This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺باران، باران در همه جا
🖋️جوروج گالووی، نماینده سابق مجلس بریتانیا
📌این مدرک قابل اثباتی است که آب و هوا به سلاح تبدیل شده است.
📌رودخانههایی که قرنها ( در ایران، ترکیه، عراق و عربستان ) هرگز جریان نداشتند، اکنون پر از آب هستند، در ایران برف میبارد. سیلی از شواهد تجربی وجود دارد که شکی باقی نمیگذارد که از آب و هوا به عنوان سلاح جنگی استفاده میشود.
📌 با نابودی رادارهای آمریکایی واقع در امارات، ایران از این جنایت علیه بشریت و محیط زیست پرده برداشت.
@Multipolar_world1 🌍
🖋️جوروج گالووی، نماینده سابق مجلس بریتانیا
📌این مدرک قابل اثباتی است که آب و هوا به سلاح تبدیل شده است.
📌رودخانههایی که قرنها ( در ایران، ترکیه، عراق و عربستان ) هرگز جریان نداشتند، اکنون پر از آب هستند، در ایران برف میبارد. سیلی از شواهد تجربی وجود دارد که شکی باقی نمیگذارد که از آب و هوا به عنوان سلاح جنگی استفاده میشود.
📌 با نابودی رادارهای آمریکایی واقع در امارات، ایران از این جنایت علیه بشریت و محیط زیست پرده برداشت.
@Multipolar_world1 🌍
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ پروفسور جان مرشایمر
🔺ایرانیها قرار نیست کنترل تنگه را واگذار کنند... این اهرم فشار آنهاست. آنها دیوانهاند اگر که کنترل تنگه را واگذار کنند.
🚨ما اساساً این جنگ را باختهایم.
📌شما در نهایت به ایرانیها امتیاز خواهید داد.
@Multipolar_world1 🌍
🔺ایرانیها قرار نیست کنترل تنگه را واگذار کنند... این اهرم فشار آنهاست. آنها دیوانهاند اگر که کنترل تنگه را واگذار کنند.
🚨ما اساساً این جنگ را باختهایم.
📌شما در نهایت به ایرانیها امتیاز خواهید داد.
@Multipolar_world1 🌍
❤1
📄دو پادشاه در جنگ
🖋️الکساندر دوگین
📌شاه چارلز سوم انگلستان، در سخنرانی خود در برابر کنگره، خواستار حفظ ناتو، حمایت از رژیم اوکراین، و آغاز مشترک جنگ علیه روسیه شد. کنگره برای او کف زد؛ بیش از همه دموکراتها، هرچند شمار قابل توجهی از جمهوریخواهان هم سراپا تشویق میکردند.
🔹در همان زمان، چارلز سوم شوخی بدخواهانهای کرد و اشاره نمود که آمریکاییها با آغاز جنگ استقلال از بریتانیا اشتباه کردهاند و اکنون زمان اصلاح آن فرا رسیده است. گستاخی تهاجمی و زمخت پادشاه بریتانیا با طنز خاص انگلیسی آمیخته بود. بدینسان، چارلز یادآوری کرد که در بازسازی پیشین، کاخ سفید به آتش کشیده شده بود.
🔹او موضوع محیط زیست را نیز فراموش نکرد؛ همان موضوعی که پیشتر ترامپ را آزرده بود. امروز، هواداران ترامپ (بهویژه مارک لوین) در حال ستایش شاه چارلز هستند، و عکسی از چارلز و ترامپ در وبسایت کاخ سفید منتشر شده با عنوان «دو پادشاه»، که اشارهای است به شعار کارزارهای ضدترامپِ دموکراتها: «هیچ پادشاهی!» اگر یک پادشاه آمریکایی نمیخواهید، دو پادشاه خواهید داشت.
🔹در برابر چشمان ما، بازآفرینی آشکار آتلانتیسیزم کلاسیک 🔸(Atlanticism) در حال وقوع است.
🔹نتیجه برای ما روشن است: اگر زمانی امیدی به ترامپ بسته شده بود، اکنون از میان رفته است. جنگ بزرگ قارهها وارد مرحلهای حاد شده است.
--------
🔸تعریف آتلانتیسیزم (Atlanticism)
آتلانتیسیزم یک رویکرد سیاسی و ژئوپولیتیک است که بر اتحاد و همکاری نزدیک میان اروپا (بهویژه بریتانیا و کشورهای اروپای غربی) و ایالات متحده آمریکا تأکید دارد. این مفهوم ریشه در دوران پس از جنگ جهانی دوم دارد و محور اصلی آن حفظ پیوندهای فراآتلانتیکی در زمینههای نظامی، اقتصادی و فرهنگی است.
📌 در عمل، آتلانتیسیزم به معنای حمایت از ناتو، هماهنگی سیاستهای خارجی و امنیتی اروپا و آمریکا، و مقابله مشترک با قدرتهای رقیب (مانند روسیه، چین و ایران) است.
✍🏻دوگین از اصطلاح «آتلانتیسیزم کلاسیک» استفاده میکند تا نشان دهد که این اتحاد سنتی دوباره فعال شده و در برابر پروژه «جهان چندقطبی» قرار میگیرد.
جایی که قدرت های دریاپایه، در صدد اخلال در راههای تجاری هستند تا قدرت های زمین پایه را به خود وابسته نگهدارند و نگذارند قدرت از دستشان برود.
@Multipolar_world1 🌍
🖋️الکساندر دوگین
📌شاه چارلز سوم انگلستان، در سخنرانی خود در برابر کنگره، خواستار حفظ ناتو، حمایت از رژیم اوکراین، و آغاز مشترک جنگ علیه روسیه شد. کنگره برای او کف زد؛ بیش از همه دموکراتها، هرچند شمار قابل توجهی از جمهوریخواهان هم سراپا تشویق میکردند.
🔹در همان زمان، چارلز سوم شوخی بدخواهانهای کرد و اشاره نمود که آمریکاییها با آغاز جنگ استقلال از بریتانیا اشتباه کردهاند و اکنون زمان اصلاح آن فرا رسیده است. گستاخی تهاجمی و زمخت پادشاه بریتانیا با طنز خاص انگلیسی آمیخته بود. بدینسان، چارلز یادآوری کرد که در بازسازی پیشین، کاخ سفید به آتش کشیده شده بود.
🔹او موضوع محیط زیست را نیز فراموش نکرد؛ همان موضوعی که پیشتر ترامپ را آزرده بود. امروز، هواداران ترامپ (بهویژه مارک لوین) در حال ستایش شاه چارلز هستند، و عکسی از چارلز و ترامپ در وبسایت کاخ سفید منتشر شده با عنوان «دو پادشاه»، که اشارهای است به شعار کارزارهای ضدترامپِ دموکراتها: «هیچ پادشاهی!» اگر یک پادشاه آمریکایی نمیخواهید، دو پادشاه خواهید داشت.
🔹در برابر چشمان ما، بازآفرینی آشکار آتلانتیسیزم کلاسیک 🔸(Atlanticism) در حال وقوع است.
🔹نتیجه برای ما روشن است: اگر زمانی امیدی به ترامپ بسته شده بود، اکنون از میان رفته است. جنگ بزرگ قارهها وارد مرحلهای حاد شده است.
--------
🔸تعریف آتلانتیسیزم (Atlanticism)
آتلانتیسیزم یک رویکرد سیاسی و ژئوپولیتیک است که بر اتحاد و همکاری نزدیک میان اروپا (بهویژه بریتانیا و کشورهای اروپای غربی) و ایالات متحده آمریکا تأکید دارد. این مفهوم ریشه در دوران پس از جنگ جهانی دوم دارد و محور اصلی آن حفظ پیوندهای فراآتلانتیکی در زمینههای نظامی، اقتصادی و فرهنگی است.
📌 در عمل، آتلانتیسیزم به معنای حمایت از ناتو، هماهنگی سیاستهای خارجی و امنیتی اروپا و آمریکا، و مقابله مشترک با قدرتهای رقیب (مانند روسیه، چین و ایران) است.
✍🏻دوگین از اصطلاح «آتلانتیسیزم کلاسیک» استفاده میکند تا نشان دهد که این اتحاد سنتی دوباره فعال شده و در برابر پروژه «جهان چندقطبی» قرار میگیرد.
جایی که قدرت های دریاپایه، در صدد اخلال در راههای تجاری هستند تا قدرت های زمین پایه را به خود وابسته نگهدارند و نگذارند قدرت از دستشان برود.
@Multipolar_world1 🌍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهِ دوستی با آمریکا اینه. اینجا در سال ۲۰۰۹ هیلاری کلینتون وزیر خارجه دولت اوباما با معتصم قذافی پسر معمر قذافی دست میده و از فرصتهای فراوان همکاری بین لیبی و آمریکا حرف میزنه. ببینید چطور همه چیز شیک و مجلسیه. حالا «فقط» ۲ سال بعد با حمله به لیبی قذافی کشته میشه. البته قبلش قذافی همه سانتریفیوژها و اورانیوم خودشو به امید رفع دشمنی آمریکا ۲ دستی تقدیم دولت اوباما کرده بود.
احسان تقدسی
@Multipolar_world1 🌍
احسان تقدسی
@Multipolar_world1 🌍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨🚨نماینده مجلس ترکیه:
📌«برای ترکیه شرمآور است که ۱۰ هزار شهروند ترکیه داوطلبانه در ارتش اسرائیل برای شرکت در کشتار و نابودی مردم غزه شرکت میکنند.»
@Multipolar_world1 🌍
📌«برای ترکیه شرمآور است که ۱۰ هزار شهروند ترکیه داوطلبانه در ارتش اسرائیل برای شرکت در کشتار و نابودی مردم غزه شرکت میکنند.»
@Multipolar_world1 🌍
🎙️✅ تحلیل تقابل سنت و مدرنیته در نشست مشترک پروفسور الکساندر دوگین و پروفسور جیانگ
📌در یک گفتگوی تحلیلی، الکساندر دوگین، فیلسوف مشهور روسی، و پروفسور جانگ به بررسی ریشههای بحران در تمدن مدرن و نسبت آن با باورهای آخرالزمانی و ژئوپلیتیک جهانی پرداختند.
🔸الکساندر دوگین در این نشست بر لزوم بازگشت به سنت و مقابله با ارزشهای مدرن غربی تاکید کرد. او مدرنیته را نه پیشرفت، بلکه مسیری به سوی زوال و سقوط توصیف کرد. دوگین با معرفی خود به عنوان یک مسیحی ارتدوکس و پیرو فلسفه سنتی، روسیه را در جایگاه کاتخون یا نیرویی که در برابر ظهور دجال مقاومت میکند، قرار داد. او صهیونیسم مسیحی را یک بدعت مذهبی و ابزاری برای هژمونی غرب دانست و معتقد بود که ریشههای تمدن آمریکا به دلیل پیوند با کالوینیسم افراطی و فرقههای اصلاحطلب، از ابتدا دچار انحراف بوده است. دوگین راهکار نهایی را در شکلگیری یک جهان چندقطبی و همبستگی میان تمدنهای دارای ریشه سنتی، از جمله روسیه، ایران و چین میبیند که در آن هر فرهنگ به ریشههای اصیل خود بازگردد.
🔹پروفسور جانگ بر جنبههای اقتصادی و فلسفی زوال غرب تمرکز داشت. او آغاز انحراف در تمدن غرب را به سال ۱۶۹۴ و تاسیس بانک انگلستان نسبت داد که به گفته او، باعث شد دولتها به گروگان سرمایهداران فراملی تبدیل شوند و بدهیهای کلان ایجاد کنند. جانگ معتقد است فیلسوفان دوران روشنگری بریتانیا با جایگزین کردن حقیقت با فایدهگرایی و لذتگرایی، جوامع مدرن را به سمت مصرفگرایی، افسردگی و اضطراب سوق دادهاند. او ایالات متحده را یک سیستم مالی ناپایدار و مشابه طرحهای پانزی توصیف کرد که با بدهیهای عظیم روبروست. پیشنهاد او برای عبور از این وضعیت، ایجاد یک بلوک تجاری اوراسیایی و یک سیستم مالی جدید بر پایه طلا است که بتواند جایگزینی برای هژمونی دلار و فشارهای اقتصادی آمریکا باشد.
🔺این گفتگو نشاندهنده همگرایی دیدگاههای این دو اندیشمند در خصوص ضرورت ایجاد ساختاری جدید برای جهان، فراتر از سلطه فرهنگی و اقتصادی فعلی غرب بود.
@Multipolar_world1 🌍
📌در یک گفتگوی تحلیلی، الکساندر دوگین، فیلسوف مشهور روسی، و پروفسور جانگ به بررسی ریشههای بحران در تمدن مدرن و نسبت آن با باورهای آخرالزمانی و ژئوپلیتیک جهانی پرداختند.
🔸الکساندر دوگین در این نشست بر لزوم بازگشت به سنت و مقابله با ارزشهای مدرن غربی تاکید کرد. او مدرنیته را نه پیشرفت، بلکه مسیری به سوی زوال و سقوط توصیف کرد. دوگین با معرفی خود به عنوان یک مسیحی ارتدوکس و پیرو فلسفه سنتی، روسیه را در جایگاه کاتخون یا نیرویی که در برابر ظهور دجال مقاومت میکند، قرار داد. او صهیونیسم مسیحی را یک بدعت مذهبی و ابزاری برای هژمونی غرب دانست و معتقد بود که ریشههای تمدن آمریکا به دلیل پیوند با کالوینیسم افراطی و فرقههای اصلاحطلب، از ابتدا دچار انحراف بوده است. دوگین راهکار نهایی را در شکلگیری یک جهان چندقطبی و همبستگی میان تمدنهای دارای ریشه سنتی، از جمله روسیه، ایران و چین میبیند که در آن هر فرهنگ به ریشههای اصیل خود بازگردد.
🔹پروفسور جانگ بر جنبههای اقتصادی و فلسفی زوال غرب تمرکز داشت. او آغاز انحراف در تمدن غرب را به سال ۱۶۹۴ و تاسیس بانک انگلستان نسبت داد که به گفته او، باعث شد دولتها به گروگان سرمایهداران فراملی تبدیل شوند و بدهیهای کلان ایجاد کنند. جانگ معتقد است فیلسوفان دوران روشنگری بریتانیا با جایگزین کردن حقیقت با فایدهگرایی و لذتگرایی، جوامع مدرن را به سمت مصرفگرایی، افسردگی و اضطراب سوق دادهاند. او ایالات متحده را یک سیستم مالی ناپایدار و مشابه طرحهای پانزی توصیف کرد که با بدهیهای عظیم روبروست. پیشنهاد او برای عبور از این وضعیت، ایجاد یک بلوک تجاری اوراسیایی و یک سیستم مالی جدید بر پایه طلا است که بتواند جایگزینی برای هژمونی دلار و فشارهای اقتصادی آمریکا باشد.
🔺این گفتگو نشاندهنده همگرایی دیدگاههای این دو اندیشمند در خصوص ضرورت ایجاد ساختاری جدید برای جهان، فراتر از سلطه فرهنگی و اقتصادی فعلی غرب بود.
