The mind's voice
97 subscribers
95 photos
69 videos
3 files
222 links
سالهاست یادداشت روزانه بخشی از زندگیمه و همیشه سعی میکنم ازش نتیجه گیری مثبت کنم
تصمیم گرفتم یکم از فضای خصوصیم بیام بیرون و ببینم چه فیدبکی میگیرم از این یادداشت‌ها
https://t.me/My_Real_Notes
Download Telegram
2
‼️کپشن رو بخون‼️👇

🌀 چرا بعضیا تو گذشته گیر می‌کنن؟
از نگاه «نظریه گشتالت‌»، ما وقتی تو گذشته می‌مونیم که کار ناتموم داشته باشیم.

🔹 کار ناتموم یعنی:
حرفی که نزدی…
حسی که فرو خوردی…
نیازی که گفتنش رو قورت دادی…

این‌ها پرونده‌های باز توی ذهنن که مدام یادآوری می‌کنن: «من هنوز حل نشدم!»

📍نتیجه؟

✔️تکرار الگوهای قدیمی توی رابطه‌ها

✔️گیر کردن تو خاطرات یا آدم‌های گذشته

✔️زنده شدن دوباره احساسات کهنه با کوچک‌ترین اتفاق

💡 راه‌حل خیلی مختصر اینکه:
از اون تجربه ناتمام آگاه بشی،
حست رو تا آخر تجربه کنی،
حرفت رو بزنی و نیازت رو بیان کنی…
تا بالاخره بتونی سبک‌بال تو «اینجا و اکنون» زندگی کنی 🌿

#گشتالت_تراپی #کار_ناتمام #زندگی_در_حال #رشد_فردی #سلامت_روان #آگاهی_هیجانی #رواندرمانی #اینجا_و_اکنون #توسعه_فردی #خودشناسی #روانشناسی

https://www.instagram.com/p/DNLbRPwoUix/?igsh=ZTg5amluOW9wZmEw
👏3
👍3
نشریه پژواک.pdf
19.9 MB
📖انتشار اولین شماره نشریه دانشجویی پژواک

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علوم پزشکی آبادان، مفتخر است انتشار اولین شماره از نشریه پژواک را اعلام کند.

🔹 گاهنامه دانشجویی
🔹 شماره اول: تابستان ۱۴۰۴

📜 شناسنامه:

صاحب امتیاز: انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علوم پزشکی آبادان
مدیر مسئول: محمد صادق درویش‌پور
سردبیر: امید بخشی
گرافیک و صفحه‌آرایی: عذرا اسماعیلی
طراحی لوگو: امید بخشی

✏️ هیئت تحریریه:
یاسمن رحمانی | حسین سلمان‌زاده | فاطمه احمدی | زهرا میر فتاح | امیرحسین خوشنام‌وند | محمد صادق محمدی لندی

📚 در این شماره می‌خوانیم:

تهاجم فرهنگی؛ وقتی روایت، سلاح می‌شود
از فرش تا عرش!
چگونه گوگل گلس می‌تواند جان بیماران را نجات دهد؟
انسجام ملی، مهم‌ترین قدرت نرم ایران در برابر دشمن
گذر کن مثل ققنوس از جهنم؛ مادرم ایران!
نامه‌ای از زیتون، به نخل‌های ایران؛ از دل غزه.
قبل از تمرین، با بدن خود دوست باشید!
سلامت معده!
معرفی رشته ورزشی: تکواندو
اخبار ورزشی!
معرفی کتاب: هابیت
از دانشگاه چه خبر؟!

🔺 تا نشریات بعدی همراه ما باشید

🆔 @daneshjoyan_mostaghel

#پژواک_دانشجو #نشریه_دانشجویی #صدای_دانشجو #فرهنگ_و_علم
5👏1
جالب بود به نظرم👍
🔲⭕️وزیر یا عمو سبزی فروش، کدامیک؟
مجتبی لشکربلوکی


با یکی از وزرای اسبق صحبت می کردم می گفت روزی به معاون اول گفتم آنقدر که مرا به جلسات دعوت می کنید، تفاوتی ندارد که وزیر این وزارت خانه من باشم [با مدرک دکتری و ۲۰ سال سابقه کشورداری] یا یک سبزی فروش. چون اصلا اجازه فکر کردن، تمرکز و راهبری موثر وزارت خانه را از من گرفته اید. یکی از مدیران می گفت: در سرزمینی زندگی می‌کنیم که مدیرانش بیشتر از هر جای جهان «جلسه می‌روند» و کمتر از هر جای جهان «تصمیم می‌گیرند».

نظام کشورداری و همچنین شرکت داری ما آفات زیادی دارد. از جمله اینکه مدیران ما شده اند علامه مجلسی! از این جلسه به آن جلسه! وقتی در یک نظام حکمرانی (دولت) یا مجموعه اقتصادی (شرکت خصوصی) جلسات زیاد است این نشانه یک بیماری جدی است و دست کم ۵ ریشه دارد:

شفاف نبودن رژیم تصمیم گیری: وقتی معلوم نیست چه کسی حق دارد در مورد چه چیزی تصمیم بگیرد، همه دور میز می‌نشینند تا ....

