و آنچه که میگفت
440 subscribers
1.35K photos
105 videos
59 files
57 links
⭐️ مطلب باید ارزشمند باشد نه حجیم
در صورتیکه تمایل دارید، در خصوص هر پست بحث و گفتگو کنید میتوانید عضو گروه عالم ذهن شده و در آنجا در خصوص مطالب هم اندیشی کنید.

ادمین: @omoridi
Download Telegram
فصل ۶۴

وقتی خنوخ سخنانش را به پسرانش گفت، همهٔ مردم شنیدند که خداوند او را فراخوانده است.

آنها با هم مشورت کردند و گفتند: «برویم و خنوخ را ببوسیم.»

و چنین شد:
دو هزار نفر از دور و نزدیک گرد آمدند و به احوزان، محل اقامت خنوخ و پسرانش، آمدند.
مشایخ قوم و همهٔ گروه‌ها پیش آمدند، سر فرود آوردند و به بوسیدن خنوخ آغاز کردند.

و به او گفتند:
«ای پدر ما خنوخ! برکت خداوند فرمانروای جاوید بر تو باد. اکنون پسرانت و همهٔ قوم را برکت بده تا امروز پیش روی تو جلال یابیم.
زیرا تو پیش روی خداوند برای ابد جلال خواهی یافت؛ چون خداوند تو را از میان همهٔ انسان‌های زمین برگزید، و تو را نویسندهٔ همهٔ خلقت — مرئی و نامرئی — و فدیه‌شوندهٔ گناهان بشر و یاور خانواده‌ات قرار داد.»

این فصل، لحظهٔ تجلیل عمومی از خنوخ است؛ جایی که قوم، بزرگان، فرزندان و مردم عادی، همه برای وداع با پیامبری که در آستانهٔ صعود است، در برابر او زانو می‌زنند.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۶۵ و 66

خنوخ گفت:
«فرزندانم، بشنوید! خداوند پیش از آن‌که موجودات آفریده شوند، چیزهای مرئی و نامرئی را آفرید.»
او ادامه داد:
پس از گذشت زمان، انسان را به صورت خود آفرید؛ به او چشم داد تا ببیند، گوش تا بشنود، دل تا بیندیشد، و هوش تا اختراع کند.
خداوند همهٔ کارهای انسان را دید، زمان را تقسیم کرد: از زمان، سال‌ها؛ از سال‌ها، ماه‌ها؛ از ماه‌ها، روزها؛ و از روزها، هفت روز را تعیین کرد.
در آن‌ها ساعت‌هایی قرار داد تا انسان دربارهٔ زمان بیندیشد، سال‌ها و ماه‌ها و جابه‌جایی‌شان را بشناسد، و بتواند مدت زندگی خود را از آغاز تا مرگ اندازه‌گیری کند، تا دربارهٔ گناهان و کارهای نیک و بد خویش بیندیشد و آن‌ها را بنویسد، زیرا هیچ کاری در پیشگاه خداوند پنهان نمی‌ماند.

خنوخ گفت:
«هنگامی که همهٔ مخلوقات مرئی و نامرئی پایان یابند، هر انسان به سوی داوری بزرگ خواهد رفت. پس از آن، زمان‌ها و سال‌ها نابود می‌شوند، ماه‌ها و روزها و ساعت‌ها از میان می‌روند، و همه به هم می‌پیوندند.»
و وعده داد:
روزگار بزرگ عادلان آغاز خواهد شد؛ آنان تا ابد خواهند زیست، بدون رنج، بیماری، تحقیر، نگرانی، نیاز یا ظلمت — تنها در نور بزرگ.
آنان در فردوسی درخشان و غیرقابل انهدام خواهند بود، زیرا چیزهای فانی از میان خواهند رفت و حیات جاوید پدید خواهد آمد.

خنوخ گفت:
«فرزندانم! جان خود را از هر بی‌عدالتی که خداوند از آن بیزار است، حفظ کنید. در برابر او با ترس و لرز سلوک کنید و تنها او را بپرستید.»

او افزود:
پیش خدای حقیقی سر فرود آورید، نه پیش بتان گنگ. همهٔ هدایای عادلانه را پیش روی خداوند بیاورید، زیرا خداوند از هر چیز غیرعادلانه بیزار است.
خداوند همه چیز را می‌بیند؛ هر اندیشه‌ای که انسان در دل می‌پروراند، نزد او حاضر است — همان خدایی که زمین را استوار کرد و همهٔ مخلوقات را بر آن نهاد.
اگر به آسمان بنگرید، خداوند آن‌جاست؛ اگر به ژرفای دریا یا زیر زمین بیندیشید، او همان‌جاست. پس آفرینش او را ترک نکنید و پیش مصنوعات انسان سر فرود نیاورید، زیرا هیچ چیز از دید خداوند پنهان نیست.

