همه میرن آرامستان قلبشون میگیره و دلتنگ میشن اما من هر بار آروم میشم و به انبوه قصه های خاک شده فکر میکنم .
نه از این که مثل قرص ماه میدرخشم ، نه !
از این بابت که مثل ماه در کنار تموم سپیدیا سیاهیهایی تموم جونمو در بر گرفته ..
از این بابت که مثل ماه در کنار تموم سپیدیا سیاهیهایی تموم جونمو در بر گرفته ..
یه کنج دنجه .
قبول دارم برای آروم شدن یا گذروندن وقت کافه جای باحالی نیست اما این کافه »
قبول دارم برای آروم شدن یا گذروندن وقت کافه جای باحالی نیست اما این کافه »