#نکات_مدیریتی
S.ghalam:
🍓۱۰ ویروس کلامی که موجب تخریب ارتباط می شود :
🎋۱ . نصیحت تکراری
🎋۲ . تذکر مداوم
🎋۳. سرزنش
🎋۴ . منت گذاشتن
🎋۵ . مقایسه کردن
🎋۶ . جرو بحث کردن زیاد
🎋۷ . برچسب منفی زدن
🎋۸ . پیش بینی منفی(نفوس بد)
🎋۹ . گله و شکایت مداوم
🎋۱۰ . متهم کردن
@ModiranBox
#OstadKazemi
S.ghalam:
🍓۱۰ ویروس کلامی که موجب تخریب ارتباط می شود :
🎋۱ . نصیحت تکراری
🎋۲ . تذکر مداوم
🎋۳. سرزنش
🎋۴ . منت گذاشتن
🎋۵ . مقایسه کردن
🎋۶ . جرو بحث کردن زیاد
🎋۷ . برچسب منفی زدن
🎋۸ . پیش بینی منفی(نفوس بد)
🎋۹ . گله و شکایت مداوم
🎋۱۰ . متهم کردن
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
کارگاه قانون جذب
قسمت اول:
(مطالب این کارگاه قانون جذب در روز یکشنبه، 29 سپتامبر 2007 میلادی در شهر بوستون ایالت ماساچوست، ضبط شد. استر و جری هیکس)
آیا این هماهنگی ارتعاشی است؟
صبح به خیر. خیلی از دیدن شما دراینجا خوشحالیم. دور هم جمع شدن برای آفرینش جمعی خیلی خوب است. مگر نه؟ شما میدانید که چه می خواهید؟ واقعا؟ خوب، ما معتقدیم که شما تا حدی این را می دانید. به عبارت دیگر، دانستن این که چه چیزی نمی خواهید کمک می کند تا بدانید چه می خواهید.
آیا معتقدید که با آرزوهایتان از نظر ارتعاشی هماهنگ هستید؟ واقعا؟ خوب، بگذارید بگویم که اگر با آرزوهایتان از نظر ارتعاشی هماهنگ باشید چطور می شود: آن ها را زندگی می کنید. وقتی با چیزی که می خواهیدهماهنگی ارتعاشی داشته باشید با آن زندگی می کنید. وقتی با دلارهایی که می خواهید هماهنگی ارتعاشی داشته باشید آن ها را دارید، آن ها را جذب می کنید، به آن ها دسترسی دارید ... آن ها به راحتی در زندگی تان جاری هستند، و می آیند و می روند و دوباره می آیند. وقتی با رابطه ای که زندگی تان باعث شده آن را بخواهید، هماهنگی ارتعاشی داشته باشید، این رابطه را دارید.
پس این یک پرسش گول زننده بود (ناراحت نشوید) چون بیشتر دوستان ما وقتی از آن ها می پرسیم میدانی چه می خواهی فکر می کنند منظورمان چیزهایی است که هنوز به دست نیاورده اند.
روزی سعی داشتیم خانمی را قانع کنیم که فقط روی چیزهای مثبت تمرکز کند و فهرستی از چیزهای مثبت تهیه کند و به آنها فکر کند. او گفت : « اما من این ها را نمی خواهم. من این ها را دارم». در واقع منظورش این بود که «چیزهایی که من می خواهم چیزهایی هستند که هنوز به دست نیامده اند.»
ما می خواهیم کمکتان کنیم تا این را درک کنید که اگر به چیزهایی که میخواهید از دیدگاه چیزی فکر کنید که هنوز به دست نیامده، (یعنی هنوز در تجربه زندگی تان نیست و شما هنوز با کمبود آن زندگی می کنید و از همه مهمتر احساسات منفی ای چون یاس و دلسردی از عدم وجود آن را تجربه می کنید)، آن وقت این نشانه ی واضحی است از فرکانس ارتعاشی که به طور منظم دارید از خودتان بیرون می دهید (حتی می توانید آن را پیشکش ارتعاشی بنامید و این ، همان باور است). بعد آن را به حالت معلق نگه می دارید طوری که انگار بین جایی که شما هستید و جایی که آن هست فاصله ای هست و نزدیک شما نیست. به همین علت است که همه آدم ها مدت های طولانی در همان وضعیت زندگی می کنند.
شاید تا به حال آدم هایی را دیده باشید که رابطه ی بدی با کسی دارند و هر بار که آن ها را می بینید گله و شکایت می کنند، بعد رابطه پایان می گیرد، چون آن ها سرانجام ذله می شوند و آن در را می بندند ... بعد، اولین چیزی که می شنوید این است که رابطه ی جدید برقرار کرده اند و حالا دوباره درباره ی این یکی شکایت می کنند!
اگر حافظه تان خوب باشد و به آن ها خوب توجه کنید، آن وقت باید ببینید که هر چند چهره های متفاوت و مکان های متفاوت در زندگی آن ها می آیند و می روند، اما چیز چندانی تغییر نمی کند. مثل این است که آن ها هر بار با همان آدم ازدواج می کنند. آن ها مرتب با همان آدم قرار ملاقات می گذارند. آن ها مدام به همان محله اسباب کشی می کنند و در همان خانه با همان مشکلات زندگی می کنند!
