✒️مدیران آینده🎓
152 subscribers
292 photos
49 videos
12 files
27 links


سرنوشت آینده ی ما،وابسته به مدیریت متفاوت امروز ماست در زندگی.

شما لایق بهترین تکنیک ها وشگردهای مدیریتی هستید،پس با‌ ما همراه باشید!

📆تاریخ تأسیس: ۱۳۹۴/۹/۶
Download Telegram
#نگرش_مدیریتی
سبک های رفتاری چهارگانه!؟

@ModiranBox


#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
مدیریت خشم!

افرادیكه كنترل و مدیریت عصبانیت در آنها سخت و دشوار است نیاز به برنامه‌ ای برای مهار عصبانیت دارند.
نكات زیر، مسائل مهمی می‌باشند كه به شما در كنترل عصبانیت كمك می‌كنند :

نكته اول :
این سوال را از خود بپرسید: «آیا این موضوع 10 سال دیگر هم برایم مهم است؟» به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید.

نكته دوم :
از خود بپرسید: «بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟» اگر كسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری كردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد.

نكته سوم :
تصور كنید كه خود شما نیز همان كار (كاری كه موجب عصبانیتتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول كنید كه گاهی اوقات شما نیز جلوی یك راننده دیگر درمی‌آیید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟

نكته چهارم :
از خود بپرسید: «آیا طرف مقابل این كار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟» در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد كه این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و كسی نمی‌خواسته شما را ناراحت كرده و بیازارد.

نكته پنجم :
سعی كنید قبل از گفتن هر كلامی تا عدد 10 بشمارید.انجام اینکار ربط مستقیمی باعصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند.

نكته ششم :
شمارش تا 10 را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلا این كار را با یك تنفس عمیق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد كمك می‌كند تا احساس راحتی كنند.

نكته هفتم :
می‌توانید سرعت شمارش اعداد را كندتر سازید. مثل شمارش شكلات، دو شكلات و... یا هر چیز دیگری كه برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد.

نكته هشتم :
تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمایید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود به جایی که دوست دارید سفر كنید. این كار را در مكانی امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.

@ModiranBox


#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
هشت گام برای رسیدن به جایگاه مدیران اثر بخش!

@ModiranBox


#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
منابع خودکارآیی!

به گفته بندورا چهار منبع عمده برای خودکارآیی وجود دارد:

تجربیات موفق
«موثرترین راه برای رشد یک حس قوی کارآیی، از طریق تجربیات موفق است.» (بندورا ۱۹۹۴).
انجام موفقیت‌آمیز یک کار، حس خودکارآیی ما را تقویت می‌کند. از سوی دیگر، ناکامی در مواجهه با یک وظیفه یا چالش می‌تواند به تضعیف حس خودکارآیی منجر گردد.

مدل‌سازی اجتماعی
مشاهده موفقیت دیگران در انجام یک کار، منبع مهم دیگری برای ایجاد حس خودکارآیی است.
به گفته بندورا: «مشاهده این که آدم‌های مشابه خودمان با تلاش پیگیر به دستاوردهای موفقی نائل می‌شوند این اعتقاد را در مشاهده‌گر تقویت می‌کند که او نیز دارای قابلیت‌هایی است که می‌تواند از عهده فعالیت‌های مشابه به نحو موفقیت‌آمیزی برآید.» (۱۹۹۴)

ترغیب اجتماعی
بندورا اظهار می‌دارد که افراد از طریق ترغیب و تشویق دیگران نیز می‌توانند متقاعد شوند که دارای مهارت‌ها و قابلیت‌های لازم برای موفقیت می‌باشند.

زمانی را به یاد آورید که گفته‌های مثبت و برانگیزاننده یک نفر به شما در دستیابی به هدفتان کمک کرده باشد. تشویق کلامی دیگران به فرد کمک می‌کند که شک و تردید نسبت به توانائی‌های خود را کنار بگذارد و تمرکز خود را بر تلاش جهت انجام کار مورد نظر معطوف نماید.

واکنش‌های روانی
واکنش‌هایی هیجانی و روانی ما نسبت به شرایط و وضعیت‌های مختلف نیز نقش مهمی در خودکارآیی ایفاء می کند.
خلق و خو، حالت‌های هیجانی، واکنش‌های فیزیکی و سطح استرس، همگی می‌توانند بر چگونگی حس یک فرد نسبت به توانائی‌های شخصی خود در یک وضعیت خاص، تاثیر بگذارند.

