#تکنیک_مدیریتی
۵ راز پولدارشدن در مدیریت
ساده است که فکر کنیم پولدار شدن و پولدار ماندن تنها برای تعداد محدودی از نخبهها امکانپذیر است، ولی نیازی نیست که ثروت را بهعنوان قلمرو پولدارهایی با حسابهای پسانداز میلیاردی یا کارهای پردرآمد درنظر بگیریم و از آن فرار کنیم. هرکسی میتواند وضعیت مالیش را با دانستن این ۵ راز پول بهبود ببخشد.
1. به سرعت و جذابیت ربطی ندارد
پول ساختن و میلیاردر شدن یک فرآیند ناگهانی نیست. به ندرت اتفاق میافتد افراد به پیشنهادات خاص یا ایدههای محصولی دست پیدا کنند که آنها را به سرعت به شهرت و ثروت برساند. درعوض، به پدیدهی پولسازی باید مثل ورزش و رژیم غذایی فکر کنید. شما میتوانید به آخرین رژیم غذایی یا برنامهی ورزشی تکیه کنید، و در نهایت با تغذیهی بهتر و پیشرفت در طول زمان وزنتان را از دست میدهید و سالمتر میشوید.
پولسازی یعنی اینکه کمتر از دریافتیتان خرج کنید، هوشمندانه سرمایهگذاری کنید، و تخصصتان را افزایش دهید و هر سال عایدیتان را بالا ببرید.
2. از شر تفکر کوتهبینانه خلاص شوید
اگر مثل آنهایی فکر و رفتار میکنید که فقیر هستند، پس فقیر خواهید ماند! افراد عادی آنقدر صبر میکنند تا پول کافی داشته باشند یا پیش از آنکه پسانداز کردن یا سرمایهگذاری را شروع کنند به دنبال شغل بهتری میگردند. مشکل این طرز فکر این است که این زمان هیچگاه فرا نمیرسد. پسانداز کردن هرماههی پول باید هدفمند باشد، زیرا افراد تمام پولی که دارند را خرج میکنند، مگر آنکه قسمتی از این پول را برای پسانداز یا سرمایهگذاری تخصیص داده باشند.
3. آدمهای پولدار ارزش زمان را میدانند.
ارزش زمان چقدر است؟ برای آدمهای پولدار، زمان یک دارایی ارزشمند است. آنها میدانند که استخدام افراد برای انجام وظایف و کارهایی که خودشان از پس آن برنمیآیند تا چه اندازه ارزشمند است. آنها هرکاری میکنند تا از زمانشان نهایت استفاده را ببرند. بسیاری از آدمهایی که از توان مالی کمتری برخوردار هستند زمانشان را بر کارهای بیحاصل یا بر پروژههایی تلف میکنند که مهارت یا دریافتیشان را افزایش نمیدهند.
4. به هر چیزی به چشم سرمایهگذاری نگاه کنید
سوءبرداشت متداول این است که پولدارها بیوقفه خرج میکنند. اگرچه این مورد ممکن است در مورد برخی سلبریتیها و دیگر افراد پولدار درست باشد، ولی بسیاری از پولدارها، عاقلانه خرج میکنند. آنها بیشتر به سرمایهگذاری فکر میکنند نه خرج کردن. به عنوان مثال، اگر به فروشگاه بروند و یک فروش تخفیفی ببینند، هرچیزی نمیخرند، چرا که به نظر کار اضافهای است. درعوض، به این فکر میکنند که کدام خرید بهصرفه است و ارزش سرمایهگذاری را دارد و آیا پولی که میخواهند خرج کنند در حساب پسانداز یا حساب سرمایهگذاری بهتر بهکار نمیآید؟
به عنوان مثال، چرا ۲۰ هزار تومان صرف خرید یک ژاکت کنم که ممکن است تنها یک فصل دوام داشته باشد، حال آنکه با 50 هزار تومان میتوانم یک ژاکت باکیفیت بخرم که برای ۵ فصل یا حتی بیشتر برایم کار کند؟ نکتهی مهم این است که امکان ندارد یک آدم پولدار ۲۰ هزار تومان صرف یک ژاکت کند درحالیکه کمد لباسهایش پر از لباس است و این پول درجای دیگری بهتر به او کمک خواهد کرد.
