Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❇️ گزارش نشست «پیادهروی اربعین از مناسک مذهبی تا مناسک هویتی»
در این نشست که اربعین سال قبل در اندیشکده مرصاد برگزار شد، ایدهای را بسط دادم که سال 1398 در جمع بسته مدیران طرح شده بود.
✳️ نکته اصلی آن بود که :
در فضای فقدان تهدید محیطی (القاعده، داعش، جوار عربی و...) پیادهروی اربعین از مناسک هویتی به مناسک مذهبی تنزل (بازگشت) داشته و همین میتواند خود، به بستری برای تهدید ج اا و بیت شیعی در ایران مبدل شود : تبدیل ایران به #دگر انسان عراقی شیعی
حالیه در ذیل شرایط جدید عراق و فضاسازی اخیر برخی نخبگان و جریانهای شیعی عراقی در قبال زوار ایرانی، مروری مجدد بر محتوای این نشست خالی از لطف نیست.
✳️ پ.ن: هر زائر ایرانی، می توانند در دفع این تهدید شریک باشد. چگونه؟! با پرهیز از دامن زدن به دوگانه عربی-عجمی، عدم یاداوری هرآنچه به جنگ تلخ هشت ساله بازمیگردد و در نهایت پرهیز در هرگونه ورود جانبدارانه به اختلافات سیاسی داخلی در این کشور!
👁🗨 لینک مطالعه خلاصه نشست +
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
در این نشست که اربعین سال قبل در اندیشکده مرصاد برگزار شد، ایدهای را بسط دادم که سال 1398 در جمع بسته مدیران طرح شده بود.
✳️ نکته اصلی آن بود که :
در فضای فقدان تهدید محیطی (القاعده، داعش، جوار عربی و...) پیادهروی اربعین از مناسک هویتی به مناسک مذهبی تنزل (بازگشت) داشته و همین میتواند خود، به بستری برای تهدید ج اا و بیت شیعی در ایران مبدل شود : تبدیل ایران به #دگر انسان عراقی شیعی
حالیه در ذیل شرایط جدید عراق و فضاسازی اخیر برخی نخبگان و جریانهای شیعی عراقی در قبال زوار ایرانی، مروری مجدد بر محتوای این نشست خالی از لطف نیست.
✳️ پ.ن: هر زائر ایرانی، می توانند در دفع این تهدید شریک باشد. چگونه؟! با پرهیز از دامن زدن به دوگانه عربی-عجمی، عدم یاداوری هرآنچه به جنگ تلخ هشت ساله بازمیگردد و در نهایت پرهیز در هرگونه ورود جانبدارانه به اختلافات سیاسی داخلی در این کشور!
👁🗨 لینک مطالعه خلاصه نشست +
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
چند روزی که بگذرد در خصوص ماجرای اخیر گشت ارشاد و اتفاق تلخی که افتاد، چیزکی خواهم نوشت. مثل هر اتفاق دیگری، حالیه فضا فضای گیس و گیس کشی و فحاشی است. در چنین فضایی، راه حل و حرف منطقی شنیده نمیشود. باز هم باید گذاشت حرف از دهن رسانهها و سلبریتی ها بیفتد.
ارائه هادی معصومی زارع در نشست داخلی اندیشکده مرصاد در خصوص توافق اخیر ایران و سعودی
... ما قبل از هر چیز باید فکری به حال تحریم ها و همزمان برساختن ایده ای متمایز برای حکمرانی در دهه های آینده کنیم. تمام توافقات بعدی، در ذیل این دو باید بازتعریف شوند. این توافق ها در غیاب این دو پارامتر مانند چسب زخم زدن به یک ساختمان در حال ریزش است.
گزارش اجمالی این جلسه و نظرات کارشناسان اندیشکده در این لینک قابل خوانش است.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
... ما قبل از هر چیز باید فکری به حال تحریم ها و همزمان برساختن ایده ای متمایز برای حکمرانی در دهه های آینده کنیم. تمام توافقات بعدی، در ذیل این دو باید بازتعریف شوند. این توافق ها در غیاب این دو پارامتر مانند چسب زخم زدن به یک ساختمان در حال ریزش است.
گزارش اجمالی این جلسه و نظرات کارشناسان اندیشکده در این لینک قابل خوانش است.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
Telegraph
Iran & Saudi Arabia Agreement : Hadi Masoumi Zare
ارائه هادی معصومی زارع در نشست داخلی اندیشکده مرصاد در 22 اسفند 1401 در خصوص توافق اخیر ایران و سعودی بنده بحث خودم را در سه محور تدوین کرده ام. نخست ماهیت روابط دو طرف است. دوم چرایی وساطت و میانجی گری طرف چینی و سوم ذی نفع اصلی توافق است. نکته اول: در…
👍1
ارائه هادی معصومی زارع در نشست داخلی اندیشکده مرصاد در خصوص توافق اخیر ایران و سعودی
22 اسفند 1401
1️⃣ بخش اول
بنده بحث خودم را در سه محور تدوین کرده ام. نخست ماهیت روابط دو طرف است. دوم چرایی وساطت و میانجی گری طرف چینی و سوم ذی نفع اصلی توافق است.
نکته اول: در هر تحلیلی در خصوص روابط ایران و سعودی مقدمتا باید توجه داشته باشیم که روابط ما با سعودی، ذاتا تنشزاست. طبیعت ساختار حاکم بر دو کشور، قابلیت همزیستی و تعامل راهبردی ندارد. در نتیجه به طور طبیعی تنش، روح حاکم بر روابط دوطرف است. طبیعت آن است. چرا؟! به چهار دلیل.
1- تضاد ساختار سیاسی (پادشاهی بودن نظام سعودی و مردم سالارانه بودن نظام ایران تا سطح معینی)
2- نسبت این دو با اسلام سیاسی (اسلام گرا بودن نظام سیاسی حاکم بر ایران در برابر دشمنی نظام سعودی با اسلام گرایی)
3- نسبت این دو با امر انقلابی (انقلابی بودن نظام ایران در برابر محافظه کار بودن نظام سعودی)
4- تضاد قومی، زبانی و مذهب
این چهار تضاد ساختاری وقتی به موازات رقابت بر سر سیادت و رهبری منطقه ای درنظر گرفته شود، تنش-محور بودن روابط فیمابین ملموس تر می شود. با حفظ هویت و ماهیت هر یک از طرفین، امکان همزیستی میان دو طرف وجود ندارد. بلکه برخلاف آن، بقای هر یک در گروی عدم بقای دیگری است. تنازع وجودی دو ابرپروژه است.
از طرف دیگر به دلیل توازن قدرت میان طرفین، هیچ یک امکان حذف دیگری را ندارد. پس به ناچار پس از هر دوره تنش که روح و طبیعت روابط متقابل است ما شاهد یک دوره کنترل تنش هستیم که می توان از آن به دوره فترت تعبیر کنیم. علت آن هم ناتوانی طرفین در پرداخت هزینه ادامه مواجهه و تنش است. در این دوره، دو کشور استراحت می کنند، تنفس می کنند، طرح ریزی و برنامه ریزی می کنند برای دوره جدید از تنش. دو طرف نمی خوابند، بلکه با چشمانی بیدار از هم صیانت و مراقبت می کنند.
در نتیجه ماهیت عملی روابط طرفین را چرخه تنش و کنترل تنش تشکیل می دهد. تنش، ماهیت و رکن اساسی رابطه است و کنترل تنش، برآمده از اضطرار و ناتوانی طرفین در حذف دیگری.
برای مثال از 1979 و فردای انقلاب تا 1990 و حمله عراق به کویت دوره تنش است. از 1991 تا 2003 دوره کنترل تنش و بهبود مناسبات است. مجددا از 2003 و حمله امریکا به عراق شاهد بازگشت به خویشتن خویش و خلق تنش هستیم تا اواخر 2007 و اوایل 2008 که مجددا طرفین اقدام به کنترل تنش می کنند. دوره بعدی از 2011 و بر سر مساله سوریه آغاز شد و با بحران یمن در 2015 تشدید شد تا به امروز که مجددا پس از 12 سال شاهد بازگشت طرفین به سیاست کنترل تنش هستیم. به نظرم این طولانی ترین دوره تنش بود. از بین سه دوره.
خب طرفین متوجه شدند که به بن بست رسیدند. امکان ادامه مسیر برای هیچکدام از دو کشور وجود ندارد. در پرونده سوریه. در پرونده یمن. در پرونده عراق و عن قریب در پرونده لبنان. برای همین است که این تحلیل که فشار چین طرفین را وادار به مصالحه کرد به نظرم با واقعیت ها همخوان نیست. نه این که موثر نبوده. حتما بوده. ولی علت موجده توافق نبود. علت مشدده و تسریع کننده بوده. چرا که طرفین از دو سال قبل به این نتیجه رسیده بودند که ناچار به کنترل تنش هستند. منطق تاریخی مناسبات طرفین این را به ایشان تحمیل می کرد. پنج جلسه مذاکرات در بغداد ناشی از همین منطق بود: عدم امکان ادامه دوره تنش به دلیل بالارفتن غیرمنطقی هزینه ها و فقدان چشم انداز پیروزی برای هر یک از دو طرف.
نکته دوم: این که چرا چین در نقش میانجی ظاهر شد برای خود من هم غافلگیرکننده بود. اگر چه طبیعی هم بود. شی جین پینگ در سفر به سعودی این را از بن سلمان خواست. بن سلمان هم قبول کرد. بعد در سفر آقای رئیسی به چین این را به رئیس جمهور ایران هم منتقل کرد و وی هم این وساطت را پذیرفت.
این که چرا این توافق در عراق امضاء نشد به نظرم بیشتر به سعودی ها بر میگشت. به دو دلیل. نخست این که عراب و پیش ران این مذاکرات مصطفی کاظمی بود. با کنار رفتن او از نخست وزیری و روی کارآمدن شخصیتی نزدیک به اطار تنسیقی طبیعی است که سعودی ها نخواهند امتیاز توافق را به سودانی بدهند. به گمانم اگر کاظمی کماکان سر کار بود، سعودی ها شاید کمی در ملاحظاتشان این را مدنظر می داشتند. امتیاز است دیگر؛ امتیاز خیلی پررنگی هم هست.
اگر (و می گویم اگر) فرایند طبخ توافق در شورای عالی امنیت ملی هم کارپردازی شده باشد طبیعی است که لایه هایی آن جا و در بخش هایی از نظام، مناسبات بسیار بهتری با کاظمی داشتند و به طور طبیعی رغبت چندانی به دولت سودانی ندارند. پس طرفین کارپرداز توافق (و نه ضرورتا حاکمیت به مثابه کل یکپارچه) احتمالا در امتیاز ندادن به دولت سودانی همنوا بودند. با تاکید بر انگیزه مضاعف طرف سعودی.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
22 اسفند 1401
1️⃣ بخش اول
بنده بحث خودم را در سه محور تدوین کرده ام. نخست ماهیت روابط دو طرف است. دوم چرایی وساطت و میانجی گری طرف چینی و سوم ذی نفع اصلی توافق است.
نکته اول: در هر تحلیلی در خصوص روابط ایران و سعودی مقدمتا باید توجه داشته باشیم که روابط ما با سعودی، ذاتا تنشزاست. طبیعت ساختار حاکم بر دو کشور، قابلیت همزیستی و تعامل راهبردی ندارد. در نتیجه به طور طبیعی تنش، روح حاکم بر روابط دوطرف است. طبیعت آن است. چرا؟! به چهار دلیل.