فردی که پیش از سخنرانی در جلوی جمع، به شدّت عصبی و ناآرام می‌شود، دارای حس ضعیف خود-کارآیی در این شرایط و وضعیت است. بندورا در این زمینه می‌گوید: «نه تنها شدّت واکنش‌های هیجانی و فیزیکی بلکه چگونگی درک و تفسیر آن نیز اهمیت دارد.» (۱۹۹۴).

با یادگیریِ به حداقل رساندن میزان استرس به هنگام مواجهه با وظایف دشوار و چالش برانگیز، می‌توان حس خودکارآیی را تقویت کرد.

@ModiranBox


#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
در ثانیه تصمیم بگیر!!!

۵ نکته ی مهم برای تصمیم گیری در زمان حال :

۱-خود را در منطقه ی امن تان حبس نکنید؛
افراد موفق برای حفظ آرامش خود دست از ریسک کردن نمی کشند؛ آن ها خود را مدام در چالش های مناسبی که تصور می کنند برایشان مفید است، قرار می دهند.

۲-به ندای ذهن و قلب خود گوش فرا دهید؛
اگرچه که ما دوست داریم تصور کنیم که تصمیماتی که می گیریم، کاملاً منطقی هستند؛ اما واقعیت این است که این تصمیم ها، حاصل احساس، منطق، تجربیات، نظام ارزشی و حتی ترس های ما هستند. به همین دلیل هرچقدر ما احساسات و ترس های خود را بهتر شناخته و آن ها را مدیریت کنیم، تصمیمات موثر تری خواهیم گرفت.

۳-هنگام تصمیم گیری انرژی خود را مدیریت کنید؛
تصمیم گیری های بسیار متفکرانه معمولاً تنش زیادی را برای فرد به همراه دارد؛ از آن جایی که انرژی ما محدود است، این استرس را باید مدیریت کنیم تا اقدامات موثر تری داشته باشیم.

۴-تصمیماتی کوچک به قصد ایجاد عادت های مطلوب بگیرید؛
تصمیم گیری های کوچک باعث می شوند تا تصحیح تصمیمات کار آسان تری باشد. همچنین قدرت مدیریت رخداد های غیر منتظره را نیز افزایش می دهند.

۵-نقاط ضعف و قوت خود را در تصمیم گیری های کوچک بررسی کنید تا اشتباهات خود را آموخته و رفع کنید.
@ModiranBox


#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
به جای عذر‌خواهی، تشکر کنیم!

@ModiranBox


#OstadKazemi
#مطلب_درخواستی
#تکنیک_مدیریتی
دیجی کالا چگونه و استراتژی STP

در آن سال‌ها (حدود سال 1385) دیجی‌کالا تنها یک تیم کوچک 7 نفره بود. سعید و حمید محمدی (بنیانگذاران دیجی‌کالا) هم منابع و امکانات زیادی در اختیار نداشتند، پس نمی‌توانستند در همان ابتدا کلِ بازار دیجیتال کشور را پوشش دهند، به همین دلیل مجبور بودند تا فقط به مشتریان تهرانی خدمت‌رسانی کنند (بخش‌بندی جغرافیای) که در فضای آنلاین آن روز حضور داشتند و به دنبال یک منبع موثق برای نقد و بررسی بی‌طرفانه کالاهای دیجیتال می‌گشتند. (بخش‌بندی رفتاری)

اما حتی کالای دیجیتال هم حوزۀ وسیعی بود، قطعات کامپیوتری، تلویزیون، موبایل و... همه جزئی از این بازار محسوب می‌شدند. پس این تیم کوچک که سرمایه محدودی داشت باز هم بازار خودش را کوچکتر کرد و تنها روی فروش «موبایل» و «دوربین عکاسی» دست گذاشت. (برادران محمدی فکر می‌کردند احتمال خرید این اجناس به صورت آنلاین، بیشتر از سایر کالاهای دیجیتال است.) و به این ترتیب، سرنوشت جوری رقم خورد که این برادرها، شروع کارشان، بدون آنکه اسمش را بدانند، با STP باشد.