5. جریانهای درآمدی چندگانه ایجاد کنید
پولدارها تنها به یک حقوق به عنوان درآمدشان نگاه نمیکنند. با وجود اینکه یک حقوق منبع اصلی درآمدی آنها بهحساب میآید، ولی افراد پولدار منابع درآمدی چندگانهای دارند. برخی پولدارها به واسطهی کارهای جانبی مانند مشاوره، آزادکاری (فریلنسرها) یا فروش یک محصول، درآمد مضاعف میسازند. دیگر پولدارها به واسطهی اجارهی املاک درآمد بیشتری کسب میکنند.
راز واقعی پولدارها این است که به پولشان احترام میگذارند و از آن مراقبت میکنند. آنها پولشان را در سرمایهگذاریهای بد یا خریدهای ناگهانی هدر نمیدهند. هر هزینهای از قبل برنامهریزی و پول آن فراهم شدهاست.
@ModiranBox
#OstadKazemi
۵ راز پولدارشدن در مدیریت
ساده است که فکر کنیم پولدار شدن و پولدار ماندن تنها برای تعداد محدودی از نخبهها امکانپذیر است، ولی نیازی نیست که ثروت را بهعنوان قلمرو پولدارهایی با حسابهای پسانداز میلیاردی یا کارهای پردرآمد درنظر بگیریم و از آن فرار کنیم. هرکسی میتواند وضعیت مالیش را با دانستن این ۵ راز پول بهبود ببخشد.
1. به سرعت و جذابیت ربطی ندارد
پول ساختن و میلیاردر شدن یک فرآیند ناگهانی نیست. به ندرت اتفاق میافتد افراد به پیشنهادات خاص یا ایدههای محصولی دست پیدا کنند که آنها را به سرعت به شهرت و ثروت برساند. درعوض، به پدیدهی پولسازی باید مثل ورزش و رژیم غذایی فکر کنید. شما میتوانید به آخرین رژیم غذایی یا برنامهی ورزشی تکیه کنید، و در نهایت با تغذیهی بهتر و پیشرفت در طول زمان وزنتان را از دست میدهید و سالمتر میشوید.
پولسازی یعنی اینکه کمتر از دریافتیتان خرج کنید، هوشمندانه سرمایهگذاری کنید، و تخصصتان را افزایش دهید و هر سال عایدیتان را بالا ببرید.
2. از شر تفکر کوتهبینانه خلاص شوید
اگر مثل آنهایی فکر و رفتار میکنید که فقیر هستند، پس فقیر خواهید ماند! افراد عادی آنقدر صبر میکنند تا پول کافی داشته باشند یا پیش از آنکه پسانداز کردن یا سرمایهگذاری را شروع کنند به دنبال شغل بهتری میگردند. مشکل این طرز فکر این است که این زمان هیچگاه فرا نمیرسد. پسانداز کردن هرماههی پول باید هدفمند باشد، زیرا افراد تمام پولی که دارند را خرج میکنند، مگر آنکه قسمتی از این پول را برای پسانداز یا سرمایهگذاری تخصیص داده باشند.
3. آدمهای پولدار ارزش زمان را میدانند.
ارزش زمان چقدر است؟ برای آدمهای پولدار، زمان یک دارایی ارزشمند است. آنها میدانند که استخدام افراد برای انجام وظایف و کارهایی که خودشان از پس آن برنمیآیند تا چه اندازه ارزشمند است. آنها هرکاری میکنند تا از زمانشان نهایت استفاده را ببرند. بسیاری از آدمهایی که از توان مالی کمتری برخوردار هستند زمانشان را بر کارهای بیحاصل یا بر پروژههایی تلف میکنند که مهارت یا دریافتیشان را افزایش نمیدهند.
4. به هر چیزی به چشم سرمایهگذاری نگاه کنید
سوءبرداشت متداول این است که پولدارها بیوقفه خرج میکنند. اگرچه این مورد ممکن است در مورد برخی سلبریتیها و دیگر افراد پولدار درست باشد، ولی بسیاری از پولدارها، عاقلانه خرج میکنند. آنها بیشتر به سرمایهگذاری فکر میکنند نه خرج کردن. به عنوان مثال، اگر به فروشگاه بروند و یک فروش تخفیفی ببینند، هرچیزی نمیخرند، چرا که به نظر کار اضافهای است. درعوض، به این فکر میکنند که کدام خرید بهصرفه است و ارزش سرمایهگذاری را دارد و آیا پولی که میخواهند خرج کنند در حساب پسانداز یا حساب سرمایهگذاری بهتر بهکار نمیآید؟
به عنوان مثال، چرا ۲۰ هزار تومان صرف خرید یک ژاکت کنم که ممکن است تنها یک فصل دوام داشته باشد، حال آنکه با 50 هزار تومان میتوانم یک ژاکت باکیفیت بخرم که برای ۵ فصل یا حتی بیشتر برایم کار کند؟ نکتهی مهم این است که امکان ندارد یک آدم پولدار ۲۰ هزار تومان صرف یک ژاکت کند درحالیکه کمد لباسهایش پر از لباس است و این پول درجای دیگری بهتر به او کمک خواهد کرد.
