#تکنیک_مدیریتی
اصول چهارده گانه مدیریت_فایول
اصول چهارده گانه مدیریت که توسط هنری فایول مطرح شده است، از مهمترین مفاهیم مدیریتی به حساب می آید، که به نظر می رسد، جزو اولین مسائلی باشد که هر مدیری نیاز به دانستن آنها دارد، دانستنی که باید در مدیریت به کار آید. این اصول در نگاه اول به نظر ساده و روشن می آیند، اما به وضوح می توان عدم رعایت این موارد را نه تنها در مدیریت شرکت ها و صنعت گران کوچک و متوسط بلکه در بزرگترین مدیریت ها دید. اصولی که فایول در اوایل قرن بیستم انها را شناخت و اروپا و آمریکا مدتها پیش آن را باور کردند و دست مایه ی توسعه ی آنها شد.
اصل اول – تقسیم کار:دامنه توجه و کوشش را برای هر نفر یا گروه محدود میسازد،همچنین آشنایی و انجام کار را بهبود می بخشد.
اصل دوم – اختیار:حق صدور دستور ، که نباید بدون توجه به مسئولیت مورد نظر قرار گیرد.
اصل سوم – نظم و انضباط
اصل چهارم – وحدت فرماندهی
اصل پنجم – وحدت هدف
اصل ششم – تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی
اصل هفتم – پاداش کارکنان
اصل هشتم – تمرکز زایی (یا تمرکز زدایی)
اصل نهم – زنجیره عددی
اصل دهم – نظم و ترتیب
اصل یازدهم – انصاف
اصل دوازدهم – ثبات افراد
اصل سیزدهم - ابتکار
اصل چهاردم – روح صمیمیت و یگانگی
@ModiranBox
#OstadKazemi
اصول چهارده گانه مدیریت_فایول
اصول چهارده گانه مدیریت که توسط هنری فایول مطرح شده است، از مهمترین مفاهیم مدیریتی به حساب می آید، که به نظر می رسد، جزو اولین مسائلی باشد که هر مدیری نیاز به دانستن آنها دارد، دانستنی که باید در مدیریت به کار آید. این اصول در نگاه اول به نظر ساده و روشن می آیند، اما به وضوح می توان عدم رعایت این موارد را نه تنها در مدیریت شرکت ها و صنعت گران کوچک و متوسط بلکه در بزرگترین مدیریت ها دید. اصولی که فایول در اوایل قرن بیستم انها را شناخت و اروپا و آمریکا مدتها پیش آن را باور کردند و دست مایه ی توسعه ی آنها شد.
اصل اول – تقسیم کار:دامنه توجه و کوشش را برای هر نفر یا گروه محدود میسازد،همچنین آشنایی و انجام کار را بهبود می بخشد.
اصل دوم – اختیار:حق صدور دستور ، که نباید بدون توجه به مسئولیت مورد نظر قرار گیرد.
اصل سوم – نظم و انضباط
اصل چهارم – وحدت فرماندهی
اصل پنجم – وحدت هدف
اصل ششم – تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی
اصل هفتم – پاداش کارکنان
اصل هشتم – تمرکز زایی (یا تمرکز زدایی)
اصل نهم – زنجیره عددی
اصل دهم – نظم و ترتیب
اصل یازدهم – انصاف
اصل دوازدهم – ثبات افراد
اصل سیزدهم - ابتکار
اصل چهاردم – روح صمیمیت و یگانگی
@ModiranBox
#OstadKazemi
Forwarded from ✒️مدیران آینده🎓
✨قابل توجه
دانشجویان رشته مدیریت و تمام علاقه مندان به مطالب مدیریتی
شما می توانید با عضویت در کانال رسمی"مدیران آینده"از مطالب جذاب و ویژه بهره مندشوید.
🆔👇👇👇👇
https://telegram.me/modiranBox
دانشجویان رشته مدیریت و تمام علاقه مندان به مطالب مدیریتی
شما می توانید با عضویت در کانال رسمی"مدیران آینده"از مطالب جذاب و ویژه بهره مندشوید.
🆔👇👇👇👇
https://telegram.me/modiranBox
✒️مدیران آینده🎓
✨قابل توجه دانشجویان رشته مدیریت و تمام علاقه مندان به مطالب مدیریتی شما می توانید با عضویت در کانال رسمی"مدیران آینده"از مطالب جذاب و ویژه بهره مندشوید. 🆔👇👇👇👇 https://telegram.me/modiranBox
همراهان عزیز لطفأ این بنر را برا دوستان خود بفرستید تا از مطالب کانال استفاده کنند!
باسپاس از همراهی شما💐
@ModiranBox
#OstadKazemi
باسپاس از همراهی شما💐
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
پنجره شكست!؟
هنگامى كه شيشه پنجره خانه اى شكسته شده باشد، در صورتى كه پس از مدتى پنجره شكسته ترميم نشود، به تدريج رهگذران با تصور اينكه ساختمان خالى از سكنه است، اقدام به شكستن شيشه هاى پنجره هاى ديگر خواهند كرد و به مرور زمان بر سرعت شكستن پنجره ها نيز افزوده خواهد شد!!
كاربرد نظريه پنجره شكسته در علم مديريت متذكر اين موضوع است كه در صورت بروز كوچك ترين مشكل و نقطه ضعف توسط مدير (بالاخص ضعف شخصى) در يك سازمان، آن مى بايست سريعا رفع شود. در صورت عدم بهبود نقطه ضعف توسط مدير، برخى از كاركنان و ارباب رجوع ممكن است از ضعف موجود حداكثر سوء استفاده را كرده و اقدام به زدن ضربه هاى بيشتر به مدير و سازمان كنند. نتيجه اين كار افزوده شدن ضعف ها و به عبارتى افزايش تعداد پنجره هاى شكسته است.
بنابراين پنجره شكسته اول مى تواند در صورت عدم ترميم نهايتا منجر به فروپاشى و اضمحلال مديريت شود!
نگارنده انطباق مصداق هاى پنجره شكسته مدير را به مخاطب واگذار مى كند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
پنجره شكست!؟
هنگامى كه شيشه پنجره خانه اى شكسته شده باشد، در صورتى كه پس از مدتى پنجره شكسته ترميم نشود، به تدريج رهگذران با تصور اينكه ساختمان خالى از سكنه است، اقدام به شكستن شيشه هاى پنجره هاى ديگر خواهند كرد و به مرور زمان بر سرعت شكستن پنجره ها نيز افزوده خواهد شد!!
