#تکنیک_مدیریتی
تکنیک زیگارنیک!
از چند گروهی که برای تماشای یک فیلم بسیار جذاب به سینما رفته بودند، بعد از یک هفته سوالاتی در مورد جزئیات فیلم پرسیده شده تا میزان به خاطر سپاری افراد اندازه گیری شود. همین آزمایش با گروههای دیگری هم تکرار شد با این تفاوت که اجازه نمیدادند این گروه ها فیلم را تا انتها ببیند. ۵ دقیقه قبل از اتمام فیلم برقهای سالن رو قطع میکردند و از حضار معذرت میخواستند که برقها رفته است. یک هفته بعد، از این گروهها هم در مورد جزئیات فیلم سوالاتی میپرسیدند تا میزان به خاطر سپاری این افراد را اندازهگیری کنند.
آزمایش بالا را شخصی به نام زیگارنیک انجام داد که به اثر زیگارنیگ معروف است. خانم زیگارنیگ مشاهده کرده بود که گارسونهای رستوران جزئیات مربوط به سفارشات مشتریانی که هنوز پول را نپرداختهاند را بسیار خوب به خاطر سپردهاند ولی جزئیات سفارشات کسانی که پول را کامل از اول پرداخت کرده اند را به یاد نمیآورند. ایده آزمایش بالا از این مشاهده در ذهن خانم زیگارنیک بوجود آمد.
افرادی که فیلم را به صورت ناتمام دیده بودند جزئیات بسیار بیشتری از سکانسهای فیلم را به یاد می آوردند. طبق تحقیقاتی که روی اثر زیگارنیک انجام شد. وقتی کاری در ذهن ما نیمه تمام میماند و پروندهاش باز میماند مدام بارها و بارها توسط مغز پردازش میشود و مدام این اطلاعات بین حافظه کوتاه مدت و بلند مدت جا به جا میشوند.
این اثر، میتواند اثرات مثبت و منفی بسیاری داشته باشد:
اگر پیامی را باز کردید همانجا جواب بدهید. اگر میدانید در شرایطی نیستید که اقدامی انجام دهید هرگز پیام را باز نکنید، در صورتی که اشتباه کلاسیک اکثریت مردم این است که کل پیامها را ابتدا میخوانند و بعد دوباره برمیگردند و برخی را جواب میدهند و یا اقدام لازم را برایش انجام میدهند و بقیه به صورت پروندههای نیمه باز در ناخداگاه روی هم جمع میشوند.
یا اگر به عنوان مثال می خواهید کاری را انجام دهید و هنوز ایده ای برای تمام کردنش ندارید. قسمتی از کار را شروع کنید و بگذارید نیمه تمام بماند. در این حالت مدام ایدههایی برای بهبود کار یا نحوه جلو بردن کار به ذهنتان خواهد آمد و ذهنتان به یک اسفنج جذب ناخداگاه ایده و اطلاعات تبدیل خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک زیگارنیک!
از چند گروهی که برای تماشای یک فیلم بسیار جذاب به سینما رفته بودند، بعد از یک هفته سوالاتی در مورد جزئیات فیلم پرسیده شده تا میزان به خاطر سپاری افراد اندازه گیری شود. همین آزمایش با گروههای دیگری هم تکرار شد با این تفاوت که اجازه نمیدادند این گروه ها فیلم را تا انتها ببیند. ۵ دقیقه قبل از اتمام فیلم برقهای سالن رو قطع میکردند و از حضار معذرت میخواستند که برقها رفته است. یک هفته بعد، از این گروهها هم در مورد جزئیات فیلم سوالاتی میپرسیدند تا میزان به خاطر سپاری این افراد را اندازهگیری کنند.
