندیناوی درمورد هل یا هلاست
بعضی ها میگن دختر اودینه بعضی ها میگن خواهرشه
تو اسطوره های ایرانی هم همین رو میتونین ببینین : مثلا درباره کوه دماوند چند تا روایت هست که در جزییات تفاوت دارن
پس اینکه شما یه روایتی و یه جا میخونین بعد من یه چیز دیگه نوشتم صرفا دلیل این نمیشه که من غلط میگم یا شما😊🍃
-| #نکات
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
- آریوبرزن سردار ایرانی :
نام یکی از شاهزادگان هخامنشی و سردار ایرانی بود که در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته میشود که به معنی ایرانی باشکوه است.
و طبق دانشنامه ایرانیکا و تاریخ ایران کمبریج, محتمل ترین مکان دربند پارس در پنجاه کیلومتری جنوب شیراز با نام کنونی تنگه ابوالحیات است. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لیبانی(اسیر اسکندر) نوشتهاند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان میدهد و اسکندر میتواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد گفته میشود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت میکشد. آریوبرزن با 40 سوار و 5000 پیاده خود را بیپروا به سپاه مقدونی رسانده و شمار بسیاری از یونانیان را کشته و خود نیز تلفات بسیاری داد اما موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشکر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند, مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته میشود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بودهاست.
بر پایه یادداشتهای به دست آمده از کالیستنس تاریخنگار اسکندر، 12 اوت سال 330 پیش از میلاد, نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی از سوی جنوب به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران, در منطقه دربند پارس که منطقهای کوهستانی و سخت گذر و تنها مکان قابل دسترسی از جنوب بسوی پارس بوده است متوقف شدند و در این منطقه درگیری میان اسکندر و آریو برزن رخ داد. به گفته همراهان اسکندر پس از ورود به دره های مخوف دربند پارس، خورشید را به مدت سه شبانه روز بچشم ندیدیم بعلت انبوه درختان و ازدیاد باران. اسکندر با یک هنگ ارتش ایران که شامل 5040 تا 5000 نفر بود به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش دهها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر, بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ, داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده آن آریوبرزن نیز کشته شد.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
نام یکی از شاهزادگان هخامنشی و سردار ایرانی بود که در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته میشود که به معنی ایرانی باشکوه است.
و طبق دانشنامه ایرانیکا و تاریخ ایران کمبریج, محتمل ترین مکان دربند پارس در پنجاه کیلومتری جنوب شیراز با نام کنونی تنگه ابوالحیات است. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لیبانی(اسیر اسکندر) نوشتهاند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان میدهد و اسکندر میتواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد گفته میشود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت میکشد. آریوبرزن با 40 سوار و 5000 پیاده خود را بیپروا به سپاه مقدونی رسانده و شمار بسیاری از یونانیان را کشته و خود نیز تلفات بسیاری داد اما موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشکر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند, مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته میشود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بودهاست.
بر پایه یادداشتهای به دست آمده از کالیستنس تاریخنگار اسکندر، 12 اوت سال 330 پیش از میلاد, نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی از سوی جنوب به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران, در منطقه دربند پارس که منطقهای کوهستانی و سخت گذر و تنها مکان قابل دسترسی از جنوب بسوی پارس بوده است متوقف شدند و در این منطقه درگیری میان اسکندر و آریو برزن رخ داد. به گفته همراهان اسکندر پس از ورود به دره های مخوف دربند پارس، خورشید را به مدت سه شبانه روز بچشم ندیدیم بعلت انبوه درختان و ازدیاد باران. اسکندر با یک هنگ ارتش ایران که شامل 5040 تا 5000 نفر بود به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش دهها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر, بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ, داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده آن آریوبرزن نیز کشته شد.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
- نِمِسیس:
در اساطیر یونان الههٔ نیک و بد, عدالت و انتقام بود. تندیس و معبد او در روستای رامنوسیا واقع در شمال آتیک است و به همین علت با نام رامنوسیا (Rhamnusia) نیز شناخته میشود. او به عنوان دختر زئوس یا اوکئانوس شناخته میشود, اما برطبق هزیود او فرزند اربوس و نوکس (شب) بود. او مجازاتکنندهٔ عاشقان بیوفا و قانونشکنان و مغروران بود. نمسیس به مانند یک زن جدی دارای بال, که در دست چپ خود یک شلاق, افسار, شمشیر, شاخه سیب یا یک ترازو دارد.
