و آنچه که میگفت
440 subscribers
1.35K photos
105 videos
59 files
57 links
⭐️ مطلب باید ارزشمند باشد نه حجیم
در صورتیکه تمایل دارید، در خصوص هر پست بحث و گفتگو کنید میتوانید عضو گروه عالم ذهن شده و در آنجا در خصوص مطالب هم اندیشی کنید.

ادمین: @omoridi
Download Telegram
فصل‌های ۴۴ و ۴۵

خنوخ گفت:
«خداوند انسان را با دستان خود و در شباهت چهرهٔ خویش آفرید.
هر کس به چهرهٔ انسان بی‌حرمتی کند، چهرهٔ خدا را تحقیر کرده است.
و هر کس بر انسان بی‌آزار خشم گیرد، خشم بزرگ خدا او را درهم خواهد شکست.»

او افزود:
«خوشا به حال کسی که دلش را به بدی نمی‌سپارد،
به نیازمندان یاری می‌رساند، دل‌شکستگان را از خاک برمی‌دارد،
زیرا در روز داوری، هر وزن و پیمانه در ترازو نهاده می‌شود
و هر کس مزد خویش را به اندازهٔ کردار خود خواهد گرفت.»

«هر کس در قربانی‌اش به پیشگاه خداوند شتاب کند،
خدا نیز در پذیرش آن شتاب خواهد کرد.
اما خدا نان و گوشت نمی‌خواهد، بلکه دل‌های پاک را می‌طلبد،
زیرا تنها دل آدمی را می‌آزماید.»

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل‌های ۴۶ و ۴۷

خنوخ گفت:
«اى قوم من! سخنان لب‌هایم را بشنوید.
اگر کسی با نیت خائنانه هدیه‌ای نزد فرمانروا آورد، خشم او را برخواهد انگیخت؛
و اگر کسی با زبان فریبنده خود را نیک جلوه دهد، ولی دلش آلوده باشد،
نادرستی‌اش آشکار خواهد شد.»

او افزود:
«هنگامی که خداوند نور بزرگ خود را بفرستد،
هیچ کس از دید او پنهان نخواهد ماند؛
داوری برای عادلان و ناعادلان خواهد بود.»

«فرزندانم! دل خود را بیازمایید و کتاب‌های نوشتهٔ دست پدرتان را بخوانید،
زیرا در آنها همهٔ کارهای خداوند از آغاز تا پایان زمان نوشته شده است.
اگر این نوشته‌ها را نگاه دارید، بر ضد خداوند گناه نخواهید کرد،
زیرا تنها اوست که آسمان و زمین و ژرف‌ترین مکان‌ها را بنیاد نهاده است.»

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۴۸

خنوخ گفت:
«خورشید از میان هفت فلک آسمانی می‌گذرد و بر صد و هشتاد و دو تخت می‌نشیند.
در روزهای کوتاه و بلند، مسیرش را با دقت اندازه‌گیری کرده‌ام؛
از ماه سیوان تا حشوان پایین می‌رود و سپس دوباره بالا می‌آید.»

او افزود:
«زمین با نزدیک شدن خورشید شاد می‌شود و میوه‌هایش را می‌رویاند،
اما هنگامی که خورشید دور می‌شود، اندوه بر زمین می‌نشیند و درختان بی‌ثمر می‌شوند.»

و در پایان گفت:
«از نامرئی، همه چیز را مرئی ساخت،
اما خود، نامرئی باقی ماند.
پس کتاب‌ها را میان فرزندانتان و نسل‌های مؤمن تقسیم کنید،
زیرا آنان که از خدا نمی‌ترسند و این کتاب‌ها را رد می‌کنند،
در داوری بزرگ گرفتار خواهند شد.»

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۴۹ تا 52

خنوخ گفت:
«فرزندانم! من برای شما متعهد می‌شوم، نه با سوگند به آسمان یا زمین، بلکه با راستی.
زیرا خداوند گفت: در من هیچ بی‌عدالتی نیست، جز حقیقت.»

«اگر در انسان‌ها راستی یافت نشود، باز باید با "آری، آری" یا "نه، نه" متعهد شوند.
هیچ انسانی در زهدان مادرش قرار نگرفته، مگر آن‌که از پیش، جایگاه و آزمونش در دنیا تعیین شده است.»

