رَندومِ روزانه
20 subscribers
29 photos
2 videos
1 link
Download Telegram
همین‌ام خیلی زور می‌زنم جلوشو بگیرم.
🔥1
اگر دلتون چای می‌خواد اما گرمتونه؛ چای دم کنید، نصف یه لیوان نسبتاً بزرگ چای بریزید، عسل داخلش حل کنید، کمی آب‌لیمو بهش اضافه کنید، اگر نعنای تازه دارید اضافه کنید، با یخ پر کنید و میل کنید.

پ. ن.: عسل رو حواستون باشه چقدر می‌ریزید. زیاد بشه نوشیدنی خراب می‌شه.
رَندومِ روزانه
اگر دلتون چای می‌خواد اما گرمتونه؛ چای دم کنید، نصف یه لیوان نسبتاً بزرگ چای بریزید، عسل داخلش حل کنید، کمی آب‌لیمو بهش اضافه کنید، اگر نعنای تازه دارید اضافه کنید، با یخ پر کنید و میل کنید. پ. ن.: عسل رو حواستون باشه چقدر می‌ریزید. زیاد بشه نوشیدنی خراب…
ما کافه که بودیم، چای رو با سیروپ (شهد) وانیل مخلوط می‌کردیم می‌خوردیم. چیز جالبی بود. چند وقت یه بار هم توی تابستون به مشتری‌ها پیشنهاد می‌دادیم امتحان کنن، یه سری خیلی خوششون اومده بود دائم می‌گرفتن.
بعد یه بار یه بنده‌خدایی خیلی خوشحال اومد گفت از اون چایی وانیلا بده فقط سرشو خالی بذار.
گفتیم می‌خوای قاطی کنی؟
گفت می‌خوام قاطی کنم.
رفت برگشت یدونه دیگه‌ام بگیره گفتیم چطور بود گفت عالی. می‌خواید؟ ما ام که سر کار بودیم اونم غریبه گفتیم نه. من هنوز به دلم مونده اونی که خورد و به ما نداد.
مرد بودن یکم سخته گویا
و به طور عجیبی آگاهی به این‌که از زن بودن سخت‌تر نیست، سخت‌ترش می‌کنه
انگار بچه که بودم بهم گفتن خیلیا بدبختن پول ندارن بخورن، تو قدر چیزایی که داری بدون (که تا جایی که یادمه نگفتن).
ولی عذاب وجدان بدی می‌گیرم وقتی حالم راجع‌به چیزی بده، در حالی که می‌دونم بیشتر آدما اون مشکلاتی که من دارم شدیدترشو دارن.
توی دوران بلوغ وقتی با رو به رویی با سختی‌هایی که دخترا می‌کشن (مخصوصا توی جامعهٔ ما)، عذاب وجدان عجیبی گرفتم صرفا برای این‌که دختر نیستم که منم باهاشون اون سختیارو تجربه کنم.
1💋1
افلاطون خیلی باحاله. با هنر مشکل خانوادگی داره بعد نوشته‌های خودش نمایش‌نامه‌هایی آمیخته به شعرن که در نهایت هنر نوشته شدن.
داداش مشکلت با کیه دقیقا؟
کلاس یوگا:
چی بگم والا
حس می‌کنم توضیح بدم از میزان طنزش کم می‌شه
داداش بعید می‌دونم ابوعلی باشه‌هااا
صدای ملت خوبه‌ها
رفتم دیسکورد نشستم با یه مشت خارجی صدای پسرا خوب بود واقعاً
خدا به ما هم عنایت کنه از این چیزا
بچه‌ها رفتن کوه. منم با خودم شرط کرده بودم تا این باس فایتو نزنم نخوابم. سلامت زندگی 👍
Random be gamin'
Photo
بازتماشای این سریال انتخاب نامناسبی برای شرایط روانی الانم بود
جوری که تِد زجه می‌زنه برای چیزایی که نداره، اون چیزا رو من توی آرزوم هم نمی‌بینم. و چیزهایی که براش بدیهیه من می‌خوام و حس می‌کنم هیچ‌وقت نخواهم داشت.
و برای این‌که شرایط روانیم رو متوجه بشید، باید بگم نوشتهٔ دوم رو بعد از اولی نوشتم ولی فرستاده نشد چون گوشیم زنگ خورد و فست‌فودی که سفارش داده بودم اومد.



بله... ساعت ٢ی نصفه‌شب سیب‌زمینی سرخ‌کرده سفارش دادم 🙂
«شبا می‌خوابی صبحا بلند می‌شی گفتم شاید دانشگاه داری»
-پدرم

و کنایه هم نبود