🚨سخنگوی وزارت امور خارجه چین، لین جیان، روز چهارشنبه در پاسخ به سوالی در مورد اینکه ژاپن در ابتدا موظف بود انهدام سلاحهای شیمیایی رها شده در چین را تا سال ۲۰۰۷ تکمیل کند، اما این روند بارها به تعویق افتاده است، گفت:
🔺
🔺لین جیان خاطرنشان کرد که سلاحهای شیمیایی رها شده توسط ژاپن در چین از جمله جنایات سنگین نظامیگری ژاپن در طول جنگ تجاوزکارانه علیه چین است و تا به امروز همچنان جان و مال مردم چین و همچنین امنیت زیستمحیطی را به خطر میاندازد. نابودی کامل این سلاحها یک تعهد بینالمللی است که ژاپن باید به آن عمل کند.
@Multipolar_world1 🌍
🔺
چین همواره از ژاپن خواسته است که سلاحهای شیمیایی رها شده در چین را طبق کنوانسیون سلاحهای شیمیایی و تفاهمنامه بین دولتهای چین و ژاپن، در اسرع وقت به طور کامل و دقیق نابود کند.
🔺لین جیان خاطرنشان کرد که سلاحهای شیمیایی رها شده توسط ژاپن در چین از جمله جنایات سنگین نظامیگری ژاپن در طول جنگ تجاوزکارانه علیه چین است و تا به امروز همچنان جان و مال مردم چین و همچنین امنیت زیستمحیطی را به خطر میاندازد. نابودی کامل این سلاحها یک تعهد بینالمللی است که ژاپن باید به آن عمل کند.
@Multipolar_world1 🌍
🚨🚨 مقاله مهم 🚨🚨
📄Peter thiel, the Deeper State, and Antichrist 2.0
📄پیتر تیل، دولت ژرفتر، و دجال ۲ ( ضدمسیح )
🖋️ پروفسور الکساندر دوگین و آرکتوس ژورنال
۲۱ ژانویه ۲۰۲۶
📌📌در این مقالهٔ جدید از پروفسور الکساندر دوگین، خود را در یکی از مرموزترین پیچوخمها و مخاطرات سرنوشتساز دورانِ خود مییابیم:
پس از پایان جهانگرایی ( Globalism ) لیبرال، چه چیزی خواهد آمد؟
اگر «دولت ژرف» ریشهکن شود، به جای آن چه کاشته خواهد شد؟ این پرسش باید «چه کسی» را نیز شامل شود. به هر حال، نظمها و پارادایمها صرفاً با نظمها و پارادایمهای جدید جایگزین نمیشوند — بلکه نخبگان با نخبگان جایگزین میشوند.
و اغلب آن مردانی با چشمانداز و منابع پشت صحنه هستند که این تغییر را شکل میدهند.
📌دوگین به دنبال مقالهٔ قبلی در آرکتوس ژورنال از مارس ۲۰۲۵، نوری میافکند بر نقش سایهدار و روزبهروز چارچوبدارِ آخرالزمانی پیتر تیل، معروف به «فیلسوف» در میان الیگارشهای فناوری سیلیکونولی، که گفتمان اخیرش دربارهٔ دجال به عنوان توهمات خرافی، حفرههای شبهعلمی، یا صرفاً دوری دیگر از وسواسهای مکرر پروتستانتیسم آمریکایی با «زمانهای پایانی» رد شده است.
🔹با این حال، دوگین در مورد پیتر تیل و سخنرانیهایش دربارهٔ دجال ( ضد مسیح )، به ما یادآوری میکند که تغییرات دورهای تنها مسئلهٔ پول، قدرت و فناوری نیست. جهان سکولار یا خداناباور مدرنیته یک بلوف است، و همانطور که به «اسطورهها» و «دینهای» ابداعی خود متوسل شد، ادیان کهن، اسطورهها و آخرتشناسیها نیز هنوز نقشی ایفا خواهند کرد، حرف خود را خواهند زد و در زمانهای پیش رو با انتقامی دوباره سر بر خواهند آورد.
🔹 همانطور که دوگین بیش از ۳۰ سال است استدلال میکند، دیر یا زود، «جغرافیای مقدس» خود را در ژئوپلیتیک نشان میدهد و احساس میشود. در حالی که قدرتمندان مشغول کردهاند شما را در تیکتاک و اینستاگرام اسکرول دهید، یکی از میلیاردرهایی که از ترامپ حمایت کرده، عمیقاً در فلسفه، الهیات و آخرتشناسی غوطه ور بوده و به نظم نوین جهانی در قالب کتابمقدسی دجال میاندیشد.
🔹همانطور که در زیر میخوانید، دوگین اشاره میکند که این مقاله یکی از مجموعهای در حال انجام از شیرجههای تازه به جریانهای عمیقتری است که در ایالات متحدهٔ آمریکا به سطح در حال جوشش هستند. نادیده گرفتن آنها تنها به ضرر خود ما خواهد بود.
🟦 بخش اول این مجموعه را اینجا بخوانید:
دولتی حتی ژرفتر و «روشنگری تاریک»
الکساندر دوگین
🔹 دوگین استدلال میکند که ظهور ترامپ نشاندهندهٔ یک تغییر ایدئولوژیک عمیقتر و مبتنی بر فناوری است که با هدف شتاببخشی به بشریت به سمت تکینگی (singularity)، از طریق برچیدن جهانگرایی لیبرال با اتحادی قدرتمند بین جناحهای پوپولیستی و راست فناورانه عمل میکند.
🔸✍🏻 (بسیار نزدیک به آرای آقای کورتیس یاروین)
📌 بهار گذشته، با تأمل در گامهای نخست ترامپ در قدرت، مقالهای نوشتم که در آن مسئلهٔ «دولت ژرفی حتی عمیقتر» را مطرح کردم. منطق به این صورت بود: اگر ترامپ به دولت ژرف اعلام جنگ داده، اما هنوز اجازه یافته به قدرت برسد، آیا در آمریکا (و به طور گستردهتر، در غرب جهانی) اقتداری حتی قدرتمندتر و مخفیتر وجود ندارد؟ این چیزی بود که من به طور آزمایشی «دولت ژرفتر» نامیدم.
🔹این مقاله که همزمان به روسی و انگلیسی منتشر شد، در محافل ماگا (MAGA) بسیار جدی گرفته شد و بحثی را برانگیخت:
آیا چنین «دولت ژرفتری» وجود دارد، و اگر چنین است، چه میتواند باشد؟ نظریههای مختلفی مطرح شد. من پیشنهاد کردم که «دولت ژرفتر» میتواند آن حلقههای قدرتمندی باشند که سخنگویان آنها الیگارشهای فناور سیلیکونولی هستند که تأثیرگذارترین و نظریهپردازترینشان پیتر تیل است.
🔹توجه خود را به حمایت او از ایدهٔ «روشنگری تاریک» کرتیس یاروین (و تا حدی نیک لند) و ایجاد «سلطنت آمریکایی» با ترامپ به عنوان امپراتور، و همچنین برنامههای ساخت یک «شهر آرمانشهری» آینده در گرینلند جلب کردم. کنستانتین مالوفیف اخیراً کاملاً دقیق دربارهٔ این پروژه نوشت:
«گرینلند چیزی فراتر از صرفاً مرکزی برای استخراج مواد معدنی و بزرگترین سکوی موشکی جهان خواهد شد. برنامههای تجاری بسیار آمریکاییتری نیز وجود دارد.»
🟦 پیتر تیل (خالق پیپال و پالانتیر، سرمایهگذار فیسبوک و غیره)، ایدئولوگ پشت پردهٔ دورهٔ دوم ترامپ، سرمایهگذار اصلی استارتاپ پراکسیس از طریق شرکت پرونوموس کپیتال خود است.
✍🏻 ( وی پشتیبان مالی جی دی ونس بوده است )
📄Peter thiel, the Deeper State, and Antichrist 2.0
📄پیتر تیل، دولت ژرفتر، و دجال ۲ ( ضدمسیح )
🖋️ پروفسور الکساندر دوگین و آرکتوس ژورنال
۲۱ ژانویه ۲۰۲۶
📌📌در این مقالهٔ جدید از پروفسور الکساندر دوگین، خود را در یکی از مرموزترین پیچوخمها و مخاطرات سرنوشتساز دورانِ خود مییابیم:
پس از پایان جهانگرایی ( Globalism ) لیبرال، چه چیزی خواهد آمد؟
اگر «دولت ژرف» ریشهکن شود، به جای آن چه کاشته خواهد شد؟ این پرسش باید «چه کسی» را نیز شامل شود. به هر حال، نظمها و پارادایمها صرفاً با نظمها و پارادایمهای جدید جایگزین نمیشوند — بلکه نخبگان با نخبگان جایگزین میشوند.
و اغلب آن مردانی با چشمانداز و منابع پشت صحنه هستند که این تغییر را شکل میدهند.
📌دوگین به دنبال مقالهٔ قبلی در آرکتوس ژورنال از مارس ۲۰۲۵، نوری میافکند بر نقش سایهدار و روزبهروز چارچوبدارِ آخرالزمانی پیتر تیل، معروف به «فیلسوف» در میان الیگارشهای فناوری سیلیکونولی، که گفتمان اخیرش دربارهٔ دجال به عنوان توهمات خرافی، حفرههای شبهعلمی، یا صرفاً دوری دیگر از وسواسهای مکرر پروتستانتیسم آمریکایی با «زمانهای پایانی» رد شده است.
🔹با این حال، دوگین در مورد پیتر تیل و سخنرانیهایش دربارهٔ دجال ( ضد مسیح )، به ما یادآوری میکند که تغییرات دورهای تنها مسئلهٔ پول، قدرت و فناوری نیست. جهان سکولار یا خداناباور مدرنیته یک بلوف است، و همانطور که به «اسطورهها» و «دینهای» ابداعی خود متوسل شد، ادیان کهن، اسطورهها و آخرتشناسیها نیز هنوز نقشی ایفا خواهند کرد، حرف خود را خواهند زد و در زمانهای پیش رو با انتقامی دوباره سر بر خواهند آورد.
🔹 همانطور که دوگین بیش از ۳۰ سال است استدلال میکند، دیر یا زود، «جغرافیای مقدس» خود را در ژئوپلیتیک نشان میدهد و احساس میشود. در حالی که قدرتمندان مشغول کردهاند شما را در تیکتاک و اینستاگرام اسکرول دهید، یکی از میلیاردرهایی که از ترامپ حمایت کرده، عمیقاً در فلسفه، الهیات و آخرتشناسی غوطه ور بوده و به نظم نوین جهانی در قالب کتابمقدسی دجال میاندیشد.
🔹همانطور که در زیر میخوانید، دوگین اشاره میکند که این مقاله یکی از مجموعهای در حال انجام از شیرجههای تازه به جریانهای عمیقتری است که در ایالات متحدهٔ آمریکا به سطح در حال جوشش هستند. نادیده گرفتن آنها تنها به ضرر خود ما خواهد بود.
🟦 بخش اول این مجموعه را اینجا بخوانید:
دولتی حتی ژرفتر و «روشنگری تاریک»
الکساندر دوگین
🔹 دوگین استدلال میکند که ظهور ترامپ نشاندهندهٔ یک تغییر ایدئولوژیک عمیقتر و مبتنی بر فناوری است که با هدف شتاببخشی به بشریت به سمت تکینگی (singularity)، از طریق برچیدن جهانگرایی لیبرال با اتحادی قدرتمند بین جناحهای پوپولیستی و راست فناورانه عمل میکند.
🔸✍🏻 (بسیار نزدیک به آرای آقای کورتیس یاروین)
📌 بهار گذشته، با تأمل در گامهای نخست ترامپ در قدرت، مقالهای نوشتم که در آن مسئلهٔ «دولت ژرفی حتی عمیقتر» را مطرح کردم. منطق به این صورت بود: اگر ترامپ به دولت ژرف اعلام جنگ داده، اما هنوز اجازه یافته به قدرت برسد، آیا در آمریکا (و به طور گستردهتر، در غرب جهانی) اقتداری حتی قدرتمندتر و مخفیتر وجود ندارد؟ این چیزی بود که من به طور آزمایشی «دولت ژرفتر» نامیدم.
🔹این مقاله که همزمان به روسی و انگلیسی منتشر شد، در محافل ماگا (MAGA) بسیار جدی گرفته شد و بحثی را برانگیخت:
آیا چنین «دولت ژرفتری» وجود دارد، و اگر چنین است، چه میتواند باشد؟ نظریههای مختلفی مطرح شد. من پیشنهاد کردم که «دولت ژرفتر» میتواند آن حلقههای قدرتمندی باشند که سخنگویان آنها الیگارشهای فناور سیلیکونولی هستند که تأثیرگذارترین و نظریهپردازترینشان پیتر تیل است.
🔹توجه خود را به حمایت او از ایدهٔ «روشنگری تاریک» کرتیس یاروین (و تا حدی نیک لند) و ایجاد «سلطنت آمریکایی» با ترامپ به عنوان امپراتور، و همچنین برنامههای ساخت یک «شهر آرمانشهری» آینده در گرینلند جلب کردم. کنستانتین مالوفیف اخیراً کاملاً دقیق دربارهٔ این پروژه نوشت:
«گرینلند چیزی فراتر از صرفاً مرکزی برای استخراج مواد معدنی و بزرگترین سکوی موشکی جهان خواهد شد. برنامههای تجاری بسیار آمریکاییتری نیز وجود دارد.»
🟦 پیتر تیل (خالق پیپال و پالانتیر، سرمایهگذار فیسبوک و غیره)، ایدئولوگ پشت پردهٔ دورهٔ دوم ترامپ، سرمایهگذار اصلی استارتاپ پراکسیس از طریق شرکت پرونوموس کپیتال خود است.
✍🏻 ( وی پشتیبان مالی جی دی ونس بوده است )
🔹 هدف پراکسیس ساخت شهری فرامدرن است که مدیریت آن به طور فعال دارای هوش مصنوعی، بلاکچین و ارزهای دیجیتال باشد. با حداقل مداخله دولت (مدیر پروژه، درایدن براون، از کتاب اطلس شورید الهام گرفته است). شهری از فنّوکراتها — بدون دین، بدون وجدان، با اعداد به جای کلمه.
📄1
@Multipolar_world1 🌍
📄1
@Multipolar_world1 🌍
🔷 گرینلند به عنوان مکان انتخاب شده است. و اکنون کِن هاوری، یکی از بنیانگذاران پیپال به همراه تیل، در حال تبدیل شدن به سفیر ایالات متحده در دانمارک است.
🔹 پراکسیس در وبسایت خود ادعا میکند که بیش از ۱۵۰,۰۰۰ شهروند و سرمایهگذاری کلی بیش از ۱.۱ تریلیون دلار دارد. این فهرست شامل افرادی از ۸۰ کشور و ۴۲۹ شهر است. جالب اینجاست که هیچ گرینلندی در میان آنها نیست. حتی از آنها سوالی مبنی بر رضایتشان هم مطرح نمیشود.
🔹 در میان سرمایهگذاران با چهرههای خوب، شرکت آلامدا ریسرچ سم بنکمن-فرید قرار دارد. پیش از اینکه او به ۲۵ سال زندان به دلیل کلاهبرداری مربوط به صرافی افتیایکس محکوم شود، یکی از شرکتکنندگان در باند پدوفیل ( بچه باز ) اپستین و صاحب یک «پنتهاوس چندهمسری/ حرمسرا گونه» با متامفتامین برای نخبگان در باهاما بود — یکی از نسخههای نمایشی برای «شهر آینده».
🔹این دیکتاتوری دیجیتال به خالصترین شکل آن است، بدون هیچ آرایشی. هوش مصنوعی برای افرادی که در یک خلسهٔ دائمی به سر میبرند. غیرانسانی بودن به معنای واقعی کلمه.»
🔹 در آن زمان، من قانع نبودم که اینطور است، اما توصیه کردم که پیتر تیل را به دقت زیر نظر داشته باشم. خود تیل شخصاً وارد بحث شد، به طور مستقیم و غیرمستقیم، با طرح موضوعاتی که کاملاً مشخصهٔ ی مکتب جهانبینی ما هستند: حکومت دجال، آخرالزمان ها، شخصیت کاتِخون (بازدارنده ظهور ضد مسیح در نگاه ارتدوکس)، وجود روح، نقش لیبرالیسم و روشنگری رادیکال به عنوان ایدئولوژی شیطان به طور کلی.
🔷حتی قبل از کووید، فرستادگانی از طرف تیل پیش من آمدند و پیشنهاد گفتگوی بزرگی دربارهٔ ژئوپلیتیک آینده، نقش خشکی و دریا، نفت و گاز، روح و ماده دادند. سپس مشخص شد که او سرمایهگذاری نسبتاً زیادی در یکی از بانکهای تجاری بزرگ ما انجام داده است. او به اوراسیاگرایی و به طرز عجیبی به سنتگرایی و آخرتشناسی علاقه داشت.
🔹این روابط بیشتر توسعه نیافت، تا حدی به این دلیل که من از سال ۲۰۱۴ تحت شدیدترین تحریمها هستم که ارتباط را پیچیده میکند. وقتی مطمئن شد که نمیتوانم به آمریکا دعوت شوم، تیل قول داد به روسیه بیاید، اما سپس کووید-۱۹، عملیات نظامی ویژه، و کارزار انتخاباتی ترامپ فرا رسید که در آن تیل و تعدادی دیگر از الیگارشهای فناور سیلیکونولی (به ویژه ایلان ماسک) نقشی تعیینکننده ایفا کردند. گفتگو به طور نامحدود به تعویق افتاد.
🔹جالب اینجاست که تیل سپس مصاحبهٔ پرصدا و مفصلی با نیویورک تایمز انجام داد که در آن به طور مفصل دربارهٔ دجال صحبت کرد، و سپس مجموعهای چهار سخنرانی را به طور خاص به این موضوع اختصاص داد.
