همه میرن آرامستان قلبشون میگیره و دلتنگ میشن اما من هر بار آروم میشم و به انبوه قصه های خاک شده فکر میکنم .
نه از این که مثل قرص ماه میدرخشم ، نه !
از این بابت که مثل ماه در کنار تموم سپیدیا سیاهیهایی تموم جونمو در بر گرفته ..
از این بابت که مثل ماه در کنار تموم سپیدیا سیاهیهایی تموم جونمو در بر گرفته ..