كاربرد نظريه پنجره شكسته در علم مديريت متذكر اين موضوع است كه در صورت بروز كوچك ترين مشكل و نقطه ضعف توسط مدير (بالاخص ضعف شخصى) در يك سازمان، آن مى بايست سريعا رفع شود. در صورت عدم بهبود نقطه ضعف توسط مدير، برخى از كاركنان و ارباب رجوع ممكن است از ضعف موجود حداكثر سوء استفاده را كرده و اقدام به زدن ضربه هاى بيشتر به مدير و سازمان كنند. نتيجه اين كار افزوده شدن ضعف ها و به عبارتى افزايش تعداد پنجره هاى شكسته است.
بنابراين پنجره شكسته اول مى تواند در صورت عدم ترميم نهايتا منجر به فروپاشى و اضمحلال مديريت شود!
نگارنده انطباق مصداق هاى پنجره شكسته مدير را به مخاطب واگذار مى كند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
همزیستی انگلی يا رابطه سینرژیک، یک انتخاب استراتژیک مدیریتی
بگذارید برگردیم چند سال قبل و کتاب زیست شناسی مان را باز کنیم:
اگر به خاطر بیاوریم در کتاب زیست شناسی نوشته شده بود: انواع همزیستی عبارتند از
همزیستی انگلی: در این نوع همزیستی یک موجود (انگل) سود میبرد و موجود دیگر (میزبان) زیان.
همزیستی همسفرگی: در این رابطه یکی از طرفها نه سود میبرد نه زیان ولی یکی سود میبرد.
همزیستی صیادی: که یک جاندار جاندار دیگر را میخورد.
همزیستی همیاری: که هر دو طرف تعامل سود میبردند.
تحلیل مدیریتی:
در طبیعت، تقریبا روابط از پیش تعریف شده اند یعنی رابطه بین گرگ و خرگوش و رابطه بین شتهها و مورچه و رابطه بین زنبور و گل از پیش تعریف شده است. اما این ويژگی انسان است که خود رابطه خود با دیگران را تعریف و تنظیم می کند. انسان، قاعده گزار و قاعده پذیر است.
بگذارید مثالی بزنم. یکی از شرکت های نوآور دچار مشکل مالی شد. در همان زمان یکی از رقبای سنتی به او وام داد. همه تعجب کردند چرا که فکر می کردند مشکل مالی شرکت نوآور بهترین خبر می تواند برای رقبای سنتی باشد. وقتی با مدیر عامل شرکت سنتی مصاحبه شد او نکته جالبی گفت: او گفت من به این شرکت کمک کردم چرا که او تنها شرکتی است که ما را به تلاش، حرکت و خلاقیت وا می دارد. وی می توانست رابطه صیادی را برگزیند اما هوشمندانه به همزیستی همیاری روی آورد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
همزیستی انگلی يا رابطه سینرژیک، یک انتخاب استراتژیک مدیریتی
بگذارید برگردیم چند سال قبل و کتاب زیست شناسی مان را باز کنیم:
اگر به خاطر بیاوریم در کتاب زیست شناسی نوشته شده بود: انواع همزیستی عبارتند از
همزیستی انگلی: در این نوع همزیستی یک موجود (انگل) سود میبرد و موجود دیگر (میزبان) زیان.
همزیستی همسفرگی: در این رابطه یکی از طرفها نه سود میبرد نه زیان ولی یکی سود میبرد.
همزیستی صیادی: که یک جاندار جاندار دیگر را میخورد.
همزیستی همیاری: که هر دو طرف تعامل سود میبردند.
تحلیل مدیریتی:
در طبیعت، تقریبا روابط از پیش تعریف شده اند یعنی رابطه بین گرگ و خرگوش و رابطه بین شتهها و مورچه و رابطه بین زنبور و گل از پیش تعریف شده است. اما این ويژگی انسان است که خود رابطه خود با دیگران را تعریف و تنظیم می کند. انسان، قاعده گزار و قاعده پذیر است.
بگذارید مثالی بزنم. یکی از شرکت های نوآور دچار مشکل مالی شد. در همان زمان یکی از رقبای سنتی به او وام داد. همه تعجب کردند چرا که فکر می کردند مشکل مالی شرکت نوآور بهترین خبر می تواند برای رقبای سنتی باشد. وقتی با مدیر عامل شرکت سنتی مصاحبه شد او نکته جالبی گفت: او گفت من به این شرکت کمک کردم چرا که او تنها شرکتی است که ما را به تلاش، حرکت و خلاقیت وا می دارد. وی می توانست رابطه صیادی را برگزیند اما هوشمندانه به همزیستی همیاری روی آورد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نکات_مدیریتی
6 نکته طلایی از زبان پدر مدیریت مدرن
عقاید پیتر دراکر اثر بسیار عمیقی روی ساختار و مدیریت شرکت های امروزی داشته است. او به عنوان پایه گذار مدیریت مدرن شناخته شده و ایده «مدیریت هدف گرا» را برای اولین بار مطرح کرد.
✔️ 1. کاری را انجام دهید که لازم است؛ نه کاری که دلتان می خواهد.
👈برای یک مدیر انجام کارها کافی نیست؛ او باید کارهای درست را انجام دهد. کارهایی را انجام دهید که بیشترین تاثیر را بر کسب و کارتان خواهد داشت.
✔️ 2. از فرصت ها بهترین استفاده را بکنید.
👈 حل مسئله به نتایج موثر منجر نمی شود، فقط جلوی آسیب را می گیرد. برای کسب نتیجه باید از فرصت ها بهترین استفاده را کرد. حل مشکلات را به دیگران واگذار کنید و خود به دنبال فرصت ها باشید.
✔️ 3. بهره وری عادت است
👈 برای داشتن بازده کاری بالا باید به طور مستمر و همیشگی رفتارهای کارآمد را تبدیل به عادت کرد. این بدان معناست که برای کارآمد بودن لازم نیست کارهای بزرگ انجام دهید بلکه باید کارهای کوچک اما صحیح روزمره را به طور منظم تکرار کنید. به قول معروف «شما همان چیزی هستید که همیشه تکرار می کنید».
✔️ 4. زمان خود را مدیریت کنید
👈 مهمترین چیزی که شما مدیریت می کنید نه افراد هستند و نه بودجه بلکه زمان است. طرز استفاده شما از زمان تان میزان بهره وری شما را تعیین می کند.
✔️ 5. به دنبال تعالی باشید
برای بزرگ شدن باید آنقدر اعتماد به نفس داشته باشید که باور کنید جهان واقعا به شما و قدرت شما نیاز دارد. اگر به توانایی های خود باور نداشته باشید نمی توانید با اطمینان تصمیم بگیرید و با شجاعت اقدام کنید.