🔹در زیر نحوهٔ ارائهٔ این سخنرانیها توسط گروک، هوش مصنوعی ایلان ماسک، آمده است که بنا به تعریف خود را ضدووک ( woke ) و مدعی «عینیتگرایی» و فاصله از تبلیغات شدید جهانگرای لیبرال معرفی میکند که تا حدی در نسخههای دیگر هوش مصنوعی «تنیده شده است» (اگرچه این تز کاملاً موجه نیست، زیرا سایر پلتفرمهای هوش مصنوعی را میتوان با پرامپت مناسب روی رجیسترهای ایدئولوژیک مختلف، حتی گاهی رادیکالترین آنها، تنظیم کرد):
🔷 پیتر تیل، کارآفرین و سرمایهگذار شناخته شده، مجموعهای از چهار سخنرانی را با عنوان کلی «دجال: مجموعه سخنرانیهای چهار قسمتی» در سپتامبر تا اکتبر ۲۰۲۵ ارائه داد. این سخنرانیها توسط سازمان غیرانتفاعی ACTS 17 Collective (اقرار به مسیح در فناوری و جامعه) سازماندهی شد که به دنبال توسعهٔ یک جامعهٔ «مسیحی» در محیط فناوری است. این رویدادها در سانفرانسیسکو برگزار شد.
🔹 این سخنرانیها کاملاً خصوصی و بدون ضبط رسمی (بدون پخش رسمی) بودند و از شرکتکنندگان خواسته شد محتوای آن را علنی نکنند. بلیطها فقط برای کل مجموعه فروخته میشد، غیرقابل انتقال و غیرقابل استرداد بودند و خیلی سریع به فروش رسیدند. مخاطبان چند صد نفر بودند — عمدتاً افراد دعوت شده از صنعت فناوری، مسیحیان، روشنفکران و همکاران نزدیک تیل. هر شب شامل نوشیدنیها، یک سخنرانی، پرسش و پاسخ با پیتر رابینسون (فیلمنامهنویس سابق ریگان) و مخاطبان، و سرو دسر بود. بیرون از سالن، اعتراضاتی با تظاهرات و موسیقی وجود داشت، اما در داخل، فضا آرام و روشنفکرانه بود.
🔹سخنرانیها به عنوان مجموعهای منسجم ساختاردهی شده بودند که هر سخنرانی متعاقب بر روی سخنرانی قبلی بنا میشد. تیل، با تکیه بر ایمان مسیحی خود (که تحت تأثیر رنه ژیرار و دیگر متفکران قرار داشت)، شخصیت کتابمقدسی دجال را به مسائل معاصر در علم، فناوری، سیاست و جهانگرایی پیوند داد. او دجال را به عنوان «یک پادشاه شیطانی، ستمگر، یا مسیحای دروغین که در پایان زمان ظاهر میشود» تعریف کرد و هشدار داد که تجلیات او میتواند به شکل نهادهای جهانی، مقررات، و احساسات ضد فناوری منجر به رکود و آخرالزمان شود.
📄2
@Multipolar_world1 🌍
🔹 پراکسیس در وبسایت خود ادعا میکند که بیش از ۱۵۰,۰۰۰ شهروند و سرمایهگذاری کلی بیش از ۱.۱ تریلیون دلار دارد. این فهرست شامل افرادی از ۸۰ کشور و ۴۲۹ شهر است. جالب اینجاست که هیچ گرینلندی در میان آنها نیست. حتی از آنها سوالی مبنی بر رضایتشان هم مطرح نمیشود.
🔹 در میان سرمایهگذاران با چهرههای خوب، شرکت آلامدا ریسرچ سم بنکمن-فرید قرار دارد. پیش از اینکه او به ۲۵ سال زندان به دلیل کلاهبرداری مربوط به صرافی افتیایکس محکوم شود، یکی از شرکتکنندگان در باند پدوفیل ( بچه باز ) اپستین و صاحب یک «پنتهاوس چندهمسری/ حرمسرا گونه» با متامفتامین برای نخبگان در باهاما بود — یکی از نسخههای نمایشی برای «شهر آینده».
🔹این دیکتاتوری دیجیتال به خالصترین شکل آن است، بدون هیچ آرایشی. هوش مصنوعی برای افرادی که در یک خلسهٔ دائمی به سر میبرند. غیرانسانی بودن به معنای واقعی کلمه.»
🔹 در آن زمان، من قانع نبودم که اینطور است، اما توصیه کردم که پیتر تیل را به دقت زیر نظر داشته باشم. خود تیل شخصاً وارد بحث شد، به طور مستقیم و غیرمستقیم، با طرح موضوعاتی که کاملاً مشخصهٔ ی مکتب جهانبینی ما هستند: حکومت دجال، آخرالزمان ها، شخصیت کاتِخون (بازدارنده ظهور ضد مسیح در نگاه ارتدوکس)، وجود روح، نقش لیبرالیسم و روشنگری رادیکال به عنوان ایدئولوژی شیطان به طور کلی.
🔷حتی قبل از کووید، فرستادگانی از طرف تیل پیش من آمدند و پیشنهاد گفتگوی بزرگی دربارهٔ ژئوپلیتیک آینده، نقش خشکی و دریا، نفت و گاز، روح و ماده دادند. سپس مشخص شد که او سرمایهگذاری نسبتاً زیادی در یکی از بانکهای تجاری بزرگ ما انجام داده است. او به اوراسیاگرایی و به طرز عجیبی به سنتگرایی و آخرتشناسی علاقه داشت.
🔹این روابط بیشتر توسعه نیافت، تا حدی به این دلیل که من از سال ۲۰۱۴ تحت شدیدترین تحریمها هستم که ارتباط را پیچیده میکند. وقتی مطمئن شد که نمیتوانم به آمریکا دعوت شوم، تیل قول داد به روسیه بیاید، اما سپس کووید-۱۹، عملیات نظامی ویژه، و کارزار انتخاباتی ترامپ فرا رسید که در آن تیل و تعدادی دیگر از الیگارشهای فناور سیلیکونولی (به ویژه ایلان ماسک) نقشی تعیینکننده ایفا کردند. گفتگو به طور نامحدود به تعویق افتاد.
🔹جالب اینجاست که تیل سپس مصاحبهٔ پرصدا و مفصلی با نیویورک تایمز انجام داد که در آن به طور مفصل دربارهٔ دجال صحبت کرد، و سپس مجموعهای چهار سخنرانی را به طور خاص به این موضوع اختصاص داد.
🔹در زیر نحوهٔ ارائهٔ این سخنرانیها توسط گروک، هوش مصنوعی ایلان ماسک، آمده است که بنا به تعریف خود را ضدووک ( woke ) و مدعی «عینیتگرایی» و فاصله از تبلیغات شدید جهانگرای لیبرال معرفی میکند که تا حدی در نسخههای دیگر هوش مصنوعی «تنیده شده است» (اگرچه این تز کاملاً موجه نیست، زیرا سایر پلتفرمهای هوش مصنوعی را میتوان با پرامپت مناسب روی رجیسترهای ایدئولوژیک مختلف، حتی گاهی رادیکالترین آنها، تنظیم کرد):
🔷 پیتر تیل، کارآفرین و سرمایهگذار شناخته شده، مجموعهای از چهار سخنرانی را با عنوان کلی «دجال: مجموعه سخنرانیهای چهار قسمتی» در سپتامبر تا اکتبر ۲۰۲۵ ارائه داد. این سخنرانیها توسط سازمان غیرانتفاعی ACTS 17 Collective (اقرار به مسیح در فناوری و جامعه) سازماندهی شد که به دنبال توسعهٔ یک جامعهٔ «مسیحی» در محیط فناوری است. این رویدادها در سانفرانسیسکو برگزار شد.
🔹 این سخنرانیها کاملاً خصوصی و بدون ضبط رسمی (بدون پخش رسمی) بودند و از شرکتکنندگان خواسته شد محتوای آن را علنی نکنند. بلیطها فقط برای کل مجموعه فروخته میشد، غیرقابل انتقال و غیرقابل استرداد بودند و خیلی سریع به فروش رسیدند. مخاطبان چند صد نفر بودند — عمدتاً افراد دعوت شده از صنعت فناوری، مسیحیان، روشنفکران و همکاران نزدیک تیل. هر شب شامل نوشیدنیها، یک سخنرانی، پرسش و پاسخ با پیتر رابینسون (فیلمنامهنویس سابق ریگان) و مخاطبان، و سرو دسر بود. بیرون از سالن، اعتراضاتی با تظاهرات و موسیقی وجود داشت، اما در داخل، فضا آرام و روشنفکرانه بود.
🔹سخنرانیها به عنوان مجموعهای منسجم ساختاردهی شده بودند که هر سخنرانی متعاقب بر روی سخنرانی قبلی بنا میشد. تیل، با تکیه بر ایمان مسیحی خود (که تحت تأثیر رنه ژیرار و دیگر متفکران قرار داشت)، شخصیت کتابمقدسی دجال را به مسائل معاصر در علم، فناوری، سیاست و جهانگرایی پیوند داد. او دجال را به عنوان «یک پادشاه شیطانی، ستمگر، یا مسیحای دروغین که در پایان زمان ظاهر میشود» تعریف کرد و هشدار داد که تجلیات او میتواند به شکل نهادهای جهانی، مقررات، و احساسات ضد فناوری منجر به رکود و آخرالزمان شود.
📄2
@Multipolar_world1 🌍
🔷تیل ایدههایی از الهیات، تاریخ و ادبیات استخراج کرد و به رنه ژیرار، فرانسیس بیکن، جاناتان سوییفت، کارل اشمیت، جان هنری نیومن، ولادیمیر سولویوف و دیگران اشاره کرد. او همچنین به مفهوم کاتِخون — نیرویی که جلوی دجال را میگیرد (از دوم تسالونیکیان) — اشاره کرد و آن را به ساختارهای معاصری مانند ترامپ، مگا و ایالات متحده پیوند داد.
📌در اینجا شرح مختصری با موضوعات اصلی هر سخنرانی آورده شده است:
🔺سخنرانی ۱: «دانش افزایش خواهد یافت» (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶 موضوع اصلی: رابطهٔ دجال با آرماگدون و نقش علم/فناوری.
🔸- تیل استدلال کرد که دجال از ترسهای وجودی (جنگ، خبرهای جنگ، آخرالزمان فناورانه) برای به دست گرفتن کنترل و متوقف کردن پیشرفت بهرهبرداری میکند. این منجر به رکودی میشود که از قبل در جهان مشهود است.
🔸- نمونههای کلیدی: ارجاع به دانیال ۱۲:۴ («دانش افزایش خواهد یافت») و متی ۲۴:۶؛ لوس آلاموس ( محل پیشبرد پروژه منهتن، ساخت اولین بمب اتمی) به عنوان نمادی از تشدید تهدیدها.
🔸- تیل هشدار داد که از ترسها (مثلاً از هوش مصنوعی یا سلاحهای هستهای) برای کنترل جهانی استفاده میشود.
🔺سخنرانی ۲: «امپراتوری و رابطهٔ دجال با دولت» (۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: اشکال حکومت شبه دجال و تکامل آنها.
🔸- تیل بحث کرد که چگونه دولتها میتوانند ضد علم یا طرفدار علم، ضد مسیحیت یا طرفدار مسیحیت باشند، و چگونه جهانگرایی (دانیال ۱۲:۴: «بسیاری در سیر و سفر خواهند بود») به «جهان واحد» — «امپراتوری دجال» — منجر میشود که علم را سرکوب میکند.
🔸- او این را از طریق ادبیات نشان داد: آتلانتیس نوین بیکن، سفرهای گالیور سوییفت، نگهبانان آلن مور (جایی که اوزیماندیاس شخصیتی شبیه دجال است که برای صلح جهانی از طریق دولت جهانی تلاش میکند) و وان پیس اییچیرو اودا (جایی که جهان آینده علم را سرکوب میکند، قهرمان مسیحوار است).
🔸- با این حال، در مقالهای که تیل در همین موضوع نوشته، پروژهٔ فرانسیس بیکن با ایجاد «تمدن دجال» یکی دانسته شده و «آتلانتیس نوین» او به عنوان نمونهٔ اولیهٔ دوران مدرن اروپا به عنوان شیطانپرستی تعبیر شده است. به وضوح، تیل در آخرتشناسی از یک افراط به افراط دیگر در نوسان است.
🔺سخنرانی ۳: «چگونه یک نفر میتواند جهان را تسخیر کند و سرعتی که آن شخص باید با آن حرکت کند تا چنین کند» (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: چگونه یک نفر (دجال) میتواند جهان را در طول یک عمر تسخیر کند.
🔸- تیل بر «سرعت» تأکید کرد — دجال باید جوان باشد (در حالت ایدهآل ۳۳ ساله، مانند مسیح، بودا، یا اسکندر کبیر) تا بتواند به سرعت ثروت و قدرت را جمع کند. شخصیتهای مسنتر (مانند شی جین پینگ یا تراژان) مناسب نیستند.
🔸- مثالها: ناپلئون (۳۰ ساله)، هیتلر (۵۰ ساله، خیلی دیر)؛ از ادبیات: فصل ۳۳ لیوی در مورد تاریخ روم، ارباب حلقهها تالکین (هابیتها در ۳۳ سالگی به سن بلوغ میرسند).
🔸- موضوع سرعت و شتاب برای کل فلسفهٔ «روشنگری تاریک» (شتابگرایی راست) مرکزی است و نقش کلیدی در ساخت استراتژیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایفا میکند.
🔸- اگرچه ترامپ با نیمرخ یک فرد ۳۰ ساله مطابقت ندارد، اما معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، که توسط پیتر تیل به این سمت ارتقا یافت، کاملاً با آن مطابقت دارد. با این حال، با مشاهدهٔ رفتار ترامپ در دورهٔ دوم خود، میتوان فرض کرد که او هدف بلندپروازانهٔ تکمیل این سفر را قبل از ۹۰ سالگی خود تعیین کرده است. و باز هم، ابهام وجود دارد: از یک سو، به نظر میرسد تیل از دجال انتقاد میکند و دربارهٔ او هشدار میدهد، اما از سوی دیگر، آشکارا از بسیاری جهات با او همدردی میکند.
🔺سخنرانی ۴: «روم جدید» (۶ اکتبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: «کاتِخون» مدرن و «روم جدید» دجال.
🔸- تیل ایالات متحده را به عنوان یک کاتِخون بالقوه (آن کس که مانع دجال میشود) شناسایی کرد، اما با ویژگیهای یکقطبی و هژمونی (ناتو، دلار، نقش «پلیس جهان»). سانفرانسیسکو، به عنوان مرکزی جدا از واشنگتن، در معرض خطر تبدیل شدن به کانون یک دولت جهانی است.
🔸- پس از جنگ جهانی دوم، کاتِخون ضد کمونیسم بود (۱۹۸۹-۱۹۴۵)، اکنون دیوانسالاری است.
- مثالها: گوانتانامو (تضعیف تشریفات)؛ روسیه/پوتین — خیلی ضعیف؛ یهودیان به عنوان مقاومت در برابر دجال (به گفته سولویوف).
🔸- روند فکری تیل در مورد یهودیان به همان اندازه متناقض است که استدلال او در مورد هر چیز دیگری. او از این پیش میرود که عهد جدید چگونه آنها را «لجوج» تعریف میکند، یعنی سرکش. تیل میگوید: به دلیل لجاجتشان، یهودیان مسیح را نپذیرفتند، و به دلیل همان لجاجت رادیکال، ضربدر حُتسپه، دجال را نیز نخواهند پذیرفت (اما این قطعی نیست).
📄3
@Multipolar_world1 🌍
📌در اینجا شرح مختصری با موضوعات اصلی هر سخنرانی آورده شده است:
🔺سخنرانی ۱: «دانش افزایش خواهد یافت» (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶 موضوع اصلی: رابطهٔ دجال با آرماگدون و نقش علم/فناوری.
🔸- تیل استدلال کرد که دجال از ترسهای وجودی (جنگ، خبرهای جنگ، آخرالزمان فناورانه) برای به دست گرفتن کنترل و متوقف کردن پیشرفت بهرهبرداری میکند. این منجر به رکودی میشود که از قبل در جهان مشهود است.
🔸- نمونههای کلیدی: ارجاع به دانیال ۱۲:۴ («دانش افزایش خواهد یافت») و متی ۲۴:۶؛ لوس آلاموس ( محل پیشبرد پروژه منهتن، ساخت اولین بمب اتمی) به عنوان نمادی از تشدید تهدیدها.
🔸- تیل هشدار داد که از ترسها (مثلاً از هوش مصنوعی یا سلاحهای هستهای) برای کنترل جهانی استفاده میشود.
🔺سخنرانی ۲: «امپراتوری و رابطهٔ دجال با دولت» (۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: اشکال حکومت شبه دجال و تکامل آنها.
🔸- تیل بحث کرد که چگونه دولتها میتوانند ضد علم یا طرفدار علم، ضد مسیحیت یا طرفدار مسیحیت باشند، و چگونه جهانگرایی (دانیال ۱۲:۴: «بسیاری در سیر و سفر خواهند بود») به «جهان واحد» — «امپراتوری دجال» — منجر میشود که علم را سرکوب میکند.
🔸- او این را از طریق ادبیات نشان داد: آتلانتیس نوین بیکن، سفرهای گالیور سوییفت، نگهبانان آلن مور (جایی که اوزیماندیاس شخصیتی شبیه دجال است که برای صلح جهانی از طریق دولت جهانی تلاش میکند) و وان پیس اییچیرو اودا (جایی که جهان آینده علم را سرکوب میکند، قهرمان مسیحوار است).
🔸- با این حال، در مقالهای که تیل در همین موضوع نوشته، پروژهٔ فرانسیس بیکن با ایجاد «تمدن دجال» یکی دانسته شده و «آتلانتیس نوین» او به عنوان نمونهٔ اولیهٔ دوران مدرن اروپا به عنوان شیطانپرستی تعبیر شده است. به وضوح، تیل در آخرتشناسی از یک افراط به افراط دیگر در نوسان است.
🔺سخنرانی ۳: «چگونه یک نفر میتواند جهان را تسخیر کند و سرعتی که آن شخص باید با آن حرکت کند تا چنین کند» (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: چگونه یک نفر (دجال) میتواند جهان را در طول یک عمر تسخیر کند.