1- تضاد ساختار سیاسی (پادشاهی بودن نظام سعودی و مردم سالارانه بودن نظام ایران تا سطح معینی)
2- نسبت این دو با اسلام سیاسی (اسلام گرا بودن نظام سیاسی حاکم بر ایران در برابر دشمنی نظام سعودی با اسلام گرایی)
3- نسبت این دو با امر انقلابی (انقلابی بودن نظام ایران در برابر محافظه کار بودن نظام سعودی)
4- تضاد قومی، زبانی و مذهب
این چهار تضاد ساختاری وقتی به موازات رقابت بر سر سیادت و رهبری منطقه ای درنظر گرفته شود، تنش-محور بودن روابط فیمابین ملموس تر می شود. با حفظ هویت و ماهیت هر یک از طرفین، امکان همزیستی میان دو طرف وجود ندارد. بلکه برخلاف آن، بقای هر یک در گروی عدم بقای دیگری است. تنازع وجودی دو ابرپروژه است.
از طرف دیگر به دلیل توازن قدرت میان طرفین، هیچ یک امکان حذف دیگری را ندارد. پس به ناچار پس از هر دوره تنش که روح و طبیعت روابط متقابل است ما شاهد یک دوره کنترل تنش هستیم که می توان از آن به دوره فترت تعبیر کنیم. علت آن هم ناتوانی طرفین در پرداخت هزینه ادامه مواجهه و تنش است. در این دوره، دو کشور استراحت می کنند، تنفس می کنند، طرح ریزی و برنامه ریزی می کنند برای دوره جدید از تنش. دو طرف نمی خوابند، بلکه با چشمانی بیدار از هم صیانت و مراقبت می کنند.
در نتیجه ماهیت عملی روابط طرفین را چرخه تنش و کنترل تنش تشکیل می دهد. تنش، ماهیت و رکن اساسی رابطه است و کنترل تنش، برآمده از اضطرار و ناتوانی طرفین در حذف دیگری.
برای مثال از 1979 و فردای انقلاب تا 1990 و حمله عراق به کویت دوره تنش است. از 1991 تا 2003 دوره کنترل تنش و بهبود مناسبات است. مجددا از 2003 و حمله امریکا به عراق شاهد بازگشت به خویشتن خویش و خلق تنش هستیم تا اواخر 2007 و اوایل 2008 که مجددا طرفین اقدام به کنترل تنش می کنند. دوره بعدی از 2011 و بر سر مساله سوریه آغاز شد و با بحران یمن در 2015 تشدید شد تا به امروز که مجددا پس از 12 سال شاهد بازگشت طرفین به سیاست کنترل تنش هستیم. به نظرم این طولانی ترین دوره تنش بود. از بین سه دوره.
خب طرفین متوجه شدند که به بن بست رسیدند. امکان ادامه مسیر برای هیچکدام از دو کشور وجود ندارد. در پرونده سوریه. در پرونده یمن. در پرونده عراق و عن قریب در پرونده لبنان. برای همین است که این تحلیل که فشار چین طرفین را وادار به مصالحه کرد به نظرم با واقعیت ها همخوان نیست. نه این که موثر نبوده. حتما بوده. ولی علت موجده توافق نبود. علت مشدده و تسریع کننده بوده. چرا که طرفین از دو سال قبل به این نتیجه رسیده بودند که ناچار به کنترل تنش هستند. منطق تاریخی مناسبات طرفین این را به ایشان تحمیل می کرد. پنج جلسه مذاکرات در بغداد ناشی از همین منطق بود: عدم امکان ادامه دوره تنش به دلیل بالارفتن غیرمنطقی هزینه ها و فقدان چشم انداز پیروزی برای هر یک از دو طرف.
نکته دوم: این که چرا چین در نقش میانجی ظاهر شد برای خود من هم غافلگیرکننده بود. اگر چه طبیعی هم بود. شی جین پینگ در سفر به سعودی این را از بن سلمان خواست. بن سلمان هم قبول کرد. بعد در سفر آقای رئیسی به چین این را به رئیس جمهور ایران هم منتقل کرد و وی هم این وساطت را پذیرفت.
این که چرا این توافق در عراق امضاء نشد به نظرم بیشتر به سعودی ها بر میگشت. به دو دلیل. نخست این که عراب و پیش ران این مذاکرات مصطفی کاظمی بود. با کنار رفتن او از نخست وزیری و روی کارآمدن شخصیتی نزدیک به اطار تنسیقی طبیعی است که سعودی ها نخواهند امتیاز توافق را به سودانی بدهند. به گمانم اگر کاظمی کماکان سر کار بود، سعودی ها شاید کمی در ملاحظاتشان این را مدنظر می داشتند. امتیاز است دیگر؛ امتیاز خیلی پررنگی هم هست.
اگر (و می گویم اگر) فرایند طبخ توافق در شورای عالی امنیت ملی هم کارپردازی شده باشد طبیعی است که لایه هایی آن جا و در بخش هایی از نظام، مناسبات بسیار بهتری با کاظمی داشتند و به طور طبیعی رغبت چندانی به دولت سودانی ندارند. پس طرفین کارپرداز توافق (و نه ضرورتا حاکمیت به مثابه کل یکپارچه) احتمالا در امتیاز ندادن به دولت سودانی همنوا بودند. با تاکید بر انگیزه مضاعف طرف سعودی.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
ارائه هادی معصومی زارع در نشست داخلی اندیشکده مرصاد در خصوص توافق اخیر ایران و سعودی
22 اسفند 1401
2️⃣ بخش دوم
دلیل دوم به گمانم بیشتر به پروژه طرف سعودی مرتبط است. شاید بتوان انتخاب چین را نوعی سیگنال منفی به دولت بایدن و دموکرات ها و به نوعی مهندسی انتخابات پیش روی امریکا دانست. نوعی امتیازدهی به جمهوری خواهان از سوی بن سلمان. شاید امروز از این اتفاق، قند در دل جمهوری خواهان آب شده باشد. موجی از شماتت علیه دولت بایدن به راه افتاده باشد. به هر حال این توافق لااقل از حیث سبملیک و نمادین حامل معانی مهم و ژرفی است. اگر نتوان آن را به معنای خروج ترتیبات منطقه ای از زیر اراده واقعی (ولو پنهان) امریکا عنوان کرد، اما در حوزه ادراکی شاید بتوان آن را نوعی تضعیف جایگاه و پرستیژ امریکا در منطقه و گذار به راهبرد شرق گرایی دانست. اگرچه شخصا تصور می کنم در نهایت، این توافق حامل منافع قابل توجهی برای امریکا نیز هست: کاهش تنش در منطقه با هدف تمرکز بر شرق! بر اژدهای زرد. بر خود میانجی این توافق.
حالا نقش چینی ها در انتخاب کشورشان به عنوان میانجی هم البته باید به دقت بررسی شود. به هر حال چین پروژه های جدی برای دو کشور و منطقه در سر دارد و بدون اخذ تضمین از طرفین طبیعتا برای سرمایه گذاری در این جا، ریسک چندانی نمی کند. برای همین فشار چین هم به نوبه خود موثر بوده است.
نکته سوم: فارغ از ماهیت روابط دو کشور و نیز چرایی انتخاب چین به عنوان مکان میانجی گری مساله مهم تر این است که برنده این توافق کیست؟! ایران؟! سعودی؟! چین؟! امریکا یا... به گمانم در قبال این پرسش دیگر مسائل حاشیه ای و فرعی هستند.
اجمالا برآورد من این است که فارغ از بحث چین و امریکا در دو گانه ما و سعودی برنده این توافق بیشتر از این که ما باشیم، سعودی ها هستند. چرا؟! شاید ادعای بزرگی به نظر بیاید. اما اگر خارج از تکست توافق، شرایط «زمینه ای» و کانتکستی توافق را در نظر بگیریم عرض بنده قابل فهم تر می شود.
سعودی اگرچه امروز با امریکای دموکرات ها تنش هایی دارد اما به طور کلی بخشی از سیستم بینالملل است. از آن بخش های پولدار و قدرت ساز هم هست متاسفانه. در مقابل ما بخشی از جریان ضدسیستمی هستیم. لذا وضعیت عادی و طبیعی نداریم در نظام بینالملل. برای همین است که از توافق هسته ای مان با امریکا که بزرگ تر این هاست هم نفع چندانی نبردیم. از روابط مان با اروپایی هم آبی گرم نشد.
نکته دوم این است که برخلاف ما که در تاروپود تحریم ها گرفتار شده ایم، سعودی ها تقریبا هیچ مشکلی از این بابت ندارند. نظام تحریمها مشکلاتی برای ما خلق کرده که مادام که برطرف نشوند تقریبا از هیچ توافق و آشتی سود چندانی نمیبریم. نهایت بردی که از هر توافقی بکنیم کمک به بقای خودمان است. برخلاف طرف سعودی که از این توافق به دنبال خلق لااقل یک دهه فرصت برای پیشبرد طرح های توسعه ای خودش بهره می برد. برای همین است که او بیشتر از ما به توافق و آشتی موقت نیاز دارد. اگر این توافق نباشد، کار برای سعودی بسیار سخت می شود. طرف های سرمایه گذار ریسک حضور نخواهند کرد و...
برای همین است که دستاوردهای سعودی از این توافق اساسا قابل مقایسه با ما نیست. چون روی زمین و در واقع چیزی برای نقد کردن دارند. نیازهای آن ها با کمترین مشکلی نقد می شود. در نتیجه آن ها فرصت جهش پیدا می کنند. در مقابل ما نهایتا شاهد تزریق های مالی و تجاری مخدرگونه و مسکنوار خواهیم بود که اساسا هدفش آن است که متوجه نشویم دارد چه بلایی بر سر ما می آید.
این هم به دلیل تکست توافق نیست. به دلیل کانتکست آن است. به دلیل تفاوت ظرف کنشگری هر یک از ما.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
22 اسفند 1401
2️⃣ بخش دوم
دلیل دوم به گمانم بیشتر به پروژه طرف سعودی مرتبط است. شاید بتوان انتخاب چین را نوعی سیگنال منفی به دولت بایدن و دموکرات ها و به نوعی مهندسی انتخابات پیش روی امریکا دانست. نوعی امتیازدهی به جمهوری خواهان از سوی بن سلمان. شاید امروز از این اتفاق، قند در دل جمهوری خواهان آب شده باشد. موجی از شماتت علیه دولت بایدن به راه افتاده باشد. به هر حال این توافق لااقل از حیث سبملیک و نمادین حامل معانی مهم و ژرفی است. اگر نتوان آن را به معنای خروج ترتیبات منطقه ای از زیر اراده واقعی (ولو پنهان) امریکا عنوان کرد، اما در حوزه ادراکی شاید بتوان آن را نوعی تضعیف جایگاه و پرستیژ امریکا در منطقه و گذار به راهبرد شرق گرایی دانست. اگرچه شخصا تصور می کنم در نهایت، این توافق حامل منافع قابل توجهی برای امریکا نیز هست: کاهش تنش در منطقه با هدف تمرکز بر شرق! بر اژدهای زرد. بر خود میانجی این توافق.
حالا نقش چینی ها در انتخاب کشورشان به عنوان میانجی هم البته باید به دقت بررسی شود. به هر حال چین پروژه های جدی برای دو کشور و منطقه در سر دارد و بدون اخذ تضمین از طرفین طبیعتا برای سرمایه گذاری در این جا، ریسک چندانی نمی کند. برای همین فشار چین هم به نوبه خود موثر بوده است.