شما این الگوهای فکری را دارید و قانون جذب کمکتان می کند تا الگوی فکری و باوری را که دارید حفظ کنید. بنابراین شما از همان اول زندگی تان الگوهای فکری مشخصی پرورش داده اید. گاهی دیگران این الگوها را به دقت به شما یاد داده اند. گاهی هم در اثر مشاهده ی چیزی و بعد صحبت درباره ی آن و بعد به خاطر سپردن آن را در ذهنتان جا داده اید.
به عبارت دیگر، زندگی خیلی جالب است. مگر نه؟ شما نمی توانید مدتی طولانی درباره ی چیزی حرف بزنید وآن چیز در زندگی تان بیش تر نشود و این همان چیزی است که باعث می شود الگوهایی از چیزی پرورش بدهید که آن ها را حقایق می نامید. شما می گویید {اول مطمئن نبودم اما بعد مدتی فکر کردم و وقتی به آن توجه کردم، کم کم نشانه های آن را همه جا دیدم. حالا به آن اعتقاد دارد و حالا که به آن اعتقاد دارم، دارد وارد زندگی ام می شود.}
ادامه دارد...
@ModiranBox
#OstadKazemi
کارگاه قانون جذب
قسمت اول:
(مطالب این کارگاه قانون جذب در روز یکشنبه، 29 سپتامبر 2007 میلادی در شهر بوستون ایالت ماساچوست، ضبط شد. استر و جری هیکس)
آیا این هماهنگی ارتعاشی است؟
صبح به خیر. خیلی از دیدن شما دراینجا خوشحالیم. دور هم جمع شدن برای آفرینش جمعی خیلی خوب است. مگر نه؟ شما میدانید که چه می خواهید؟ واقعا؟ خوب، ما معتقدیم که شما تا حدی این را می دانید. به عبارت دیگر، دانستن این که چه چیزی نمی خواهید کمک می کند تا بدانید چه می خواهید.
آیا معتقدید که با آرزوهایتان از نظر ارتعاشی هماهنگ هستید؟ واقعا؟ خوب، بگذارید بگویم که اگر با آرزوهایتان از نظر ارتعاشی هماهنگ باشید چطور می شود: آن ها را زندگی می کنید. وقتی با چیزی که می خواهیدهماهنگی ارتعاشی داشته باشید با آن زندگی می کنید. وقتی با دلارهایی که می خواهید هماهنگی ارتعاشی داشته باشید آن ها را دارید، آن ها را جذب می کنید، به آن ها دسترسی دارید ... آن ها به راحتی در زندگی تان جاری هستند، و می آیند و می روند و دوباره می آیند. وقتی با رابطه ای که زندگی تان باعث شده آن را بخواهید، هماهنگی ارتعاشی داشته باشید، این رابطه را دارید.
پس این یک پرسش گول زننده بود (ناراحت نشوید) چون بیشتر دوستان ما وقتی از آن ها می پرسیم میدانی چه می خواهی فکر می کنند منظورمان چیزهایی است که هنوز به دست نیاورده اند.
روزی سعی داشتیم خانمی را قانع کنیم که فقط روی چیزهای مثبت تمرکز کند و فهرستی از چیزهای مثبت تهیه کند و به آنها فکر کند. او گفت : « اما من این ها را نمی خواهم. من این ها را دارم». در واقع منظورش این بود که «چیزهایی که من می خواهم چیزهایی هستند که هنوز به دست نیامده اند.»
ما می خواهیم کمکتان کنیم تا این را درک کنید که اگر به چیزهایی که میخواهید از دیدگاه چیزی فکر کنید که هنوز به دست نیامده، (یعنی هنوز در تجربه زندگی تان نیست و شما هنوز با کمبود آن زندگی می کنید و از همه مهمتر احساسات منفی ای چون یاس و دلسردی از عدم وجود آن را تجربه می کنید)، آن وقت این نشانه ی واضحی است از فرکانس ارتعاشی که به طور منظم دارید از خودتان بیرون می دهید (حتی می توانید آن را پیشکش ارتعاشی بنامید و این ، همان باور است). بعد آن را به حالت معلق نگه می دارید طوری که انگار بین جایی که شما هستید و جایی که آن هست فاصله ای هست و نزدیک شما نیست. به همین علت است که همه آدم ها مدت های طولانی در همان وضعیت زندگی می کنند.
شاید تا به حال آدم هایی را دیده باشید که رابطه ی بدی با کسی دارند و هر بار که آن ها را می بینید گله و شکایت می کنند، بعد رابطه پایان می گیرد، چون آن ها سرانجام ذله می شوند و آن در را می بندند ... بعد، اولین چیزی که می شنوید این است که رابطه ی جدید برقرار کرده اند و حالا دوباره درباره ی این یکی شکایت می کنند!
اگر حافظه تان خوب باشد و به آن ها خوب توجه کنید، آن وقت باید ببینید که هر چند چهره های متفاوت و مکان های متفاوت در زندگی آن ها می آیند و می روند، اما چیز چندانی تغییر نمی کند. مثل این است که آن ها هر بار با همان آدم ازدواج می کنند. آن ها مرتب با همان آدم قرار ملاقات می گذارند. آن ها مدام به همان محله اسباب کشی می کنند و در همان خانه با همان مشکلات زندگی می کنند!
