از خیانت فرانسه تا افسانه کوبانی
به دنبال جنگ جهانی اول و تجزیهٔ امپراتوری عثمانی، کوردهای تحت تسلط این امپراطوری در بین کشور ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شدند و سوریه هم تحت لوای فرانسه قرار گرفت. در جریانمناقشهٔ موصل در سال ۱۹۲۵، تنش در روابط ترکیه و فرانسه بالا گرفت، در این گیروداردولت فرانسه از کوردهای غرب کوردستان خواست که به این دولت در جنگ با ترکیه کمک نمایندو در عوض آن فرانسه متعهد شد که به حل مسئلهٔ کورد در سوریه کمک نماید. در همین راستادولت فرانسه به پشتیبانی از حزب خویبون و قیام شیخ سعید پیران در سال ۱۹۲۵ میپرداخت و سوریه به مأمن و پناهگاه کوردهای فراری از ترکیه بدل شده بود. در نهایت اختلاف ترکیه و دولت فرانسه از میان رفت و در سال ۱۹۲۹ در آنکارا، این دو کشور قرارداد ترکیه- فرانسهرا به امضا رساندند که به موجب آن منطقهای در مرز سه کشور ترکیه، عراق و سوریه به کوردها اختصاص یافت و این منطقه به سه استان حسکه (جزیر)، رقه و حلب تقسیم شد. کوردهای این بخش از کوردستان با لهجهٔ کورمانجی صحبت میکنند براوردها موسسات جمعیت شناسی مستقل حکایت از آن دارد که40درصد جمعیت فعلی سوریه را که بالغ بر8.8 میلیون نفر میباشند را کوردها تشکیل میدهند
اولین جنبش کوردهای سوریه در سال ۱۹۲۸ و در جهت کسب حقوق ملیشان خود را نشان داد. در راستای این جنبش کوردهای سوریه مطالبات خود را در اولین گام تسلیم پارلمان سوریه کردند. این مطالبات عبارت بودند از:
زبان کوردی در مدارس مناطق کوردنشین تدریس شود و
در ادارات به رسمی شناخته شود.
کوردها خود ادارهٔ امور خود را بدست گیرند.
این مطالبات با مخالفت فرانسویها روبهرو شد که گام سوم خیانت فرانسه بود بعداز قرارداد لوزان وسوور بعد قرارداد ترکیه وفرانسه و دراین گلم هم دوباره فرانسوی ها به ملت کورد خیانت کردند و از کوردها به عنوان ابزاری برای بهره برداری سیاسی استفاده کردند. در آنهنگام روابط کوردها و اعراب بسیار حسنه بود و دوش به دوش هم جهت آزادی سوریه مبارزه میکردند. این همکاری سبب شده بود که کوردها
به تأمین حقوق ملی خود در سوریه خوشبین باشند ولی متأسفانه پس از پایان تسلط فرانسهبر سوریه و استقلال این کشور، عربها تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشتند. کوردها نهتنهابه حقوق خود نرسیدند بلکه وضعشان از قبل هم بدتر شد کودتای نظامی یکی پس از دیگری بهوقوع پیوست و در نهایت قدرت به ناسیونالیستهای عرب رسید. این اتفاق تأثیرات منفی زیادیبر سرنوشت کوردها گذاشت زبان کوردی ممنوع شد و کم کم کوردها تحت ستم مضاعف قرار گرفتند.در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱، همگام با تأسیس حزب بعث و قدرت گرفتنش در سوریه و تأکید برناسیونالیزم عرب، در سال ۱۹۶۳ تنش میان کوردها و اعراب بالا گرفت.کشفو حفر چاههای نفتی در مناطق کوردنشین موجب شد که اعراب از حس تجزیهطلبی کوردها هراسپیدا کنند. یک ژنرال سوری در گزارش خود در سال ۱۹۶۰ میگوید که: مشکلات ناشی از وجودکوردها پوستهای کاذب در سرزمین اعراب است که باید این پوسته کنده شده و دور انداختهشود. آنچه که مسلم است موقعیت مناسب جغرافیایی کوردها و نفت و اقتصاد قوی در کوردستانمانند خوره به جان کوردها افتادهاست و وجودشان تهدید سیاسی بالقوهای است برای آینده
اعراب در سوریه.
سرشماری
سال ۱۹۶۲ در سوریه بیم و هراس را در دل دولتمردان سوریه دو چندان نمود در واقع هدفاز این سرشماری یافتن جهت انکار وجود ملت کورد در سوریه بود به این منظور کوردها برایاینکه ثابت کنند که شهروند سوریه هستند میبایست اثبات میکردند که از سال ۱۹۵۳ درآن کشور ساکن هستند. در واقع منظور اصلی دولت سوریه تعریب مناطق کوردنشین بود به اینبهانه کوردها حقوق شهروندی خود را از دست میدادند. در حال حاضر ۳۰۰ هزار نفر از کوردهایسوریه فاقد شناسنامه بودند و در خاک سوریه بیگانه محسوب میشدند و یا به چشم میهماننگریسته میشدند، و حق خرید زمین و املاک از آنها سلب شده بود. آنها از حقوق ابتداییخود محروم بودند، در ادارات دولتی استخدام نمیشدند و قادر به ازدواج و تشکیل خانواده بهصورت رسمی نبودند، حق رأی و کاندیداتوری نداشتن و چون پاسپورت برایشان صادر نمیشدنمیتوانند به کشورهای دیگر مسافرت کنند. در سوریه کسانی که شناسنامه نداشتن و کوردهم نبودن به نسبت کوردها وضعیت بهتری دارا بودپس ازاینکه حافظ اسد، رهبر حزب بعث، در سال ۱۹۷۰، به جایگاه رئیس جمهوری سوریه دست یافت،سرکوب و خفقان کوردها و دیگر اقلیتهای این کشور، به گونهای چشم گیر افزایش یافت. بعثیهایسوریه عملیاتی همانند و همزمان با صدام حسین رهبر حزب بعث عراق و رئیس جمهور وقت اینکشور که در کردستان عراق انجام میداد و حملات یا عملیات تعریب (عربی کردن منطقه) نامیده
@muors
به دنبال جنگ جهانی اول و تجزیهٔ امپراتوری عثمانی، کوردهای تحت تسلط این امپراطوری در بین کشور ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شدند و سوریه هم تحت لوای فرانسه قرار گرفت. در جریانمناقشهٔ موصل در سال ۱۹۲۵، تنش در روابط ترکیه و فرانسه بالا گرفت، در این گیروداردولت فرانسه از کوردهای غرب کوردستان خواست که به این دولت در جنگ با ترکیه کمک نمایندو در عوض آن فرانسه متعهد شد که به حل مسئلهٔ کورد در سوریه کمک نماید. در همین راستادولت فرانسه به پشتیبانی از حزب خویبون و قیام شیخ سعید پیران در سال ۱۹۲۵ میپرداخت و سوریه به مأمن و پناهگاه کوردهای فراری از ترکیه بدل شده بود. در نهایت اختلاف ترکیه و دولت فرانسه از میان رفت و در سال ۱۹۲۹ در آنکارا، این دو کشور قرارداد ترکیه- فرانسهرا به امضا رساندند که به موجب آن منطقهای در مرز سه کشور ترکیه، عراق و سوریه به کوردها اختصاص یافت و این منطقه به سه استان حسکه (جزیر)، رقه و حلب تقسیم شد. کوردهای این بخش از کوردستان با لهجهٔ کورمانجی صحبت میکنند براوردها موسسات جمعیت شناسی مستقل حکایت از آن دارد که40درصد جمعیت فعلی سوریه را که بالغ بر8.8 میلیون نفر میباشند را کوردها تشکیل میدهند
اولین جنبش کوردهای سوریه در سال ۱۹۲۸ و در جهت کسب حقوق ملیشان خود را نشان داد. در راستای این جنبش کوردهای سوریه مطالبات خود را در اولین گام تسلیم پارلمان سوریه کردند. این مطالبات عبارت بودند از:
زبان کوردی در مدارس مناطق کوردنشین تدریس شود و
در ادارات به رسمی شناخته شود.
