Homayoun Shajarian | Shabe Jodaei
MooVan
برایفکرایجمعشدهامشب ، مهمانصدایهمایونباش ..
شکسته میشوی ، پیوند میخوری و باز هم اشک میریزی اما جایی از وجودت همیشه ناراحت چیزهایی میماند که ساده ترینِ خواسته ها بود ..
" میدانستم نباید به انتظار خوشی ها نشست اما نمیدانستم که برخی ناخوشیها اینقدر طول میکشند ..
..!
City of stars Are you shining just for me !?..
و اگر هزاران بار بخت از ما روی گرداند ،
باز هم در سکوت شب ، ستارهوار میدرخشیم .
باز هم در سکوت شب ، ستارهوار میدرخشیم .
حق با تو بود ..
جنس غم هیچوقت نامیرا نبود شاید غم همان پیراهن کهنه ایی بود که جهان بر تن خود بسته بود . اما هر صبح هر سپیده با طلوع اُمید و خواسته ها ، این پیراهن تکه تکه میشود .
غمهمیشهمیمیرد اما بدان که عزیز من .. غم همیشه به شکل دیگر زاده میشود زیرا دنیا در تضاد سپید و سیاه زنده است !
جنس غم هیچوقت نامیرا نبود شاید غم همان پیراهن کهنه ایی بود که جهان بر تن خود بسته بود . اما هر صبح هر سپیده با طلوع اُمید و خواسته ها ، این پیراهن تکه تکه میشود .
غمهمیشهمیمیرد اما بدان که عزیز من .. غم همیشه به شکل دیگر زاده میشود زیرا دنیا در تضاد سپید و سیاه زنده است !