🔸- تیل بر «سرعت» تأکید کرد — دجال باید جوان باشد (در حالت ایدهآل ۳۳ ساله، مانند مسیح، بودا، یا اسکندر کبیر) تا بتواند به سرعت ثروت و قدرت را جمع کند. شخصیتهای مسنتر (مانند شی جین پینگ یا تراژان) مناسب نیستند.
🔸- مثالها: ناپلئون (۳۰ ساله)، هیتلر (۵۰ ساله، خیلی دیر)؛ از ادبیات: فصل ۳۳ لیوی در مورد تاریخ روم، ارباب حلقهها تالکین (هابیتها در ۳۳ سالگی به سن بلوغ میرسند).
🔸- موضوع سرعت و شتاب برای کل فلسفهٔ «روشنگری تاریک» (شتابگرایی راست) مرکزی است و نقش کلیدی در ساخت استراتژیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایفا میکند.
🔸- اگرچه ترامپ با نیمرخ یک فرد ۳۰ ساله مطابقت ندارد، اما معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، که توسط پیتر تیل به این سمت ارتقا یافت، کاملاً با آن مطابقت دارد. با این حال، با مشاهدهٔ رفتار ترامپ در دورهٔ دوم خود، میتوان فرض کرد که او هدف بلندپروازانهٔ تکمیل این سفر را قبل از ۹۰ سالگی خود تعیین کرده است. و باز هم، ابهام وجود دارد: از یک سو، به نظر میرسد تیل از دجال انتقاد میکند و دربارهٔ او هشدار میدهد، اما از سوی دیگر، آشکارا از بسیاری جهات با او همدردی میکند.
🔺سخنرانی ۴: «روم جدید» (۶ اکتبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: «کاتِخون» مدرن و «روم جدید» دجال.
🔸- تیل ایالات متحده را به عنوان یک کاتِخون بالقوه (آن کس که مانع دجال میشود) شناسایی کرد، اما با ویژگیهای یکقطبی و هژمونی (ناتو، دلار، نقش «پلیس جهان»). سانفرانسیسکو، به عنوان مرکزی جدا از واشنگتن، در معرض خطر تبدیل شدن به کانون یک دولت جهانی است.
🔸- پس از جنگ جهانی دوم، کاتِخون ضد کمونیسم بود (۱۹۸۹-۱۹۴۵)، اکنون دیوانسالاری است.
- مثالها: گوانتانامو (تضعیف تشریفات)؛ روسیه/پوتین — خیلی ضعیف؛ یهودیان به عنوان مقاومت در برابر دجال (به گفته سولویوف).
🔸- روند فکری تیل در مورد یهودیان به همان اندازه متناقض است که استدلال او در مورد هر چیز دیگری. او از این پیش میرود که عهد جدید چگونه آنها را «لجوج» تعریف میکند، یعنی سرکش. تیل میگوید: به دلیل لجاجتشان، یهودیان مسیح را نپذیرفتند، و به دلیل همان لجاجت رادیکال، ضربدر حُتسپه، دجال را نیز نخواهند پذیرفت (اما این قطعی نیست).
📄3
@Multipolar_world1 🌍
🔷به طور کلی، تیل دیدگاههای آزادیخواهانه را بیان کرد:
🔶او دجال را در تمرکزگرایی، مقررات (مثلاً در تلاشها برای کنترل هوش مصنوعی)، کنشگری آب و هوایی (گرتا تونبرگ به عنوان یک «لژیونر دجال»)، و سازمانهای جهانی مانند سازمان ملل میبیند که منجر به رکود و پایان جهان میشوند. او تأکید کرد که فناوری «معجزهٔ ای تازه — هرچند “سیاه” است — که با این مقابله میکند» و خواستار هوشیاری شد.
🔸این سخنرانیها ادامهٔ سخنرانیهای قبلی او در موضوعات مشابه است (مثلاً در پاریس در ۲۰۲۳ و آکسفورد در ۲۰۲۵، اما مجموعهٔ سانفرانسیسکو دقیقترین است).
🔹وقتی همهٔ اینها را میخوانید، رهایی از این حس که انگار نه در ایالات متحده، بلکه در سخنرانیهای «دانشگاه نو» در مسکو در اواخر دههٔ ۱۹۹۰ و اوایل دههٔ ۲۰۰۰ هستیم، دشوار است، جایی که ما — خودم و روشنفکران «حلقهٔ یوژینسکی» به همراه جوانان شیدا، نوسنتگرا و رو به بالا — موضوعات بسیار مشابهی را بحث میکردیم، و دین، ژئوپلیتیک، عرفان، فلسفه، علم و روابط بینالملل را در زمینی افراطی در هم میبافتیم.
🔹در آن زمان، برای ناظران بیرونی، این امر «حاشیهای» و «عجیبوغریب» به نظر میرسید. هیچ کس جرأت نمیکند پیتر تیل، ایلان ماسک، الکس کارپ، و حتی بیشتر از آن جیدی ونس یا خود ترامپ را که به وضوح به این ایدهها گوش میدهد، «حاشیهای» یا «عجیبوغریب» بنامد. اما هر اتفاقی ممکن است.
🔶و بنابراین، «دولت ژرفتر»: اگر در واقع به پروژههای الیگارشی فناورِ «روشنگری تاریک» نزدیک باشد (و به نظر میرسد چنین است، اما این نیاز به بررسی بیشتر دارد)، آنگاه این «دولت ژرفتر» در نور زیر ظاهر میشود:
🔹این دولت تشخیص میدهد که جهانگرایی لیبرال، ایدئولوژی حقوق بشر، سیاست جنسیتی، و دستور کار زیستمحیطی دیگر کار نمیکند. این همان چیزی است که تیل آن را «دجال جمعی» مینامد — حزب دموکرات ایالات متحده، رهبران لیبرال کنونی اتحادیهٔ اروپا، محیطگرایان، سازمانهای مردمنهاد، طرفداران مهاجرت کنترلنشده، متعصبان «جامعهٔ باز» (سوروس و پسرش). دیوانسالاری ناکارآمد دولتی نیز در این دسته قرار میگیرد. تا اینجا خوب است، و ما میتوانیم کاملاً با این موافق باشیم. همهٔ اینها پروژهٔ مدرنیتهٔ اروپای غربی است — مسیحیتزدایی، ماتریالیسم، بیخدایی، ضد مسیحیت، و سپس شیطانپرستی محض.
🔶در مقابل جهانگرایان، تیل پیشنهاد حمایت از «کاتِخون»، شخصیت بازدارنده، و برقراری یک امپراتوری جهانی — بدون هیچ اشارهای به حقوق بشر یا دموکراسی — را مطرح میکند. اما این «امپراتوری» چیست؟ رهبری آن بر عهدهٔ ایالات متحده و پادشاه آمریکایی (ترامپ یا جانشین او) است.
🔶 الیگارشهای فناور به اشرافیت موروثی تبدیل میشوند و اربابرعیتهای آنها برنامهنویسان هستند. بقیه به یک نیروی کار خام تبدیل خواهند شد که نیاز به آن به تدریج به کلی از بین میرود، زیرا مردم با ضریب هوشی پایین صرفاً با رباتها یا الگوریتمها جایگزین خواهند شد. پادشاه آمریکایی با هوش مصنوعی قوی (AGI) ادغام خواهد شد و تکینگی فرا خواهد رسید. یعنی در این نسخه، آمریکا «امپراتوری» است (از این رو نتیجهٔ دکترین مونرو از سوی ترامپ، ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، و برنامههای الحاق گرینلند و سپس کانادا)، و هوش مصنوعی خود کاتِخون است.
🔸از «روح جاودان» یاد میشود، اما در زمینهای نسبتاً شوم. به گفتهٔ تیل، تغییر جنسیت تنها مرحلهٔ اول است (او خود به یک گرایش غیرسنتی پایبند است). در مرحلهٔ بعد، باید یاد گرفت که آگاهی (=روح) را از بدنی به بدن دیگر، انسانی، ماشینی یا چیز دیگر منتقل کرد. این پیروزی «کلیسا» خواهد بود، اما از نوعی نسبتاً عجیب. نمونهٔ اولیهٔ آن همان سازمانی است که سمینارهای تیل را در سانفرانسیسکو برگزار کرد: «اقرار به مسیح در فناوری و جامعه».
🔹اگر بخش اول چنین برنامهای از شتابگرایی راست قابل پذیرش باشد، بخشهای دوم و سوم، اگرچه چیزی آشنا را تداعی میکنند (امپراتوری، کاتِخون، جاودانگی روح — اینها را قبلاً جایی شنیدهایم، زیرا چنین است ایدهٔ روسی!)، وقتی برای ایالات متحده، هوش مصنوعی و پساانسانگرایی به کار گرفته شوند، تصویری از دجال بسیار واقعی خلق میکنند: اکنون دجال ۲، به جای دجالی که از قبل وجود دارد، الیگارشهای فنّاور، دجالی را که خواهد آمد، پیشنهاد میکنند. این دعوتی است برای برداشتن گامی دیگر به جلو در همان مسیر به ورطهای که غرب در تمام طول دوران مدرن طی کرده است.
🔹اگر چنین باشد، تفاوت بین صرفاً «دولت ژرف» (جهانگرایی لیبرال کلاسیک) و «دولت ژرفتر» روشن است. اینها به سادگی دو فاز منطقی از همان فرایند تاریخی هستند. در کتاب مکاشفه یوحنا، یک شاخ از وحش جایگزین شاخ دیگر میشود تا اینکه تنها یکی باقی میماند.
📄4
@Multipolar_world1 🌍
🔶او دجال را در تمرکزگرایی، مقررات (مثلاً در تلاشها برای کنترل هوش مصنوعی)، کنشگری آب و هوایی (گرتا تونبرگ به عنوان یک «لژیونر دجال»)، و سازمانهای جهانی مانند سازمان ملل میبیند که منجر به رکود و پایان جهان میشوند. او تأکید کرد که فناوری «معجزهٔ ای تازه — هرچند “سیاه” است — که با این مقابله میکند» و خواستار هوشیاری شد.
🔸این سخنرانیها ادامهٔ سخنرانیهای قبلی او در موضوعات مشابه است (مثلاً در پاریس در ۲۰۲۳ و آکسفورد در ۲۰۲۵، اما مجموعهٔ سانفرانسیسکو دقیقترین است).
🔹وقتی همهٔ اینها را میخوانید، رهایی از این حس که انگار نه در ایالات متحده، بلکه در سخنرانیهای «دانشگاه نو» در مسکو در اواخر دههٔ ۱۹۹۰ و اوایل دههٔ ۲۰۰۰ هستیم، دشوار است، جایی که ما — خودم و روشنفکران «حلقهٔ یوژینسکی» به همراه جوانان شیدا، نوسنتگرا و رو به بالا — موضوعات بسیار مشابهی را بحث میکردیم، و دین، ژئوپلیتیک، عرفان، فلسفه، علم و روابط بینالملل را در زمینی افراطی در هم میبافتیم.
🔹در آن زمان، برای ناظران بیرونی، این امر «حاشیهای» و «عجیبوغریب» به نظر میرسید. هیچ کس جرأت نمیکند پیتر تیل، ایلان ماسک، الکس کارپ، و حتی بیشتر از آن جیدی ونس یا خود ترامپ را که به وضوح به این ایدهها گوش میدهد، «حاشیهای» یا «عجیبوغریب» بنامد. اما هر اتفاقی ممکن است.
🔶و بنابراین، «دولت ژرفتر»: اگر در واقع به پروژههای الیگارشی فناورِ «روشنگری تاریک» نزدیک باشد (و به نظر میرسد چنین است، اما این نیاز به بررسی بیشتر دارد)، آنگاه این «دولت ژرفتر» در نور زیر ظاهر میشود:
🔹این دولت تشخیص میدهد که جهانگرایی لیبرال، ایدئولوژی حقوق بشر، سیاست جنسیتی، و دستور کار زیستمحیطی دیگر کار نمیکند. این همان چیزی است که تیل آن را «دجال جمعی» مینامد — حزب دموکرات ایالات متحده، رهبران لیبرال کنونی اتحادیهٔ اروپا، محیطگرایان، سازمانهای مردمنهاد، طرفداران مهاجرت کنترلنشده، متعصبان «جامعهٔ باز» (سوروس و پسرش). دیوانسالاری ناکارآمد دولتی نیز در این دسته قرار میگیرد. تا اینجا خوب است، و ما میتوانیم کاملاً با این موافق باشیم. همهٔ اینها پروژهٔ مدرنیتهٔ اروپای غربی است — مسیحیتزدایی، ماتریالیسم، بیخدایی، ضد مسیحیت، و سپس شیطانپرستی محض.
🔶در مقابل جهانگرایان، تیل پیشنهاد حمایت از «کاتِخون»، شخصیت بازدارنده، و برقراری یک امپراتوری جهانی — بدون هیچ اشارهای به حقوق بشر یا دموکراسی — را مطرح میکند. اما این «امپراتوری» چیست؟ رهبری آن بر عهدهٔ ایالات متحده و پادشاه آمریکایی (ترامپ یا جانشین او) است.
🔶 الیگارشهای فناور به اشرافیت موروثی تبدیل میشوند و اربابرعیتهای آنها برنامهنویسان هستند. بقیه به یک نیروی کار خام تبدیل خواهند شد که نیاز به آن به تدریج به کلی از بین میرود، زیرا مردم با ضریب هوشی پایین صرفاً با رباتها یا الگوریتمها جایگزین خواهند شد. پادشاه آمریکایی با هوش مصنوعی قوی (AGI) ادغام خواهد شد و تکینگی فرا خواهد رسید. یعنی در این نسخه، آمریکا «امپراتوری» است (از این رو نتیجهٔ دکترین مونرو از سوی ترامپ، ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، و برنامههای الحاق گرینلند و سپس کانادا)، و هوش مصنوعی خود کاتِخون است.
🔸از «روح جاودان» یاد میشود، اما در زمینهای نسبتاً شوم. به گفتهٔ تیل، تغییر جنسیت تنها مرحلهٔ اول است (او خود به یک گرایش غیرسنتی پایبند است). در مرحلهٔ بعد، باید یاد گرفت که آگاهی (=روح) را از بدنی به بدن دیگر، انسانی، ماشینی یا چیز دیگر منتقل کرد. این پیروزی «کلیسا» خواهد بود، اما از نوعی نسبتاً عجیب. نمونهٔ اولیهٔ آن همان سازمانی است که سمینارهای تیل را در سانفرانسیسکو برگزار کرد: «اقرار به مسیح در فناوری و جامعه».
🔹اگر بخش اول چنین برنامهای از شتابگرایی راست قابل پذیرش باشد، بخشهای دوم و سوم، اگرچه چیزی آشنا را تداعی میکنند (امپراتوری، کاتِخون، جاودانگی روح — اینها را قبلاً جایی شنیدهایم، زیرا چنین است ایدهٔ روسی!)، وقتی برای ایالات متحده، هوش مصنوعی و پساانسانگرایی به کار گرفته شوند، تصویری از دجال بسیار واقعی خلق میکنند: اکنون دجال ۲، به جای دجالی که از قبل وجود دارد، الیگارشهای فنّاور، دجالی را که خواهد آمد، پیشنهاد میکنند. این دعوتی است برای برداشتن گامی دیگر به جلو در همان مسیر به ورطهای که غرب در تمام طول دوران مدرن طی کرده است.
🔹اگر چنین باشد، تفاوت بین صرفاً «دولت ژرف» (جهانگرایی لیبرال کلاسیک) و «دولت ژرفتر» روشن است. اینها به سادگی دو فاز منطقی از همان فرایند تاریخی هستند. در کتاب مکاشفه یوحنا، یک شاخ از وحش جایگزین شاخ دیگر میشود تا اینکه تنها یکی باقی میماند.
📄4
@Multipolar_world1 🌍
🔺با توجه به آنچه ترامپ در حال حاضر در سیاست جهانی انجام میدهد — لغو حقوق بینالملل، حمله به کشورهای مستقل، ربودن حاکمان قانونی، تصرف نفت و مواد معدنی در هر کجا که میخواهد، بمباران تأسیسات هستهای (ایران) و به طور اتفاقی، ادامهٔ حمایت از رژیم آشکارا اهریمنی کییف — موضوع سمینارهای تیل دیگر چیزی انتزاعی نیست.
🔶با این حال، این تنها یک رویکرد اولیه به مسئلهٔ «دولت ژرفتر» پس از یک سال ریاستجمهوری ترامپ است. در همان زمان، چندین موضوع دیگر نیز مطرح شده است که حتی وفادارترین حامیان ترامپ را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم کرده است. آنها همچنین به موضوع ما مرتبط هستند. من مقالات بعدی را به آنها اختصاص خواهم داد.
ادامه دارد…
🖇️پیوند مقاله.
📄5
@Multipolar_world1 🌍
🔶با این حال، این تنها یک رویکرد اولیه به مسئلهٔ «دولت ژرفتر» پس از یک سال ریاستجمهوری ترامپ است. در همان زمان، چندین موضوع دیگر نیز مطرح شده است که حتی وفادارترین حامیان ترامپ را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم کرده است. آنها همچنین به موضوع ما مرتبط هستند. من مقالات بعدی را به آنها اختصاص خواهم داد.
ادامه دارد…
🖇️پیوند مقاله.
📄5
@Multipolar_world1 🌍
📄 «از جغرافیای مقدس تا ژئوپلیتیک»
🖋️ الکساندر دوگین
مفاهیم ژئوپلیتیکی از دیرباز مهمترین عامل در سیاست مدرن بوده است. این مفاهیم مبتنی بر اصول کلی است که به فرد اجازه می دهد تا به راحتی وضعیت هر کشور و هر منطقه را تجزیه و تحلیل کند.
۱. ژئوپلیتیک به عنوان علم واسط
· ژئوپلیتیک امروزی علمی «دنیوی» و عرفی زدایی شده (secularized) است، اما در میان همه علوم مدرن، بیشترین ارتباط را با سنت (Tradition) و علوم سنتی حفظ کرده است.