و در پایان گفت:
«فرزندانم! با بردباری، فروتنی، صداقت و ایمان سلوک کنید؛ در خشم، اندوه، وسوسه، برهنگی و خلوت، یکدیگر را دوست بدارید تا از این دورهٔ بدی‌ها بیرون روید و وارث عصر جاوید شوید.»

و وعده داد:
خوشا به حال عادلان که از داوری بزرگ رهایی می‌یابند، زیرا درخشش آنان بیش از هفت خورشید خواهد بود. در آن جهان، نور و ظلمت، لذت و اندوه، فردوس و عذاب، همه از هم جدا خواهند شد، و آنچه خنوخ نوشته است، نسل‌ها آن را خواهند خواند و فهمید.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۶۷

وقتی سخن خنوخ با قوم پایان یافت، خداوند ظلمتی بر زمین فرستاد؛ تاریکی همه‌جا را فرا گرفت و کسانی را که کنار خنوخ ایستاده بودند، پوشاند.
در همان لحظه، خنوخ به بالاترین آسمان برده شد — به مکان خداوند. و خدا او را پذیرفت و در حضور خویش قرار داد.
سپس تاریکی از زمین برداشته شد و روشنی پدید آمد.
قوم نگاه کردند… اما نفهمیدند چگونه خنوخ گرفته شد. پس خدا را تسبیح گفتند.
و طوماری یافتند که بر آن نوشته بود: «خدای نامرئی.»
و هر یک به خانه‌های خود بازگشتند.
این فصل، پایان سفر زمینی خنوخ است؛ لحظه‌ای که انسان، در نور و راز، به آسمان فراخوانده می‌شود.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۶۸

خنوخ در ششمین روز ماه سیوان به دنیا آمد و سیصد و شصت‌و‌پنج سال زندگی کرد.
در نخستین روز ماه نیسان به آسمان برده شد و شصت روز در آسمان ماند. در آن مدت، همهٔ نشانه‌های آفرینش را که خدا آفریده بود، نوشت و سیصد و شصت‌و‌شش کتاب نگاشت و آن‌ها را به پسرانش سپرد.

سپس سی روز روی زمین ماند و در همان روز و ساعتی که متولد شده بود، دوباره به آسمان برده شد.

خنوخ گفت: «طبیعت هر انسان در این زندگی تیره است؛ حمل، ولادت و درگذشت او نیز چنین است.»
ساعت تولدش همان ساعت درگذشتش بود.

پس از صعود او، پسرانش — متوشالح و برادرانش — در احوزان، همان‌جایی که خنوخ از آن‌جا به آسمان برده شد، مذبحی برافراشتند.

آنان گاوهایی برای قربانی فراهم کردند، همهٔ قوم را گرد آوردند، و پیش روی خداوند قربانی گذاردند.
قوم و مشایخ در آن مراسم شرکت کردند، هدایا برای پسران خنوخ آوردند، و جشن بزرگی برپا کردند — سه روز در شادی و سپاس خدا گذراندند، خدایی که به‌وسیلهٔ خنوخ نشانه‌ای به آنان داده بود تا آن را نسل به نسل و عصر به عصر منتقل کنند.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
حضرت ادریس در قرآن و اسلام

پیامبری با مقام بلند و دانش آسمانی
در قرآن، نام ادریس علیه‌السلام دو بار آمده و هر بار با احترام و جایگاهی بسیار والا:
📖 ۱) ادریس؛ پیامبری صدیق و بلندمرتبه
در سوره مریم آمده است:
«إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا» «وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا»

قرآن او را صدّیق (راستگو و پاک‌دل) و نبی معرفی می‌کند و می‌گوید خداوند او را به مقامی بسیار بلند بالا برد.

📖 ۲) ادریس در جمع پیامبران صابر
در سوره انبیاء، ادریس در کنار اسماعیل و ذوالکفل، در گروه صابرین قرار گرفته است؛ یعنی پیامبری که در سختی‌ها استوار ماند.

ادریس در روایات اسلامی
در سنت اسلامی، ادریس:
دومین پیامبر پس از آدم و شیث دانسته می‌شود
نخستین کسی بود که با قلم نوشت
به مردم خیاطی، حساب، نجوم و طب آموخت
به عنوان پیامبری دانشمند، بردبار و اهل حکمت شناخته می‌شود
در شب معراج، پیامبر اسلام ﷺ او را در آسمان چهارم دید
بسیاری از مفسران، ادریس را همان اخنوخ (Enoch) می‌دانند که در متون باستانی نیز به آسمان برده شد.

#خنوخ #داستان #قرآن

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 آغاز پیش فروش کتاب الواح جفرجامع

قیمت پشت جلد یک میلیون و پانصد هزار تومان با جلد سخت.