کوردها خود ادارهٔ امور خود را بدست گیرند.
این مطالبات با مخالفت فرانسویها روبهرو شد که گام سوم خیانت فرانسه بود بعداز قرارداد لوزان وسوور بعد قرارداد ترکیه وفرانسه و دراین گلم هم دوباره فرانسوی ها به ملت کورد خیانت کردند و از کوردها به عنوان ابزاری برای بهره برداری سیاسی استفاده کردند. در آنهنگام روابط کوردها و اعراب بسیار حسنه بود و دوش به دوش هم جهت آزادی سوریه مبارزه میکردند. این همکاری سبب شده بود که کوردها
به تأمین حقوق ملی خود در سوریه خوشبین باشند ولی متأسفانه پس از پایان تسلط فرانسهبر سوریه و استقلال این کشور، عربها تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشتند. کوردها نهتنهابه حقوق خود نرسیدند بلکه وضعشان از قبل هم بدتر شد کودتای نظامی یکی پس از دیگری بهوقوع پیوست و در نهایت قدرت به ناسیونالیستهای عرب رسید. این اتفاق تأثیرات منفی زیادیبر سرنوشت کوردها گذاشت زبان کوردی ممنوع شد و کم کم کوردها تحت ستم مضاعف قرار گرفتند.در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱، همگام با تأسیس حزب بعث و قدرت گرفتنش در سوریه و تأکید برناسیونالیزم عرب، در سال ۱۹۶۳ تنش میان کوردها و اعراب بالا گرفت.کشفو حفر چاههای نفتی در مناطق کوردنشین موجب شد که اعراب از حس تجزیهطلبی کوردها هراسپیدا کنند. یک ژنرال سوری در گزارش خود در سال ۱۹۶۰ میگوید که: مشکلات ناشی از وجودکوردها پوستهای کاذب در سرزمین اعراب است که باید این پوسته کنده شده و دور انداختهشود. آنچه که مسلم است موقعیت مناسب جغرافیایی کوردها و نفت و اقتصاد قوی در کوردستانمانند خوره به جان کوردها افتادهاست و وجودشان تهدید سیاسی بالقوهای است برای آینده
اعراب در سوریه.
سرشماری
سال ۱۹۶۲ در سوریه بیم و هراس را در دل دولتمردان سوریه دو چندان نمود در واقع هدفاز این سرشماری یافتن جهت انکار وجود ملت کورد در سوریه بود به این منظور کوردها برایاینکه ثابت کنند که شهروند سوریه هستند میبایست اثبات میکردند که از سال ۱۹۵۳ درآن کشور ساکن هستند. در واقع منظور اصلی دولت سوریه تعریب مناطق کوردنشین بود به اینبهانه کوردها حقوق شهروندی خود را از دست میدادند. در حال حاضر ۳۰۰ هزار نفر از کوردهایسوریه فاقد شناسنامه بودند و در خاک سوریه بیگانه محسوب میشدند و یا به چشم میهماننگریسته میشدند، و حق خرید زمین و املاک از آنها سلب شده بود. آنها از حقوق ابتداییخود محروم بودند، در ادارات دولتی استخدام نمیشدند و قادر به ازدواج و تشکیل خانواده بهصورت رسمی نبودند، حق رأی و کاندیداتوری نداشتن و چون پاسپورت برایشان صادر نمیشدنمیتوانند به کشورهای دیگر مسافرت کنند. در سوریه کسانی که شناسنامه نداشتن و کوردهم نبودن به نسبت کوردها وضعیت بهتری دارا بودپس ازاینکه حافظ اسد، رهبر حزب بعث، در سال ۱۹۷۰، به جایگاه رئیس جمهوری سوریه دست یافت،سرکوب و خفقان کوردها و دیگر اقلیتهای این کشور، به گونهای چشم گیر افزایش یافت. بعثیهایسوریه عملیاتی همانند و همزمان با صدام حسین رهبر حزب بعث عراق و رئیس جمهور وقت اینکشور که در کردستان عراق انجام میداد و حملات یا عملیات تعریب (عربی کردن منطقه) نامیده
@muors
میشد را آغاز کردند.کوبانی خروجی این ظلم بزرگ بود به همین سادگی کوبانی ینی اراده ملت کورد کوبانی ینی زن و مرد وپیرو جوان برای ازادی مبارزه میکنند به امید خاورمیانه ای عاری از ظلم و ستم عرب و اریایی و ترک و استعمار قدرت های جهانی.
@muors
@muors
تصویری از زنان کرد در قفقاز سال1969
لباس، زنان منطقه ماکو و چالدران، تا اواخر دهه60شمسی به این شکل بود
@muors
لباس، زنان منطقه ماکو و چالدران، تا اواخر دهه60شمسی به این شکل بود
@muors
معرفی بزرگان و چهره های علمی فرهنگی منطقه ماکو
قسمت11 #فرشاد_احمد_زاده
فرشاد (قلیکی میلان) ملقب به فرشاد احمد زاده اصالتا متولد منطقه شوط در ماکو ساکن ارومیه وبازیکن فوتبال تیم پرسپولیس تهران میباشد فرشاد از پدری کرد و مادری ترک تبار متولد شده برای ادامه بیوگرافی او ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/فرشاد_احمدزاده
قسمت11 #فرشاد_احمد_زاده
فرشاد (قلیکی میلان) ملقب به فرشاد احمد زاده اصالتا متولد منطقه شوط در ماکو ساکن ارومیه وبازیکن فوتبال تیم پرسپولیس تهران میباشد فرشاد از پدری کرد و مادری ترک تبار متولد شده برای ادامه بیوگرافی او ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/فرشاد_احمدزاده
Wikipedia
فرشاد احمدزاده
بازیکن فوتبال ایرانی
آغاز مرحله دوم کمک مومنانه در شهرستان #پلدشت
سرهنگ یوسفی فرمانده بسیج سپاه شهرستان پلدشت گفت : در این مرحله یک هزار بسته معیشتی به نیازمندان شهرستان و افرادی که بدلیل شیوع ویروس کرونا کسب و کار خود را از دست دادند توزیع می شود سرهنگ یوسفی گفت : هزینه این بسته های معیشتی از محل قرارگاه مردم یاری و محرومیت زدایی قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) و خیران بزرگوارشهرستان پلدشت به مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان جمع آوری شده است .