· رنه گنون گفته شیمی مدرن حاصل عرفی زدایی از کیمیا (آلکیمی) است و فیزیک مدرن ریشه در جادو دارد. به همین قیاس، ژئوپلیتیک مدرن حاصل عرفی زدایی و مقدس زدایی «جغرافیای مقدس» است.
· از آنجا که ژئوپلیتیک اغلب «شبه علم» خوانده میشود، عرفی شدن آن به اندازه شیمی یا فیزیک کامل نیست و ارتباطش با جغرافیای مقدس همچنان نسبتاً آشکار است. به همین دلیل ژئوپلیتیک جایگاهی میانی (intermediary) میان علم سنتی و علم دنیوی دارد.
۲. خشکی و دریا (Land and Sea) – بنیادهای ژئوپلیتیک
· دو مفهوم بنیادین ژئوپلیتیک، خشکی (Land) و دریا (Sea) هستند. همین دو عنصر (زمین و آب) ریشه تخیل کیفی انسان از فضای زمینی را تشکیل میدهند.
· خشکی یعنی ثبات، گرانش، قرارداشتن، فضا به خودیِ خود. دریا یعنی تحرک، نرمی، پویایی و زمان.
· تجربه جهان شمول زمین و آب به مفهوم سنتی «فلک» (Firmament) منجر میشود، چون وجود آبهای برین در آسمان (منبع باران) مستلزم وجود عنصر متقارن و ضروری یعنی خشکیِ گنبد آسمانی است.
· زمین، دریا و اقیانوس در مجموع مقولات اصلی هستی زمینی اند و بشر ناگزیر برخی از صفات بنیادین جهان را در آنها میبیند.
🔹· در سطح پدیده های کلان ژئوپلیتیک، خشکی و دریا دو مفهوم «تالاسوکراسی» (Thalassocracy = قدرت از طریق دریا) و «تلوروکراسی» (Tellurocracy = قدرت از طریق خشکی) را میآفرینند.
· قدرتمندی هر دولت یا امپراتوری بر پایه ترجیح یکی از این دو مقوله است: یا تالاسوکراسی (با کشور مادر و مستعمرات، و طبیعتی گسسته و ناپیوسته) یا تلوروکراسی (با پایتخت و استانها در یک خشکی مشترک و با پیوستگی سرزمینی).
· نمونه: ژئوپلیتیک آمریکا با وجود وسعت آمریکای شمالی، ماهیتی جزیره های (island nature) دارد؛ در حالی که ژاپنِ جزیره ای، ذهنیت قاره های (continental mentality) دارد.
۳. نمادشناسی چشمانداز ها (Landscape)
· تمدن های دریایی (مانند دریای سیاه یا مدیترانه) با تمدن های اقیانوسی (ملل جزیره های ساکن کنار اقیانوس باز) تفاوت کیفی دارند. همچنین تمدن های رودخانه های و دریاچه های نیز تقسیم بندی خاص خود را دارند.
· در تلوروکراسی نیز صورتهای خاصی وجود دارد: تمدن استپ، تمدن جنگل، تمدن کوهستان، تمدن دشت، تمدن بیابان و تمدن یخ.
· بیابانها و استپ ها نماینده خُرده جهان ژئوپلیتیک کوچندگان (عشایر) هستند و «تمایل تلوروکراتیک» در آنها به اوج میرسد (چون عامل «آب» حداقل است).
امپراتوری بیابانیِ خلافت عرب و امپراتوری استپیِ چنگیزخان نمونههایی از این گزاره اند.
· کوهستان و تمدن های کوهستانی غالباً باستانی (archaic) و تکه تکه (fragmentary) اند و به ندرت مرکز امپراتوری بوده اند. در جغرافیای مقدس گزاره مشهور «کوه ها جایگاه دیوان اند » رواج دارد. از طرف دیگر کوهها مراکز مقدس سنت (sacred centers of Tradition) اند و نوعی قدرت روحانی را در تلوروکراسی به رخ میکشند.
· تپه (hill) – حاصل ترکیب نمادین کوه (مدل هیراتیک) و بیابان (مدل شاهی) – نماد قدرت امپراتوری است: بالاتر از سطح دنیوی استپ اما نه در حد قدرت برتر کوه. پایتخت امپراتوری های تلوروکراتیک بزرگ بر روی تپه یا تپه هایی قرار دارد (مثلاً هفت یا پنج تپه).
· جنگل در جغرافیای مقدس از جهتی شبیه کوه است (درخت و کوه هر دو نماد محور جهان اند). جنگل نیز «جایگاه کشیشان» (مانند درویدها، مغان، گوشه گیران) و هم «جایگاه دیوها» (بازمانده های باستانی از گذشته از دست رفته) است، بنابراین نمیتواند مرکز امپراتوری خشکی باشد.
· توندرا – مشابه شمالی استپ و بیابان – با آب وهوای سرد حاشیه نشین تر است. یخ های یخساره ها (icebergs) که مانند کوه ها منطقه هایی عمیقاً باستانی اند، یک منطقه هیراتیک و آستانه جهان دیگر به شمار میروند.
📄 1
@Multipolar_world1 🌍
🖋️ الکساندر دوگین
مفاهیم ژئوپلیتیکی از دیرباز مهمترین عامل در سیاست مدرن بوده است. این مفاهیم مبتنی بر اصول کلی است که به فرد اجازه می دهد تا به راحتی وضعیت هر کشور و هر منطقه را تجزیه و تحلیل کند.
۱. ژئوپلیتیک به عنوان علم واسط
· ژئوپلیتیک امروزی علمی «دنیوی» و عرفی زدایی شده (secularized) است، اما در میان همه علوم مدرن، بیشترین ارتباط را با سنت (Tradition) و علوم سنتی حفظ کرده است.
· رنه گنون گفته شیمی مدرن حاصل عرفی زدایی از کیمیا (آلکیمی) است و فیزیک مدرن ریشه در جادو دارد. به همین قیاس، ژئوپلیتیک مدرن حاصل عرفی زدایی و مقدس زدایی «جغرافیای مقدس» است.
· از آنجا که ژئوپلیتیک اغلب «شبه علم» خوانده میشود، عرفی شدن آن به اندازه شیمی یا فیزیک کامل نیست و ارتباطش با جغرافیای مقدس همچنان نسبتاً آشکار است. به همین دلیل ژئوپلیتیک جایگاهی میانی (intermediary) میان علم سنتی و علم دنیوی دارد.
۲. خشکی و دریا (Land and Sea) – بنیادهای ژئوپلیتیک
· دو مفهوم بنیادین ژئوپلیتیک، خشکی (Land) و دریا (Sea) هستند. همین دو عنصر (زمین و آب) ریشه تخیل کیفی انسان از فضای زمینی را تشکیل میدهند.
· خشکی یعنی ثبات، گرانش، قرارداشتن، فضا به خودیِ خود. دریا یعنی تحرک، نرمی، پویایی و زمان.
· تجربه جهان شمول زمین و آب به مفهوم سنتی «فلک» (Firmament) منجر میشود، چون وجود آبهای برین در آسمان (منبع باران) مستلزم وجود عنصر متقارن و ضروری یعنی خشکیِ گنبد آسمانی است.
· زمین، دریا و اقیانوس در مجموع مقولات اصلی هستی زمینی اند و بشر ناگزیر برخی از صفات بنیادین جهان را در آنها میبیند.
🔹· در سطح پدیده های کلان ژئوپلیتیک، خشکی و دریا دو مفهوم «تالاسوکراسی» (Thalassocracy = قدرت از طریق دریا) و «تلوروکراسی» (Tellurocracy = قدرت از طریق خشکی) را میآفرینند.
· قدرتمندی هر دولت یا امپراتوری بر پایه ترجیح یکی از این دو مقوله است: یا تالاسوکراسی (با کشور مادر و مستعمرات، و طبیعتی گسسته و ناپیوسته) یا تلوروکراسی (با پایتخت و استانها در یک خشکی مشترک و با پیوستگی سرزمینی).
· نمونه: ژئوپلیتیک آمریکا با وجود وسعت آمریکای شمالی، ماهیتی جزیره های (island nature) دارد؛ در حالی که ژاپنِ جزیره ای، ذهنیت قاره های (continental mentality) دارد.
۳. نمادشناسی چشمانداز ها (Landscape)
· تمدن های دریایی (مانند دریای سیاه یا مدیترانه) با تمدن های اقیانوسی (ملل جزیره های ساکن کنار اقیانوس باز) تفاوت کیفی دارند. همچنین تمدن های رودخانه های و دریاچه های نیز تقسیم بندی خاص خود را دارند.
· در تلوروکراسی نیز صورتهای خاصی وجود دارد: تمدن استپ، تمدن جنگل، تمدن کوهستان، تمدن دشت، تمدن بیابان و تمدن یخ.
· بیابانها و استپ ها نماینده خُرده جهان ژئوپلیتیک کوچندگان (عشایر) هستند و «تمایل تلوروکراتیک» در آنها به اوج میرسد (چون عامل «آب» حداقل است).
امپراتوری بیابانیِ خلافت عرب و امپراتوری استپیِ چنگیزخان نمونههایی از این گزاره اند.
· کوهستان و تمدن های کوهستانی غالباً باستانی (archaic) و تکه تکه (fragmentary) اند و به ندرت مرکز امپراتوری بوده اند. در جغرافیای مقدس گزاره مشهور «کوه ها جایگاه دیوان اند » رواج دارد. از طرف دیگر کوهها مراکز مقدس سنت (sacred centers of Tradition) اند و نوعی قدرت روحانی را در تلوروکراسی به رخ میکشند.
· تپه (hill) – حاصل ترکیب نمادین کوه (مدل هیراتیک) و بیابان (مدل شاهی) – نماد قدرت امپراتوری است: بالاتر از سطح دنیوی استپ اما نه در حد قدرت برتر کوه. پایتخت امپراتوری های تلوروکراتیک بزرگ بر روی تپه یا تپه هایی قرار دارد (مثلاً هفت یا پنج تپه).
· جنگل در جغرافیای مقدس از جهتی شبیه کوه است (درخت و کوه هر دو نماد محور جهان اند). جنگل نیز «جایگاه کشیشان» (مانند درویدها، مغان، گوشه گیران) و هم «جایگاه دیوها» (بازمانده های باستانی از گذشته از دست رفته) است، بنابراین نمیتواند مرکز امپراتوری خشکی باشد.
· توندرا – مشابه شمالی استپ و بیابان – با آب وهوای سرد حاشیه نشین تر است. یخ های یخساره ها (icebergs) که مانند کوه ها منطقه هایی عمیقاً باستانی اند، یک منطقه هیراتیک و آستانه جهان دیگر به شمار میروند.
📄 1
@Multipolar_world1 🌍
۴. شرق و غرب در جغرافیای مقدس
· جهت های اصلی (چهار جهت) در جغرافیای مقدس دارای ماهیتی کیفی اند. شرق «سرزمین روح»، سرزمین بهشتی، سرزمین کمال، فراوانی و وطنِ مقدس به کامل ترین شکل است (مثال: عدن در شرق). در مصر باستان واژه شرق (neter) همزمان به معنای «خدا» نیز بوده است.
· غرب معنایی مخالف دارد: «سرزمین مرگ»، «جهان بی جان»، «امپراتوری تبعید»، «ضدِ شرق»، جایی که خورشید فرو میرود (zakat در روسی و zapad به معنای غرق شدن). این سرزمین زوال، انحطاط و گذار از حیات به مرگ است.
· مردمان و تمدن های دارای ویژگی سلسله مراتبی در امتداد محور شرق-غرب کشیده می شدند: هرچه به شرق نزدیکتر، به امر مقدس، سنت و وفور روحانی نزدیکتر؛ هرچه به غرب نزدیکتر، روح بیشتر زوال یافته، انحطاط پیدا کرده و میمیرد.
· جغرافیای مقدس به طور یکسان قانون «فضای کیفی» را تأیید میکند که در آن شرق نشان دهنده « وجودشناختی مازاد » (ontological plus) و غرب نشان دهنده «منهای وجودشناختی» (ontological minus) است. در سنت چینی، شرق یانگ (نر، روشن، خورشیدی) و غرب یین (ماده، تاریک، قمری) است.
۵. شرق و غرب در ژئوپلیتیک مدرن
· ژئوپلیتیک مدرن (از راتسل، شلن، مکیندر تا هاوشهوفر و اوراسیاگرایان روس) تفاوت های واقعی میان قدرت های «جزیره ها» و «قاره های» و میان تمدن «غربی/پیشرو» و اشکال فرهنگی «شرقی/استبدادی/باستانی» را ثبت کرده است، اما مسئله روح را نادیده میگیرد.
· تصویری که ژئوپلیتیک مدرن ارائه میدهد: غرب مرکز توسعه «مادی» و «تکنولوژیک» است. از نظر فرهنگی-فناوری، گرایش های لیبرال-دموکراتیک و جهان بینی فردگرایانه و انسان محور در غرب حاکم است. نظریه های «پیشرفت» و «فرگشت» برای نخستین بار در غرب ظهور کردند.
· «ایدئولوژی غربی» در فرمول جهانی «ایدئولوژی حقوق بشر» خلاصه شده که در آمریکا به شکل غالب درآمده است. مجموعه این ویژگی ها امروزه با مفهوم «آتلانتیسیسم» (Atlanticism) تعریف میشود.
· ژئوپلیتیک شرق دقیقاً نقطه مقابل غرب است: به جای مدرنیزاسیون اقتصادی، شیوه های تولید سنتی و کهن؛ به جای اجبار اقتصادی، اجبار اخلاقی یا فیزیکی؛ به جای دموکراسی و حقوق بشر، انواع رژیم های غیرلیبرال و غیر فردگرا (از سلطنت های مقتدره تا تئوکراسی یا سوسیالیسم).
· از منظر ژئوپلیتیکی، ویژگی خاص یک رژیم در مقایسه با تقسیم کیفی «نظم غربی» (=فردگرا، بازرگانی) در برابر «نظم شرقی» (=فوق فردی مبتنی بر قدرت) در درجه دوم اهمیت قرار دارد. اتحاد جماهیر شوروی، چین کمونیست، ژاپن تا ۱۹۴۵ و ایران خمینی نمونه هایی از تمدن ضدغربی بوده اند.
· رودولف شلن مثال میزند: عبارت رایج آمریکایی «برو جلو» (go ahead) نشانگر خوشبینی و پیشرفت گرایی درونی تمدن آمریکاست (فرم افراطی مدل غربی). در مقابل، واژه تکراری روس ها «نیچِگو» (به معنی «هیچ») نشانگر «بدبینی»، «تأمل»، «تقدیر باوری» و «پایبندی به سنت» مختص شرق است.
۶. جمع بندی نهایی متن
· اگر به الگوی جغرافیای مقدس برگردیم، دشواری آشکاری میان اولویت های ژئوپلیتیک مدرن (پیشرفت، لیبرالیسم، حقوق بشر...) و اولویت های جغرافیای مقدس (روح، تأمل، تسلیم در برابر نیروی فرا انسانی یا ایده فرا انسانی، ایدئوکراسی) وجود دارد.
· ژئوپلیتیک مدرن (به استثنای اوراسیا گرایان روس، پیروان هاوشهوفر در آلمان و بنیادگرایان اسلامی) جهان را از منظری معکوس نسبت به جغرافیای مقدس سنتی تحلیل میکند، با این حال هر دو علم در توصیف قوانین بنیادین تصویر جغرافیایی تمدنها با یکدیگر همگرایی دارند.
📄 2
🖇️ پیوند مقاله.
@Multipolar_world1 🌍
· جهت های اصلی (چهار جهت) در جغرافیای مقدس دارای ماهیتی کیفی اند. شرق «سرزمین روح»، سرزمین بهشتی، سرزمین کمال، فراوانی و وطنِ مقدس به کامل ترین شکل است (مثال: عدن در شرق). در مصر باستان واژه شرق (neter) همزمان به معنای «خدا» نیز بوده است.
· غرب معنایی مخالف دارد: «سرزمین مرگ»، «جهان بی جان»، «امپراتوری تبعید»، «ضدِ شرق»، جایی که خورشید فرو میرود (zakat در روسی و zapad به معنای غرق شدن). این سرزمین زوال، انحطاط و گذار از حیات به مرگ است.
· مردمان و تمدن های دارای ویژگی سلسله مراتبی در امتداد محور شرق-غرب کشیده می شدند: هرچه به شرق نزدیکتر، به امر مقدس، سنت و وفور روحانی نزدیکتر؛ هرچه به غرب نزدیکتر، روح بیشتر زوال یافته، انحطاط پیدا کرده و میمیرد.
· جغرافیای مقدس به طور یکسان قانون «فضای کیفی» را تأیید میکند که در آن شرق نشان دهنده « وجودشناختی مازاد » (ontological plus) و غرب نشان دهنده «منهای وجودشناختی» (ontological minus) است. در سنت چینی، شرق یانگ (نر، روشن، خورشیدی) و غرب یین (ماده، تاریک، قمری) است.
۵. شرق و غرب در ژئوپلیتیک مدرن
· ژئوپلیتیک مدرن (از راتسل، شلن، مکیندر تا هاوشهوفر و اوراسیاگرایان روس) تفاوت های واقعی میان قدرت های «جزیره ها» و «قاره های» و میان تمدن «غربی/پیشرو» و اشکال فرهنگی «شرقی/استبدادی/باستانی» را ثبت کرده است، اما مسئله روح را نادیده میگیرد.
· تصویری که ژئوپلیتیک مدرن ارائه میدهد: غرب مرکز توسعه «مادی» و «تکنولوژیک» است. از نظر فرهنگی-فناوری، گرایش های لیبرال-دموکراتیک و جهان بینی فردگرایانه و انسان محور در غرب حاکم است. نظریه های «پیشرفت» و «فرگشت» برای نخستین بار در غرب ظهور کردند.