آزمایش بالا را شخصی به نام زیگارنیک انجام داد که به اثر زیگارنیگ معروف است. خانم زیگارنیگ مشاهده کرده بود که گارسونهای رستوران جزئیات مربوط به سفارشات مشتریانی که هنوز پول را نپرداختهاند را بسیار خوب به خاطر سپردهاند ولی جزئیات سفارشات کسانی که پول را کامل از اول پرداخت کرده اند را به یاد نمیآورند. ایده آزمایش بالا از این مشاهده در ذهن خانم زیگارنیک بوجود آمد.
افرادی که فیلم را به صورت ناتمام دیده بودند جزئیات بسیار بیشتری از سکانسهای فیلم را به یاد می آوردند. طبق تحقیقاتی که روی اثر زیگارنیک انجام شد. وقتی کاری در ذهن ما نیمه تمام میماند و پروندهاش باز میماند مدام بارها و بارها توسط مغز پردازش میشود و مدام این اطلاعات بین حافظه کوتاه مدت و بلند مدت جا به جا میشوند.
این اثر، میتواند اثرات مثبت و منفی بسیاری داشته باشد:
اگر پیامی را باز کردید همانجا جواب بدهید. اگر میدانید در شرایطی نیستید که اقدامی انجام دهید هرگز پیام را باز نکنید، در صورتی که اشتباه کلاسیک اکثریت مردم این است که کل پیامها را ابتدا میخوانند و بعد دوباره برمیگردند و برخی را جواب میدهند و یا اقدام لازم را برایش انجام میدهند و بقیه به صورت پروندههای نیمه باز در ناخداگاه روی هم جمع میشوند.
یا اگر به عنوان مثال می خواهید کاری را انجام دهید و هنوز ایده ای برای تمام کردنش ندارید. قسمتی از کار را شروع کنید و بگذارید نیمه تمام بماند. در این حالت مدام ایدههایی برای بهبود کار یا نحوه جلو بردن کار به ذهنتان خواهد آمد و ذهنتان به یک اسفنج جذب ناخداگاه ایده و اطلاعات تبدیل خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖋 همراهان فرهیخته ی کانال مدیران آینده، دستیابی به بهترین اهدافتان را در سال جدید برایتان آرزو دارم .
➖⃟🦋 نوروزتان سرشار از آرامش و سلامتی
#OstadKazemi
➖⃟🦋 نوروزتان سرشار از آرامش و سلامتی
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک ستاره افشانی!
هروقت که بخواهید ایدهی جدیدی را بررسی و واکاوی کنید، ارزشش را دارد که یک تمرین جامع، کامل و نظاممند برای طرح سوالات احتمالی انجام دهید. اینکار را ستارهافشانی مینامند.
ستارهافشانی نوعی از طوفان فکری است؛ اما با این تفاوت که به جای جواب و راه حل، با طرح سوال سر و کار دارد. از ستارهافشانی میشود در یک مسئله چندبار استفاده کرد؛ به این شکل که وقتی سری اول سوالها را جواب دادید، در مورد جواب سوالات اول هم دوباره ستارهافشانی کرده و برای موشکافی آنها سوالات جدیدی مطرح کنید.
نحوهی استفاده
برای اینکه متوجه شوید این تکنیک ساده اما موثر تا چه حد قدرتمند و تاثیرگذار است، مسئله و مشکلی را انتخاب کنید و یا یک محصول ویژه را مد نظر بگیرید. سپس مراحل زیر را اجرا کنید:
مرحلهی اول
یک ورق کاغذ بردارید و یک ستاره بزرگ ششپر وسط آن بکشید. ایده، مسئله یا محصول مورد نظرتان را وسط این ستاره بنویسید.
مرحلهی دوم
در هر پر ستاره، یکی از کلمات زیر را بنویسید: «چه کسی؟» «چه چیزی؟» «کجا؟» «چرا؟» «چه زمانی؟» و «چطور؟»
مرحلهی سوم
برای درآوردن سوالهایی که میشود در مورد محصول یا ایده پرسید، طوفان فکری انجام بدهید؛ به این شکل که ببینید با هر کدام از کلماتی که در نوکهای ستاره نوشته شده، چه سوالاتی میتوان پرسید. این سوالها مانند اشعههایی هستند که از ستارهی وسط کاغذ به اطراف میتابند. دنبال این نباشید که جواب سوالها را همانجا پیدا کنید. به جای آن سعی کنید تا میتوانید سوال طرح کنید.
