#نگرش_مدیریتی
7 جمله الهام بخش از استیو جابز که در دنیا محبوب شد
1⃣ زمان شما محدود است، پس این زمان محدود را با زندگی بر اساس اهداف و دغدغههای دیگران هدر ندهید.
2⃣ وجه تمایز یک رهبر، نوآوری و خلاقیت است.
3⃣ کار بخش مهمی از زندگی شماست. پس به دنبال کار مورد علاقه خود بروید و تا پیدا کردن آن آرام نشینید.
4⃣ وقتی کار بزرگ و متمایزی انجام میدهید، به تماشای آن ننشینید. بلافاصله کار شگفت انگیز بعدی خود را شروع کنید.
5⃣ کارآفرینی یعنی پشتکار و تلاش بی حد و مرز. چیزی که کارآفرینهای ناموفق آن را ندارند.
6⃣ حریص باش، دیوانه باش.
7⃣این را به خاطر بسپارید در آخر بزرگترین افسوس ما بابت کارهایی است که دوست داشتهایم انجام دهیم و هرگز انجام ندادهایم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
7 جمله الهام بخش از استیو جابز که در دنیا محبوب شد
1⃣ زمان شما محدود است، پس این زمان محدود را با زندگی بر اساس اهداف و دغدغههای دیگران هدر ندهید.
2⃣ وجه تمایز یک رهبر، نوآوری و خلاقیت است.
3⃣ کار بخش مهمی از زندگی شماست. پس به دنبال کار مورد علاقه خود بروید و تا پیدا کردن آن آرام نشینید.
4⃣ وقتی کار بزرگ و متمایزی انجام میدهید، به تماشای آن ننشینید. بلافاصله کار شگفت انگیز بعدی خود را شروع کنید.
5⃣ کارآفرینی یعنی پشتکار و تلاش بی حد و مرز. چیزی که کارآفرینهای ناموفق آن را ندارند.
6⃣ حریص باش، دیوانه باش.
7⃣این را به خاطر بسپارید در آخر بزرگترین افسوس ما بابت کارهایی است که دوست داشتهایم انجام دهیم و هرگز انجام ندادهایم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
strategy.pdf
241.9 KB
#کتاب_مدیریتی
کتاب مدیریت استراتژیک(استراتژی اثربخش)
که یکی از پرطرفدارترین کتاب ها در مدیریت محسوب میشود اکنون به صورت خلاصه تقدیم به شما همراهان همیشگی.
@ModiranBox
#OstadKazemi
کتاب مدیریت استراتژیک(استراتژی اثربخش)
که یکی از پرطرفدارترین کتاب ها در مدیریت محسوب میشود اکنون به صورت خلاصه تقدیم به شما همراهان همیشگی.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
داستان مدير ورشكسته
مدير شرکتي روي نيمکتي در پارک نشسته بود و سرش را بين دستانش گرفته بود و به اين فکر ميکرد که آيا ميتواند شرکتش را از ورشکستگي نجات دهد يا نه. بدهي شرکت خيلي زياد شده بود و راهي براي بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت. طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه هم تقاضاي پرداخت بر اساس قرارداهاي بسته شده را داشتند.
ناگهان پيرمردي کنار او روي نيمکت نشست و گفت: «به نظر مياد خيلي ناراحتي.»
بعد از شنيدن حرفهاي مدير، پيرمرد گفت: «من ميتونم کمکت کنم.»
نام مدير را پرسيد و يک چک براي او نوشت و داد به دستش و گفت: «اين پول رو بگير. يک سال بعد همين موقع بيا اينجا و اون موقع ميتوني پولي که بهت قرض دادم رو برگردوني.» بعد هم از آنجا دور شد.
مدير شرکت در حال ورشکستگي، يک چک 500000 دلاري در دستش ديد که امضاء جان دي. راکفلر داشت، يکي از ثروتمندترين مردان روي زمين.
با خود فکر کرد: «حالا ميتونم تمام مشکلات مالي شرکت رو در عرض چند ثانيه برطرف کنم.»
اما تصميم گرفت فعلاً چک را نقد نکند و آن را در جاي امني نگه دارد.
همين که ميدانست اين چک را دارد، اشتياق و توان تازهاي براي نجات شرکت پيدا کرد. توانست از طلبکاران براي پرداختهاي عقبافتاده فرصت بگيرد. چند قرارداد جديد بست و چند سفارش فروش بزرگ دريافت کرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهيها را تسويه کند و شرکت به سودآوري دوباره رسيد.
دقيقاً يک سال بعد از اتفاقي که در پارک برايش پيش آمده بود، با چک نقد نشده به پارک رفت و روي همان نيمکت نشست.
راکفلر آمد اما قبل از اينکه بخواهد چک را به او بازگرداند و داستان موفقيتش را براي او تعريف کند، پرستاري آمد و راکفلر را گرفت و فرياد زد: «گرفتمش!» بعد به مدير نگاه کرد و گفت: «اميدوارم شما را اذيت نکرده باشد. اين پيرمرد هميشه از آسايشگاه فرار ميکند و به مردم ميگويد که راکفلر است.»
مدير تازه فهميد اين پول نبود که شرايط او را تغيير داد بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم براي نجات شرکت را به او داده بود.
#دیدگاه_مدیریتی
درآمد:
هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج:
اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.
پسانداز:
آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید
ریسک:
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
داستان مدير ورشكسته
مدير شرکتي روي نيمکتي در پارک نشسته بود و سرش را بين دستانش گرفته بود و به اين فکر ميکرد که آيا ميتواند شرکتش را از ورشکستگي نجات دهد يا نه. بدهي شرکت خيلي زياد شده بود و راهي براي بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت. طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه هم تقاضاي پرداخت بر اساس قرارداهاي بسته شده را داشتند.
ناگهان پيرمردي کنار او روي نيمکت نشست و گفت: «به نظر مياد خيلي ناراحتي.»
بعد از شنيدن حرفهاي مدير، پيرمرد گفت: «من ميتونم کمکت کنم.»
نام مدير را پرسيد و يک چک براي او نوشت و داد به دستش و گفت: «اين پول رو بگير. يک سال بعد همين موقع بيا اينجا و اون موقع ميتوني پولي که بهت قرض دادم رو برگردوني.» بعد هم از آنجا دور شد.
مدير شرکت در حال ورشکستگي، يک چک 500000 دلاري در دستش ديد که امضاء جان دي. راکفلر داشت، يکي از ثروتمندترين مردان روي زمين.
با خود فکر کرد: «حالا ميتونم تمام مشکلات مالي شرکت رو در عرض چند ثانيه برطرف کنم.»