بعد از مدتی، هرچند دیجی‌کالا کار خودش را با فروش موبایل و دوربین عکاسی برای مشتریان تهرانی آغاز کرد، ولی چون رقیبی نداشت هر سال حوزۀ فعالیت خود را بیشتر گسترش می‌داد تا اینکه به اولین فروشگاه محصولات دیجیتالی در کل کشور تبدیل شد. در آن سال‌ها اسم «دیجی‌کالا» مترادف با «فروش کالای دیجیتالی» بود اما هنوز این تصویر به طور کامل در ذهن مشتریان تثبیت نشده بود.

این شرکت که راه برای خود باز می‌دید، علی رغم تمام مخالفت‌ها، با اضافه کردن محصولات غیردیجیتالی و ایجاد یک Market Place به «اولین پلتفرم آنلاین خرید و فروش کشور» تبدیل شد. (Market Place: مارکت پلیس بستری است که به عنوان واسطی میان خریدار و فروشنده عمل می‌کند.) متناسب با این تغییرات دیجی‌کالا تصویر برندش را هم عوض کرد و دیجی کالا را به معنای «خرید دیجیتالی کالا» تعبیر کرد.
@ModiranBox


#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تکنیک_مدیریتی
کلمات چگونه واقعیت وجودی شما را شکل میدهد!؟
جوئل اوستین برای شما میگوید...

@ModiranBox


#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
هرگز اجازه سوء استفاده نمی‌دهم!!!

این نشانه ها می گویند اجازه سوء استفاده از خود را به دیگران نمی دهید و بسیار برای خودتان ارزش قائلید.

۱. خودتان را همانطور که هستید قبول دارید اما نقص هایتان را هم در نظر دارید

بعضی ها بویی از ادب نبرده اند و فکر می کنند به هر دلیلی باید نقص هایمان را به ما یادآوری کنند. در چنین مواردی با یک جواب تند اما هوشمندانه می توانید آن شخص را سر جایش بنشانید.

۲. برای اینکه دیگران از شما خوششان بیاید تلاش نمی کنید

این روزها نه تعریف و تمجید، بلکه رضایت خاطر و ادب است که خریدار دارد.
شما دوست ندارید برای نفع شخصی تان کاری کنید دیگران از شما خوششان بیاید.

۳. عقیده ی شخصی تان را با آرامش و واضح توضیح می دهید
مثال:
– بفرمایید اینم قهوه تون.
– ببخشید ولی من قهوه ی گرم خواستم. این قهوه سرده. لطفاً ببریدش.

۴. از بیان نظر خود خجالت نمی کشید
مثال:
– همه ی ساکنین بلوک ما قراره فردا تو نظافت ساختمان شرکت کنن.
– فکر نمی کنم این جزء وظایف ساکنین باشه.

۵. اگر خواسته ی کسی مغایر با نفع شخصی تان باشد توانایی نه گفتن را دارد
مثال:
– می خوام بچه مو چند ساعت بذارم پیشت. باشه؟ یه کار واجب برام پیش اومده.
– ببخشید ولی نمیتونم.

۶. احساس گناه نمی کنید
بسیاری از افراد تصمیم گرفته اند این اصل را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهند: «اگر خودم مراقب خودم نباشم، هیچ کسی نیست.» و از این بابت هم اصلاً احساس گناه نمی کنند. واقعاً چقدر خوب است

۷. به کسی قول نمی دهید
مثال:
– خواهش می کنم بهم قول بده تو انجام اون گزارش کمکم می کنی.
–قول نمیدم. اگه فرصت شد کمکت می کنم.

۸. به حقه های آدم هایی که می خواهند شما را آلت دست خود کنند تن نمی دهید
مثال:
– یه وقت براتون می ذارم برای هفته ی دیگه. تخفیفای خوبی قراره بدیم.
– لازم نیست ممنون. نمیدونم دفعه ی دیگه کی دندون درد می گیرم.

۹. اجازه نمی دهید مسائل فرعی حواس تان را پرت کند. تمرکزم فقط روی کارهایی است که باید انجام دهم.

۱۰. آدم های بی ملاحظه را سرجایشان می نشانید
مثال:
– عزیزم اشکال نداره که وسایل مون را اینجا نگه داریم؟
– چرا اشکال داره عزیزم!