مرحلهی چهارم
بسته به اندازهی مسئله، ممکن است لازم باشد برای کاویدن جواب سوالات طرح شده هم یک ستارهافشانی دیگر انجام بدهید. با این کار، چند ستارهی دیگر هم اطراف ستارهی اصلی ساخته و یک انفجار ستارهای تمام عیار راه بیاندازید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک ستاره افشانی!
هروقت که بخواهید ایدهی جدیدی را بررسی و واکاوی کنید، ارزشش را دارد که یک تمرین جامع، کامل و نظاممند برای طرح سوالات احتمالی انجام دهید. اینکار را ستارهافشانی مینامند.
ستارهافشانی نوعی از طوفان فکری است؛ اما با این تفاوت که به جای جواب و راه حل، با طرح سوال سر و کار دارد. از ستارهافشانی میشود در یک مسئله چندبار استفاده کرد؛ به این شکل که وقتی سری اول سوالها را جواب دادید، در مورد جواب سوالات اول هم دوباره ستارهافشانی کرده و برای موشکافی آنها سوالات جدیدی مطرح کنید.
نحوهی استفاده
برای اینکه متوجه شوید این تکنیک ساده اما موثر تا چه حد قدرتمند و تاثیرگذار است، مسئله و مشکلی را انتخاب کنید و یا یک محصول ویژه را مد نظر بگیرید. سپس مراحل زیر را اجرا کنید:
مرحلهی اول
یک ورق کاغذ بردارید و یک ستاره بزرگ ششپر وسط آن بکشید. ایده، مسئله یا محصول مورد نظرتان را وسط این ستاره بنویسید.
مرحلهی دوم
در هر پر ستاره، یکی از کلمات زیر را بنویسید: «چه کسی؟» «چه چیزی؟» «کجا؟» «چرا؟» «چه زمانی؟» و «چطور؟»
مرحلهی سوم
برای درآوردن سوالهایی که میشود در مورد محصول یا ایده پرسید، طوفان فکری انجام بدهید؛ به این شکل که ببینید با هر کدام از کلماتی که در نوکهای ستاره نوشته شده، چه سوالاتی میتوان پرسید. این سوالها مانند اشعههایی هستند که از ستارهی وسط کاغذ به اطراف میتابند. دنبال این نباشید که جواب سوالها را همانجا پیدا کنید. به جای آن سعی کنید تا میتوانید سوال طرح کنید.
مرحلهی چهارم
بسته به اندازهی مسئله، ممکن است لازم باشد برای کاویدن جواب سوالات طرح شده هم یک ستارهافشانی دیگر انجام بدهید. با این کار، چند ستارهی دیگر هم اطراف ستارهی اصلی ساخته و یک انفجار ستارهای تمام عیار راه بیاندازید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#واقعیت_عجیب
ماهیگیری قایقش گیر میکنه یه جا در حین در آوردن قایقش این سنگ رو پیدا میکنه و برش میداره میاره خونه میذاره زیر تختش. معتقد بوده براش خوش شانسی میاره
10 سال بعد خونهاش آتیش میگیره و این سنگ رو از بقایای خونه بیرون میارن و میفهمن این احتمالا بزرگ ترین مروارید پیدا شده در جهانه و حدود 100 میلیون دلار ارزش داره!
شانس فقط در خونه آدما رو نمیزنه، شانس ممکنه ده سال زیر تخت یکی بخوابه و نتیجهاش این بشه.
@ModiranBox
#OstadKazemi
ماهیگیری قایقش گیر میکنه یه جا در حین در آوردن قایقش این سنگ رو پیدا میکنه و برش میداره میاره خونه میذاره زیر تختش. معتقد بوده براش خوش شانسی میاره
10 سال بعد خونهاش آتیش میگیره و این سنگ رو از بقایای خونه بیرون میارن و میفهمن این احتمالا بزرگ ترین مروارید پیدا شده در جهانه و حدود 100 میلیون دلار ارزش داره!
