زندگی دقیقاً اونجایی جون میگیره که خنده های دوستای صمیمی تو میبینی ، مردی که دوسش داری رو موقع نیاز در آغوش میگیری و مامانتو از ته دل میبوسی .. .
با هر اشکی که میریزی با هر آغوشی که از تو دریغ میشود و با نگاهی که از تو برمیگردد یا احساسی که دیگر مثل قبل نیست ، دنیا بهانه ایی دستت میدهد تا بخواهی دیگر نباشی ، بروی دور شوی و پایان یابی .. .