«خود را فریب ندهید، زیرا برای هر جان انسانی، از پیش، جایگاهی آماده شده است.»

«من کار هر انسان را نوشته‌ام؛ هیچ‌کس از زادگان زمین پنهان نیست.
همه چیز دیده می‌شود.»

«فرزندانم! روزهای خود را با بردباری و فروتنی بگذرانید تا وارث زندگی جاودان شوید.
به خاطر خدا، هر رنج و سخن بد را تحمل کنید.
اگر کسی بدی شما را با بدی پاسخ دهد، آن را بازنگردانید،
زیرا خداوند در روز داوری بزرگ، انتقام شما را خواهد گرفت.»

«هر کس طلا یا نقره‌اش را برای برادرش خرج کند،
در جهان آینده گنجی بزرگ خواهد یافت.
بیوه‌زنان، یتیمان و بیگانگان را نیازارید،
تا خشم خدا بر شما فرود نیاید.»

«دست‌های خود را از مستمندان دریغ نکنید.
نقره‌تان را در زمین پنهان نکنید.
به انسان مؤمن در زمان بلا کمک کنید تا بلا به سراغ شما نیاید.»

«هر یوغ سنگین و ظالمانه‌ای که بر شما می‌آید،
به خاطر خدا تحمل کنید تا در روز داوری پاداش یابید.»

«صبح و ظهر و غروب برای تسبیح آفریدگارتان به مسکن خدا بروید،
زیرا هر آفریدهٔ مرئی و نامرئی او را می‌ستاید.»

خوشا به حال کسی که لب‌هایش را برای ستایش خدا می‌گشاید.
نفرین بر کسی که زبانش را برای اهانت به همسایه باز می‌کند.
خوشا به حال کسی که خدا را حمد می‌گوید.
نفرین بر کسی که عمرش را با ناسزا و نفرین می‌گذراند.
خوشا به حال کسی که کارهای خدا را مبارک می‌شمارد.
نفرین بر کسی که به آفرینش خدا اهانت می‌کند.
خوشا به حال کسی که افتادگان را از خاک برمی‌دارد.
نفرین بر کسی که برای نابود کردن آنچه مال او نیست حرص می‌زند.
خوشا به حال کسی که اصول نیاکانش را نگاه می‌دارد.
نفرین بر کسی که اعتقادات نیاکانش را منحرف می‌کند.
خوشا به حال کسی که بذر صلح و محبت می‌کارد.
نفرین بر کسی که مزاحم دوستداران همسایگان می‌شود.
خوشا به حال کسی که با زبان و دل متواضع است.
نفرین بر کسی که از صلح سخن می‌گوید اما در دلش شمشیر دارد.
«همهٔ اینها در روز داوری بزرگ، در ترازو نهاده خواهد شد.»


#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۵۳ و 54

خنوخ گفت:

فرزندانم! نگویید پدر ما نزد خدا ایستاده و برای گناهان ما دعا می‌کند؛ زیرا در آن‌جا، برای انسانی که گناه کرده باشد، هیچ مددکاری نیست.
من همهٔ کارهای انسان‌ها را پیش از آفرینششان نوشته‌ام؛ هر آنچه در همهٔ زمان‌ها رخ می‌دهد. هیچ‌کس نمی‌تواند نوشتهٔ مرا تغییر دهد، زیرا خداوند خیال‌های انسان را در همان خزانهٔ دل می‌بیند و می‌داند که بسیاری از آنها باطل‌اند.

پس فرزندانم! به سخنان پدرتان خوب توجه کنید، تا روزی نگویید: چرا پدرمان چیزی به ما نگفت. در زمانی که این امور را ندانید، کتاب‌هایی که به شما داده‌ام، میراث سلامت شما خواهند بود. آنها را به همهٔ کسانی که خواستارند برسانید و تعلیم دهید، تا کارهای بزرگ و شگفت‌انگیز خداوند را ببینند.

دانش و ایمان را پنهان نکنید؛ آن را به دیگران بیاموزید تا نور خدا در نسل‌ها ادامه یابد.