شانس فقط در خونه آدما رو نمیزنه، شانس ممکنه ده سال زیر تخت یکی بخوابه و نتیجهاش این بشه.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
روشهای بیان نظر مخالف!
آقای پاول گراهام انواع مخالفت کردن را در ۷ سطح طبقه بندی کرده است:
۱.زبان اهانت آمیز:
پایین هرم یعنی بیشترین و رایج ترین نوع مخالفت، دشنام دادن و توهین کردن است.
۲.حمله شخصی به فرد:
این مرحله حمله شخصی و به زیر سوال کشیدن طرف مقابل است و این که او حق نداشته یا حوزه اش نبوده که این را بگوید، بدون این که به منطق یا حرفش اشاره شود.
۳.واکنش به لحن طرف مقابل:
در این مرحله از لحن گفتار طرف مقابل بدون اینکه به ابعاد و منطق مخالفت پرداخته شود انتقاد می گردد.
۴.نقض نظر طرف مقابل:
مسئله ای در تناقض با مطلب طرح شده می آید اما باز استدلالی ندارد.
۵.طرح کردن مسئله مقابل با دلیل و برهان:
از این مرحله نحوه مخالفت جدی و مستدل می شود.
۶.اثبات نادرستی:
در این مرحله ایرادها و اشکال های موجود مشخص و چرایی آن بیان می گردد.
۷.ایراد به منطق بحث:
در مرحله بالای هرم، می توان به منطق یا نتیجه گیری یا استدلال مطرح شده ایراد گرفت و آن را رد کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
روشهای بیان نظر مخالف!
آقای پاول گراهام انواع مخالفت کردن را در ۷ سطح طبقه بندی کرده است:
۱.زبان اهانت آمیز:
پایین هرم یعنی بیشترین و رایج ترین نوع مخالفت، دشنام دادن و توهین کردن است.
۲.حمله شخصی به فرد:
این مرحله حمله شخصی و به زیر سوال کشیدن طرف مقابل است و این که او حق نداشته یا حوزه اش نبوده که این را بگوید، بدون این که به منطق یا حرفش اشاره شود.
۳.واکنش به لحن طرف مقابل:
در این مرحله از لحن گفتار طرف مقابل بدون اینکه به ابعاد و منطق مخالفت پرداخته شود انتقاد می گردد.
۴.نقض نظر طرف مقابل:
مسئله ای در تناقض با مطلب طرح شده می آید اما باز استدلالی ندارد.
۵.طرح کردن مسئله مقابل با دلیل و برهان:
از این مرحله نحوه مخالفت جدی و مستدل می شود.
۶.اثبات نادرستی:
در این مرحله ایرادها و اشکال های موجود مشخص و چرایی آن بیان می گردد.
۷.ایراد به منطق بحث:
در مرحله بالای هرم، می توان به منطق یا نتیجه گیری یا استدلال مطرح شده ایراد گرفت و آن را رد کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
سخن بیهوده!!!
هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت
یک لاک پشت حسود
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود.
یوستین گاردر
@ModiranBox
#OstadKazemi
سخن بیهوده!!!
هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت
یک لاک پشت حسود
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود.
یوستین گاردر
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مطلب_درخواستی
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک پومودورو!
تکنیک پومودورو که گاهی از آن به عنوان فن پومودورو هم یاد میشود، شیوهای برای مدیریت زمان است که توسط فرانچسکو سیریلو در اواخر دهه هشتاد میلادی مطرح شد و امروز به صورت گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین، بر اساس تکنیک پومودور به شما پیشنهاد میشود که پس از مدتی تمرکز مطلق بر روی یک موضوع، به خودتان کمی استراحت اجباری بدهید و سپس مجدداً انجام آن کار یا فکر کردن به آن موضوع را ادامه دهید.