✔️ 6. زیاد تصمیم نگیرید
👈 مدیری که تصمیمات زیادی می گیرد هم تنبل است و هم ناکارآمد. موسساتی که خوب اداره می شوند، بحران های اندکی دارند. اگر دائم در حال تصمیم گیری هستید بدانید که دستورالعمل های لازم پیگیری نشده است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
6 نکته طلایی از زبان پدر مدیریت مدرن
عقاید پیتر دراکر اثر بسیار عمیقی روی ساختار و مدیریت شرکت های امروزی داشته است. او به عنوان پایه گذار مدیریت مدرن شناخته شده و ایده «مدیریت هدف گرا» را برای اولین بار مطرح کرد.
✔️ 1. کاری را انجام دهید که لازم است؛ نه کاری که دلتان می خواهد.
👈برای یک مدیر انجام کارها کافی نیست؛ او باید کارهای درست را انجام دهد. کارهایی را انجام دهید که بیشترین تاثیر را بر کسب و کارتان خواهد داشت.
✔️ 2. از فرصت ها بهترین استفاده را بکنید.
👈 حل مسئله به نتایج موثر منجر نمی شود، فقط جلوی آسیب را می گیرد. برای کسب نتیجه باید از فرصت ها بهترین استفاده را کرد. حل مشکلات را به دیگران واگذار کنید و خود به دنبال فرصت ها باشید.
✔️ 3. بهره وری عادت است
👈 برای داشتن بازده کاری بالا باید به طور مستمر و همیشگی رفتارهای کارآمد را تبدیل به عادت کرد. این بدان معناست که برای کارآمد بودن لازم نیست کارهای بزرگ انجام دهید بلکه باید کارهای کوچک اما صحیح روزمره را به طور منظم تکرار کنید. به قول معروف «شما همان چیزی هستید که همیشه تکرار می کنید».
✔️ 4. زمان خود را مدیریت کنید
👈 مهمترین چیزی که شما مدیریت می کنید نه افراد هستند و نه بودجه بلکه زمان است. طرز استفاده شما از زمان تان میزان بهره وری شما را تعیین می کند.
✔️ 5. به دنبال تعالی باشید
برای بزرگ شدن باید آنقدر اعتماد به نفس داشته باشید که باور کنید جهان واقعا به شما و قدرت شما نیاز دارد. اگر به توانایی های خود باور نداشته باشید نمی توانید با اطمینان تصمیم بگیرید و با شجاعت اقدام کنید.
✔️ 6. زیاد تصمیم نگیرید
👈 مدیری که تصمیمات زیادی می گیرد هم تنبل است و هم ناکارآمد. موسساتی که خوب اداره می شوند، بحران های اندکی دارند. اگر دائم در حال تصمیم گیری هستید بدانید که دستورالعمل های لازم پیگیری نشده است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تعریف_مدیریت
مدیریت چیست؟
به نظر شما مدیریت چیست؟ چه تعریفی شایسته مدیریت است؟ مدیریت با ریاست چه تفاوتی دارد؟ چرا برخی رییس هستند و برخی مدیر؟
برای واژه مدیریت تعریف های بسیار گوناگونی ارائه شده است هر صاحب نظری در مبحث مدیریت، تعریف ویژه خود را از مدیریت دارد. برخی مدیریت را استفاده موثر از منابع و بکارگیری نیروی انسانی جهت رسیدن به هدفی خاص تعریف کرده اند و برخی نیز هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران را مدیریت نامیده اند. گروهی معتقدند مدیریت ، هماهنگ نمودن منابع مادی و انسانی برای نیل به اهداف می باشد و بسیاری از تعریف های دیگر که واژه هایی نظیر افزایش کارایی ، هدایت و ترکیب علم وهنر را به تعریف های فوق اضافه نموده اند. اما می توان گفت که در تمامی آنها یک نکته مشترک است که مدیریت منابع مالی و انسانی را با هم نقل کرده اند در صورتی که مدیریت منابع مالی نیز خود به تنهایی وجود دارد و کاربردهای بسیاری را نیز دارد و مدیریت منابع انسانی در آن دخیل نیست. اما هدف ما در اینجا بیشتر بحث روی منابع مالی و انسانی با همدیگر است لذا تعریف خود از مدیریت با ترکیب برخی تعریف های زیبای مدیریتدر زیر می نویسم:
مدیریت به کارگیری علم و هنر در هماهنگی و هدایت منابع مالی یا انسانی و یا هردو ، در رسیدن به هدف با حداکثر کارایی است.
و شخصی که عهده دار مدیریت است را مدیر می نامند. در تعریف فوق از ترکیب علم و هنر استفاده نموده ایم چرا که معتقدم مدیریت ترکیبی از علم و هنر می باشد که بخش علم آن همان فراگیری دانش مدیریت از طریق آموزش است و بخش هنر آن پیاده سازی این دانش در عمل می باشد.بخش هنر نیز خود نیازمند کسب تجربه عملی و هنری ذاتی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت چیست؟
به نظر شما مدیریت چیست؟ چه تعریفی شایسته مدیریت است؟ مدیریت با ریاست چه تفاوتی دارد؟ چرا برخی رییس هستند و برخی مدیر؟
برای واژه مدیریت تعریف های بسیار گوناگونی ارائه شده است هر صاحب نظری در مبحث مدیریت، تعریف ویژه خود را از مدیریت دارد. برخی مدیریت را استفاده موثر از منابع و بکارگیری نیروی انسانی جهت رسیدن به هدفی خاص تعریف کرده اند و برخی نیز هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران را مدیریت نامیده اند. گروهی معتقدند مدیریت ، هماهنگ نمودن منابع مادی و انسانی برای نیل به اهداف می باشد و بسیاری از تعریف های دیگر که واژه هایی نظیر افزایش کارایی ، هدایت و ترکیب علم وهنر را به تعریف های فوق اضافه نموده اند. اما می توان گفت که در تمامی آنها یک نکته مشترک است که مدیریت منابع مالی و انسانی را با هم نقل کرده اند در صورتی که مدیریت منابع مالی نیز خود به تنهایی وجود دارد و کاربردهای بسیاری را نیز دارد و مدیریت منابع انسانی در آن دخیل نیست. اما هدف ما در اینجا بیشتر بحث روی منابع مالی و انسانی با همدیگر است لذا تعریف خود از مدیریت با ترکیب برخی تعریف های زیبای مدیریتدر زیر می نویسم:
مدیریت به کارگیری علم و هنر در هماهنگی و هدایت منابع مالی یا انسانی و یا هردو ، در رسیدن به هدف با حداکثر کارایی است.