🔹 همچنین با آغاز این مرحله تعدادی ماسک و مواد شوینده در بین مردم بصورت رایگان توزیع شد .
@muors
سرهنگ یوسفی فرمانده بسیج سپاه شهرستان پلدشت گفت : در این مرحله یک هزار بسته معیشتی به نیازمندان شهرستان و افرادی که بدلیل شیوع ویروس کرونا کسب و کار خود را از دست دادند توزیع می شود سرهنگ یوسفی گفت : هزینه این بسته های معیشتی از محل قرارگاه مردم یاری و محرومیت زدایی قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) و خیران بزرگوارشهرستان پلدشت به مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان جمع آوری شده است .
🔹 همچنین با آغاز این مرحله تعدادی ماسک و مواد شوینده در بین مردم بصورت رایگان توزیع شد .
@muors
جميل كهنه افسر كرد ارتش عثمانى در سال ١٩١٥ ميلادى و در جريان قتل عام ارامنه با استخدام ٣٠٠ استادكار و كارگر ماهر ارمنى آنها را از مرگ حتمى نجات دادارامنه هر سال ياد او را گرامى ميدارند
@muors
@muors
Forwarded from اتچ بات
"رمان چاه سرنوشت"
امروز 6اردیبهشت سالروز تولد میرجلادت بدرخان بنیانگذار الفبای نوین کرمانجی میباشد رمان چاه سرنوشت، زندگی آخرین روشنفکر بدرخانی میباشد، میرجلادت نوه میربدرخان در شام شروع به نوشتن کتاب میکند ولی مرگ نابهنگام وی در دهه ۵۰ میلادی فرصت به پایان رساندن آنرا به وی نمیدهد
سه دهه بعد محمد اوزون نویسنده در تبعید کرد در سوئد شروع به گردآواری و تنظیم و تکمیل کتاب می نماید، کتابی فوق العاده خواندنی که در آن از زبان میرجلادت هم با زوایای زندگی اعضای خانواده بزرگ بدرخانی ها آشنا میشوید و هم با رویای مشترک آنان یعنی بازگشت به کردستان و رهایی ملت کرد از ستم حکومت عثمانی با خواندن خاطرات دوران کودکی و جوانی میر جلادت به منازل و مجالس آخرین گروه از طبقه اشراف و روشنفکران کرد ساکن استانبول میروی، طبقه ای که توسط سلطان عثمانی و بعدها ترکهای جوان تار و مار میشود تا ارتباط کردها با دنیای جدید کاملا قطع شود
▫️سرنوشت جلادت بدرخان تلخ و جالب است.
جلادت در سال1893 درکنار یک چاه به دنیا آمده بود که خانواده اش تصور میکردن او مرده به دنیا آمده بنابراین اورادر کنار چاه آب حیاط خانه گذاشتند تا فردا صبح وی را دفن کنند ولی نصف شب با صدای گریه اش خانواده اش متوجه زنده ماندن او شدند جلادت در 15ژوئیه 1950بر اثر ضربه موتور چاه آب به داخل چاه افتادو بر اثر ضربات وارده در سن56سالگی،فوت کرد. مزارجلادت در دمشق سوریه است. این کتاب (چاه سرنوشت) دوسال پیش توسط آراس عثمانیان از کرمانجی به فارسی ترجمه شده
ارسال از رامین کچلانلو
@muors
امروز 6اردیبهشت سالروز تولد میرجلادت بدرخان بنیانگذار الفبای نوین کرمانجی میباشد رمان چاه سرنوشت، زندگی آخرین روشنفکر بدرخانی میباشد، میرجلادت نوه میربدرخان در شام شروع به نوشتن کتاب میکند ولی مرگ نابهنگام وی در دهه ۵۰ میلادی فرصت به پایان رساندن آنرا به وی نمیدهد
سه دهه بعد محمد اوزون نویسنده در تبعید کرد در سوئد شروع به گردآواری و تنظیم و تکمیل کتاب می نماید، کتابی فوق العاده خواندنی که در آن از زبان میرجلادت هم با زوایای زندگی اعضای خانواده بزرگ بدرخانی ها آشنا میشوید و هم با رویای مشترک آنان یعنی بازگشت به کردستان و رهایی ملت کرد از ستم حکومت عثمانی با خواندن خاطرات دوران کودکی و جوانی میر جلادت به منازل و مجالس آخرین گروه از طبقه اشراف و روشنفکران کرد ساکن استانبول میروی، طبقه ای که توسط سلطان عثمانی و بعدها ترکهای جوان تار و مار میشود تا ارتباط کردها با دنیای جدید کاملا قطع شود
▫️سرنوشت جلادت بدرخان تلخ و جالب است.
جلادت در سال1893 درکنار یک چاه به دنیا آمده بود که خانواده اش تصور میکردن او مرده به دنیا آمده بنابراین اورادر کنار چاه آب حیاط خانه گذاشتند تا فردا صبح وی را دفن کنند ولی نصف شب با صدای گریه اش خانواده اش متوجه زنده ماندن او شدند جلادت در 15ژوئیه 1950بر اثر ضربه موتور چاه آب به داخل چاه افتادو بر اثر ضربات وارده در سن56سالگی،فوت کرد. مزارجلادت در دمشق سوریه است. این کتاب (چاه سرنوشت) دوسال پیش توسط آراس عثمانیان از کرمانجی به فارسی ترجمه شده
ارسال از رامین کچلانلو
@muors
Telegram
attach 📎
در این شرایط خطرناک کرونا مردم یولاگلدی بدون رعایت نکات بهداشتی و عدم فاصله اجتماعی برای خرید برنج تعاونی صف بسته
@muors
@muors
این تصویر عبرت آموز وتکان دهنده درسی است برای آسمیله شده ها
اینجا ترکیه است کودکی که دست ندارد تا به زبان مادریش بخواند و بنویسد واما معلم دلسوزی که از سر عشق به میهن و عشق به زبان کوردی سعی دارد با کمک پاهای کودک اورا از خواندن و نوشتن به زبان کردی کمک کند تا حس میهن پرستی و امید کودک به زبان کوردی را زنده نگه دارد...