نکته سوم: فارغ از ماهیت روابط دو کشور و نیز چرایی انتخاب چین به عنوان مکان میانجی گری مساله مهم تر این است که برنده این توافق کیست؟! ایران؟! سعودی؟! چین؟! امریکا یا... به گمانم در قبال این پرسش دیگر مسائل حاشیه ای و فرعی هستند.
اجمالا برآورد من این است که فارغ از بحث چین و امریکا در دو گانه ما و سعودی برنده این توافق بیشتر از این که ما باشیم، سعودی ها هستند. چرا؟! شاید ادعای بزرگی به نظر بیاید. اما اگر خارج از تکست توافق، شرایط «زمینه ای» و کانتکستی توافق را در نظر بگیریم عرض بنده قابل فهم تر می شود.
سعودی اگرچه امروز با امریکای دموکرات ها تنش هایی دارد اما به طور کلی بخشی از سیستم بینالملل است. از آن بخش های پولدار و قدرت ساز هم هست متاسفانه. در مقابل ما بخشی از جریان ضدسیستمی هستیم. لذا وضعیت عادی و طبیعی نداریم در نظام بینالملل. برای همین است که از توافق هسته ای مان با امریکا که بزرگ تر این هاست هم نفع چندانی نبردیم. از روابط مان با اروپایی هم آبی گرم نشد.
نکته دوم این است که برخلاف ما که در تاروپود تحریم ها گرفتار شده ایم، سعودی ها تقریبا هیچ مشکلی از این بابت ندارند. نظام تحریمها مشکلاتی برای ما خلق کرده که مادام که برطرف نشوند تقریبا از هیچ توافق و آشتی سود چندانی نمیبریم. نهایت بردی که از هر توافقی بکنیم کمک به بقای خودمان است. برخلاف طرف سعودی که از این توافق به دنبال خلق لااقل یک دهه فرصت برای پیشبرد طرح های توسعه ای خودش بهره می برد. برای همین است که او بیشتر از ما به توافق و آشتی موقت نیاز دارد. اگر این توافق نباشد، کار برای سعودی بسیار سخت می شود. طرف های سرمایه گذار ریسک حضور نخواهند کرد و...
برای همین است که دستاوردهای سعودی از این توافق اساسا قابل مقایسه با ما نیست. چون روی زمین و در واقع چیزی برای نقد کردن دارند. نیازهای آن ها با کمترین مشکلی نقد می شود. در نتیجه آن ها فرصت جهش پیدا می کنند. در مقابل ما نهایتا شاهد تزریق های مالی و تجاری مخدرگونه و مسکنوار خواهیم بود که اساسا هدفش آن است که متوجه نشویم دارد چه بلایی بر سر ما می آید.
این هم به دلیل تکست توافق نیست. به دلیل کانتکست آن است. به دلیل تفاوت ظرف کنشگری هر یک از ما.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
ارائه هادی معصومی زارع در نشست داخلی اندیشکده مرصاد در خصوص توافق اخیر ایران و سعودی
22 اسفند 1401
3️⃣ بخش سوم
نکته سوم به وضعیت خود بن سلمان بر میگردد. همه می دانیم که بن سلمان در بدترین وضعیت از حیث مقبولیت داخلی در میان خاندان پادشاهی قدرت را قبضه کرد. دیگر داستان کودتای سفیدش را همه می دانیم. در جنگ یمن هم پس از هشت سال عملا شکست خورده است. حوثی ها که نرفتند، هیچ. عمق سعودی هم مستمرا هدف قرار گرفت. از طرف دیگر ملک سلمان در آستانه رفتن است. دقیقا به همین دلیل است که بن سلمان نامقبول در داخل پیش از مرگ پدر باید جنگ یمن را تعیین تکلیف و تنش های منطقه ای را فریز کند. گذار از دوره ولیعهدی به پادشاهی در ذیل تنش های موجود در مرزهای جنوبی و حریم منطقه ای در کنار تزلزل جایگاه در داخل، مثل راه رفتن در میدان میدن است. مبس باید در این دوره بیشتر توانش را صرف رقبای داخلی کند. از شاهزاده ها تا عالمان وهابی سرخورده از سیاست های مدرنیزاسیون قهری مبس که هر آن امکان سرکشی و زدوبندشان با سایر شاهزاده های مخالف مبس می رود. ایضا تمرکز بر سیاست های توسعه ای همچون شهر نیوم که جدای از منافع اقتصادی اش به نوعی پرستیژ و حیثیت سعودی و شخص مبس در گروی آن است. اخبار و گزارش ها از این حکایت دارد که همین الان هم در فرایند اجرای این پروژه ها تاخیر وجود دارد. در هر صورت پیشبرد اهداف توسعه ای و تثبیتی در سعودی مستلزم این است که حداقل یک دهه در عرصۀ محیط پیرامونیاش آرامش برقرار بشود. تنشی وجود نداشته باشد.
در نتیجه این توافق، بیش از هر چیز پیشران و زمینه ساز منافع سعودی ها خواهد بود. بله من می دانم که شرایط برای ما هم بسیار سخت و دشوار بود. شاید امکان بیشتر ادامه دادن نداشتیم. جنگ معیشتی و ادراکی غربی ها و همپیمانان ایشان علیه ایران و لبنان و یمن و غزه متاسفانه شرایط دشواری را به وجود آورده است که همه ما اثراتش را داریم می بینیم. جنگ عملا به داخل خانه ما کشیده شده است. لذا شاید این توافق، بیشتر از آن که گزینه ما باشد، اضطرار ما باشد. ضرورت حیاتی ما باشد.
با این حال تهدید درست همین جاست. کجا؟ آن جا که می دانیم مجددا به تنش بازخواهیم گشت. چند سال بعد؟! معلوم نیست اما بعید است بیشتر از یک دهه طول بکشد تا مجددا به چرخه چهارم تنش بازگردیم. با توجه به سه واقعیتی که عرض کردم آن روز وضعیت ما چگونه خواهد بود و وضعیت سعودی چگونه؟!
اگر با همین دست فرمان جلو برویم (بقای تحریم ها و وضعیت مدیریتی داخلی کنونی) و اتفاق غیرمنتظره و حساب نشده ای پیش نیاید، ما در آن روز به مراتب از وضعیت امروز ضعیف تر خواهیم بود. ما از 2011 تا امروز دو سوم GDP خودمان از دست دادیم. ده سال بعد شاید به یک دهم سال 2011 کاهش پیدا کند. وضعیت انسجام اجتماعی مان در ذیل فشارهای معیشتی به مراتب بدتر از امروز خواهد بود. شورش های هر دو طبقه متوسط و محروم از شمار خارج خواهد بود. جنبش های گریز از مرکز قومیتی به مراتب قوی تر از امروز. گسل های مذهبی فعال تر. منابع مالی برای تامین پروژه های داخلی و منطقه ای به مراتب خشکیده تر از امروز. در نهایت یک جامعه از درون فروپاشیده با مرزهای خونین میان ملت و حاکمیت و از دست رفتن مزیت مردم سالارانه نظام و ناچاری به اتکای به یک اقلیت جان فدا.
این منطق تحریم هاست. سلاح اصلی تحریم ها از دید من عنصر زمان است. زمان خودش بُرنده است. خودش عامل فرسایش و استهلاک است.
در طرف مقابل اگر بن سلمان موفق به تثبیت پایه های قدرت خود، سرکوب رقیبان و مخالفان داخلی خود و تکمیل طرح های توسعه ای خود شود و در واقع پروژه گذار سیاسی اجتماعی اش را با موفقیت پشت سر بگذارد، آن وقت دیگر موازنه قدرت به زیان ما خواهد بود.
به نظرم علت اصرار غیرمنتظره سعودی ها به تسریع در فرایند توافق همین مساله است. مساله گذار و مساله زمانی که خود زحمت ایرانِ تحت تحریم و غرق مشکلات داخلی را کم خواهد کرد. شاید اصرار فوق العاده خالد حمیدان رئیس سازمان اطلاعاتی سعودی در دور پنجم مذاکرات بغداد به برگزاری دور ششم مذاکرات و توافق نهایی تا پیش از پایان ماه مبارک رمضان قبل را بتوان با این منطق خوانش کرد.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
22 اسفند 1401
3️⃣ بخش سوم
نکته سوم به وضعیت خود بن سلمان بر میگردد. همه می دانیم که بن سلمان در بدترین وضعیت از حیث مقبولیت داخلی در میان خاندان پادشاهی قدرت را قبضه کرد. دیگر داستان کودتای سفیدش را همه می دانیم. در جنگ یمن هم پس از هشت سال عملا شکست خورده است. حوثی ها که نرفتند، هیچ. عمق سعودی هم مستمرا هدف قرار گرفت. از طرف دیگر ملک سلمان در آستانه رفتن است. دقیقا به همین دلیل است که بن سلمان نامقبول در داخل پیش از مرگ پدر باید جنگ یمن را تعیین تکلیف و تنش های منطقه ای را فریز کند. گذار از دوره ولیعهدی به پادشاهی در ذیل تنش های موجود در مرزهای جنوبی و حریم منطقه ای در کنار تزلزل جایگاه در داخل، مثل راه رفتن در میدان میدن است. مبس باید در این دوره بیشتر توانش را صرف رقبای داخلی کند. از شاهزاده ها تا عالمان وهابی سرخورده از سیاست های مدرنیزاسیون قهری مبس که هر آن امکان سرکشی و زدوبندشان با سایر شاهزاده های مخالف مبس می رود. ایضا تمرکز بر سیاست های توسعه ای همچون شهر نیوم که جدای از منافع اقتصادی اش به نوعی پرستیژ و حیثیت سعودی و شخص مبس در گروی آن است. اخبار و گزارش ها از این حکایت دارد که همین الان هم در فرایند اجرای این پروژه ها تاخیر وجود دارد. در هر صورت پیشبرد اهداف توسعه ای و تثبیتی در سعودی مستلزم این است که حداقل یک دهه در عرصۀ محیط پیرامونیاش آرامش برقرار بشود. تنشی وجود نداشته باشد.
در نتیجه این توافق، بیش از هر چیز پیشران و زمینه ساز منافع سعودی ها خواهد بود. بله من می دانم که شرایط برای ما هم بسیار سخت و دشوار بود. شاید امکان بیشتر ادامه دادن نداشتیم. جنگ معیشتی و ادراکی غربی ها و همپیمانان ایشان علیه ایران و لبنان و یمن و غزه متاسفانه شرایط دشواری را به وجود آورده است که همه ما اثراتش را داریم می بینیم. جنگ عملا به داخل خانه ما کشیده شده است. لذا شاید این توافق، بیشتر از آن که گزینه ما باشد، اضطرار ما باشد. ضرورت حیاتی ما باشد.
با این حال تهدید درست همین جاست. کجا؟ آن جا که می دانیم مجددا به تنش بازخواهیم گشت. چند سال بعد؟! معلوم نیست اما بعید است بیشتر از یک دهه طول بکشد تا مجددا به چرخه چهارم تنش بازگردیم. با توجه به سه واقعیتی که عرض کردم آن روز وضعیت ما چگونه خواهد بود و وضعیت سعودی چگونه؟!