اما تصميم گرفت فعلاً چک را نقد نکند و آن را در جاي امني نگه دارد.
همين که ميدانست اين چک را دارد، اشتياق و توان تازهاي براي نجات شرکت پيدا کرد. توانست از طلبکاران براي پرداختهاي عقبافتاده فرصت بگيرد. چند قرارداد جديد بست و چند سفارش فروش بزرگ دريافت کرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهيها را تسويه کند و شرکت به سودآوري دوباره رسيد.
دقيقاً يک سال بعد از اتفاقي که در پارک برايش پيش آمده بود، با چک نقد نشده به پارک رفت و روي همان نيمکت نشست.
راکفلر آمد اما قبل از اينکه بخواهد چک را به او بازگرداند و داستان موفقيتش را براي او تعريف کند، پرستاري آمد و راکفلر را گرفت و فرياد زد: «گرفتمش!» بعد به مدير نگاه کرد و گفت: «اميدوارم شما را اذيت نکرده باشد. اين پيرمرد هميشه از آسايشگاه فرار ميکند و به مردم ميگويد که راکفلر است.»
مدير تازه فهميد اين پول نبود که شرايط او را تغيير داد بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم براي نجات شرکت را به او داده بود.
#دیدگاه_مدیریتی
درآمد:
هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج:
اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.
پسانداز:
آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید
ریسک:
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#حکایت_مدیریتی
#نگرش_مدیریتی
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانمی مینشیند.
آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند.
بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند.
سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او مینشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همین حرکتها را تکرار کنند!
پیشخدمت به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنشهای خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشخدمت مینشیند.
پیشخدمت محکم میایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
زمانی که مطمئن میشود، سوسک را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند.
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار عصبی شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریبا به شکل ایدهآلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانمها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود،
بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند،
این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب ناراحتیم میشود.
من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.
آن خانم به اتفاق رخداده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.
واکنشها همیشه غریزی هستند در حالیکه پاسخها همراه با تفکرند.
نحوه واکنشهای ما به مشکلات و نه خود مشکلات است که میتواند در زندگی بحران ایجاد کند.
این مفهوم مهمی در فهم زندگی است.
آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است.
او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.
پس بهتر است در زندگی به اتفاقات پاسخ دهیم نه واکنش
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانمی مینشیند.
آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند.
بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند.
سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او مینشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همین حرکتها را تکرار کنند!
پیشخدمت به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنشهای خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشخدمت مینشیند.
پیشخدمت محکم میایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
زمانی که مطمئن میشود، سوسک را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند.
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار عصبی شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریبا به شکل ایدهآلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانمها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود،
بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند،
این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب ناراحتیم میشود.
من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.
آن خانم به اتفاق رخداده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.
واکنشها همیشه غریزی هستند در حالیکه پاسخها همراه با تفکرند.
نحوه واکنشهای ما به مشکلات و نه خود مشکلات است که میتواند در زندگی بحران ایجاد کند.
این مفهوم مهمی در فهم زندگی است.
آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است.
او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.
پس بهتر است در زندگی به اتفاقات پاسخ دهیم نه واکنش
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
نقطه کور ذهن!!!
ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتراز دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور (Blind Spot Bias) می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.
به موارد زیر دقت کنید:
اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است ! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!
در تحقیقی که بر روی 600 شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که 85 درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند !
نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحت¬ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!
اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی ویا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف ، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست!
تجویز مدیریتی
سال ها پیش در یکی از کتاب های پائولو کوئیلو تمثیل جالبی خواندم که همیشه در ذهن من هست. او می گفت که ما آدم ها در یک صف طولانی پشت سر هم داریم راه می رویم. و هر کدام از ما آدمها دو تا سبد با خودمون داریم که با یک چوب که بر روی دوشمان است آن ها را با خود حمل می کنیم. یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم. نکات مثبت و خوبی هامون رو میندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی. وقتی توی مسیر داریم راه میریم، فقط خوبیهای خودمون رو میبینیم و عیبهای تمام نفرات جلویی مون رو همیشه جلوی چشم مون داریم. ولی هرگز عیب های خودمون رو نمیبینیم! این تمثیل یکی از بهترین تصویرهایست که اگر به خاطر بسپاریم می تواند به ما در جلوگیری از خطای نقطه کور کمک کند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
نقطه کور ذهن!!!
ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتراز دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور (Blind Spot Bias) می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.
به موارد زیر دقت کنید:
اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است ! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!
در تحقیقی که بر روی 600 شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که 85 درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند !
نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحت¬ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!
اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی ویا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف ، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست!
تجویز مدیریتی
سال ها پیش در یکی از کتاب های پائولو کوئیلو تمثیل جالبی خواندم که همیشه در ذهن من هست. او می گفت که ما آدم ها در یک صف طولانی پشت سر هم داریم راه می رویم. و هر کدام از ما آدمها دو تا سبد با خودمون داریم که با یک چوب که بر روی دوشمان است آن ها را با خود حمل می کنیم. یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم. نکات مثبت و خوبی هامون رو میندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی. وقتی توی مسیر داریم راه میریم، فقط خوبیهای خودمون رو میبینیم و عیبهای تمام نفرات جلویی مون رو همیشه جلوی چشم مون داریم. ولی هرگز عیب های خودمون رو نمیبینیم! این تمثیل یکی از بهترین تصویرهایست که اگر به خاطر بسپاریم می تواند به ما در جلوگیری از خطای نقطه کور کمک کند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
هشت ضرب المثل مدیریتی عجیب از سراسر دنیا:
1⃣ جامائیکا:
قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.
تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.
2⃣ هاییتی:
اگر میخواهی جوجههایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخممرغ ها بخواب.
تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.
3⃣ لاتین:
یک خرگوش احمق ، برای لانه خود سه ورودی تعبیه میکند.
تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی ، عقل حکم میکند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آنها ببندی.
4⃣ آفریقا:
هر سوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.
تفسیر: معادل فارسیاش میشود ، اگر در دیدهی مجنون نشینی ، به غیر از خوبی لیلی نبینی.
5⃣ روسی:
بشکهی خالی بلندترین صدا را ایجاد میکند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.
6⃣ اسپانیا:
برای پختن یک املت خوشمزه ، حداقل باید یک تخم مرغ شکست.
تفسیر: بدون صرف هزینه به نتیجه مطلوب دست نخواهی یافت.
7⃣ روسی:
هر که چاقوی بزرگی در دست دارد ، لزوماً آشپز ماهری نیست.
تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.
8⃣ ژاپنی :
اگر میخواهی جای رئیست بشینی پس هلش بده بره بالا...