قیمت پیش فروش جلد سخت (مقوایی کلفت) *یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار* تومان.
قیمت پیش فروش جلد معمولی یک میلیون و دویست هزار تومان.
هزینه بسته بندی و پست، دویست هزار تومان.

قیمت نهایی

جلد سخت 1.550.000 تومان
جلد معمولی 1.400.000 تومان

واریز به شماره کارت
6219-8610-8871-2467
بنام امید مریدی

و ارسال مشخصات پستی به صورت، نام گیرنده، شماره تماس، آدرس پستی دقیق و کدپستی.
برای ثبت پیش فروش به @omoridi پیام دهید.

با تشکر
امید مریدی
.
Audio
🔴 کوی یار نسخه حسینه

با سلام، دلم خواست شما را هم شریک حسی که داشتم کنم، اگر گوش دادید و اشکی بر گونه هاتون نشست، مرا هم دعا کنید. تا امام حسین جانمان ما را هم شفاعت کند.

اِمشَب دِلَم هَوایِ کویِ یار کَرده ‌اَست
آنجا دِلَم زِ شوق، سَر بِه‌هَوا کَرده اَست

آن روز کِه بُریده گَشت نایِ مُعَطَرَت
زِ بویِ آن، کائِنات را زیبا کَرده است

هَر جا قَدَم زَنَم، ذِکرِ تو گویم، چِه باک
اَمّا مَنِ کم‌عَقل، تو را فَراموش کَرده است

عالَمِ غِیب، در این روزها بی‌تابِ توست
آن‌کس کِه تو را دیده، شِیدا کَرده است

مَن کِه زِ تو فَقَط اِسمی شِنیده‌اَم، ای وای
آنجا چِه شُده، نَدیده خاکسار کَرده است

مَن اُمیدَم، سُخَن اَز نامِ شُما می‌گویم
خواسته‌ای دارَم، که اُمیدم به شما کرده است

امید مریدی
Audio
🔴 کوی یار نسخه عادی

با سلام، دلم خواست شما را هم شریک حسی که داشتم کنم، اگر گوش دادید و اشکی بر گونه هاتون نشست، مرا هم دعا کنید. تا امام حسین جانمان ما را هم شفاعت کند.

اِمشَب دِلَم هَوایِ کویِ یار کَرده ‌اَست
آنجا دِلَم زِ شوق، سَر بِه‌هَوا کَرده اَست

آن روز کِه بُریده گَشت نایِ مُعَطَرَت
زِ بویِ آن، کائِنات را زیبا کَرده است

هَر جا قَدَم زَنَم، ذِکرِ تو گویم، چِه باک
اَمّا مَنِ کم‌عَقل، تو را فَراموش کَرده است

عالَمِ غِیب، در این روزها بی‌تابِ توست
آن‌کس کِه تو را دیده، شِیدا کَرده است

مَن کِه زِ تو فَقَط اِسمی شِنیده‌اَم، ای وای
آنجا چِه شُده، نَدیده خاکسار کَرده است

مَن اُمیدَم، سُخَن اَز نامِ شُما می‌گویم
خواسته‌ای دارَم، که اُمیدم به شما کرده است

امید مریدی
Audio
🔴 تشنه‌تر، اما دست‌ها ماند آن‌جا

تشنه بودی، آب می‌خواستی، اما کودکانی بودند، تشنه‌تر
این تو بودی و فرات، با آبِ فراوان، اما یادِ آنها، تشنه‌تر
دست بردی بر فرات، جرعه‌ای آب حلال، اما آنها بودند، تشنه‌تر
کودکی چندماهه، آب می‌خواست، ولی خصمِ شیطان بود، تشنه‌تر
مَشکِ خود را آب کردی، اما دست‌ها ماند آن‌جا، شرِّ شیطان، تشنه‌تر
ساقیِ عالم شدی، چشم‌ها مانده به راهت، تشنه‌لب، تشنه‌تر

امید مریدی
🔴 کتاب 29: راه های ناپیدای بهتر شدن

تعداد محدودی از این کتاب قرار است چاپ شود، که با کتاب الواح جفر جامع آماده میشود.

قیمت داخل جلد 850 هزار تومان است که با هزینه پست و ارسال نزدیک 1050 هزار تومان میشود.

اما برای شما تخفیف گذاشتیم، 150 هزار تومان که مبلغ

900 هزار تومان به همراه ارسال و بسته بندی میباشد.

اصلا تمایل نداشتیم که کتاب اینقدر گران شود، هزینه چاپ و ارسال سر سام آور شده است.

پس برای پیش خرید کتاب تا زمان ارسال آن

مبلغ 900 هزار تومان

واریز به شماره کارت

6219-8610-8871-2467
بنام امید مریدی

از خرید شما تشکر میکنم.
امیدوارم، این کتاب فوق العاده تاثیر شگرفی در رفتارهای روزمره زندگی خواننده ها و عمل کننده ها به آن داشته باشد.

@InvisibleGates