5. جریانهای درآمدی چندگانه ایجاد کنید
پولدارها تنها به یک حقوق به عنوان درآمدشان نگاه نمیکنند. با وجود اینکه یک حقوق منبع اصلی درآمدی آنها بهحساب میآید، ولی افراد پولدار منابع درآمدی چندگانهای دارند. برخی پولدارها به واسطهی کارهای جانبی مانند مشاوره، آزادکاری (فریلنسرها) یا فروش یک محصول، درآمد مضاعف میسازند. دیگر پولدارها به واسطهی اجارهی املاک درآمد بیشتری کسب میکنند.
راز واقعی پولدارها این است که به پولشان احترام میگذارند و از آن مراقبت میکنند. آنها پولشان را در سرمایهگذاریهای بد یا خریدهای ناگهانی هدر نمیدهند. هر هزینهای از قبل برنامهریزی و پول آن فراهم شدهاست.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#شبهای_قدر
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ:ﺑﻪﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﻋﺎﻛﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩی!
در این شبها
#ملتمس_دعای_خیرتان_هستیم
@ModiranBox
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ:ﺑﻪﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﻋﺎﻛﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩی!
در این شبها
#ملتمس_دعای_خیرتان_هستیم
@ModiranBox
#پندمدیریتی
روزی یک معلم در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تختهسیاه کرد:
9*1=7
9*2=18
9*3=27
9*4=36
9*5=45
9*6=54
وقتی کارش تمام شد به دانشآموزان نگاه کرد، آنها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و شروع به خنده کردند. وقتی او پرسید چرا میخندید، یکی از دانشآموزان اشاره کرد که معادله اولی اشتباه است.
معلم پاسخ داد: "من معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم، تا درسی بسیار مهم به شما دهم. دنیا با شما همینگونه رفتار خواهد کرد. همانطور که میبینید من 5 معادله را درست نوشتم، اما شما به آنها هیچ اهمیتی ندادید! همهی شما فقط به خاطر آن یک اشتباه به من خندیدید و من را قضاوت کردید. دنیا همیشه به خاطر موفقیتها و کارهای خوبتان از شما قدردانی نمیکند، اما در مقابل یک اشتباه سریع با شما برخورد خواهد کرد. پس قویتر از قضاوتهایی که همیشه وجود خواهند داشت باشید!"
@ModiranBox
#OstadKazemi
روزی یک معلم در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تختهسیاه کرد:
9*1=7
9*2=18
9*3=27
9*4=36
9*5=45
9*6=54
وقتی کارش تمام شد به دانشآموزان نگاه کرد، آنها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و شروع به خنده کردند. وقتی او پرسید چرا میخندید، یکی از دانشآموزان اشاره کرد که معادله اولی اشتباه است.
معلم پاسخ داد: "من معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم، تا درسی بسیار مهم به شما دهم. دنیا با شما همینگونه رفتار خواهد کرد. همانطور که میبینید من 5 معادله را درست نوشتم، اما شما به آنها هیچ اهمیتی ندادید! همهی شما فقط به خاطر آن یک اشتباه به من خندیدید و من را قضاوت کردید. دنیا همیشه به خاطر موفقیتها و کارهای خوبتان از شما قدردانی نمیکند، اما در مقابل یک اشتباه سریع با شما برخورد خواهد کرد. پس قویتر از قضاوتهایی که همیشه وجود خواهند داشت باشید!"