تفسیر: برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن
@ModiranBox
#OstadKazemi
هشت ضرب المثل مدیریتی عجیب از سراسر دنیا:
1⃣ جامائیکا:
قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.
تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.
2⃣ هاییتی:
اگر میخواهی جوجههایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخممرغ ها بخواب.
تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.
3⃣ لاتین:
یک خرگوش احمق ، برای لانه خود سه ورودی تعبیه میکند.
تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی ، عقل حکم میکند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آنها ببندی.
4⃣ آفریقا:
هر سوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.
تفسیر: معادل فارسیاش میشود ، اگر در دیدهی مجنون نشینی ، به غیر از خوبی لیلی نبینی.
5⃣ روسی:
بشکهی خالی بلندترین صدا را ایجاد میکند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.
6⃣ اسپانیا:
برای پختن یک املت خوشمزه ، حداقل باید یک تخم مرغ شکست.
تفسیر: بدون صرف هزینه به نتیجه مطلوب دست نخواهی یافت.
7⃣ روسی:
هر که چاقوی بزرگی در دست دارد ، لزوماً آشپز ماهری نیست.
تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.
8⃣ ژاپنی :
اگر میخواهی جای رئیست بشینی پس هلش بده بره بالا...
تفسیر: برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
Happiness has much less to do with life circumstances than you might think. A University of Illinois study found that people who earn the most (more than $10 million annually) are only a smidge happier than the average Joes and Janes who work for them.
Life circumstances have little to do with happiness because much happiness is under your control—the product of your habits and your outlook on life.
خوشحالی بسیار کمتر از آن چیزی که فکر میکنید، با شرایط زندگی در ارتباط است. طبق مطالعهای که توسط دانشگاه ایلینویز انجام شده، افراد با درآمد بسیار بالا (بیشتر از سالی ۱۰ میلیون دلار) فقط کمی بیشتر از میانگین افرادی که برایشان کار میکنند، خوشحال هستند.
شرایط زندگی ارتباط چندانی با خوشحالی ندارد، چرا که خوشحالی تحت کنترل شماست و نتیجهی عادات و نوع نگاهتان به زندگی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
Happiness has much less to do with life circumstances than you might think. A University of Illinois study found that people who earn the most (more than $10 million annually) are only a smidge happier than the average Joes and Janes who work for them.
Life circumstances have little to do with happiness because much happiness is under your control—the product of your habits and your outlook on life.
خوشحالی بسیار کمتر از آن چیزی که فکر میکنید، با شرایط زندگی در ارتباط است. طبق مطالعهای که توسط دانشگاه ایلینویز انجام شده، افراد با درآمد بسیار بالا (بیشتر از سالی ۱۰ میلیون دلار) فقط کمی بیشتر از میانگین افرادی که برایشان کار میکنند، خوشحال هستند.
شرایط زندگی ارتباط چندانی با خوشحالی ندارد، چرا که خوشحالی تحت کنترل شماست و نتیجهی عادات و نوع نگاهتان به زندگی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نکات_مدیریتی
۱ - آرزو نکن شرایط ساده تر بود، آرزو کن تو قوی تر بودی.آرزوی مشکلات کمتر نکن، آرزو کن مهارت های بیشتری داشتی. آرزوی چالش های کمتر نکن، آرزو كن دانایی بیشتر را
۲ - چالش رهبری در این است که قوی باشی، اما نه گستاخ، مهربان باشی، اما نه ضعیف، جسور باشی، اما نه موجب آزار دیگران، متفکر باشی، اما نه تنبل، افتاده باشی، اما نه کمرو ،سربلند باشی، اما نه مغرور، شوخ طبع باشی اما نه بدون ملاحظه
۳ - بر هر حال باید رنج یکی از این دو را تحمل کنیم:درد منظم بودن یا درد تاسف
۴ - روزاها گران قیمت هستند. زمانیکه یک روز را خرج میکنید، یک روز کمتر برای خرج کردن دارید. پس مطمئن شوید که روزهایتان رابه درستی خرج میکنید
۵ - انضباط پل بین اهداف و دستاوردها هستند
۶ - اگر تمایل به ریسک های غیر متعارف ندارید، مجبور خواهید بود با متعارفها کنار بیایید
۷ - انگیزه چیزی است که به شما قدرت شروع را می دهد، عادت چیزی است که شما را در راه نگه می دارد
۸ - موفقیت چیزی جز تمرین روزمره چند نظم ساده نیست
۹ - به جمع های ساده نپیوندید، رشد نخواهید کرد، جایی بروید که انتظارات و خواست های عملکردی بالا است
۱۰ - یاد بگیرید با چیزی که دارید خوشحال باشید و همزمان به دنبال تمام چیزهایی که میخواهید بروید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
۱ - آرزو نکن شرایط ساده تر بود، آرزو کن تو قوی تر بودی.آرزوی مشکلات کمتر نکن، آرزو کن مهارت های بیشتری داشتی. آرزوی چالش های کمتر نکن، آرزو كن دانایی بیشتر را
۲ - چالش رهبری در این است که قوی باشی، اما نه گستاخ، مهربان باشی، اما نه ضعیف، جسور باشی، اما نه موجب آزار دیگران، متفکر باشی، اما نه تنبل، افتاده باشی، اما نه کمرو ،سربلند باشی، اما نه مغرور، شوخ طبع باشی اما نه بدون ملاحظه
۳ - بر هر حال باید رنج یکی از این دو را تحمل کنیم:درد منظم بودن یا درد تاسف
۴ - روزاها گران قیمت هستند. زمانیکه یک روز را خرج میکنید، یک روز کمتر برای خرج کردن دارید. پس مطمئن شوید که روزهایتان رابه درستی خرج میکنید
۵ - انضباط پل بین اهداف و دستاوردها هستند
۶ - اگر تمایل به ریسک های غیر متعارف ندارید، مجبور خواهید بود با متعارفها کنار بیایید
۷ - انگیزه چیزی است که به شما قدرت شروع را می دهد، عادت چیزی است که شما را در راه نگه می دارد
۸ - موفقیت چیزی جز تمرین روزمره چند نظم ساده نیست
۹ - به جمع های ساده نپیوندید، رشد نخواهید کرد، جایی بروید که انتظارات و خواست های عملکردی بالا است
۱۰ - یاد بگیرید با چیزی که دارید خوشحال باشید و همزمان به دنبال تمام چیزهایی که میخواهید بروید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
تنها برای رسیدن به هدف اصلی خود قدم بردارید واز هدف های زودگذر مسیر چشم پوشی کنید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
تنها برای رسیدن به هدف اصلی خود قدم بردارید واز هدف های زودگذر مسیر چشم پوشی کنید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نکات_مدیریتی
فرافکنی !!!
