MovieRest
42 subscribers
126 photos
5 videos
8 links
«دفتر یادداشت‌های من؛ که سینما بخش بزرگی از آن است»

نه؛ به خودسانسوری.
Download Telegram
به این نتیجه رسیدم من از دیدن فیلم به صورت جمعی خوشم نمیاد. شاید برای همین سینما رفتن از مورد علاقه‌هام نیست‌ و یا برای همین با دوست‌هام فیلم نمی‌بینم. انگار شریک شدن و دیدن همزمان با چند چشم، اجازه‌ی این رو نمی‌ده اون‌طور که باید و لایقه‌ درکش‌ کنم.
I Love You So
The Walters
I just need someone in my life to give it structure

To handle all the selfish ways I’d spend my time without her

You’re everything I want but I can’t deal with all your lovers

You’re saying I’m the one, but it’s your actions that speak louder

Giving me love when you are down and need another

I’ve got to get away and let you go, I’ve got to get over
Forwarded from SUT Twitter
«حس اینکه "من به اینجا تعلق ندارم" واقعاً وحشتناکه. یه جا نشستی، همه دارن با هم حرف می‌زنن و خوش‌وبش می‌کنن. بعد یهو یه حسی میاد سراغت که میگه: "من اینجا جایی ندارم... به این جمع تعلق ندارم."

^Weltschmerz^

@sut_tw
اون احساس غریب بودن داخل‌ جمع‌های دوستانه و بین آدم‌هایی که زبون‌شون رو می‌فهمی، اما نه میلی به شنیدنت‌ دارن، و نه فهمیدنت‌‌، خیلی ناراحت‌کننده‌ست. انگار بعد اینکه به زور کلمه‌ها رو داخل دهنت چرخوندنی و باهاشون خداحافظی کردی، دلت می‌خواد بخزی گوشه‌ی تختت‌ و دائم با خودت بگی: "هیچ‌جا خونه نیست‌."
MovieRest
Photo
«نیت کن، حالا بگو سمت راست یا چپ؟!»

٢٧ شهريورماه ١٤٠٥'
من فکر کنم سیزده/چهارده سالم که بود این فیلم رو دیدم، و بعد از اون بود که خوشم اومد از فیلم‌ها و فیلم دیدن. فکر می‌کردم حالا دنیایی وجود داره که بتونه من رو توضیح بده، بدون اینکه من نقش اصلی باشم، و می‌تونم حالا خودم رو از بیرون ببینم و قضاوت کنم. روزی که دیدمش خیلی زیاد گریه کردم، خیلی زیاد، خیلی خیلی زیاد. در حدی که مامانم یک هفته‌ی کامل گوشی رو از من گرفت و حتی اردوی مدرسه رو هم با اکیپ سه نفره‌م نرفتم. انگار بهم این اجازه رو داد که درموندگی‌ و حس‌های بدی که داخل مدرسه و بین دوست‌هام تجربه می‌کردم رو بریزم روی دایره و زار بزنم. کامل و دقیق تک‌تک صحنه‌ها یادم نیست، اما حس و حال فیلم کاملا تو خاطرم هست. خصوصا صحنه‌ای که داخل عکسه، و برای یک لحظه دلم خواست بعد تقریبا هشت سال برای بار دوم The Perks of Being a Wallflower رو ببینم. نمی‌دونم آیا واقعا از چارلی بودن فاصله گرفتم، یا که نه. شاید دوباره دیدنش انتخاب خوبی باشه، نمی‌دونم. هر چی که هست حالا من دیگه از خودم فرار نمی‌کنم.