۱۱. کودک درون تان را فراموش نمی کنید
مثال:
– تو که دیگه بچه نیستی. نباید پشمک بخوری.
– چرا که نه؟ پشمک دوست دارم.

دیگران آنقدر سعی می کنند هنجارها و چهارچوب های آداب و اصول را به ما تحمیل کنند که ممکن است احساس کنیم داریم طبق اصول زندگی دیگران زندگی می کنیم.

فکر نمی کنید وقت آن رسیده که برای دل خودتان زندگی کنید؟

(ترجمه از گلریز برهمند )
@ModiranBox


#OstadKazemi
✒️مدیران آینده🎓
Channel created
#پنج_ساله_شدیم
#1394_9_6
#1399_9_6

🖋مدیران آینده🎓
🌱پنج سال افتخار در کنار شما بزرگواران بودن...

🌿سپاس از همراهی تک تک شما فرهیختگان (اساتید محترم،دوستان عزیز و تمامی دوستداران علم وهنر مدیریت)

👈🏻آینده‌ی شما از آنچه امروز انجام می‌دهید شکل می‌گیرد!
📲
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
📱
@ModiranBox
💻
http://ostadkazemi031.blogfa.com
✍🏻
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#داستان_مدیریتی
روان باش!

یه روز شاگردِ یه راهب، اومد به راهب گفت: "استاد، امروز یه درسِ به یاد ماندنی به من بده!"
راهب گفت: "برو یه نعلبکی، با یه کیسه نمک بردار بیار!" شاگرد هم همین کار رو کرد. وقتی نعلبکی رو داد دست راهب، با ظرفِ آبی که کنارش بود نعلبکی رو پُرش کرد؛ بعدش مشتش رو پُر نمک کرد و ریخت توی نعلبکی و داد شاگرد که بخوره! شاگرد با بدبختی تونست یه جرعه از آب رو بنوشه! راهب پرسید: "مزش چطور بود؟" شاگرد گفت: "خیلی شور بود، نتونستم بیش از یه جرعه بنوشم!"
راهب کیسه نمک رو برداشت و گفت: "با من بیا" با هم راه افتادن و رفتن کنار رودخونه. راهب کُل کیسه نمک رو ریخت توی رودخونه، بعد نعلبکی رو از دست شاگرد گرفت، زد توی آّب؛ چند دقیقه نگه داشت؛ پُر که شد داد دست شاگرد و گفت بنوش.
وقتی نعلبکی خالی شد دوباره از شاگرد پرسید: "مزش چطور بود؟" شاگرد گفت: "مثل یه آبِ معمولی، گوارا بود!" راهب گفت: "اگه توی زندگی مثل رودخونه روان باشی، هیچ سختی و مشکلات و گرفتاری نیست که بتونه آرامش و راحتی تو رو بهم بریزه؛ چون تو مشکلات رو در خودت حل می کنی!"
@ModiranBox


#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
سرنوشت تلخ نوکیا درسی بزرگ برای عبرت!

شرکت نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت‌های دنیا و بزرگ‌ترین تولید کننده گوشی‌های تلفن همراه در جهان بود که پس از کاهش 99 درصدی ارزش سهامش توسط شرکت مایکروسافت خریداری شد. در طول برگزاری نشست خبری اعلام فروش این شرکت به مایکروسافت رییس این شرکت گفت: "ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ما هیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی‌رغم همه این‌ها شکست خوردیم." بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند.
از اوایل سال 1990 تا سال 2012، نوکیا یکی از قدرتمندترین کمپانی‌های دنیا و بزرگ‌ترین تولیدکننده گوشی‌های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80 درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42 دلار و ارزش این شرکت 250 میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق‌العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه‌ای بود که کارشان را به خوبی انجام می‌دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. آن‌ها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به واسطه شرکت‌های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش‌بینی کنند. حتی شرکت اپل تا 10 سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی‌کرد اما شرکت یادگیرنده‌ای بود و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می‌گشت. خیلی سریع iphone و Galaxy گوشی‌های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی‌های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند. از سال 2011 تا 2013 نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80 درصدی نوکیا به 3 درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42 دلار به 2.5 دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت‌کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا با کاهشی 99 درصدی از 250 میلیارد یورو به 3.79 میلیارد یورو رسید.
شرکت نوکیا هیچ اشتباهی نداشت. آن‌ها هیچ کار خطایی انجام ندادند اما جهان به سرعت در حال تغییر است. ضعف آن‌ها در عدم یادگیری، رشد و تغییر مداوم و سریع بود. آن‌ها به این خاطر که یادگیری مداوم را فراموش کردند، نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از دست داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند.
امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شکست خواهید خورد. نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد. آن‌ها قربانی موفقیت خود شدند.
در دنیای امروز هر انسانی که از وضع خود راضی باشد و به جای آموزش‌های جدید و یادگیری مداوم به دنبال حفظ وضع کنونی بوده و از یادگیری و آموزش دست بکشد، قطعا قربانی خواهد شد...
(مطلب ارسالی یکی از اعضای کانال🙏🏻)
@ModiranBox