برای اجرا کردن این تکنیک ساده به هیچ کتاب و برنامهی خاصی محتاج نیستید. کافی است یک تایمر داشته باشید و مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید:
یک وظیفهی مشخص انتخاب کنید.
تایمرتان را روی ۲۵ دقیقه تنظیم کنید.
در ازای هر ۲۵ دقیقه تمرکز و فعالیت، ۵ دقیقه استراحت کوتاه داشته باشید.
بعد از اینکه ۴ مرتبه دورهی (۵-۲۵) را تکرار کردید، یک استراحت طولانی مدت (۳۰-۱۵ دقیقه) به خود بدهید.
نرم افزار پیشنهادی
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.associatedventure.dev.tomatotimer
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک پومودورو!
تکنیک پومودورو که گاهی از آن به عنوان فن پومودورو هم یاد میشود، شیوهای برای مدیریت زمان است که توسط فرانچسکو سیریلو در اواخر دهه هشتاد میلادی مطرح شد و امروز به صورت گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین، بر اساس تکنیک پومودور به شما پیشنهاد میشود که پس از مدتی تمرکز مطلق بر روی یک موضوع، به خودتان کمی استراحت اجباری بدهید و سپس مجدداً انجام آن کار یا فکر کردن به آن موضوع را ادامه دهید.
برای اجرا کردن این تکنیک ساده به هیچ کتاب و برنامهی خاصی محتاج نیستید. کافی است یک تایمر داشته باشید و مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید:
یک وظیفهی مشخص انتخاب کنید.
تایمرتان را روی ۲۵ دقیقه تنظیم کنید.
در ازای هر ۲۵ دقیقه تمرکز و فعالیت، ۵ دقیقه استراحت کوتاه داشته باشید.
بعد از اینکه ۴ مرتبه دورهی (۵-۲۵) را تکرار کردید، یک استراحت طولانی مدت (۳۰-۱۵ دقیقه) به خود بدهید.
نرم افزار پیشنهادی
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.associatedventure.dev.tomatotimer
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
چگونه یک مدیر کاریزماتیک باشیم؟
جذبه مدیریتی داشتن فراتر از محبوبیت و قدرت پیدا کردن در بین دیگران است. یکی از مهمترین فوایدش اینست که در کاهش استرس به مدیر کمک میکند. مدیرانی که جذبهی مدیریتی دارند و بر لحظه تمرکز میکنند، بهتر میتوانند به روشهای مختلف با انواع چالشها روبهرو شوند. سه عامل "جذبه مدیریتی" را بوجود میآورد:
➊ متانت: چطور رفتار میکنید؟
➋ ظاهر: چطور به نظر میرسید؟
➌ ارتباط: چطور صحبت میکنید؟
هیولت میگوید: طرز رفتار شما نشان دهنده اعتمادبنفس و تواناییتان برای منتقل کردن افکار و ایدههایتان است. او میگوید: اینروزها ما برای مدیرانی ارزش قائلیم که آرام و با اعتمادبنفس هستند، نه آنهایی که از سختگیری برای پیدا کردن دنبالهرو استفاده میکنند.
وی معتقد است این مدیران:
• آرامتر هستند.
• درک و تفکر شفافی دارند.
• شجاعت بیشتری مییابند.
• انرژی و اشتیاق بیشتری دارند.
• بهتر با تغییرات مواجه میشوند.
• تمرکز بیشتری بر اولویتها دارند.
• قدرت مجاب کردن شان بالاتر است.