#خنوخ #داستان
🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۵۵
خنوخ گفت:
«فرزندانم! روز اجل من نزدیک شده است. فرشتگانی که مرا همراهی خواهند کرد، در برابر من ایستاده‌اند و بر عزیمت من اصرار می‌ورزند. آنان بر زمین منتظر فرمان خدا هستند.»
او افزود:
«فردا به آسمان، به بالاترین اورشلیم و میراث جاوید خود خواهم رفت. پس شما در برابر خداوند، هر آنچه پسند اوست انجام دهید.»
این فصل، آخرین وصیت خنوخ است — دعوت به ایمان، اطاعت، و آرامش در برابر ارادهٔ الهی.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۵۶ تا 63

متوشالح با دل‌نگرانی به پدرش گفت:
«ای پدر! چه چیزی در نظر تو خوشایند است تا برایت آماده کنم؟ تا خانه‌های ما را برکت دهی و قوم تو به‌وسیلهٔ تو جلال یابند، و سپس همان‌گونه که خدا گفته، عزیمت کنی.»
خنوخ پاسخ داد:
«فرزندم، بشنو… از روزی که خداوند مرا با روغن جلال خود مسح کرد، دیگر غذایی نخورده‌ام و جانم هیچ لذت زمینی را به یاد نمی‌آورد. به هیچ چیز زمینی میل ندارم.»
«فرزندم متوشالح! همهٔ برادرانت، خانواده‌ات و مشایخ قوم را فرا بخوان تا با آنان سخن بگویم و همان‌گونه که مقرر شده، عزیمت کنم.»

متوشالح شتافت و برادرانش — رگیم، ریمان، اوحان، حرمیون، گیداد — و همهٔ مشایخ قوم را گرد آورد.

خنوخ در میان آنان ایستاد، آنان را برکت داد و گفت…

«فرزندانم! امروز به سخنان من گوش دهید.»

روزی خداوند به خاطر آدم به زمین فرود آمد.
همهٔ حیوانات، خزندگان و پرندگان را فرا خواند و آنها را نزد آدم آورد.
آدم همهٔ موجودات را نام‌گذاری کرد و خداوند او را فرمانروا و سرور همهٔ آنها ساخت.
خداوند حیوانات را «گنگ و نادان» قرار داد تا مطیع انسان باشند.
هر انسان بر دارایی خود حاکم است.

و سپس هشدار داد:
خدا جان حیوانات را به خاطر انسان محکوم نمی‌کند، بلکه جان انسان را به خاطر حیواناتش در این جهان بازخواست خواهد کرد.
هیچ جان حیوانی تا روز داوری نابود نمی‌شود، و اگر انسانی در نگهداری و تغذیهٔ آنها کوتاهی کند، حیوانات در روز داوری علیه او شهادت خواهند داد.

هر کس جان حیوانات را بیالاید، جان خود را آلوده کرده است.
حیوانات پاک برای قربانی آورده می‌شوند تا انسان نجات یابد.
اگر انسان حیوان پاک یا پرنده‌ای را برای قربانی بیاورد، جان خود را نجات می‌دهد.

همهٔ حیوانات به‌عنوان غذا به انسان داده شده‌اند، اما باید با نظم و احترام با آنها رفتار کرد.
کسی که حیوان بی‌آزاری را بکشد، جان خود را می‌کشد و جسمش را آلوده می‌کند.
و کسی که در پنهان به حیوانی آسیب برساند، کار بدی کرده و جان خود را آلوده ساخته است.

خنوخ گفت:
کسی که جان انسانی را می‌گیرد، جان خود را نابود کرده است؛ و برای او هیچ راه چاره‌ای در هیچ زمانی نیست.
کسی که انسانی را به دام می‌اندازد، خودش در همان دام گرفتار خواهد شد؛ و برای او نیز هیچ راه چاره‌ای نیست.
کسی که انسانی را در تنگنا قرار دهد، مجازات او در داوری بزرگ فراموش نخواهد شد.
کسی که با کژروی عمل کند یا از هر جانی بدگویی کند، هرگز برای خود عدالت پدید نخواهد آورد.

خنوخ گفت:
دل‌های خود را از هر بی‌عدالتی که خداوند از آن بیزار است، حفظ کنید.
همان‌طور که انسان برای جان خود از خدا چیزی می‌طلبد، برای هر نفس زنده نیز همان را بخواهد.