شما این الگوهای فکری را دارید و قانون جذب کمکتان می کند تا الگوی فکری و باوری را که دارید حفظ کنید. بنابراین شما از همان اول زندگی تان الگوهای فکری مشخصی پرورش داده اید. گاهی دیگران این الگوها را به دقت به شما یاد داده اند. گاهی هم در اثر مشاهده ی چیزی و بعد صحبت درباره ی آن و بعد به خاطر سپردن آن را در ذهنتان جا داده اید.
به عبارت دیگر، زندگی خیلی جالب است. مگر نه؟ شما نمی توانید مدتی طولانی درباره ی چیزی حرف بزنید وآن چیز در زندگی تان بیش تر نشود و این همان چیزی است که باعث می شود الگوهایی از چیزی پرورش بدهید که آن ها را حقایق می نامید. شما می گویید {اول مطمئن نبودم اما بعد مدتی فکر کردم و وقتی به آن توجه کردم، کم کم نشانه های آن را همه جا دیدم. حالا به آن اعتقاد دارد و حالا که به آن اعتقاد دارم، دارد وارد زندگی ام می شود.}
ادامه دارد...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
سه گروه از انسانها با انتخاب شما وارد زندگي شما شده اند:
كساني كه از ارزش شما كم ميكنند
كساني كه هيچ تاثيري بر زندگي شما ندارند
كساني كه به ارزش شما اضافه ميكنند
تعریف و تفسیر این گروه از انسان ها
👇👇👇👇👇👇👇👇
@ModiranBox
#OstadKazemi
سه گروه از انسانها با انتخاب شما وارد زندگي شما شده اند:
كساني كه از ارزش شما كم ميكنند
كساني كه هيچ تاثيري بر زندگي شما ندارند
كساني كه به ارزش شما اضافه ميكنند
تعریف و تفسیر این گروه از انسان ها
👇👇👇👇👇👇👇👇
@ModiranBox
#OstadKazemi
1⃣معرفي كساني كه از ارزش شما كم ميكنند:
✅ چشمان شما را به خوبي هاي اطراف مي بندند
✅شديدا روحيه منفي گويي و انتقاد شما را تقويت ميكنند
✅در گذشته سير ميكنند
✅وقت زيادي دارند
✅به هيچ اصول خاصي پايبند نيستند
✅هميشه ساز مخالف مي زنند
✅به راحتي توهين مي كنند
✅هرگز كتاب نميخوانند
✅هر ايده جديدي را مسخره مي كنند
✅زود قضاوت مي كنند
@ModiranBox
#OstadKazemi
✅ چشمان شما را به خوبي هاي اطراف مي بندند
✅شديدا روحيه منفي گويي و انتقاد شما را تقويت ميكنند
✅در گذشته سير ميكنند
✅وقت زيادي دارند
✅به هيچ اصول خاصي پايبند نيستند
✅هميشه ساز مخالف مي زنند
✅به راحتي توهين مي كنند
✅هرگز كتاب نميخوانند
✅هر ايده جديدي را مسخره مي كنند
✅زود قضاوت مي كنند
@ModiranBox
#OstadKazemi
2⃣معرفي افرادي كه هيچ تاثيري بر زندگي شما ندارند:
همانهايي كه مانند قطار شهر بازي هستند
با آنها خوش هستيد اما به جايي نميرسيد
آنها بود و نبودشان فرقي نميكند
بود و نبود شما نيز براي آنها تفاوتي ندارد
بخش زيادي از انسانهاي زندگي ما را تشكيل مي دهند
و هرگز به كيفيت روابط خود اهميت نمي دهند
از درد شما دردناك نمي شوند
و از شادي شما هم شاد نمي شوند
@ModiranBox
#OstadKazemi
همانهايي كه مانند قطار شهر بازي هستند
با آنها خوش هستيد اما به جايي نميرسيد
آنها بود و نبودشان فرقي نميكند
بود و نبود شما نيز براي آنها تفاوتي ندارد
بخش زيادي از انسانهاي زندگي ما را تشكيل مي دهند
و هرگز به كيفيت روابط خود اهميت نمي دهند
از درد شما دردناك نمي شوند
و از شادي شما هم شاد نمي شوند
@ModiranBox
#OstadKazemi
3⃣ معرفي افرادي كه به ارزش شما اضافه ميكنند:
✅برخي از آنها حضور كوتاهي در زندگي شما دارند اما براي هميشه چيزي از آنها به ياد مياوريد
✅در زماني كه با آنها هستيد به دانش شما افزوده مي شود
✅به شما انگيزه مي دهند و شما را تشويق به حركت مي كنند
✅نقاط مثبت شما را به زبان مي آورند
✅زاويه نگاه شما به زندگي را تغيير مي دهند
✅به شما اعتماد به نفس مي دهند
✅مثبت نگر و مثبت كلام هستند
✅تعداد آنها در ليست شماره هاي شما بسيار كم است
@ModiranBox
#OstadKazemi
✅برخي از آنها حضور كوتاهي در زندگي شما دارند اما براي هميشه چيزي از آنها به ياد مياوريد
✅در زماني كه با آنها هستيد به دانش شما افزوده مي شود
✅به شما انگيزه مي دهند و شما را تشويق به حركت مي كنند
✅نقاط مثبت شما را به زبان مي آورند
✅زاويه نگاه شما به زندگي را تغيير مي دهند
✅به شما اعتماد به نفس مي دهند
✅مثبت نگر و مثبت كلام هستند
✅تعداد آنها در ليست شماره هاي شما بسيار كم است
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
منابع قدرت
گوناگونی برای مدیران وجود دارد که با استفاده از آنها میتوانند دیگران را تحت تأثیر قرار داده و آنها را به پیروی از خود وادارند. برخی از این منابع قدرت مسئلهزا بوده و چندان برای زیردستان خوشایند نیستند. این منابع عبارتاند از: قدرت پست و مقام، قدرت پاداش دهی، قدرت تنبیه و قدرت کنترل اطلاعات. علیرغم اینکه این انواع قدرت در برخی موارد کارسازند ولی زیردستان را در وضعیت ضعف و موضعی انفعالی قرار میدهند و کسانی که دارای این نوع قدرتها هستند بهعنوان انسانهایی دیکتاتور و دور از دسترس شناخته میشوند.