@muors
اینجا ترکیه است کودکی که دست ندارد تا به زبان مادریش بخواند و بنویسد واما معلم دلسوزی که از سر عشق به میهن و عشق به زبان کوردی سعی دارد با کمک پاهای کودک اورا از خواندن و نوشتن به زبان کردی کمک کند تا حس میهن پرستی و امید کودک به زبان کوردی را زنده نگه دارد...
@muors
❤1
Ferzende begê celalî:
Eva ne şerê hesenane ne şerê heyderyan e ne şerê duvanzde bavê eşîran e
Ev şer ,şerê tev kurdane...
Yên ku dengbêj Şakiro guhdar kiribin miheqeq rastê kilama “Ferzende Beg” hatine. Di destpêkê de Şakiro bi dilek şewat bi dengek têr: “Axaooo hey li miiiiiiiin li min li min
Besrayê bi sê denga ban dikir:
Ka te digo ez Ferzende me Ferzende me
Siwarê Eznawir im bavê Elfesîya me” dibije
@muors
#Ferzende_beg
#Agrî
#Dîroka_hevçerx
@muors
Eva ne şerê hesenane ne şerê heyderyan e ne şerê duvanzde bavê eşîran e
Ev şer ,şerê tev kurdane...
Yên ku dengbêj Şakiro guhdar kiribin miheqeq rastê kilama “Ferzende Beg” hatine. Di destpêkê de Şakiro bi dilek şewat bi dengek têr: “Axaooo hey li miiiiiiiin li min li min
Besrayê bi sê denga ban dikir:
Ka te digo ez Ferzende me Ferzende me
Siwarê Eznawir im bavê Elfesîya me” dibije
@muors
#Ferzende_beg
#Agrî
#Dîroka_hevçerx
@muors
دیار درسیم: زینی ورته دام است
هنرمند نامدار دیار درسیم در گفتگویی با آژانس فرات درمورد تنسهای اخیر زینی ورتی گفت: میخواهند با درمقابل هم قرار دادن و جنگ بین کوردها، کوردها را در مقابل چشم جهانیان تحقیر کنند، زینی ورته دامی است که برای کوردها پهن کردهاند.
@muors
هنرمند نامدار دیار درسیم در گفتگویی با آژانس فرات درمورد تنسهای اخیر زینی ورتی گفت: میخواهند با درمقابل هم قرار دادن و جنگ بین کوردها، کوردها را در مقابل چشم جهانیان تحقیر کنند، زینی ورته دامی است که برای کوردها پهن کردهاند.
@muors
«حسن جمال» نواده «جمال پاشا» (از مسببین قتل عام ارامنه در 1915 و همچنین از فرماندهان ارشد ارتش عثمانی) ضمن توئیتی به مناسبت صدوپنجمین سالپرد قتل عام ارامنه، از آنها عذرخواهی کرد.
@muors
@muors
🔺دستورالعمل جذب سرباز معلم ابلاغ شد
▫️بر این اساس؛ استانها میتوانند با رعایت ضوابط مندرج در شیوهنامه و براساس سهمیه تعیین شده نسبت به جذب نیروهای سرباز معلم اقدام کنند.
▫️دارا بودن حداقل مدرک کارشناسی با اولویت کارشناسی ارشد، نداشتن مهر غیبت در دفترچه آماده بهخدمت و تاریخ اعزام در ماههای تیر، مرداد و شهریور، بهکارگیری در مناطق محروم و کمتر توسعهیافته و ... از شرایط جذب مشمولین میباشد.
@muors
▫️بر این اساس؛ استانها میتوانند با رعایت ضوابط مندرج در شیوهنامه و براساس سهمیه تعیین شده نسبت به جذب نیروهای سرباز معلم اقدام کنند.
▫️دارا بودن حداقل مدرک کارشناسی با اولویت کارشناسی ارشد، نداشتن مهر غیبت در دفترچه آماده بهخدمت و تاریخ اعزام در ماههای تیر، مرداد و شهریور، بهکارگیری در مناطق محروم و کمتر توسعهیافته و ... از شرایط جذب مشمولین میباشد.
@muors
✍
بنام خداوند یگانه
از روزی که برنامه «شاد» آموزش وپرورش شروع شده،ضمن اینکه دراین فضا فعال هستم ومعتقدبه این هستم که هرکی در فضای مجازی نیست،یعنی نیست، ولی یه چیزی،واقعا برایم دغدغه شده، بخدا،شب سرم را روی بالش میزارم از فکر وناراحتی خوابم نمی برد، چرا که دردی یا زخمی دگر بر دل برخی اولیا ودانش آموزان اضافه شده است،شاید زمانی نبود یک جفت کفش یا شلوار وپیرهن برای تعدای درد بزرگی بود ولی یه جورایی فراهم میشد اما پدر کارگری که یک گوشی قدیمی را به زور تهیه کرده بود، امروز چه جوری میخاد گوشی اندروید دار باحداقل یک ونیم میلیون قیمت را فراهم نماید،دانش آموز ندار در مقابل دارا، همه نوع سرخوردگی را تحمل وعادت کرده بود، اما امروز نبود یک گوشی، زخم بزرگی بر زخمهای قبلی اضافه شده وهرگز التیام نمی پذیرد.
فلذا بنده به عنوان یک معلم درد آشنای دانش آموزان،از خیرین محترم در سرتاسر کشور عاجزانه درخواست دارم که در هر محله ای که سکونت دارید با کمک مدیران مدرسه محل،دانش آموزان مستحق را شناسایی وپوشش داده تا مرهمی بر زخم خانوادهای محروم باشید.
اجرتان باخدا، دبیر آموزش وپرورش
ارسالی:از #نادرفاضلی نیا
@muors
بنام خداوند یگانه
از روزی که برنامه «شاد» آموزش وپرورش شروع شده،ضمن اینکه دراین فضا فعال هستم ومعتقدبه این هستم که هرکی در فضای مجازی نیست،یعنی نیست، ولی یه چیزی،واقعا برایم دغدغه شده، بخدا،شب سرم را روی بالش میزارم از فکر وناراحتی خوابم نمی برد، چرا که دردی یا زخمی دگر بر دل برخی اولیا ودانش آموزان اضافه شده است،شاید زمانی نبود یک جفت کفش یا شلوار وپیرهن برای تعدای درد بزرگی بود ولی یه جورایی فراهم میشد اما پدر کارگری که یک گوشی قدیمی را به زور تهیه کرده بود، امروز چه جوری میخاد گوشی اندروید دار باحداقل یک ونیم میلیون قیمت را فراهم نماید،دانش آموز ندار در مقابل دارا، همه نوع سرخوردگی را تحمل وعادت کرده بود، اما امروز نبود یک گوشی، زخم بزرگی بر زخمهای قبلی اضافه شده وهرگز التیام نمی پذیرد.