@Multipolar_world1 🌍
🚨سخنگوی وزارت امور خارجه چین، لین جیان، روز چهارشنبه در پاسخ به سوالی در مورد اینکه ژاپن در ابتدا موظف بود انهدام سلاحهای شیمیایی رها شده در چین را تا سال ۲۰۰۷ تکمیل کند، اما این روند بارها به تعویق افتاده است، گفت:
🔺
🔺لین جیان خاطرنشان کرد که سلاحهای شیمیایی رها شده توسط ژاپن در چین از جمله جنایات سنگین نظامیگری ژاپن در طول جنگ تجاوزکارانه علیه چین است و تا به امروز همچنان جان و مال مردم چین و همچنین امنیت زیستمحیطی را به خطر میاندازد. نابودی کامل این سلاحها یک تعهد بینالمللی است که ژاپن باید به آن عمل کند.
@Multipolar_world1 🌍
🔺
چین همواره از ژاپن خواسته است که سلاحهای شیمیایی رها شده در چین را طبق کنوانسیون سلاحهای شیمیایی و تفاهمنامه بین دولتهای چین و ژاپن، در اسرع وقت به طور کامل و دقیق نابود کند.
🔺لین جیان خاطرنشان کرد که سلاحهای شیمیایی رها شده توسط ژاپن در چین از جمله جنایات سنگین نظامیگری ژاپن در طول جنگ تجاوزکارانه علیه چین است و تا به امروز همچنان جان و مال مردم چین و همچنین امنیت زیستمحیطی را به خطر میاندازد. نابودی کامل این سلاحها یک تعهد بینالمللی است که ژاپن باید به آن عمل کند.
@Multipolar_world1 🌍
🚨🚨 مقاله مهم 🚨🚨
📄Peter thiel, the Deeper State, and Antichrist 2.0
📄پیتر تیل، دولت ژرفتر، و دجال ۲ ( ضدمسیح )
🖋️ پروفسور الکساندر دوگین و آرکتوس ژورنال
۲۱ ژانویه ۲۰۲۶
📌📌در این مقالهٔ جدید از پروفسور الکساندر دوگین، خود را در یکی از مرموزترین پیچوخمها و مخاطرات سرنوشتساز دورانِ خود مییابیم:
پس از پایان جهانگرایی ( Globalism ) لیبرال، چه چیزی خواهد آمد؟
اگر «دولت ژرف» ریشهکن شود، به جای آن چه کاشته خواهد شد؟ این پرسش باید «چه کسی» را نیز شامل شود. به هر حال، نظمها و پارادایمها صرفاً با نظمها و پارادایمهای جدید جایگزین نمیشوند — بلکه نخبگان با نخبگان جایگزین میشوند.
و اغلب آن مردانی با چشمانداز و منابع پشت صحنه هستند که این تغییر را شکل میدهند.
📌دوگین به دنبال مقالهٔ قبلی در آرکتوس ژورنال از مارس ۲۰۲۵، نوری میافکند بر نقش سایهدار و روزبهروز چارچوبدارِ آخرالزمانی پیتر تیل، معروف به «فیلسوف» در میان الیگارشهای فناوری سیلیکونولی، که گفتمان اخیرش دربارهٔ دجال به عنوان توهمات خرافی، حفرههای شبهعلمی، یا صرفاً دوری دیگر از وسواسهای مکرر پروتستانتیسم آمریکایی با «زمانهای پایانی» رد شده است.
🔹با این حال، دوگین در مورد پیتر تیل و سخنرانیهایش دربارهٔ دجال ( ضد مسیح )، به ما یادآوری میکند که تغییرات دورهای تنها مسئلهٔ پول، قدرت و فناوری نیست. جهان سکولار یا خداناباور مدرنیته یک بلوف است، و همانطور که به «اسطورهها» و «دینهای» ابداعی خود متوسل شد، ادیان کهن، اسطورهها و آخرتشناسیها نیز هنوز نقشی ایفا خواهند کرد، حرف خود را خواهند زد و در زمانهای پیش رو با انتقامی دوباره سر بر خواهند آورد.
🔹 همانطور که دوگین بیش از ۳۰ سال است استدلال میکند، دیر یا زود، «جغرافیای مقدس» خود را در ژئوپلیتیک نشان میدهد و احساس میشود. در حالی که قدرتمندان مشغول کردهاند شما را در تیکتاک و اینستاگرام اسکرول دهید، یکی از میلیاردرهایی که از ترامپ حمایت کرده، عمیقاً در فلسفه، الهیات و آخرتشناسی غوطه ور بوده و به نظم نوین جهانی در قالب کتابمقدسی دجال میاندیشد.
🔹همانطور که در زیر میخوانید، دوگین اشاره میکند که این مقاله یکی از مجموعهای در حال انجام از شیرجههای تازه به جریانهای عمیقتری است که در ایالات متحدهٔ آمریکا به سطح در حال جوشش هستند. نادیده گرفتن آنها تنها به ضرر خود ما خواهد بود.
🟦 بخش اول این مجموعه را اینجا بخوانید:
دولتی حتی ژرفتر و «روشنگری تاریک»
الکساندر دوگین
🔹 دوگین استدلال میکند که ظهور ترامپ نشاندهندهٔ یک تغییر ایدئولوژیک عمیقتر و مبتنی بر فناوری است که با هدف شتاببخشی به بشریت به سمت تکینگی (singularity)، از طریق برچیدن جهانگرایی لیبرال با اتحادی قدرتمند بین جناحهای پوپولیستی و راست فناورانه عمل میکند.
🔸✍🏻 (بسیار نزدیک به آرای آقای کورتیس یاروین)
📌 بهار گذشته، با تأمل در گامهای نخست ترامپ در قدرت، مقالهای نوشتم که در آن مسئلهٔ «دولت ژرفی حتی عمیقتر» را مطرح کردم. منطق به این صورت بود: اگر ترامپ به دولت ژرف اعلام جنگ داده، اما هنوز اجازه یافته به قدرت برسد، آیا در آمریکا (و به طور گستردهتر، در غرب جهانی) اقتداری حتی قدرتمندتر و مخفیتر وجود ندارد؟ این چیزی بود که من به طور آزمایشی «دولت ژرفتر» نامیدم.
🔹این مقاله که همزمان به روسی و انگلیسی منتشر شد، در محافل ماگا (MAGA) بسیار جدی گرفته شد و بحثی را برانگیخت:
آیا چنین «دولت ژرفتری» وجود دارد، و اگر چنین است، چه میتواند باشد؟ نظریههای مختلفی مطرح شد. من پیشنهاد کردم که «دولت ژرفتر» میتواند آن حلقههای قدرتمندی باشند که سخنگویان آنها الیگارشهای فناور سیلیکونولی هستند که تأثیرگذارترین و نظریهپردازترینشان پیتر تیل است.
🔹توجه خود را به حمایت او از ایدهٔ «روشنگری تاریک» کرتیس یاروین (و تا حدی نیک لند) و ایجاد «سلطنت آمریکایی» با ترامپ به عنوان امپراتور، و همچنین برنامههای ساخت یک «شهر آرمانشهری» آینده در گرینلند جلب کردم. کنستانتین مالوفیف اخیراً کاملاً دقیق دربارهٔ این پروژه نوشت:
«گرینلند چیزی فراتر از صرفاً مرکزی برای استخراج مواد معدنی و بزرگترین سکوی موشکی جهان خواهد شد. برنامههای تجاری بسیار آمریکاییتری نیز وجود دارد.»
🟦 پیتر تیل (خالق پیپال و پالانتیر، سرمایهگذار فیسبوک و غیره)، ایدئولوگ پشت پردهٔ دورهٔ دوم ترامپ، سرمایهگذار اصلی استارتاپ پراکسیس از طریق شرکت پرونوموس کپیتال خود است.
✍🏻 ( وی پشتیبان مالی جی دی ونس بوده است )
📄Peter thiel, the Deeper State, and Antichrist 2.0
📄پیتر تیل، دولت ژرفتر، و دجال ۲ ( ضدمسیح )
🖋️ پروفسور الکساندر دوگین و آرکتوس ژورنال
۲۱ ژانویه ۲۰۲۶
📌📌در این مقالهٔ جدید از پروفسور الکساندر دوگین، خود را در یکی از مرموزترین پیچوخمها و مخاطرات سرنوشتساز دورانِ خود مییابیم:
پس از پایان جهانگرایی ( Globalism ) لیبرال، چه چیزی خواهد آمد؟
اگر «دولت ژرف» ریشهکن شود، به جای آن چه کاشته خواهد شد؟ این پرسش باید «چه کسی» را نیز شامل شود. به هر حال، نظمها و پارادایمها صرفاً با نظمها و پارادایمهای جدید جایگزین نمیشوند — بلکه نخبگان با نخبگان جایگزین میشوند.
و اغلب آن مردانی با چشمانداز و منابع پشت صحنه هستند که این تغییر را شکل میدهند.
📌دوگین به دنبال مقالهٔ قبلی در آرکتوس ژورنال از مارس ۲۰۲۵، نوری میافکند بر نقش سایهدار و روزبهروز چارچوبدارِ آخرالزمانی پیتر تیل، معروف به «فیلسوف» در میان الیگارشهای فناوری سیلیکونولی، که گفتمان اخیرش دربارهٔ دجال به عنوان توهمات خرافی، حفرههای شبهعلمی، یا صرفاً دوری دیگر از وسواسهای مکرر پروتستانتیسم آمریکایی با «زمانهای پایانی» رد شده است.
🔹با این حال، دوگین در مورد پیتر تیل و سخنرانیهایش دربارهٔ دجال ( ضد مسیح )، به ما یادآوری میکند که تغییرات دورهای تنها مسئلهٔ پول، قدرت و فناوری نیست. جهان سکولار یا خداناباور مدرنیته یک بلوف است، و همانطور که به «اسطورهها» و «دینهای» ابداعی خود متوسل شد، ادیان کهن، اسطورهها و آخرتشناسیها نیز هنوز نقشی ایفا خواهند کرد، حرف خود را خواهند زد و در زمانهای پیش رو با انتقامی دوباره سر بر خواهند آورد.
🔹 همانطور که دوگین بیش از ۳۰ سال است استدلال میکند، دیر یا زود، «جغرافیای مقدس» خود را در ژئوپلیتیک نشان میدهد و احساس میشود. در حالی که قدرتمندان مشغول کردهاند شما را در تیکتاک و اینستاگرام اسکرول دهید، یکی از میلیاردرهایی که از ترامپ حمایت کرده، عمیقاً در فلسفه، الهیات و آخرتشناسی غوطه ور بوده و به نظم نوین جهانی در قالب کتابمقدسی دجال میاندیشد.
🔹همانطور که در زیر میخوانید، دوگین اشاره میکند که این مقاله یکی از مجموعهای در حال انجام از شیرجههای تازه به جریانهای عمیقتری است که در ایالات متحدهٔ آمریکا به سطح در حال جوشش هستند. نادیده گرفتن آنها تنها به ضرر خود ما خواهد بود.
🟦 بخش اول این مجموعه را اینجا بخوانید:
دولتی حتی ژرفتر و «روشنگری تاریک»
الکساندر دوگین
🔹 دوگین استدلال میکند که ظهور ترامپ نشاندهندهٔ یک تغییر ایدئولوژیک عمیقتر و مبتنی بر فناوری است که با هدف شتاببخشی به بشریت به سمت تکینگی (singularity)، از طریق برچیدن جهانگرایی لیبرال با اتحادی قدرتمند بین جناحهای پوپولیستی و راست فناورانه عمل میکند.
🔸✍🏻 (بسیار نزدیک به آرای آقای کورتیس یاروین)
📌 بهار گذشته، با تأمل در گامهای نخست ترامپ در قدرت، مقالهای نوشتم که در آن مسئلهٔ «دولت ژرفی حتی عمیقتر» را مطرح کردم. منطق به این صورت بود: اگر ترامپ به دولت ژرف اعلام جنگ داده، اما هنوز اجازه یافته به قدرت برسد، آیا در آمریکا (و به طور گستردهتر، در غرب جهانی) اقتداری حتی قدرتمندتر و مخفیتر وجود ندارد؟ این چیزی بود که من به طور آزمایشی «دولت ژرفتر» نامیدم.
🔹این مقاله که همزمان به روسی و انگلیسی منتشر شد، در محافل ماگا (MAGA) بسیار جدی گرفته شد و بحثی را برانگیخت:
آیا چنین «دولت ژرفتری» وجود دارد، و اگر چنین است، چه میتواند باشد؟ نظریههای مختلفی مطرح شد. من پیشنهاد کردم که «دولت ژرفتر» میتواند آن حلقههای قدرتمندی باشند که سخنگویان آنها الیگارشهای فناور سیلیکونولی هستند که تأثیرگذارترین و نظریهپردازترینشان پیتر تیل است.
🔹توجه خود را به حمایت او از ایدهٔ «روشنگری تاریک» کرتیس یاروین (و تا حدی نیک لند) و ایجاد «سلطنت آمریکایی» با ترامپ به عنوان امپراتور، و همچنین برنامههای ساخت یک «شهر آرمانشهری» آینده در گرینلند جلب کردم. کنستانتین مالوفیف اخیراً کاملاً دقیق دربارهٔ این پروژه نوشت:
«گرینلند چیزی فراتر از صرفاً مرکزی برای استخراج مواد معدنی و بزرگترین سکوی موشکی جهان خواهد شد. برنامههای تجاری بسیار آمریکاییتری نیز وجود دارد.»
🟦 پیتر تیل (خالق پیپال و پالانتیر، سرمایهگذار فیسبوک و غیره)، ایدئولوگ پشت پردهٔ دورهٔ دوم ترامپ، سرمایهگذار اصلی استارتاپ پراکسیس از طریق شرکت پرونوموس کپیتال خود است.
✍🏻 ( وی پشتیبان مالی جی دی ونس بوده است )
🔹 هدف پراکسیس ساخت شهری فرامدرن است که مدیریت آن به طور فعال دارای هوش مصنوعی، بلاکچین و ارزهای دیجیتال باشد. با حداقل مداخله دولت (مدیر پروژه، درایدن براون، از کتاب اطلس شورید الهام گرفته است). شهری از فنّوکراتها — بدون دین، بدون وجدان، با اعداد به جای کلمه.
📄1
@Multipolar_world1 🌍
📄1
@Multipolar_world1 🌍
🔷 گرینلند به عنوان مکان انتخاب شده است. و اکنون کِن هاوری، یکی از بنیانگذاران پیپال به همراه تیل، در حال تبدیل شدن به سفیر ایالات متحده در دانمارک است.
🔹 پراکسیس در وبسایت خود ادعا میکند که بیش از ۱۵۰,۰۰۰ شهروند و سرمایهگذاری کلی بیش از ۱.۱ تریلیون دلار دارد. این فهرست شامل افرادی از ۸۰ کشور و ۴۲۹ شهر است. جالب اینجاست که هیچ گرینلندی در میان آنها نیست. حتی از آنها سوالی مبنی بر رضایتشان هم مطرح نمیشود.