مدیر و کارمندی که فرافکني می کند، نقش خود را نادیده گرفته و تاکيد شديد بر نقش عوامل محيطي دارد. اين حالت، پارادوکس "من به شرط او" را به وجودخواهد آورد، در اين حالت شخص يا سازمان، کارآمد بودن خود را منوط و مشروط بر کارآمد بودن ديگران يا ديگر سازمانها ميکند. و مدیری که اینچنین نگرشي دارد، هيچ اقدام مطلوب و موثري صورت نخواهد داد.چرا که اساسا با این دیدگاه مسئله را حل شده تصور میکند ودر نتیجه اقدامی برای حل آن نمی کند اما مدیری که اشتباهات خود را می پذیرد و مسئولیت کاستی ها را به عهده میگیرد برای رفع مشکل دست به کار میشود و به طور حتم ذهن او مدام به دنبال راه حل می گردد و در این شرایط ذهن در حالت آفرینندگی قرار میگیرد. در حالتی که ذهن به دنبال راه حل می گرددٰ بالاترین خلاقیت ها و راهکارهای خلاقانه به وجود می آید.به طور حتم مدیران موفق اشتباهات بسیاری داشته اند اما مسئولیت آنها را پذیرفته اند و اینگونه با ایجاد و خلق راهکارهایی بی نظیر، به مدیرانی موفق و بزرگ تبدیل شده اند.
مدیر فرافکن مانند مرداب در حالت سکون خواهد ماند و با تصور آرام بودن همه ی امور در همان حال خواهد ماند تا زمانی که بوی نامطبوع مرداب همه را کلافه کند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
فرافکنی !!!
مدیر و کارمندی که فرافکني می کند، نقش خود را نادیده گرفته و تاکيد شديد بر نقش عوامل محيطي دارد. اين حالت، پارادوکس "من به شرط او" را به وجودخواهد آورد، در اين حالت شخص يا سازمان، کارآمد بودن خود را منوط و مشروط بر کارآمد بودن ديگران يا ديگر سازمانها ميکند. و مدیری که اینچنین نگرشي دارد، هيچ اقدام مطلوب و موثري صورت نخواهد داد.چرا که اساسا با این دیدگاه مسئله را حل شده تصور میکند ودر نتیجه اقدامی برای حل آن نمی کند اما مدیری که اشتباهات خود را می پذیرد و مسئولیت کاستی ها را به عهده میگیرد برای رفع مشکل دست به کار میشود و به طور حتم ذهن او مدام به دنبال راه حل می گردد و در این شرایط ذهن در حالت آفرینندگی قرار میگیرد. در حالتی که ذهن به دنبال راه حل می گرددٰ بالاترین خلاقیت ها و راهکارهای خلاقانه به وجود می آید.به طور حتم مدیران موفق اشتباهات بسیاری داشته اند اما مسئولیت آنها را پذیرفته اند و اینگونه با ایجاد و خلق راهکارهایی بی نظیر، به مدیرانی موفق و بزرگ تبدیل شده اند.
مدیر فرافکن مانند مرداب در حالت سکون خواهد ماند و با تصور آرام بودن همه ی امور در همان حال خواهد ماند تا زمانی که بوی نامطبوع مرداب همه را کلافه کند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎊1⃣3⃣9⃣6⃣🎊
فرا رسیدن سال جدید بر شما همراهان همیشگی کانال رسمی مدیران آینده مبارک باد
درسال جدید با 120مقاله معتبر و جدید
وکلی تکنیک جذاب مدیریتی باشما هستیم!
@ModiranBox
#OstadKazemi
فرا رسیدن سال جدید بر شما همراهان همیشگی کانال رسمی مدیران آینده مبارک باد
درسال جدید با 120مقاله معتبر و جدید
وکلی تکنیک جذاب مدیریتی باشما هستیم!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
دزدان زمان
اغلب مدیران، از نداشتن زمان گله و شکایت می کنند. اما واقعیت این است که آنها خودشان مسئول اصلی این کمبود زمان هستند و این خودشان هستند که باید برای دستیابی به زمان کافی برای انجام کارهای مدیریتی، مدیریت صحیحی روی زمان خود انجام دهند.
در زیر برخی از دزدان زمان در مدیریت آورده شده اند آنها را به درستی مدیریت کنید تا زمان کافی برای خود به دست آورید.
✅نداشتن برنامه ريزي مناسب
✅در نظر نگرفتن اولويت ها
✅تعهد کار بيش از اندازه
✅عجول بودن و شتابزدگی در کارها
✅نداشتن مهارت تفويض اختيار
✅شرکت در جلسات غير ضروری
✅مديريت در بحران به جای مدیریت سیستمی
✅نداشتن قاطعيت در تصميم گيري
✅انجام کارهای دون پايه و غیر مدیریتی
✅سلام و تعارف بيش از اندازه و مکالمات غیرضروری
✅تلفن های طولانی و مزاحم
✅مطالعه مطالب غير ضروری
@ModiranBox
#OstadKazemi
دزدان زمان
اغلب مدیران، از نداشتن زمان گله و شکایت می کنند. اما واقعیت این است که آنها خودشان مسئول اصلی این کمبود زمان هستند و این خودشان هستند که باید برای دستیابی به زمان کافی برای انجام کارهای مدیریتی، مدیریت صحیحی روی زمان خود انجام دهند.
در زیر برخی از دزدان زمان در مدیریت آورده شده اند آنها را به درستی مدیریت کنید تا زمان کافی برای خود به دست آورید.
✅نداشتن برنامه ريزي مناسب
✅در نظر نگرفتن اولويت ها
✅تعهد کار بيش از اندازه
✅عجول بودن و شتابزدگی در کارها
✅نداشتن مهارت تفويض اختيار
✅شرکت در جلسات غير ضروری
✅مديريت در بحران به جای مدیریت سیستمی
✅نداشتن قاطعيت در تصميم گيري
✅انجام کارهای دون پايه و غیر مدیریتی
✅سلام و تعارف بيش از اندازه و مکالمات غیرضروری
✅تلفن های طولانی و مزاحم
✅مطالعه مطالب غير ضروری
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مقاله_مدیریتی1
مقاله 1 ازبخش1
قانون یادگیری در 20ساعت!!!