#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دیدگاه_مدیریتی
از بحث کردن با انسان های احمق خودداری کنید
شاید به قیمت جانتان تمام شود!!!

@ModiranBox


#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
مثبت یا منفی مسئله این است!

فرد مثبت همیشه برنامه دارد.
فرد منفی همیشه بهانه دارد.
فرد مثبت همیشه خود جزئی از جوابهاست
فرد منفی همیشه خود بخشی از مشکلات است.

فرد مثبت در کنار هر سنگی سبزه ای می بیند.
فرد منفی در کنار هر سبزه ای سنگی می بیند.
فرد مثبت برای هر مشکلی راهکاری می یابد.
فرد منفی برای هر راهکاری مشکلی می بیند.
فرد مثبت همیشه دوستی ها را زیاد می کند.
فرد منفی دشمنی ها را زیاد می کند.

فرد مثبت میگوید اجازه بده انجام پذیر است.
فرد منفی میگوید نمی توانم انجام پذیر نیست.
فرد مثبت همیشه با صبر مشکلات را حل می کند.
فرد منفی همیشه با خشم مشکلات را زیاد می کند.

@ModiranBox


#OstadKazemi
#مرد_میدان
ما نیاز داریم به یک مدیریت جهادی
مدیریتی که احساس نگرانی کند
خودش را به آب و آتش بزند.

🇮🇷شهید سردار سلیمانی

@ModiranBox
#تکنیک_مدیریتی
شش کلاه تفکر

تکنیک شش کلاه تفکر (six thinking hats technique) یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های خلاقیت است. ابداع کننده این تکنیک، ادوارد دوبونو (پدر تفکر خلاق) است.

آقای دوبونو که به عنوان مُبدع نظریه «تفکر جانبی» هم شناخته می‌شود، کتابی با عنوان «شش کلاه تفکر» نیز نوشته که به زبان فارسی هم ترجمه شده است.
در این تکنیک به‌طور کلی با استفاده از شش سبک فکری، موضوع یا مسئله مورد نظر، بررسی می‌شود. برای هریک از شش سبک فکری نیز یک کلاه با رنگی مخصوص در نظر گرفته شده است. در واقع رنگ کلاه‌ها نمایان‌گر طرز تفکر و نگرش افراد می‌باشد.

دوبونو با ارائه تکنیک شش کلاه تفکر، سعی می‌كند به‌كسانی كه دورهم جمع می‌شوند، بياموزد كه تک‌بعدی فکر نکنند. به تفكر خود وسعت دهند و آنگاه به راه‌های خلاق بينديشند. در نهایت با یک هماهنگی مدبرانه نتايج را طبقه‌بندی كرده و در تصميم‌گيری و حل مسائل از آن استفاده كنند.
در این تکنیک افراد با گذاشتن هر یک از کلاه‌ها بر سرشان، سبک فکری‌شان را براساس رنگ کلاه‌شان تغییر می‌دهند. در واقع این افراد سعی می‌کنند نقش بازی کنند. یکی از مهمترین موانع تفکر در زمینه‌های مختلف، عملکرد تدافعی ما است. ما با گذاشتن هریک از کلاه‌ها بر سرمان، این فرصت را به خودمان می‌دهیم تا بدون تعصب و پیش‌داوری، در نقش خصوصیات فردی آن کلاه، درباره موضوعات مختلف فکر کنیم و حرف بزنیم.
حالا به خصوصیات هریک از کلاه‌ها می‌پردازیم:

کلاه سفید
کلاه سفید مربوط به واقعیت‌ها، اطلاعات و ارقام ملموس می‌شود. سفيد، رنگی خنثی و منفعل است. كلاه سفيد با موضوعات و شكل‌های انفعالی سر و كار دارد. کسی که این کلاه را بر سر گذاشته، واقعيت‌ها را بدون هيچ‌گونه قضاوتی مورد کنکاش قرار می‌دهد. مثل یک کامپیوتر که بدون دخالت دادن احساسات و عواطف، و فقط براساس داده‌ها عمل می‌کند و نتیجه را ارائه می‌هد. فردی که این نقش را بازی می‌کند واقعیت‌ها را بی‌طرفانه بیان کند و تفاسیر و تحلیل‌ها کاری نداشته باشد.


کلاه قرمز
کلاه قرمز به عکس کلاه سفید، متکی بر احساسات است. رنگ قرمز نشانه خشم، شور و هيجان است. در کلاه قرمز بينش هيجانی و جنبه‌های احساسی و غيراستدلالی مدنظر می‌باشد. در واقع این رنگ کلاه ابزار مناسبی برای بيرون ريختن احساسات است. این احساسات است که تفکر ما را شکل می‌دهد و آن را با نیازهای ما و مقتضیات زمانه متناسب می‌کند. استفاده از کلاه قرمز به متفکر فرصت ارائه احساساتش در مورد موضوع مورد را بحث می‌دهد.


کلاه سیاه
در تکنیک شش کلاه تفکر، کلاه سیاه به‌طور خاص روی نظرات منطقیِ منفی تاکید دارد. رنگ سیاه نشانه منفی‌نگری و افسردگی است. بنابراین فردی که با این رنگ کلاه در جلسه حضور پیدا می‌کند، جنبه‌های منفی و بدبينانه موضوع را ابراز می‌کند. صاحب کلاه سیاه یادآوری می‌کند که موضوع مورد بحث با تجارب یا دانش موجود در آن زمینه سنخیت ندارد. او دلایل عدم موفقیت و شکست را برمی‌شمرد.


کلاه زرد
کلاه زرد تفکر سازنده مثبت را نمایندگی می‌کند. زرد نشانه آفتاب و مثبت است. تفکر فرد صاحب کلاه زرد بر محاسن و مزایا استوار است. وی همیشه جنبه‌های مثبت و خوشبينانه موضوع مورد بررسی قرار می‌دهد. می‌توان گفت که گرایشات کلاه زرد درست نقطه مقابل تمایلات کلاه سیاه است. هر چه کلاه سیاه منفی‌نگر کلاه زرد مثبت‌اندیش است.


کلاه سبز
کلاه سبز سمبل تفکر خلاق و تفکر جانبی است. رنگ سبز نشانه رويش و باروری است. به همین جهت از کلاه سبز برای ابراز ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید و خلاقانه استفاده می‌شود. صاحب کلاه سبز از نظرات کهنه و تکراری گریزان است و از نظرات نو و متفاوت استقبال می‌کند. این کلاه به تغییر علاقه‌مند است و بنابراین روی تغییر و تحول متمرکز می‌شود.


کلاه آبی
کلاه آبی آخرین کلاه تکنیک شش کلاه تفکر است. این کلاه روی تفکر متمرکز است. بنابراین وقتی کسی کلاه آبی را بر سر می‌گذارد دیگر درمورد یک «موضوع» فکر نمی‌کند، بلکه درمورد «تفکرِ درباره یک موضوع» فکر می‌کند. این کلاه کنترل کننده و سازمان دهنده اندیشه‌ها است. در واقع کسی که این کلاه را بر سر گذاشته، نظرات بقیه کلاه‌ها را مورد ارزیابی قرار داده و سازمان‌دهی می‌کند. در ضمن رنگ آبی سرد است.

سرچشمه تمامی نیروهای انسان، تفکر است. با این وجود هرگز نمی‌توانیم ادعا کنیم که در این مهارت انسانی که پرارزش‌ترین توانایی ماست، کامل شده‌ایم. هر قدر که در آن متبحر شده باشیم، باز هم باید بخواهیم بهتر و بهتر بیندیشیم.

ادوارد دوبونو
@ModiranBox


#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تغییر خرچنگی!!!