فلذا بنده به عنوان یک معلم درد آشنای دانش آموزان،از خیرین محترم در سرتاسر کشور عاجزانه درخواست دارم که در هر محله ای که سکونت دارید با کمک مدیران مدرسه محل،دانش آموزان مستحق را شناسایی وپوشش داده تا مرهمی بر زخم خانوادهای محروم باشید.
اجرتان باخدا، دبیر آموزش وپرورش
ارسالی:از #نادرفاضلی نیا
@muors
🔹روزنـامـە سننـدج
این روزنامه دارای محتوای ادبی، اجتماعی، سیاسی و فکاهی بوده کە اولین شماره آن در سال ۱۳۲۹ش به صاحب امتیازی مرحوم احمد کمانگر وکیل پایه یک دادگستری و به سردبیری مرحوم نبی اقبالپور در شهر سنندج چاپ و منتشر شده است و شامل اخبار ایران و کردستان بوده و در ۴ صفحه منتشر می شد. از اقدامات خوب صاحبان روزنامه این بود که برای دانش آموزان و فرهنگیان نصف بها بود.
این نسخه منحصر بفرد بمناسبت سالگرد ثبت تاریخی شهر سنندج (ششم اردیبهشت) در معرض دید همشهریان قرار گرفته است.
@muors
این روزنامه دارای محتوای ادبی، اجتماعی، سیاسی و فکاهی بوده کە اولین شماره آن در سال ۱۳۲۹ش به صاحب امتیازی مرحوم احمد کمانگر وکیل پایه یک دادگستری و به سردبیری مرحوم نبی اقبالپور در شهر سنندج چاپ و منتشر شده است و شامل اخبار ایران و کردستان بوده و در ۴ صفحه منتشر می شد. از اقدامات خوب صاحبان روزنامه این بود که برای دانش آموزان و فرهنگیان نصف بها بود.
این نسخه منحصر بفرد بمناسبت سالگرد ثبت تاریخی شهر سنندج (ششم اردیبهشت) در معرض دید همشهریان قرار گرفته است.
@muors
Forwarded from Dengbêjî Welat l دنگبژی ولات
یاد واره دنگبێژ فقید ماموستا مصیب گلشن زاده بزودی ...
بزرگترین برنامه دنگبێژی
با تهیه کنندگی و اجرای:بهنام مندا
dengbêjî Di demek nêz....
با پوشش زنده از بزرگترین پیچ اینستاگرامی
http://instagram.com/Dengbej_tv_welat
هاشم جهانگیری
باهمکاری استودیو خوشرنگ
گروه نوازندگی:فواد هرکی،فرات ساز
خواهشن پخش و در استوری هایتان به اشتراک بگذارید🙏🙏🙏
بزرگترین برنامه دنگبێژی
با تهیه کنندگی و اجرای:بهنام مندا
dengbêjî Di demek nêz....
با پوشش زنده از بزرگترین پیچ اینستاگرامی
http://instagram.com/Dengbej_tv_welat
هاشم جهانگیری
باهمکاری استودیو خوشرنگ
گروه نوازندگی:فواد هرکی،فرات ساز
خواهشن پخش و در استوری هایتان به اشتراک بگذارید🙏🙏🙏
یعقوب کرد نیشابوری
✍ دکتر شهرام امیری فر
کردان قومی نژاده و باستانی هستند که بیش از هرقوم دیگری ایران این سرزمین اهورایی را پرستاری کرده و در راه عظمت و شکوه آن جان داده اند و بر بزرگی اش افزوده اند.
در این راه همین بس که مادها یا همان کردهای نخستین،بنیانگذاران مدنیت و اولین تمدن ایرانی (آریایی) کرد بوده و نقش و تاثیر آنهادر طول دوران هخامنشی تا پایان دوران تاریخی و سپس سرتاسر دوران اسلامی تا به امروز با وجود همه کتمان ها و انکار ها و نادیده انگاری (به هر دلیلی) مستند به مدارک و شواهد و قراین فراوان قابل مشاهده ، و امروز بهت آور است.
پژوهش هایی که تاکنون در باره پیشینه کردها انجام شده سکونت آنان را از روزگاران باستان بیشتر در غرب ایران کاویده است.لیکن تردیدی وجود ندارد که بسیاری ازاینان در روزگاران کهن نه تنها در مشرق و خراسان بزرگ نیز می زیسته اند بلکه یکی از تاثیرگذارترین اقوام بر تاریخ این بوم و بر نیز می باشند.
چنانکه از شواهد بر می آید این منطقه از دیرباز محل سکونت طایفه کرد شادی - شادلوها امروز شاخه ای از کردان کرمانج به مرکزیت بجنورد،از بزرگترین ایل های کرد خراسان می باشد - بوده است.نام هایی چون شادان شادنجان، شادیاخ و ..،در نیشابور کهن نیز از جمله نشانه ها و دلایل مدعای فوق است.
بی گمان پس از فردوسی توسی بزرگ که نام کرمانج را بصورت « کرمانک » آورده است.ابن حوقل در قرن چهارم هجری قمری (367 هجری قمری) نخستین کسی است که به روشنی نام « کرمانج » را در خراسان ذکر کرده است. ابن حوقل در سفر به ماوراء النهر و ورود به چاچ از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ آن روزگار(شمال ازبکستان امروز) ضمن توصیف شهر و حصار و دروازه های آن ، از « دروازه کرمانج » نام می برد.در المسالک و الممالک اصطخری در سال 340 هجری قمری نیز این نام تکرار شده است.او هم از دروازه کرمانج در نخستین ربض از شهر « بنکث » نام برده است.
اصطخری همچنین می نویسد: در حدود قومس مرز غربی نیشابور نیز قریه الاکراد (دیه کردان) واقع است.
اما یکی از مهمترین و قدیمیترین منابع در این رابطه التنبیه و الاشراف مسعودی ( درگذشت 345 هجری ) است.در این کتاب آمده: « بنظر ایرانیان قبایل کرد نیز از نسل کرد پسر اسفندیار پسر منوشهر اند و از آنجمله کردان بازنجان و شوهجان (=کردان شاهیجان) و شادنجان(=کردان شادی) و نشاوره (=کردان نیشابور) و بوذیکان و ... و دیگران که در قلمرو فارس و کرمان و سیستان و خراسان و اصفهان و ... است.(1381: ص 84 ) ».
این مقدمه اجمالی برای ورود به موضوع معرفی یک شخصیت برجسته کرد نیشابوری است. ابویوسف یعقوب الکردی ادیب، لغت شناس و زبان دان و استاد مشهور زبان و ادبیات عربی در قرن 5 هجری در نیشابور می زیسته است.یکی از کتابهای او بنام « البلغه » معروف است و در سال 438 هجری قمری به رشته تحریر درآمده و در آن لغات فارسی معادل لغات عربی را آورده است.این اثر او نخستین کتاب لغت به زبان عربی و فارسی در تاریخ ایران است.