اگر با همین دست فرمان جلو برویم (بقای تحریم ها و وضعیت مدیریتی داخلی کنونی) و اتفاق غیرمنتظره و حساب نشده ای پیش نیاید، ما در آن روز به مراتب از وضعیت امروز ضعیف تر خواهیم بود. ما از 2011 تا امروز دو سوم GDP خودمان از دست دادیم. ده سال بعد شاید به یک دهم سال 2011 کاهش پیدا کند. وضعیت انسجام اجتماعی مان در ذیل فشارهای معیشتی به مراتب بدتر از امروز خواهد بود. شورش های هر دو طبقه متوسط و محروم از شمار خارج خواهد بود. جنبش های گریز از مرکز قومیتی به مراتب قوی تر از امروز. گسل های مذهبی فعال تر. منابع مالی برای تامین پروژه های داخلی و منطقه ای به مراتب خشکیده تر از امروز. در نهایت یک جامعه از درون فروپاشیده با مرزهای خونین میان ملت و حاکمیت و از دست رفتن مزیت مردم سالارانه نظام و ناچاری به اتکای به یک اقلیت جان فدا.
این منطق تحریم هاست. سلاح اصلی تحریم ها از دید من عنصر زمان است. زمان خودش بُرنده است. خودش عامل فرسایش و استهلاک است.
در طرف مقابل اگر بن سلمان موفق به تثبیت پایه های قدرت خود، سرکوب رقیبان و مخالفان داخلی خود و تکمیل طرح های توسعه ای خود شود و در واقع پروژه گذار سیاسی اجتماعی اش را با موفقیت پشت سر بگذارد، آن وقت دیگر موازنه قدرت به زیان ما خواهد بود.
به نظرم علت اصرار غیرمنتظره سعودی ها به تسریع در فرایند توافق همین مساله است. مساله گذار و مساله زمانی که خود زحمت ایرانِ تحت تحریم و غرق مشکلات داخلی را کم خواهد کرد. شاید اصرار فوق العاده خالد حمیدان رئیس سازمان اطلاعاتی سعودی در دور پنجم مذاکرات بغداد به برگزاری دور ششم مذاکرات و توافق نهایی تا پیش از پایان ماه مبارک رمضان قبل را بتوان با این منطق خوانش کرد.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
ارائه هادی معصومی زارع در نشست داخلی اندیشکده مرصاد در خصوص توافق اخیر ایران و سعودی
22 اسفند 1401
4️⃣ بخش چهارم
جمع بندی :
در هر صورت جمع بندی من این است که هدف اصلی امریکا و سعودی از این توافق، کنترل حدود رفتاری ایران است. کما اینکه هدف امریکا از توافق هسته ای از ابتدا نیز همین بود. خریدن وقت برای استمرار مستهلک کردن ایران بدون هیچ گونه پاسخی از سوی این کشور. با بهره گرفتن از کمک های موردی صدقه ای. بهره گرفتن از عنصر زمان برای فرسودن و مستهلک کردن ایران. خرید زمان برای کشیدن دندان های ایران. قورباغه پز کردن ایران . فتیله را موقتا پایین می دهند تا احساس سوختن نکنیم. برعکس از حرارت تدریجی آب لذت هم خواهیم برد. گشایش های مالی هم انجام می شود اما ذیل اراده طرف مقابل. تا حیات روزمره ما را شرطی سازی کند. کالاهای اساسی و قوت غالبمان در کانال مطلوب امریکا و با مجوز افک خریداری شود. دستمان زیر تیغ طرف مقابل باشد. آن وقت در تنش بعدی حتی اگر قدرتی هم داشته باشیم، عاریتی است. ناچار به رعایت ملاحظات طرف مقابل خواهیم بود. چرا؟ چون نان روزانه مان تحفه پیشکش شده طرف مقابل است.
من توافق فعلی و سایر توافق های پیش رو را در در ذیل بقای تحریم ها، در راستای خرید زمان برای فرسوده تر کردن ایران از طریق تطمیع آن می دانم. دل خوش کردن او به مساعدت های صدقه ای و موردی. خطورت چنین توافقی در چنین زمانی آن است که طرف مقابل نیاز به آرامش برای توسعه دارد و از قضا ما دیگر در ذیل فقدان منابع مالی مورد نیاز، امکان توسعه نداریم. از طرف دیگر مزیت نسبی ایران سیاست های ضدسیستمی است و مزیت طرف مقابل بازی سازی سیستمی. در چنین شرایطی تنها گزینه نجاتدهنده مفهوم تاریخی ایران، همانا سیاست تصعید است که در تحلیل عملیات حمله به عین الاسد به آن اشاره کردم. و لو آن که چنین تصعیدی به یک مواجهه محدود و کنترل شده منتهی شود. آن روز گفتم که استمرار وضعیت موجود و تن ندادن به ریسک مواجهه (در وهله نخست با هدف رفع تحریم ها و قیدوبندهای تحمیلی بر اقتصاد و معیشت ایران در صورت عدم امکان آن از کانال دیپلماتیک) در کمینه آن منجر به جنگ داخلی و کشتار داخلی در ایران خواهد شد. انفعال موجود ، پدیده مرگ تدریجی ایران را کلید خواهد زد.
با پذیرش کنترل تنش در چنین شرایطی عملا ما با دست خودمان، خودمان را خلع سلاح کرده ایم. امکان تصعید را از خودمان گرفتیم. در خصوص آن تعهد دادیم. پس امضای این توافق در ذیل شرایط کنونی عملا به معنی کمک به طرح توسعه سعودی و تثبیت بن سلمان به علاوه کمک به سیاست تمرکز بر شرق امریکاست.
اصراری ندارم بگویم این حرفها قطعی یا درست است. امیدوارم تمام این پیش بینی ها و مفروضات غلط باشد. ولی به گمانم منطقی قضیه آن باشد که با فرض بقای شرایط و پارامترهای فعلی تولید قدرت در هر دو طرف، موازنه به طرز چشمگیری به سود سعودی تغییر خواهد کرد. اگر هم نکند، وضعیت ما در داخل اصلا مطلوب نخواهد بود.
ما قبل از هر چیز باید فکری به حال تحریم ها و همزمان برساختن ایده ای متمایز برای حکمرانی در دهه های آینده کنیم. تمام توافقات بعدی، در ذیل این دو باید بازتعریف شوند. این توافق ها در غیاب این دو پارامتر مانند چسب زخم زدن به یک ساختمان در حال ریزش است.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
22 اسفند 1401
4️⃣ بخش چهارم
جمع بندی :
در هر صورت جمع بندی من این است که هدف اصلی امریکا و سعودی از این توافق، کنترل حدود رفتاری ایران است. کما اینکه هدف امریکا از توافق هسته ای از ابتدا نیز همین بود. خریدن وقت برای استمرار مستهلک کردن ایران بدون هیچ گونه پاسخی از سوی این کشور. با بهره گرفتن از کمک های موردی صدقه ای. بهره گرفتن از عنصر زمان برای فرسودن و مستهلک کردن ایران. خرید زمان برای کشیدن دندان های ایران. قورباغه پز کردن ایران . فتیله را موقتا پایین می دهند تا احساس سوختن نکنیم. برعکس از حرارت تدریجی آب لذت هم خواهیم برد. گشایش های مالی هم انجام می شود اما ذیل اراده طرف مقابل. تا حیات روزمره ما را شرطی سازی کند. کالاهای اساسی و قوت غالبمان در کانال مطلوب امریکا و با مجوز افک خریداری شود. دستمان زیر تیغ طرف مقابل باشد. آن وقت در تنش بعدی حتی اگر قدرتی هم داشته باشیم، عاریتی است. ناچار به رعایت ملاحظات طرف مقابل خواهیم بود. چرا؟ چون نان روزانه مان تحفه پیشکش شده طرف مقابل است.
من توافق فعلی و سایر توافق های پیش رو را در در ذیل بقای تحریم ها، در راستای خرید زمان برای فرسوده تر کردن ایران از طریق تطمیع آن می دانم. دل خوش کردن او به مساعدت های صدقه ای و موردی. خطورت چنین توافقی در چنین زمانی آن است که طرف مقابل نیاز به آرامش برای توسعه دارد و از قضا ما دیگر در ذیل فقدان منابع مالی مورد نیاز، امکان توسعه نداریم. از طرف دیگر مزیت نسبی ایران سیاست های ضدسیستمی است و مزیت طرف مقابل بازی سازی سیستمی. در چنین شرایطی تنها گزینه نجاتدهنده مفهوم تاریخی ایران، همانا سیاست تصعید است که در تحلیل عملیات حمله به عین الاسد به آن اشاره کردم. و لو آن که چنین تصعیدی به یک مواجهه محدود و کنترل شده منتهی شود. آن روز گفتم که استمرار وضعیت موجود و تن ندادن به ریسک مواجهه (در وهله نخست با هدف رفع تحریم ها و قیدوبندهای تحمیلی بر اقتصاد و معیشت ایران در صورت عدم امکان آن از کانال دیپلماتیک) در کمینه آن منجر به جنگ داخلی و کشتار داخلی در ایران خواهد شد. انفعال موجود ، پدیده مرگ تدریجی ایران را کلید خواهد زد.
با پذیرش کنترل تنش در چنین شرایطی عملا ما با دست خودمان، خودمان را خلع سلاح کرده ایم. امکان تصعید را از خودمان گرفتیم. در خصوص آن تعهد دادیم. پس امضای این توافق در ذیل شرایط کنونی عملا به معنی کمک به طرح توسعه سعودی و تثبیت بن سلمان به علاوه کمک به سیاست تمرکز بر شرق امریکاست.
اصراری ندارم بگویم این حرفها قطعی یا درست است. امیدوارم تمام این پیش بینی ها و مفروضات غلط باشد. ولی به گمانم منطقی قضیه آن باشد که با فرض بقای شرایط و پارامترهای فعلی تولید قدرت در هر دو طرف، موازنه به طرز چشمگیری به سود سعودی تغییر خواهد کرد. اگر هم نکند، وضعیت ما در داخل اصلا مطلوب نخواهد بود.
ما قبل از هر چیز باید فکری به حال تحریم ها و همزمان برساختن ایده ای متمایز برای حکمرانی در دهه های آینده کنیم. تمام توافقات بعدی، در ذیل این دو باید بازتعریف شوند. این توافق ها در غیاب این دو پارامتر مانند چسب زخم زدن به یک ساختمان در حال ریزش است.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با سلام و احترام
فایل تصویری گفتگو با اسکرین شات درباره ریشه ها و زمینه های بحران امروز ایران (با تمرکز بر تحولات پاییز 1401)
در این گفتگوی دو ساعته به اختصار به سه زمینه و عامل اساسی و مهم اشاره کرده ام:
1- تحول نسلی
2- جنگ ادراکی و رسانه ای
3- تحریم ها و مشکلات معیشتی
1️⃣ پ.ن1: تیتر کلیپ، از سوی اسکرین شات انتخاب شده است و تمام جوانب بحث را دربرنمی گیرد.
2️⃣ پ.ن2: به دلیل فشرده بودن گفتگو امکان طرح بسیاری از موضوعات و جزئیات فراهم نبود. خلال روزهای آتی فایل مکتوب ارائه در کانال بارگزاری خواهد شد یا به تدریج در قالب فایل های نوشتاری ارائه خواهد شد. بمنه.
🔗 لینک تماشا
https://www.aparat.com/v/YVjuA
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
فایل تصویری گفتگو با اسکرین شات درباره ریشه ها و زمینه های بحران امروز ایران (با تمرکز بر تحولات پاییز 1401)
در این گفتگوی دو ساعته به اختصار به سه زمینه و عامل اساسی و مهم اشاره کرده ام:
1- تحول نسلی
2- جنگ ادراکی و رسانه ای
3- تحریم ها و مشکلات معیشتی
1️⃣ پ.ن1: تیتر کلیپ، از سوی اسکرین شات انتخاب شده است و تمام جوانب بحث را دربرنمی گیرد.