· «ایدئولوژی غربی» در فرمول جهانی «ایدئولوژی حقوق بشر» خلاصه شده که در آمریکا به شکل غالب درآمده است. مجموعه این ویژگی ها امروزه با مفهوم «آتلانتیسیسم» (Atlanticism) تعریف میشود.
· ژئوپلیتیک شرق دقیقاً نقطه مقابل غرب است: به جای مدرنیزاسیون اقتصادی، شیوه های تولید سنتی و کهن؛ به جای اجبار اقتصادی، اجبار اخلاقی یا فیزیکی؛ به جای دموکراسی و حقوق بشر، انواع رژیم های غیرلیبرال و غیر فردگرا (از سلطنت های مقتدره تا تئوکراسی یا سوسیالیسم).
· از منظر ژئوپلیتیکی، ویژگی خاص یک رژیم در مقایسه با تقسیم کیفی «نظم غربی» (=فردگرا، بازرگانی) در برابر «نظم شرقی» (=فوق فردی مبتنی بر قدرت) در درجه دوم اهمیت قرار دارد. اتحاد جماهیر شوروی، چین کمونیست، ژاپن تا ۱۹۴۵ و ایران خمینی نمونه هایی از تمدن ضدغربی بوده اند.
· رودولف شلن مثال میزند: عبارت رایج آمریکایی «برو جلو» (go ahead) نشانگر خوشبینی و پیشرفت گرایی درونی تمدن آمریکاست (فرم افراطی مدل غربی). در مقابل، واژه تکراری روس ها «نیچِگو» (به معنی «هیچ») نشانگر «بدبینی»، «تأمل»، «تقدیر باوری» و «پایبندی به سنت» مختص شرق است.
۶. جمع بندی نهایی متن
· اگر به الگوی جغرافیای مقدس برگردیم، دشواری آشکاری میان اولویت های ژئوپلیتیک مدرن (پیشرفت، لیبرالیسم، حقوق بشر...) و اولویت های جغرافیای مقدس (روح، تأمل، تسلیم در برابر نیروی فرا انسانی یا ایده فرا انسانی، ایدئوکراسی) وجود دارد.
· ژئوپلیتیک مدرن (به استثنای اوراسیا گرایان روس، پیروان هاوشهوفر در آلمان و بنیادگرایان اسلامی) جهان را از منظری معکوس نسبت به جغرافیای مقدس سنتی تحلیل میکند، با این حال هر دو علم در توصیف قوانین بنیادین تصویر جغرافیایی تمدنها با یکدیگر همگرایی دارند.
📄 2
🖇️ پیوند مقاله.
@Multipolar_world1 🌍
🎙️✅ *Alastair Crooke
🎙️✅ آلیستر کروک، دیپلماتیک اسبق بریتانیایی
*
🔺 آیا غرب اصلا بلد است، ( در جنگ با ایران ) نامتغارن بجنگد؟
📌 آمریکا در جنگ با روسیه هم فکر میکرد که میتواند از بُعد اقتصاد نظامی ( outspending ) و فناوری پیشرفته تر، بر آن چیره شود ( توان مالی بیشتر از روسیه و در نهایت تمام شدن تسلیحات و پول روسیه)، ولی این طور نشد.
📌 تجهیزات و جنگنده های میلیون دلاری آمریکا با تمام بمب های هوشمندشان در جنگ نامتغارن زمینگیر شده و از یک اهرم به یک سربار گران قیمت تبدیل شده اند.
📌 رویکرد بن گوریون این بود که باید تمرکز را در درون اراضی اشغالی نگهداریم و با توجه به محدودیت نفرات، منابع و امکانات، باید از راهبرد شکننده «همیشه در جنگ بودن» پرهیز کنیم و از دید وی، جنگ ابزاری برای آورده های دیپلماتیک شناخته میشد، نتانیاهو این روند را کاملا وارونه کرد.
📌 اسرائیلی ها فشار بسیار زیادی بر نیروهای نظامی ذخیره خود آورده اند، مانند ورماختِ آلمان. و آنها همواره باید با عمالقه ( دشمنان موجودیتی یهودیان ) در جنگ بی پایان باشند.
📌 ما ( غربی ها و اسرائیلی ها ) کلا راه راه اشتباه رفتهایم و داریم در تمام جبهه ها، بطور راهبردی شکست میخوریم.
📌 روس ها، به گفته خودشان، از روی رویکرد تسلیحاتی ارزان و کارای ایرانیها یاد گرفتند که چطور از یک ابزار نظامی ارزان، در امتیازگیری دیپلماتیک استفاده کنند.
📌 آمریکایی ها تمام شرکتهای ماهوارهای که عکس های پایگاه های تخریب شده آنها را منتشر میکردند، تحریم کردند. ( بیشتر چینی بودند)
📌 بدانید که چشم نوین ایرانیان در جنگ اخیر، در هدف قراردادن مراکز نظامی آمریکایی، ماهواره های چینی ها ( و روس ها ) بودند.
📌 خود نظامی های ایالات متحده هم دارند میفهمند که دیگر ناوهای هواپیمابر ترس و وحشت ایجاد نمیکنند و باید از آنها گذر کنند. با این حال، ترامپ هنوز بر آنها و جوسازی پیرامون قدرت ناوهای هواپیمابر پافشاری میکند.
🖇️ فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world).
*@Multipolar_world* 🌍
🎙️✅ آلیستر کروک، دیپلماتیک اسبق بریتانیایی
*
🔺 آیا غرب اصلا بلد است، ( در جنگ با ایران ) نامتغارن بجنگد؟
📌 آمریکا در جنگ با روسیه هم فکر میکرد که میتواند از بُعد اقتصاد نظامی ( outspending ) و فناوری پیشرفته تر، بر آن چیره شود ( توان مالی بیشتر از روسیه و در نهایت تمام شدن تسلیحات و پول روسیه)، ولی این طور نشد.
📌 تجهیزات و جنگنده های میلیون دلاری آمریکا با تمام بمب های هوشمندشان در جنگ نامتغارن زمینگیر شده و از یک اهرم به یک سربار گران قیمت تبدیل شده اند.
📌 رویکرد بن گوریون این بود که باید تمرکز را در درون اراضی اشغالی نگهداریم و با توجه به محدودیت نفرات، منابع و امکانات، باید از راهبرد شکننده «همیشه در جنگ بودن» پرهیز کنیم و از دید وی، جنگ ابزاری برای آورده های دیپلماتیک شناخته میشد، نتانیاهو این روند را کاملا وارونه کرد.
📌 اسرائیلی ها فشار بسیار زیادی بر نیروهای نظامی ذخیره خود آورده اند، مانند ورماختِ آلمان. و آنها همواره باید با عمالقه ( دشمنان موجودیتی یهودیان ) در جنگ بی پایان باشند.
📌 ما ( غربی ها و اسرائیلی ها ) کلا راه راه اشتباه رفتهایم و داریم در تمام جبهه ها، بطور راهبردی شکست میخوریم.
📌 روس ها، به گفته خودشان، از روی رویکرد تسلیحاتی ارزان و کارای ایرانیها یاد گرفتند که چطور از یک ابزار نظامی ارزان، در امتیازگیری دیپلماتیک استفاده کنند.
📌 آمریکایی ها تمام شرکتهای ماهوارهای که عکس های پایگاه های تخریب شده آنها را منتشر میکردند، تحریم کردند. ( بیشتر چینی بودند)
📌 بدانید که چشم نوین ایرانیان در جنگ اخیر، در هدف قراردادن مراکز نظامی آمریکایی، ماهواره های چینی ها ( و روس ها ) بودند.
📌 خود نظامی های ایالات متحده هم دارند میفهمند که دیگر ناوهای هواپیمابر ترس و وحشت ایجاد نمیکنند و باید از آنها گذر کنند. با این حال، ترامپ هنوز بر آنها و جوسازی پیرامون قدرت ناوهای هواپیمابر پافشاری میکند.
🖇️ فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world).
*@Multipolar_world* 🌍
Rubika
جهان چند قطبی 🌍 - روبیکا
پیام رسان ایرانی روبیکا Rubika
🎙️🟦 پروفسور جان میرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل پر گفتوگو با سرهنگ دنیل دیویس
🔵 تله تنش در غرب آسیا و توهم پیروزی؛ بنبست راهبردی واشینگتن در برابر توان نظامی و اقتصادی ایران
🔹 بالارفتن از «نردبان تنش» یک راهبرد شکستخورده است؛ ترامپ با بمباران اهدافی در نزدیکی تهران به بهانه سرنگونی یک بالگرد، عملا وارد چرخه واکنشهای متقابل شده است. میرشایمر معتقد است این تصور که فشار نظامی بیشتر باعث تسلیم ایران میشود، اشتباه است؛ زیرا ایران نشان داده که به هر ضربه، پاسخی نامتناسب و سختتر میدهد.
🔹 طرح تصرف جزیره خارگ و زیرساختهای نفتی ایران «متوهمانه» است؛ مشاورانی مانند کیث کلاگ و جک کین که پیشنهاد کنترل بر نفت ایران را میدهند، درک درستی از محدودیتهای قدرت نظامی ندارند. جغرافیا و کوهستانهای ایران برای هرگونه عملیات زمینی بسیار دشوار است و آمریکا توان نظامی لازم برای اشغال و حفظ چنین مناطقی را ندارد.
🔹 توان موشکی و پهپادی ایران، یک بازدارندگی واقعی است؛ برخلاف ادعاهای ترامپ مبنی بر نابودی پدافند ایران، این کشور دارای زرادخانه عظیمی از موشکهای بالستیک و کروز بسیار دقیق و پهپادهای تهاجمی است که میتوانند آسیبهای جبرانناپذیری به تأسیسات آمریکا در منطقه (که در محیطی پر از هدف قرار دارند) وارد کنند.
🔹 اقتصاد جهانی، چشم اسفندیارِ ترامپ در جنگ با ایران است؛ تداوم و تشدید جنگ باعث جهش قیمت بنزین، افزایش نرخ بهره و تورم در آمریکا میشود. میرشایمر تأکید میکند که برخلاف تصور واشینگتن، طولانی شدن جنگ به سود ایران است، چراکه اقتصاد آمریکا را به سمت پرتگاه هدایت میکند و ترامپ برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، مجبور به عقبنشینی خواهد شد.
🔹 بحران بیاعتمادی؛ هیچکس به امضای آمریکا اعتماد ندارد؛ خروج ترامپ از برجام و بد عهدی های مکرر در جریان مذاکرات، باعث شده نه تنها ایران، بلکه کل روسیه و حتی پوتین هم به ایالات متحده اعتماد نکنند. این فقدان اعتماد، رسیدن به هرگونه توافق پایداری را تقریبا غیرممکن کرده است.
🔹 سرکوب منتقدان جنگ، لکهای سیاه بر آزادی بیان در آمریکا؛ گزارشها درباره بازجویی و تهدید به اخراج «تریتا پارسی» (تحلیلگر منتقد جنگ) به دلیل ابراز عقایدش، اقدامی «شنیع و وحشتناک» است. میرشایمر هشدار میدهد که خفه کردن صدای نخبگانی که بر اساس منافع ملی آمریکا سخن میگویند، به معنای تکرار اشتباهات فاجعهبار گذشته است.
🔹 ناتو در حال فروپاشی است؛ سیاستهای ترامپ و اولویتبندی جدید واشینگتن برای مهار چین در شرق آسیا، باعث تضعیف شدید ناتو شده است. با توجه به نفوذ لابی اسرائیل، آمریکا از خاورمیانه خارج نخواهد شد، اما ردپای نظامی خود در اروپا را به شدت کاهش میدهد که به معنای پایان دوران طلایی ناتو خواهد بود.
🔹 روسیه در حال پیروزی قطعی در «جنگ فرسایشی» اوکراین است؛ ارتش روسیه با تکیه بر نیروهای داوطلب و راهبرد حرکت آهسته برای کاهش تلفات، در حال پیشروی است. در مقابل، اوکراین با کمبود شدید نیرو، فرار از خدمت و قطع حمایتهای تسلیحاتی غرب روبروست. ادعای «تغییر وزنه جنگ به نفع کییف» یک فانتزی رسانهای است و واقعیت میدان نبرد، پیروزی روسیه را نشان میدهد.
@Multipolar_world1 🌍
🔵 تله تنش در غرب آسیا و توهم پیروزی؛ بنبست راهبردی واشینگتن در برابر توان نظامی و اقتصادی ایران
🔹 بالارفتن از «نردبان تنش» یک راهبرد شکستخورده است؛ ترامپ با بمباران اهدافی در نزدیکی تهران به بهانه سرنگونی یک بالگرد، عملا وارد چرخه واکنشهای متقابل شده است. میرشایمر معتقد است این تصور که فشار نظامی بیشتر باعث تسلیم ایران میشود، اشتباه است؛ زیرا ایران نشان داده که به هر ضربه، پاسخی نامتناسب و سختتر میدهد.
🔹 طرح تصرف جزیره خارگ و زیرساختهای نفتی ایران «متوهمانه» است؛ مشاورانی مانند کیث کلاگ و جک کین که پیشنهاد کنترل بر نفت ایران را میدهند، درک درستی از محدودیتهای قدرت نظامی ندارند. جغرافیا و کوهستانهای ایران برای هرگونه عملیات زمینی بسیار دشوار است و آمریکا توان نظامی لازم برای اشغال و حفظ چنین مناطقی را ندارد.
🔹 توان موشکی و پهپادی ایران، یک بازدارندگی واقعی است؛ برخلاف ادعاهای ترامپ مبنی بر نابودی پدافند ایران، این کشور دارای زرادخانه عظیمی از موشکهای بالستیک و کروز بسیار دقیق و پهپادهای تهاجمی است که میتوانند آسیبهای جبرانناپذیری به تأسیسات آمریکا در منطقه (که در محیطی پر از هدف قرار دارند) وارد کنند.
🔹 اقتصاد جهانی، چشم اسفندیارِ ترامپ در جنگ با ایران است؛ تداوم و تشدید جنگ باعث جهش قیمت بنزین، افزایش نرخ بهره و تورم در آمریکا میشود. میرشایمر تأکید میکند که برخلاف تصور واشینگتن، طولانی شدن جنگ به سود ایران است، چراکه اقتصاد آمریکا را به سمت پرتگاه هدایت میکند و ترامپ برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، مجبور به عقبنشینی خواهد شد.
🔹 بحران بیاعتمادی؛ هیچکس به امضای آمریکا اعتماد ندارد؛ خروج ترامپ از برجام و بد عهدی های مکرر در جریان مذاکرات، باعث شده نه تنها ایران، بلکه کل روسیه و حتی پوتین هم به ایالات متحده اعتماد نکنند. این فقدان اعتماد، رسیدن به هرگونه توافق پایداری را تقریبا غیرممکن کرده است.
🔹 سرکوب منتقدان جنگ، لکهای سیاه بر آزادی بیان در آمریکا؛ گزارشها درباره بازجویی و تهدید به اخراج «تریتا پارسی» (تحلیلگر منتقد جنگ) به دلیل ابراز عقایدش، اقدامی «شنیع و وحشتناک» است. میرشایمر هشدار میدهد که خفه کردن صدای نخبگانی که بر اساس منافع ملی آمریکا سخن میگویند، به معنای تکرار اشتباهات فاجعهبار گذشته است.
🔹 ناتو در حال فروپاشی است؛ سیاستهای ترامپ و اولویتبندی جدید واشینگتن برای مهار چین در شرق آسیا، باعث تضعیف شدید ناتو شده است. با توجه به نفوذ لابی اسرائیل، آمریکا از خاورمیانه خارج نخواهد شد، اما ردپای نظامی خود در اروپا را به شدت کاهش میدهد که به معنای پایان دوران طلایی ناتو خواهد بود.
🔹 روسیه در حال پیروزی قطعی در «جنگ فرسایشی» اوکراین است؛ ارتش روسیه با تکیه بر نیروهای داوطلب و راهبرد حرکت آهسته برای کاهش تلفات، در حال پیشروی است. در مقابل، اوکراین با کمبود شدید نیرو، فرار از خدمت و قطع حمایتهای تسلیحاتی غرب روبروست. ادعای «تغییر وزنه جنگ به نفع کییف» یک فانتزی رسانهای است و واقعیت میدان نبرد، پیروزی روسیه را نشان میدهد.
@Multipolar_world1 🌍
🔺پیشنویس تفاهمنامه ۱۴ مادهای بین ایالات متحده و ایران
نوشتهی جاناتان تایرون، دانیل فلتلی و جاش وینگروو/ بلومبرگ
انتظار میرود ایالات متحده و ایران در ۱۹ ژوئن در سوئیس رسماً یک تفاهمنامه امضا کنند که راه را برای ۶۰ روز مذاکره به منظور پایان دادن قطعی به جنگ و اعمال محدودیتهای جدید و سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران هموار میکند.
۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، همراه با متحدان خود در جنگ جاری، با امضای این تفاهمنامه، پایان فوری و دائمی جنگ را در تمام جبههها از جمله لبنان اعلام میکنند و متعهد میشوند که از این پس هیچ اقدام خصمانهای علیه یکدیگر انجام ندهند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. توافق نهایی مفاد این ماده و سایر مواد را تأیید خواهد کرد.
۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر را محترم شمارند و در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند.
۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حداکثر ظرف مدت ۶۰ روز، با امکان تمدید با توافق طرفین، مذاکره کرده و به توافق نهایی دست یابند.
۴. ایالات متحده متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، محاصره دریایی را لغو کرده و از هرگونه مداخله یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نماید و ظرف حداکثر ۳۰ روز تردد را به ظرفیت کامل بازگرداند؛ تردد کشتیها متناسب با حجم تردد پیش از جنگ برای جمهوری اسلامی ایران باشد. ایالات متحده همچنین متعهد میشود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق اطراف خارج کند.
۵. جمهوری اسلامی ایران متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، اقدامات لازم را به عمل آورد تا تردد کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس ظرف ۳۰ روز به حجم پیش از جنگ بازگردد، با در نظر گرفتن نیاز به رفع موانع فنی و خنثیسازی مینها توسط ایران.