-| #یونان🦅
❥• T.me/MythTweet
در اساطیر یونان الههٔ نیک و بد, عدالت و انتقام بود. تندیس و معبد او در روستای رامنوسیا واقع در شمال آتیک است و به همین علت با نام رامنوسیا (Rhamnusia) نیز شناخته میشود. او به عنوان دختر زئوس یا اوکئانوس شناخته میشود, اما برطبق هزیود او فرزند اربوس و نوکس (شب) بود. او مجازاتکنندهٔ عاشقان بیوفا و قانونشکنان و مغروران بود. نمسیس به مانند یک زن جدی دارای بال, که در دست چپ خود یک شلاق, افسار, شمشیر, شاخه سیب یا یک ترازو دارد.
-| #یونان🦅
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
آشیل پهلوان یونانی :
شکل فرانسوی نام آکیلیس قهرمان اسطورهای یونان در داستان جنگ تروآ است. آشیل پسر پلئوس (پهلوان یونانی و از یاران هراکلس) و یک پری دریایی به نامثتی, یکی از سه رویین تر در طول تاریخ و قویترین جنگجوی یونانیان در جنگ تروآ و قهرمان حماسه ایلیاد هومر بود.
قبل از به دنیا آمدن آشیل مادرش تتیس دیده بود که آشیل یا زندگی طولانی و خستهکنندهای خواهد داشت یا زندگی کوتاه اما درعوض نام او در تمام طول تاریخ به خاطر سپرده میشود. تتیس که ترجیح میداد پسرش زندگی بیشتری داشته باشد تصمیم گرفت لباسی دخترانه برتن او کند تا به دنبال جنگ نرود. اما روزی فرا رسید که اودیسئوس هوشمند آشیل را فریب داد. اودیسئوس دختران را به صف کرد و هدایای مختلفی را در جلوی آنها قرار داد و آشیل تنها کسی بود که از بین هدایا شمشیر را انتخاب نمود و همین مسئله ثابت کرد او یک مرد است. تتیس آشیل نوزاد را به جهان زیرین برد و او را از پاشنه گرفته، در رود سیاه جهان مردگان یعنی استوکس فروکرد و باعث شد بدنش فناناپذیر شود. تمام تن او جز پاشنه که در دست مادر بود به آن آب آغشته شد و تنها آن نقطه آسیبپذیر باقیماند که بعدها به نام پاشنه آشیل به معنی نقطه ضعف یک فرد معروف گشت. همچنین پلئوس آشیل را نزد سانتور کیرون سپرد تا به او آموزش دویدن دهد، و وی بادپا شد.
در جنگ تروآ آشیل فرمانده سپاه دشمن یعنی هکتور را کشت و سپاه تروآ را شکست داد.
قبل از پایان جنگ پاریس فرزند کوچکتر پریام، شاه تروآ آشیل را به تیری زهرآلود هدف قرار داد. آپولون خدای خورشید، تیر را به پاشنه آسیبپذیر آشیل هدایت کرد و به زندگی کوتاه این پهلوان مشهور پایان داد. پس از این منوال تروا در دام کشمکش خدایان گیر افتاد و نابود شد.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
شکل فرانسوی نام آکیلیس قهرمان اسطورهای یونان در داستان جنگ تروآ است. آشیل پسر پلئوس (پهلوان یونانی و از یاران هراکلس) و یک پری دریایی به نامثتی, یکی از سه رویین تر در طول تاریخ و قویترین جنگجوی یونانیان در جنگ تروآ و قهرمان حماسه ایلیاد هومر بود.
قبل از به دنیا آمدن آشیل مادرش تتیس دیده بود که آشیل یا زندگی طولانی و خستهکنندهای خواهد داشت یا زندگی کوتاه اما درعوض نام او در تمام طول تاریخ به خاطر سپرده میشود. تتیس که ترجیح میداد پسرش زندگی بیشتری داشته باشد تصمیم گرفت لباسی دخترانه برتن او کند تا به دنبال جنگ نرود. اما روزی فرا رسید که اودیسئوس هوشمند آشیل را فریب داد. اودیسئوس دختران را به صف کرد و هدایای مختلفی را در جلوی آنها قرار داد و آشیل تنها کسی بود که از بین هدایا شمشیر را انتخاب نمود و همین مسئله ثابت کرد او یک مرد است. تتیس آشیل نوزاد را به جهان زیرین برد و او را از پاشنه گرفته، در رود سیاه جهان مردگان یعنی استوکس فروکرد و باعث شد بدنش فناناپذیر شود. تمام تن او جز پاشنه که در دست مادر بود به آن آب آغشته شد و تنها آن نقطه آسیبپذیر باقیماند که بعدها به نام پاشنه آشیل به معنی نقطه ضعف یک فرد معروف گشت. همچنین پلئوس آشیل را نزد سانتور کیرون سپرد تا به او آموزش دویدن دهد، و وی بادپا شد.
