..!
City of stars Are you shining just for me !?..
و اگر هزاران بار بخت از ما روی گرداند ،
باز هم در سکوت شب ، ستارهوار میدرخشیم .
باز هم در سکوت شب ، ستارهوار میدرخشیم .
حق با تو بود ..
جنس غم هیچوقت نامیرا نبود شاید غم همان پیراهن کهنه ایی بود که جهان بر تن خود بسته بود . اما هر صبح هر سپیده با طلوع اُمید و خواسته ها ، این پیراهن تکه تکه میشود .
غمهمیشهمیمیرد اما بدان که عزیز من .. غم همیشه به شکل دیگر زاده میشود زیرا دنیا در تضاد سپید و سیاه زنده است !
جنس غم هیچوقت نامیرا نبود شاید غم همان پیراهن کهنه ایی بود که جهان بر تن خود بسته بود . اما هر صبح هر سپیده با طلوع اُمید و خواسته ها ، این پیراهن تکه تکه میشود .
غمهمیشهمیمیرد اما بدان که عزیز من .. غم همیشه به شکل دیگر زاده میشود زیرا دنیا در تضاد سپید و سیاه زنده است !
و انگار پاییز خودِ من بودم ...
مثل برگهای پاییزی ، آرام و بیصدا فرو میریختم و میپوسیدم ، باد هر کجا که میخواست مرا با خود میکشید .
دیگر نه شکلی داشتم ، نه ارادهای . فقط تهماندهی رنگی بودم از آنچه که روزی بودم ...
مثل برگهای پاییزی ، آرام و بیصدا فرو میریختم و میپوسیدم ، باد هر کجا که میخواست مرا با خود میکشید .
دیگر نه شکلی داشتم ، نه ارادهای . فقط تهماندهی رنگی بودم از آنچه که روزی بودم ...