2️⃣ پ.ن2: به دلیل فشرده بودن گفتگو امکان طرح بسیاری از موضوعات و جزئیات فراهم نبود. خلال روزهای آتی فایل مکتوب ارائه در کانال بارگزاری خواهد شد یا به تدریج در قالب فایل های نوشتاری ارائه خواهد شد. بمنه.
🔗 لینک تماشا
https://www.aparat.com/v/YVjuA
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
📱| هماکنون میتوانید نسخهی الکترونیک کتاب «از فرانکفورت تا رقه» را در سایت و برنامهی طاقچه مطالعه کنید.
📚 | این کتاب دربردارنده بخشی از دهها مصاحبه با جهادگرایان سلفی و خانوادههای ایشان در عراق است.
🔻دریافت نسخهی الکترونیک: طاقچه
.
📚 | این کتاب دربردارنده بخشی از دهها مصاحبه با جهادگرایان سلفی و خانوادههای ایشان در عراق است.
🔻دریافت نسخهی الکترونیک: طاقچه
.
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فایل تصویری گفتگو با #اسکرین_شات درباره ریشه ها و زمینه های بحران امروز ایران (با تمرکز بر تحولات پاییز 1401)
در این گفتگوی دو ساعته به اختصار به سه زمینه و عامل اساسی و مهم اشاره کرده ام:
1- تحول نسلی
2- جنگ ادراکی و رسانه ای
3- تحریم ها و مشکلات معیشتی
🔗 لینک تماشا
https://www.aparat.com/v/YVjuA
https://www.youtube.com/watch?v=cWMsIxJHodE
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
در این گفتگوی دو ساعته به اختصار به سه زمینه و عامل اساسی و مهم اشاره کرده ام:
1- تحول نسلی
2- جنگ ادراکی و رسانه ای
3- تحریم ها و مشکلات معیشتی
🔗 لینک تماشا
https://www.aparat.com/v/YVjuA
https://www.youtube.com/watch?v=cWMsIxJHodE
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍1
Audio
فایل صوتی گفتگو با #اسکرین_شات درباره ریشه ها و زمینه های بحران امروز ایران (با تمرکز بر تحولات پاییز 1401)
در این گفتگوی دو ساعته به اختصار به سه زمینه و عامل اساسی و مهم اشاره کرده ام:
1- تحول نسلی
2- جنگ ادراکی و رسانه ای
3- تحریم ها و مشکلات معیشتی
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
در این گفتگوی دو ساعته به اختصار به سه زمینه و عامل اساسی و مهم اشاره کرده ام:
1- تحول نسلی
2- جنگ ادراکی و رسانه ای
3- تحریم ها و مشکلات معیشتی
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تحول نسلی و نقش آن در تحولات اخیر ایران در گفتگو با #اسکرین_شات (ده دقیقه)
بخش هایی از گفتگو:
با نسلی مواجه هستیم که عموما ویژگی های متفاوتی از نسل های قبلی دارد:
1- اقناع طلب است و نه تقلیدگر
2- بیشتر مصرف کننده است تا تولیدکننده
3- بیشتر دنبال حقوقش است تا تکلیف و مسئولیت ( متاثر از غلبه فرهنگ فرزند سالاری در ایران از دهه هفتاد بدین سو)
4- تنزل مرجعیتش از فرزانگان به سلبریتی ها و شبکه های اجتماعی
5- برخوردار از درکی متفاوت از نظام ارزش ها و هنجارها، خانواده و روابط اجتماعی
نتیجه :
1- نبرد برای پاسداشت سبک زندگی متفاوت خود
2- کم اهتمامی به آرمان های دور و دراز اجتماعی موجود در نسل های قبل
از این حیث شورش های پاییز 1401 بیشتر به جنبش های دانشجویی و فمینیستی در دهه شصت اروپا (به ویژه شورش دانشجویی و کارگری می 1968 فرانسه علیه حکومت ژنرال دوگل) شباهت دارد: در پاسداشت آزادی های فردی و سبک زندگی #متفاوت و در اعتراض علیه هر نوع اتوریته
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
بخش هایی از گفتگو:
با نسلی مواجه هستیم که عموما ویژگی های متفاوتی از نسل های قبلی دارد:
1- اقناع طلب است و نه تقلیدگر
2- بیشتر مصرف کننده است تا تولیدکننده
3- بیشتر دنبال حقوقش است تا تکلیف و مسئولیت ( متاثر از غلبه فرهنگ فرزند سالاری در ایران از دهه هفتاد بدین سو)
4- تنزل مرجعیتش از فرزانگان به سلبریتی ها و شبکه های اجتماعی
5- برخوردار از درکی متفاوت از نظام ارزش ها و هنجارها، خانواده و روابط اجتماعی
نتیجه :
1- نبرد برای پاسداشت سبک زندگی متفاوت خود
2- کم اهتمامی به آرمان های دور و دراز اجتماعی موجود در نسل های قبل
از این حیث شورش های پاییز 1401 بیشتر به جنبش های دانشجویی و فمینیستی در دهه شصت اروپا (به ویژه شورش دانشجویی و کارگری می 1968 فرانسه علیه حکومت ژنرال دوگل) شباهت دارد: در پاسداشت آزادی های فردی و سبک زندگی #متفاوت و در اعتراض علیه هر نوع اتوریته
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❇️ رسانه مدرن و نقش آن در رساندن جامعه ایران به مرز فروپاشی ادراکی-روانی
✳️ بخش هایی از گفتگو با #اسکرین_شات (سی دقیقه):
ناکامی رسانه رسمی و داخلی و موفقیت رسانه خارجی دلایلی چند دارد:
1️⃣ ناکارآمدی های سیاسی و اقتصادی و مشکلات معیشتی (در نقش مانعیتی)
2️⃣ رویکرد ارتدوکسی رسانه رسمی و رویکرد هترودکسی رسانه غیررسمی-خارجی (در ذیل ضدسیستمی بودن چند سدهای ساختار ادراکی مردم ما = تنافر میان دولت و ملت و مخدوش بودگی پیشینی روایت رسانه ارتدوکسی و چیرگی پیشینی هر نوع روایت هترودوکسی (از قضا در هر روایت ارتدوکسی در مدح خاندان پادشاهی، بیبیسی هم ناچار به بستن کامنت هاست.)
3️⃣ محافظه کاری شدید حاکم بر ساختار رسانه ای کشور (ناشی از ترس از پاسخگویی به چند مرجع رسمی و غیررسمی + عدم شایسته سالاری رسانه ای)
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
✳️ بخش هایی از گفتگو با #اسکرین_شات (سی دقیقه):
ناکامی رسانه رسمی و داخلی و موفقیت رسانه خارجی دلایلی چند دارد:
1️⃣ ناکارآمدی های سیاسی و اقتصادی و مشکلات معیشتی (در نقش مانعیتی)
2️⃣ رویکرد ارتدوکسی رسانه رسمی و رویکرد هترودکسی رسانه غیررسمی-خارجی (در ذیل ضدسیستمی بودن چند سدهای ساختار ادراکی مردم ما = تنافر میان دولت و ملت و مخدوش بودگی پیشینی روایت رسانه ارتدوکسی و چیرگی پیشینی هر نوع روایت هترودوکسی (از قضا در هر روایت ارتدوکسی در مدح خاندان پادشاهی، بیبیسی هم ناچار به بستن کامنت هاست.)
3️⃣ محافظه کاری شدید حاکم بر ساختار رسانه ای کشور (ناشی از ترس از پاسخگویی به چند مرجع رسمی و غیررسمی + عدم شایسته سالاری رسانه ای)
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍1
💢 عرض سلام و ادب
✅دوستان مکرر از تحولات اخیر مرزهای شرقی و رابطه با طالبان سوال می کنند. چه بگویم؟! به حرف های در خفایمان کسی گوش نمی سپارد و اعتنا نمی کند. حرف های بی پرده و در علن هم که گرهی از مشکلات ما باز نمی کند.
❇️ هر چه هست کماکان مشغول نگارش سفرنامه افغانستان هستم. هرچه بلد بوده ام آن جا قلمی کرده ام، امیدوارم تا چندماه آینده منتشر شود. تا آن وقت بنای آن که در فضای عمومی و رسانه ای چیزی بگویم یا بنویسم ندارم. بارها گفته ام که آن قدر حوصله دارم که تا افتادن ماجرا از دهان رسانه ها، صبر کنم.
❎ افغانستان برای ما از آن جغرافیاهایی است که حالا حالاها داستانساز است. پس مهم تر از هر چیز مسلح شدن به مبانی فهم تحولات این کشور است. زیاد خبر خواندن و پی گرفتن اخبار، خود رهزن است.
ارادت و احترام- معصومی
.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
✅دوستان مکرر از تحولات اخیر مرزهای شرقی و رابطه با طالبان سوال می کنند. چه بگویم؟! به حرف های در خفایمان کسی گوش نمی سپارد و اعتنا نمی کند. حرف های بی پرده و در علن هم که گرهی از مشکلات ما باز نمی کند.
❇️ هر چه هست کماکان مشغول نگارش سفرنامه افغانستان هستم. هرچه بلد بوده ام آن جا قلمی کرده ام، امیدوارم تا چندماه آینده منتشر شود. تا آن وقت بنای آن که در فضای عمومی و رسانه ای چیزی بگویم یا بنویسم ندارم. بارها گفته ام که آن قدر حوصله دارم که تا افتادن ماجرا از دهان رسانه ها، صبر کنم.
❎ افغانستان برای ما از آن جغرافیاهایی است که حالا حالاها داستانساز است. پس مهم تر از هر چیز مسلح شدن به مبانی فهم تحولات این کشور است. زیاد خبر خواندن و پی گرفتن اخبار، خود رهزن است.
ارادت و احترام- معصومی
.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❇️ تحریمها و نقش آن در بحران کنونی جامعه ایران
بخش هایی از گفتگو با #اسکرین_شات (44 دقیقه):
نکات:
💢 نقش تحریم ها در تسریع و توسعه تحول نسلی و نیز مغلوبگی رسانهای
💢 نقش تحریم ها در تبدیل #مشکلات بالقوهی ایران به #مسائل فعال تهاجمی
💢 تحریم ها غول تمام مشکلات را یکجا از بطری در آورد
💢 زمان اثرگذارترین سلاح تحریم است: به زیان تحریم شده و به سود تحريمکننده
💢 اقتصاد مقاومتی یک سبک زندگی اقناعی است نه یک مُسکّن کوتاه مدت دستوری
💢 تمایز نظامهای ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک: گره خوردن سرنوشت ایدئولوژی به کارآمدی نظام
💢 اثرات تحریم و کاهش ارزش پول ملی
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
بخش هایی از گفتگو با #اسکرین_شات (44 دقیقه):
نکات:
💢 نقش تحریم ها در تسریع و توسعه تحول نسلی و نیز مغلوبگی رسانهای
💢 نقش تحریم ها در تبدیل #مشکلات بالقوهی ایران به #مسائل فعال تهاجمی
💢 تحریم ها غول تمام مشکلات را یکجا از بطری در آورد
💢 زمان اثرگذارترین سلاح تحریم است: به زیان تحریم شده و به سود تحريمکننده
💢 اقتصاد مقاومتی یک سبک زندگی اقناعی است نه یک مُسکّن کوتاه مدت دستوری
💢 تمایز نظامهای ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک: گره خوردن سرنوشت ایدئولوژی به کارآمدی نظام
💢 اثرات تحریم و کاهش ارزش پول ملی
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
❤1👍1🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❇️ بحران کنونی ایران و راههای برونرفت در گفتگو با #اسکرین_شات (38دقیقه):
✳️ سناریوهای چهارگانه فراروی ما:
1- سازش مطلق
2- جنگ تمام عیار
3- ادامه رویه نه جنگ نه تسلیم
4- تصعید کنترلشده
❎ نقطه شروع از یک اصلاح جدی در #رفتار است و نه ضرورتا #ساختار.