در جنگ تروآ آشیل فرمانده سپاه دشمن یعنی هکتور را کشت و سپاه تروآ را شکست داد.
قبل از پایان جنگ پاریس فرزند کوچکتر پریام، شاه تروآ آشیل را به تیری زهرآلود هدف قرار داد. آپولون خدای خورشید، تیر را به پاشنه آسیبپذیر آشیل هدایت کرد و به زندگی کوتاه این پهلوان مشهور پایان داد. پس از این منوال تروا در دام کشمکش خدایان گیر افتاد و نابود شد.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
پس از آفرینش امشاسپندان اهورامزدا ایزدان را می آفریند که قوای منفی مقابل آنها دیوان هستند.
شماری از ایزدان از خدایان باستانی اند یعنی پیش از زرتشت نیز جنبه خدایی داشته اند مانند :
مهر, ناهید, وای, تیشتر, بهرام و رپیثوین. برخی با آیین های دینی ارتباط دارند مانند ایزد آتش و ایزد هوم و بعضی از آنها مفاهیم انتزاعی و اخلاقی اند که تشخیص یافته اند مثل درستی.
ایزدان در منتها با تصویر پردازیهای اساطیری توصیف شده اند گرچه گاهی توصیفات بشری هم دارند مانند ایزد مهر که هزار گوش و هزار چشم دارد یا بهرام که به صورت های گوناگون درمی آید.
خدایان مهم بر گردونه سوارند گردونه هایی با چهار اسب. اسب ها اغلب تناسبی با خدای گردونه ران دارند مثلا چهار اسب گردونه اناهیتا, ابر, باران, برف و تگرگ است.
خدایان سلسله مراتبی دارند برخی از آنها از اهمیت بیشتری برخوردارند و برخی وظایف کمتری دارند ولی هرگز ایزدی بر ایزد دیگر تفاخر نشان نمیدهد.
-| #ایران🪐
❥• T.me/MythTweet
شماری از ایزدان از خدایان باستانی اند یعنی پیش از زرتشت نیز جنبه خدایی داشته اند مانند :
مهر, ناهید, وای, تیشتر, بهرام و رپیثوین. برخی با آیین های دینی ارتباط دارند مانند ایزد آتش و ایزد هوم و بعضی از آنها مفاهیم انتزاعی و اخلاقی اند که تشخیص یافته اند مثل درستی.
ایزدان در منتها با تصویر پردازیهای اساطیری توصیف شده اند گرچه گاهی توصیفات بشری هم دارند مانند ایزد مهر که هزار گوش و هزار چشم دارد یا بهرام که به صورت های گوناگون درمی آید.
خدایان مهم بر گردونه سوارند گردونه هایی با چهار اسب. اسب ها اغلب تناسبی با خدای گردونه ران دارند مثلا چهار اسب گردونه اناهیتا, ابر, باران, برف و تگرگ است.
خدایان سلسله مراتبی دارند برخی از آنها از اهمیت بیشتری برخوردارند و برخی وظایف کمتری دارند ولی هرگز ایزدی بر ایزد دیگر تفاخر نشان نمیدهد.
-| #ایران🪐
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
- هکتور, ولیعهد تروا :
هِکتور در اسطورههای یونان, فرزند بزرگ و محبوب پریاموس پادشاه تروا و هکابه یکی از شخصیتها در اسطورههای یونان بود. او در جنگ تروا و ایلیاد هومر نقش مهمی داشت.