@ModiranBox
#OstadKazemi
#یاعلی
کوفہ امشب التهاب محشر است
کوفہ امشب ڪربلایی دیگر است
جبرئیل آواے غــم سر داده است
در فلـڪ شورے دگر افتاده است
در این شبها
#ملتمس_دعای_خیرتان_هستیم
@ModiranBox
کوفہ امشب التهاب محشر است
کوفہ امشب ڪربلایی دیگر است
جبرئیل آواے غــم سر داده است
در فلـڪ شورے دگر افتاده است
در این شبها
#ملتمس_دعای_خیرتان_هستیم
@ModiranBox
#نگرش_مدیریتی
اطرافیان شما هيچگاه
به دلیل ناتوانایی هايتان از شما
بدشان نمیآيد،
بلكه فقط
به خاطر قدرت و توانايیهايتان
با شما مشكل دارند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
اطرافیان شما هيچگاه
به دلیل ناتوانایی هايتان از شما
بدشان نمیآيد،
بلكه فقط
به خاطر قدرت و توانايیهايتان
با شما مشكل دارند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
گردو
ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﺮﯾﻘﺎ، ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﺩﯾﮕر نمیتوﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﯿﻎ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﭘﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ًﺷﮑﺎﺭ ﺷﮑﺎﺭﭼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
✅ باور و ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻏﻠﻂ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻣﺎ، ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ. ما زندانی افکار خودمان هستیم
بیایید ابتدا افکارمان را مدیریت کنیم .
@ModiranBox
#OstadKazemi
گردو
ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﺮﯾﻘﺎ، ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﺩﯾﮕر نمیتوﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﯿﻎ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﭘﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ًﺷﮑﺎﺭ ﺷﮑﺎﺭﭼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
✅ باور و ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻏﻠﻂ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻣﺎ، ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ. ما زندانی افکار خودمان هستیم
بیایید ابتدا افکارمان را مدیریت کنیم .
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نظرسنجی_فصلی
تابستان
همراهان عزیز
لطفأ دیدگاه ها و پیشنهاد های خود را
جهت هرچه بهتر شدن کانال به آی دی زیر ارسال نمایید!
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@OstadKazemi031
⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️
تابستان
همراهان عزیز
لطفأ دیدگاه ها و پیشنهاد های خود را
جهت هرچه بهتر شدن کانال به آی دی زیر ارسال نمایید!
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@OstadKazemi031
⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️
#مطلب_درخواستی
#داستان_مدیریتی
فیل های سفید
معروف است كه پادشاه يک كشور به پادشاه كشورى ديگر يک فيل سفيد هديه مىدهد. كسى كه هديه را مىپذيرفت، هزينههاى زيادى را صرف نگهدارى و خوراک اين فيل سفيد مىكرد. نسلهاى مختلف هم بدون آنكه بدانند اين فيل سفيد به چه درد مىخورد، هزينههاى زيادى را براى آن متحمل مىشدند و دلشان هم نمىآمد كه آن را كنار بگذارند يا رها كنند، زيرا مىگفتند: حيف است! تاكنون هزينه زيادى براى آن شده است و نمىتوان آن را رها كرد.
فيل سفيد در مديريت، استعاره از موضوعىست كه هزينه زيادى براى آن شده و هيچ خاصيت مفيدى هم ندارد! و از آن جهت كنار گذاشته نمىشود كه صرفاً براى آن هزينه شده است.
در نظر بگيريد كسى وارد دانشگاه مىشود و متوجه مىشود استعدادى در آن رشته ندارد، اما آن را رها نمىكند به خاطر هزينههايى كه براى قبولى آن داده است و زمانى كه صرف كرده؛ و مىداند در آينده نيز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد! به آن رشته دانشگاهى و آن مدرک هم مىتوان فيل سفيد آن فرد گفت.
در زندگى، فيلهاى سفيد زيادى داريم كه بدون آنكه خاصيتى داشته باشند، براى آنها هزينه مىكنيم! جرأت کنید و فيلهاى سفيد زندگىتان را رها كنيد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
فیل های سفید
معروف است كه پادشاه يک كشور به پادشاه كشورى ديگر يک فيل سفيد هديه مىدهد. كسى كه هديه را مىپذيرفت، هزينههاى زيادى را صرف نگهدارى و خوراک اين فيل سفيد مىكرد. نسلهاى مختلف هم بدون آنكه بدانند اين فيل سفيد به چه درد مىخورد، هزينههاى زيادى را براى آن متحمل مىشدند و دلشان هم نمىآمد كه آن را كنار بگذارند يا رها كنند، زيرا مىگفتند: حيف است! تاكنون هزينه زيادى براى آن شده است و نمىتوان آن را رها كرد.