🔹 در میان سرمایهگذاران با چهرههای خوب، شرکت آلامدا ریسرچ سم بنکمن-فرید قرار دارد. پیش از اینکه او به ۲۵ سال زندان به دلیل کلاهبرداری مربوط به صرافی افتیایکس محکوم شود، یکی از شرکتکنندگان در باند پدوفیل ( بچه باز ) اپستین و صاحب یک «پنتهاوس چندهمسری/ حرمسرا گونه» با متامفتامین برای نخبگان در باهاما بود — یکی از نسخههای نمایشی برای «شهر آینده».
🔹این دیکتاتوری دیجیتال به خالصترین شکل آن است، بدون هیچ آرایشی. هوش مصنوعی برای افرادی که در یک خلسهٔ دائمی به سر میبرند. غیرانسانی بودن به معنای واقعی کلمه.»
🔹 در آن زمان، من قانع نبودم که اینطور است، اما توصیه کردم که پیتر تیل را به دقت زیر نظر داشته باشم. خود تیل شخصاً وارد بحث شد، به طور مستقیم و غیرمستقیم، با طرح موضوعاتی که کاملاً مشخصهٔ ی مکتب جهانبینی ما هستند: حکومت دجال، آخرالزمان ها، شخصیت کاتِخون (بازدارنده ظهور ضد مسیح در نگاه ارتدوکس)، وجود روح، نقش لیبرالیسم و روشنگری رادیکال به عنوان ایدئولوژی شیطان به طور کلی.
🔷حتی قبل از کووید، فرستادگانی از طرف تیل پیش من آمدند و پیشنهاد گفتگوی بزرگی دربارهٔ ژئوپلیتیک آینده، نقش خشکی و دریا، نفت و گاز، روح و ماده دادند. سپس مشخص شد که او سرمایهگذاری نسبتاً زیادی در یکی از بانکهای تجاری بزرگ ما انجام داده است. او به اوراسیاگرایی و به طرز عجیبی به سنتگرایی و آخرتشناسی علاقه داشت.
🔹این روابط بیشتر توسعه نیافت، تا حدی به این دلیل که من از سال ۲۰۱۴ تحت شدیدترین تحریمها هستم که ارتباط را پیچیده میکند. وقتی مطمئن شد که نمیتوانم به آمریکا دعوت شوم، تیل قول داد به روسیه بیاید، اما سپس کووید-۱۹، عملیات نظامی ویژه، و کارزار انتخاباتی ترامپ فرا رسید که در آن تیل و تعدادی دیگر از الیگارشهای فناور سیلیکونولی (به ویژه ایلان ماسک) نقشی تعیینکننده ایفا کردند. گفتگو به طور نامحدود به تعویق افتاد.
🔹جالب اینجاست که تیل سپس مصاحبهٔ پرصدا و مفصلی با نیویورک تایمز انجام داد که در آن به طور مفصل دربارهٔ دجال صحبت کرد، و سپس مجموعهای چهار سخنرانی را به طور خاص به این موضوع اختصاص داد.
🔹در زیر نحوهٔ ارائهٔ این سخنرانیها توسط گروک، هوش مصنوعی ایلان ماسک، آمده است که بنا به تعریف خود را ضدووک ( woke ) و مدعی «عینیتگرایی» و فاصله از تبلیغات شدید جهانگرای لیبرال معرفی میکند که تا حدی در نسخههای دیگر هوش مصنوعی «تنیده شده است» (اگرچه این تز کاملاً موجه نیست، زیرا سایر پلتفرمهای هوش مصنوعی را میتوان با پرامپت مناسب روی رجیسترهای ایدئولوژیک مختلف، حتی گاهی رادیکالترین آنها، تنظیم کرد):
🔷 پیتر تیل، کارآفرین و سرمایهگذار شناخته شده، مجموعهای از چهار سخنرانی را با عنوان کلی «دجال: مجموعه سخنرانیهای چهار قسمتی» در سپتامبر تا اکتبر ۲۰۲۵ ارائه داد. این سخنرانیها توسط سازمان غیرانتفاعی ACTS 17 Collective (اقرار به مسیح در فناوری و جامعه) سازماندهی شد که به دنبال توسعهٔ یک جامعهٔ «مسیحی» در محیط فناوری است. این رویدادها در سانفرانسیسکو برگزار شد.
🔹 این سخنرانیها کاملاً خصوصی و بدون ضبط رسمی (بدون پخش رسمی) بودند و از شرکتکنندگان خواسته شد محتوای آن را علنی نکنند. بلیطها فقط برای کل مجموعه فروخته میشد، غیرقابل انتقال و غیرقابل استرداد بودند و خیلی سریع به فروش رسیدند. مخاطبان چند صد نفر بودند — عمدتاً افراد دعوت شده از صنعت فناوری، مسیحیان، روشنفکران و همکاران نزدیک تیل. هر شب شامل نوشیدنیها، یک سخنرانی، پرسش و پاسخ با پیتر رابینسون (فیلمنامهنویس سابق ریگان) و مخاطبان، و سرو دسر بود. بیرون از سالن، اعتراضاتی با تظاهرات و موسیقی وجود داشت، اما در داخل، فضا آرام و روشنفکرانه بود.
🔹سخنرانیها به عنوان مجموعهای منسجم ساختاردهی شده بودند که هر سخنرانی متعاقب بر روی سخنرانی قبلی بنا میشد. تیل، با تکیه بر ایمان مسیحی خود (که تحت تأثیر رنه ژیرار و دیگر متفکران قرار داشت)، شخصیت کتابمقدسی دجال را به مسائل معاصر در علم، فناوری، سیاست و جهانگرایی پیوند داد. او دجال را به عنوان «یک پادشاه شیطانی، ستمگر، یا مسیحای دروغین که در پایان زمان ظاهر میشود» تعریف کرد و هشدار داد که تجلیات او میتواند به شکل نهادهای جهانی، مقررات، و احساسات ضد فناوری منجر به رکود و آخرالزمان شود.
📄2
@Multipolar_world1 🌍
🔹 پراکسیس در وبسایت خود ادعا میکند که بیش از ۱۵۰,۰۰۰ شهروند و سرمایهگذاری کلی بیش از ۱.۱ تریلیون دلار دارد. این فهرست شامل افرادی از ۸۰ کشور و ۴۲۹ شهر است. جالب اینجاست که هیچ گرینلندی در میان آنها نیست. حتی از آنها سوالی مبنی بر رضایتشان هم مطرح نمیشود.
🔹 در میان سرمایهگذاران با چهرههای خوب، شرکت آلامدا ریسرچ سم بنکمن-فرید قرار دارد. پیش از اینکه او به ۲۵ سال زندان به دلیل کلاهبرداری مربوط به صرافی افتیایکس محکوم شود، یکی از شرکتکنندگان در باند پدوفیل ( بچه باز ) اپستین و صاحب یک «پنتهاوس چندهمسری/ حرمسرا گونه» با متامفتامین برای نخبگان در باهاما بود — یکی از نسخههای نمایشی برای «شهر آینده».
🔹این دیکتاتوری دیجیتال به خالصترین شکل آن است، بدون هیچ آرایشی. هوش مصنوعی برای افرادی که در یک خلسهٔ دائمی به سر میبرند. غیرانسانی بودن به معنای واقعی کلمه.»
🔹 در آن زمان، من قانع نبودم که اینطور است، اما توصیه کردم که پیتر تیل را به دقت زیر نظر داشته باشم. خود تیل شخصاً وارد بحث شد، به طور مستقیم و غیرمستقیم، با طرح موضوعاتی که کاملاً مشخصهٔ ی مکتب جهانبینی ما هستند: حکومت دجال، آخرالزمان ها، شخصیت کاتِخون (بازدارنده ظهور ضد مسیح در نگاه ارتدوکس)، وجود روح، نقش لیبرالیسم و روشنگری رادیکال به عنوان ایدئولوژی شیطان به طور کلی.
🔷حتی قبل از کووید، فرستادگانی از طرف تیل پیش من آمدند و پیشنهاد گفتگوی بزرگی دربارهٔ ژئوپلیتیک آینده، نقش خشکی و دریا، نفت و گاز، روح و ماده دادند. سپس مشخص شد که او سرمایهگذاری نسبتاً زیادی در یکی از بانکهای تجاری بزرگ ما انجام داده است. او به اوراسیاگرایی و به طرز عجیبی به سنتگرایی و آخرتشناسی علاقه داشت.
🔹این روابط بیشتر توسعه نیافت، تا حدی به این دلیل که من از سال ۲۰۱۴ تحت شدیدترین تحریمها هستم که ارتباط را پیچیده میکند. وقتی مطمئن شد که نمیتوانم به آمریکا دعوت شوم، تیل قول داد به روسیه بیاید، اما سپس کووید-۱۹، عملیات نظامی ویژه، و کارزار انتخاباتی ترامپ فرا رسید که در آن تیل و تعدادی دیگر از الیگارشهای فناور سیلیکونولی (به ویژه ایلان ماسک) نقشی تعیینکننده ایفا کردند. گفتگو به طور نامحدود به تعویق افتاد.
🔹جالب اینجاست که تیل سپس مصاحبهٔ پرصدا و مفصلی با نیویورک تایمز انجام داد که در آن به طور مفصل دربارهٔ دجال صحبت کرد، و سپس مجموعهای چهار سخنرانی را به طور خاص به این موضوع اختصاص داد.
🔹در زیر نحوهٔ ارائهٔ این سخنرانیها توسط گروک، هوش مصنوعی ایلان ماسک، آمده است که بنا به تعریف خود را ضدووک ( woke ) و مدعی «عینیتگرایی» و فاصله از تبلیغات شدید جهانگرای لیبرال معرفی میکند که تا حدی در نسخههای دیگر هوش مصنوعی «تنیده شده است» (اگرچه این تز کاملاً موجه نیست، زیرا سایر پلتفرمهای هوش مصنوعی را میتوان با پرامپت مناسب روی رجیسترهای ایدئولوژیک مختلف، حتی گاهی رادیکالترین آنها، تنظیم کرد):
🔷 پیتر تیل، کارآفرین و سرمایهگذار شناخته شده، مجموعهای از چهار سخنرانی را با عنوان کلی «دجال: مجموعه سخنرانیهای چهار قسمتی» در سپتامبر تا اکتبر ۲۰۲۵ ارائه داد. این سخنرانیها توسط سازمان غیرانتفاعی ACTS 17 Collective (اقرار به مسیح در فناوری و جامعه) سازماندهی شد که به دنبال توسعهٔ یک جامعهٔ «مسیحی» در محیط فناوری است. این رویدادها در سانفرانسیسکو برگزار شد.
🔹 این سخنرانیها کاملاً خصوصی و بدون ضبط رسمی (بدون پخش رسمی) بودند و از شرکتکنندگان خواسته شد محتوای آن را علنی نکنند. بلیطها فقط برای کل مجموعه فروخته میشد، غیرقابل انتقال و غیرقابل استرداد بودند و خیلی سریع به فروش رسیدند. مخاطبان چند صد نفر بودند — عمدتاً افراد دعوت شده از صنعت فناوری، مسیحیان، روشنفکران و همکاران نزدیک تیل. هر شب شامل نوشیدنیها، یک سخنرانی، پرسش و پاسخ با پیتر رابینسون (فیلمنامهنویس سابق ریگان) و مخاطبان، و سرو دسر بود. بیرون از سالن، اعتراضاتی با تظاهرات و موسیقی وجود داشت، اما در داخل، فضا آرام و روشنفکرانه بود.
🔹سخنرانیها به عنوان مجموعهای منسجم ساختاردهی شده بودند که هر سخنرانی متعاقب بر روی سخنرانی قبلی بنا میشد. تیل، با تکیه بر ایمان مسیحی خود (که تحت تأثیر رنه ژیرار و دیگر متفکران قرار داشت)، شخصیت کتابمقدسی دجال را به مسائل معاصر در علم، فناوری، سیاست و جهانگرایی پیوند داد. او دجال را به عنوان «یک پادشاه شیطانی، ستمگر، یا مسیحای دروغین که در پایان زمان ظاهر میشود» تعریف کرد و هشدار داد که تجلیات او میتواند به شکل نهادهای جهانی، مقررات، و احساسات ضد فناوری منجر به رکود و آخرالزمان شود.
📄2
@Multipolar_world1 🌍
🔷تیل ایدههایی از الهیات، تاریخ و ادبیات استخراج کرد و به رنه ژیرار، فرانسیس بیکن، جاناتان سوییفت، کارل اشمیت، جان هنری نیومن، ولادیمیر سولویوف و دیگران اشاره کرد. او همچنین به مفهوم کاتِخون — نیرویی که جلوی دجال را میگیرد (از دوم تسالونیکیان) — اشاره کرد و آن را به ساختارهای معاصری مانند ترامپ، مگا و ایالات متحده پیوند داد.
📌در اینجا شرح مختصری با موضوعات اصلی هر سخنرانی آورده شده است:
🔺سخنرانی ۱: «دانش افزایش خواهد یافت» (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶 موضوع اصلی: رابطهٔ دجال با آرماگدون و نقش علم/فناوری.
🔸- تیل استدلال کرد که دجال از ترسهای وجودی (جنگ، خبرهای جنگ، آخرالزمان فناورانه) برای به دست گرفتن کنترل و متوقف کردن پیشرفت بهرهبرداری میکند. این منجر به رکودی میشود که از قبل در جهان مشهود است.
🔸- نمونههای کلیدی: ارجاع به دانیال ۱۲:۴ («دانش افزایش خواهد یافت») و متی ۲۴:۶؛ لوس آلاموس ( محل پیشبرد پروژه منهتن، ساخت اولین بمب اتمی) به عنوان نمادی از تشدید تهدیدها.
🔸- تیل هشدار داد که از ترسها (مثلاً از هوش مصنوعی یا سلاحهای هستهای) برای کنترل جهانی استفاده میشود.
🔺سخنرانی ۲: «امپراتوری و رابطهٔ دجال با دولت» (۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: اشکال حکومت شبه دجال و تکامل آنها.
🔸- تیل بحث کرد که چگونه دولتها میتوانند ضد علم یا طرفدار علم، ضد مسیحیت یا طرفدار مسیحیت باشند، و چگونه جهانگرایی (دانیال ۱۲:۴: «بسیاری در سیر و سفر خواهند بود») به «جهان واحد» — «امپراتوری دجال» — منجر میشود که علم را سرکوب میکند.
🔸- او این را از طریق ادبیات نشان داد: آتلانتیس نوین بیکن، سفرهای گالیور سوییفت، نگهبانان آلن مور (جایی که اوزیماندیاس شخصیتی شبیه دجال است که برای صلح جهانی از طریق دولت جهانی تلاش میکند) و وان پیس اییچیرو اودا (جایی که جهان آینده علم را سرکوب میکند، قهرمان مسیحوار است).
🔸- با این حال، در مقالهای که تیل در همین موضوع نوشته، پروژهٔ فرانسیس بیکن با ایجاد «تمدن دجال» یکی دانسته شده و «آتلانتیس نوین» او به عنوان نمونهٔ اولیهٔ دوران مدرن اروپا به عنوان شیطانپرستی تعبیر شده است. به وضوح، تیل در آخرتشناسی از یک افراط به افراط دیگر در نوسان است.