چقدر زمان میبرد وقتی مهارت جدیدی میخواهید یاد بگیرید؟ نه، آنقدر زیاد هم که فکر میکنید
اکثر افراد قانون 10000 ساعت را شنیده اند که اولین بار توسط مالکوم گلدویل در کتابی با همان عنوان مطرح شد. ایده پشت این 10000 آن است که “اگر میخواهید در هر مهارتی به صورت تضمینی متخصص و استاد باشید 10000 ساعت تلاش و تمرین لازم دارید.” – این گفته به نظر بی منطق می آید اما توسط دکتر کی. آندرس اریکسون تحقیق و پژوهش شده سپس کلمه “قانون” را برایش انتخاب کردند. اگر میخواهید وارد بازی گلف شوید و تایگر وود را شکست بدید، این قانون چیزی است که به آن نیاز دارید.
اما؛ مشکلی با قانون 10000 ساعت وجود دارد… این قانون برای مهارت هایی که اکثر مردم به دنبالش هستند جواب نمیدهد یا اگر هم بدهد دیگر نیازی به آن ندارند؛ گذشته از رقابت های تنگاتنگی که در بعضی حوزه ها مانند ورزش, موسیقی و … وجود دارد بعضی از مهارت ها هستند که اکثر مردم سریعا میخواهند یاد بگیرند و در زندگی شخصیشان بکار ببرند مانند : موفقیت کاری, علاقه شخصی یا تفریحات. شما و من هرکدام بازی متفاوتی در زندگیمان بازی میکنیم پس از قوانین مختلفی برای موفقیتمان باید استفاده کنیم.
در این مطلب ,ما ناب ترین روش روز دنیا یا استراتژی 20 ساعت را برایتان شرح میدیم تا بتوانید هرچیزی را ,هر مهارتی را ,هر درسی را در کمتر از 20 ساعت یاد بگیرید. یا برای دراز مدت ! 45 دقیقه در روز به مدت 1 ماه حدودا :
4 استراتژی برای یادگیری هرچیزی در 20 ساعت یا کمتر
تصمیم بگیرید چه میخواهید
اکثر افراد تصور کاملا مبهمی از چیزی که میخواهند انجام دهند دارند. ایجاد یک “هدف سطح عملکرد” به شما کمک میکند نتیجه ای که میخواهید بگییرید بهتر و سریعتر به آن برسید. اهدافی مانند “یاد گرفتن زبان ایتالیایی” کافی نیستند ؛”خرید یک کتاب آموزش ایتالیایی” بهتر است. اهدافی خاص تر و متمرکز تر کاربردی ترند برای شما.
تجزیه
اکثر مهارت هایی که فکر میکنیم خیلی سخت هستند از چند مهارت ساده و کوچک تشکیل شده اند. برای اثرگذاری بیشتر, مهارت ها را تجزیه کنید به مهارت های کوچک تر و تمرین کنید مهارت های مهمتر را بهتر یاد بگیرید. برای مثال شما میتوانید هزاران نت موسیقی را برای پیانو و گیتار یاد بگیرید, اما میتوانید اکثر آهنگ ها را با 3 یا 6 کورد معمول نیز بزنید. پس اول سعی کنید مهمترین زیر-مهارت را اول یاد بگیرید.
قرنطینه
همه مان, همــــــه ! عادت داریم طی روز با چیز هایی سر و کار داشته باشیم که تمرکزمان را کاهش میدهند. بین سریال های تلوزیونی, اس ام اس , اینترنت و آهنگی که در حال اجرا است خیلی سخت است بخواهیم زمانی را برای تمرکز کردن اختصاص بدهیم. با کمی نیروی اراده میتوانید خودتان را برای یاد گرفتن یک مهارت برای چند دقیقه یا چند ساعت در روز قرنطینه کنید. سعی کنید تلفن همراهتان را خاموش کنید, کامپیوترتان را روشن نکنید و بر روی چیزی که قرار است یاد بگیرید تمرکز کنید.
خود اصلاحی
هنگامیکه در حال یادگیری هستید, کمی تحقیق به شما این امکان را میدهد که قدم های نادرست را شناسایی کنید در مسیرتان. هنگام آموزش ,شما بهتر میتوانید متذکر شوید چه زمانی اشتباه میکنید و چی زمانی اصلاحش میکنید. 3 تا 5 تا منبع معتبر از مهارتی که میخواهید یاد بگیرید تهیه کنید و به سرعت مرورش کنید, سریع بدنبال ایده های مهمش باشید, لغات کاربردی و تکنیک ها.اما حواستان کاملا باشد ؛این تحقیق ها میتواند به صورت کاملا ناآگاه یک عادت برای دفع الوقتتان باشد. فقط به اندازه ای تحقیق کنید که بپرید تو استخر, پاهایتان خیس شود, سپس برگردید و تمرین کنید.
حداقل برای 20 ساعت تمرین کنید
بزرگترین مانع برای بدست آوردن یک مهارت, موانع احساسی هستند نه فیزیکی. با هدف گذاری قابل دست یابی 20 ساعته, شما متعهد میشوید که به احساسات آغازین بی انگیزگی و ترس مبهم بی توجه باشید.آمادگی متعهد شدن در قبل از شروع به شما این قابلیت را میدهد که زمان طولانی تر را برای بدست آوردن مهارتتان صرف کنید.
در دنیا هیچ جایگزینی برای تمرکز کردن و تمرین کردن خود دانسته نیست. اما این اصول به شما کمک میکنند نتیجه بهتری از وقتی که برای تمرین گذاشتید بگیرید. تصمیم بگیرید چه کاری میتوانید بکنید, کمی تحقیق کنید و موانع را رد کنید و وقتی را برای تمرین اختصاص دهید و استاد آن مهارت شوید.
قبل ازینکه بفهمید بهتر از قبل خواهید شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مقاله 1 ازبخش1
قانون یادگیری در 20ساعت!!!
چقدر زمان میبرد وقتی مهارت جدیدی میخواهید یاد بگیرید؟ نه، آنقدر زیاد هم که فکر میکنید
اکثر افراد قانون 10000 ساعت را شنیده اند که اولین بار توسط مالکوم گلدویل در کتابی با همان عنوان مطرح شد. ایده پشت این 10000 آن است که “اگر میخواهید در هر مهارتی به صورت تضمینی متخصص و استاد باشید 10000 ساعت تلاش و تمرین لازم دارید.” – این گفته به نظر بی منطق می آید اما توسط دکتر کی. آندرس اریکسون تحقیق و پژوهش شده سپس کلمه “قانون” را برایش انتخاب کردند. اگر میخواهید وارد بازی گلف شوید و تایگر وود را شکست بدید، این قانون چیزی است که به آن نیاز دارید.