و شخصی که عهده دار مدیریت است را مدیر می نامند. در تعریف فوق از ترکیب علم و هنر استفاده نموده ایم چرا که معتقدم مدیریت ترکیبی از علم و هنر می باشد که بخش علم آن همان فراگیری دانش مدیریت از طریق آموزش است و بخش هنر آن پیاده سازی این دانش در عمل می باشد.بخش هنر نیز خود نیازمند کسب تجربه عملی و هنری ذاتی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
مدیریت رفتار سازمانی:
اثر دانینگ-کروگر چه میگوید ؟
هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید
از نظر علمی ثابت شده است که هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید. به این واقعیت اثر دانینگ-کروگر گفته میشود. دو دانشمند به نامهای دانینگ و کروگر در سال ۱۹۹۹ در دانشگاه کرنل تحقیقی بر روی مهارتهای گرامری، توانایی استدلال منطقی و شوخ طبعی شرکت کنندگان انجام دادند و متوجه شدند که کسانی که توانایی بسیار ضعیفی در این زمینهها نسبت به دیگران داشتند تواناییهای خود را بیش از حد تخمین میزدند درحالیکه کسانی که ظرفیتهای بالاتری داشتند مهارتهای خود را دست کم میگرفتند.
اثر دانینگ-کروگر : هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید
اثر دانینگ-کروگر (به انگلیسی: Dunning–Kruger effect) نوعی سوگیری شناختی در افراد غیرحرفهای است که از توهم برتری رنج میبرند و به اشتباه، تواناییشان را بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی میکنند. این جانبداری به ناتوانی فراشناختی افراد غیرحرفهای در شناسایی ناتوانیشان نسبت داده میشود. برعکس، افراد خیلی حرفهای، گرایش بیشتری به دستکمگرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور میکنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.
دیوید دانینگ و جاستین کروگر از دانشگاه کرنل اینگونه نتیجه میگیرند: «تخمین نادرست فرد بیلیاقت، از اشتباه در ارزیابی خود ناشی میشود؛ درحالیکه تخمین نادرست افراد بسیار بالیاقت، از اشتباه در ارزیابی دیگران نشئت میگیرد.»
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت رفتار سازمانی:
اثر دانینگ-کروگر چه میگوید ؟
هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید
از نظر علمی ثابت شده است که هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید. به این واقعیت اثر دانینگ-کروگر گفته میشود. دو دانشمند به نامهای دانینگ و کروگر در سال ۱۹۹۹ در دانشگاه کرنل تحقیقی بر روی مهارتهای گرامری، توانایی استدلال منطقی و شوخ طبعی شرکت کنندگان انجام دادند و متوجه شدند که کسانی که توانایی بسیار ضعیفی در این زمینهها نسبت به دیگران داشتند تواناییهای خود را بیش از حد تخمین میزدند درحالیکه کسانی که ظرفیتهای بالاتری داشتند مهارتهای خود را دست کم میگرفتند.
اثر دانینگ-کروگر : هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید
اثر دانینگ-کروگر (به انگلیسی: Dunning–Kruger effect) نوعی سوگیری شناختی در افراد غیرحرفهای است که از توهم برتری رنج میبرند و به اشتباه، تواناییشان را بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی میکنند. این جانبداری به ناتوانی فراشناختی افراد غیرحرفهای در شناسایی ناتوانیشان نسبت داده میشود. برعکس، افراد خیلی حرفهای، گرایش بیشتری به دستکمگرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور میکنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.
دیوید دانینگ و جاستین کروگر از دانشگاه کرنل اینگونه نتیجه میگیرند: «تخمین نادرست فرد بیلیاقت، از اشتباه در ارزیابی خود ناشی میشود؛ درحالیکه تخمین نادرست افراد بسیار بالیاقت، از اشتباه در ارزیابی دیگران نشئت میگیرد.»
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
آینده متعلق به رقابت کنندگان است. خوب باشید، بهتر شوید، بهترین باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
آینده متعلق به رقابت کنندگان است. خوب باشید، بهتر شوید، بهترین باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
زبان بدن
دست به سینه بودن ممکن است نشانه مقاومت در برابر گفتههای طرف مقابل باشد. اما تنها علت دست به سینه بودن نمیتواند مخالفت باشد.
به گفته "گومن" مخاطبانی که در ردیف اول یک سمینار حضور دارند، دست به سینه مینشینند. حتی نشستن روی یک صندلی که دستههای کناری ندارد یا اگر هم دارد، برای قرار گرفتن دست مناسب و ارگونومیک طراحی نشده، میتواند باعث شود که فرد، برای استراحت دادن به دستان خود، دست به سینه بنشیند.
گاهی هم انسانها هنگامی که احساس میکنند دمای اتاق به صورت ناگهانی کاهش یافته یا اینکه میخواهند روی موضوعی خیلی خوب تمرکز کنند دست به سینه مینشینند.
علاوه بر نکات فوق که گومن در فوربس مطرح میکند، ما به خاطر داریم که در مدرسه، به ما آموختهاند که در مقابل مدیر و ناظم برای احترام، دست به سینه بنشینیم و ناخودآگاه، احترام از سر موقعیت را هنوز هم گاهی با همان رفتاری که در کودکی آموختهایم نشان میدهیم.
در کل بهتر است که در مقابل افراد در جلسات و...از دست به سینه نشستن خوداری کنیم چون یکی از عوامل منفی در مدیریت دیگران وروابط ما میباشد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
زبان بدن
دست به سینه بودن ممکن است نشانه مقاومت در برابر گفتههای طرف مقابل باشد. اما تنها علت دست به سینه بودن نمیتواند مخالفت باشد.
به گفته "گومن" مخاطبانی که در ردیف اول یک سمینار حضور دارند، دست به سینه مینشینند. حتی نشستن روی یک صندلی که دستههای کناری ندارد یا اگر هم دارد، برای قرار گرفتن دست مناسب و ارگونومیک طراحی نشده، میتواند باعث شود که فرد، برای استراحت دادن به دستان خود، دست به سینه بنشیند.
گاهی هم انسانها هنگامی که احساس میکنند دمای اتاق به صورت ناگهانی کاهش یافته یا اینکه میخواهند روی موضوعی خیلی خوب تمرکز کنند دست به سینه مینشینند.
علاوه بر نکات فوق که گومن در فوربس مطرح میکند، ما به خاطر داریم که در مدرسه، به ما آموختهاند که در مقابل مدیر و ناظم برای احترام، دست به سینه بنشینیم و ناخودآگاه، احترام از سر موقعیت را هنوز هم گاهی با همان رفتاری که در کودکی آموختهایم نشان میدهیم.
در کل بهتر است که در مقابل افراد در جلسات و...از دست به سینه نشستن خوداری کنیم چون یکی از عوامل منفی در مدیریت دیگران وروابط ما میباشد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
چرا استیو جابز در ذهن ها ماندگار شد ؟ با مهمترین ویژگیهای شخصیتی استیو جابز آشنا شويد:
چرا استیو جابز در ذهن ها ماندگار شد ؟
استیو جابز، یکی از خاص ترین افراد در طول تاریخ کمپانی های تکنولوژی است. او اپل را تاسیس کرد، سپس از آن اخراج شد و پیکسار را تاسیس کرد، آنرا تبدیل به کمپانی موفقی کرد و سپس دوباره به اپل بازگشت و نه تنها آنرا از نابودی نجات داد، بلکه آنرا تبدیل به یکی از موفق ترین کمپانی هایی کرد که تا این لحظه وجود داشته است.