🔺سخنرانی ۳: «چگونه یک نفر میتواند جهان را تسخیر کند و سرعتی که آن شخص باید با آن حرکت کند تا چنین کند» (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: چگونه یک نفر (دجال) میتواند جهان را در طول یک عمر تسخیر کند.
🔸- تیل بر «سرعت» تأکید کرد — دجال باید جوان باشد (در حالت ایدهآل ۳۳ ساله، مانند مسیح، بودا، یا اسکندر کبیر) تا بتواند به سرعت ثروت و قدرت را جمع کند. شخصیتهای مسنتر (مانند شی جین پینگ یا تراژان) مناسب نیستند.
🔸- مثالها: ناپلئون (۳۰ ساله)، هیتلر (۵۰ ساله، خیلی دیر)؛ از ادبیات: فصل ۳۳ لیوی در مورد تاریخ روم، ارباب حلقهها تالکین (هابیتها در ۳۳ سالگی به سن بلوغ میرسند).
🔸- موضوع سرعت و شتاب برای کل فلسفهٔ «روشنگری تاریک» (شتابگرایی راست) مرکزی است و نقش کلیدی در ساخت استراتژیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایفا میکند.
🔸- اگرچه ترامپ با نیمرخ یک فرد ۳۰ ساله مطابقت ندارد، اما معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، که توسط پیتر تیل به این سمت ارتقا یافت، کاملاً با آن مطابقت دارد. با این حال، با مشاهدهٔ رفتار ترامپ در دورهٔ دوم خود، میتوان فرض کرد که او هدف بلندپروازانهٔ تکمیل این سفر را قبل از ۹۰ سالگی خود تعیین کرده است. و باز هم، ابهام وجود دارد: از یک سو، به نظر میرسد تیل از دجال انتقاد میکند و دربارهٔ او هشدار میدهد، اما از سوی دیگر، آشکارا از بسیاری جهات با او همدردی میکند.
🔺سخنرانی ۴: «روم جدید» (۶ اکتبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: «کاتِخون» مدرن و «روم جدید» دجال.
🔸- تیل ایالات متحده را به عنوان یک کاتِخون بالقوه (آن کس که مانع دجال میشود) شناسایی کرد، اما با ویژگیهای یکقطبی و هژمونی (ناتو، دلار، نقش «پلیس جهان»). سانفرانسیسکو، به عنوان مرکزی جدا از واشنگتن، در معرض خطر تبدیل شدن به کانون یک دولت جهانی است.
🔸- پس از جنگ جهانی دوم، کاتِخون ضد کمونیسم بود (۱۹۸۹-۱۹۴۵)، اکنون دیوانسالاری است.
- مثالها: گوانتانامو (تضعیف تشریفات)؛ روسیه/پوتین — خیلی ضعیف؛ یهودیان به عنوان مقاومت در برابر دجال (به گفته سولویوف).
🔸- روند فکری تیل در مورد یهودیان به همان اندازه متناقض است که استدلال او در مورد هر چیز دیگری. او از این پیش میرود که عهد جدید چگونه آنها را «لجوج» تعریف میکند، یعنی سرکش. تیل میگوید: به دلیل لجاجتشان، یهودیان مسیح را نپذیرفتند، و به دلیل همان لجاجت رادیکال، ضربدر حُتسپه، دجال را نیز نخواهند پذیرفت (اما این قطعی نیست).
📄3
@Multipolar_world1 🌍
📌در اینجا شرح مختصری با موضوعات اصلی هر سخنرانی آورده شده است:
🔺سخنرانی ۱: «دانش افزایش خواهد یافت» (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶 موضوع اصلی: رابطهٔ دجال با آرماگدون و نقش علم/فناوری.
🔸- تیل استدلال کرد که دجال از ترسهای وجودی (جنگ، خبرهای جنگ، آخرالزمان فناورانه) برای به دست گرفتن کنترل و متوقف کردن پیشرفت بهرهبرداری میکند. این منجر به رکودی میشود که از قبل در جهان مشهود است.
🔸- نمونههای کلیدی: ارجاع به دانیال ۱۲:۴ («دانش افزایش خواهد یافت») و متی ۲۴:۶؛ لوس آلاموس ( محل پیشبرد پروژه منهتن، ساخت اولین بمب اتمی) به عنوان نمادی از تشدید تهدیدها.
🔸- تیل هشدار داد که از ترسها (مثلاً از هوش مصنوعی یا سلاحهای هستهای) برای کنترل جهانی استفاده میشود.
🔺سخنرانی ۲: «امپراتوری و رابطهٔ دجال با دولت» (۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: اشکال حکومت شبه دجال و تکامل آنها.
🔸- تیل بحث کرد که چگونه دولتها میتوانند ضد علم یا طرفدار علم، ضد مسیحیت یا طرفدار مسیحیت باشند، و چگونه جهانگرایی (دانیال ۱۲:۴: «بسیاری در سیر و سفر خواهند بود») به «جهان واحد» — «امپراتوری دجال» — منجر میشود که علم را سرکوب میکند.
🔸- او این را از طریق ادبیات نشان داد: آتلانتیس نوین بیکن، سفرهای گالیور سوییفت، نگهبانان آلن مور (جایی که اوزیماندیاس شخصیتی شبیه دجال است که برای صلح جهانی از طریق دولت جهانی تلاش میکند) و وان پیس اییچیرو اودا (جایی که جهان آینده علم را سرکوب میکند، قهرمان مسیحوار است).
🔸- با این حال، در مقالهای که تیل در همین موضوع نوشته، پروژهٔ فرانسیس بیکن با ایجاد «تمدن دجال» یکی دانسته شده و «آتلانتیس نوین» او به عنوان نمونهٔ اولیهٔ دوران مدرن اروپا به عنوان شیطانپرستی تعبیر شده است. به وضوح، تیل در آخرتشناسی از یک افراط به افراط دیگر در نوسان است.
🔺سخنرانی ۳: «چگونه یک نفر میتواند جهان را تسخیر کند و سرعتی که آن شخص باید با آن حرکت کند تا چنین کند» (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: چگونه یک نفر (دجال) میتواند جهان را در طول یک عمر تسخیر کند.
🔸- تیل بر «سرعت» تأکید کرد — دجال باید جوان باشد (در حالت ایدهآل ۳۳ ساله، مانند مسیح، بودا، یا اسکندر کبیر) تا بتواند به سرعت ثروت و قدرت را جمع کند. شخصیتهای مسنتر (مانند شی جین پینگ یا تراژان) مناسب نیستند.
🔸- مثالها: ناپلئون (۳۰ ساله)، هیتلر (۵۰ ساله، خیلی دیر)؛ از ادبیات: فصل ۳۳ لیوی در مورد تاریخ روم، ارباب حلقهها تالکین (هابیتها در ۳۳ سالگی به سن بلوغ میرسند).
🔸- موضوع سرعت و شتاب برای کل فلسفهٔ «روشنگری تاریک» (شتابگرایی راست) مرکزی است و نقش کلیدی در ساخت استراتژیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایفا میکند.
🔸- اگرچه ترامپ با نیمرخ یک فرد ۳۰ ساله مطابقت ندارد، اما معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، که توسط پیتر تیل به این سمت ارتقا یافت، کاملاً با آن مطابقت دارد. با این حال، با مشاهدهٔ رفتار ترامپ در دورهٔ دوم خود، میتوان فرض کرد که او هدف بلندپروازانهٔ تکمیل این سفر را قبل از ۹۰ سالگی خود تعیین کرده است. و باز هم، ابهام وجود دارد: از یک سو، به نظر میرسد تیل از دجال انتقاد میکند و دربارهٔ او هشدار میدهد، اما از سوی دیگر، آشکارا از بسیاری جهات با او همدردی میکند.
🔺سخنرانی ۴: «روم جدید» (۶ اکتبر ۲۰۲۵)
🔶- موضوع اصلی: «کاتِخون» مدرن و «روم جدید» دجال.
🔸- تیل ایالات متحده را به عنوان یک کاتِخون بالقوه (آن کس که مانع دجال میشود) شناسایی کرد، اما با ویژگیهای یکقطبی و هژمونی (ناتو، دلار، نقش «پلیس جهان»). سانفرانسیسکو، به عنوان مرکزی جدا از واشنگتن، در معرض خطر تبدیل شدن به کانون یک دولت جهانی است.
🔸- پس از جنگ جهانی دوم، کاتِخون ضد کمونیسم بود (۱۹۸۹-۱۹۴۵)، اکنون دیوانسالاری است.
- مثالها: گوانتانامو (تضعیف تشریفات)؛ روسیه/پوتین — خیلی ضعیف؛ یهودیان به عنوان مقاومت در برابر دجال (به گفته سولویوف).
🔸- روند فکری تیل در مورد یهودیان به همان اندازه متناقض است که استدلال او در مورد هر چیز دیگری. او از این پیش میرود که عهد جدید چگونه آنها را «لجوج» تعریف میکند، یعنی سرکش. تیل میگوید: به دلیل لجاجتشان، یهودیان مسیح را نپذیرفتند، و به دلیل همان لجاجت رادیکال، ضربدر حُتسپه، دجال را نیز نخواهند پذیرفت (اما این قطعی نیست).
📄3
@Multipolar_world1 🌍
🔷به طور کلی، تیل دیدگاههای آزادیخواهانه را بیان کرد:
🔶او دجال را در تمرکزگرایی، مقررات (مثلاً در تلاشها برای کنترل هوش مصنوعی)، کنشگری آب و هوایی (گرتا تونبرگ به عنوان یک «لژیونر دجال»)، و سازمانهای جهانی مانند سازمان ملل میبیند که منجر به رکود و پایان جهان میشوند. او تأکید کرد که فناوری «معجزهٔ ای تازه — هرچند “سیاه” است — که با این مقابله میکند» و خواستار هوشیاری شد.
🔸این سخنرانیها ادامهٔ سخنرانیهای قبلی او در موضوعات مشابه است (مثلاً در پاریس در ۲۰۲۳ و آکسفورد در ۲۰۲۵، اما مجموعهٔ سانفرانسیسکو دقیقترین است).
🔹وقتی همهٔ اینها را میخوانید، رهایی از این حس که انگار نه در ایالات متحده، بلکه در سخنرانیهای «دانشگاه نو» در مسکو در اواخر دههٔ ۱۹۹۰ و اوایل دههٔ ۲۰۰۰ هستیم، دشوار است، جایی که ما — خودم و روشنفکران «حلقهٔ یوژینسکی» به همراه جوانان شیدا، نوسنتگرا و رو به بالا — موضوعات بسیار مشابهی را بحث میکردیم، و دین، ژئوپلیتیک، عرفان، فلسفه، علم و روابط بینالملل را در زمینی افراطی در هم میبافتیم.
🔹در آن زمان، برای ناظران بیرونی، این امر «حاشیهای» و «عجیبوغریب» به نظر میرسید. هیچ کس جرأت نمیکند پیتر تیل، ایلان ماسک، الکس کارپ، و حتی بیشتر از آن جیدی ونس یا خود ترامپ را که به وضوح به این ایدهها گوش میدهد، «حاشیهای» یا «عجیبوغریب» بنامد. اما هر اتفاقی ممکن است.
🔶و بنابراین، «دولت ژرفتر»: اگر در واقع به پروژههای الیگارشی فناورِ «روشنگری تاریک» نزدیک باشد (و به نظر میرسد چنین است، اما این نیاز به بررسی بیشتر دارد)، آنگاه این «دولت ژرفتر» در نور زیر ظاهر میشود:
🔹این دولت تشخیص میدهد که جهانگرایی لیبرال، ایدئولوژی حقوق بشر، سیاست جنسیتی، و دستور کار زیستمحیطی دیگر کار نمیکند. این همان چیزی است که تیل آن را «دجال جمعی» مینامد — حزب دموکرات ایالات متحده، رهبران لیبرال کنونی اتحادیهٔ اروپا، محیطگرایان، سازمانهای مردمنهاد، طرفداران مهاجرت کنترلنشده، متعصبان «جامعهٔ باز» (سوروس و پسرش). دیوانسالاری ناکارآمد دولتی نیز در این دسته قرار میگیرد. تا اینجا خوب است، و ما میتوانیم کاملاً با این موافق باشیم. همهٔ اینها پروژهٔ مدرنیتهٔ اروپای غربی است — مسیحیتزدایی، ماتریالیسم، بیخدایی، ضد مسیحیت، و سپس شیطانپرستی محض.
🔶در مقابل جهانگرایان، تیل پیشنهاد حمایت از «کاتِخون»، شخصیت بازدارنده، و برقراری یک امپراتوری جهانی — بدون هیچ اشارهای به حقوق بشر یا دموکراسی — را مطرح میکند. اما این «امپراتوری» چیست؟ رهبری آن بر عهدهٔ ایالات متحده و پادشاه آمریکایی (ترامپ یا جانشین او) است.
🔶 الیگارشهای فناور به اشرافیت موروثی تبدیل میشوند و اربابرعیتهای آنها برنامهنویسان هستند. بقیه به یک نیروی کار خام تبدیل خواهند شد که نیاز به آن به تدریج به کلی از بین میرود، زیرا مردم با ضریب هوشی پایین صرفاً با رباتها یا الگوریتمها جایگزین خواهند شد. پادشاه آمریکایی با هوش مصنوعی قوی (AGI) ادغام خواهد شد و تکینگی فرا خواهد رسید. یعنی در این نسخه، آمریکا «امپراتوری» است (از این رو نتیجهٔ دکترین مونرو از سوی ترامپ، ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، و برنامههای الحاق گرینلند و سپس کانادا)، و هوش مصنوعی خود کاتِخون است.
🔸از «روح جاودان» یاد میشود، اما در زمینهای نسبتاً شوم. به گفتهٔ تیل، تغییر جنسیت تنها مرحلهٔ اول است (او خود به یک گرایش غیرسنتی پایبند است). در مرحلهٔ بعد، باید یاد گرفت که آگاهی (=روح) را از بدنی به بدن دیگر، انسانی، ماشینی یا چیز دیگر منتقل کرد. این پیروزی «کلیسا» خواهد بود، اما از نوعی نسبتاً عجیب. نمونهٔ اولیهٔ آن همان سازمانی است که سمینارهای تیل را در سانفرانسیسکو برگزار کرد: «اقرار به مسیح در فناوری و جامعه».
🔹اگر بخش اول چنین برنامهای از شتابگرایی راست قابل پذیرش باشد، بخشهای دوم و سوم، اگرچه چیزی آشنا را تداعی میکنند (امپراتوری، کاتِخون، جاودانگی روح — اینها را قبلاً جایی شنیدهایم، زیرا چنین است ایدهٔ روسی!)، وقتی برای ایالات متحده، هوش مصنوعی و پساانسانگرایی به کار گرفته شوند، تصویری از دجال بسیار واقعی خلق میکنند: اکنون دجال ۲، به جای دجالی که از قبل وجود دارد، الیگارشهای فنّاور، دجالی را که خواهد آمد، پیشنهاد میکنند. این دعوتی است برای برداشتن گامی دیگر به جلو در همان مسیر به ورطهای که غرب در تمام طول دوران مدرن طی کرده است.