او سپس حقیقتی بزرگ را آشکار کرد:
در زمان عظیم آینده، منازل فراوانی برای مردم آماده شده است:
منازل خوب برای نیکان
منازل بد برای بدان
بسیار و بی‌شمار
و افزود:
خوشا به حال کسی که وارد منازل خوب می‌شود؛ زیرا منازل بد نه آرامش دارند و نه بازگشت.
سپس دربارهٔ نیت و عمل هشدار داد:
اگر انسان اندیشهٔ خوبی در دل داشته باشد اما «هدیه‌ای» به خدا تقدیم کند که دست‌هایش آن را نساخته‌اند، خداوند روی خود را از آن عمل برمی‌گرداند.
و اگر دست‌هایش کاری را بسازند اما دل او ناخشنود باشد و شکایت کند، آن عمل نیز سودی برای او نخواهد داشت.

خنوخ گفت:
خوشا به حال کسی که با بردباری و ایمان، هدیهٔ خود را پیش روی خدا می‌گذارد؛ زیرا گناهانش بخشیده خواهد شد.
اما اگر انسان پیش از گذشتن زمان، از سخن خود برگردد، توبه‌ای برای او نیست.
و اگر زمان بگذرد و او به ارادهٔ خود به وعده‌اش عمل نکند، پس از مرگ، توبه ممکن نخواهد بود.
زیرا هر کاری که انسان «پیش از وقت» انجام دهد، برای فریفتن انسان و نافرمانی خداست.

خنوخ گفت:
اگر انسان برهنگان را بپوشاند یا گرسنگان را سیر کند، پاداشش را از خدا خواهد گرفت.
اما اگر دل او شکایت کند، بدی‌اش دو برابر می‌شود:
فسادِ دل خودش
فسادِ آنچه داده است و در این صورت، مزدی دریافت نخواهد کرد.
اگر دل انسان از خوراک پر باشد و تنش با لباس پوشیده، اما در برابر بینوایی دلش تنگ شود، او توهین کرده و پاداش کارهای خوبش را از دست می‌دهد.
خداوند از هر انسان متکبر، متکلف، و هر سخن باطل و ناراست بیزار است؛ و چنین انسان‌هایی با «لبهٔ شمشیر مرگ» بریده می‌شوند و در آتش افکنده شده، تا ابد خواهند سوخت.
این گفتار، حقیقتی را روشن می‌کند: ارزش عمل، به پاکی دل وابسته است؛ نه به ظاهر کار.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۶۴

وقتی خنوخ سخنانش را به پسرانش گفت، همهٔ مردم شنیدند که خداوند او را فراخوانده است.

آنها با هم مشورت کردند و گفتند: «برویم و خنوخ را ببوسیم.»

و چنین شد:
دو هزار نفر از دور و نزدیک گرد آمدند و به احوزان، محل اقامت خنوخ و پسرانش، آمدند.
مشایخ قوم و همهٔ گروه‌ها پیش آمدند، سر فرود آوردند و به بوسیدن خنوخ آغاز کردند.

و به او گفتند:
«ای پدر ما خنوخ! برکت خداوند فرمانروای جاوید بر تو باد. اکنون پسرانت و همهٔ قوم را برکت بده تا امروز پیش روی تو جلال یابیم.
زیرا تو پیش روی خداوند برای ابد جلال خواهی یافت؛ چون خداوند تو را از میان همهٔ انسان‌های زمین برگزید، و تو را نویسندهٔ همهٔ خلقت — مرئی و نامرئی — و فدیه‌شوندهٔ گناهان بشر و یاور خانواده‌ات قرار داد.»