فيل سفيد در مديريت، استعاره از موضوعىست كه هزينه زيادى براى آن شده و هيچ خاصيت مفيدى هم ندارد! و از آن جهت كنار گذاشته نمىشود كه صرفاً براى آن هزينه شده است.
در نظر بگيريد كسى وارد دانشگاه مىشود و متوجه مىشود استعدادى در آن رشته ندارد، اما آن را رها نمىكند به خاطر هزينههايى كه براى قبولى آن داده است و زمانى كه صرف كرده؛ و مىداند در آينده نيز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد! به آن رشته دانشگاهى و آن مدرک هم مىتوان فيل سفيد آن فرد گفت.
در زندگى، فيلهاى سفيد زيادى داريم كه بدون آنكه خاصيتى داشته باشند، براى آنها هزينه مىكنيم! جرأت کنید و فيلهاى سفيد زندگىتان را رها كنيد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#این_عیدمبارک
عطرخوش عیدفطر
ازپنجره ملکوتےرمضان
گواراےوجودپاکتان
خدایا
خروج ازماه مبارک
رامقارن باخروج ازتمامی گناهان ماقراربده
عیدفطر مبارک
@ModiranBox
#OstadKazemi
عطرخوش عیدفطر
ازپنجره ملکوتےرمضان
گواراےوجودپاکتان
خدایا
خروج ازماه مبارک
رامقارن باخروج ازتمامی گناهان ماقراربده
عیدفطر مبارک
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
جذبه مدیریتی...
«سیلویا آن هیولِت» در کتاب «Executive Presence» بیان می کند که سه عامل، جذبهی مدیریتی را به وجود میآورند:
1.متانت: اینکه چطور رفتار میکنید.
2.ارتباط: اینکه چطور صحبت میکنید.
3.ظاهر: اینکه چطور به نظر میرسید.
هیولت بر این باور است که طرز رفتار شما نشاندهندهی اعتماد به نفس و تواناییتان برای منتقل کردن افکار و ایدههایتان است.
او میگوید، این روزها، ما برای مدیرانی ارزش قائلیم که آرام و با اعتماد به نفس هستند، نه آنهایی که از سختگیری برای پیدا کردن دنبالهرو استفاده میکنند.
مزایای جذبهی مدیریتی
جذبهی مدیریتی داشتن خیلی فراتر از محبوبیت و قدرت پیدا کردن در بین دیگران است. یکی از مهمترین فواید آن این است که در کاهش استرس به شما کمک میکند. مدیرانی که جذبهی مدیریتی دارند و بر لحظه تمرکز میکنند، بهتر میتوانند به روشهای مختلف با انواع چالشها روبهرو شوند.
مطالعهی «روفی پارک» نشان میدهد که این مدیران:
درک و تفکر شفافی دارند.
از شجاعت بیشتر، قدرت مجاب کردن بهتر و توانایی در کنترل اختلافات برخوردارند.
تمرکز بیشتری بر اولویتها دارند.
انرژی و اشتیاق بیشتری دارند.
آرامتر هستند و بهتر با تغییرات مواجه میشوند.
اعتماد به نفس بالاتری نسبت به دیدگاههایشان دارند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
جذبه مدیریتی...
«سیلویا آن هیولِت» در کتاب «Executive Presence» بیان می کند که سه عامل، جذبهی مدیریتی را به وجود میآورند:
1.متانت: اینکه چطور رفتار میکنید.
2.ارتباط: اینکه چطور صحبت میکنید.
3.ظاهر: اینکه چطور به نظر میرسید.
هیولت بر این باور است که طرز رفتار شما نشاندهندهی اعتماد به نفس و تواناییتان برای منتقل کردن افکار و ایدههایتان است.
او میگوید، این روزها، ما برای مدیرانی ارزش قائلیم که آرام و با اعتماد به نفس هستند، نه آنهایی که از سختگیری برای پیدا کردن دنبالهرو استفاده میکنند.
مزایای جذبهی مدیریتی
جذبهی مدیریتی داشتن خیلی فراتر از محبوبیت و قدرت پیدا کردن در بین دیگران است. یکی از مهمترین فواید آن این است که در کاهش استرس به شما کمک میکند. مدیرانی که جذبهی مدیریتی دارند و بر لحظه تمرکز میکنند، بهتر میتوانند به روشهای مختلف با انواع چالشها روبهرو شوند.