مانند:
1- گذار از حکمرانی مکانیکی به حکمرانی ارگانیکی
2- گذار از حکمرانی فرایندی به حکمرانی برایندی
3- تنوعبخشی به منابع ارزی
4- انضباط مالی داخلی
5- تصعید امنیتی (و نه نظامی)
6- و...
❇️تنزل اقتصادی= برهم خوردن تعادل ادراکی-روانی جامعه = خشنتر و کورتر شدن هر شورش نسبت به قبل
❇️معیشت پایه شدن شورشها= انزوای اصحاب فکر و فضیلت+ توده ایشدن امر سیاسی
❇️دو لبه قیچی فروپاشی ایران= 1- توده ناامید و عصبانی 2- دولت کماراده یا کمتوان
❇️فراروی حساسترین برهه ساختارزدایی از ایران هستیم. نفی دفعی پدرسالاری و اقتدارگرایی= شکلگیری دولت درمانده= تقویت جنبشهای گریز از مرکز
❇️زنگ خطر شکل گیری مرد بیمار خاورمیانه / مهمترین راهکار نجات ایران امروز: تولید قدرت (با تمرکز بر تولید ثروت)
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
✳️ سناریوهای چهارگانه فراروی ما:
1- سازش مطلق
2- جنگ تمام عیار
3- ادامه رویه نه جنگ نه تسلیم
4- تصعید کنترلشده
❎ نقطه شروع از یک اصلاح جدی در #رفتار است و نه ضرورتا #ساختار.
مانند:
1- گذار از حکمرانی مکانیکی به حکمرانی ارگانیکی
2- گذار از حکمرانی فرایندی به حکمرانی برایندی
3- تنوعبخشی به منابع ارزی
4- انضباط مالی داخلی
5- تصعید امنیتی (و نه نظامی)
6- و...
❇️تنزل اقتصادی= برهم خوردن تعادل ادراکی-روانی جامعه = خشنتر و کورتر شدن هر شورش نسبت به قبل
❇️معیشت پایه شدن شورشها= انزوای اصحاب فکر و فضیلت+ توده ایشدن امر سیاسی
❇️دو لبه قیچی فروپاشی ایران= 1- توده ناامید و عصبانی 2- دولت کماراده یا کمتوان
❇️فراروی حساسترین برهه ساختارزدایی از ایران هستیم. نفی دفعی پدرسالاری و اقتدارگرایی= شکلگیری دولت درمانده= تقویت جنبشهای گریز از مرکز
❇️زنگ خطر شکل گیری مرد بیمار خاورمیانه / مهمترین راهکار نجات ایران امروز: تولید قدرت (با تمرکز بر تولید ثروت)
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
❤2👍1
و ناگهان طوفان (درنگی در باب عملیات طوفان اقصی)
هادی معصومی زارع
... اساسا در ساختار متکثر، چندلایه و اکنون واگرای سیاسی و امنیتی رژیم، خلق چنین اجماعی برای به تله کشاندن حماس بدین شکل و بعدتر توان حفظ چنین مخفیکاریای (ولو برفرض محال که از سوی یک لایه یا جریان صورت گرفته باشد) شبه محال و بلکه یقینا محال است. فراتر از این، جنگ به بهانههای واهی و با هزینه های به مراتب کمتر از این، نیز امکان پذیر بود. چونان نبردهای 2008 و 2012 و 2014 و 2019 و 2022 که گاه بر سر چند موشک یا چند اسیر اتفاق میافتاد. در رژیم ستیزهجو و جباری همچون اسرائیل، زدن جرقه یک جنگ ویرانگر نیاز به چنین نمایش رسواکننده و زمینزنندهای نبود.
#طوفان_اقصی نشان داد که موساد و دستگاه های اطلاعاتی رژیم، آنقدرها هم که ترویج میشد، اشراف و کنترل اطلاعاتی ندارند. یا لااقل شکست ناپذیر نیستند. به مانند ارتشش. ما قبلترها با حمله ارتش اسرائیل به دهها محموله فیک یا غیرمرتبط در سوریه این را به تجربه دیده بودیم. اما طوفان اقصی یقینیترش کرد.
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
هادی معصومی زارع
... اساسا در ساختار متکثر، چندلایه و اکنون واگرای سیاسی و امنیتی رژیم، خلق چنین اجماعی برای به تله کشاندن حماس بدین شکل و بعدتر توان حفظ چنین مخفیکاریای (ولو برفرض محال که از سوی یک لایه یا جریان صورت گرفته باشد) شبه محال و بلکه یقینا محال است. فراتر از این، جنگ به بهانههای واهی و با هزینه های به مراتب کمتر از این، نیز امکان پذیر بود. چونان نبردهای 2008 و 2012 و 2014 و 2019 و 2022 که گاه بر سر چند موشک یا چند اسیر اتفاق میافتاد. در رژیم ستیزهجو و جباری همچون اسرائیل، زدن جرقه یک جنگ ویرانگر نیاز به چنین نمایش رسواکننده و زمینزنندهای نبود.
#طوفان_اقصی نشان داد که موساد و دستگاه های اطلاعاتی رژیم، آنقدرها هم که ترویج میشد، اشراف و کنترل اطلاعاتی ندارند. یا لااقل شکست ناپذیر نیستند. به مانند ارتشش. ما قبلترها با حمله ارتش اسرائیل به دهها محموله فیک یا غیرمرتبط در سوریه این را به تجربه دیده بودیم. اما طوفان اقصی یقینیترش کرد.
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
Telegraph
و ناگهان طوفان (درنگی در باب عملیات طوفان الأقصی)
هجوم غافلگیرانه و بیسابقه نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم اسراییل و شهرکهای غلاف غزه دنیای سیاست را در شوکی کم سابقه فروبرد. هم زمان با بمباران غزه، همه ما نیز در این دو سه روزه زیر بمباران انبوهی از اخبار، گزارشها، تحلیلها و پیشبینیها قرار گرفتهایم.…
👍1
و ناگهان طوفان
درنگی در باب عملیات طوفان اقصی
هادی معصومی زارع
1️⃣ بخش اول
هجوم غافلگیرانه و بیسابقه نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم اسراییل و شهرکهای غلاف غزه دنیای سیاست را در شوکی کم سابقه فروبرد. هم زمان با بمباران غزه، همه ما نیز در این دو سه روزه زیر بمباران انبوهی از اخبار، گزارشها، تحلیلها و پیشبینیها قرار گرفتهایم.
به پافشاری دوستان نکاتی پراکنده در خصوص این اتفاق تاریخساز قلمی میکنم. حتیالامکان از زوایایی کمتر موردتوجه قرار گرفته:
۱- از همان ساعات ابتدایی هجوم حماس برخی با انگیزه دلسوزی و برخی دیگر که خود هماره رقیبان داخلی خودشان را با چوب توهم توطئه میزنند در لباس تردیدافکنی و در پوشش آیندهنگری، مصرانه بر این باورند که اساسا محال است چنین عملیات شگفتآوری از زیر دید تیزبین سرویس های رژیم و امریکاییها مغفول مانده باشد و این بیشتر به یک فالسفلگ خطرناک و تله ماهرانه نتانیاهو و راستهای افراطی برای نجات خود از باتلاق سیاسی و قضایی کنونی از طریق خلق انسجام در درون رژیم میماند. و الخ.
خب امکان ذاتی چنین سناریویی قابل نفی نیست. در سیاست هر ناممکنی، ممکن است. اما امکان وقوعی آن چهطور؟
به اختصار باید دانست که اساسا در ساختار متکثر، چندلایه و اکنون واگرای سیاسی و امنیتی رژیم، خلق چنین اجماعی برای به تله کشاندن حماس بدین شکل و بعدتر توان حفظ چنین مخفیکاریای (ولو برفرض محال که از سوی یک لایه یا جریان صورت گرفته باشد) شبه محال و بلکه یقینا محال است. فراتر از این، جنگ به بهانههای واهی و با هزینه های به مراتب کمتر از این، نیز امکان پذیر بود. چونان نبردهای 2008 و 2012 و 2014 و 2019 و 2022 که گاه بر سر چند موشک یا چند اسیر اتفاق میافتاد. در رژیم ستیزهجو و جباری همچون اسرائیل، زدن جرقه یک جنگ ویرانگر نیاز به چنین نمایش رسواکننده و زمینزنندهای نبود.
به چشم بصر هم که بنگریم، #رسوایی_صبح_شنبه چنان دامان رژیم را گرفته است که فرار از تبعات آن به این زودی ها امکان پذیر نخواهد بود. از دید این قلم فردای جنگ (اگر نه در حین جنگ) طومار حیات سیاسی نتانیاهو درهم پیچیده خواهد شد. بیبی از این جنگ پیروز خارج نخواهد شد. ولو آنکه غزه را با خاک یکسان کرده و خاکش را به توبره بکشد. آنگونه که اولمرت با کمتر از این در جنگ ۳۳ روزه به زبالهدان تاریخ رفت. این خط و این نشان. نیز بسیار دشوار است که در آینده نزدیک، یهودیان ساکن سرزمین های اشغالی اعتمادشان را به دولت و دستگاه های امنیتی آن به دست آورند. به گمانتان فاکتور چنین تله یا دام رسواکننده و شوک آوری، قابلیت تسویه را خواهد داشت؟
بله! متوازن بودن مولفه های قدرت طرف مقابل و بازبودن دستش در سناریوچینی های بعدی (از جمله ویران کردن غزه و حتی نابودی کامل حماس و جهاد اسلامی) را نباید به حساب دام و تله گذاشت. به دیگر بیان از رفتار پسینی ضرورتا نمیتوان توطئه پیشینی را استنباط کرد. ولو آنکه این عملیات به ریشهکن شدن حماس و ویرانی کامل غزه منتهی شود. بله میتوان از ارزش داشتن یا نداشتن اقدام حماس صحبت کرد. اما با استدلال به غلبه زیان فعل بر منافع آن یا توان بالای نظامی رژیم و حامیان جهانی آن، ضرورتا نمیتوان توطئه محور بودن آن را اثبات کرد.
۲. با مقدمهای که گذشت #طوفان_اقصی نشان داد که موساد و دستگاه های اطلاعاتی رژیم، آنقدرها هم که ترویج میشد، اشراف و کنترل اطلاعاتی ندارند. یا لااقل شکست ناپذیر نیستند. به مانند ارتشش. ما قبلترها با حمله ارتش اسرائیل به دهها محموله فیک یا غیرمرتبط در سوریه این را به تجربه دیده بودیم. اما طوفان اقصی یقینیترش کرد.
تجربه صبح شنبه معلوم کرد که قدرت موساد بیش تر از آن که از تفوق تکنولوژیک، حمایت و پوشش بینالمللی، آموزشهای بهروز، نخبهگزینی و ده ها مولفه قابل تحسین مشابه نشات گرفته باشد، از پستان تساهل، سهلانگاری، بیمبالاتی و آموزشندیدگی رقیبان و دشمنانش تغذیه میکند. در واقع بیش از هر چیز این ضعف آموزشی یا رفتار حرفهای حریف است که دست موساد را برای کشف و ضربه گشاده کرده است.