این فصل، لحظهٔ تجلیل عمومی از خنوخ است؛ جایی که قوم، بزرگان، فرزندان و مردم عادی، همه برای وداع با پیامبری که در آستانهٔ صعود است، در برابر او زانو می‌زنند.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۶۵ و 66

خنوخ گفت:
«فرزندانم، بشنوید! خداوند پیش از آن‌که موجودات آفریده شوند، چیزهای مرئی و نامرئی را آفرید.»
او ادامه داد:
پس از گذشت زمان، انسان را به صورت خود آفرید؛ به او چشم داد تا ببیند، گوش تا بشنود، دل تا بیندیشد، و هوش تا اختراع کند.
خداوند همهٔ کارهای انسان را دید، زمان را تقسیم کرد: از زمان، سال‌ها؛ از سال‌ها، ماه‌ها؛ از ماه‌ها، روزها؛ و از روزها، هفت روز را تعیین کرد.
در آن‌ها ساعت‌هایی قرار داد تا انسان دربارهٔ زمان بیندیشد، سال‌ها و ماه‌ها و جابه‌جایی‌شان را بشناسد، و بتواند مدت زندگی خود را از آغاز تا مرگ اندازه‌گیری کند، تا دربارهٔ گناهان و کارهای نیک و بد خویش بیندیشد و آن‌ها را بنویسد، زیرا هیچ کاری در پیشگاه خداوند پنهان نمی‌ماند.

خنوخ گفت:
«هنگامی که همهٔ مخلوقات مرئی و نامرئی پایان یابند، هر انسان به سوی داوری بزرگ خواهد رفت. پس از آن، زمان‌ها و سال‌ها نابود می‌شوند، ماه‌ها و روزها و ساعت‌ها از میان می‌روند، و همه به هم می‌پیوندند.»
و وعده داد:
روزگار بزرگ عادلان آغاز خواهد شد؛ آنان تا ابد خواهند زیست، بدون رنج، بیماری، تحقیر، نگرانی، نیاز یا ظلمت — تنها در نور بزرگ.
آنان در فردوسی درخشان و غیرقابل انهدام خواهند بود، زیرا چیزهای فانی از میان خواهند رفت و حیات جاوید پدید خواهد آمد.

خنوخ گفت:
«فرزندانم! جان خود را از هر بی‌عدالتی که خداوند از آن بیزار است، حفظ کنید. در برابر او با ترس و لرز سلوک کنید و تنها او را بپرستید.»

او افزود:
پیش خدای حقیقی سر فرود آورید، نه پیش بتان گنگ. همهٔ هدایای عادلانه را پیش روی خداوند بیاورید، زیرا خداوند از هر چیز غیرعادلانه بیزار است.
خداوند همه چیز را می‌بیند؛ هر اندیشه‌ای که انسان در دل می‌پروراند، نزد او حاضر است — همان خدایی که زمین را استوار کرد و همهٔ مخلوقات را بر آن نهاد.
اگر به آسمان بنگرید، خداوند آن‌جاست؛ اگر به ژرفای دریا یا زیر زمین بیندیشید، او همان‌جاست. پس آفرینش او را ترک نکنید و پیش مصنوعات انسان سر فرود نیاورید، زیرا هیچ چیز از دید خداوند پنهان نیست.

و در پایان گفت:
«فرزندانم! با بردباری، فروتنی، صداقت و ایمان سلوک کنید؛ در خشم، اندوه، وسوسه، برهنگی و خلوت، یکدیگر را دوست بدارید تا از این دورهٔ بدی‌ها بیرون روید و وارث عصر جاوید شوید.»

و وعده داد:
خوشا به حال عادلان که از داوری بزرگ رهایی می‌یابند، زیرا درخشش آنان بیش از هفت خورشید خواهد بود. در آن جهان، نور و ظلمت، لذت و اندوه، فردوس و عذاب، همه از هم جدا خواهند شد، و آنچه خنوخ نوشته است، نسل‌ها آن را خواهند خواند و فهمید.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۶۷

وقتی سخن خنوخ با قوم پایان یافت، خداوند ظلمتی بر زمین فرستاد؛ تاریکی همه‌جا را فرا گرفت و کسانی را که کنار خنوخ ایستاده بودند، پوشاند.
در همان لحظه، خنوخ به بالاترین آسمان برده شد — به مکان خداوند. و خدا او را پذیرفت و در حضور خویش قرار داد.
سپس تاریکی از زمین برداشته شد و روشنی پدید آمد.
قوم نگاه کردند… اما نفهمیدند چگونه خنوخ گرفته شد. پس خدا را تسبیح گفتند.
و طوماری یافتند که بر آن نوشته بود: «خدای نامرئی.»
و هر یک به خانه‌های خود بازگشتند.
این فصل، پایان سفر زمینی خنوخ است؛ لحظه‌ای که انسان، در نور و راز، به آسمان فراخوانده می‌شود.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
فصل ۶۸