اما؛ مشکلی با قانون 10000 ساعت وجود دارد… این قانون برای مهارت هایی که اکثر مردم به دنبالش هستند جواب نمیدهد یا اگر هم بدهد دیگر نیازی به آن ندارند؛ گذشته از رقابت های تنگاتنگی که در بعضی حوزه ها مانند ورزش, موسیقی و … وجود دارد بعضی از مهارت ها هستند که اکثر مردم سریعا میخواهند یاد بگیرند و در زندگی شخصیشان بکار ببرند مانند : موفقیت کاری, علاقه شخصی یا تفریحات. شما و من هرکدام بازی متفاوتی در زندگیمان بازی میکنیم پس از قوانین مختلفی برای موفقیتمان باید استفاده کنیم.
در این مطلب ,ما ناب ترین روش روز دنیا یا استراتژی 20 ساعت را برایتان شرح میدیم تا بتوانید هرچیزی را ,هر مهارتی را ,هر درسی را در کمتر از 20 ساعت یاد بگیرید. یا برای دراز مدت ! 45 دقیقه در روز به مدت 1 ماه حدودا :
4 استراتژی برای یادگیری هرچیزی در 20 ساعت یا کمتر
تصمیم بگیرید چه میخواهید
اکثر افراد تصور کاملا مبهمی از چیزی که میخواهند انجام دهند دارند. ایجاد یک “هدف سطح عملکرد” به شما کمک میکند نتیجه ای که میخواهید بگییرید بهتر و سریعتر به آن برسید. اهدافی مانند “یاد گرفتن زبان ایتالیایی” کافی نیستند ؛”خرید یک کتاب آموزش ایتالیایی” بهتر است. اهدافی خاص تر و متمرکز تر کاربردی ترند برای شما.
تجزیه
اکثر مهارت هایی که فکر میکنیم خیلی سخت هستند از چند مهارت ساده و کوچک تشکیل شده اند. برای اثرگذاری بیشتر, مهارت ها را تجزیه کنید به مهارت های کوچک تر و تمرین کنید مهارت های مهمتر را بهتر یاد بگیرید. برای مثال شما میتوانید هزاران نت موسیقی را برای پیانو و گیتار یاد بگیرید, اما میتوانید اکثر آهنگ ها را با 3 یا 6 کورد معمول نیز بزنید. پس اول سعی کنید مهمترین زیر-مهارت را اول یاد بگیرید.
قرنطینه
همه مان, همــــــه ! عادت داریم طی روز با چیز هایی سر و کار داشته باشیم که تمرکزمان را کاهش میدهند. بین سریال های تلوزیونی, اس ام اس , اینترنت و آهنگی که در حال اجرا است خیلی سخت است بخواهیم زمانی را برای تمرکز کردن اختصاص بدهیم. با کمی نیروی اراده میتوانید خودتان را برای یاد گرفتن یک مهارت برای چند دقیقه یا چند ساعت در روز قرنطینه کنید. سعی کنید تلفن همراهتان را خاموش کنید, کامپیوترتان را روشن نکنید و بر روی چیزی که قرار است یاد بگیرید تمرکز کنید.
خود اصلاحی
هنگامیکه در حال یادگیری هستید, کمی تحقیق به شما این امکان را میدهد که قدم های نادرست را شناسایی کنید در مسیرتان. هنگام آموزش ,شما بهتر میتوانید متذکر شوید چه زمانی اشتباه میکنید و چی زمانی اصلاحش میکنید. 3 تا 5 تا منبع معتبر از مهارتی که میخواهید یاد بگیرید تهیه کنید و به سرعت مرورش کنید, سریع بدنبال ایده های مهمش باشید, لغات کاربردی و تکنیک ها.اما حواستان کاملا باشد ؛این تحقیق ها میتواند به صورت کاملا ناآگاه یک عادت برای دفع الوقتتان باشد. فقط به اندازه ای تحقیق کنید که بپرید تو استخر, پاهایتان خیس شود, سپس برگردید و تمرین کنید.
حداقل برای 20 ساعت تمرین کنید
بزرگترین مانع برای بدست آوردن یک مهارت, موانع احساسی هستند نه فیزیکی. با هدف گذاری قابل دست یابی 20 ساعته, شما متعهد میشوید که به احساسات آغازین بی انگیزگی و ترس مبهم بی توجه باشید.آمادگی متعهد شدن در قبل از شروع به شما این قابلیت را میدهد که زمان طولانی تر را برای بدست آوردن مهارتتان صرف کنید.
در دنیا هیچ جایگزینی برای تمرکز کردن و تمرین کردن خود دانسته نیست. اما این اصول به شما کمک میکنند نتیجه بهتری از وقتی که برای تمرین گذاشتید بگیرید. تصمیم بگیرید چه کاری میتوانید بکنید, کمی تحقیق کنید و موانع را رد کنید و وقتی را برای تمرین اختصاص دهید و استاد آن مهارت شوید.
قبل ازینکه بفهمید بهتر از قبل خواهید شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#زبان_بدن_در_مدیریت
قسمت1
💠از آنجایی که ارتباط چشمی از مهمترین ارکان ارتباط برقرار کردن در استفاده از زبان بدن است اولین موردی است که باید به آن در مذاکرات توجه کرد.
به طور مثال،تحقیقات نشان می دهد که اگر دو دقیقه با تمام احساس به کسی نگاه کنید؛ باعث می شوید که نفر مقابل به شما علاقمند شود و این علاقه به طور متقابل در شما هم شکل بگیرد!
اما یکی از عواملی که در موثر بودن نگاه در مذاکره نقش دارد نور محیط جلسه است!
⁉️حال سوال اینجاست وقتی نمی توانم نور محیط جلسه را کنترل کنم چکار کنم؟
1⃣روبروی نور ننشینید!
2⃣اگر فرد مقابل روبروی نور نشسته کاری کنید او هم جایش را تغییر دهد!
3⃣یادتان باشد اتاقی را برای جلسه انتخاب کنید که نور از بالا بتابد نه از طرفین.برای کنترل نور از پرده یا کرکره های قابل تنظیم استفاده کنید.
ادامه دارد...
@ModiranBox
#OstadKazemi
قسمت1
💠از آنجایی که ارتباط چشمی از مهمترین ارکان ارتباط برقرار کردن در استفاده از زبان بدن است اولین موردی است که باید به آن در مذاکرات توجه کرد.
به طور مثال،تحقیقات نشان می دهد که اگر دو دقیقه با تمام احساس به کسی نگاه کنید؛ باعث می شوید که نفر مقابل به شما علاقمند شود و این علاقه به طور متقابل در شما هم شکل بگیرد!
اما یکی از عواملی که در موثر بودن نگاه در مذاکره نقش دارد نور محیط جلسه است!
⁉️حال سوال اینجاست وقتی نمی توانم نور محیط جلسه را کنترل کنم چکار کنم؟
1⃣روبروی نور ننشینید!