مطالعهی «روفی پارک» نشان میدهد که این مدیران:
درک و تفکر شفافی دارند.
از شجاعت بیشتر، قدرت مجاب کردن بهتر و توانایی در کنترل اختلافات برخوردارند.
تمرکز بیشتری بر اولویتها دارند.
انرژی و اشتیاق بیشتری دارند.
آرامتر هستند و بهتر با تغییرات مواجه میشوند.
اعتماد به نفس بالاتری نسبت به دیدگاههایشان دارند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
هرآنچه بوده اید
هرآنچه هستید
هرآنچه خواهید بود
همه ساخته ی افکار شماست.
"قبل از هر چیز افکارتان را مدیریت کنید!"
@ModiranBox
#OstadKazemi
هرآنچه بوده اید
هرآنچه هستید
هرآنچه خواهید بود
همه ساخته ی افکار شماست.
"قبل از هر چیز افکارتان را مدیریت کنید!"
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
یک تکنیک دردناک!!!
نوشتن روی سنگ قبر😳
نیچه پیشنهاد کرده است: اگر میخواهید زندگی راستین خودتان را آغاز کنید، خود را در یک آزمایش خیالی و ذهنی قرار دهید که در آن، فرشته مرگ در برابر تو حاضر میشود و میگوید فقط و فقط این فرصت را داری که نوشته روی سنگ قبرت را بنویسی و به محض اینکه آن را نوشتی، قبض روح میشوی؛ هر چه میخواهی بنویس ولی به این صورت:
در قسمت اول جملات خود، آرمانهایتان را و در قسمت دوم واقعیت زندگیتان را بنویسید، مثلا بنویسید در اینجا کسی آرمیده است که میخواست با همه مهربان باشد (یعنی آرمانش این بود) اما دست به قتل زد (یعنی واقعیت زندگیاش این شد)؛ یا میخواست 1000 شغل ایجاد کند اما هیچگاه دست به کارآفرینی و توسعه نزد. یا میخواست زندگی 200 کارتنخواب را سامان بخشد اما آنقدر سرگرم جمع آوری ثروت شد که فرصت نیافت.
بعد نیچه میگفت که روی قسمت دوم جملات خود - یعنی روی قسمتی از جملات که واقعیت زندگی است- خط بکشید و از این لحظه به بعد طبق قسمت اول جملاتتان - یعنی طبق آرمانهایتان- زندگی را آغاز کنید.
اینگونه بود که نیچه میگفت «هر که سنگ روی قبر خود را بنویسد، زندگی واقعی را آغاز کرده است.» یعنی کاری به این نداشته باشیم که تاکنون و در سالیان گذشته واقعیتهای زندگی با آرمانهای زندگی ما فاصله داشته است، باید همه را کنار بگذاریم و بگوییم از این لحظه به دنیا آمدهایم و با آرمانهایمان زندگی کنیم. باید به یاد مرگ باشیم تا بتوانیم چنین کاری بکنیم.
وی میگفت؛ «مرگ پایان زندگی است، ولی مرگاندیشی آغاز آن.»
تحلیل و تجویز راهبردی:
در مدیریت استراتژيک مفهومی داریم به نام آغاز از پایان! این مفهوم میگوید برای آنکه امروز بدانی چه قدمی باید برداری، باید بدانی که فردا کجا میخواهی باشی. پس، از فردا شروع کن! آینده را تجسم کن و سپس از آینده رو به اکنون بیا. نوشتن روی سنگ قبر هم یک تکنیک است که این مفهوم را عملی میکند. میدانم که سخت است و دردناک اما اگر میخواهید از روزمرگی در بیایید لازم است که یک بار عمیقا به آرمانهای خود فکر کنید. حتی میتوانید نوشته روی سنگ قبر خود را مدتی در محل دید خود مانند میز کار و یا تختخواب خود بزنید.
بسیاری از افراد بعد از خواندن این مطلب بهانهتراشی میکنند که "من برای دسترسی به آرمانهایم، امکانات واختیارات کافی ندارم." جواب این بهانه یک جمله است: کدام یک از افراد موفق عرصه کسبوکار، اصلاحات اجتماعی، دین، علم و تکنولوژی، تمام امکانات مورد نیازشان را داشتهاند؟ هیچکدام.