او از شاگردان ابومنصور عبدالملک شعالی نیشابوری ، و کتاب ها و آثار او را تدریس می کرده است و شاگردان بسیاری داشته است.
در « دمیه القصر » باخرزی و « بقیه الوعات » سیبکی نیز ترجمه حال و بعضی از اشعار و اشارات در تصنیفات او هست.
نام کامل او ابویوسف یعقوب ابن احمد بن محمد بن احمد القاری ادیب البارع الکردی النیشابوری است که سلسله نسب و ترجمه احوال او در دو نسخه منتخب و مختصر سیاق عبدالغافر فارسی در تاریخ نیشابور آمده است.
(ر.ک: البلغه . مجتبی مینوی و فیروز حریرچی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ).
@muors
✍ دکتر شهرام امیری فر
کردان قومی نژاده و باستانی هستند که بیش از هرقوم دیگری ایران این سرزمین اهورایی را پرستاری کرده و در راه عظمت و شکوه آن جان داده اند و بر بزرگی اش افزوده اند.
در این راه همین بس که مادها یا همان کردهای نخستین،بنیانگذاران مدنیت و اولین تمدن ایرانی (آریایی) کرد بوده و نقش و تاثیر آنهادر طول دوران هخامنشی تا پایان دوران تاریخی و سپس سرتاسر دوران اسلامی تا به امروز با وجود همه کتمان ها و انکار ها و نادیده انگاری (به هر دلیلی) مستند به مدارک و شواهد و قراین فراوان قابل مشاهده ، و امروز بهت آور است.
پژوهش هایی که تاکنون در باره پیشینه کردها انجام شده سکونت آنان را از روزگاران باستان بیشتر در غرب ایران کاویده است.لیکن تردیدی وجود ندارد که بسیاری ازاینان در روزگاران کهن نه تنها در مشرق و خراسان بزرگ نیز می زیسته اند بلکه یکی از تاثیرگذارترین اقوام بر تاریخ این بوم و بر نیز می باشند.
چنانکه از شواهد بر می آید این منطقه از دیرباز محل سکونت طایفه کرد شادی - شادلوها امروز شاخه ای از کردان کرمانج به مرکزیت بجنورد،از بزرگترین ایل های کرد خراسان می باشد - بوده است.نام هایی چون شادان شادنجان، شادیاخ و ..،در نیشابور کهن نیز از جمله نشانه ها و دلایل مدعای فوق است.
بی گمان پس از فردوسی توسی بزرگ که نام کرمانج را بصورت « کرمانک » آورده است.ابن حوقل در قرن چهارم هجری قمری (367 هجری قمری) نخستین کسی است که به روشنی نام « کرمانج » را در خراسان ذکر کرده است. ابن حوقل در سفر به ماوراء النهر و ورود به چاچ از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ آن روزگار(شمال ازبکستان امروز) ضمن توصیف شهر و حصار و دروازه های آن ، از « دروازه کرمانج » نام می برد.در المسالک و الممالک اصطخری در سال 340 هجری قمری نیز این نام تکرار شده است.او هم از دروازه کرمانج در نخستین ربض از شهر « بنکث » نام برده است.
اصطخری همچنین می نویسد: در حدود قومس مرز غربی نیشابور نیز قریه الاکراد (دیه کردان) واقع است.
اما یکی از مهمترین و قدیمیترین منابع در این رابطه التنبیه و الاشراف مسعودی ( درگذشت 345 هجری ) است.در این کتاب آمده: « بنظر ایرانیان قبایل کرد نیز از نسل کرد پسر اسفندیار پسر منوشهر اند و از آنجمله کردان بازنجان و شوهجان (=کردان شاهیجان) و شادنجان(=کردان شادی) و نشاوره (=کردان نیشابور) و بوذیکان و ... و دیگران که در قلمرو فارس و کرمان و سیستان و خراسان و اصفهان و ... است.(1381: ص 84 ) ».
این مقدمه اجمالی برای ورود به موضوع معرفی یک شخصیت برجسته کرد نیشابوری است. ابویوسف یعقوب الکردی ادیب، لغت شناس و زبان دان و استاد مشهور زبان و ادبیات عربی در قرن 5 هجری در نیشابور می زیسته است.یکی از کتابهای او بنام « البلغه » معروف است و در سال 438 هجری قمری به رشته تحریر درآمده و در آن لغات فارسی معادل لغات عربی را آورده است.این اثر او نخستین کتاب لغت به زبان عربی و فارسی در تاریخ ایران است.
او از شاگردان ابومنصور عبدالملک شعالی نیشابوری ، و کتاب ها و آثار او را تدریس می کرده است و شاگردان بسیاری داشته است.
در « دمیه القصر » باخرزی و « بقیه الوعات » سیبکی نیز ترجمه حال و بعضی از اشعار و اشارات در تصنیفات او هست.
نام کامل او ابویوسف یعقوب ابن احمد بن محمد بن احمد القاری ادیب البارع الکردی النیشابوری است که سلسله نسب و ترجمه احوال او در دو نسخه منتخب و مختصر سیاق عبدالغافر فارسی در تاریخ نیشابور آمده است.
(ر.ک: البلغه . مجتبی مینوی و فیروز حریرچی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ).
@muors
رمضان درفقه امام شافعى رحمه الله،
(قسمت سوم)
مستحبات روزه؛
مستحب است روزه دار؛
١-همزمان با اذان مغرب افطاركند وآنرا به تاخيرنياندازد.
٢- افطاررا با خرما شروع كندواگر خرما نبود با آب روزه اش راافطارنمايد
٣-سحري را باتاخير بخورد كه چنان فاصله اى با اذان صبح نباشد.
٤- زبانش را ازدروغ وغيبت وفحش وناسزاوترانه وگفتارناشايست، حفظ كند.
٥- نفس خويش را ازتمايلات نفسانى وشهوات ،چه حرام مانندنظربه نامحرم وگوش دادن به موسيقى وحرفهاى مردم وچه حلال مانند عطروبوى خوش محفوظ بدارد.
٦- اگرغسل جنابت دارد قبل ازفجرغسل كند.
٧- از حجامت(رگ زنى) بوسه(حتى فرزندان )
بپرهيزد.
٨- از چشيدن غدا وجويدن آدامس ،خودارى كند.
٩- زياد قرآن راتلاوت كند.
١٠- زياد صدقه وخيرات ورسيدگى به مساكين وايتام انجام دهد.
١١- به هنگام افطاراين دعا را بخواند(اللهمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلىٰ رِزْقِكَ أَفْطَرْتُ )خدايا براى تو روزه بودم وبه روزى تو افطار مى كنم ،همچنين بگويد(ذَهَبَ الظَّمَأُ وَ ابْتَلَّتِ الْعُروقُ وَثَبّتَ الْأَجْرُإنْ شاٰءَاللهُ) تشنگى رفت ورگهاى بدن مرطوب شدندوثواب آن انشاءالله ثبت شد.