خنوخ در ششمین روز ماه سیوان به دنیا آمد و سیصد و شصت‌و‌پنج سال زندگی کرد.
در نخستین روز ماه نیسان به آسمان برده شد و شصت روز در آسمان ماند. در آن مدت، همهٔ نشانه‌های آفرینش را که خدا آفریده بود، نوشت و سیصد و شصت‌و‌شش کتاب نگاشت و آن‌ها را به پسرانش سپرد.

سپس سی روز روی زمین ماند و در همان روز و ساعتی که متولد شده بود، دوباره به آسمان برده شد.

خنوخ گفت: «طبیعت هر انسان در این زندگی تیره است؛ حمل، ولادت و درگذشت او نیز چنین است.»
ساعت تولدش همان ساعت درگذشتش بود.

پس از صعود او، پسرانش — متوشالح و برادرانش — در احوزان، همان‌جایی که خنوخ از آن‌جا به آسمان برده شد، مذبحی برافراشتند.

آنان گاوهایی برای قربانی فراهم کردند، همهٔ قوم را گرد آوردند، و پیش روی خداوند قربانی گذاردند.
قوم و مشایخ در آن مراسم شرکت کردند، هدایا برای پسران خنوخ آوردند، و جشن بزرگی برپا کردند — سه روز در شادی و سپاس خدا گذراندند، خدایی که به‌وسیلهٔ خنوخ نشانه‌ای به آنان داده بود تا آن را نسل به نسل و عصر به عصر منتقل کنند.

#خنوخ #داستان

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید 👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
حضرت ادریس در قرآن و اسلام

پیامبری با مقام بلند و دانش آسمانی
در قرآن، نام ادریس علیه‌السلام دو بار آمده و هر بار با احترام و جایگاهی بسیار والا:
📖 ۱) ادریس؛ پیامبری صدیق و بلندمرتبه
در سوره مریم آمده است:
«إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا» «وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا»

قرآن او را صدّیق (راستگو و پاک‌دل) و نبی معرفی می‌کند و می‌گوید خداوند او را به مقامی بسیار بلند بالا برد.

📖 ۲) ادریس در جمع پیامبران صابر
در سوره انبیاء، ادریس در کنار اسماعیل و ذوالکفل، در گروه صابرین قرار گرفته است؛ یعنی پیامبری که در سختی‌ها استوار ماند.

ادریس در روایات اسلامی
در سنت اسلامی، ادریس:
دومین پیامبر پس از آدم و شیث دانسته می‌شود
نخستین کسی بود که با قلم نوشت
به مردم خیاطی، حساب، نجوم و طب آموخت
به عنوان پیامبری دانشمند، بردبار و اهل حکمت شناخته می‌شود
در شب معراج، پیامبر اسلام ﷺ او را در آسمان چهارم دید
بسیاری از مفسران، ادریس را همان اخنوخ (Enoch) می‌دانند که در متون باستانی نیز به آسمان برده شد.

#خنوخ #داستان #قرآن

🔔 کانال اصلی را دنبال کنید👇👇👇
🌐 @MyMindWrite
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 آغاز پیش فروش کتاب الواح جفرجامع

قیمت پشت جلد یک میلیون و پانصد هزار تومان با جلد سخت.

قیمت پیش فروش جلد سخت (مقوایی کلفت) *یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار* تومان.
قیمت پیش فروش جلد معمولی یک میلیون و دویست هزار تومان.
هزینه بسته بندی و پست، دویست هزار تومان.

قیمت نهایی

جلد سخت 1.550.000 تومان
جلد معمولی 1.400.000 تومان

واریز به شماره کارت
6219-8610-8871-2467
بنام امید مریدی

و ارسال مشخصات پستی به صورت، نام گیرنده، شماره تماس، آدرس پستی دقیق و کدپستی.
برای ثبت پیش فروش به @omoridi پیام دهید.