۶. ایالات متحده متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود، برنامهای جامع مورد توافق دو طرف برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند، در حالی که حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تأمین مالی آن تضمین شود. سازوکار اجرایی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز تدوین خواهد شد.
۷. ایالات متحده متعهد میشود که بر اساس جدول زمانی که به عنوان بخشی از توافق نهایی توافق میشود، به تمام انواع تحریمهای اعمالشده علیه جمهوری اسلامی ایران از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و کلیه تحریمهای یکجانبه ایالات متحده، اعم از تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان دهد.
۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تأکید میکند که هرگز سلاح هستهای تولید نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق کردهاند که سرنوشت مواد غنیشده و سرنوشت تمام مسائل هستهای مورد توافق دوجانبه، از جمله نیازهای هستهای ایران، در توافق نهایی به نحو مقتضی تعیین شود؛ توافق نهایی مفاد این ماده را تأیید خواهد کرد.
۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که تا زمان حصول توافق نهایی، وضع موجود را حفظ کنند: ایران وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال نخواهد کرد و نیروهای خود را در منطقه تقویت نخواهد کرد.
۱۰. ایالات متحده متعهد میشود که بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه و تا تاریخ لغو تحریمها، وزارت خزانهداری ایالات متحده برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها و کلیه خدمات مرتبط از جمله بانکی، بیمه، حمل و نقل و مانند آن، معافیتهایی صادر کند.
۱۱. ایالات متحده متعهد میشود که با پیشرفت مذاکرات به سمت توافق نهایی، وجوه و داراییهای مسدود یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران آزاد و به طور کامل در دسترس قرار گیرد. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای هر گونه پرداخت به ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میشود، استفاده خواهند شد و به طور کامل برای استفاده در دسترس خواهند بود. ایالات متحده متعهد میشود کلیه مجوزها و پروانههای لازم را بر این اساس صادر کند.
۱۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفقیتآمیز و تعهد آتی به توافق نهایی ایجاد شود.
۱۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، پس از امضای این تفاهمنامه و با دریافت تضمینهایی مبنی بر شروع اجرای مواد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این تفاهمنامه و ادامه اجرای این گامها، وارد مذاکرات برای توافق نهایی صرفاً در رابطه با مواد باقیمانده خواهند شد.
۱۴. توافق نهایی از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب خواهد رسید.
@Multipolar_world1 🌍
نوشتهی جاناتان تایرون، دانیل فلتلی و جاش وینگروو/ بلومبرگ
انتظار میرود ایالات متحده و ایران در ۱۹ ژوئن در سوئیس رسماً یک تفاهمنامه امضا کنند که راه را برای ۶۰ روز مذاکره به منظور پایان دادن قطعی به جنگ و اعمال محدودیتهای جدید و سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران هموار میکند.
۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، همراه با متحدان خود در جنگ جاری، با امضای این تفاهمنامه، پایان فوری و دائمی جنگ را در تمام جبههها از جمله لبنان اعلام میکنند و متعهد میشوند که از این پس هیچ اقدام خصمانهای علیه یکدیگر انجام ندهند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. توافق نهایی مفاد این ماده و سایر مواد را تأیید خواهد کرد.
۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر را محترم شمارند و در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند.
۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حداکثر ظرف مدت ۶۰ روز، با امکان تمدید با توافق طرفین، مذاکره کرده و به توافق نهایی دست یابند.
۴. ایالات متحده متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، محاصره دریایی را لغو کرده و از هرگونه مداخله یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نماید و ظرف حداکثر ۳۰ روز تردد را به ظرفیت کامل بازگرداند؛ تردد کشتیها متناسب با حجم تردد پیش از جنگ برای جمهوری اسلامی ایران باشد. ایالات متحده همچنین متعهد میشود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق اطراف خارج کند.
۵. جمهوری اسلامی ایران متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، اقدامات لازم را به عمل آورد تا تردد کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس ظرف ۳۰ روز به حجم پیش از جنگ بازگردد، با در نظر گرفتن نیاز به رفع موانع فنی و خنثیسازی مینها توسط ایران.
۶. ایالات متحده متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود، برنامهای جامع مورد توافق دو طرف برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند، در حالی که حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تأمین مالی آن تضمین شود. سازوکار اجرایی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز تدوین خواهد شد.
۷. ایالات متحده متعهد میشود که بر اساس جدول زمانی که به عنوان بخشی از توافق نهایی توافق میشود، به تمام انواع تحریمهای اعمالشده علیه جمهوری اسلامی ایران از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و کلیه تحریمهای یکجانبه ایالات متحده، اعم از تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان دهد.
۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تأکید میکند که هرگز سلاح هستهای تولید نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق کردهاند که سرنوشت مواد غنیشده و سرنوشت تمام مسائل هستهای مورد توافق دوجانبه، از جمله نیازهای هستهای ایران، در توافق نهایی به نحو مقتضی تعیین شود؛ توافق نهایی مفاد این ماده را تأیید خواهد کرد.
۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که تا زمان حصول توافق نهایی، وضع موجود را حفظ کنند: ایران وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال نخواهد کرد و نیروهای خود را در منطقه تقویت نخواهد کرد.
۱۰. ایالات متحده متعهد میشود که بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه و تا تاریخ لغو تحریمها، وزارت خزانهداری ایالات متحده برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها و کلیه خدمات مرتبط از جمله بانکی، بیمه، حمل و نقل و مانند آن، معافیتهایی صادر کند.
۱۱. ایالات متحده متعهد میشود که با پیشرفت مذاکرات به سمت توافق نهایی، وجوه و داراییهای مسدود یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران آزاد و به طور کامل در دسترس قرار گیرد. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای هر گونه پرداخت به ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میشود، استفاده خواهند شد و به طور کامل برای استفاده در دسترس خواهند بود. ایالات متحده متعهد میشود کلیه مجوزها و پروانههای لازم را بر این اساس صادر کند.
۱۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفقیتآمیز و تعهد آتی به توافق نهایی ایجاد شود.
۱۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، پس از امضای این تفاهمنامه و با دریافت تضمینهایی مبنی بر شروع اجرای مواد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این تفاهمنامه و ادامه اجرای این گامها، وارد مذاکرات برای توافق نهایی صرفاً در رابطه با مواد باقیمانده خواهند شد.
۱۴. توافق نهایی از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب خواهد رسید.
@Multipolar_world1 🌍
🤬1
🎙️🟦 کلانتر دیوید هاتاوی، کلانتر منتخب بخش سانتا کروزِ آریزونا و مدیر سابق در سازمان مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA)، در گفتوگو با قاضی ناپولیتانو
🔵 نفوذ بیقید و شرط موساد به زیرساختهای اطلاعاتی آمریکا؛ افشای شبکه جاسوسی اسرائیل در لایههای امنیتی و استفاده از تهدیدات ساختگی برای روشن نگهداشتن ماشین سرکوب
🔹 اسرائیل و موساد، دسترسی نامحدود و بیقید و شرطی به «مراکز تلفیق» (Fusion Centers) اطلاعاتی آمریکا دارند؛ برخلاف نهادهای مجری قانون در آمریکا که برای دسترسی به اطلاعات به حکم قضایی نیاز دارند، موساد اجازه دارد دادههای خام (Raw Data) را مستقیما از این مراکز (مانند مرکزی در ویرجینیای شمالی)، بدون هیچ توضیحی برداشت کند. کلانتر هاتاوی تأکید میکند که محدودیتهای قانونی که برای نهادهای داخلی اعمال میشود، شامل این دولت خارجی نمیشود.
🔹 نفوذ لابی صهیونیسم با نام «اِیپَک» (AIPAC)، مانع از نظارت کنگره بر جاسوسیهای اسرائیل شدهاست؛ هاتاوی که دارای بالاترین سطح دسترسی امنیتی (TS/SCI) بوده، فاش کرد که هرگاه در دوران فعالیتش با تهدید جاسوسی یا نفوذ در سفارتخانهها روبرو شده، ردپایی از اسرائیلیها را مشاهده کردهاست. با این حال، این پروندهها به دلیل نفوذ سیاسی و برای جلوگیری از شرمسار شدن دولت اسرائیل، همیشه در سکوت و بدون هیچ پیگرد قانونیای، مختومه اعلام شدهاند.
🔹 شرکتهای اسرائیلی مالکیت دادههای مرزی آمریکا را در اختیار دارند؛ شرکت Elbit Systems شصت برج جاسوسی در منطقه مرزی آریزونا ساخته است که اطلاعات ویدئویی و الکترومغناطیسی حیاتی را جمعآوری میکنند. نکته تکاندهنده اینجاست که مالکیت این دادهها در اختیار اسرائیل است و آژانسهای امنیتی آمریکا (مانند CBP) باید برای دسترسی به این اطلاعات به این شرکت اسرائیلی پول پرداخت کنند.
🔹 احتمال باجگیری اسرائیل از ترامپ و اعضای کنگره؛ وی معتقد است تبعیت غیرعادی ترامپ از نتانیاهو و ترس کنگره از اسرائیل ممکن است ریشه در اطلاعات شرمآوری (مانند پروندههای جفری اپستین) داشته باشد که موساد از طریق شنودهای گسترده و شبکههای جاسوسی خود علیه مقامات آمریکایی جمعآوری کرده است تا آنها را در مشت خود نگه دارد.
🔹 سیستم «فایزا» (FISA) و شبکهی تارعنکبوتی جاسوسی از شهروندان؛ هرگونه تماس با افراد خارج از کشور، شهروندان آمریکایی را وارد «چتر فایزا» میکند. با کمک هوش مصنوعی، سازمان موساد و NSA اکنون میتوانند به راحتی ایمیلها، تاریخچه ارتباطات و فرادادههای هر کسی را که در این شبکه قرار میگیرد، رصد و تحلیل کنند.
🔹 ابداع تهدیدات ساختگی برای دور زدن قانون؛ دولت ترامپ با بزرگنمایی و ابداع باندی به نام «ترن د آراگوا» (Tren de Aragua) که به گفته وی، عملا وجود خارجی جدی ندارد، زمینهسازی برای استفاده از ارتش در داخل خاک آمریکا را فراهم کرده است. آنها با استفاده از قانون «دشمنان بیگانه» مصوب ۱۷۹۸، افراد را صرفا بر اساس معیارهای مضحکی مثل داشتن خالکوبی «عکس مادر» یا «شیکاگو بولز» بر روی بدن، به عنوان جنگجو و مزدور خارجی معرفی و بدون روند دادگاه اخراج یا سرکوب میکنند.
🔹 قتل «نینو گررو» در ونزوئلا و نقض دکترین مونرو؛ هاتاوی معتقد است قتل این رهبر گروه ونزوئلایی در یک حمله هوایی، تلاشی برای ساکت کردن فردی بود که ممکن بود روابط پشتپرده دولت آمریکا را فاش کند. اکنون از این عملیاتها به عنوان الگویی برای استفاده از نیروی نظامی در شهرهایی مثل شیکاگو یا نیویورک تحت عنوان مبارزه با تروریسم، استفاده میشود.
@Multipolar_world1 🌍
🔵 نفوذ بیقید و شرط موساد به زیرساختهای اطلاعاتی آمریکا؛ افشای شبکه جاسوسی اسرائیل در لایههای امنیتی و استفاده از تهدیدات ساختگی برای روشن نگهداشتن ماشین سرکوب
🔹 اسرائیل و موساد، دسترسی نامحدود و بیقید و شرطی به «مراکز تلفیق» (Fusion Centers) اطلاعاتی آمریکا دارند؛ برخلاف نهادهای مجری قانون در آمریکا که برای دسترسی به اطلاعات به حکم قضایی نیاز دارند، موساد اجازه دارد دادههای خام (Raw Data) را مستقیما از این مراکز (مانند مرکزی در ویرجینیای شمالی)، بدون هیچ توضیحی برداشت کند. کلانتر هاتاوی تأکید میکند که محدودیتهای قانونی که برای نهادهای داخلی اعمال میشود، شامل این دولت خارجی نمیشود.
🔹 نفوذ لابی صهیونیسم با نام «اِیپَک» (AIPAC)، مانع از نظارت کنگره بر جاسوسیهای اسرائیل شدهاست؛ هاتاوی که دارای بالاترین سطح دسترسی امنیتی (TS/SCI) بوده، فاش کرد که هرگاه در دوران فعالیتش با تهدید جاسوسی یا نفوذ در سفارتخانهها روبرو شده، ردپایی از اسرائیلیها را مشاهده کردهاست. با این حال، این پروندهها به دلیل نفوذ سیاسی و برای جلوگیری از شرمسار شدن دولت اسرائیل، همیشه در سکوت و بدون هیچ پیگرد قانونیای، مختومه اعلام شدهاند.
🔹 شرکتهای اسرائیلی مالکیت دادههای مرزی آمریکا را در اختیار دارند؛ شرکت Elbit Systems شصت برج جاسوسی در منطقه مرزی آریزونا ساخته است که اطلاعات ویدئویی و الکترومغناطیسی حیاتی را جمعآوری میکنند. نکته تکاندهنده اینجاست که مالکیت این دادهها در اختیار اسرائیل است و آژانسهای امنیتی آمریکا (مانند CBP) باید برای دسترسی به این اطلاعات به این شرکت اسرائیلی پول پرداخت کنند.
🔹 احتمال باجگیری اسرائیل از ترامپ و اعضای کنگره؛ وی معتقد است تبعیت غیرعادی ترامپ از نتانیاهو و ترس کنگره از اسرائیل ممکن است ریشه در اطلاعات شرمآوری (مانند پروندههای جفری اپستین) داشته باشد که موساد از طریق شنودهای گسترده و شبکههای جاسوسی خود علیه مقامات آمریکایی جمعآوری کرده است تا آنها را در مشت خود نگه دارد.
🔹 سیستم «فایزا» (FISA) و شبکهی تارعنکبوتی جاسوسی از شهروندان؛ هرگونه تماس با افراد خارج از کشور، شهروندان آمریکایی را وارد «چتر فایزا» میکند. با کمک هوش مصنوعی، سازمان موساد و NSA اکنون میتوانند به راحتی ایمیلها، تاریخچه ارتباطات و فرادادههای هر کسی را که در این شبکه قرار میگیرد، رصد و تحلیل کنند.
🔹 ابداع تهدیدات ساختگی برای دور زدن قانون؛ دولت ترامپ با بزرگنمایی و ابداع باندی به نام «ترن د آراگوا» (Tren de Aragua) که به گفته وی، عملا وجود خارجی جدی ندارد، زمینهسازی برای استفاده از ارتش در داخل خاک آمریکا را فراهم کرده است. آنها با استفاده از قانون «دشمنان بیگانه» مصوب ۱۷۹۸، افراد را صرفا بر اساس معیارهای مضحکی مثل داشتن خالکوبی «عکس مادر» یا «شیکاگو بولز» بر روی بدن، به عنوان جنگجو و مزدور خارجی معرفی و بدون روند دادگاه اخراج یا سرکوب میکنند.
🔹 قتل «نینو گررو» در ونزوئلا و نقض دکترین مونرو؛ هاتاوی معتقد است قتل این رهبر گروه ونزوئلایی در یک حمله هوایی، تلاشی برای ساکت کردن فردی بود که ممکن بود روابط پشتپرده دولت آمریکا را فاش کند. اکنون از این عملیاتها به عنوان الگویی برای استفاده از نیروی نظامی در شهرهایی مثل شیکاگو یا نیویورک تحت عنوان مبارزه با تروریسم، استفاده میشود.
@Multipolar_world1 🌍
🎙️🟦 پروفسور جفری ساکس، اقتصاددان یهودی-آمریکایی برجسته در گفتوگو با پروفسور گلن دیزن
🔵 توافق شکننده در سایه شکست هژمونی آمریکا؛ بازگشت به نقطه صفر و پایان توهم پیروزی واشینگتن در نبرد با ایران
🔷 تفاهمنامه سهجانبه میان ایران، آمریکا و پاکستان (به عنوان میانجی) به امضا رسیده است؛ این توافق شامل دو مرحله اصلی است: مرحله اول بازگشایی تنگه هرمز برای تردد کشتی های حامل انرژی و مرحله دوم مذاکرات ۶۰ روزه بر سر مسائل هستهای. اسرائیل طرف این قرارداد نیست و پروفسور ساکس هشدار میدهد که تلآویو احتمالا با ادامه بمباران لبنان، برای تخریب این توافق تلاش خواهد کرد.
🔹 برخلاف ادعاهای گذشته آمریکا، این آبراه اکنون به عنوان مسیری تحت مسئولیت مشترک ایران و عمان شناخته میشود. اگرچه ممکن است عوارض عبور حذف شده باشد، اما وضع هزینههای اداری و خدماتی برای عملیات ناوبری و امداد، به معنای شناسایی حقوقی مدیریت ایران بر این گلوگاه است.
🔹 آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار از داراییهای توقیف شده ایران؛ ایالات متحده متعهد به بازگرداندن اموالی شده است که ساکس آنها را داراییهای «به سرقترفته بصورت غیرقانونی» خواند که توسط خزانهداری آمریکا انجام گرفته شدهاست. این اقدام به همراه لغو احتمالی برخی تحریمهای اقتصادی، بخشی از تلاش واشینگتن برای خروج از بنبستی است که هیچ دستاورد نظامی برای آن نداشته است.
🔹 جفری ساکس معتقد است این جنگِ احمقانه هیچیک از اهداف خود را محقق نکردهاست. اسرائیل با تخریب تصویر جهانی خود به عنوان یک «دولت جانی و جانیپرور»، بازنده اصلی است و آمریکا نیز هیمنه و ادعای شکستناپذیری خود را در منطقه از دست داده است.
🔹 پایان دوران تکقطبی و برتری فناوری محور غرب؛ این بحران ثابت کرد که آمریکا دیگر نمیتواند اراده خود را بر اوراسیا تحمیل کند. همسویی راهبردی ایران، روسیه و چین در کنار پیشرفتهای فناورانه در این کشورها، افسانه برتری مطلق غرب را باطل کرده و موازنه قدرت جدیدی ایجاد کرده است.