١٢- درمساجد اعتكاف نمايد مخصوصاً ده شب آخر(ليالى قدر).
١٣- صله رحم بجا بياورد وبه فاميل مخصوصا پدرومادر بيشترسربزند.
١٤- به روزه داران افطارى دهد.
١٥- درنمازهاى جماعت وتراويح شركت فعال داشته باشد.
١٦- قبل ازفجر نمازشب بخواند،
١٧- به خواندن نمازهاى مستحبى مانند نمازضحى وغيره اهتمام ويژه اى داشته باشد.
١٨- شب زنده دارى نمايدبه ويژه شبهاى قدر را تا طلوع فجربه رازو نيازبه پردازد.
١٩- دعاى (أللّهُمَّ إنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّى )خدايا توآمرزنده وبخشنده اى و گذشت وبخشش را دوست دارى پس مرا ببخش وعفو كن، زيادبخواندمخصوصا شبهاى قدر.
٢٠- ازاسراف وتبذيردرخوردوخوراك بپرهيزد وبيشربه فكرنيازمندان باشد
ادامه دارد...تهیه وتنظیم عمرسبحانی فر ماموستای روستای تخته دوزی
@muors
(قسمت سوم)
مستحبات روزه؛
مستحب است روزه دار؛
١-همزمان با اذان مغرب افطاركند وآنرا به تاخيرنياندازد.
٢- افطاررا با خرما شروع كندواگر خرما نبود با آب روزه اش راافطارنمايد
٣-سحري را باتاخير بخورد كه چنان فاصله اى با اذان صبح نباشد.
٤- زبانش را ازدروغ وغيبت وفحش وناسزاوترانه وگفتارناشايست، حفظ كند.
٥- نفس خويش را ازتمايلات نفسانى وشهوات ،چه حرام مانندنظربه نامحرم وگوش دادن به موسيقى وحرفهاى مردم وچه حلال مانند عطروبوى خوش محفوظ بدارد.
٦- اگرغسل جنابت دارد قبل ازفجرغسل كند.
٧- از حجامت(رگ زنى) بوسه(حتى فرزندان )
بپرهيزد.
٨- از چشيدن غدا وجويدن آدامس ،خودارى كند.
٩- زياد قرآن راتلاوت كند.
١٠- زياد صدقه وخيرات ورسيدگى به مساكين وايتام انجام دهد.
١١- به هنگام افطاراين دعا را بخواند(اللهمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلىٰ رِزْقِكَ أَفْطَرْتُ )خدايا براى تو روزه بودم وبه روزى تو افطار مى كنم ،همچنين بگويد(ذَهَبَ الظَّمَأُ وَ ابْتَلَّتِ الْعُروقُ وَثَبّتَ الْأَجْرُإنْ شاٰءَاللهُ) تشنگى رفت ورگهاى بدن مرطوب شدندوثواب آن انشاءالله ثبت شد.
١٢- درمساجد اعتكاف نمايد مخصوصاً ده شب آخر(ليالى قدر).
١٣- صله رحم بجا بياورد وبه فاميل مخصوصا پدرومادر بيشترسربزند.
١٤- به روزه داران افطارى دهد.
١٥- درنمازهاى جماعت وتراويح شركت فعال داشته باشد.
١٦- قبل ازفجر نمازشب بخواند،
١٧- به خواندن نمازهاى مستحبى مانند نمازضحى وغيره اهتمام ويژه اى داشته باشد.
١٨- شب زنده دارى نمايدبه ويژه شبهاى قدر را تا طلوع فجربه رازو نيازبه پردازد.
١٩- دعاى (أللّهُمَّ إنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّى )خدايا توآمرزنده وبخشنده اى و گذشت وبخشش را دوست دارى پس مرا ببخش وعفو كن، زيادبخواندمخصوصا شبهاى قدر.
٢٠- ازاسراف وتبذيردرخوردوخوراك بپرهيزد وبيشربه فكرنيازمندان باشد
ادامه دارد...تهیه وتنظیم عمرسبحانی فر ماموستای روستای تخته دوزی
@muors
رمضان درفقه امام شافعى رحمه الله.
(قسمت چهارم)
قضاى روزه برچه كسانى واجب است؟
روزه يكى از اركان پنجگانه دين مبين اسلام است وبرهرمسلمان عاقل بالغى كه تواناى گرفتن روزه را دارد واجب است همزمان با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ،روزه بگيرد.اما دراين ميان افرادى هستندكه به علل مختلف روزه نمى گيرند،كه عبارتنداز:
١- بيماران،
٢- كهنسالان
٣- مسافران،
٤- كودكان وافراد نابالغ.
٥- زنان درعادت وزايمان،
٦- زنان حامله وشيرده.
٧-كارگران؛
٨- كسانى كه عمداً وبدون عذرشرعى روزه نمى گيرند.
كه براى اين گونه افراد احكام خاصى درفقه وجود داردكه به آن مى پردازيم:
بيمارانى كه به خاطرگرفتن روزه بيماريشان بيشتروخطرات جسمى پيدا مى كنند مى توانند روزه نگيرند واگربعدماه رمضان شفا يافتند روزه شان را قضا مى نمايندولى بايد قبل رمضان سال بعد قضا ى روزه را به جا بياورند كه درغير اين صورت بايد فديه تاخير هم به پردازند يعنى علاوه برقضاى روزه براي هرروزه مقدار٧٥٠گرم گندم به فقرا بدهند.
اما بيمارانى كه اميدى به بهبودى آنان نيست فقط فديه مى دهند(٧٥٠)گرم براى هرروزه.
- كهنسالان وپيران فقط فديه مى دهند.
- مسافران بعدازبرگشت روزه شان را قبل ازرمضان سال بعد قضا مى نمايند،كه اگر تاخيرشدورمضان سال بعدفرارسيد،علاوه برقضاى آن بايد فديه هم بدهد،
- كودكان وافراد نابالغ ومعلوان ذهنى ، نه قضا دارندونه فديه.
- زنان درعادت ماهانه وزايمان ،بايدروزه راقضا كنندكه اگرقبل از رمضان آينده قضا ننمودند بايدفديه هم به پردازند،
- زنان حامله وشيرده اگربه خاطرخودوترس از اينكه جسمش ضعيف وضررنبيندروزه را شكسته، فقط قضا مى كندولي اگربه خاطركودك ويا حمل خويش اينكار راكرده علاوه برقضاي آن بايد فديه هم بدهند.
- كارگرانى كه مجبورندكاركنندوچاره اي جزكارندارند مانندكشاورزان كه اگركارنكنندمحصولشان ازبين خواهدرفت،بايد روزه شان راقضا نمايند واگر به تاخير(يك سال بعد)بياندازند علاوه برقضا بايدفديه هم بدهند.