هکتور با آندروماخه ازدواج کرد. او در جنگ تن به تن با آیاس مساوی شد. او رهبری حملات بیشماری را به سربازان یونانی بر عهده داشت. او پاتروکلوس پسر عموی آشیل را کشت و در جنگ تروا توسط آشیل که میخواست انتقام مرگ پتروکلاس را از او بگیرد کشته شد. پس از آن آشیل به جسد هکتور بی احترامی کرد و او را به ارابهٔ خود بست و جلوی دیوارهای تروا کشاند و از دادن جسد او برای مراسم تدفین اجتناب کرد. آشیل زمانی اجازهٔ تدفین هکتور را داد که پریاموس شبانه به چادر او رفت و از او طلب جسد پسر خود را کرد.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
هِکتور در اسطورههای یونان, فرزند بزرگ و محبوب پریاموس پادشاه تروا و هکابه یکی از شخصیتها در اسطورههای یونان بود. او در جنگ تروا و ایلیاد هومر نقش مهمی داشت.
هکتور با آندروماخه ازدواج کرد. او در جنگ تن به تن با آیاس مساوی شد. او رهبری حملات بیشماری را به سربازان یونانی بر عهده داشت. او پاتروکلوس پسر عموی آشیل را کشت و در جنگ تروا توسط آشیل که میخواست انتقام مرگ پتروکلاس را از او بگیرد کشته شد. پس از آن آشیل به جسد هکتور بی احترامی کرد و او را به ارابهٔ خود بست و جلوی دیوارهای تروا کشاند و از دادن جسد او برای مراسم تدفین اجتناب کرد. آشیل زمانی اجازهٔ تدفین هکتور را داد که پریاموس شبانه به چادر او رفت و از او طلب جسد پسر خود را کرد.
-| #شخصیت_های_برجسته
❥• T.me/MythTweet
Forwarded from ⊰ اسطوره ⊱
- مدوسا, زنی نفرین شده :
مدوسا در ابتدا دوشیزهای بسیار زیبا با گیسوانی دلفریب بودهاست, بهطوریکه این زیبایی غرهاش کرده بود. وی با پوزئیدون خدای دریا در معبد آتنا همبستر شد و به این ترتیب عبادتگاه آتنا را ملوث کرد, آتنا هم برای تنبیه وی, موهایش را تبدیل به مارهایی کریه و چندشآور کرد تا او به زشتترین و منفورترین موجود, یعنی یک گورگون تبدیل شود. در تفاسیر دیگری بیان شده, مدوسا بسیار کنجکاو بود تا خورشید را ببیند و برای این منظور از آتنا درخواست کرد به او اجازه دهد تا به جنوب برود, اما آتنا به او اجازه رفتن نداد و مدوسا که بسیار خشمگین گشته بود با بیاحترامی به آتنا گفت او به زیبایی مدوسا حسد میورزد و این چنین شد که آتنا نیز او را مجازات نمود. گورگونها در مجموع سه تن بودند, Euryale و Sthenno و آخری که مدوسا بود و چون او در ابتدا انسان و موجودی فانی بودهاست, پس تنها گورگون فانی هم او میبود.
💡پ.ن : مدوسا مثل لیلیث یکی از شیاطین نبوده ولی چون شخصیت منفی داشته با این هشتگ معرفیش میکنیم.
-| #شیاطین
[1/2]
❥• T.me/MythTweet
مدوسا در ابتدا دوشیزهای بسیار زیبا با گیسوانی دلفریب بودهاست, بهطوریکه این زیبایی غرهاش کرده بود. وی با پوزئیدون خدای دریا در معبد آتنا همبستر شد و به این ترتیب عبادتگاه آتنا را ملوث کرد, آتنا هم برای تنبیه وی, موهایش را تبدیل به مارهایی کریه و چندشآور کرد تا او به زشتترین و منفورترین موجود, یعنی یک گورگون تبدیل شود. در تفاسیر دیگری بیان شده, مدوسا بسیار کنجکاو بود تا خورشید را ببیند و برای این منظور از آتنا درخواست کرد به او اجازه دهد تا به جنوب برود, اما آتنا به او اجازه رفتن نداد و مدوسا که بسیار خشمگین گشته بود با بیاحترامی به آتنا گفت او به زیبایی مدوسا حسد میورزد و این چنین شد که آتنا نیز او را مجازات نمود. گورگونها در مجموع سه تن بودند, Euryale و Sthenno و آخری که مدوسا بود و چون او در ابتدا انسان و موجودی فانی بودهاست, پس تنها گورگون فانی هم او میبود.
💡پ.ن : مدوسا مثل لیلیث یکی از شیاطین نبوده ولی چون شخصیت منفی داشته با این هشتگ معرفیش میکنیم.
-| #شیاطین
[1/2]
❥• T.me/MythTweet