بنابراین بهانهها را بهتر است کنار بگذاریم و به نوشته روی سنگ قبرمان به خوبی فکر کنیم، حتی اگر دردناک باشد...
@ModiranBox
#OstadKazemi
یک تکنیک دردناک!!!
نوشتن روی سنگ قبر😳
نیچه پیشنهاد کرده است: اگر میخواهید زندگی راستین خودتان را آغاز کنید، خود را در یک آزمایش خیالی و ذهنی قرار دهید که در آن، فرشته مرگ در برابر تو حاضر میشود و میگوید فقط و فقط این فرصت را داری که نوشته روی سنگ قبرت را بنویسی و به محض اینکه آن را نوشتی، قبض روح میشوی؛ هر چه میخواهی بنویس ولی به این صورت:
در قسمت اول جملات خود، آرمانهایتان را و در قسمت دوم واقعیت زندگیتان را بنویسید، مثلا بنویسید در اینجا کسی آرمیده است که میخواست با همه مهربان باشد (یعنی آرمانش این بود) اما دست به قتل زد (یعنی واقعیت زندگیاش این شد)؛ یا میخواست 1000 شغل ایجاد کند اما هیچگاه دست به کارآفرینی و توسعه نزد. یا میخواست زندگی 200 کارتنخواب را سامان بخشد اما آنقدر سرگرم جمع آوری ثروت شد که فرصت نیافت.
بعد نیچه میگفت که روی قسمت دوم جملات خود - یعنی روی قسمتی از جملات که واقعیت زندگی است- خط بکشید و از این لحظه به بعد طبق قسمت اول جملاتتان - یعنی طبق آرمانهایتان- زندگی را آغاز کنید.
اینگونه بود که نیچه میگفت «هر که سنگ روی قبر خود را بنویسد، زندگی واقعی را آغاز کرده است.» یعنی کاری به این نداشته باشیم که تاکنون و در سالیان گذشته واقعیتهای زندگی با آرمانهای زندگی ما فاصله داشته است، باید همه را کنار بگذاریم و بگوییم از این لحظه به دنیا آمدهایم و با آرمانهایمان زندگی کنیم. باید به یاد مرگ باشیم تا بتوانیم چنین کاری بکنیم.
وی میگفت؛ «مرگ پایان زندگی است، ولی مرگاندیشی آغاز آن.»
تحلیل و تجویز راهبردی:
در مدیریت استراتژيک مفهومی داریم به نام آغاز از پایان! این مفهوم میگوید برای آنکه امروز بدانی چه قدمی باید برداری، باید بدانی که فردا کجا میخواهی باشی. پس، از فردا شروع کن! آینده را تجسم کن و سپس از آینده رو به اکنون بیا. نوشتن روی سنگ قبر هم یک تکنیک است که این مفهوم را عملی میکند. میدانم که سخت است و دردناک اما اگر میخواهید از روزمرگی در بیایید لازم است که یک بار عمیقا به آرمانهای خود فکر کنید. حتی میتوانید نوشته روی سنگ قبر خود را مدتی در محل دید خود مانند میز کار و یا تختخواب خود بزنید.
بسیاری از افراد بعد از خواندن این مطلب بهانهتراشی میکنند که "من برای دسترسی به آرمانهایم، امکانات واختیارات کافی ندارم." جواب این بهانه یک جمله است: کدام یک از افراد موفق عرصه کسبوکار، اصلاحات اجتماعی، دین، علم و تکنولوژی، تمام امکانات مورد نیازشان را داشتهاند؟ هیچکدام.
بنابراین بهانهها را بهتر است کنار بگذاریم و به نوشته روی سنگ قبرمان به خوبی فکر کنیم، حتی اگر دردناک باشد...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مقاله_مدیریتی۲
مقاله۴ازبخش۲
قانون دانه!؟
نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد یک درخت پانـــصد ســـيب داشته باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا ايده ات را بفروشي.
- بايد ده ها ایده بدهی تا یک محصول تولید شود باید ده ها محصول روانه بازار کنی تا یک محصول گل کند
وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.
پیام قانون دانه برای استراتژیست ها:
ما نمی دانیم کدام دانه به ثمر می نشیند افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
مقاله۴ازبخش۲
قانون دانه!؟
نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد یک درخت پانـــصد ســـيب داشته باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا ايده ات را بفروشي.