اگر استیو، در اولین مرحله و بدون تجربه هیچ شکستی، موفق میشد، کاراکتر او اینقدر جذاب نبود اما او 3 مرتبه، از صفر آغاز کرد و به موفقیت های بزرگ رسید و به همین علت تقریبا از دید همه، به یک قهرمان جهانی تبدیل شده است.
دلایل زیادی برای اثر گذار بودن و قهرمان شدن او وجود دارد. ما در این مقاله 5 دلیل اصلی را ذکر می کنیم تا بتوانید با ساخت این ویژگیها در خود، به موفقیت مورد نظرتان برسید.
5 دلیل برای اثر گذار بودن استیو جابز
1) بسیار قانع کننده بود : وقتی بیشتر درباره زندگی او مطالعه میکنید، متوجه خواهید شد که شخصیت او، بسیار تاثیر گذار بوده است. او می توانست مردم را به خوبی قانع کند و ملاقات های ساده خود با دیگران را، به قرارداد های سود آورد تبدیل کند. به همین علت است که می گوییم ۹۰ درصد موفقیت شما در زندگی، به دانش روانشناسی شما یا بصورت دقیق تر، میزان مراجعات شما به هر آنچه که برای رسیدن به موفقیت نیاز دارید را بصورت جامع و تفکیک شده، بیان کرده ایم.
2) او هیچگاه نه را قبول نمی کرد : استیو هرگز نه را قبول نمی کرد. او به این معروف بود که در خواسته هایش، بسیار صریح بود. او یک خواسته و سوال را آنقدر تکرار می کرد تا نهایتا پاسخ آن را بیابد. به همین علت، مردم و کارمندانش، معمولا از بحث مستقیم با او خودداری می کردند زیرا می دانستند او توانایی بسیار بالایی در قانع کردن دیگران داشت تا جایی که هر کسی همراه با ایده او میشد و نمی توانست مقاومت کند.
3) او اهمیت بیشتری به محصول میداد تا به پول فروش آن :
استیو هرگز به پول اهمیتی نداد. وقتی به سی سالگی رسید، ثروت خالص او ۱۰۰ میلیون دلار بود و چند سال بعد نیز یک میلیاردر شد اما در تمام اوقات، تمرکز اصلی او روی تولید محصولات ماندگار بود، نه ثروتمند شدن. او کمپانی هایی را می شناخت که حتی پس از رفتن موسسین آن، کماکان معروف ماندند به همین علت تمام تمرکزش را روی ساخت محصولاتی با کیفیت می گذاشت.
4) او میخواست زندگی ها را عوض کند : بسیاری از افراد، آرزوهای کوچکی دارند. آنها ماشین خوب، کار مناسب و همسر خوبی میخواهند. اما برای استیو جابز، همه چیز متفاوت بود. او میخواست زندگی مردم را توسط محصولاتش بهتر کند و به همین علت است که هنوز اسم او بر سر زبانهاست، با اینکه خود، دیگر کنار ما نیست.
5) او هیچ اهمیتی به واقعیت نمی داد : استیو هیچ اهمیتی به این مساله نمیداد که واقعیت چیست. او مهندسین را مجبور به تولید محصولاتی می کرد که عملا تولید آنها قبل از وجود شرکت اپل، غیر ممکن بود. مهم نیست که این محصول، یک مک بوک بسیار نازک بود یا محصولی با پیچیدگی آیفون و آیپد، همین آگاهی استیو جابز و نپذیرفتن واقعیتها از سوی او بود که باعث الهام گرفتن دیگران و کارمندانش میشد و او را تبدیل به رهبری موفق می کرد.
چطور از این مقاله به سود خود استفاده کنید ؟
زندگی استیو جابز، اثباتی بر این مساله است : تا زمانیکه با مداومت به دنبال رویاهای خود هستید، هیچ غیر ممکنی وجود ندارد. او کامپیوتر را دید و به رویای ساخت یک کامپیوتر خانگی مشعول شد حال آنکه همه کمپانی های بزرگ فکر می کردند کامپیوتر ها هرگز به یک شخص معمولی فروخته نخواهند شد اما نهایتا در طی چند سال، همه مسیر استیو را دنبال کردند.
از آنجایی که او عمیقا به خود باور داشت، مردم را نیز به این سمت هدایت کرد که به او باور داشته باشند و به همین علت است که او تبدیل به قهرمانی شد که امروز همه او را میشناسیم. مهم نیست رویایتان چیست، به رویایتان باور داشته باشید و آنرا دنبال کنید تا به واقعیت شما تبدیل شود. فراموش نکنید : وقتی کاری را شروع می کنید، هرکسی غیر از خودتان، محصول و رویاهای شما را احمقانه خواهد دانست، پس این شما هستید که باید عمیقا به خود باور داشته باشید.
ما در این زندگی، در قوانینی محبوس شده ایم که بسیاری از آنها را دیگران درست کرده اند و به همین علت است که هیچوقت پتانسیل واقعی خود را کشف نمی کنیم. استیو یکی از افرادی بود که بر خلاف این قوانین، طغیان میکرد و نهایتا نیز ثابت کرد که این قوانین، قابل شکسته شدن هستند. بله مسیر آسان نبود، بهایی که باید بپردازید زیاد است اما اگر آن را صحیح انجام دهید، ممکن است استیو جابز بعدی باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
چرا استیو جابز در ذهن ها ماندگار شد ؟ با مهمترین ویژگیهای شخصیتی استیو جابز آشنا شويد:
چرا استیو جابز در ذهن ها ماندگار شد ؟
استیو جابز، یکی از خاص ترین افراد در طول تاریخ کمپانی های تکنولوژی است. او اپل را تاسیس کرد، سپس از آن اخراج شد و پیکسار را تاسیس کرد، آنرا تبدیل به کمپانی موفقی کرد و سپس دوباره به اپل بازگشت و نه تنها آنرا از نابودی نجات داد، بلکه آنرا تبدیل به یکی از موفق ترین کمپانی هایی کرد که تا این لحظه وجود داشته است.
اگر استیو، در اولین مرحله و بدون تجربه هیچ شکستی، موفق میشد، کاراکتر او اینقدر جذاب نبود اما او 3 مرتبه، از صفر آغاز کرد و به موفقیت های بزرگ رسید و به همین علت تقریبا از دید همه، به یک قهرمان جهانی تبدیل شده است.