علاوه بر این جامعه در طول چند دهه اخیر بسیار تغییر کرده است و افراد قدرت و اعتبار بیشتری برای خود قائل هستند و کارکنان راحتتر مشاغل خود را تغییر میدهند. دیگر کمتر کسی پیدا میشود که داشتن فاصله قدرت زیاد با مافوق برایش آزاردهنده نباشد. اینکه کسی “رئیس” ما باشد و ما مجبور باشیم به دلیل پست سازمانی وی یا به خاطر اینکه او میتواند حقوق و مزایای ما را کم و زیاد کند یا از ترس اخراج شدن از او اطاعت کنیم، چندان برای ما خوشآیند نیست و همه ما نسبت به اینگونه مافوقها تصور خوبی نداریم و سعی میکنیم تا آنجا که امکان دارد در برابر چنین افرادی مقاومت کنیم و شأن و منزلت خود را حفظ کنیم.
این به این معناست که با توجه به تغییرات فرهنگی نیروی کار و گذار از نیروی کار یدی به نیروی کار دانشی و حرفهای، منابع سنتی قدرت چندان جواب نمیدهد و مدیران باید به فکر توسعه منابع اثربخشتر قدرت باشند. دو نوع از این منابع قدرت عبارتاند از: قدرت تخصصی و قدرت کاریزماتیک. افرادی که قدرت تخصصی دارند به دلیل دانش و تخصصی که برای دیگران مهم است و نیاز دیگران به آن دانش، دارای قدرت هستند. حتماً همه شما دارای اساتیدی بودهاید که به دلیل دانش گسترده و ژرف خود مورداحترام بوده و دانشجویان با علاقه دوست دارند به او گوش سپرده و مطابق با نظر او رفتار کنند. منبع دیگر قدرت داشتن شخصیت کاریزماتیک است. اینگونه افراد به دلیل شخصیت جذاب، گیرا و پسندیده موردپذیرش دیگران قرار میگیرند و دیگران از روی میل و علاقه از آنها اطاعت میکنند.
خلاصه اینکه اگر میخواهید در عصر امروز مدیر قدرتمندی باشید سعی کنید قدرت تخصصی و قدرت کاریزماتیک خود را افزایش دهید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
منابع قدرت
گوناگونی برای مدیران وجود دارد که با استفاده از آنها میتوانند دیگران را تحت تأثیر قرار داده و آنها را به پیروی از خود وادارند. برخی از این منابع قدرت مسئلهزا بوده و چندان برای زیردستان خوشایند نیستند. این منابع عبارتاند از: قدرت پست و مقام، قدرت پاداش دهی، قدرت تنبیه و قدرت کنترل اطلاعات. علیرغم اینکه این انواع قدرت در برخی موارد کارسازند ولی زیردستان را در وضعیت ضعف و موضعی انفعالی قرار میدهند و کسانی که دارای این نوع قدرتها هستند بهعنوان انسانهایی دیکتاتور و دور از دسترس شناخته میشوند.
علاوه بر این جامعه در طول چند دهه اخیر بسیار تغییر کرده است و افراد قدرت و اعتبار بیشتری برای خود قائل هستند و کارکنان راحتتر مشاغل خود را تغییر میدهند. دیگر کمتر کسی پیدا میشود که داشتن فاصله قدرت زیاد با مافوق برایش آزاردهنده نباشد. اینکه کسی “رئیس” ما باشد و ما مجبور باشیم به دلیل پست سازمانی وی یا به خاطر اینکه او میتواند حقوق و مزایای ما را کم و زیاد کند یا از ترس اخراج شدن از او اطاعت کنیم، چندان برای ما خوشآیند نیست و همه ما نسبت به اینگونه مافوقها تصور خوبی نداریم و سعی میکنیم تا آنجا که امکان دارد در برابر چنین افرادی مقاومت کنیم و شأن و منزلت خود را حفظ کنیم.
این به این معناست که با توجه به تغییرات فرهنگی نیروی کار و گذار از نیروی کار یدی به نیروی کار دانشی و حرفهای، منابع سنتی قدرت چندان جواب نمیدهد و مدیران باید به فکر توسعه منابع اثربخشتر قدرت باشند. دو نوع از این منابع قدرت عبارتاند از: قدرت تخصصی و قدرت کاریزماتیک. افرادی که قدرت تخصصی دارند به دلیل دانش و تخصصی که برای دیگران مهم است و نیاز دیگران به آن دانش، دارای قدرت هستند. حتماً همه شما دارای اساتیدی بودهاید که به دلیل دانش گسترده و ژرف خود مورداحترام بوده و دانشجویان با علاقه دوست دارند به او گوش سپرده و مطابق با نظر او رفتار کنند. منبع دیگر قدرت داشتن شخصیت کاریزماتیک است. اینگونه افراد به دلیل شخصیت جذاب، گیرا و پسندیده موردپذیرش دیگران قرار میگیرند و دیگران از روی میل و علاقه از آنها اطاعت میکنند.