• توانایی بیشتری در کنترل اختلافات دارند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
چگونه یک مدیر کاریزماتیک باشیم؟
جذبه مدیریتی داشتن فراتر از محبوبیت و قدرت پیدا کردن در بین دیگران است. یکی از مهمترین فوایدش اینست که در کاهش استرس به مدیر کمک میکند. مدیرانی که جذبهی مدیریتی دارند و بر لحظه تمرکز میکنند، بهتر میتوانند به روشهای مختلف با انواع چالشها روبهرو شوند. سه عامل "جذبه مدیریتی" را بوجود میآورد:
➊ متانت: چطور رفتار میکنید؟
➋ ظاهر: چطور به نظر میرسید؟
➌ ارتباط: چطور صحبت میکنید؟
هیولت میگوید: طرز رفتار شما نشان دهنده اعتمادبنفس و تواناییتان برای منتقل کردن افکار و ایدههایتان است. او میگوید: اینروزها ما برای مدیرانی ارزش قائلیم که آرام و با اعتمادبنفس هستند، نه آنهایی که از سختگیری برای پیدا کردن دنبالهرو استفاده میکنند.
وی معتقد است این مدیران:
• آرامتر هستند.
• درک و تفکر شفافی دارند.
• شجاعت بیشتری مییابند.
• انرژی و اشتیاق بیشتری دارند.
• بهتر با تغییرات مواجه میشوند.
• تمرکز بیشتری بر اولویتها دارند.
• قدرت مجاب کردن شان بالاتر است.
• توانایی بیشتری در کنترل اختلافات دارند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
انتخاب درست..!
این تصاویر چهارگانه بخوبی معنا و مفهوم چهار واژه کلیدی را توضیح می دهد. در فارسی، تقریباً برای هر سه واژه equality، equity و justice معانی برابری، عدالت و انصاف در فرهنگ لغت ذکر شده است. در حالیکه، این واژگان از لحاظ کارکرد و معنا متفاوت اند.
1️⃣تصویر شماره یک به دسترسی نابرابر به فرصتها اشاره دارد.
2️⃣تصویر شماره دو به توزیع برابر ابزارها و مساعدت ها اشاره دارد.
3️⃣تصویر شماره سه به ابزارهای ویژه سازی شده که نابرابری را شناسایی و بدان می پردازد اشاره دارد.
4️⃣تصویر شماره چهار به نهادینه کردن سیستم جهت فراهم کردن دسترسی برابر به ابزارها و فرصتها اشاره دارد.
تحلیل:
این مفاهیم درس آموخته های مهمی برای مدیریت بهمراه دارد. طبعاً حالت بهینه و مطلوب، تصویر شماره چهار است اما معمولاً تصمیمات و اقدامات اکثر مدیران با مفاهیم تصاویر یک، دو و سه همخوانی دارد. نکته جالب اینجاست که این گروه از مدیران، بشدت از عملکرد خود دفاع می کنند و آنرا درست قلمداد می کنند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
انتخاب درست..!
این تصاویر چهارگانه بخوبی معنا و مفهوم چهار واژه کلیدی را توضیح می دهد. در فارسی، تقریباً برای هر سه واژه equality، equity و justice معانی برابری، عدالت و انصاف در فرهنگ لغت ذکر شده است. در حالیکه، این واژگان از لحاظ کارکرد و معنا متفاوت اند.
1️⃣تصویر شماره یک به دسترسی نابرابر به فرصتها اشاره دارد.
2️⃣تصویر شماره دو به توزیع برابر ابزارها و مساعدت ها اشاره دارد.
3️⃣تصویر شماره سه به ابزارهای ویژه سازی شده که نابرابری را شناسایی و بدان می پردازد اشاره دارد.
4️⃣تصویر شماره چهار به نهادینه کردن سیستم جهت فراهم کردن دسترسی برابر به ابزارها و فرصتها اشاره دارد.
تحلیل:
این مفاهیم درس آموخته های مهمی برای مدیریت بهمراه دارد. طبعاً حالت بهینه و مطلوب، تصویر شماره چهار است اما معمولاً تصمیمات و اقدامات اکثر مدیران با مفاهیم تصاویر یک، دو و سه همخوانی دارد. نکته جالب اینجاست که این گروه از مدیران، بشدت از عملکرد خود دفاع می کنند و آنرا درست قلمداد می کنند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
سفسطه!!!