🔹اگر چنین باشد، تفاوت بین صرفاً «دولت ژرف» (جهانگرایی لیبرال کلاسیک) و «دولت ژرفتر» روشن است. اینها به سادگی دو فاز منطقی از همان فرایند تاریخی هستند. در کتاب مکاشفه یوحنا، یک شاخ از وحش جایگزین شاخ دیگر میشود تا اینکه تنها یکی باقی میماند.
📄4
@Multipolar_world1 🌍
🔶او دجال را در تمرکزگرایی، مقررات (مثلاً در تلاشها برای کنترل هوش مصنوعی)، کنشگری آب و هوایی (گرتا تونبرگ به عنوان یک «لژیونر دجال»)، و سازمانهای جهانی مانند سازمان ملل میبیند که منجر به رکود و پایان جهان میشوند. او تأکید کرد که فناوری «معجزهٔ ای تازه — هرچند “سیاه” است — که با این مقابله میکند» و خواستار هوشیاری شد.
🔸این سخنرانیها ادامهٔ سخنرانیهای قبلی او در موضوعات مشابه است (مثلاً در پاریس در ۲۰۲۳ و آکسفورد در ۲۰۲۵، اما مجموعهٔ سانفرانسیسکو دقیقترین است).
🔹وقتی همهٔ اینها را میخوانید، رهایی از این حس که انگار نه در ایالات متحده، بلکه در سخنرانیهای «دانشگاه نو» در مسکو در اواخر دههٔ ۱۹۹۰ و اوایل دههٔ ۲۰۰۰ هستیم، دشوار است، جایی که ما — خودم و روشنفکران «حلقهٔ یوژینسکی» به همراه جوانان شیدا، نوسنتگرا و رو به بالا — موضوعات بسیار مشابهی را بحث میکردیم، و دین، ژئوپلیتیک، عرفان، فلسفه، علم و روابط بینالملل را در زمینی افراطی در هم میبافتیم.
🔹در آن زمان، برای ناظران بیرونی، این امر «حاشیهای» و «عجیبوغریب» به نظر میرسید. هیچ کس جرأت نمیکند پیتر تیل، ایلان ماسک، الکس کارپ، و حتی بیشتر از آن جیدی ونس یا خود ترامپ را که به وضوح به این ایدهها گوش میدهد، «حاشیهای» یا «عجیبوغریب» بنامد. اما هر اتفاقی ممکن است.
🔶و بنابراین، «دولت ژرفتر»: اگر در واقع به پروژههای الیگارشی فناورِ «روشنگری تاریک» نزدیک باشد (و به نظر میرسد چنین است، اما این نیاز به بررسی بیشتر دارد)، آنگاه این «دولت ژرفتر» در نور زیر ظاهر میشود:
🔹این دولت تشخیص میدهد که جهانگرایی لیبرال، ایدئولوژی حقوق بشر، سیاست جنسیتی، و دستور کار زیستمحیطی دیگر کار نمیکند. این همان چیزی است که تیل آن را «دجال جمعی» مینامد — حزب دموکرات ایالات متحده، رهبران لیبرال کنونی اتحادیهٔ اروپا، محیطگرایان، سازمانهای مردمنهاد، طرفداران مهاجرت کنترلنشده، متعصبان «جامعهٔ باز» (سوروس و پسرش). دیوانسالاری ناکارآمد دولتی نیز در این دسته قرار میگیرد. تا اینجا خوب است، و ما میتوانیم کاملاً با این موافق باشیم. همهٔ اینها پروژهٔ مدرنیتهٔ اروپای غربی است — مسیحیتزدایی، ماتریالیسم، بیخدایی، ضد مسیحیت، و سپس شیطانپرستی محض.
🔶در مقابل جهانگرایان، تیل پیشنهاد حمایت از «کاتِخون»، شخصیت بازدارنده، و برقراری یک امپراتوری جهانی — بدون هیچ اشارهای به حقوق بشر یا دموکراسی — را مطرح میکند. اما این «امپراتوری» چیست؟ رهبری آن بر عهدهٔ ایالات متحده و پادشاه آمریکایی (ترامپ یا جانشین او) است.
🔶 الیگارشهای فناور به اشرافیت موروثی تبدیل میشوند و اربابرعیتهای آنها برنامهنویسان هستند. بقیه به یک نیروی کار خام تبدیل خواهند شد که نیاز به آن به تدریج به کلی از بین میرود، زیرا مردم با ضریب هوشی پایین صرفاً با رباتها یا الگوریتمها جایگزین خواهند شد. پادشاه آمریکایی با هوش مصنوعی قوی (AGI) ادغام خواهد شد و تکینگی فرا خواهد رسید. یعنی در این نسخه، آمریکا «امپراتوری» است (از این رو نتیجهٔ دکترین مونرو از سوی ترامپ، ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، و برنامههای الحاق گرینلند و سپس کانادا)، و هوش مصنوعی خود کاتِخون است.
🔸از «روح جاودان» یاد میشود، اما در زمینهای نسبتاً شوم. به گفتهٔ تیل، تغییر جنسیت تنها مرحلهٔ اول است (او خود به یک گرایش غیرسنتی پایبند است). در مرحلهٔ بعد، باید یاد گرفت که آگاهی (=روح) را از بدنی به بدن دیگر، انسانی، ماشینی یا چیز دیگر منتقل کرد. این پیروزی «کلیسا» خواهد بود، اما از نوعی نسبتاً عجیب. نمونهٔ اولیهٔ آن همان سازمانی است که سمینارهای تیل را در سانفرانسیسکو برگزار کرد: «اقرار به مسیح در فناوری و جامعه».
🔹اگر بخش اول چنین برنامهای از شتابگرایی راست قابل پذیرش باشد، بخشهای دوم و سوم، اگرچه چیزی آشنا را تداعی میکنند (امپراتوری، کاتِخون، جاودانگی روح — اینها را قبلاً جایی شنیدهایم، زیرا چنین است ایدهٔ روسی!)، وقتی برای ایالات متحده، هوش مصنوعی و پساانسانگرایی به کار گرفته شوند، تصویری از دجال بسیار واقعی خلق میکنند: اکنون دجال ۲، به جای دجالی که از قبل وجود دارد، الیگارشهای فنّاور، دجالی را که خواهد آمد، پیشنهاد میکنند. این دعوتی است برای برداشتن گامی دیگر به جلو در همان مسیر به ورطهای که غرب در تمام طول دوران مدرن طی کرده است.
🔹اگر چنین باشد، تفاوت بین صرفاً «دولت ژرف» (جهانگرایی لیبرال کلاسیک) و «دولت ژرفتر» روشن است. اینها به سادگی دو فاز منطقی از همان فرایند تاریخی هستند. در کتاب مکاشفه یوحنا، یک شاخ از وحش جایگزین شاخ دیگر میشود تا اینکه تنها یکی باقی میماند.
📄4
@Multipolar_world1 🌍
🔺با توجه به آنچه ترامپ در حال حاضر در سیاست جهانی انجام میدهد — لغو حقوق بینالملل، حمله به کشورهای مستقل، ربودن حاکمان قانونی، تصرف نفت و مواد معدنی در هر کجا که میخواهد، بمباران تأسیسات هستهای (ایران) و به طور اتفاقی، ادامهٔ حمایت از رژیم آشکارا اهریمنی کییف — موضوع سمینارهای تیل دیگر چیزی انتزاعی نیست.
🔶با این حال، این تنها یک رویکرد اولیه به مسئلهٔ «دولت ژرفتر» پس از یک سال ریاستجمهوری ترامپ است. در همان زمان، چندین موضوع دیگر نیز مطرح شده است که حتی وفادارترین حامیان ترامپ را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم کرده است. آنها همچنین به موضوع ما مرتبط هستند. من مقالات بعدی را به آنها اختصاص خواهم داد.
ادامه دارد…
🖇️پیوند مقاله.
📄5
@Multipolar_world1 🌍
🔶با این حال، این تنها یک رویکرد اولیه به مسئلهٔ «دولت ژرفتر» پس از یک سال ریاستجمهوری ترامپ است. در همان زمان، چندین موضوع دیگر نیز مطرح شده است که حتی وفادارترین حامیان ترامپ را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم کرده است. آنها همچنین به موضوع ما مرتبط هستند. من مقالات بعدی را به آنها اختصاص خواهم داد.
ادامه دارد…
🖇️پیوند مقاله.
📄5
@Multipolar_world1 🌍
📄 «از جغرافیای مقدس تا ژئوپلیتیک»
🖋️ الکساندر دوگین
مفاهیم ژئوپلیتیکی از دیرباز مهمترین عامل در سیاست مدرن بوده است. این مفاهیم مبتنی بر اصول کلی است که به فرد اجازه می دهد تا به راحتی وضعیت هر کشور و هر منطقه را تجزیه و تحلیل کند.
۱. ژئوپلیتیک به عنوان علم واسط
· ژئوپلیتیک امروزی علمی «دنیوی» و عرفی زدایی شده (secularized) است، اما در میان همه علوم مدرن، بیشترین ارتباط را با سنت (Tradition) و علوم سنتی حفظ کرده است.
· رنه گنون گفته شیمی مدرن حاصل عرفی زدایی از کیمیا (آلکیمی) است و فیزیک مدرن ریشه در جادو دارد. به همین قیاس، ژئوپلیتیک مدرن حاصل عرفی زدایی و مقدس زدایی «جغرافیای مقدس» است.
· از آنجا که ژئوپلیتیک اغلب «شبه علم» خوانده میشود، عرفی شدن آن به اندازه شیمی یا فیزیک کامل نیست و ارتباطش با جغرافیای مقدس همچنان نسبتاً آشکار است. به همین دلیل ژئوپلیتیک جایگاهی میانی (intermediary) میان علم سنتی و علم دنیوی دارد.
۲. خشکی و دریا (Land and Sea) – بنیادهای ژئوپلیتیک
· دو مفهوم بنیادین ژئوپلیتیک، خشکی (Land) و دریا (Sea) هستند. همین دو عنصر (زمین و آب) ریشه تخیل کیفی انسان از فضای زمینی را تشکیل میدهند.
· خشکی یعنی ثبات، گرانش، قرارداشتن، فضا به خودیِ خود. دریا یعنی تحرک، نرمی، پویایی و زمان.
· تجربه جهان شمول زمین و آب به مفهوم سنتی «فلک» (Firmament) منجر میشود، چون وجود آبهای برین در آسمان (منبع باران) مستلزم وجود عنصر متقارن و ضروری یعنی خشکیِ گنبد آسمانی است.
· زمین، دریا و اقیانوس در مجموع مقولات اصلی هستی زمینی اند و بشر ناگزیر برخی از صفات بنیادین جهان را در آنها میبیند.
🔹· در سطح پدیده های کلان ژئوپلیتیک، خشکی و دریا دو مفهوم «تالاسوکراسی» (Thalassocracy = قدرت از طریق دریا) و «تلوروکراسی» (Tellurocracy = قدرت از طریق خشکی) را میآفرینند.
· قدرتمندی هر دولت یا امپراتوری بر پایه ترجیح یکی از این دو مقوله است: یا تالاسوکراسی (با کشور مادر و مستعمرات، و طبیعتی گسسته و ناپیوسته) یا تلوروکراسی (با پایتخت و استانها در یک خشکی مشترک و با پیوستگی سرزمینی).
· نمونه: ژئوپلیتیک آمریکا با وجود وسعت آمریکای شمالی، ماهیتی جزیره های (island nature) دارد؛ در حالی که ژاپنِ جزیره ای، ذهنیت قاره های (continental mentality) دارد.
۳. نمادشناسی چشمانداز ها (Landscape)
· تمدن های دریایی (مانند دریای سیاه یا مدیترانه) با تمدن های اقیانوسی (ملل جزیره های ساکن کنار اقیانوس باز) تفاوت کیفی دارند. همچنین تمدن های رودخانه های و دریاچه های نیز تقسیم بندی خاص خود را دارند.
· در تلوروکراسی نیز صورتهای خاصی وجود دارد: تمدن استپ، تمدن جنگل، تمدن کوهستان، تمدن دشت، تمدن بیابان و تمدن یخ.
· بیابانها و استپ ها نماینده خُرده جهان ژئوپلیتیک کوچندگان (عشایر) هستند و «تمایل تلوروکراتیک» در آنها به اوج میرسد (چون عامل «آب» حداقل است).
امپراتوری بیابانیِ خلافت عرب و امپراتوری استپیِ چنگیزخان نمونههایی از این گزاره اند.
· کوهستان و تمدن های کوهستانی غالباً باستانی (archaic) و تکه تکه (fragmentary) اند و به ندرت مرکز امپراتوری بوده اند. در جغرافیای مقدس گزاره مشهور «کوه ها جایگاه دیوان اند » رواج دارد. از طرف دیگر کوهها مراکز مقدس سنت (sacred centers of Tradition) اند و نوعی قدرت روحانی را در تلوروکراسی به رخ میکشند.
· تپه (hill) – حاصل ترکیب نمادین کوه (مدل هیراتیک) و بیابان (مدل شاهی) – نماد قدرت امپراتوری است: بالاتر از سطح دنیوی استپ اما نه در حد قدرت برتر کوه. پایتخت امپراتوری های تلوروکراتیک بزرگ بر روی تپه یا تپه هایی قرار دارد (مثلاً هفت یا پنج تپه).
· جنگل در جغرافیای مقدس از جهتی شبیه کوه است (درخت و کوه هر دو نماد محور جهان اند). جنگل نیز «جایگاه کشیشان» (مانند درویدها، مغان، گوشه گیران) و هم «جایگاه دیوها» (بازمانده های باستانی از گذشته از دست رفته) است، بنابراین نمیتواند مرکز امپراتوری خشکی باشد.
· توندرا – مشابه شمالی استپ و بیابان – با آب وهوای سرد حاشیه نشین تر است. یخ های یخساره ها (icebergs) که مانند کوه ها منطقه هایی عمیقاً باستانی اند، یک منطقه هیراتیک و آستانه جهان دیگر به شمار میروند.
📄 1
@Multipolar_world1 🌍
🖋️ الکساندر دوگین
مفاهیم ژئوپلیتیکی از دیرباز مهمترین عامل در سیاست مدرن بوده است. این مفاهیم مبتنی بر اصول کلی است که به فرد اجازه می دهد تا به راحتی وضعیت هر کشور و هر منطقه را تجزیه و تحلیل کند.
۱. ژئوپلیتیک به عنوان علم واسط
· ژئوپلیتیک امروزی علمی «دنیوی» و عرفی زدایی شده (secularized) است، اما در میان همه علوم مدرن، بیشترین ارتباط را با سنت (Tradition) و علوم سنتی حفظ کرده است.
· رنه گنون گفته شیمی مدرن حاصل عرفی زدایی از کیمیا (آلکیمی) است و فیزیک مدرن ریشه در جادو دارد. به همین قیاس، ژئوپلیتیک مدرن حاصل عرفی زدایی و مقدس زدایی «جغرافیای مقدس» است.
· از آنجا که ژئوپلیتیک اغلب «شبه علم» خوانده میشود، عرفی شدن آن به اندازه شیمی یا فیزیک کامل نیست و ارتباطش با جغرافیای مقدس همچنان نسبتاً آشکار است. به همین دلیل ژئوپلیتیک جایگاهی میانی (intermediary) میان علم سنتی و علم دنیوی دارد.