عدم توازن اختیارات و مسوولیت: وقتی برای هر کاری مثلا خرید خودرو دولتی باید جلسات در بالاترین سطوح دولت برگزار شود این یعنی اینکه واحد متولی اختیار لازم را ندارد و باید برای کوچک ترین تصمیمات تایید بقیه را بگیرد (مثال واقعی است)

تصمیم گریزی: وقتی قدرت و جسارت تصمیم گیری از مدیران گرفته می شود، مدیران چه می کنند؟ توزیع ریسک تصمیم! و جلسه‌ تبدیل می‌شود به ابزاری برای تقسیم مسئولیت که بعدها هر چه شد بگویند ببین این که تصمیم من نبود، ما ده نفر همه با هم تصمیم گرفتیم. خیلی شفاف بخواهم بگویم در ساختار اداری ایران، خیلی وقت ها جلسه یعنی مسئولیت‌گریزی دسته‌جمعی!

فرهنگ نمایشی (Performative Culture) یا تئاتر مدیریتی یا شوآف سازمانی: در بسیاری سازمان ها جلسه بیشتر ابزاری است برای شوآف مشارکت و یا عملگرایی نمایشی، نه حل مسئله. اینکه بگوییم ما تا ساعت ۱۱ شب در جلسه بودیم افتخار نیست، نشان ناکارآمدی است. مثالی از تئاتر مدیریتی: یک بار به جلسه یکی از مدیران ارشد کشور دعوت شدم بدون اعلام موضوع دقیق. از دفترشان پرسیدم چند نفر دعوتند؟ گفتند۲۰ نفر! نرفتم. چرا؟ چون در جلسه ۲ساعته ای که وقت مفیدش ۹۰ دقیقه است با فرض حداقل ۱۰ دقیقه فرمایشات گهربار مدیر ارشد مربوطه، ۸۰ دقیقه وقت باقی می ماند برای ۲۰ نفر باقی مانده، یعنی نفری ۴ دقیقه. برای ۴ دقیقه اظهار نظر شتابزده بدون موضوع از پیش تعریف شده ۴ ساعت وقتم را در ترافیک و حضور در جلسه هدر ندادم.

بی‌اعتمادی به یکدیگر: وقتی مدیران به تصمیم‌های یکدیگر اعتماد ندارند، همه می‌خواهند در جریان همه‌چیز باشند، و این یعنی جلسه برای هر چیزی!

☑️⭕️تجویز راهبردی
اشتباه نکنید جلسات یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت هستند در این شکی نیست. خود من در بسیاری جلسات شرکت می کنم و خواهم کرد. اصول برگزاری مدیریت جلسات، به هیچ وجه چیزی عجیبی نیست که بخواهم این جا آنها را بیان کنم. هر چند به تجربه دریافته ام بیان بدیهیات ساده گاهی اوقات ارایه کشفیات پیشرفته تلقی می شود. شما هر کتاب مدیریت جلسه رو به صورت تصادفی باز کنی اصولی دارد که ساده و کلیدی اند. در کنار آن ها می خواهم شش پیشنهاد غیرمتعارف را نیز مطرح کنم:

◽️گونه‌بندی جلسه: بدانیم هر جلسه ای که برگزار می کنیم چه جلسه ای است؟ دست کم ۱۰ گونه جلسه شناخته شده وجود دارد از جلسات ایده پردازی تا تصمیم گیری و... هر گونه جلسه یک شیوه مدیریت می طلبد. برخی رسمی برخی غیررسمی، برخی با جمع بندی برخی بدون جمع بندی، برخی با اعضای زیاد و برخی تاسقف ۶ نفر و ...
◽️عدم برگزاری جلسه: گاهی اوقات بهترین شیوه مدیریت جلسه، عدم برگزاری آن است. با تفویض اختیار کاری کنید که نیازی به اخذ تایید از دیگران وجود نداشته باشد.
◽️جلسات مکتوب: یک استارت آپ موفق ایرانی روش جالبی دارد. همه در یک ساعت خاص هر جایی باشند وارد صفحه گوگل داک می شوند و همزمان راجع به موضوعی که دستور جلسه است می نویسند و روی نوشته های هم کامنت می گذارند. اینگونه لازم نیست که یک نفر صحبت کند و بقیه گوش کنند و هر کسی خواست بدون مزاحمت برای دیگران می تواند بنویسد و بخواند.
◽️تایمر معکوس روی دیوار: یک ساعت دیجیتال بگذارید که دقیقه‌ها را کم می‌کند؛ فشار روانی مثبت برای مختصر و مفیدگویی
◽️محدودیت کلمات: هر نفر در مورد هر موضوع فقط با N کلمه می‌تواند نظرش را بگوید. وقتی افراد مجبور به کوتاه‌گویی می‌شوند، مجبور می شوند قبل از حرف زدن فکر کنند نه حین حرف زدن!
◽️اعلام هزینه: روی تابلو بنویسید: هر دقیقه این جلسه X میلیون تومان هزینه دارد

این ها پیشنهادهای غیرمتعارف اند. شما اول پیشنهادهای متعارف رو اجرا کنید بعد بروید سراغ غیرمتعارف ها.