خلاصه اینکه اگر میخواهید در عصر امروز مدیر قدرتمندی باشید سعی کنید قدرت تخصصی و قدرت کاریزماتیک خود را افزایش دهید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدل سرآمدی EFQM 2013.pdf
2.3 MB
کتاب EFQM جهت استفاده دوستان علاقمند به مباحث سرآمدی
توضیح درمورد موضوع کتاب
👇👇👇👇👇👇👇👇
@ModiranBox
#OstadKazemi
توضیح درمورد موضوع کتاب
👇👇👇👇👇👇👇👇
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
EFQM مدل تعالی سازمانی است که سازمانها را ارزیابی و عملکرد آنها رااندازه گیری می کند. این مدل به سازمانها کمک می کند تا با مقایسه وضعیت موجود و مطلوب خود تفاوتها را شناسایی کنند ، سپس با بررسی علل وقوع این تفاوتها راه حلهای بهبود وضع موجود را پیدا و آنها را اجرا نمایند. EFQM ابتدای کلمات Foundation Quality Management European به معنی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت است.
باسپاس از توضیحات استاد گرانقدرم
@ModiranBox
#OstadKazemi
EFQM مدل تعالی سازمانی است که سازمانها را ارزیابی و عملکرد آنها رااندازه گیری می کند. این مدل به سازمانها کمک می کند تا با مقایسه وضعیت موجود و مطلوب خود تفاوتها را شناسایی کنند ، سپس با بررسی علل وقوع این تفاوتها راه حلهای بهبود وضع موجود را پیدا و آنها را اجرا نمایند. EFQM ابتدای کلمات Foundation Quality Management European به معنی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت است.
باسپاس از توضیحات استاد گرانقدرم
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
۱۰ شیوه رفتاری افراد کاریزماتیک:
۱- بیشتر از آنکه سخن بگویند، میشنوند.
۲- صرف نظر از افراد به دیدگاه هایشان خوب گوش میدهند.
۳- در هنگام ارتباط خود را مشغول حاشیه و لوازم شخصی نمیکنند.
۴- بجای تمرکز بر چیزهایی که بدست میآورند به چیزهایی که برای دیگران میتوانند فراهم کنند فکر میکنند.
۵- به گونه افراد از خود راضی که خود را مهم میپندارند عمل نمیکنند.
۶- مردمان دیگر را مهم میدانند چون میتوان از آنان آموخت.
۷- نقاط مثبت دیگران را میبینند و آن را تقدیر میکنند.
۸- در انتخاب کلماتی که به کار میبرند دقت میکنند.
۹- بر نقاط ضعف دیگران تمرکز و پافشاری نمیکنند.
۱۰- نقاط ضعف خود را با گشادهرویی میپذیرند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
۱۰ شیوه رفتاری افراد کاریزماتیک:
۱- بیشتر از آنکه سخن بگویند، میشنوند.
۲- صرف نظر از افراد به دیدگاه هایشان خوب گوش میدهند.
۳- در هنگام ارتباط خود را مشغول حاشیه و لوازم شخصی نمیکنند.
۴- بجای تمرکز بر چیزهایی که بدست میآورند به چیزهایی که برای دیگران میتوانند فراهم کنند فکر میکنند.
۵- به گونه افراد از خود راضی که خود را مهم میپندارند عمل نمیکنند.
۶- مردمان دیگر را مهم میدانند چون میتوان از آنان آموخت.
۷- نقاط مثبت دیگران را میبینند و آن را تقدیر میکنند.
۸- در انتخاب کلماتی که به کار میبرند دقت میکنند.
۹- بر نقاط ضعف دیگران تمرکز و پافشاری نمیکنند.
۱۰- نقاط ضعف خود را با گشادهرویی میپذیرند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نگرش_مدیریتی
پیام این فیلم کوتاه فوق العاده: گاهی اوقات درست در لحظه ای که فکر میکنی همه چیز تمام شده است دنیا به تو فرصت دوباره می دهد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
پیام این فیلم کوتاه فوق العاده: گاهی اوقات درست در لحظه ای که فکر میکنی همه چیز تمام شده است دنیا به تو فرصت دوباره می دهد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
پدیده جالب کورتصمیمی!
یک آزمایش فوق العاده جالب ترتیب داده شد. پانزده جفت عکس آماده شد و به تعدادی شرکت کننده گفتند که کدام یک از این دو عکس را دوست داريد؟ جفت عکس اول، جفت عکس دوم تا پانزدهم و شرکت کنندگان از بین این 15 جفت عکس به ترتیب گفتند که از هر جفت، کدام را دوست دارند (کدام زیباتر است)؟ بعد عکسی را به شرکت کننده نشان دادند و گفتند: از میان جفت عکس اول، شما این عکس را انتخاب کردی. چرا این؟ هر شرکتکنندهای هم توضیح می داد که مثلا آن فرد چشم زیباتری دارد یا مدل موهایش جذاب تر است یا ...
