واقعا دلم میخواست هر چند وقت یه بار میرفتم توی کلبه ای داخل جنگل هرجایی که یه انسانم توش نباشه تا بتونم چند روزی رو به جای اورثینک ، به جای قضاوت شدن، به جای حرف زدن با ادما ، به جای شنیدن هر حرفی که یذره بهم حس بدی میده میرفتم و به گربه یا سگی غذا میدادم ،روی چمنا قدم میزدم و هزار تا کار دیگه ای که میتونست من و از اسیب دیدن و استرس دور بکنه طوری که نخوام نگران کوچک ترین چیزی باشم.
Forwarded from Strawberry challenge
The devil couldn’t reach me so he made me the kindest and the most passionate but forgot to give me the freedom or the opportunity needed.
https://t.me/MoodthingsGallery
Telegram
Mood Gallery
گالریی از متن و عکس و فیلم های مود
@welcometomylife_bot
@welcometomylife_bot
سندروم Survivor's Guilt:
حالت روانیای که فرد پس از زنده موندن از یه فاجعه یا تجربه مرگبار با وجود بی تقصیر بودن، دچار احساس گناه از زنده موندن میشه، به ویژه وقتی دیگران آسیب دیده یا جان باختن.
حالت روانیای که فرد پس از زنده موندن از یه فاجعه یا تجربه مرگبار با وجود بی تقصیر بودن، دچار احساس گناه از زنده موندن میشه، به ویژه وقتی دیگران آسیب دیده یا جان باختن.
I’m done explaining myself
see me as the villain if you want
just leave me alone✅
see me as the villain if you want
just leave me alone
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from محل پرستش یونگی بونگی/Slow😭
یه چیزی که توی شخصیتت خیلی به چشمم اومد اینه که انگار همیشه دنبال یه گوشهی آروم میگردی. نه از اون آدمایی که از دنیا متنفرن، بیشتر از اونایی که شلوغی و قضاوت زود خستهشون میکنه و با چیزای ساده حالشون خوب میشه. حس میکنم دنیای درونت خیلی لطیفه و با وجود همهی اورثینک کردنا، هنوز اون مهربونی و لطافتت رو حفظ کردی. همین باعث میشه آدم دلش بخواد بیشتر باهات آشنا بشه.
https://t.me/MoodthingsGallery/3290
از روزی که آن کشور نفرین شد
خورشید هنوز طلوع میکند اما
دیگر هیچکس گرمایش را احساس نمیکند
خورشید هنوز طلوع میکند اما
دیگر هیچکس گرمایش را احساس نمیکند
Forwarded from ㅤ 𝖺𝗂𝗋ᑫᑭ𝗈𝖽𝗌 𝗇𝖾𝖾𝖽𝖾𝖽
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ㅤ 𝖺𝗂𝗋ᑫᑭ𝗈𝖽𝗌 𝗇𝖾𝖾𝖽𝖾𝖽
ㅤ 𝖺𝗂𝗋ᑫᑭ𝗈𝖽𝗌 𝗇𝖾𝖾𝖽𝖾𝖽
Video message
The Neighbourhood , Syd : But when you told me the whole story, I felt like throwing up ; I could see it on your face, it was rough, Left a bad taste on your tongue, And she didn't even take any drugs, She would rain all day, couldn't, wait for her sun to shine, And you made it shine, There when she cried, you saved her life