🔹 نهادهای امنیت ملی و کنگره آمریکا کارکرد خود را از دست دادهاند و سیاستها توسط گروهی کوچک با روحیه گانگستری اداره میشود که قوانین بینالمللی را نادیده میگیرند. این رویکرد تنها به نفع شرکتهای بزرگ فناوری و پیمانکاران نظامی تمام شده که از کشتار مردم برای آزمایش و آموزش سیستمهای هوش مصنوعی خود استفاده کردهاند.
@Multipolar_world1 🌍
🔵 توافق شکننده در سایه شکست هژمونی آمریکا؛ بازگشت به نقطه صفر و پایان توهم پیروزی واشینگتن در نبرد با ایران
🔷 تفاهمنامه سهجانبه میان ایران، آمریکا و پاکستان (به عنوان میانجی) به امضا رسیده است؛ این توافق شامل دو مرحله اصلی است: مرحله اول بازگشایی تنگه هرمز برای تردد کشتی های حامل انرژی و مرحله دوم مذاکرات ۶۰ روزه بر سر مسائل هستهای. اسرائیل طرف این قرارداد نیست و پروفسور ساکس هشدار میدهد که تلآویو احتمالا با ادامه بمباران لبنان، برای تخریب این توافق تلاش خواهد کرد.
🔹 برخلاف ادعاهای گذشته آمریکا، این آبراه اکنون به عنوان مسیری تحت مسئولیت مشترک ایران و عمان شناخته میشود. اگرچه ممکن است عوارض عبور حذف شده باشد، اما وضع هزینههای اداری و خدماتی برای عملیات ناوبری و امداد، به معنای شناسایی حقوقی مدیریت ایران بر این گلوگاه است.
🔹 آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار از داراییهای توقیف شده ایران؛ ایالات متحده متعهد به بازگرداندن اموالی شده است که ساکس آنها را داراییهای «به سرقترفته بصورت غیرقانونی» خواند که توسط خزانهداری آمریکا انجام گرفته شدهاست. این اقدام به همراه لغو احتمالی برخی تحریمهای اقتصادی، بخشی از تلاش واشینگتن برای خروج از بنبستی است که هیچ دستاورد نظامی برای آن نداشته است.
🔹 جفری ساکس معتقد است این جنگِ احمقانه هیچیک از اهداف خود را محقق نکردهاست. اسرائیل با تخریب تصویر جهانی خود به عنوان یک «دولت جانی و جانیپرور»، بازنده اصلی است و آمریکا نیز هیمنه و ادعای شکستناپذیری خود را در منطقه از دست داده است.
🔹 پایان دوران تکقطبی و برتری فناوری محور غرب؛ این بحران ثابت کرد که آمریکا دیگر نمیتواند اراده خود را بر اوراسیا تحمیل کند. همسویی راهبردی ایران، روسیه و چین در کنار پیشرفتهای فناورانه در این کشورها، افسانه برتری مطلق غرب را باطل کرده و موازنه قدرت جدیدی ایجاد کرده است.
🔹 نهادهای امنیت ملی و کنگره آمریکا کارکرد خود را از دست دادهاند و سیاستها توسط گروهی کوچک با روحیه گانگستری اداره میشود که قوانین بینالمللی را نادیده میگیرند. این رویکرد تنها به نفع شرکتهای بزرگ فناوری و پیمانکاران نظامی تمام شده که از کشتار مردم برای آزمایش و آموزش سیستمهای هوش مصنوعی خود استفاده کردهاند.
@Multipolar_world1 🌍
🔺 پروفسور رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو و کارشناس برجسته امنیتی و نظامی، و طراح کارزار بمباران هوایی ایران :
📌 ایران به عنوان یک قدرت تمدنی، با کنترل ۲۰ درصد انرژی جهان (در مقایسه با ۱۶ درصد آمریکا و ۱۱ درصد روسیه) و گسترش نفوذ خود از لبنان تا دریای سرخ، در کنار آمریکا، چین و روسیه، به قطب جدید جهان تبدیل شده است.
@Multipolar_world1 🌍
📌 ایران به عنوان یک قدرت تمدنی، با کنترل ۲۰ درصد انرژی جهان (در مقایسه با ۱۶ درصد آمریکا و ۱۱ درصد روسیه) و گسترش نفوذ خود از لبنان تا دریای سرخ، در کنار آمریکا، چین و روسیه، به قطب جدید جهان تبدیل شده است.
@Multipolar_world1 🌍
❤2
🎙️🟦 کارل ژا، تحلیلگر جغرافیای سیاسی و تاریخ کشور چین در گفتوگو با دکتر وارویک پاول
🔵 هراس تاریخی توکیو و زوال هژمونی آمریکا؛ گذار از معماری امنیتی پایگاهمحور به واقعیتهای جدید قدرت چین
🔹 ترس عمیق ژاپن از انتقام تاریخی چین؛ در بخشهایی از بدنه امنیتی ژاپن، هراسی واقعی وجود دارد که چین ممکن است روزی همان رفتاری را با ژاپن داشته باشد که ژاپن در گذشته با چین داشت. رفتار تهاجمی حال حاضر توکیو، نه تنها از احساس گناه، بلکه از ترسی وجودی سرچشمه میگیرد و به طبع، با تقویت قدرت پکن تشدید شده است.
🔹 بیاعتمادی فزاینده به تعهدات امنیتی آمریکا؛ عدم اشاره پیت هگزث به موضوع تایوان در سخنرانی کلیدی خود در سنگاپور، موجی از نگرانی را در تایپه، مانیل، سئول و توکیو برانگیخته کرده است. همپیمانان منطقهای آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که واشینگتن در میانمدت دیگر یک شریک امنیتی قابل اعتماد نخواهد بود و مسیر برای خروج تدریجی آمریکا، هموار شده است.
🔹 فروپاشی معماری امنیتی با تکیه بر پایگاههای نظامی؛ تجربه حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکایی در غرب آسیا ثابت کرد که این مدل که با نام «پایگاههای خط مقدم» شناخته میشود، دیگر قابل دفاع و کارآمد نیست. مدلسازیهای ریاضیاتی نشان میدهند که در صورت درگیری با چین، زیرساختها و هواپیماهای آمریکایی در ۲۰ پایگاه مستقر در ژاپن و فیلیپین طی همان هفته اول نابود شده و ادامه نبرد را برای ایالات متحده غیرممکن خواهد کرد.
🔹 استفاده آمریکا از متحدان به عنوان سپر انسانی؛ واشینگتن در حال تغییر راهبرد خود از حضور مستقیم، به رهبری از پشت جبهه است. پیام آمریکا به متحدانش این است که باید هزینهها و خطرات خط مقدم را خودشان بر عهده بگیرند. در واقع آمریکا به دنبال آن است که متحدان منطقهای به عنوان گوشت جلوی توپ عمل کنند تا از فدا شدن جان جوانان آمریکایی در نبردی دور از خانه، جلوگیری شود.
🔹 بُنشت نوین و تسلط گارد ساحلی چین بر منطقه؛ در پاسخ به تحریکات و در پاسخ به «حرکت نانسی پلوسی»، چین گشتزنیهای گارد ساحلی خود را با کشتیهای غولپیکر و اقیانوسپیما در اطراف تایوان و جزایر مورد مناقشه افزایش داده است. این حضور دائمی و تهاجمی که ۵ سال پیش اصلا وجود نداشت، اکنون به یک واقعیت جدید و غیرقابل بازگشت در منطقه تبدیل شده است.
🔹 فیلیپین، مهره واشینگتن برای تطهیر جنایات تاریخی ژاپن؛ وزیر دفاع فیلیپین که مهره واشینگتن در مانیل توصیف میشود، در اقدامی بحثبرانگیز تلاش میکند جنایات گذشته ژاپن را نادیده بگیرد. این در حالی است که ژاپن هرگز به طور معناداری برای قتلعام ۱۰۰ هزار فیلیپینی در جنگ جهانی دوم، عذرخواهی نکرده است.
🔹 توهم برابری نظامی با تنها ابرقدرت صنعتی جهان؛ چین اکنون تنها ابرقدرت صنعتی جهان است و هیچ کشوری عمق و ظرفیت صنعتی آن را ندارد. تلاش متحدان منطقهای برای مقابله نظامی با چین، نوعی تئاتر سیاسی و نادیده گرفتن واقعیتهای سخت قدرت است؛ چرا که آنها در درازمدت توان رقابت با ماشین جنگی و صنعتی پکن را نخواهند داشت.
🔹 قیاس راهبردی با غرب آسیا؛ همانطور که آمریکا از متحدان آسیایی خود به عنوان ابزاری برای مهار چین استفاده میکند، در غرب آسیا نیز اهداف راهبردی رژیم صهیونسیتی بر منافع ملی آمریکا اولویت یافته است. در هر دو مورد، مالیاتدهندگان و مردم عادی آمریکا هزینه سیاستهایی را میپردازند، که صرفا در خدمت منافع نخبگان سیاسی و متحدان خاص ایالات متحده است.
@Multipolar_world1 🌍
🔵 هراس تاریخی توکیو و زوال هژمونی آمریکا؛ گذار از معماری امنیتی پایگاهمحور به واقعیتهای جدید قدرت چین
🔹 ترس عمیق ژاپن از انتقام تاریخی چین؛ در بخشهایی از بدنه امنیتی ژاپن، هراسی واقعی وجود دارد که چین ممکن است روزی همان رفتاری را با ژاپن داشته باشد که ژاپن در گذشته با چین داشت. رفتار تهاجمی حال حاضر توکیو، نه تنها از احساس گناه، بلکه از ترسی وجودی سرچشمه میگیرد و به طبع، با تقویت قدرت پکن تشدید شده است.
🔹 بیاعتمادی فزاینده به تعهدات امنیتی آمریکا؛ عدم اشاره پیت هگزث به موضوع تایوان در سخنرانی کلیدی خود در سنگاپور، موجی از نگرانی را در تایپه، مانیل، سئول و توکیو برانگیخته کرده است. همپیمانان منطقهای آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که واشینگتن در میانمدت دیگر یک شریک امنیتی قابل اعتماد نخواهد بود و مسیر برای خروج تدریجی آمریکا، هموار شده است.
🔹 فروپاشی معماری امنیتی با تکیه بر پایگاههای نظامی؛ تجربه حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکایی در غرب آسیا ثابت کرد که این مدل که با نام «پایگاههای خط مقدم» شناخته میشود، دیگر قابل دفاع و کارآمد نیست. مدلسازیهای ریاضیاتی نشان میدهند که در صورت درگیری با چین، زیرساختها و هواپیماهای آمریکایی در ۲۰ پایگاه مستقر در ژاپن و فیلیپین طی همان هفته اول نابود شده و ادامه نبرد را برای ایالات متحده غیرممکن خواهد کرد.
🔹 استفاده آمریکا از متحدان به عنوان سپر انسانی؛ واشینگتن در حال تغییر راهبرد خود از حضور مستقیم، به رهبری از پشت جبهه است. پیام آمریکا به متحدانش این است که باید هزینهها و خطرات خط مقدم را خودشان بر عهده بگیرند. در واقع آمریکا به دنبال آن است که متحدان منطقهای به عنوان گوشت جلوی توپ عمل کنند تا از فدا شدن جان جوانان آمریکایی در نبردی دور از خانه، جلوگیری شود.
🔹 بُنشت نوین و تسلط گارد ساحلی چین بر منطقه؛ در پاسخ به تحریکات و در پاسخ به «حرکت نانسی پلوسی»، چین گشتزنیهای گارد ساحلی خود را با کشتیهای غولپیکر و اقیانوسپیما در اطراف تایوان و جزایر مورد مناقشه افزایش داده است. این حضور دائمی و تهاجمی که ۵ سال پیش اصلا وجود نداشت، اکنون به یک واقعیت جدید و غیرقابل بازگشت در منطقه تبدیل شده است.
🔹 فیلیپین، مهره واشینگتن برای تطهیر جنایات تاریخی ژاپن؛ وزیر دفاع فیلیپین که مهره واشینگتن در مانیل توصیف میشود، در اقدامی بحثبرانگیز تلاش میکند جنایات گذشته ژاپن را نادیده بگیرد. این در حالی است که ژاپن هرگز به طور معناداری برای قتلعام ۱۰۰ هزار فیلیپینی در جنگ جهانی دوم، عذرخواهی نکرده است.
🔹 توهم برابری نظامی با تنها ابرقدرت صنعتی جهان؛ چین اکنون تنها ابرقدرت صنعتی جهان است و هیچ کشوری عمق و ظرفیت صنعتی آن را ندارد. تلاش متحدان منطقهای برای مقابله نظامی با چین، نوعی تئاتر سیاسی و نادیده گرفتن واقعیتهای سخت قدرت است؛ چرا که آنها در درازمدت توان رقابت با ماشین جنگی و صنعتی پکن را نخواهند داشت.
🔹 قیاس راهبردی با غرب آسیا؛ همانطور که آمریکا از متحدان آسیایی خود به عنوان ابزاری برای مهار چین استفاده میکند، در غرب آسیا نیز اهداف راهبردی رژیم صهیونسیتی بر منافع ملی آمریکا اولویت یافته است. در هر دو مورد، مالیاتدهندگان و مردم عادی آمریکا هزینه سیاستهایی را میپردازند، که صرفا در خدمت منافع نخبگان سیاسی و متحدان خاص ایالات متحده است.
@Multipolar_world1 🌍
❤2
🎙️🟦 یانیس واروفاکیس، اقتصاددان برجسته، وزیر دارایی سابق یونان و بنیانگذار جنبش DiEM25
( Democracy in Europe Movement)
🔵 معاهده ورسای معکوس در ژنو؛ تسلیم دیپلماتیک واشینگتن برای نجات دلار و وارد شدن شوک به متحدان منطقهای
🔹 تفاهمنامه ژنو به مثابه «معاهده ورسای» اما در جهت معکوس؛ واروفاکیس براین باور است که این توافق در کنه خود، داراری یک «وارونگی دیالکتیکی» است؛ جایی که ایالات متحده به عنوان مدعی پیروز، پذیرفته است تا ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی قربانی خود، یعنی ایران هزینه کند. این سند یک پیروزی قاطع و بیچون و چرا برای ایران و یک تسلیم موقت در سطح دیپلماتیک برای دولت ترامپ محسوب میشود.
🔹 مرگ زودهنگام پیمان ابراهیم؛ با این توافق، منطق اصلی ترامپ در دور اول ریاستجمهوریاش مبنی بر ادغام کشورهای عربی در طراحی امنیتی آمریکا با محوریت اسرائیل، به طور کامل از بین رفته است. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس اکنون دریافتهاند که قرار دادن تمام تخممرغهای امنیتی در سبد آمریکا خطایی راهبردی بوده و آنها در برابر قدرت ایران تنها ماندهاند.
🔹 خرید زمان برای جلوگیری از فروپاشی ذخایر نفت آمریکا؛ ترامپ در حالی این تفاهمنامه را امضا کرد که تنها ۴ هفته تا تمام شدن ذخایر نفت راهبردی آمریکا باقی مانده بود. واروفاکیس معتقد است این توافق بیش از آنکه یک معاهده نهایی باشد، تلاشی برای خرید زمان جهت بازگرداندن نفت به بازارها و جلوگیری از انفجار قیمت بنزین در آستانه انتخابات است.
🔹 شکاف عمیق در جنبش «ماگا» (MAGA) و پیروزی جناح جیدی ونس؛ تفاهم با ایران نشاندهنده غلبه جناح منتقد اسرائیل به رهبری جیدی ونس بر جناح طرفدار اسرائیل (نزدیک به خانواده ترامپ) در جنبش ماگا است. این جناح باور دارد وابستگی مطلق به نتانیاهو، آمریکا را به یک بنبست راهبردی کشانده بود؛ با این همه، ترامپ اکنون در حال عقبنشینی از آن است.
🔹 پیروزی درخشان دیپلماتیک ایران در پرونده لبنان؛ گنجاندن آتشبس در لبنان، پایان خصومتها و خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در اولین بند تفاهمنامه، یک پیروزی بزرگ برای ایران و حزبالله است. حزبالله که قرار بود به قولی، نابود بشود، اکنون با حمایت ایران و در پی مذاکرات با آمریکا، به عنوان یک عامل تضمینکننده صلح در لبنان، جایگاه خود را تثبیت کرده است.
🔹 تهدید وجودی برای امپراتوری دلار و حباب هوش مصنوعی: هژمونی آمریکا بر پایه توانایی جذب مازاد سرمایه کشورهای دیگر (بهویژه کشورهای حوزه خلیجفارس) برای جبران کسری بودجه خود استوار بود. جنگ با ایران باعث خشکیده شدن جریانهای پترودلار مورد نیاز برای بازارهای مالی و سرمایهگذاریهای عظیم در حوزه هوش مصنوعی شده بود؛ بنابراین ترامپ برای جلوگیری از ترکیدن این حباب اقتصادی، مجبور به پذیرش این توافق شد.
🔹 انزوای مطلق و بیهویتی اروپا در معادلات جهانی؛ اروپا در این تحولات به شکلی تحقیرآمیز نادیده گرفته شده است. واروفاکیس اروپا را به مرغ سرکندهای تشبیه میکند که بدون داشتن طرحی مستقل در حوزه انرژی خود، از گاز ارزان روسیه محروم شده و اکنون به گاز مایع گرانقیمت آمریکا وابسته است، در حالی که در هیچیک از به قول وی، تئاترهای بازی قدرت (اوکراین، ایران یا فلسطین) جایگاهی ندارد.
🔹 کِینزگرایی نظامی، تنها مدل رشد باقیمانده برای آلمان و فرانسه؛ در غیاب یک مدل رشد اقتصادی واقعی، دولتهای ضعیف در پاریس و برلین برای توجیه هزینههای نظامی و بقای صنایع خود، به تداوم جنگ در اوکراین نیاز دارند. آنها از ترس اینکه صلح در اوکراین باعث بیاهمیت شدن نقش سیاسیشان میشود، با هرگونه طرح صلحی مخالفت میکنند.