حسب آنچه این چند ساله از مطالعه الگوی رفتاری موساد میفهمم، کمینگاه موساد و اسرائیلی ها چیزی نیست جز روتینها و رویههای کلاسیک و نسبتا ثابت، سیستمهای گسترده و شبکههای هرمی رقیب، نبرد متقارن اطلاعاتی رقیب، تصدیگری افراد خام و غیرحرفه ای و گاه سوءاستفاده از ضعفهای خاص مالی یا اخلاقی افراد.
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
درنگی در باب عملیات طوفان اقصی
هادی معصومی زارع
1️⃣ بخش اول
هجوم غافلگیرانه و بیسابقه نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم اسراییل و شهرکهای غلاف غزه دنیای سیاست را در شوکی کم سابقه فروبرد. هم زمان با بمباران غزه، همه ما نیز در این دو سه روزه زیر بمباران انبوهی از اخبار، گزارشها، تحلیلها و پیشبینیها قرار گرفتهایم.
به پافشاری دوستان نکاتی پراکنده در خصوص این اتفاق تاریخساز قلمی میکنم. حتیالامکان از زوایایی کمتر موردتوجه قرار گرفته:
۱- از همان ساعات ابتدایی هجوم حماس برخی با انگیزه دلسوزی و برخی دیگر که خود هماره رقیبان داخلی خودشان را با چوب توهم توطئه میزنند در لباس تردیدافکنی و در پوشش آیندهنگری، مصرانه بر این باورند که اساسا محال است چنین عملیات شگفتآوری از زیر دید تیزبین سرویس های رژیم و امریکاییها مغفول مانده باشد و این بیشتر به یک فالسفلگ خطرناک و تله ماهرانه نتانیاهو و راستهای افراطی برای نجات خود از باتلاق سیاسی و قضایی کنونی از طریق خلق انسجام در درون رژیم میماند. و الخ.
خب امکان ذاتی چنین سناریویی قابل نفی نیست. در سیاست هر ناممکنی، ممکن است. اما امکان وقوعی آن چهطور؟
به اختصار باید دانست که اساسا در ساختار متکثر، چندلایه و اکنون واگرای سیاسی و امنیتی رژیم، خلق چنین اجماعی برای به تله کشاندن حماس بدین شکل و بعدتر توان حفظ چنین مخفیکاریای (ولو برفرض محال که از سوی یک لایه یا جریان صورت گرفته باشد) شبه محال و بلکه یقینا محال است. فراتر از این، جنگ به بهانههای واهی و با هزینه های به مراتب کمتر از این، نیز امکان پذیر بود. چونان نبردهای 2008 و 2012 و 2014 و 2019 و 2022 که گاه بر سر چند موشک یا چند اسیر اتفاق میافتاد. در رژیم ستیزهجو و جباری همچون اسرائیل، زدن جرقه یک جنگ ویرانگر نیاز به چنین نمایش رسواکننده و زمینزنندهای نبود.
به چشم بصر هم که بنگریم، #رسوایی_صبح_شنبه چنان دامان رژیم را گرفته است که فرار از تبعات آن به این زودی ها امکان پذیر نخواهد بود. از دید این قلم فردای جنگ (اگر نه در حین جنگ) طومار حیات سیاسی نتانیاهو درهم پیچیده خواهد شد. بیبی از این جنگ پیروز خارج نخواهد شد. ولو آنکه غزه را با خاک یکسان کرده و خاکش را به توبره بکشد. آنگونه که اولمرت با کمتر از این در جنگ ۳۳ روزه به زبالهدان تاریخ رفت. این خط و این نشان. نیز بسیار دشوار است که در آینده نزدیک، یهودیان ساکن سرزمین های اشغالی اعتمادشان را به دولت و دستگاه های امنیتی آن به دست آورند. به گمانتان فاکتور چنین تله یا دام رسواکننده و شوک آوری، قابلیت تسویه را خواهد داشت؟
بله! متوازن بودن مولفه های قدرت طرف مقابل و بازبودن دستش در سناریوچینی های بعدی (از جمله ویران کردن غزه و حتی نابودی کامل حماس و جهاد اسلامی) را نباید به حساب دام و تله گذاشت. به دیگر بیان از رفتار پسینی ضرورتا نمیتوان توطئه پیشینی را استنباط کرد. ولو آنکه این عملیات به ریشهکن شدن حماس و ویرانی کامل غزه منتهی شود. بله میتوان از ارزش داشتن یا نداشتن اقدام حماس صحبت کرد. اما با استدلال به غلبه زیان فعل بر منافع آن یا توان بالای نظامی رژیم و حامیان جهانی آن، ضرورتا نمیتوان توطئه محور بودن آن را اثبات کرد.
۲. با مقدمهای که گذشت #طوفان_اقصی نشان داد که موساد و دستگاه های اطلاعاتی رژیم، آنقدرها هم که ترویج میشد، اشراف و کنترل اطلاعاتی ندارند. یا لااقل شکست ناپذیر نیستند. به مانند ارتشش. ما قبلترها با حمله ارتش اسرائیل به دهها محموله فیک یا غیرمرتبط در سوریه این را به تجربه دیده بودیم. اما طوفان اقصی یقینیترش کرد.
تجربه صبح شنبه معلوم کرد که قدرت موساد بیش تر از آن که از تفوق تکنولوژیک، حمایت و پوشش بینالمللی، آموزشهای بهروز، نخبهگزینی و ده ها مولفه قابل تحسین مشابه نشات گرفته باشد، از پستان تساهل، سهلانگاری، بیمبالاتی و آموزشندیدگی رقیبان و دشمنانش تغذیه میکند. در واقع بیش از هر چیز این ضعف آموزشی یا رفتار حرفهای حریف است که دست موساد را برای کشف و ضربه گشاده کرده است.
حسب آنچه این چند ساله از مطالعه الگوی رفتاری موساد میفهمم، کمینگاه موساد و اسرائیلی ها چیزی نیست جز روتینها و رویههای کلاسیک و نسبتا ثابت، سیستمهای گسترده و شبکههای هرمی رقیب، نبرد متقارن اطلاعاتی رقیب، تصدیگری افراد خام و غیرحرفه ای و گاه سوءاستفاده از ضعفهای خاص مالی یا اخلاقی افراد.
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
Telegraph
و ناگهان طوفان (درنگی در باب عملیات طوفان الأقصی)
هجوم غافلگیرانه و بیسابقه نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم اسراییل و شهرکهای غلاف غزه دنیای سیاست را در شوکی کم سابقه فروبرد. هم زمان با بمباران غزه، همه ما نیز در این دو سه روزه زیر بمباران انبوهی از اخبار، گزارشها، تحلیلها و پیشبینیها قرار گرفتهایم.…
👍2
و ناگهان طوفان
درنگی در باب عملیات طوفان اقصی
هادی معصومی زارع
2️⃣ بخش دوم
با این تفسیر برخلاف دیدگاههای توطئه محور، موفقیت حماس در طوفان اقصی، قبل از هر چیز در گروی شکست شبکههای عریض و هرمی به هسته های مجزا و مکتوم عملیاتی و نیز مخفیکاری تمام در پنهان کردن ماهیت و ماموریت هر هسته از هسته دیگر بود. چیزی که میتوان از آن به تحول رفتاری حماس و گذار از روتین های قبلی به تجربه نبرد اطلاعاتی نامتقارن یاد کرد. چیزی که یک شبه اتفاق نیفتاد. اما یک روزه جواب داد.
3- اسرائیلی ها حتما انتقام خواهند گرفت. آن هم از نوع سخت اش. از مقاومت فلسطین به گونه ای. از حامیان آن ها به گونهای دیگر. بازی برای اسرائیل و نتانیاهو، بازی مرگ و زندگی است. هیچ جای شوخی ندارد. طبیعتا چندین ترور، ربایش و انفجار علیه منافع مقاومت پیش رو خواهیم داشت. در فلسطین و لبنان و ایران و سوریه و شاید حتی جاهایی فراتر از آن. عنصر زمان برای نتانیاهو بسیار مهم است. بی بی زیر فشار شدید افکار عمومی و رقیبان داخلی حتی در میان راست های افراطی است. نیازمند اعمال خون بارترین و مخوف ترین سطح از توحش و انتقام است.
برای همین تمرکز بر به تاخیر انداختن ضربات انتقامی رژیم یا خنثی کردن آن از هر دو طریق پدافند عامل و غیرعامل میتواند نقش جدی در سالبه به انتفاء موضوع کردن این واکنش ها و یا حتی تسریع در سرنگونی نتانیاهو و کند شدن تیغ ماشین جنگی ارتش این رژیم داشته باشد.
به راستی چه میتوان کرد؟
جدای از آمادگی صددرصد و اقدام فعالانه و جدی برای برهم زدن روتین های اعمالیِ تا قبل از شنبه، موارد ذیل میبایست یکی از مقدماتی ترین گام های پدافندی تمام محور مقاومت باشد: تغییر اماکن روتین حضور چهره های هدف، سخت گیری های صدبرابری در ورود و خروج به مراکز احتمالی هدف، بازرسی های از پیش تعریفنشده خیابانی و موضعی، شکست حلقهها و شبکههای عریض به هسته های مجزای از هم، افزایش سطح مراقبت از چهره های هدف با تغییر الگوی رفتاری حفاظت از ایشان. دقت و احتیاط حداکثری و سیال در تعامل با فناوری های نوین ارتباطی. موساد بیش از هر چیز، از باگ روتینهای کهنه و مستمر حریف استفاده میکند. بیشتر از هر چیز روتینشکنی کنید. غیرقابل پیشبینی شوید. همین.
4- شاید اگر من جای حماس بودم در کم و کیف عملیات، انتخاب قربانیان و تعداد آنها، تصاویر منتشره و... دقت بیشتری میکردم. اما جنگ است. معادلات و شرایط روانی خاص خودش را دارد. آن هم پس از دههها سرکوب و کشتار و قتلعام و تحقیر. گاه ممکن است، رفتاری صحیح نباشد اما طبیعی و قابل فهم باشد. باید جای آن غزاوی باشیم تا درک کنیم. با این حال این را از آن جهت نوشتم که برخی به دههها جنایت های اسرائیل که می رسد کور روز می شوند و به حماس که می رسد بینای شب. خلقالساعه فاز اخلاق برمیدارند. با این حال هم ما و هم حماس باید بدانیم که درکی که ما از ماهیت اسرائیل و جنایات آن داریم، ضرورتا جهان غیراسلام ندارد. و گرنه من هم اسرائیل را یک دولت پادگانی میدانم با شهروندانی غاصب و مستحق بدتر از آن چه روز شنبه گذشت. و این که فعل غصب، عملی است مستمر و استرجاع ملک مغصوبه حقی است که مشمول مرور زمان نمیشود. از قضا بیشتر نسل بنیانگذار بزرگترین عملیات غصب و خاکدزدی تاریخ معاصر به گور رفته اند و عنصر مادی و معنوی جرم را همین نسلهای جدیدتر تداوم میبخشند و با رفتنشان از فلسطین به آن، پایان.
5- بله! ممکن است اسرائیلیها این بار موفق به نابودی زیرساختها و ترور تمامی رهبران حماس و اشغال مجدد غزه شوند. در سیاست، هر ناممکنی، ممکن است. اما این را باید دانست که مقاومت بیشتر از آن که به زیرساخت و سختافزار باشد، به #نسل مقاوم است. به عقلیه و ادراک مقاوم است. چنین نسلی حالا در فلسطین شکل گرفته و به خودآگاهی کامل و مرگآگاهی مطلق رسیده است. حماس هم که برود، درختی تنومندتر از آن سربرخواهد آورد و غزه را و فراتر از آن را پس خواهد گرفت.