حالا واقعیت چه بود؟ راستش را بخواهید اصلا آن عکسی که به او نشان داده بودند، اتفاقا عکسی بود که شرکت کننده آن را انتخاب نکرده بود!! جالب این جاست که حدود ده درصد شرکتکننده ها گفتند که من که اصلاً این را انتخاب نکرده بودم! بامزه تر آنکه وقتی پس از پایان آزمایش از شرکت کننده ها پرسش شد که اگر تصویرهای اولیه را جابجا کنیم، آیا متوجه میشوید؟. بیش از هشتاد درصد شرکتکنندگان با پاسخ دادند که بله حتماً !!!.
این آزمایش روی موارد دیگری از جمله عطر همچنین در فضاهای دیگر از جمله فروشگاه ها و حتی متخصصان (پزشکان) انجام شده و به همین نتیجه رسیده است. این پدیده «کوری نسبت به انتخاب» نام گذاری شده است به جهت اختصار آن را «کورتصمیمی» می نامم.
وبگاه متمم (مرجع توسعه مهارت های ما) به خوبی این پدیده را توضیح داده که ممکن است در نگاه اول این پدیده احمقانه و بد به نظر برسد اما این مکانیزم برای بقای ما انسانها لازم است. فاصلهی بین آنچه دوست داشتم و آنچه روی داده، فاصلهی دردناکی است. باید به شکلی این فاصله کم شود. معمولاً رویداد قابل تغییر نیست. به همین دلیل، به نظر میرسد ما ترجیح میدهیم باورها و ارزشها و اولویتهای خودمان را تغییر دهیم یا بازتفسیر کنیم.
تحلیل مدیریتی:
این پدیده دو پیام کلیدی برای ما دارد:
— خیلی اوقات ما نمی توانیم متوجه شویم که اهدافی که نشانه گرفته بودیم و اهدافی که اکنون محقق شده است، تفاوت دارد. ذهن ما در یک فرآیند ناخودآگاه این دو را یکی می کند تا ما کمتر درد بکشیم.
— وقتی نتایج تصمیم گیری و یا سرمایه گذاری محقق شد و آن نتایج مطلوب نباشند ما دو راهکار داریم: یا آن تصمیم گیری/سرمایه گذاری را اصلاح کنیم یا اینکه نتایج آن تصمیم گیری/سرمایه گذاری را توجیه کنیم (مثلا می گوییم الان که نگاه می کنم اصلا خوب شد که ما وارد های تک نشدیم و همین حوزه ساختمان کم ریسک تر و بهتر است یا مثلا به عنوان نمونه ممکن است برای شغل مان ده ها آرزو و هدف داشته باشیم اما بعد از اینکه رفتیم سر کار، دیگر توجیه می کنیم که همین جا خوب است دیگر!!)
تجویز مدیریتی:
ما نمی توانیم برای همه تصمیمات خود، یک فرآیند آگاهانه و تحلیلی و مدون را طی کنیم اما برای تصمیمات مهم مان به ويژه مواردی که در بلندمدت قابلیت اصلاح دارد باید دو مساله را رعایت کنیم:
— قبل از سرمایه گذاری یا تصمیم گیری استراتژيک، اهداف، انتظارات و معیارهایمان را مکتوب کنیم. دقت کنید که نگفتم به آن ها فکر کنیم تاکید می کنیم که مکتوب و مستند. مکانیزم کاهش فاصله آنقدر حرفهای و خوب توسط مغز انجام میشود که اگر اصول و ارزشهای خود را به خاطر نیاورم، آنها را به شکلی توضیح میدهم و توجیه میکنم که با آنچه روی داده است، همسو شود.
— بعد از تصمیم گیری و یا سرمایه گذاری استراتژيک، هم خودمان و هم از طریق افراد مستقل بررسی کنیم که آیا بین آنچه محقق شده و آنچه انتظار می رفت تطابقی وجود دارد یا خیر؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
پدیده جالب کورتصمیمی!
یک آزمایش فوق العاده جالب ترتیب داده شد. پانزده جفت عکس آماده شد و به تعدادی شرکت کننده گفتند که کدام یک از این دو عکس را دوست داريد؟ جفت عکس اول، جفت عکس دوم تا پانزدهم و شرکت کنندگان از بین این 15 جفت عکس به ترتیب گفتند که از هر جفت، کدام را دوست دارند (کدام زیباتر است)؟ بعد عکسی را به شرکت کننده نشان دادند و گفتند: از میان جفت عکس اول، شما این عکس را انتخاب کردی. چرا این؟ هر شرکتکنندهای هم توضیح می داد که مثلا آن فرد چشم زیباتری دارد یا مدل موهایش جذاب تر است یا ...
حالا واقعیت چه بود؟ راستش را بخواهید اصلا آن عکسی که به او نشان داده بودند، اتفاقا عکسی بود که شرکت کننده آن را انتخاب نکرده بود!! جالب این جاست که حدود ده درصد شرکتکننده ها گفتند که من که اصلاً این را انتخاب نکرده بودم! بامزه تر آنکه وقتی پس از پایان آزمایش از شرکت کننده ها پرسش شد که اگر تصویرهای اولیه را جابجا کنیم، آیا متوجه میشوید؟. بیش از هشتاد درصد شرکتکنندگان با پاسخ دادند که بله حتماً !!!.