استاد از شاگردانش پرسید: دو مرد مهمان من میشوند. یکی تمیز و دیگری کثیف. من به آن ها پیشنهاد میکنم حمام کنند. شما فکر میکنید، کدام یک این کار را انجام دهند؟
شاگردان جواب دادند: خوب مسلما کثیفه!
استاد گفت: نه، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه اگر اهل حمام رفتن بود که کثیف نبود.
پس چه کسی حمام می کند؟
حالا شاگردان می گویند: تمیزه!
استاد جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد.
و باز پرسید خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه!
استاد گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد.
خوب بالاخره کی حمام میگیرد؟
شاگردها با سر درگمی جواب دادند: هر دو !
استاد این بار توضیح میدهد : نه، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته، ولی ما چطور میتوانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را میگویید و هر دفعه هم درست است.
استاد در پاسخ گفت: خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: سفسطه !
خاصیت سفسطه بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی!!
@ModiranBox
#OstadKazemi
سفسطه!!!
استاد از شاگردانش پرسید: دو مرد مهمان من میشوند. یکی تمیز و دیگری کثیف. من به آن ها پیشنهاد میکنم حمام کنند. شما فکر میکنید، کدام یک این کار را انجام دهند؟
شاگردان جواب دادند: خوب مسلما کثیفه!
استاد گفت: نه، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه اگر اهل حمام رفتن بود که کثیف نبود.
پس چه کسی حمام می کند؟
حالا شاگردان می گویند: تمیزه!
استاد جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد.
و باز پرسید خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه!
استاد گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد.
خوب بالاخره کی حمام میگیرد؟
شاگردها با سر درگمی جواب دادند: هر دو !
استاد این بار توضیح میدهد : نه، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته، ولی ما چطور میتوانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را میگویید و هر دفعه هم درست است.
استاد در پاسخ گفت: خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: سفسطه !
خاصیت سفسطه بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی!!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
اثر شوفر!!!
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند، راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید: شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند.
در اصل نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. آن ها طوطی وار کلمات شیوا به زبان می آورند طوری که انگار از روی نوشته می خوانند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
اثر شوفر!!!
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند، راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید: شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند.
در اصل نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. آن ها طوطی وار کلمات شیوا به زبان می آورند طوری که انگار از روی نوشته می خوانند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
باورِ فیلی!!!
کودکی از مسئول سیرکی پرسید : چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است! صاحب فیل گفت: این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟ صاحب فیل گفت: وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را با یک طناب بسیار محکم بستم تلاش زیاد فیل برای رهایی اش هیچ اثری نداشت و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند.
هر کدام از ما، با نوعی فکر بسته شده،ایم که مانع حرکت ما به سوی موفقیت و هدفهایمان است.
●برای آنکه دنیایتان تغییر کند، باورهایتان را تغییر دهید..!
@ModiranBox
#OstadKazemi
باورِ فیلی!!!
کودکی از مسئول سیرکی پرسید : چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است! صاحب فیل گفت: این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟ صاحب فیل گفت: وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را با یک طناب بسیار محکم بستم تلاش زیاد فیل برای رهایی اش هیچ اثری نداشت و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند.
هر کدام از ما، با نوعی فکر بسته شده،ایم که مانع حرکت ما به سوی موفقیت و هدفهایمان است.
●برای آنکه دنیایتان تغییر کند، باورهایتان را تغییر دهید..!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
#رفتارسازمانی
قانون طلایی گوته!!!
«رفتار شما با دیگران، بستگی به نوع نگاه شما به آنها دارد؛ و رفتار شما، طرز رفتار و عملکرد آنها را خواهد ساخت.»
– یوهان ولفگانگ فون گوته
این قانون طلائی که «با دیگران همانطوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار شود»، فرض را بر این میگذارد که همهی انسانها یکسان هستند. این قانون میگوید با زیردستان خود آنگونه رفتار کنید که دوست دارید مدیرتان با شما رفتار کند.