با تشکر
امید مریدی
.
Audio
🔴 کوی یار نسخه حسینه

با سلام، دلم خواست شما را هم شریک حسی که داشتم کنم، اگر گوش دادید و اشکی بر گونه هاتون نشست، مرا هم دعا کنید. تا امام حسین جانمان ما را هم شفاعت کند.

اِمشَب دِلَم هَوایِ کویِ یار کَرده ‌اَست
آنجا دِلَم زِ شوق، سَر بِه‌هَوا کَرده اَست

آن روز کِه بُریده گَشت نایِ مُعَطَرَت
زِ بویِ آن، کائِنات را زیبا کَرده است

هَر جا قَدَم زَنَم، ذِکرِ تو گویم، چِه باک
اَمّا مَنِ کم‌عَقل، تو را فَراموش کَرده است

عالَمِ غِیب، در این روزها بی‌تابِ توست
آن‌کس کِه تو را دیده، شِیدا کَرده است

مَن کِه زِ تو فَقَط اِسمی شِنیده‌اَم، ای وای
آنجا چِه شُده، نَدیده خاکسار کَرده است

مَن اُمیدَم، سُخَن اَز نامِ شُما می‌گویم
خواسته‌ای دارَم، که اُمیدم به شما کرده است

امید مریدی
Audio
🔴 کوی یار نسخه عادی

با سلام، دلم خواست شما را هم شریک حسی که داشتم کنم، اگر گوش دادید و اشکی بر گونه هاتون نشست، مرا هم دعا کنید. تا امام حسین جانمان ما را هم شفاعت کند.

اِمشَب دِلَم هَوایِ کویِ یار کَرده ‌اَست
آنجا دِلَم زِ شوق، سَر بِه‌هَوا کَرده اَست

آن روز کِه بُریده گَشت نایِ مُعَطَرَت
زِ بویِ آن، کائِنات را زیبا کَرده است

هَر جا قَدَم زَنَم، ذِکرِ تو گویم، چِه باک
اَمّا مَنِ کم‌عَقل، تو را فَراموش کَرده است

عالَمِ غِیب، در این روزها بی‌تابِ توست
آن‌کس کِه تو را دیده، شِیدا کَرده است

مَن کِه زِ تو فَقَط اِسمی شِنیده‌اَم، ای وای
آنجا چِه شُده، نَدیده خاکسار کَرده است

مَن اُمیدَم، سُخَن اَز نامِ شُما می‌گویم
خواسته‌ای دارَم، که اُمیدم به شما کرده است

امید مریدی
Audio
🔴 تشنه‌تر، اما دست‌ها ماند آن‌جا

تشنه بودی، آب می‌خواستی، اما کودکانی بودند، تشنه‌تر
این تو بودی و فرات، با آبِ فراوان، اما یادِ آنها، تشنه‌تر
دست بردی بر فرات، جرعه‌ای آب حلال، اما آنها بودند، تشنه‌تر
کودکی چندماهه، آب می‌خواست، ولی خصمِ شیطان بود، تشنه‌تر
مَشکِ خود را آب کردی، اما دست‌ها ماند آن‌جا، شرِّ شیطان، تشنه‌تر
ساقیِ عالم شدی، چشم‌ها مانده به راهت، تشنه‌لب، تشنه‌تر

امید مریدی
🔴 کتاب 29: راه های ناپیدای بهتر شدن

تعداد محدودی از این کتاب قرار است چاپ شود، که با کتاب الواح جفر جامع آماده میشود.

قیمت داخل جلد 850 هزار تومان است که با هزینه پست و ارسال نزدیک 1050 هزار تومان میشود.

اما برای شما تخفیف گذاشتیم، 150 هزار تومان که مبلغ

900 هزار تومان به همراه ارسال و بسته بندی میباشد.

اصلا تمایل نداشتیم که کتاب اینقدر گران شود، هزینه چاپ و ارسال سر سام آور شده است.

پس برای پیش خرید کتاب تا زمان ارسال آن

مبلغ 900 هزار تومان

واریز به شماره کارت

6219-8610-8871-2467
بنام امید مریدی

از خرید شما تشکر میکنم.
امیدوارم، این کتاب فوق العاده تاثیر شگرفی در رفتارهای روزمره زندگی خواننده ها و عمل کننده ها به آن داشته باشد.

@InvisibleGates