این آزمایش روی موارد دیگری از جمله عطر همچنین در فضاهای دیگر از جمله فروشگاه ها و حتی متخصصان (پزشکان) انجام شده و به همین نتیجه رسیده است. این پدیده «کوری نسبت به انتخاب» نام گذاری شده است به جهت اختصار آن را «کورتصمیمی» می نامم.
وبگاه متمم (مرجع توسعه مهارت های ما) به خوبی این پدیده را توضیح داده که ممکن است در نگاه اول این پدیده احمقانه و بد به نظر برسد اما این مکانیزم برای بقای ما انسانها لازم است. فاصلهی بین آنچه دوست داشتم و آنچه روی داده، فاصلهی دردناکی است. باید به شکلی این فاصله کم شود. معمولاً رویداد قابل تغییر نیست. به همین دلیل، به نظر میرسد ما ترجیح میدهیم باورها و ارزشها و اولویتهای خودمان را تغییر دهیم یا بازتفسیر کنیم.
تحلیل مدیریتی:
این پدیده دو پیام کلیدی برای ما دارد:
— خیلی اوقات ما نمی توانیم متوجه شویم که اهدافی که نشانه گرفته بودیم و اهدافی که اکنون محقق شده است، تفاوت دارد. ذهن ما در یک فرآیند ناخودآگاه این دو را یکی می کند تا ما کمتر درد بکشیم.
— وقتی نتایج تصمیم گیری و یا سرمایه گذاری محقق شد و آن نتایج مطلوب نباشند ما دو راهکار داریم: یا آن تصمیم گیری/سرمایه گذاری را اصلاح کنیم یا اینکه نتایج آن تصمیم گیری/سرمایه گذاری را توجیه کنیم (مثلا می گوییم الان که نگاه می کنم اصلا خوب شد که ما وارد های تک نشدیم و همین حوزه ساختمان کم ریسک تر و بهتر است یا مثلا به عنوان نمونه ممکن است برای شغل مان ده ها آرزو و هدف داشته باشیم اما بعد از اینکه رفتیم سر کار، دیگر توجیه می کنیم که همین جا خوب است دیگر!!)
تجویز مدیریتی:
ما نمی توانیم برای همه تصمیمات خود، یک فرآیند آگاهانه و تحلیلی و مدون را طی کنیم اما برای تصمیمات مهم مان به ويژه مواردی که در بلندمدت قابلیت اصلاح دارد باید دو مساله را رعایت کنیم:
— قبل از سرمایه گذاری یا تصمیم گیری استراتژيک، اهداف، انتظارات و معیارهایمان را مکتوب کنیم. دقت کنید که نگفتم به آن ها فکر کنیم تاکید می کنیم که مکتوب و مستند. مکانیزم کاهش فاصله آنقدر حرفهای و خوب توسط مغز انجام میشود که اگر اصول و ارزشهای خود را به خاطر نیاورم، آنها را به شکلی توضیح میدهم و توجیه میکنم که با آنچه روی داده است، همسو شود.
— بعد از تصمیم گیری و یا سرمایه گذاری استراتژيک، هم خودمان و هم از طریق افراد مستقل بررسی کنیم که آیا بین آنچه محقق شده و آنچه انتظار می رفت تطابقی وجود دارد یا خیر؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
«میلتون» با وجود اینکه نابینا بود، می نوشت.
«بتهوون» در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت.
«هلن کلر» در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد.
«رنوار» در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود، نقاشی می کرد
و مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند.
آدم ها علیرغم نابینایی، ناشنوایی، معلولیت، پیری، فقر،کم سنی، مشقت یا بیسوادی بر سختی ها غلبه می کنند، از همه پیشی می گیرند، کار را به اتمام می رسانند و موفق می شوند.
شما هم می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
«میلتون» با وجود اینکه نابینا بود، می نوشت.
«بتهوون» در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت.
«هلن کلر» در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد.
«رنوار» در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود، نقاشی می کرد
و مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند.
آدم ها علیرغم نابینایی، ناشنوایی، معلولیت، پیری، فقر،کم سنی، مشقت یا بیسوادی بر سختی ها غلبه می کنند، از همه پیشی می گیرند، کار را به اتمام می رسانند و موفق می شوند.
شما هم می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک آزادسازی و ذخیره سازی انرژی ذهنی با حذف برخی تصمیمات
نتایج یک تحقیق که در دانشگاه معتبر کلمبیا انجام شده است نشان می دهد ما روزانه دست کم با 70 تصمیم گیری مختلف مواجهیم. برخی از این تصمیم ها کوچک هستند، مثل اینکه غذا چه بخوریم یا چه بپوشیم؟ اما بقیه آنها تصمیمات دشوارتری هستند، مثل انتخاب بین دو پیشنهاد کاری، عزیمت به کشوری جدید و یا کنار گذاشتن یک فرد ناسالم از زندگی یا سرمایه گذاری پنجاه درصدی در یک حوزه خاص یا تغییر پایتخت یا رفراندوم یا .... بنابراین برخی از تصمیمات انرژی بر هستند. حالا یک تکنیک کاربردی و ساده اما موثر را برای تصمیم گیری با هم مرور می کنیم:
یکی از تکنیک هایی که برخی به کار می برند خیلی ساده است: آنها تصمیمات کوچک را تبدیل به روتین می کنند و عملا حذف می کنند. تصمیم گیری مثل یک عضله عمل می کند. وقتی در طول روز به دفعات از آن استفاده کنید انرژی خود برای عملکرد موثر را از دست می دهد و خسته می شود. یکی از بهترین تکنیک هایی که برخی برای کنار آمدن با خستگی ناشی از تصمیم گیری به کار می گیرند، حذف تصمیمات کوچک با تبدیل آنها به روتین روزانه است. این کار منابع ذهنی شما را برای تصمیمات پیچیده تر نگه می دارد.