۲. خشکی و دریا (Land and Sea) – بنیادهای ژئوپلیتیک
· دو مفهوم بنیادین ژئوپلیتیک، خشکی (Land) و دریا (Sea) هستند. همین دو عنصر (زمین و آب) ریشه تخیل کیفی انسان از فضای زمینی را تشکیل میدهند.
· خشکی یعنی ثبات، گرانش، قرارداشتن، فضا به خودیِ خود. دریا یعنی تحرک، نرمی، پویایی و زمان.
· تجربه جهان شمول زمین و آب به مفهوم سنتی «فلک» (Firmament) منجر میشود، چون وجود آبهای برین در آسمان (منبع باران) مستلزم وجود عنصر متقارن و ضروری یعنی خشکیِ گنبد آسمانی است.
· زمین، دریا و اقیانوس در مجموع مقولات اصلی هستی زمینی اند و بشر ناگزیر برخی از صفات بنیادین جهان را در آنها میبیند.
🔹· در سطح پدیده های کلان ژئوپلیتیک، خشکی و دریا دو مفهوم «تالاسوکراسی» (Thalassocracy = قدرت از طریق دریا) و «تلوروکراسی» (Tellurocracy = قدرت از طریق خشکی) را میآفرینند.
· قدرتمندی هر دولت یا امپراتوری بر پایه ترجیح یکی از این دو مقوله است: یا تالاسوکراسی (با کشور مادر و مستعمرات، و طبیعتی گسسته و ناپیوسته) یا تلوروکراسی (با پایتخت و استانها در یک خشکی مشترک و با پیوستگی سرزمینی).
· نمونه: ژئوپلیتیک آمریکا با وجود وسعت آمریکای شمالی، ماهیتی جزیره های (island nature) دارد؛ در حالی که ژاپنِ جزیره ای، ذهنیت قاره های (continental mentality) دارد.
۳. نمادشناسی چشمانداز ها (Landscape)
· تمدن های دریایی (مانند دریای سیاه یا مدیترانه) با تمدن های اقیانوسی (ملل جزیره های ساکن کنار اقیانوس باز) تفاوت کیفی دارند. همچنین تمدن های رودخانه های و دریاچه های نیز تقسیم بندی خاص خود را دارند.
· در تلوروکراسی نیز صورتهای خاصی وجود دارد: تمدن استپ، تمدن جنگل، تمدن کوهستان، تمدن دشت، تمدن بیابان و تمدن یخ.
· بیابانها و استپ ها نماینده خُرده جهان ژئوپلیتیک کوچندگان (عشایر) هستند و «تمایل تلوروکراتیک» در آنها به اوج میرسد (چون عامل «آب» حداقل است).
امپراتوری بیابانیِ خلافت عرب و امپراتوری استپیِ چنگیزخان نمونههایی از این گزاره اند.
· کوهستان و تمدن های کوهستانی غالباً باستانی (archaic) و تکه تکه (fragmentary) اند و به ندرت مرکز امپراتوری بوده اند. در جغرافیای مقدس گزاره مشهور «کوه ها جایگاه دیوان اند » رواج دارد. از طرف دیگر کوهها مراکز مقدس سنت (sacred centers of Tradition) اند و نوعی قدرت روحانی را در تلوروکراسی به رخ میکشند.
· تپه (hill) – حاصل ترکیب نمادین کوه (مدل هیراتیک) و بیابان (مدل شاهی) – نماد قدرت امپراتوری است: بالاتر از سطح دنیوی استپ اما نه در حد قدرت برتر کوه. پایتخت امپراتوری های تلوروکراتیک بزرگ بر روی تپه یا تپه هایی قرار دارد (مثلاً هفت یا پنج تپه).
· جنگل در جغرافیای مقدس از جهتی شبیه کوه است (درخت و کوه هر دو نماد محور جهان اند). جنگل نیز «جایگاه کشیشان» (مانند درویدها، مغان، گوشه گیران) و هم «جایگاه دیوها» (بازمانده های باستانی از گذشته از دست رفته) است، بنابراین نمیتواند مرکز امپراتوری خشکی باشد.
· توندرا – مشابه شمالی استپ و بیابان – با آب وهوای سرد حاشیه نشین تر است. یخ های یخساره ها (icebergs) که مانند کوه ها منطقه هایی عمیقاً باستانی اند، یک منطقه هیراتیک و آستانه جهان دیگر به شمار میروند.
📄 1
@Multipolar_world1 🌍
۴. شرق و غرب در جغرافیای مقدس
· جهت های اصلی (چهار جهت) در جغرافیای مقدس دارای ماهیتی کیفی اند. شرق «سرزمین روح»، سرزمین بهشتی، سرزمین کمال، فراوانی و وطنِ مقدس به کامل ترین شکل است (مثال: عدن در شرق). در مصر باستان واژه شرق (neter) همزمان به معنای «خدا» نیز بوده است.
· غرب معنایی مخالف دارد: «سرزمین مرگ»، «جهان بی جان»، «امپراتوری تبعید»، «ضدِ شرق»، جایی که خورشید فرو میرود (zakat در روسی و zapad به معنای غرق شدن). این سرزمین زوال، انحطاط و گذار از حیات به مرگ است.
· مردمان و تمدن های دارای ویژگی سلسله مراتبی در امتداد محور شرق-غرب کشیده می شدند: هرچه به شرق نزدیکتر، به امر مقدس، سنت و وفور روحانی نزدیکتر؛ هرچه به غرب نزدیکتر، روح بیشتر زوال یافته، انحطاط پیدا کرده و میمیرد.
· جغرافیای مقدس به طور یکسان قانون «فضای کیفی» را تأیید میکند که در آن شرق نشان دهنده « وجودشناختی مازاد » (ontological plus) و غرب نشان دهنده «منهای وجودشناختی» (ontological minus) است. در سنت چینی، شرق یانگ (نر، روشن، خورشیدی) و غرب یین (ماده، تاریک، قمری) است.
۵. شرق و غرب در ژئوپلیتیک مدرن
· ژئوپلیتیک مدرن (از راتسل، شلن، مکیندر تا هاوشهوفر و اوراسیاگرایان روس) تفاوت های واقعی میان قدرت های «جزیره ها» و «قاره های» و میان تمدن «غربی/پیشرو» و اشکال فرهنگی «شرقی/استبدادی/باستانی» را ثبت کرده است، اما مسئله روح را نادیده میگیرد.
· تصویری که ژئوپلیتیک مدرن ارائه میدهد: غرب مرکز توسعه «مادی» و «تکنولوژیک» است. از نظر فرهنگی-فناوری، گرایش های لیبرال-دموکراتیک و جهان بینی فردگرایانه و انسان محور در غرب حاکم است. نظریه های «پیشرفت» و «فرگشت» برای نخستین بار در غرب ظهور کردند.
· «ایدئولوژی غربی» در فرمول جهانی «ایدئولوژی حقوق بشر» خلاصه شده که در آمریکا به شکل غالب درآمده است. مجموعه این ویژگی ها امروزه با مفهوم «آتلانتیسیسم» (Atlanticism) تعریف میشود.
· ژئوپلیتیک شرق دقیقاً نقطه مقابل غرب است: به جای مدرنیزاسیون اقتصادی، شیوه های تولید سنتی و کهن؛ به جای اجبار اقتصادی، اجبار اخلاقی یا فیزیکی؛ به جای دموکراسی و حقوق بشر، انواع رژیم های غیرلیبرال و غیر فردگرا (از سلطنت های مقتدره تا تئوکراسی یا سوسیالیسم).
· از منظر ژئوپلیتیکی، ویژگی خاص یک رژیم در مقایسه با تقسیم کیفی «نظم غربی» (=فردگرا، بازرگانی) در برابر «نظم شرقی» (=فوق فردی مبتنی بر قدرت) در درجه دوم اهمیت قرار دارد. اتحاد جماهیر شوروی، چین کمونیست، ژاپن تا ۱۹۴۵ و ایران خمینی نمونه هایی از تمدن ضدغربی بوده اند.
· رودولف شلن مثال میزند: عبارت رایج آمریکایی «برو جلو» (go ahead) نشانگر خوشبینی و پیشرفت گرایی درونی تمدن آمریکاست (فرم افراطی مدل غربی). در مقابل، واژه تکراری روس ها «نیچِگو» (به معنی «هیچ») نشانگر «بدبینی»، «تأمل»، «تقدیر باوری» و «پایبندی به سنت» مختص شرق است.
۶. جمع بندی نهایی متن
· اگر به الگوی جغرافیای مقدس برگردیم، دشواری آشکاری میان اولویت های ژئوپلیتیک مدرن (پیشرفت، لیبرالیسم، حقوق بشر...) و اولویت های جغرافیای مقدس (روح، تأمل، تسلیم در برابر نیروی فرا انسانی یا ایده فرا انسانی، ایدئوکراسی) وجود دارد.
· ژئوپلیتیک مدرن (به استثنای اوراسیا گرایان روس، پیروان هاوشهوفر در آلمان و بنیادگرایان اسلامی) جهان را از منظری معکوس نسبت به جغرافیای مقدس سنتی تحلیل میکند، با این حال هر دو علم در توصیف قوانین بنیادین تصویر جغرافیایی تمدنها با یکدیگر همگرایی دارند.
📄 2
🖇️ پیوند مقاله.
@Multipolar_world1 🌍
· جهت های اصلی (چهار جهت) در جغرافیای مقدس دارای ماهیتی کیفی اند. شرق «سرزمین روح»، سرزمین بهشتی، سرزمین کمال، فراوانی و وطنِ مقدس به کامل ترین شکل است (مثال: عدن در شرق). در مصر باستان واژه شرق (neter) همزمان به معنای «خدا» نیز بوده است.
· غرب معنایی مخالف دارد: «سرزمین مرگ»، «جهان بی جان»، «امپراتوری تبعید»، «ضدِ شرق»، جایی که خورشید فرو میرود (zakat در روسی و zapad به معنای غرق شدن). این سرزمین زوال، انحطاط و گذار از حیات به مرگ است.
· مردمان و تمدن های دارای ویژگی سلسله مراتبی در امتداد محور شرق-غرب کشیده می شدند: هرچه به شرق نزدیکتر، به امر مقدس، سنت و وفور روحانی نزدیکتر؛ هرچه به غرب نزدیکتر، روح بیشتر زوال یافته، انحطاط پیدا کرده و میمیرد.
· جغرافیای مقدس به طور یکسان قانون «فضای کیفی» را تأیید میکند که در آن شرق نشان دهنده « وجودشناختی مازاد » (ontological plus) و غرب نشان دهنده «منهای وجودشناختی» (ontological minus) است. در سنت چینی، شرق یانگ (نر، روشن، خورشیدی) و غرب یین (ماده، تاریک، قمری) است.
۵. شرق و غرب در ژئوپلیتیک مدرن
· ژئوپلیتیک مدرن (از راتسل، شلن، مکیندر تا هاوشهوفر و اوراسیاگرایان روس) تفاوت های واقعی میان قدرت های «جزیره ها» و «قاره های» و میان تمدن «غربی/پیشرو» و اشکال فرهنگی «شرقی/استبدادی/باستانی» را ثبت کرده است، اما مسئله روح را نادیده میگیرد.
· تصویری که ژئوپلیتیک مدرن ارائه میدهد: غرب مرکز توسعه «مادی» و «تکنولوژیک» است. از نظر فرهنگی-فناوری، گرایش های لیبرال-دموکراتیک و جهان بینی فردگرایانه و انسان محور در غرب حاکم است. نظریه های «پیشرفت» و «فرگشت» برای نخستین بار در غرب ظهور کردند.
· «ایدئولوژی غربی» در فرمول جهانی «ایدئولوژی حقوق بشر» خلاصه شده که در آمریکا به شکل غالب درآمده است. مجموعه این ویژگی ها امروزه با مفهوم «آتلانتیسیسم» (Atlanticism) تعریف میشود.
· ژئوپلیتیک شرق دقیقاً نقطه مقابل غرب است: به جای مدرنیزاسیون اقتصادی، شیوه های تولید سنتی و کهن؛ به جای اجبار اقتصادی، اجبار اخلاقی یا فیزیکی؛ به جای دموکراسی و حقوق بشر، انواع رژیم های غیرلیبرال و غیر فردگرا (از سلطنت های مقتدره تا تئوکراسی یا سوسیالیسم).
· از منظر ژئوپلیتیکی، ویژگی خاص یک رژیم در مقایسه با تقسیم کیفی «نظم غربی» (=فردگرا، بازرگانی) در برابر «نظم شرقی» (=فوق فردی مبتنی بر قدرت) در درجه دوم اهمیت قرار دارد. اتحاد جماهیر شوروی، چین کمونیست، ژاپن تا ۱۹۴۵ و ایران خمینی نمونه هایی از تمدن ضدغربی بوده اند.
· رودولف شلن مثال میزند: عبارت رایج آمریکایی «برو جلو» (go ahead) نشانگر خوشبینی و پیشرفت گرایی درونی تمدن آمریکاست (فرم افراطی مدل غربی). در مقابل، واژه تکراری روس ها «نیچِگو» (به معنی «هیچ») نشانگر «بدبینی»، «تأمل»، «تقدیر باوری» و «پایبندی به سنت» مختص شرق است.
۶. جمع بندی نهایی متن
· اگر به الگوی جغرافیای مقدس برگردیم، دشواری آشکاری میان اولویت های ژئوپلیتیک مدرن (پیشرفت، لیبرالیسم، حقوق بشر...) و اولویت های جغرافیای مقدس (روح، تأمل، تسلیم در برابر نیروی فرا انسانی یا ایده فرا انسانی، ایدئوکراسی) وجود دارد.
· ژئوپلیتیک مدرن (به استثنای اوراسیا گرایان روس، پیروان هاوشهوفر در آلمان و بنیادگرایان اسلامی) جهان را از منظری معکوس نسبت به جغرافیای مقدس سنتی تحلیل میکند، با این حال هر دو علم در توصیف قوانین بنیادین تصویر جغرافیایی تمدنها با یکدیگر همگرایی دارند.
📄 2
🖇️ پیوند مقاله.
@Multipolar_world1 🌍
🎙️✅ *Alastair Crooke
🎙️✅ آلیستر کروک، دیپلماتیک اسبق بریتانیایی
*
🔺 آیا غرب اصلا بلد است، ( در جنگ با ایران ) نامتغارن بجنگد؟
📌 آمریکا در جنگ با روسیه هم فکر میکرد که میتواند از بُعد اقتصاد نظامی ( outspending ) و فناوری پیشرفته تر، بر آن چیره شود ( توان مالی بیشتر از روسیه و در نهایت تمام شدن تسلیحات و پول روسیه)، ولی این طور نشد.
📌 تجهیزات و جنگنده های میلیون دلاری آمریکا با تمام بمب های هوشمندشان در جنگ نامتغارن زمینگیر شده و از یک اهرم به یک سربار گران قیمت تبدیل شده اند.