دلایل زیادی برای اثر گذار بودن و قهرمان شدن او وجود دارد. ما در این مقاله 5 دلیل اصلی را ذکر می کنیم تا بتوانید با ساخت این ویژگیها در خود، به موفقیت مورد نظرتان برسید.
5 دلیل برای اثر گذار بودن استیو جابز
1) بسیار قانع کننده بود : وقتی بیشتر درباره زندگی او مطالعه میکنید، متوجه خواهید شد که شخصیت او، بسیار تاثیر گذار بوده است. او می توانست مردم را به خوبی قانع کند و ملاقات های ساده خود با دیگران را، به قرارداد های سود آورد تبدیل کند. به همین علت است که می گوییم ۹۰ درصد موفقیت شما در زندگی، به دانش روانشناسی شما یا بصورت دقیق تر، میزان مراجعات شما به هر آنچه که برای رسیدن به موفقیت نیاز دارید را بصورت جامع و تفکیک شده، بیان کرده ایم.
2) او هیچگاه نه را قبول نمی کرد : استیو هرگز نه را قبول نمی کرد. او به این معروف بود که در خواسته هایش، بسیار صریح بود. او یک خواسته و سوال را آنقدر تکرار می کرد تا نهایتا پاسخ آن را بیابد. به همین علت، مردم و کارمندانش، معمولا از بحث مستقیم با او خودداری می کردند زیرا می دانستند او توانایی بسیار بالایی در قانع کردن دیگران داشت تا جایی که هر کسی همراه با ایده او میشد و نمی توانست مقاومت کند.
3) او اهمیت بیشتری به محصول میداد تا به پول فروش آن :
استیو هرگز به پول اهمیتی نداد. وقتی به سی سالگی رسید، ثروت خالص او ۱۰۰ میلیون دلار بود و چند سال بعد نیز یک میلیاردر شد اما در تمام اوقات، تمرکز اصلی او روی تولید محصولات ماندگار بود، نه ثروتمند شدن. او کمپانی هایی را می شناخت که حتی پس از رفتن موسسین آن، کماکان معروف ماندند به همین علت تمام تمرکزش را روی ساخت محصولاتی با کیفیت می گذاشت.
4) او میخواست زندگی ها را عوض کند : بسیاری از افراد، آرزوهای کوچکی دارند. آنها ماشین خوب، کار مناسب و همسر خوبی میخواهند. اما برای استیو جابز، همه چیز متفاوت بود. او میخواست زندگی مردم را توسط محصولاتش بهتر کند و به همین علت است که هنوز اسم او بر سر زبانهاست، با اینکه خود، دیگر کنار ما نیست.
5) او هیچ اهمیتی به واقعیت نمی داد : استیو هیچ اهمیتی به این مساله نمیداد که واقعیت چیست. او مهندسین را مجبور به تولید محصولاتی می کرد که عملا تولید آنها قبل از وجود شرکت اپل، غیر ممکن بود. مهم نیست که این محصول، یک مک بوک بسیار نازک بود یا محصولی با پیچیدگی آیفون و آیپد، همین آگاهی استیو جابز و نپذیرفتن واقعیتها از سوی او بود که باعث الهام گرفتن دیگران و کارمندانش میشد و او را تبدیل به رهبری موفق می کرد.
چطور از این مقاله به سود خود استفاده کنید ؟
زندگی استیو جابز، اثباتی بر این مساله است : تا زمانیکه با مداومت به دنبال رویاهای خود هستید، هیچ غیر ممکنی وجود ندارد. او کامپیوتر را دید و به رویای ساخت یک کامپیوتر خانگی مشعول شد حال آنکه همه کمپانی های بزرگ فکر می کردند کامپیوتر ها هرگز به یک شخص معمولی فروخته نخواهند شد اما نهایتا در طی چند سال، همه مسیر استیو را دنبال کردند.
از آنجایی که او عمیقا به خود باور داشت، مردم را نیز به این سمت هدایت کرد که به او باور داشته باشند و به همین علت است که او تبدیل به قهرمانی شد که امروز همه او را میشناسیم. مهم نیست رویایتان چیست، به رویایتان باور داشته باشید و آنرا دنبال کنید تا به واقعیت شما تبدیل شود. فراموش نکنید : وقتی کاری را شروع می کنید، هرکسی غیر از خودتان، محصول و رویاهای شما را احمقانه خواهد دانست، پس این شما هستید که باید عمیقا به خود باور داشته باشید.
ما در این زندگی، در قوانینی محبوس شده ایم که بسیاری از آنها را دیگران درست کرده اند و به همین علت است که هیچوقت پتانسیل واقعی خود را کشف نمی کنیم. استیو یکی از افرادی بود که بر خلاف این قوانین، طغیان میکرد و نهایتا نیز ثابت کرد که این قوانین، قابل شکسته شدن هستند. بله مسیر آسان نبود، بهایی که باید بپردازید زیاد است اما اگر آن را صحیح انجام دهید، ممکن است استیو جابز بعدی باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
گفتن کوشش می کنم راهی برای فرار از انجام کار است . کن بلانچارد
میان علاقمن بودن و درگیر شدن تفاوت بسیار است. هنگامی که علاقمند به انجام کاری هستید در فرصت مناسب به آن می پردازید، ولی چنانچه متعهد و درگیر با کاری شدید بی مهابا پیش می روید. هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.
کسی که خود را درگیر کاری می کند راهی برای گریز از منطق دست و پاگیر می یابد. او در وضعیت دشوار هم راهش را ادامه می دهد. اینچنین انضباط روانی و رفتاری نشانه پایمردی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
گفتن کوشش می کنم راهی برای فرار از انجام کار است . کن بلانچارد
میان علاقمن بودن و درگیر شدن تفاوت بسیار است. هنگامی که علاقمند به انجام کاری هستید در فرصت مناسب به آن می پردازید، ولی چنانچه متعهد و درگیر با کاری شدید بی مهابا پیش می روید. هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.
کسی که خود را درگیر کاری می کند راهی برای گریز از منطق دست و پاگیر می یابد. او در وضعیت دشوار هم راهش را ادامه می دهد. اینچنین انضباط روانی و رفتاری نشانه پایمردی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
💢باختن یک رویداد است، اما بازنده بودن یک مدل ذهنی است.
💢بخت خوش یک رویداد است، اما خوشبختی یک مدل ذهنی است.
💢تنها ماندن یک رویداد است، اما تنهایی یک مدل ذهنی است.
💢مجبور شدن یک رویداد است، اما باور به جبر یک مدل ذهنی است.
💢تغییر کردن یک رویداد است، اما در جستجوی تغییر بودن یک مدل ذهنی است.
💢زنده بودن یک رویداد است، اما زندگی کردن یک مدل ذهنی است.