این قانون این فرضیه را که «تفاوتهاست که افراد را برمیانگیزد» رد میکند. مدیران موفق میآموزند که چه چیزی رفتار زیردستان خود را شکل میدهد، نیازهای این افراد را شناسایی میکنند و سبک مدیریت خود را با شرایط حاکم تطبیق میدهند.
این قانون در حقیقت تاییدی است بر اثر پیگمالیون و نظریه مک گریگور که قبلاً در کانال به توضیح آنها پرداخته ایم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#رفتارسازمانی
قانون طلایی گوته!!!
«رفتار شما با دیگران، بستگی به نوع نگاه شما به آنها دارد؛ و رفتار شما، طرز رفتار و عملکرد آنها را خواهد ساخت.»
– یوهان ولفگانگ فون گوته
این قانون طلائی که «با دیگران همانطوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار شود»، فرض را بر این میگذارد که همهی انسانها یکسان هستند. این قانون میگوید با زیردستان خود آنگونه رفتار کنید که دوست دارید مدیرتان با شما رفتار کند.
این قانون این فرضیه را که «تفاوتهاست که افراد را برمیانگیزد» رد میکند. مدیران موفق میآموزند که چه چیزی رفتار زیردستان خود را شکل میدهد، نیازهای این افراد را شناسایی میکنند و سبک مدیریت خود را با شرایط حاکم تطبیق میدهند.
این قانون در حقیقت تاییدی است بر اثر پیگمالیون و نظریه مک گریگور که قبلاً در کانال به توضیح آنها پرداخته ایم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
چرا باور نداشتن به خود
بزرگترین مانع پیشرفت است؟
بدترین باوری که میتواند دامنگیر ما بشود این باور است که "من به اندازه کافی خوب نیستم"، این باوری است که تولید احساس حقارت و نابسندگی میکند. فرض را بر این میگذاریم که دیگران از ما بهتر هستند، آن هم تنها به این دلیل که در حال حاضر در شرایط بهتری از ما قرار دارند. احساس میکنیم که ارزش آنها باید از ارزش ما بیشتر باشد. و بنابراین ارزش ما از آنها کمتر است. این احساس بیارزش بودن در عمق روان ما جای میگیرد و سبب میشود که خودمان را دستکم بگیریم و ارزان بفروشیم. اینگونه حتی نمیتوانیم هدفگذاری کنیم. باید بپذیرید که نه تنها خوب هستید، بلکه میتوانید در زمینه مورد نظر خود به جایگاه عالی برسید. توانمندی بالقوه شما نامحدود است، و به همین دلیل است که میتوانید به مراتب به بیش از آنچه تاکنون دست یافتهاید دست پیدا کنید.
برایان تریسی
@ModiranBox
#OstadKazemi
چرا باور نداشتن به خود
بزرگترین مانع پیشرفت است؟
بدترین باوری که میتواند دامنگیر ما بشود این باور است که "من به اندازه کافی خوب نیستم"، این باوری است که تولید احساس حقارت و نابسندگی میکند. فرض را بر این میگذاریم که دیگران از ما بهتر هستند، آن هم تنها به این دلیل که در حال حاضر در شرایط بهتری از ما قرار دارند. احساس میکنیم که ارزش آنها باید از ارزش ما بیشتر باشد. و بنابراین ارزش ما از آنها کمتر است. این احساس بیارزش بودن در عمق روان ما جای میگیرد و سبب میشود که خودمان را دستکم بگیریم و ارزان بفروشیم. اینگونه حتی نمیتوانیم هدفگذاری کنیم. باید بپذیرید که نه تنها خوب هستید، بلکه میتوانید در زمینه مورد نظر خود به جایگاه عالی برسید. توانمندی بالقوه شما نامحدود است، و به همین دلیل است که میتوانید به مراتب به بیش از آنچه تاکنون دست یافتهاید دست پیدا کنید.
برایان تریسی
@ModiranBox
#OstadKazemi