بین علامه مجلسی (کسانی که همیشه از این جلسه به آن جلسه می روند) و عمو سبزی فروش، دومی تمرکز و عقل معیشت بیشتری دارد

@Dr_lashkarbolouki
3👍2
خیلی وقته غیر فعال بودم
مرسی که هنوز ازم ناامید نشدید
😍
9😎1
🔥3👍2
یک سال می‌شود چند سال و چند سال می‌شود یک عمر. یک روز صبح، بیدار می‌شوید و می‌بینید روزهای رفته‌تان بیشتر از روزهای پیش رویتان است و نمی‌دانید چطور به اینجا رسیده‌اید.

📕بریت‌ماری اینجا بود
🖋فردریک بکمن
👍3
رفتم از دفتر کارم بیرون
برگشتم دفتر....

دیدم جا برای ورود خودم نیست 😄

با دیدن شور و نشاط دانشجوها
انگار یکدفعه روح زندگی در رگهام جریان پیدا کرد
6😁3❤‍🔥1🆒1
اگه قراره نشخوارفکری داشته باشی سعی کن این باشه:
منم بار اولمه دارم زندگی میکنم
فدای سرم اگه جایی خراب کردم...
(اگه بجای فدای سرم از واژه‌های معادل دیگه‌ای هم استفاده کردی که من نمی‌تونم تو کانال بنویسم فدای سرت🤠)

https://t.me/My_Real_Notes
👍41
نوشته بود
با وقتت مثل پولت رفتار کن

دقیق متوجه نشدم جمله انگیزشی بود یا راهنمای هدردادن وقت!!😅

اونایی که منو میشناسن میدونن چی میگم
(اینگونه است که میگیم هیچوقت یه نسخه برای همه مفید نیست)

https://t.me/My_Real_Notes
🏆3😁2🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-سلام بابایی، ما رسیدیم
+اذیت که نشدید؟
-نه اوکی بود
+مامانت خوبه
-خداروشکر...
+هوا چطوره؟
- هوای بدون تو چطور میتونه باشه....😢


قدر مکالمه‌های تکراری و روتین زندگی‌تون رو بدونید
هیچوقت فکرشم نمیشه کرد گاهی اینا میشه حسرت

https://t.me/My_Real_Notes
4💔3😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه این مکالمه قبل از برگشتم به آبادان تکرار میشد؛

من: بابایی سوغات یزدم، فقط نبات بخرم؟
پدر: اره بابا الکی دستتو سنگین نکن، یه پنج کیلویی نبات بسه
مادر (با صدای بلند جوری که صداش رو از گوشی پدر بشنوم): کلی نبات داریم،
نخریاااا
من: بگو چشم نمیخرم(و با صدای آرومتر، چقد بگیرم)
پدر: حالا که مامان میگه داریم، دوتا دو کیلویی بخر، پول داری بابا....

(رفتم وقت دکتر بگیرم
از مطب که اومدم بیرون روزگاران ۶سال گذشته تو ذهنم مرور شد
از درد پاهام فهمیدم ۳ساعته دارم راه میرم
و متوجه شدم در این مغازه‌ای ایستادم که قبل برگشت به آبادان همیشه میرفتم ازش نبات و باقلوا یزدی بخرم!)


با خودم فکر کردم چقدر بعضی از اتفاقات اون دوران حالمو بد کرد و چقدر حاضرم ده برابر بدتر اون اتفاقات رو تجربه کنم ولی بتونم بازم برای بابا نبات بخرم 😢🥺

https://t.me/My_Real_Notes
💔7😢2
Forwarded from مفدا آبادان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰مفدا آبادان تولید و منتشر کرد؛

🎥#کلیپ/ اردوی جهادی، رنگ‌های ما رویای آنها

🌸🎨اردوی جهادی یک‌روزه جمعی از دانشجویان فعال فرهنگی کانون‌ها و انجمن‌های علمی این دانشگاه با هدف بازسازی و زیباسازی فضاهای آموزشی در روستای سلیچ از توابع شهرستان آبادان برگزار شد.

🔹فیلمبردار و تدوینگر: عذرا اسماعیلی

📌جهت مشاهده ویدیو بر روی لینک زیر کلیک کنید.
🌐http://www.mefda.ir/news/440164/
🆔@mefdaabadan
6👏1
پیاز این گیاه سال‌ها پایین‌تر بود،

اما راهش رو از میان خاک و مانع‌ها پیدا کرد و گل داد.

اصالت یعنی همین؛ ریشه‌های سالم، حتی فراموش‌شده، باز با لبخند به زندگی برمی‌گردن

https://t.me/My_Real_Notes
5👍1👌1