حواسمان باشد که...
💢رویدادها را ما انتخاب نمیکنیم
ولی مدلهای ذهنیمان را خودمان میسازیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
💢باختن یک رویداد است، اما بازنده بودن یک مدل ذهنی است.
💢بخت خوش یک رویداد است، اما خوشبختی یک مدل ذهنی است.
💢تنها ماندن یک رویداد است، اما تنهایی یک مدل ذهنی است.
💢مجبور شدن یک رویداد است، اما باور به جبر یک مدل ذهنی است.
💢تغییر کردن یک رویداد است، اما در جستجوی تغییر بودن یک مدل ذهنی است.
💢زنده بودن یک رویداد است، اما زندگی کردن یک مدل ذهنی است.
حواسمان باشد که...
💢رویدادها را ما انتخاب نمیکنیم
ولی مدلهای ذهنیمان را خودمان میسازیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به وبسایت ما سربزنید ونظرات وپیشنهادهای خودتون را اعلام کنید.
ممنونیم از همراهی شما عزیزان💐
👇👇👇👇👇👇👇
Amt-PNU.BLOGFA.COM
👆👆👆👆👆👆👆
ممنونیم از همراهی شما عزیزان💐
👇👇👇👇👇👇👇
Amt-PNU.BLOGFA.COM
👆👆👆👆👆👆👆
#نگرش_مدیریتی
قانون 15دقیقه چیست؟
این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!
ساموئل اسمایلز ، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را میسازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.
1-اگر روزی 15 دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.
2-اگر روزی 15 دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.
3-اگر روزی 15دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.
4-اگر روزی 15دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.
5-اگر روزی 15 دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.
زیبایی روش یا قانون 15 دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید آن را به تاخیر نمی اندازید.
کشور ژاپن امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون میداند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
قانون 15دقیقه چیست؟
این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!
ساموئل اسمایلز ، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را میسازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.
1-اگر روزی 15 دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.
2-اگر روزی 15 دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.
3-اگر روزی 15دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.
4-اگر روزی 15دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.
5-اگر روزی 15 دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.
زیبایی روش یا قانون 15 دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید آن را به تاخیر نمی اندازید.
کشور ژاپن امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون میداند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
شما آهن ربایی زنده هستید؛درمورد هرچه بیندیشید،آن را به طرف خود جذب می کنید!!!
@ModiranBox
#OstadKazemi
شما آهن ربایی زنده هستید؛درمورد هرچه بیندیشید،آن را به طرف خود جذب می کنید!!!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
13 خطای بزرگ زبان بدن که موجب می شود شما در جلسات بد به نظر برسید!
13 Body Language Blunders
That Make You Look Bad In
Meetings.
قسمت اول...
"Body language is a very powerful tool. We had body language before we had speech, and apparently, 80% of what you understand in a conversation is read through the body, not the words." - Deborah Bull
"زبان بدن یک ابزار بسیار قدرتمند است. ما قبل از اینکه سخن بگوییم، زبان بدنمان سخن می گوید، و ظاهرا 80 درصد از آنچه در یک محاوره می فهمید با زبان بدن خوانده می شود نه کلمات!
بدن ما زبان خاص خودش را دارد و حرف هایی که می زند همیشه خوب و خوشایند نیست. زبان بدنتان احتمالا جزئی از شخصیت شما گشته، و این نکته ایست که ممکن است تا به حال به آن فکر نکرده باشید. اگر این موضوع درست باشد، وقت آن رسیده تا فکری به حال آن کنید چرا که ممکن است حرفه و شغل خود را از بین ببرید.
شرکت تَلنت اسمارت با آزمایش بیش از یک میلیون آدم دریافت 90 درصد از آنهایی که دارای هوش عاطفی/هیجانی بالا هستند، واقف به قدرت سیگنال های غیر گفتاری خود در ارتباطات می باشند. دکتر تراویس برادبری رئیس این شرکت می نویسد؛ وقتی دارید سخت کار می کنید و برای رسیدن به هدفتان هر کاری انجام می دهید، هر چیزی که موجب پیشرفت شما می شود، قدرتمند بوده و راه شما برای رسیدن به موفقیت را هموار می سازد. فقط حواستان باشد که قربانی هیچ یک از اشتباهات فاحش زبان بدن که در ذیل می آید نشوید:
Exagerated gesture
1⃣ژست اغراق آمیز؛ باعث می شود که شما در حال بسط دادن واقعیت (خالی بندی) دیده شوید. بهتر است دست های خود را آزاد کرده و کف دستتان را نشان دهید تا با این کار نشان دهید که چیزی برای مخفی کردن ندارید.
Crossed arms
2⃣دست به سینه؛ یک سد فیزیکی ایجاد می کند و نشان از آن است که در مواجهه با حرفی که طرف مقابل می زند باز و پذیرا نیستید. فرقی نمی کند که گفتگوی شما لذت بخش بوده و لبخند بزنید چرا که طرف مقابلتان این حس را پیدا می کند که می خواهید او را در محاوره مغلوب کنید. حتی اگر شما در حالت دست به سینه راحت تر هستید، برای ارتباط برقرار کردن بهتر باید این ژست را عوض کنید.
Inconsistency
3⃣نا هماهنگی؛ میان حرف ها و وضعیت فیزیکی بدنتان موجب می شود که طرف مقابل حس کند که یک جای کار ایراد دارد و این سوء ظن در او ایجاد شود که در صدد فریب او می باشید، هر چند که ندانید چرا و چگونه. به عنوان مثال، یک لبخند عصبی و رد کردن یک پیشنهاد در یک محاوره به شما کمک نمی کند چیزی را که می خواهید بدست آورید بلکه طرف مقابل را بر آن میدارد که نتواند با شما کار کند؛ چرا که او فکر می کند چیز دیگری در نظر دارید.
Turning yourself away from others
4⃣ فاصله گرفتن و دور ایستادن از دیگران؛ یا وارد نشدن در گفتگو حاکی از آن است که شما به بحث پیش رو علاقه ای نداشته و راحت نیستید و احتمالا حتی به گوینده ی سخن اعتمادی ندارید. سعی کنید وارد گفتگو با کسی که سخن می گوید شده و به نشان گوش دادن به حرف های او سر خود را آرام تکان دهید. این نشان دهنده تمرکز و توجه کامل شما به وی می باشد.
Slouching
5⃣خمیده و افتاده بودن؛ نشان دهنده این است که خسته شده و هیچ علاقه ای به جایی که در آن هستید ندارید. شما هیچ وقت به رئیستان نمی گویید: "من نمی فهمم چرا باید به حرف های تو گوش بدم"، اما اگر خمیده باشید، لزومی به گفتن آن نیست چرا که وضعیت بدنتان با صدای بلند و خیلی شفاف این حرف را می گوید!