- بايد ده ها ایده بدهی تا یک محصول تولید شود باید ده ها محصول روانه بازار کنی تا یک محصول گل کند
وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.
پیام قانون دانه برای استراتژیست ها:
ما نمی دانیم کدام دانه به ثمر می نشیند افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
ویتامین کتاب!!!
گاهی وقتا ویتامین کتاب آدم کم میشه!
کم بود این ویتامین باعث سرطان بی منطقی و بی سوادیست...
منشأ همه ی مشکلات دنیاکمبود این وتامین!!!
@ModiranBox
#OstadKazemi
ویتامین کتاب!!!
گاهی وقتا ویتامین کتاب آدم کم میشه!
کم بود این ویتامین باعث سرطان بی منطقی و بی سوادیست...
منشأ همه ی مشکلات دنیاکمبود این وتامین!!!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
شما توپ هستید یا چسب!!!
بسیاری از ماها اغلب می گوییم :
چی می شد اگر زندگی هر روز آسان و آسانتر می شد؟ و یا آرزو می کنیم که به راحت ترین راه ممکن کارهایمان پیش برود.
اما واقعیت اینطور نیست و با این آرزوها مشکلی حل نمی شود. وقتی در زندگی پیش می رویم و سن مان بالاتر می رود برخی کارها برایمان سخت می شود و برخی دیگر ساده تر. در هر مرحله ای از زندگی که باشیم همیشه چیزهای خوب و بد در کنار هم وجود دارند و این ما هستیم که باید بر جنبه های خوب زندگی تمرکز کنیم و از جنبه های بد، یاد بگیریم و با آنها کنار بیاییم.
در مقابله با سختی ها و شکست ها انسانها به دو صورت عمل می کنند برخی مانند چسب هستند و همین که زمین می خورند به زمین می چسبند و دیگر بلند نمی شوند و آه و ناله می کنند. اما برخی دیگر مانند توپ عمل می کنند و دوباره به سرعت به سمت اوج حرکت می کنند و شروع مجددی دارند و اجازه نمی دهند سقوط سرنوشت آنها را برای همیشه مختوم کند.
شکست در زندگی همه انسانها وجود دارد و به سراغ همه ماها می آید اما سوأل این است:
آیا در مقابله با آن ها توپ خواهیم بود یا چسب!؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
شما توپ هستید یا چسب!!!
بسیاری از ماها اغلب می گوییم :
چی می شد اگر زندگی هر روز آسان و آسانتر می شد؟ و یا آرزو می کنیم که به راحت ترین راه ممکن کارهایمان پیش برود.
اما واقعیت اینطور نیست و با این آرزوها مشکلی حل نمی شود. وقتی در زندگی پیش می رویم و سن مان بالاتر می رود برخی کارها برایمان سخت می شود و برخی دیگر ساده تر. در هر مرحله ای از زندگی که باشیم همیشه چیزهای خوب و بد در کنار هم وجود دارند و این ما هستیم که باید بر جنبه های خوب زندگی تمرکز کنیم و از جنبه های بد، یاد بگیریم و با آنها کنار بیاییم.
در مقابله با سختی ها و شکست ها انسانها به دو صورت عمل می کنند برخی مانند چسب هستند و همین که زمین می خورند به زمین می چسبند و دیگر بلند نمی شوند و آه و ناله می کنند. اما برخی دیگر مانند توپ عمل می کنند و دوباره به سرعت به سمت اوج حرکت می کنند و شروع مجددی دارند و اجازه نمی دهند سقوط سرنوشت آنها را برای همیشه مختوم کند.
شکست در زندگی همه انسانها وجود دارد و به سراغ همه ماها می آید اما سوأل این است:
آیا در مقابله با آن ها توپ خواهیم بود یا چسب!؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
ساندویچ فروش
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.
کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.
وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد ... به کمک او پرداخت.
سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود بیاد.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.
پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.
کسادی عمومی شروع شده است.
آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند.
خواسته های خود را بامدیریت صحیح عملی سازید وگرنه دیگران شما را مدیریت می کنند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
ساندویچ فروش
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.
کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.
وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد ... به کمک او پرداخت.
سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود بیاد.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.
پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.
کسادی عمومی شروع شده است.
آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند.
خواسته های خود را بامدیریت صحیح عملی سازید وگرنه دیگران شما را مدیریت می کنند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