- كسانى كه عمداً روزه خورده اند دچارگناه كبيره شده اندو بايد توبه نمايندوروزه شان را قبل رمضان آينده قضا نمايند وگرنه فديه هم بايد بپردازند،
-همه گروه هاي فوق به جز بند٨(افرادي كه عمداًروزه خورده اند)چون اجازه شرعى داشته اند گناهكاربه حساب نمى آيند وبعدازقضا انشاءالله همان روزه ماه رمضان براي شان ثبت خواهدشد،واگرهم قبل ازفرصت قضا، بميرند چيزى برآنان نيست.اماكسانى كه عمداًروزه مى خورندعلاوه برارتكاب به گناه ، خيلى فورى بايد قضانمايندكه اگرهم بميرندبايدفديه آن ازتركه اوپرداخت شود.
- فديه(٧٥٠) گرم براي هرروزه خورده شده بايد به نيازمندان جامعه داده شود.
- اگركسي توان پرداخت فديه نداشته باشدبر ذمه او خواهد مانديا اينكه كسي ازفاميل بجايش پرداخت نمايد.
- چنانچه روزه خوار قضاى روزه را به تاخيربياندازدتا رمضان سال بعدبرسدعلاوه برقضا بايدفديه هم بدهد واگرسالها به تاخيربياندازدبه تعداد سالهاى تاخيرفديه اش چندبرابرمى شود.(مثلا كسي سي سال قبل يك روزه راخورده وقضا ننموده است علاوه برقضاي آن بايد سي فديه هم بدهد)
- نمى تواندقبل از قضاى روزه ، فديه بدهد.
- كسي كه روزه اش رابا نزديكى به همسر(جماع)شكسته باشدبايد:
- برده اي را آزاد كنداگرامكان آن نبود،٢ ماه پياپى روزه بگيردواگرتوان روزه گرفتن نداشت به ٦٠مسكين(هرنفر٧٥٠گرم ) طعام دهد.
ادامه دارد...
تهیه وتنظیم #عمرسبحانی فر ماموستای روستای تخته دوزی
@muors
(قسمت چهارم)
قضاى روزه برچه كسانى واجب است؟
روزه يكى از اركان پنجگانه دين مبين اسلام است وبرهرمسلمان عاقل بالغى كه تواناى گرفتن روزه را دارد واجب است همزمان با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ،روزه بگيرد.اما دراين ميان افرادى هستندكه به علل مختلف روزه نمى گيرند،كه عبارتنداز:
١- بيماران،
٢- كهنسالان
٣- مسافران،
٤- كودكان وافراد نابالغ.
٥- زنان درعادت وزايمان،
٦- زنان حامله وشيرده.
٧-كارگران؛
٨- كسانى كه عمداً وبدون عذرشرعى روزه نمى گيرند.
كه براى اين گونه افراد احكام خاصى درفقه وجود داردكه به آن مى پردازيم:
بيمارانى كه به خاطرگرفتن روزه بيماريشان بيشتروخطرات جسمى پيدا مى كنند مى توانند روزه نگيرند واگربعدماه رمضان شفا يافتند روزه شان را قضا مى نمايندولى بايد قبل رمضان سال بعد قضا ى روزه را به جا بياورند كه درغير اين صورت بايد فديه تاخير هم به پردازند يعنى علاوه برقضاى روزه براي هرروزه مقدار٧٥٠گرم گندم به فقرا بدهند.
اما بيمارانى كه اميدى به بهبودى آنان نيست فقط فديه مى دهند(٧٥٠)گرم براى هرروزه.
- كهنسالان وپيران فقط فديه مى دهند.
- مسافران بعدازبرگشت روزه شان را قبل ازرمضان سال بعد قضا مى نمايند،كه اگر تاخيرشدورمضان سال بعدفرارسيد،علاوه برقضاى آن بايد فديه هم بدهد،
- كودكان وافراد نابالغ ومعلوان ذهنى ، نه قضا دارندونه فديه.
- زنان درعادت ماهانه وزايمان ،بايدروزه راقضا كنندكه اگرقبل از رمضان آينده قضا ننمودند بايدفديه هم به پردازند،
- زنان حامله وشيرده اگربه خاطرخودوترس از اينكه جسمش ضعيف وضررنبيندروزه را شكسته، فقط قضا مى كندولي اگربه خاطركودك ويا حمل خويش اينكار راكرده علاوه برقضاي آن بايد فديه هم بدهند.
- كارگرانى كه مجبورندكاركنندوچاره اي جزكارندارند مانندكشاورزان كه اگركارنكنندمحصولشان ازبين خواهدرفت،بايد روزه شان راقضا نمايند واگر به تاخير(يك سال بعد)بياندازند علاوه برقضا بايدفديه هم بدهند.
- كسانى كه عمداً روزه خورده اند دچارگناه كبيره شده اندو بايد توبه نمايندوروزه شان را قبل رمضان آينده قضا نمايند وگرنه فديه هم بايد بپردازند،
-همه گروه هاي فوق به جز بند٨(افرادي كه عمداًروزه خورده اند)چون اجازه شرعى داشته اند گناهكاربه حساب نمى آيند وبعدازقضا انشاءالله همان روزه ماه رمضان براي شان ثبت خواهدشد،واگرهم قبل ازفرصت قضا، بميرند چيزى برآنان نيست.اماكسانى كه عمداًروزه مى خورندعلاوه برارتكاب به گناه ، خيلى فورى بايد قضانمايندكه اگرهم بميرندبايدفديه آن ازتركه اوپرداخت شود.
- فديه(٧٥٠) گرم براي هرروزه خورده شده بايد به نيازمندان جامعه داده شود.
- اگركسي توان پرداخت فديه نداشته باشدبر ذمه او خواهد مانديا اينكه كسي ازفاميل بجايش پرداخت نمايد.
- چنانچه روزه خوار قضاى روزه را به تاخيربياندازدتا رمضان سال بعدبرسدعلاوه برقضا بايدفديه هم بدهد واگرسالها به تاخيربياندازدبه تعداد سالهاى تاخيرفديه اش چندبرابرمى شود.(مثلا كسي سي سال قبل يك روزه راخورده وقضا ننموده است علاوه برقضاي آن بايد سي فديه هم بدهد)
- نمى تواندقبل از قضاى روزه ، فديه بدهد.
- كسي كه روزه اش رابا نزديكى به همسر(جماع)شكسته باشدبايد:
- برده اي را آزاد كنداگرامكان آن نبود،٢ ماه پياپى روزه بگيردواگرتوان روزه گرفتن نداشت به ٦٠مسكين(هرنفر٧٥٠گرم ) طعام دهد.
ادامه دارد...
تهیه وتنظیم #عمرسبحانی فر ماموستای روستای تخته دوزی
@muors