یقه اسکی سیاهی که استیو جابز هر روز برای کار می پوشید را همه می شناسیم. این نوع پوشش نتیجه ساده روتین های روزانه ای است که با هدف کاستن از خستگی ناشی از تصمیم گیری انجام می شوند. این نشان می دهد وی از توانایی محدود انسان در تصمیم گیری های روزانه آگاه بوده اند. این ذهن را ذهن کسی که 24 نوع کت و 35 شلوار و 22 پیراهن دارد و باید بین این همه گزینه دست به انتخاب بزند مقایسه کنید.
بگذارید دو مثال بزنم: به جای اینکه هر روز در مورد صبحانه، ناهار و شام خود فکر کنید، آن را تبدیل به یک روتین کنید.
تحلیل مدیریتی:
مغز انسان فوق العاده است و کارهای بی نظیری می تواند انجام دهد. اما به همان اندازه می تواند ضعیف شود. بنابراین ما باید به خوبی از آن استفاده کنیم. مدیریت مصرف انرژی و اختصاص توان مغز به موضوعات و مسایل اصلی تصمیم گیری می تواند در افزایش کارایی مغز و در نهایت مطلوبیت زندگی و کار ما موثر باشد. آنچه آموختیم این است که تصمیم نگرفتن خود یکی از بهترین تکنیک های افزایش توان تصمیم گیری است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک آزادسازی و ذخیره سازی انرژی ذهنی با حذف برخی تصمیمات
نتایج یک تحقیق که در دانشگاه معتبر کلمبیا انجام شده است نشان می دهد ما روزانه دست کم با 70 تصمیم گیری مختلف مواجهیم. برخی از این تصمیم ها کوچک هستند، مثل اینکه غذا چه بخوریم یا چه بپوشیم؟ اما بقیه آنها تصمیمات دشوارتری هستند، مثل انتخاب بین دو پیشنهاد کاری، عزیمت به کشوری جدید و یا کنار گذاشتن یک فرد ناسالم از زندگی یا سرمایه گذاری پنجاه درصدی در یک حوزه خاص یا تغییر پایتخت یا رفراندوم یا .... بنابراین برخی از تصمیمات انرژی بر هستند. حالا یک تکنیک کاربردی و ساده اما موثر را برای تصمیم گیری با هم مرور می کنیم:
یکی از تکنیک هایی که برخی به کار می برند خیلی ساده است: آنها تصمیمات کوچک را تبدیل به روتین می کنند و عملا حذف می کنند. تصمیم گیری مثل یک عضله عمل می کند. وقتی در طول روز به دفعات از آن استفاده کنید انرژی خود برای عملکرد موثر را از دست می دهد و خسته می شود. یکی از بهترین تکنیک هایی که برخی برای کنار آمدن با خستگی ناشی از تصمیم گیری به کار می گیرند، حذف تصمیمات کوچک با تبدیل آنها به روتین روزانه است. این کار منابع ذهنی شما را برای تصمیمات پیچیده تر نگه می دارد.
یقه اسکی سیاهی که استیو جابز هر روز برای کار می پوشید را همه می شناسیم. این نوع پوشش نتیجه ساده روتین های روزانه ای است که با هدف کاستن از خستگی ناشی از تصمیم گیری انجام می شوند. این نشان می دهد وی از توانایی محدود انسان در تصمیم گیری های روزانه آگاه بوده اند. این ذهن را ذهن کسی که 24 نوع کت و 35 شلوار و 22 پیراهن دارد و باید بین این همه گزینه دست به انتخاب بزند مقایسه کنید.
بگذارید دو مثال بزنم: به جای اینکه هر روز در مورد صبحانه، ناهار و شام خود فکر کنید، آن را تبدیل به یک روتین کنید.
تحلیل مدیریتی:
مغز انسان فوق العاده است و کارهای بی نظیری می تواند انجام دهد. اما به همان اندازه می تواند ضعیف شود. بنابراین ما باید به خوبی از آن استفاده کنیم. مدیریت مصرف انرژی و اختصاص توان مغز به موضوعات و مسایل اصلی تصمیم گیری می تواند در افزایش کارایی مغز و در نهایت مطلوبیت زندگی و کار ما موثر باشد. آنچه آموختیم این است که تصمیم نگرفتن خود یکی از بهترین تکنیک های افزایش توان تصمیم گیری است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نگرش_مدیریتی
پیام این فیلم کوتاه این است: درست است که بخشی از موفقیت زندگی به شانس است، اما همان "شانس" هم برای کسانی است که حرکت و تلاش می کنند و ناامید نمی شوند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
پیام این فیلم کوتاه این است: درست است که بخشی از موفقیت زندگی به شانس است، اما همان "شانس" هم برای کسانی است که حرکت و تلاش می کنند و ناامید نمی شوند.
@ModiranBox
#OstadKazemi