📌 رویکرد بن گوریون این بود که باید تمرکز را در درون اراضی اشغالی نگهداریم و با توجه به محدودیت نفرات، منابع و امکانات، باید از راهبرد شکننده «همیشه در جنگ بودن» پرهیز کنیم و از دید وی، جنگ ابزاری برای آورده های دیپلماتیک شناخته میشد، نتانیاهو این روند را کاملا وارونه کرد.
📌 اسرائیلی ها فشار بسیار زیادی بر نیروهای نظامی ذخیره خود آورده اند، مانند ورماختِ آلمان. و آنها همواره باید با عمالقه ( دشمنان موجودیتی یهودیان ) در جنگ بی پایان باشند.
📌 ما ( غربی ها و اسرائیلی ها ) کلا راه راه اشتباه رفتهایم و داریم در تمام جبهه ها، بطور راهبردی شکست میخوریم.
📌 روس ها، به گفته خودشان، از روی رویکرد تسلیحاتی ارزان و کارای ایرانیها یاد گرفتند که چطور از یک ابزار نظامی ارزان، در امتیازگیری دیپلماتیک استفاده کنند.
📌 آمریکایی ها تمام شرکتهای ماهوارهای که عکس های پایگاه های تخریب شده آنها را منتشر میکردند، تحریم کردند. ( بیشتر چینی بودند)
📌 بدانید که چشم نوین ایرانیان در جنگ اخیر، در هدف قراردادن مراکز نظامی آمریکایی، ماهواره های چینی ها ( و روس ها ) بودند.
📌 خود نظامی های ایالات متحده هم دارند میفهمند که دیگر ناوهای هواپیمابر ترس و وحشت ایجاد نمیکنند و باید از آنها گذر کنند. با این حال، ترامپ هنوز بر آنها و جوسازی پیرامون قدرت ناوهای هواپیمابر پافشاری میکند.
🖇️ فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world).
*@Multipolar_world* 🌍
🎙️✅ آلیستر کروک، دیپلماتیک اسبق بریتانیایی
*
🔺 آیا غرب اصلا بلد است، ( در جنگ با ایران ) نامتغارن بجنگد؟
📌 آمریکا در جنگ با روسیه هم فکر میکرد که میتواند از بُعد اقتصاد نظامی ( outspending ) و فناوری پیشرفته تر، بر آن چیره شود ( توان مالی بیشتر از روسیه و در نهایت تمام شدن تسلیحات و پول روسیه)، ولی این طور نشد.
📌 تجهیزات و جنگنده های میلیون دلاری آمریکا با تمام بمب های هوشمندشان در جنگ نامتغارن زمینگیر شده و از یک اهرم به یک سربار گران قیمت تبدیل شده اند.
📌 رویکرد بن گوریون این بود که باید تمرکز را در درون اراضی اشغالی نگهداریم و با توجه به محدودیت نفرات، منابع و امکانات، باید از راهبرد شکننده «همیشه در جنگ بودن» پرهیز کنیم و از دید وی، جنگ ابزاری برای آورده های دیپلماتیک شناخته میشد، نتانیاهو این روند را کاملا وارونه کرد.
📌 اسرائیلی ها فشار بسیار زیادی بر نیروهای نظامی ذخیره خود آورده اند، مانند ورماختِ آلمان. و آنها همواره باید با عمالقه ( دشمنان موجودیتی یهودیان ) در جنگ بی پایان باشند.
📌 ما ( غربی ها و اسرائیلی ها ) کلا راه راه اشتباه رفتهایم و داریم در تمام جبهه ها، بطور راهبردی شکست میخوریم.
📌 روس ها، به گفته خودشان، از روی رویکرد تسلیحاتی ارزان و کارای ایرانیها یاد گرفتند که چطور از یک ابزار نظامی ارزان، در امتیازگیری دیپلماتیک استفاده کنند.
📌 آمریکایی ها تمام شرکتهای ماهوارهای که عکس های پایگاه های تخریب شده آنها را منتشر میکردند، تحریم کردند. ( بیشتر چینی بودند)
📌 بدانید که چشم نوین ایرانیان در جنگ اخیر، در هدف قراردادن مراکز نظامی آمریکایی، ماهواره های چینی ها ( و روس ها ) بودند.
📌 خود نظامی های ایالات متحده هم دارند میفهمند که دیگر ناوهای هواپیمابر ترس و وحشت ایجاد نمیکنند و باید از آنها گذر کنند. با این حال، ترامپ هنوز بر آنها و جوسازی پیرامون قدرت ناوهای هواپیمابر پافشاری میکند.
🖇️ فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world).
*@Multipolar_world* 🌍
Rubika
جهان چند قطبی 🌍 - روبیکا
پیام رسان ایرانی روبیکا Rubika
🎙️🟦 پروفسور جان میرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل پر گفتوگو با سرهنگ دنیل دیویس
🔵 تله تنش در غرب آسیا و توهم پیروزی؛ بنبست راهبردی واشینگتن در برابر توان نظامی و اقتصادی ایران
🔹 بالارفتن از «نردبان تنش» یک راهبرد شکستخورده است؛ ترامپ با بمباران اهدافی در نزدیکی تهران به بهانه سرنگونی یک بالگرد، عملا وارد چرخه واکنشهای متقابل شده است. میرشایمر معتقد است این تصور که فشار نظامی بیشتر باعث تسلیم ایران میشود، اشتباه است؛ زیرا ایران نشان داده که به هر ضربه، پاسخی نامتناسب و سختتر میدهد.
🔹 طرح تصرف جزیره خارگ و زیرساختهای نفتی ایران «متوهمانه» است؛ مشاورانی مانند کیث کلاگ و جک کین که پیشنهاد کنترل بر نفت ایران را میدهند، درک درستی از محدودیتهای قدرت نظامی ندارند. جغرافیا و کوهستانهای ایران برای هرگونه عملیات زمینی بسیار دشوار است و آمریکا توان نظامی لازم برای اشغال و حفظ چنین مناطقی را ندارد.
🔹 توان موشکی و پهپادی ایران، یک بازدارندگی واقعی است؛ برخلاف ادعاهای ترامپ مبنی بر نابودی پدافند ایران، این کشور دارای زرادخانه عظیمی از موشکهای بالستیک و کروز بسیار دقیق و پهپادهای تهاجمی است که میتوانند آسیبهای جبرانناپذیری به تأسیسات آمریکا در منطقه (که در محیطی پر از هدف قرار دارند) وارد کنند.
🔹 اقتصاد جهانی، چشم اسفندیارِ ترامپ در جنگ با ایران است؛ تداوم و تشدید جنگ باعث جهش قیمت بنزین، افزایش نرخ بهره و تورم در آمریکا میشود. میرشایمر تأکید میکند که برخلاف تصور واشینگتن، طولانی شدن جنگ به سود ایران است، چراکه اقتصاد آمریکا را به سمت پرتگاه هدایت میکند و ترامپ برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، مجبور به عقبنشینی خواهد شد.
🔹 بحران بیاعتمادی؛ هیچکس به امضای آمریکا اعتماد ندارد؛ خروج ترامپ از برجام و بد عهدی های مکرر در جریان مذاکرات، باعث شده نه تنها ایران، بلکه کل روسیه و حتی پوتین هم به ایالات متحده اعتماد نکنند. این فقدان اعتماد، رسیدن به هرگونه توافق پایداری را تقریبا غیرممکن کرده است.
🔹 سرکوب منتقدان جنگ، لکهای سیاه بر آزادی بیان در آمریکا؛ گزارشها درباره بازجویی و تهدید به اخراج «تریتا پارسی» (تحلیلگر منتقد جنگ) به دلیل ابراز عقایدش، اقدامی «شنیع و وحشتناک» است. میرشایمر هشدار میدهد که خفه کردن صدای نخبگانی که بر اساس منافع ملی آمریکا سخن میگویند، به معنای تکرار اشتباهات فاجعهبار گذشته است.
🔹 ناتو در حال فروپاشی است؛ سیاستهای ترامپ و اولویتبندی جدید واشینگتن برای مهار چین در شرق آسیا، باعث تضعیف شدید ناتو شده است. با توجه به نفوذ لابی اسرائیل، آمریکا از خاورمیانه خارج نخواهد شد، اما ردپای نظامی خود در اروپا را به شدت کاهش میدهد که به معنای پایان دوران طلایی ناتو خواهد بود.
🔹 روسیه در حال پیروزی قطعی در «جنگ فرسایشی» اوکراین است؛ ارتش روسیه با تکیه بر نیروهای داوطلب و راهبرد حرکت آهسته برای کاهش تلفات، در حال پیشروی است. در مقابل، اوکراین با کمبود شدید نیرو، فرار از خدمت و قطع حمایتهای تسلیحاتی غرب روبروست. ادعای «تغییر وزنه جنگ به نفع کییف» یک فانتزی رسانهای است و واقعیت میدان نبرد، پیروزی روسیه را نشان میدهد.
@Multipolar_world1 🌍
🔵 تله تنش در غرب آسیا و توهم پیروزی؛ بنبست راهبردی واشینگتن در برابر توان نظامی و اقتصادی ایران
🔹 بالارفتن از «نردبان تنش» یک راهبرد شکستخورده است؛ ترامپ با بمباران اهدافی در نزدیکی تهران به بهانه سرنگونی یک بالگرد، عملا وارد چرخه واکنشهای متقابل شده است. میرشایمر معتقد است این تصور که فشار نظامی بیشتر باعث تسلیم ایران میشود، اشتباه است؛ زیرا ایران نشان داده که به هر ضربه، پاسخی نامتناسب و سختتر میدهد.
🔹 طرح تصرف جزیره خارگ و زیرساختهای نفتی ایران «متوهمانه» است؛ مشاورانی مانند کیث کلاگ و جک کین که پیشنهاد کنترل بر نفت ایران را میدهند، درک درستی از محدودیتهای قدرت نظامی ندارند. جغرافیا و کوهستانهای ایران برای هرگونه عملیات زمینی بسیار دشوار است و آمریکا توان نظامی لازم برای اشغال و حفظ چنین مناطقی را ندارد.
🔹 توان موشکی و پهپادی ایران، یک بازدارندگی واقعی است؛ برخلاف ادعاهای ترامپ مبنی بر نابودی پدافند ایران، این کشور دارای زرادخانه عظیمی از موشکهای بالستیک و کروز بسیار دقیق و پهپادهای تهاجمی است که میتوانند آسیبهای جبرانناپذیری به تأسیسات آمریکا در منطقه (که در محیطی پر از هدف قرار دارند) وارد کنند.
🔹 اقتصاد جهانی، چشم اسفندیارِ ترامپ در جنگ با ایران است؛ تداوم و تشدید جنگ باعث جهش قیمت بنزین، افزایش نرخ بهره و تورم در آمریکا میشود. میرشایمر تأکید میکند که برخلاف تصور واشینگتن، طولانی شدن جنگ به سود ایران است، چراکه اقتصاد آمریکا را به سمت پرتگاه هدایت میکند و ترامپ برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، مجبور به عقبنشینی خواهد شد.
🔹 بحران بیاعتمادی؛ هیچکس به امضای آمریکا اعتماد ندارد؛ خروج ترامپ از برجام و بد عهدی های مکرر در جریان مذاکرات، باعث شده نه تنها ایران، بلکه کل روسیه و حتی پوتین هم به ایالات متحده اعتماد نکنند. این فقدان اعتماد، رسیدن به هرگونه توافق پایداری را تقریبا غیرممکن کرده است.
🔹 سرکوب منتقدان جنگ، لکهای سیاه بر آزادی بیان در آمریکا؛ گزارشها درباره بازجویی و تهدید به اخراج «تریتا پارسی» (تحلیلگر منتقد جنگ) به دلیل ابراز عقایدش، اقدامی «شنیع و وحشتناک» است. میرشایمر هشدار میدهد که خفه کردن صدای نخبگانی که بر اساس منافع ملی آمریکا سخن میگویند، به معنای تکرار اشتباهات فاجعهبار گذشته است.
🔹 ناتو در حال فروپاشی است؛ سیاستهای ترامپ و اولویتبندی جدید واشینگتن برای مهار چین در شرق آسیا، باعث تضعیف شدید ناتو شده است. با توجه به نفوذ لابی اسرائیل، آمریکا از خاورمیانه خارج نخواهد شد، اما ردپای نظامی خود در اروپا را به شدت کاهش میدهد که به معنای پایان دوران طلایی ناتو خواهد بود.
🔹 روسیه در حال پیروزی قطعی در «جنگ فرسایشی» اوکراین است؛ ارتش روسیه با تکیه بر نیروهای داوطلب و راهبرد حرکت آهسته برای کاهش تلفات، در حال پیشروی است. در مقابل، اوکراین با کمبود شدید نیرو، فرار از خدمت و قطع حمایتهای تسلیحاتی غرب روبروست. ادعای «تغییر وزنه جنگ به نفع کییف» یک فانتزی رسانهای است و واقعیت میدان نبرد، پیروزی روسیه را نشان میدهد.
@Multipolar_world1 🌍
🔺پیشنویس تفاهمنامه ۱۴ مادهای بین ایالات متحده و ایران
نوشتهی جاناتان تایرون، دانیل فلتلی و جاش وینگروو/ بلومبرگ
انتظار میرود ایالات متحده و ایران در ۱۹ ژوئن در سوئیس رسماً یک تفاهمنامه امضا کنند که راه را برای ۶۰ روز مذاکره به منظور پایان دادن قطعی به جنگ و اعمال محدودیتهای جدید و سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران هموار میکند.
۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، همراه با متحدان خود در جنگ جاری، با امضای این تفاهمنامه، پایان فوری و دائمی جنگ را در تمام جبههها از جمله لبنان اعلام میکنند و متعهد میشوند که از این پس هیچ اقدام خصمانهای علیه یکدیگر انجام ندهند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. توافق نهایی مفاد این ماده و سایر مواد را تأیید خواهد کرد.
۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر را محترم شمارند و در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند.
۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حداکثر ظرف مدت ۶۰ روز، با امکان تمدید با توافق طرفین، مذاکره کرده و به توافق نهایی دست یابند.
۴. ایالات متحده متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، محاصره دریایی را لغو کرده و از هرگونه مداخله یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نماید و ظرف حداکثر ۳۰ روز تردد را به ظرفیت کامل بازگرداند؛ تردد کشتیها متناسب با حجم تردد پیش از جنگ برای جمهوری اسلامی ایران باشد. ایالات متحده همچنین متعهد میشود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق اطراف خارج کند.
۵. جمهوری اسلامی ایران متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، اقدامات لازم را به عمل آورد تا تردد کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس ظرف ۳۰ روز به حجم پیش از جنگ بازگردد، با در نظر گرفتن نیاز به رفع موانع فنی و خنثیسازی مینها توسط ایران.
۶. ایالات متحده متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود، برنامهای جامع مورد توافق دو طرف برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند، در حالی که حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تأمین مالی آن تضمین شود. سازوکار اجرایی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز تدوین خواهد شد.
۷. ایالات متحده متعهد میشود که بر اساس جدول زمانی که به عنوان بخشی از توافق نهایی توافق میشود، به تمام انواع تحریمهای اعمالشده علیه جمهوری اسلامی ایران از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و کلیه تحریمهای یکجانبه ایالات متحده، اعم از تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان دهد.
۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تأکید میکند که هرگز سلاح هستهای تولید نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق کردهاند که سرنوشت مواد غنیشده و سرنوشت تمام مسائل هستهای مورد توافق دوجانبه، از جمله نیازهای هستهای ایران، در توافق نهایی به نحو مقتضی تعیین شود؛ توافق نهایی مفاد این ماده را تأیید خواهد کرد.
۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که تا زمان حصول توافق نهایی، وضع موجود را حفظ کنند: ایران وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال نخواهد کرد و نیروهای خود را در منطقه تقویت نخواهد کرد.
۱۰. ایالات متحده متعهد میشود که بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه و تا تاریخ لغو تحریمها، وزارت خزانهداری ایالات متحده برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها و کلیه خدمات مرتبط از جمله بانکی، بیمه، حمل و نقل و مانند آن، معافیتهایی صادر کند.
۱۱. ایالات متحده متعهد میشود که با پیشرفت مذاکرات به سمت توافق نهایی، وجوه و داراییهای مسدود یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران آزاد و به طور کامل در دسترس قرار گیرد. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای هر گونه پرداخت به ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میشود، استفاده خواهند شد و به طور کامل برای استفاده در دسترس خواهند بود. ایالات متحده متعهد میشود کلیه مجوزها و پروانههای لازم را بر این اساس صادر کند.
۱۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفقیتآمیز و تعهد آتی به توافق نهایی ایجاد شود.
۱۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، پس از امضای این تفاهمنامه و با دریافت تضمینهایی مبنی بر شروع اجرای مواد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این تفاهمنامه و ادامه اجرای این گامها، وارد مذاکرات برای توافق نهایی صرفاً در رابطه با مواد باقیمانده خواهند شد.
۱۴. توافق نهایی از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب خواهد رسید.
@Multipolar_world1 🌍
نوشتهی جاناتان تایرون، دانیل فلتلی و جاش وینگروو/ بلومبرگ
انتظار میرود ایالات متحده و ایران در ۱۹ ژوئن در سوئیس رسماً یک تفاهمنامه امضا کنند که راه را برای ۶۰ روز مذاکره به منظور پایان دادن قطعی به جنگ و اعمال محدودیتهای جدید و سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران هموار میکند.
۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، همراه با متحدان خود در جنگ جاری، با امضای این تفاهمنامه، پایان فوری و دائمی جنگ را در تمام جبههها از جمله لبنان اعلام میکنند و متعهد میشوند که از این پس هیچ اقدام خصمانهای علیه یکدیگر انجام ندهند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. توافق نهایی مفاد این ماده و سایر مواد را تأیید خواهد کرد.
۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر را محترم شمارند و در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند.
۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده متعهد میشوند که حداکثر ظرف مدت ۶۰ روز، با امکان تمدید با توافق طرفین، مذاکره کرده و به توافق نهایی دست یابند.
۴. ایالات متحده متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، محاصره دریایی را لغو کرده و از هرگونه مداخله یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نماید و ظرف حداکثر ۳۰ روز تردد را به ظرفیت کامل بازگرداند؛ تردد کشتیها متناسب با حجم تردد پیش از جنگ برای جمهوری اسلامی ایران باشد. ایالات متحده همچنین متعهد میشود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق اطراف خارج کند.
۵. جمهوری اسلامی ایران متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه، اقدامات لازم را به عمل آورد تا تردد کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس ظرف ۳۰ روز به حجم پیش از جنگ بازگردد، با در نظر گرفتن نیاز به رفع موانع فنی و خنثیسازی مینها توسط ایران.
۶. ایالات متحده متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود، برنامهای جامع مورد توافق دو طرف برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند، در حالی که حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تأمین مالی آن تضمین شود. سازوکار اجرایی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز تدوین خواهد شد.
۷. ایالات متحده متعهد میشود که بر اساس جدول زمانی که به عنوان بخشی از توافق نهایی توافق میشود، به تمام انواع تحریمهای اعمالشده علیه جمهوری اسلامی ایران از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و کلیه تحریمهای یکجانبه ایالات متحده، اعم از تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان دهد.
۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تأکید میکند که هرگز سلاح هستهای تولید نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق کردهاند که سرنوشت مواد غنیشده و سرنوشت تمام مسائل هستهای مورد توافق دوجانبه، از جمله نیازهای هستهای ایران، در توافق نهایی به نحو مقتضی تعیین شود؛ توافق نهایی مفاد این ماده را تأیید خواهد کرد.
۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که تا زمان حصول توافق نهایی، وضع موجود را حفظ کنند: ایران وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال نخواهد کرد و نیروهای خود را در منطقه تقویت نخواهد کرد.
۱۰. ایالات متحده متعهد میشود که بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه و تا تاریخ لغو تحریمها، وزارت خزانهداری ایالات متحده برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها و کلیه خدمات مرتبط از جمله بانکی، بیمه، حمل و نقل و مانند آن، معافیتهایی صادر کند.
۱۱. ایالات متحده متعهد میشود که با پیشرفت مذاکرات به سمت توافق نهایی، وجوه و داراییهای مسدود یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران آزاد و به طور کامل در دسترس قرار گیرد. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای هر گونه پرداخت به ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میشود، استفاده خواهند شد و به طور کامل برای استفاده در دسترس خواهند بود. ایالات متحده متعهد میشود کلیه مجوزها و پروانههای لازم را بر این اساس صادر کند.
۱۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده توافق میکنند که سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفقیتآمیز و تعهد آتی به توافق نهایی ایجاد شود.
۱۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، پس از امضای این تفاهمنامه و با دریافت تضمینهایی مبنی بر شروع اجرای مواد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این تفاهمنامه و ادامه اجرای این گامها، وارد مذاکرات برای توافق نهایی صرفاً در رابطه با مواد باقیمانده خواهند شد.
۱۴. توافق نهایی از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب خواهد رسید.
@Multipolar_world1 🌍
🤬1
🎙️🟦 کلانتر دیوید هاتاوی، کلانتر منتخب بخش سانتا کروزِ آریزونا و مدیر سابق در سازمان مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA)، در گفتوگو با قاضی ناپولیتانو
🔵 نفوذ بیقید و شرط موساد به زیرساختهای اطلاعاتی آمریکا؛ افشای شبکه جاسوسی اسرائیل در لایههای امنیتی و استفاده از تهدیدات ساختگی برای روشن نگهداشتن ماشین سرکوب
🔹 اسرائیل و موساد، دسترسی نامحدود و بیقید و شرطی به «مراکز تلفیق» (Fusion Centers) اطلاعاتی آمریکا دارند؛ برخلاف نهادهای مجری قانون در آمریکا که برای دسترسی به اطلاعات به حکم قضایی نیاز دارند، موساد اجازه دارد دادههای خام (Raw Data) را مستقیما از این مراکز (مانند مرکزی در ویرجینیای شمالی)، بدون هیچ توضیحی برداشت کند. کلانتر هاتاوی تأکید میکند که محدودیتهای قانونی که برای نهادهای داخلی اعمال میشود، شامل این دولت خارجی نمیشود.
🔹 نفوذ لابی صهیونیسم با نام «اِیپَک» (AIPAC)، مانع از نظارت کنگره بر جاسوسیهای اسرائیل شدهاست؛ هاتاوی که دارای بالاترین سطح دسترسی امنیتی (TS/SCI) بوده، فاش کرد که هرگاه در دوران فعالیتش با تهدید جاسوسی یا نفوذ در سفارتخانهها روبرو شده، ردپایی از اسرائیلیها را مشاهده کردهاست. با این حال، این پروندهها به دلیل نفوذ سیاسی و برای جلوگیری از شرمسار شدن دولت اسرائیل، همیشه در سکوت و بدون هیچ پیگرد قانونیای، مختومه اعلام شدهاند.
🔹 شرکتهای اسرائیلی مالکیت دادههای مرزی آمریکا را در اختیار دارند؛ شرکت Elbit Systems شصت برج جاسوسی در منطقه مرزی آریزونا ساخته است که اطلاعات ویدئویی و الکترومغناطیسی حیاتی را جمعآوری میکنند. نکته تکاندهنده اینجاست که مالکیت این دادهها در اختیار اسرائیل است و آژانسهای امنیتی آمریکا (مانند CBP) باید برای دسترسی به این اطلاعات به این شرکت اسرائیلی پول پرداخت کنند.
🔹 احتمال باجگیری اسرائیل از ترامپ و اعضای کنگره؛ وی معتقد است تبعیت غیرعادی ترامپ از نتانیاهو و ترس کنگره از اسرائیل ممکن است ریشه در اطلاعات شرمآوری (مانند پروندههای جفری اپستین) داشته باشد که موساد از طریق شنودهای گسترده و شبکههای جاسوسی خود علیه مقامات آمریکایی جمعآوری کرده است تا آنها را در مشت خود نگه دارد.
🔹 سیستم «فایزا» (FISA) و شبکهی تارعنکبوتی جاسوسی از شهروندان؛ هرگونه تماس با افراد خارج از کشور، شهروندان آمریکایی را وارد «چتر فایزا» میکند. با کمک هوش مصنوعی، سازمان موساد و NSA اکنون میتوانند به راحتی ایمیلها، تاریخچه ارتباطات و فرادادههای هر کسی را که در این شبکه قرار میگیرد، رصد و تحلیل کنند.
🔹 ابداع تهدیدات ساختگی برای دور زدن قانون؛ دولت ترامپ با بزرگنمایی و ابداع باندی به نام «ترن د آراگوا» (Tren de Aragua) که به گفته وی، عملا وجود خارجی جدی ندارد، زمینهسازی برای استفاده از ارتش در داخل خاک آمریکا را فراهم کرده است. آنها با استفاده از قانون «دشمنان بیگانه» مصوب ۱۷۹۸، افراد را صرفا بر اساس معیارهای مضحکی مثل داشتن خالکوبی «عکس مادر» یا «شیکاگو بولز» بر روی بدن، به عنوان جنگجو و مزدور خارجی معرفی و بدون روند دادگاه اخراج یا سرکوب میکنند.
🔹 قتل «نینو گررو» در ونزوئلا و نقض دکترین مونرو؛ هاتاوی معتقد است قتل این رهبر گروه ونزوئلایی در یک حمله هوایی، تلاشی برای ساکت کردن فردی بود که ممکن بود روابط پشتپرده دولت آمریکا را فاش کند. اکنون از این عملیاتها به عنوان الگویی برای استفاده از نیروی نظامی در شهرهایی مثل شیکاگو یا نیویورک تحت عنوان مبارزه با تروریسم، استفاده میشود.
@Multipolar_world1 🌍
🔵 نفوذ بیقید و شرط موساد به زیرساختهای اطلاعاتی آمریکا؛ افشای شبکه جاسوسی اسرائیل در لایههای امنیتی و استفاده از تهدیدات ساختگی برای روشن نگهداشتن ماشین سرکوب
🔹 اسرائیل و موساد، دسترسی نامحدود و بیقید و شرطی به «مراکز تلفیق» (Fusion Centers) اطلاعاتی آمریکا دارند؛ برخلاف نهادهای مجری قانون در آمریکا که برای دسترسی به اطلاعات به حکم قضایی نیاز دارند، موساد اجازه دارد دادههای خام (Raw Data) را مستقیما از این مراکز (مانند مرکزی در ویرجینیای شمالی)، بدون هیچ توضیحی برداشت کند. کلانتر هاتاوی تأکید میکند که محدودیتهای قانونی که برای نهادهای داخلی اعمال میشود، شامل این دولت خارجی نمیشود.
🔹 نفوذ لابی صهیونیسم با نام «اِیپَک» (AIPAC)، مانع از نظارت کنگره بر جاسوسیهای اسرائیل شدهاست؛ هاتاوی که دارای بالاترین سطح دسترسی امنیتی (TS/SCI) بوده، فاش کرد که هرگاه در دوران فعالیتش با تهدید جاسوسی یا نفوذ در سفارتخانهها روبرو شده، ردپایی از اسرائیلیها را مشاهده کردهاست. با این حال، این پروندهها به دلیل نفوذ سیاسی و برای جلوگیری از شرمسار شدن دولت اسرائیل، همیشه در سکوت و بدون هیچ پیگرد قانونیای، مختومه اعلام شدهاند.
🔹 شرکتهای اسرائیلی مالکیت دادههای مرزی آمریکا را در اختیار دارند؛ شرکت Elbit Systems شصت برج جاسوسی در منطقه مرزی آریزونا ساخته است که اطلاعات ویدئویی و الکترومغناطیسی حیاتی را جمعآوری میکنند. نکته تکاندهنده اینجاست که مالکیت این دادهها در اختیار اسرائیل است و آژانسهای امنیتی آمریکا (مانند CBP) باید برای دسترسی به این اطلاعات به این شرکت اسرائیلی پول پرداخت کنند.
🔹 احتمال باجگیری اسرائیل از ترامپ و اعضای کنگره؛ وی معتقد است تبعیت غیرعادی ترامپ از نتانیاهو و ترس کنگره از اسرائیل ممکن است ریشه در اطلاعات شرمآوری (مانند پروندههای جفری اپستین) داشته باشد که موساد از طریق شنودهای گسترده و شبکههای جاسوسی خود علیه مقامات آمریکایی جمعآوری کرده است تا آنها را در مشت خود نگه دارد.
🔹 سیستم «فایزا» (FISA) و شبکهی تارعنکبوتی جاسوسی از شهروندان؛ هرگونه تماس با افراد خارج از کشور، شهروندان آمریکایی را وارد «چتر فایزا» میکند. با کمک هوش مصنوعی، سازمان موساد و NSA اکنون میتوانند به راحتی ایمیلها، تاریخچه ارتباطات و فرادادههای هر کسی را که در این شبکه قرار میگیرد، رصد و تحلیل کنند.
🔹 ابداع تهدیدات ساختگی برای دور زدن قانون؛ دولت ترامپ با بزرگنمایی و ابداع باندی به نام «ترن د آراگوا» (Tren de Aragua) که به گفته وی، عملا وجود خارجی جدی ندارد، زمینهسازی برای استفاده از ارتش در داخل خاک آمریکا را فراهم کرده است. آنها با استفاده از قانون «دشمنان بیگانه» مصوب ۱۷۹۸، افراد را صرفا بر اساس معیارهای مضحکی مثل داشتن خالکوبی «عکس مادر» یا «شیکاگو بولز» بر روی بدن، به عنوان جنگجو و مزدور خارجی معرفی و بدون روند دادگاه اخراج یا سرکوب میکنند.
🔹 قتل «نینو گررو» در ونزوئلا و نقض دکترین مونرو؛ هاتاوی معتقد است قتل این رهبر گروه ونزوئلایی در یک حمله هوایی، تلاشی برای ساکت کردن فردی بود که ممکن بود روابط پشتپرده دولت آمریکا را فاش کند. اکنون از این عملیاتها به عنوان الگویی برای استفاده از نیروی نظامی در شهرهایی مثل شیکاگو یا نیویورک تحت عنوان مبارزه با تروریسم، استفاده میشود.
@Multipolar_world1 🌍