و انگار پاییز خودِ من بودم ...
مثل برگهای پاییزی ، آرام و بیصدا فرو میریختم و میپوسیدم ، باد هر کجا که میخواست مرا با خود میکشید .
دیگر نه شکلی داشتم ، نه ارادهای . فقط تهماندهی رنگی بودم از آنچه که روزی بودم ...
مثل برگهای پاییزی ، آرام و بیصدا فرو میریختم و میپوسیدم ، باد هر کجا که میخواست مرا با خود میکشید .
دیگر نه شکلی داشتم ، نه ارادهای . فقط تهماندهی رنگی بودم از آنچه که روزی بودم ...