🔹 احتمال پیمانشکنی آمریکا در توافق به دلیل فشارهای داخلی؛ واروفاکیس هشدار میدهد که اجرای بندهای مالی (مانند آزادسازی میلیاردها دلار) به دلیل مخالفت کنگره ( با وجود اکثریت بازها) و دموکراتها بسیار دشوار خواهد بود. آمریکا احتمالا تلاش خواهد کرد با وقتکشی، ایران را در حالت انتظار نگه دارد، مگر آنکه تهران با درک واقعبینانه از این پیروزی نمادین، بازی خود را پیش ببرد.
@Multipolar_world1 🌍
( Democracy in Europe Movement)
🔵 معاهده ورسای معکوس در ژنو؛ تسلیم دیپلماتیک واشینگتن برای نجات دلار و وارد شدن شوک به متحدان منطقهای
🔹 تفاهمنامه ژنو به مثابه «معاهده ورسای» اما در جهت معکوس؛ واروفاکیس براین باور است که این توافق در کنه خود، داراری یک «وارونگی دیالکتیکی» است؛ جایی که ایالات متحده به عنوان مدعی پیروز، پذیرفته است تا ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی قربانی خود، یعنی ایران هزینه کند. این سند یک پیروزی قاطع و بیچون و چرا برای ایران و یک تسلیم موقت در سطح دیپلماتیک برای دولت ترامپ محسوب میشود.
🔹 مرگ زودهنگام پیمان ابراهیم؛ با این توافق، منطق اصلی ترامپ در دور اول ریاستجمهوریاش مبنی بر ادغام کشورهای عربی در طراحی امنیتی آمریکا با محوریت اسرائیل، به طور کامل از بین رفته است. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس اکنون دریافتهاند که قرار دادن تمام تخممرغهای امنیتی در سبد آمریکا خطایی راهبردی بوده و آنها در برابر قدرت ایران تنها ماندهاند.
🔹 خرید زمان برای جلوگیری از فروپاشی ذخایر نفت آمریکا؛ ترامپ در حالی این تفاهمنامه را امضا کرد که تنها ۴ هفته تا تمام شدن ذخایر نفت راهبردی آمریکا باقی مانده بود. واروفاکیس معتقد است این توافق بیش از آنکه یک معاهده نهایی باشد، تلاشی برای خرید زمان جهت بازگرداندن نفت به بازارها و جلوگیری از انفجار قیمت بنزین در آستانه انتخابات است.
🔹 شکاف عمیق در جنبش «ماگا» (MAGA) و پیروزی جناح جیدی ونس؛ تفاهم با ایران نشاندهنده غلبه جناح منتقد اسرائیل به رهبری جیدی ونس بر جناح طرفدار اسرائیل (نزدیک به خانواده ترامپ) در جنبش ماگا است. این جناح باور دارد وابستگی مطلق به نتانیاهو، آمریکا را به یک بنبست راهبردی کشانده بود؛ با این همه، ترامپ اکنون در حال عقبنشینی از آن است.
🔹 پیروزی درخشان دیپلماتیک ایران در پرونده لبنان؛ گنجاندن آتشبس در لبنان، پایان خصومتها و خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در اولین بند تفاهمنامه، یک پیروزی بزرگ برای ایران و حزبالله است. حزبالله که قرار بود به قولی، نابود بشود، اکنون با حمایت ایران و در پی مذاکرات با آمریکا، به عنوان یک عامل تضمینکننده صلح در لبنان، جایگاه خود را تثبیت کرده است.
🔹 تهدید وجودی برای امپراتوری دلار و حباب هوش مصنوعی: هژمونی آمریکا بر پایه توانایی جذب مازاد سرمایه کشورهای دیگر (بهویژه کشورهای حوزه خلیجفارس) برای جبران کسری بودجه خود استوار بود. جنگ با ایران باعث خشکیده شدن جریانهای پترودلار مورد نیاز برای بازارهای مالی و سرمایهگذاریهای عظیم در حوزه هوش مصنوعی شده بود؛ بنابراین ترامپ برای جلوگیری از ترکیدن این حباب اقتصادی، مجبور به پذیرش این توافق شد.
🔹 انزوای مطلق و بیهویتی اروپا در معادلات جهانی؛ اروپا در این تحولات به شکلی تحقیرآمیز نادیده گرفته شده است. واروفاکیس اروپا را به مرغ سرکندهای تشبیه میکند که بدون داشتن طرحی مستقل در حوزه انرژی خود، از گاز ارزان روسیه محروم شده و اکنون به گاز مایع گرانقیمت آمریکا وابسته است، در حالی که در هیچیک از به قول وی، تئاترهای بازی قدرت (اوکراین، ایران یا فلسطین) جایگاهی ندارد.
🔹 کِینزگرایی نظامی، تنها مدل رشد باقیمانده برای آلمان و فرانسه؛ در غیاب یک مدل رشد اقتصادی واقعی، دولتهای ضعیف در پاریس و برلین برای توجیه هزینههای نظامی و بقای صنایع خود، به تداوم جنگ در اوکراین نیاز دارند. آنها از ترس اینکه صلح در اوکراین باعث بیاهمیت شدن نقش سیاسیشان میشود، با هرگونه طرح صلحی مخالفت میکنند.
🔹 احتمال پیمانشکنی آمریکا در توافق به دلیل فشارهای داخلی؛ واروفاکیس هشدار میدهد که اجرای بندهای مالی (مانند آزادسازی میلیاردها دلار) به دلیل مخالفت کنگره ( با وجود اکثریت بازها) و دموکراتها بسیار دشوار خواهد بود. آمریکا احتمالا تلاش خواهد کرد با وقتکشی، ایران را در حالت انتظار نگه دارد، مگر آنکه تهران با درک واقعبینانه از این پیروزی نمادین، بازی خود را پیش ببرد.
@Multipolar_world1 🌍
🎙️🟦 پروفسور جان میرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، استاد دانشگاه شیکاگو
🔵 پیروزی راهبردی ایران و فروپاشی هژمونی آمریکا؛ بازخوانی «سند تسلیم» واشینگتن در برابر تهران و بنبست در جبهه روسیه
🔹 پروفسور میرشایمر بر این باور است که تفاهمنامهای که ترامپ امضا کرد، نه یک توافق متوازن، بلکه یک «سند تسلیم» است که واقعیتِ توازن قوای قهریه به نفع ایران را بازتاب میدهد. به گفته او، ایران در تقریبا تمامی ۱۴ بند این سند پیروز شده است.
🔹 چرا ایران بر آمریکا و اسرائیل پیروز شد؟؛ قدرت ایران در بستن تنگه هرمز و تهدید اقتصاد جهانی، داشتن زرادخانه عظیم موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهایی که توانایی انهدام پایگاههای آمریکا در منطقه و زیرساختهای اسرائیل را دارند، عوامل اصلی این پیروزی هستند.
🔹 شکست ۴۰ روزه و بحران مهمات آمریکا؛ ایالات متحده پس از تنها ۴۰ روز نبرد هوایی مجبور به توقف جنگ شد؛ زیرا مهمات دقیق ( Smart bombs) آمریکا رو به اتمام بود و دیگر هدفی برای زدن باقی نمانده بود، در حالی که ایران توانایی جذب ضربات سنگین و ادامه نبرد را داشت.
🔹 زیرکی دیپلماتیک ایران و «فریب» مشاوران ترامپ؛ ایران با گنجاندن کلمات تخصصی مانند «مشتقات نفتی» در متن توافق، راه را برای آزادسازی میلیاردها دلار درآمد بخش پتروشیمی باز کرد. میرشایمر ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر «فریب خوردن» را رد کرده و تأکید میکند که آمریکا به دلیل ضعف موقعیت نظامی، مجبور به چشم پوشی از این گونه عبارات در تفاهمنامه شده است.
🔹 فروپاشی چتر امنیتی آمریکا در خلیج فارس؛ کشورهای عرب منطقه اکنون دریافتهاند که پایگاههای آمریکایی در خاک آنها نه تنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه آنها را به هدفی برای ایران تبدیل کرده است. این کشورها اکنون به سمت «دیپلماسی آرام با ایران» و تنوعبخشی به شرکای خود (از جمله چین) حرکت کردهاند.
🔹 روسیه و اوکراین؛ عبور از «روح آنکورج» [ بهبود روابط واشنگتن با مسکو در جریان جنگ اوکراین ] و بازی با آتش؛ میرشایمر معتقد است پوتین که زمانی به ترامپ اعتماد داشت، اکنون او را «دشمنی همراستا با اروپا» میبیند که به دنبال نابودی قدرت روسیه است. حملات پهپادی به مسکو تغییری در نتیجه جنگ ایجاد نمیکند اما خطر پاسخ سخت روسیه و حمله به قلب اروپا را به شدت افزایش داده است.
🔹 نتانیاهو؛ کارشکن توافق و گرفتار در توهم «اسرائیل بزرگ»؛ در حالی که ایران برای اجرای توافق خواهان خروج اسرائیل از جنوب لبنان است، نتانیاهو با ادامه بمباران و اشغالگری، در حال پیچیده کردن روابط ایران و آمریکا است. این در حالی است که ارتش اسرائیل در لبنان دچار تلفات سنگین شده و حماس نیز همچنان در غزه به عنوان یک نیروی جنگنده باقی مانده است.
🔹 پایان نقش آمریکا به عنوان میانجی؛ ادعای آمریکا مبنی بر میانجیگری در بحرانها، ادعایی پوچ و توخالی است؛ زیرا واشینگتن با تأمین سلاح و اطلاعات هدفگیری، خود یک «طرف متخاصم جنگ» (Co-belligerent) علیه روسیه و مسبب اصلی شروع درگیریهاست.
🌐 فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world 🌍).
@Multipolar_world1 🌍
🔵 پیروزی راهبردی ایران و فروپاشی هژمونی آمریکا؛ بازخوانی «سند تسلیم» واشینگتن در برابر تهران و بنبست در جبهه روسیه
🔹 پروفسور میرشایمر بر این باور است که تفاهمنامهای که ترامپ امضا کرد، نه یک توافق متوازن، بلکه یک «سند تسلیم» است که واقعیتِ توازن قوای قهریه به نفع ایران را بازتاب میدهد. به گفته او، ایران در تقریبا تمامی ۱۴ بند این سند پیروز شده است.
🔹 چرا ایران بر آمریکا و اسرائیل پیروز شد؟؛ قدرت ایران در بستن تنگه هرمز و تهدید اقتصاد جهانی، داشتن زرادخانه عظیم موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهایی که توانایی انهدام پایگاههای آمریکا در منطقه و زیرساختهای اسرائیل را دارند، عوامل اصلی این پیروزی هستند.
🔹 شکست ۴۰ روزه و بحران مهمات آمریکا؛ ایالات متحده پس از تنها ۴۰ روز نبرد هوایی مجبور به توقف جنگ شد؛ زیرا مهمات دقیق ( Smart bombs) آمریکا رو به اتمام بود و دیگر هدفی برای زدن باقی نمانده بود، در حالی که ایران توانایی جذب ضربات سنگین و ادامه نبرد را داشت.
🔹 زیرکی دیپلماتیک ایران و «فریب» مشاوران ترامپ؛ ایران با گنجاندن کلمات تخصصی مانند «مشتقات نفتی» در متن توافق، راه را برای آزادسازی میلیاردها دلار درآمد بخش پتروشیمی باز کرد. میرشایمر ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر «فریب خوردن» را رد کرده و تأکید میکند که آمریکا به دلیل ضعف موقعیت نظامی، مجبور به چشم پوشی از این گونه عبارات در تفاهمنامه شده است.
🔹 فروپاشی چتر امنیتی آمریکا در خلیج فارس؛ کشورهای عرب منطقه اکنون دریافتهاند که پایگاههای آمریکایی در خاک آنها نه تنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه آنها را به هدفی برای ایران تبدیل کرده است. این کشورها اکنون به سمت «دیپلماسی آرام با ایران» و تنوعبخشی به شرکای خود (از جمله چین) حرکت کردهاند.
🔹 روسیه و اوکراین؛ عبور از «روح آنکورج» [ بهبود روابط واشنگتن با مسکو در جریان جنگ اوکراین ] و بازی با آتش؛ میرشایمر معتقد است پوتین که زمانی به ترامپ اعتماد داشت، اکنون او را «دشمنی همراستا با اروپا» میبیند که به دنبال نابودی قدرت روسیه است. حملات پهپادی به مسکو تغییری در نتیجه جنگ ایجاد نمیکند اما خطر پاسخ سخت روسیه و حمله به قلب اروپا را به شدت افزایش داده است.
🔹 نتانیاهو؛ کارشکن توافق و گرفتار در توهم «اسرائیل بزرگ»؛ در حالی که ایران برای اجرای توافق خواهان خروج اسرائیل از جنوب لبنان است، نتانیاهو با ادامه بمباران و اشغالگری، در حال پیچیده کردن روابط ایران و آمریکا است. این در حالی است که ارتش اسرائیل در لبنان دچار تلفات سنگین شده و حماس نیز همچنان در غزه به عنوان یک نیروی جنگنده باقی مانده است.
🔹 پایان نقش آمریکا به عنوان میانجی؛ ادعای آمریکا مبنی بر میانجیگری در بحرانها، ادعایی پوچ و توخالی است؛ زیرا واشینگتن با تأمین سلاح و اطلاعات هدفگیری، خود یک «طرف متخاصم جنگ» (Co-belligerent) علیه روسیه و مسبب اصلی شروع درگیریهاست.
🌐 فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world 🌍).
@Multipolar_world1 🌍
Rubika
جهان چند قطبی 🌍 - روبیکا
پیام رسان ایرانی روبیکا Rubika
🗒️ بازخوانی مدل حکمرانی چین؛ گذار به شایستهسالاری سیاسی
◼️ گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر حوزه چین در ترجمه و تلخیص مصاحبه پروفسور دنیل بل با برنامه TED برای اندیشکده تین شیا مینویسد:
➖ برخلاف تصور رایج در غرب که نظام سیاسی حاکم بر چین را ایستا و بدون امکان اصلاحات میپندارد، این کشور در چهار دهه پس از انقلاب فرهنگی، دست به تحولی بنیادین در ساختار قدرت خود زده است. این تحول بر پایه الگوی «شایستهسالاری سیاسی» استوار است که هدف آن انتخاب و ارتقای مقامات بر اساس توانمندی و فضائل اخلاقی آنهاست.
در اندیشکده تین شیا بخوانید
اندیشکده تین شیا 🇨🇳
◼️ گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر حوزه چین در ترجمه و تلخیص مصاحبه پروفسور دنیل بل با برنامه TED برای اندیشکده تین شیا مینویسد:
➖ برخلاف تصور رایج در غرب که نظام سیاسی حاکم بر چین را ایستا و بدون امکان اصلاحات میپندارد، این کشور در چهار دهه پس از انقلاب فرهنگی، دست به تحولی بنیادین در ساختار قدرت خود زده است. این تحول بر پایه الگوی «شایستهسالاری سیاسی» استوار است که هدف آن انتخاب و ارتقای مقامات بر اساس توانمندی و فضائل اخلاقی آنهاست.
در اندیشکده تین شیا بخوانید
اندیشکده تین شیا 🇨🇳
Forwarded from جهان چند قطبی 🌍
نسخه سوم چین و گذار از هژمونی سنتی؛ چرا پکن به دنبال تکرار اشتباهات استعمارگرانهی غرب نیست؟
گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر حوزه چین در ترجمه و تلخیص گفتوگوی آینار تانگن، پژوهشگر ارشد در مؤسسه تایهه پکن و مرکز نوآوری در حکمرانی بینالمللی در برنامه The Greater Eurasia، برای اندیشکده تین شیا مینویسد:
▪️آینار تانگن براین باور است که ایالات متحده به مثابه «سوارکاری بیسر» عمل میکند؛
وی در مصاحبه خود میگوید:
« نخبگان کارکشته و در راس کار آمریکا که جایگزین خانوادههای قدیمی فعال در حوزههای صنعتی شدهاند، تنها بر «به حداکثر رساندن ارزش سهامِ سهامداران»، آنهم صرفا در کوتاهمدت متمرکز بوده و هستند. این رویکرد باعث توخالی شدن صنعت آمریکا، خروج سرمایه و فروپاشی طبقه متوسط (از ۶۱٪ در ۱۹۷۱ به ۴۰٪ در ۲۰۲۴) شده است. وی این نخبگان را به سوارکارانی تشبیه میکند که بدون داشتن سر یا همان راهبرد بلندمدت، بر اسب اقتصاد ایالات متحده میتازند و آنرا به ناکجاآباد میبرند.»
◼️ در اندیشکده تین شیا بخوانید.
اندیشکده تین شیا 🇨🇳
گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر حوزه چین در ترجمه و تلخیص گفتوگوی آینار تانگن، پژوهشگر ارشد در مؤسسه تایهه پکن و مرکز نوآوری در حکمرانی بینالمللی در برنامه The Greater Eurasia، برای اندیشکده تین شیا مینویسد:
▪️آینار تانگن براین باور است که ایالات متحده به مثابه «سوارکاری بیسر» عمل میکند؛
وی در مصاحبه خود میگوید:
« نخبگان کارکشته و در راس کار آمریکا که جایگزین خانوادههای قدیمی فعال در حوزههای صنعتی شدهاند، تنها بر «به حداکثر رساندن ارزش سهامِ سهامداران»، آنهم صرفا در کوتاهمدت متمرکز بوده و هستند. این رویکرد باعث توخالی شدن صنعت آمریکا، خروج سرمایه و فروپاشی طبقه متوسط (از ۶۱٪ در ۱۹۷۱ به ۴۰٪ در ۲۰۲۴) شده است. وی این نخبگان را به سوارکارانی تشبیه میکند که بدون داشتن سر یا همان راهبرد بلندمدت، بر اسب اقتصاد ایالات متحده میتازند و آنرا به ناکجاآباد میبرند.»
◼️ در اندیشکده تین شیا بخوانید.
اندیشکده تین شیا 🇨🇳