6- بگذارید کمی نگران باشم. من بیش از هر چیز نگران سرریز شدن تبعات و آثار طوفان اقصی و تصعید منطقه ای محتمل بر فضای مالی و اقتصادی ایران هستم. به گونه ای که مردم ما چنین احساس کنند که اثر منفی جنگ مستقیما در سفره شان مینشیند، بیآنکه از مزایای آن بهرهای برده شود. باید برای این فکری کرد. به غایت دشوار هم هست. اما اگر اثر ایجابی آن بر معیشت مردم تحریمزده ما و محور مقاومت احساس نشود، دیری نپاید که با مانورهای رسانه ای حریف و اثرات احتمالی فشارهای جدید، عملا شیرینی این پیروزی دلچسب به تلخی میگراید.
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
درنگی در باب عملیات طوفان اقصی
هادی معصومی زارع
2️⃣ بخش دوم
با این تفسیر برخلاف دیدگاههای توطئه محور، موفقیت حماس در طوفان اقصی، قبل از هر چیز در گروی شکست شبکههای عریض و هرمی به هسته های مجزا و مکتوم عملیاتی و نیز مخفیکاری تمام در پنهان کردن ماهیت و ماموریت هر هسته از هسته دیگر بود. چیزی که میتوان از آن به تحول رفتاری حماس و گذار از روتین های قبلی به تجربه نبرد اطلاعاتی نامتقارن یاد کرد. چیزی که یک شبه اتفاق نیفتاد. اما یک روزه جواب داد.
3- اسرائیلی ها حتما انتقام خواهند گرفت. آن هم از نوع سخت اش. از مقاومت فلسطین به گونه ای. از حامیان آن ها به گونهای دیگر. بازی برای اسرائیل و نتانیاهو، بازی مرگ و زندگی است. هیچ جای شوخی ندارد. طبیعتا چندین ترور، ربایش و انفجار علیه منافع مقاومت پیش رو خواهیم داشت. در فلسطین و لبنان و ایران و سوریه و شاید حتی جاهایی فراتر از آن. عنصر زمان برای نتانیاهو بسیار مهم است. بی بی زیر فشار شدید افکار عمومی و رقیبان داخلی حتی در میان راست های افراطی است. نیازمند اعمال خون بارترین و مخوف ترین سطح از توحش و انتقام است.
برای همین تمرکز بر به تاخیر انداختن ضربات انتقامی رژیم یا خنثی کردن آن از هر دو طریق پدافند عامل و غیرعامل میتواند نقش جدی در سالبه به انتفاء موضوع کردن این واکنش ها و یا حتی تسریع در سرنگونی نتانیاهو و کند شدن تیغ ماشین جنگی ارتش این رژیم داشته باشد.
به راستی چه میتوان کرد؟
جدای از آمادگی صددرصد و اقدام فعالانه و جدی برای برهم زدن روتین های اعمالیِ تا قبل از شنبه، موارد ذیل میبایست یکی از مقدماتی ترین گام های پدافندی تمام محور مقاومت باشد: تغییر اماکن روتین حضور چهره های هدف، سخت گیری های صدبرابری در ورود و خروج به مراکز احتمالی هدف، بازرسی های از پیش تعریفنشده خیابانی و موضعی، شکست حلقهها و شبکههای عریض به هسته های مجزای از هم، افزایش سطح مراقبت از چهره های هدف با تغییر الگوی رفتاری حفاظت از ایشان. دقت و احتیاط حداکثری و سیال در تعامل با فناوری های نوین ارتباطی. موساد بیش از هر چیز، از باگ روتینهای کهنه و مستمر حریف استفاده میکند. بیشتر از هر چیز روتینشکنی کنید. غیرقابل پیشبینی شوید. همین.
4- شاید اگر من جای حماس بودم در کم و کیف عملیات، انتخاب قربانیان و تعداد آنها، تصاویر منتشره و... دقت بیشتری میکردم. اما جنگ است. معادلات و شرایط روانی خاص خودش را دارد. آن هم پس از دههها سرکوب و کشتار و قتلعام و تحقیر. گاه ممکن است، رفتاری صحیح نباشد اما طبیعی و قابل فهم باشد. باید جای آن غزاوی باشیم تا درک کنیم. با این حال این را از آن جهت نوشتم که برخی به دههها جنایت های اسرائیل که می رسد کور روز می شوند و به حماس که می رسد بینای شب. خلقالساعه فاز اخلاق برمیدارند. با این حال هم ما و هم حماس باید بدانیم که درکی که ما از ماهیت اسرائیل و جنایات آن داریم، ضرورتا جهان غیراسلام ندارد. و گرنه من هم اسرائیل را یک دولت پادگانی میدانم با شهروندانی غاصب و مستحق بدتر از آن چه روز شنبه گذشت. و این که فعل غصب، عملی است مستمر و استرجاع ملک مغصوبه حقی است که مشمول مرور زمان نمیشود. از قضا بیشتر نسل بنیانگذار بزرگترین عملیات غصب و خاکدزدی تاریخ معاصر به گور رفته اند و عنصر مادی و معنوی جرم را همین نسلهای جدیدتر تداوم میبخشند و با رفتنشان از فلسطین به آن، پایان.
5- بله! ممکن است اسرائیلیها این بار موفق به نابودی زیرساختها و ترور تمامی رهبران حماس و اشغال مجدد غزه شوند. در سیاست، هر ناممکنی، ممکن است. اما این را باید دانست که مقاومت بیشتر از آن که به زیرساخت و سختافزار باشد، به #نسل مقاوم است. به عقلیه و ادراک مقاوم است. چنین نسلی حالا در فلسطین شکل گرفته و به خودآگاهی کامل و مرگآگاهی مطلق رسیده است. حماس هم که برود، درختی تنومندتر از آن سربرخواهد آورد و غزه را و فراتر از آن را پس خواهد گرفت.
6- بگذارید کمی نگران باشم. من بیش از هر چیز نگران سرریز شدن تبعات و آثار طوفان اقصی و تصعید منطقه ای محتمل بر فضای مالی و اقتصادی ایران هستم. به گونه ای که مردم ما چنین احساس کنند که اثر منفی جنگ مستقیما در سفره شان مینشیند، بیآنکه از مزایای آن بهرهای برده شود. باید برای این فکری کرد. به غایت دشوار هم هست. اما اگر اثر ایجابی آن بر معیشت مردم تحریمزده ما و محور مقاومت احساس نشود، دیری نپاید که با مانورهای رسانه ای حریف و اثرات احتمالی فشارهای جدید، عملا شیرینی این پیروزی دلچسب به تلخی میگراید.
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
Telegraph
و ناگهان طوفان (درنگی در باب عملیات طوفان الأقصی)
هجوم غافلگیرانه و بیسابقه نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم اسراییل و شهرکهای غلاف غزه دنیای سیاست را در شوکی کم سابقه فروبرد. هم زمان با بمباران غزه، همه ما نیز در این دو سه روزه زیر بمباران انبوهی از اخبار، گزارشها، تحلیلها و پیشبینیها قرار گرفتهایم.…
👍1
و ناگهان طوفان
درنگی در باب عملیات طوفان اقصی
هادی معصومی زارع
3️⃣ بخش سوم و پایانی
بله! در تمام این سالها و ماهها از نویسنده شنیده شد که راهحل محوری جریان مقاومت در خروج از بحران کنونی، نوعی تصعید امنیتی است. اما قید دارد. هوشمندانه و کنترلشده و البته ترکیبی و چندجانبه. مصرم که در صورت مدیریت بهینه صحنه نبرد که بسیار نیز دشوار هست و با بهرهگیری کامل از نقاط ضعف طرف مقابل، این بار باید حل بحران معیشتی در غزه، لبنان، سوریه، یمن و عراق یکی از اصلیترین و کلیدیترین محورهای چانهزنیهای پیشرو باشد. حماس و محور مقاومت باید بدانند که در عصر غلبه کارآمدی بر مشروعیت ذاتی، #جنگ نان ، اهمیتی کمتر از جنگ مسلحانه ندارد. پس با هدف حفظ اکثریت، جنگ را در خدمت عادیسازی شرایط اقتصادی کل محور بگیرند.
7- در میان تمام آنهایی که باید مراقبشان بود، بیشتر چشمتان مراقب #آن_مرد باشد که روزها میگذرد و گاه رنگ آفتاب به خود نمی بیند. همان مرد آرام و بیحاشیه ساکن در آن ساختمان چندطبقه در ضاحیه جنوبی بیروت. برای شکل گرفتن یومالنکبه اسرائیلیها و ارتقای توان غزاوی ها خوندلها خورده است. بیشتر از همه آن وقت که عدهای بیتوجه به دینامیکهای درون حماس با خائن دانستن این گروه بر سر قضایای سوریه، قطع ارتباط و کمک به این گروه را خواستار بودند. #آن_مرد در پاسخ به طعنهها، یک تنه ایستاد و خوندل خورد و روز به روز بر تقویت شاخه نظامی حماس در داخل همت گذاشت.
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش.
8- فالمغیرات صبحا
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
درنگی در باب عملیات طوفان اقصی
هادی معصومی زارع
3️⃣ بخش سوم و پایانی
بله! در تمام این سالها و ماهها از نویسنده شنیده شد که راهحل محوری جریان مقاومت در خروج از بحران کنونی، نوعی تصعید امنیتی است. اما قید دارد. هوشمندانه و کنترلشده و البته ترکیبی و چندجانبه. مصرم که در صورت مدیریت بهینه صحنه نبرد که بسیار نیز دشوار هست و با بهرهگیری کامل از نقاط ضعف طرف مقابل، این بار باید حل بحران معیشتی در غزه، لبنان، سوریه، یمن و عراق یکی از اصلیترین و کلیدیترین محورهای چانهزنیهای پیشرو باشد. حماس و محور مقاومت باید بدانند که در عصر غلبه کارآمدی بر مشروعیت ذاتی، #جنگ نان ، اهمیتی کمتر از جنگ مسلحانه ندارد. پس با هدف حفظ اکثریت، جنگ را در خدمت عادیسازی شرایط اقتصادی کل محور بگیرند.
7- در میان تمام آنهایی که باید مراقبشان بود، بیشتر چشمتان مراقب #آن_مرد باشد که روزها میگذرد و گاه رنگ آفتاب به خود نمی بیند. همان مرد آرام و بیحاشیه ساکن در آن ساختمان چندطبقه در ضاحیه جنوبی بیروت. برای شکل گرفتن یومالنکبه اسرائیلیها و ارتقای توان غزاوی ها خوندلها خورده است. بیشتر از همه آن وقت که عدهای بیتوجه به دینامیکهای درون حماس با خائن دانستن این گروه بر سر قضایای سوریه، قطع ارتباط و کمک به این گروه را خواستار بودند. #آن_مرد در پاسخ به طعنهها، یک تنه ایستاد و خوندل خورد و روز به روز بر تقویت شاخه نظامی حماس در داخل همت گذاشت.
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش.
8- فالمغیرات صبحا
لینک مطالعه کامل یادداشت
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
Telegraph
و ناگهان طوفان (درنگی در باب عملیات طوفان الأقصی)
هجوم غافلگیرانه و بیسابقه نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم اسراییل و شهرکهای غلاف غزه دنیای سیاست را در شوکی کم سابقه فروبرد. هم زمان با بمباران غزه، همه ما نیز در این دو سه روزه زیر بمباران انبوهی از اخبار، گزارشها، تحلیلها و پیشبینیها قرار گرفتهایم.…