انتخاب سرنوشت‌ساز خرچنگ‌ها
انتخابی بین تغییر یا مرگ!؟

اگر بخواهیم در طبیعت به دنبال مناسب‌ترین استعاره برای تغییر در زندگی انسان‌ها بگردیم باید برای چند لحظه وارد دنیای خرچنگ‌ها شویم و به تماشای لحظه‌ای بنشینیم که این موجود دوست‌داشتنی پوسته‌ی قدیمی خود را می‌شکند و از قالب قدیمی خود خارج می‌شود. تریور کارسون در کتابش با عنوان "زندگی اسرارآمیز خرچنگ‌ها" به زیباترین شکل ممکن به توصیف فرآیند پوست‌اندازی خرچنگ‌ها پرداخته است.
خرچنگ‌ها هر وقت آماده‌ی پوست‌اندازی باشند آب دریا را به داخل بدن خود پمپ می‌کنند. فشار هیدرواستاتیکی که در نتیجه‌ی این عمل به وجود می‌آید پوسته‌ی قدیمی را از پوسته‌ی جدید خرچنگ جدا می‌کند. کارسون در این مورد می‌گوید: خرچنگ تا آخرین لحظه فعال و متحرک باقی می‌ماند تا این‌که در نهایت غشا پوسته‌ی قدیمی قطع می‌شود و حیوان درمانده و بی‌حرکت در گوشه‌ای می‌افتد.
تغییر برای خرچنگ و انسان دشوار است اما مفید، زیرا زندگی هر دو را وارد مرحله‌ی تازه‌ای می‌کند. هر چند خرچنگ با پمپاژ آب به درون بدنش فرآیند تغییر را برای خود تسریع می‌کند. اما با در نظر گرفتن چند استثنا خیلی پیچیده، ما انسان‌ها نیز می‌توانیم به روند تغییر شرایط خود سرعت بخشیم. حتی زمانی که فکر می‌کنیم کنترل اوضاع از دستمان خارج شده است، با آینده‌نگری و اقدام، مسیر زندگی خود را ترسیم می‌کنیم.
کارسون می‌گوید: پیش از پوست‌اندازی خرچنگ باید نیمی از وزن چنگال‌هایش را کاهش دهد، و یا خطر مرگ به خاطر ماندن در پوسته‌ی قدیمی را بپذیرد.
همان‌طور که خرچنگ باید وزن چنگال‌هایش را کاهش دهد، انسان نیز باید نگرش منفی به تغییر را کنار بگذارد تا بتواند تمام و کمال پذیرای تغییرات پیش رو باشد.
کارسون این‌طور ادامه می‌دهد: خرچنگ با پیچاندن عضلات شکم خود پوسته‌ی قدیمی‌اش را در اطراف دمش حرکت می‌دهد و از دست آن رها می‌شود.
انسان و خرچنگ هر دو باید گذشته را رها کنند، بعضی وقت‌ها برای رهایی از زندگی قبلی فقط به حرکت یک عضله نیازمندیم و گاهی اوقات نیز باید سخت تلاش کنیم تا از بند خاطرات گذشته خلاص شویم.
وقتی خرچنگ موفق شود بایستد و به اطراف حرکت کند، اولین کاری که انجام می‌دهد این است که با استفاده از قطعات دهانی تازه و محکمش پوسته‌ی قدیمی خود را می بلعد، زیرا این پوسته منبعی مناسب و مغذی از کلسیم است.
اگرچه بعد از تغییر شاید تمام گذشته خود را مانند خرچنگ قورت ندهیم، اما نباید فراموش کنیم که یکی از مراحل ضروری تغییر در دنیای ما انسان‌ها درونی کردن گذشته است. خرچنگ‌ها زندگی می‌کنند و غذا می‌خورند در حالی که ما زندگی می‌کنیم و یاد می‌گیریم. خرچنگ‌ها بعد از پوست‌اندازی پوسته‌ی قدیمی خود را می‌خورند زیرا برای بقا باید غذا بخورند، ما انسان‌ها نیز اگر می‌خواهیم بعد از تغییر زندگی موفق‌تر و مثبت‌تری داشته باشیم باید از گذشته‌ی خود بیاموزیم و به سوی کمال حرکت کنیم...
@ModiranBox


#OstadKazemi