2⃣اگر فرد مقابل روبروی نور نشسته کاری کنید او هم جایش را تغییر دهد!
3⃣یادتان باشد اتاقی را برای جلسه انتخاب کنید که نور از بالا بتابد نه از طرفین.برای کنترل نور از پرده یا کرکره های قابل تنظیم استفاده کنید.
ادامه دارد...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مقاله_مدیریتی 1
مقاله2ازبخش1
چهار خطر محیطی !!!
محیطی که در آن قرار میگیریم, تاثیر بسیار قوی بر روی زندگیمان دارد. همه چیز…؛ از افرادی که ملاقات میکنیم تا کتاب هایی که میخوانیم, برنامه های تلوزیونیی که تماشا میکنیم. همه اش با هم تغییراتی بر روی مسیر زندگیمان می گذارد.
اما معمولا, محیطی که در آن هستیم را وقت نمیگذاریم تا بسنجیم و ازینکه هم راستای اهداف بزرگمان هستند یا نه اطمینان حاصل کنیم.
اینجا ما زنگ خطر هایی داریم که اگر به صدا در آمدند : زندگیتان را باید بتکانید…
و البته آنها را با شما در میان میگذارم, زیرا مطمئنم اگر هرکدام از آنها را مسیرتان مشاهده کردید, می ایستید و تعمیرش میکنید.
اگر نه؛متاسفانه سرپوشی بر روی استعدادهای بیکران ذاتی تان خواهید گذاشت.
4 نشانه ی خطری که زندگیتان نیاز به تغییر اساسی دارد
هشدار شماره 1 : افراد زیادی جلوتر از شما نیستند
“اگر همیشه نفر اول کلاستان هستید؛ پس در کلاس اشتباهی هستید.” ؛ شما نیاز به افرادی دارید که با این جمله زیبا آشنا باشند. ساده است؛ شما میتوانید افرادی را در اطرافتان داشته باشید که کمی از شما بهترند و میتوانید از آنها یاد بگیرید.شما نمیتوانید خودتان را هدایت کنید؛بعضی وقت ها لازم است دنباله رو باشید و در این حین چیزهای زیادی یاد بگیرید.
اگر همیشه ستاره ی درخشان حلقه ارتباطاتتان هستید, سرعت پیشرفتتان نزولی خواهد بود. اما اگر به صورت موفق به افکار برجسته ای متصل باشید,میتوانید 2 , 3 یا حتی 5 بار سریع تر از قبل رشد شخصی داشته باشید.
یک راه سریع برای راه پیدا کردن به این پیشرفت سریع پیدا کردن اجتماع هایی از افرادی است که از شما بهترند. حالا میتواند یک فروم آنلاین باشید یا یک گروه از افراد برجسته. به هر حال گروهی از مردمی را بیابید که از شما بهترند و خودتان را با قفل و زنجیر به آنها ببندید تا وقتیکه هم سطح آنها شدید.
هشدار شماره 2 : هیچوقت از حوزه امنیت خود بیرون رانده نمیشوید
هممون میدونیم : “زندگی در آنسوی منطقه ی راحتی شروع میشود.” ازین درست تر دیگر نمیشود.99% اوقات اگر کاری کرده ایم که تاثیر فوق العاده ای بر روی زندگی مان داشته خارج از حوزه آسایش مان بوده.
حوزه امنیت با منطقه ی آسایش چیست ؟ : همان جایی هست که هستیم و دوست نداریم از آن بیشتر بریم چون نمیدانیم آیا موفق میشویم یا نه و به خودمان میگیم “نمیخواد , همینجا که هستم هم راضییم.“
اگر در هر روز از زندگیتان با چالشی مواجه نشوید و همه چیز به خوبی و در کمال امنیت پیش برود؛ اگر شما هیچوقت احساس ناراحتی نداشته باشید… یعنی هشدار.رشد شخصی وقتی اتفاق میافتد که کاری غیر از کارهایی که به طور معمول انجام میدهید, انجام دهید. شما با انجام همان کارهایی که هر روز انجام میدهید و نتایج مشخصی میگیریدپیشرفت نمیکنید؛هیچوقت.
هشدار شماره 3 : هیجان زده از خواب بیدار نمیشوید
زمانی بود که از کاری که داشتم ناراضی بودم چون حقوق دریافتی ام کم بود و تنها ناراحتی ام این بود, در تابستان 2 سال پیش در شرکت بازرگانی فوق العاده موفقی استخدام شدم و برای 10 هفته ی تابستان در آنجا مشغول به کار بودم و حقوقی که میگرفتم 5 برابر حقوق کاری قبلی ام بود. پولی که در آن شرکت بدست آوردم در آن 10 هفته 3 برابر جمع حقوق سالانه چند سال قبل ام بود. اما حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ صبح ها هیجان زده از خواب بیدار نمیشدم. اصلا دوست نداشتم صبح شود و به سر کار برم …اونجا بود که فهمیدم همه چیز پول نیست ,قدرتی که علاقه دارد پول ندارد.
اگر صبح ها با هیجان از خواب بیدار نمیشوید ,باید بشدت این زنگ خطر را جدی بگیرید و از همین الان به فکر تغییر آن باشید. شما فقط یکبار به دنیا می آیید و یکبار این زندگی را زندگی میکنید ؛پس هربار که از خواب بیدار میشوید باید زندگی پر شوری داشته باشید.
از آن دسته از آدم ها نباشید که عاشق جمعه ها هستند و از شنبه ها نفرت دارند. هیچ مشکلی در روز شنبه نیست, فقط باید معنایی که روز شنبه برای شما دارد تغییر دهید.
هشدار شماره 4 : اطرافیانتان اهمیتی به پیشرفتشان نمیدهند.
این هشدار ,زیرمجموعه هشدار شماره 1 است.
اطرافیانتان لازم نیست فوق ستاره باشند.اما وضیعت بسیار بحرانی است اگر اطرافیانتان اصلا به فکر پیشرفت شخصیشان نباشند.اگر اطرافیانتان از جایگاهی که در زندگیشان دارند راضی هستند و دوست ندارند پیشرفتی داشته باشند ,همان لحظه است که زنگ خطر شماره 4 به صدا در می آیید و وقت آن میرسد که تغییر اساسیی در زندگیتان ایجاد کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مقاله2ازبخش1
چهار خطر محیطی !!!
محیطی که در آن قرار میگیریم, تاثیر بسیار قوی بر روی زندگیمان دارد. همه چیز…؛ از افرادی که ملاقات میکنیم تا کتاب هایی که میخوانیم, برنامه های تلوزیونیی که تماشا میکنیم. همه اش با هم تغییراتی بر روی مسیر زندگیمان می گذارد.