"مغز انسان قدرت جسم را با فضایی که وضعیت بدنی طرف مقابل وی در آن اشغال می کند، یکسان می کند! صاف ایستادن و به عقب کشیدن شانه ها یک حالت قدرتمندانه است. این وضعیت فضای بیشتری از مغز طرف مقابل را پر می کند و بر عکس آن وقتی شانه ها افتاده، فضای کمتر را اشغال کرده و منعکس کننده قدرت کمتر است. حفظ حالت خوب؛ فرمان به احترام بیشتر داده و تعهد دو طرف در محاوره را ارتقا می دهد."
Avoiding eye contact
6⃣اجتناب از تماس چشمی؛ ایجاد کننده حالتی است که دارید چیزی را مخفی می کنید و این سوء ظن را بر می انگیزد. کمبود تماس چشمی همچنین حاکی از فقدان اعتماد به نفس و علاقمندی بوده که شما خواهان ارتباط در یک جلسه کاری نیستید. ارتباط چشمی پایدار، از سوی دیگر، به معنای فرافرستادن اعتماد به نفس، رهبری، قدرت، و هوش است.
ادامه در بخش دوم....
@ModiranBox
#OstadKazemi
13 خطای بزرگ زبان بدن که موجب می شود شما در جلسات بد به نظر برسید!
13 Body Language Blunders
That Make You Look Bad In
Meetings.
قسمت اول...
"Body language is a very powerful tool. We had body language before we had speech, and apparently, 80% of what you understand in a conversation is read through the body, not the words." - Deborah Bull
"زبان بدن یک ابزار بسیار قدرتمند است. ما قبل از اینکه سخن بگوییم، زبان بدنمان سخن می گوید، و ظاهرا 80 درصد از آنچه در یک محاوره می فهمید با زبان بدن خوانده می شود نه کلمات!
بدن ما زبان خاص خودش را دارد و حرف هایی که می زند همیشه خوب و خوشایند نیست. زبان بدنتان احتمالا جزئی از شخصیت شما گشته، و این نکته ایست که ممکن است تا به حال به آن فکر نکرده باشید. اگر این موضوع درست باشد، وقت آن رسیده تا فکری به حال آن کنید چرا که ممکن است حرفه و شغل خود را از بین ببرید.
شرکت تَلنت اسمارت با آزمایش بیش از یک میلیون آدم دریافت 90 درصد از آنهایی که دارای هوش عاطفی/هیجانی بالا هستند، واقف به قدرت سیگنال های غیر گفتاری خود در ارتباطات می باشند. دکتر تراویس برادبری رئیس این شرکت می نویسد؛ وقتی دارید سخت کار می کنید و برای رسیدن به هدفتان هر کاری انجام می دهید، هر چیزی که موجب پیشرفت شما می شود، قدرتمند بوده و راه شما برای رسیدن به موفقیت را هموار می سازد. فقط حواستان باشد که قربانی هیچ یک از اشتباهات فاحش زبان بدن که در ذیل می آید نشوید:
Exagerated gesture
1⃣ژست اغراق آمیز؛ باعث می شود که شما در حال بسط دادن واقعیت (خالی بندی) دیده شوید. بهتر است دست های خود را آزاد کرده و کف دستتان را نشان دهید تا با این کار نشان دهید که چیزی برای مخفی کردن ندارید.
Crossed arms
2⃣دست به سینه؛ یک سد فیزیکی ایجاد می کند و نشان از آن است که در مواجهه با حرفی که طرف مقابل می زند باز و پذیرا نیستید. فرقی نمی کند که گفتگوی شما لذت بخش بوده و لبخند بزنید چرا که طرف مقابلتان این حس را پیدا می کند که می خواهید او را در محاوره مغلوب کنید. حتی اگر شما در حالت دست به سینه راحت تر هستید، برای ارتباط برقرار کردن بهتر باید این ژست را عوض کنید.
Inconsistency
3⃣نا هماهنگی؛ میان حرف ها و وضعیت فیزیکی بدنتان موجب می شود که طرف مقابل حس کند که یک جای کار ایراد دارد و این سوء ظن در او ایجاد شود که در صدد فریب او می باشید، هر چند که ندانید چرا و چگونه. به عنوان مثال، یک لبخند عصبی و رد کردن یک پیشنهاد در یک محاوره به شما کمک نمی کند چیزی را که می خواهید بدست آورید بلکه طرف مقابل را بر آن میدارد که نتواند با شما کار کند؛ چرا که او فکر می کند چیز دیگری در نظر دارید.
Turning yourself away from others
4⃣ فاصله گرفتن و دور ایستادن از دیگران؛ یا وارد نشدن در گفتگو حاکی از آن است که شما به بحث پیش رو علاقه ای نداشته و راحت نیستید و احتمالا حتی به گوینده ی سخن اعتمادی ندارید. سعی کنید وارد گفتگو با کسی که سخن می گوید شده و به نشان گوش دادن به حرف های او سر خود را آرام تکان دهید. این نشان دهنده تمرکز و توجه کامل شما به وی می باشد.
Slouching
5⃣خمیده و افتاده بودن؛ نشان دهنده این است که خسته شده و هیچ علاقه ای به جایی که در آن هستید ندارید. شما هیچ وقت به رئیستان نمی گویید: "من نمی فهمم چرا باید به حرف های تو گوش بدم"، اما اگر خمیده باشید، لزومی به گفتن آن نیست چرا که وضعیت بدنتان با صدای بلند و خیلی شفاف این حرف را می گوید!
"مغز انسان قدرت جسم را با فضایی که وضعیت بدنی طرف مقابل وی در آن اشغال می کند، یکسان می کند! صاف ایستادن و به عقب کشیدن شانه ها یک حالت قدرتمندانه است. این وضعیت فضای بیشتری از مغز طرف مقابل را پر می کند و بر عکس آن وقتی شانه ها افتاده، فضای کمتر را اشغال کرده و منعکس کننده قدرت کمتر است. حفظ حالت خوب؛ فرمان به احترام بیشتر داده و تعهد دو طرف در محاوره را ارتقا می دهد."
Avoiding eye contact
6⃣اجتناب از تماس چشمی؛ ایجاد کننده حالتی است که دارید چیزی را مخفی می کنید و این سوء ظن را بر می انگیزد. کمبود تماس چشمی همچنین حاکی از فقدان اعتماد به نفس و علاقمندی بوده که شما خواهان ارتباط در یک جلسه کاری نیستید. ارتباط چشمی پایدار، از سوی دیگر، به معنای فرافرستادن اعتماد به نفس، رهبری، قدرت، و هوش است.
ادامه در بخش دوم....
@ModiranBox
#OstadKazemi