اما معمولا, محیطی که در آن هستیم را وقت نمیگذاریم تا بسنجیم و ازینکه هم راستای اهداف بزرگمان هستند یا نه اطمینان حاصل کنیم.
اینجا ما زنگ خطر هایی داریم که اگر به صدا در آمدند : زندگیتان را باید بتکانید…
و البته آنها را با شما در میان میگذارم, زیرا مطمئنم اگر هرکدام از آنها را مسیرتان مشاهده کردید, می ایستید و تعمیرش میکنید.
اگر نه؛متاسفانه سرپوشی بر روی استعدادهای بیکران ذاتی تان خواهید گذاشت.
4 نشانه ی خطری که زندگیتان نیاز به تغییر اساسی دارد
هشدار شماره 1 : افراد زیادی جلوتر از شما نیستند
“اگر همیشه نفر اول کلاستان هستید؛ پس در کلاس اشتباهی هستید.” ؛ شما نیاز به افرادی دارید که با این جمله زیبا آشنا باشند. ساده است؛ شما میتوانید افرادی را در اطرافتان داشته باشید که کمی از شما بهترند و میتوانید از آنها یاد بگیرید.شما نمیتوانید خودتان را هدایت کنید؛بعضی وقت ها لازم است دنباله رو باشید و در این حین چیزهای زیادی یاد بگیرید.
اگر همیشه ستاره ی درخشان حلقه ارتباطاتتان هستید, سرعت پیشرفتتان نزولی خواهد بود. اما اگر به صورت موفق به افکار برجسته ای متصل باشید,میتوانید 2 , 3 یا حتی 5 بار سریع تر از قبل رشد شخصی داشته باشید.
یک راه سریع برای راه پیدا کردن به این پیشرفت سریع پیدا کردن اجتماع هایی از افرادی است که از شما بهترند. حالا میتواند یک فروم آنلاین باشید یا یک گروه از افراد برجسته. به هر حال گروهی از مردمی را بیابید که از شما بهترند و خودتان را با قفل و زنجیر به آنها ببندید تا وقتیکه هم سطح آنها شدید.
هشدار شماره 2 : هیچوقت از حوزه امنیت خود بیرون رانده نمیشوید
هممون میدونیم : “زندگی در آنسوی منطقه ی راحتی شروع میشود.” ازین درست تر دیگر نمیشود.99% اوقات اگر کاری کرده ایم که تاثیر فوق العاده ای بر روی زندگی مان داشته خارج از حوزه آسایش مان بوده.
حوزه امنیت با منطقه ی آسایش چیست ؟ : همان جایی هست که هستیم و دوست نداریم از آن بیشتر بریم چون نمیدانیم آیا موفق میشویم یا نه و به خودمان میگیم “نمیخواد , همینجا که هستم هم راضییم.“
اگر در هر روز از زندگیتان با چالشی مواجه نشوید و همه چیز به خوبی و در کمال امنیت پیش برود؛ اگر شما هیچوقت احساس ناراحتی نداشته باشید… یعنی هشدار.رشد شخصی وقتی اتفاق میافتد که کاری غیر از کارهایی که به طور معمول انجام میدهید, انجام دهید. شما با انجام همان کارهایی که هر روز انجام میدهید و نتایج مشخصی میگیریدپیشرفت نمیکنید؛هیچوقت.
هشدار شماره 3 : هیجان زده از خواب بیدار نمیشوید
زمانی بود که از کاری که داشتم ناراضی بودم چون حقوق دریافتی ام کم بود و تنها ناراحتی ام این بود, در تابستان 2 سال پیش در شرکت بازرگانی فوق العاده موفقی استخدام شدم و برای 10 هفته ی تابستان در آنجا مشغول به کار بودم و حقوقی که میگرفتم 5 برابر حقوق کاری قبلی ام بود. پولی که در آن شرکت بدست آوردم در آن 10 هفته 3 برابر جمع حقوق سالانه چند سال قبل ام بود. اما حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ صبح ها هیجان زده از خواب بیدار نمیشدم. اصلا دوست نداشتم صبح شود و به سر کار برم …اونجا بود که فهمیدم همه چیز پول نیست ,قدرتی که علاقه دارد پول ندارد.
اگر صبح ها با هیجان از خواب بیدار نمیشوید ,باید بشدت این زنگ خطر را جدی بگیرید و از همین الان به فکر تغییر آن باشید. شما فقط یکبار به دنیا می آیید و یکبار این زندگی را زندگی میکنید ؛پس هربار که از خواب بیدار میشوید باید زندگی پر شوری داشته باشید.
از آن دسته از آدم ها نباشید که عاشق جمعه ها هستند و از شنبه ها نفرت دارند. هیچ مشکلی در روز شنبه نیست, فقط باید معنایی که روز شنبه برای شما دارد تغییر دهید.
هشدار شماره 4 : اطرافیانتان اهمیتی به پیشرفتشان نمیدهند.
این هشدار ,زیرمجموعه هشدار شماره 1 است.
اطرافیانتان لازم نیست فوق ستاره باشند.اما وضیعت بسیار بحرانی است اگر اطرافیانتان اصلا به فکر پیشرفت شخصیشان نباشند.اگر اطرافیانتان از جایگاهی که در زندگیشان دارند راضی هستند و دوست ندارند پیشرفتی داشته باشند ,همان لحظه است که زنگ خطر شماره 4 به صدا در می آیید و وقت آن میرسد که تغییر اساسیی در زندگیتان ایجاد کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
پنج حلقه طلایی در زنجیره ی افزایش ظرفیت روح در ارتباطات :
🔹هرچه روح تو عظیم تر باشد
اشتباهات دیگران را کوچک تر میبینی
🔹هرچه بزرگوارتر باشی کمتر
به دیگران نیازمندی
🔹هرچه کمتر نیازمند باشی
کمتر از آنان دلگیر میشوی
🔹هرچه کمتر دلگیر شوی
کمتر آسیب میبینی
🔹هرچه کمتر آسیب بینی
راحت تر میبخشی.
@ModiranBox
#OstadKazemi
پنج حلقه طلایی در زنجیره ی افزایش ظرفیت روح در ارتباطات :
🔹هرچه روح تو عظیم تر باشد
اشتباهات دیگران را کوچک تر میبینی
🔹هرچه بزرگوارتر باشی کمتر
به دیگران نیازمندی
🔹هرچه کمتر نیازمند باشی
کمتر از آنان دلگیر میشوی
🔹هرچه کمتر دلگیر شوی
کمتر آسیب میبینی
🔹هرچه کمتر آسیب بینی
راحت تر میبخشی.
@ModiranBox
#OstadKazemi