#نگرش_مدیریتی
قانون پناهگاه!!!
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمهی راه، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. صاحب آن استراحتگاه در طول سالیان زیاد متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد.
وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد، برخی از آنان وسوسه میشوند و به همراهان خود می گویند: "می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم."
وقتی کنار آتش مینشینند و آواز میخوانند، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا میگیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه میدهند.
در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند. اما حدودا سه ساعت بعد، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه خودشان تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند.
چه اتفاقی افتاد؟
راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قلهها و پناهگاهها. در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد، خطری جان شما را تهدید نمی کند، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج، باید با چالش قله روبرو شد و بر آن غلبه کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
قانون پناهگاه!!!
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمهی راه، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. صاحب آن استراحتگاه در طول سالیان زیاد متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد.
وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد، برخی از آنان وسوسه میشوند و به همراهان خود می گویند: "می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم."
وقتی کنار آتش مینشینند و آواز میخوانند، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا میگیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه میدهند.
در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند. اما حدودا سه ساعت بعد، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه خودشان تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند.
چه اتفاقی افتاد؟
راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قلهها و پناهگاهها. در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد، خطری جان شما را تهدید نمی کند، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج، باید با چالش قله روبرو شد و بر آن غلبه کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک نگاه از بالکن
_تجسم کنید که از بالکن خانه به ترافیکی که در خیابان ایجاد شده نگاه می کنید. در این حالت برداشتی که شما از واقعه ترافیک بخاطر وسعت دیدتان دارید، با مسافر سواری قرمز رنگی که در یکی از خطوط ترافیک گیر کرده است متفاوت است.
_هنگام بروز مشکلات، بخاطر درگیری هیجانی با موضوع از تنها جهتی که به ذهنمان می رسد به موضوع نگاه میکنیم. اگر از فاصله نزدیک نگاه کنیم در وسعت جزئیات غرق می شویم.
_تکنیک نگاه از بالکن به ما کمک میکند که در برخورد با مشکلات و تعاملهایمان از پوسته خودمحوری خارج شده و به عنوان سوم شخص به مشکل نگاه کنیم تا وسعت دید بهتری داشته باشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک نگاه از بالکن
_تجسم کنید که از بالکن خانه به ترافیکی که در خیابان ایجاد شده نگاه می کنید. در این حالت برداشتی که شما از واقعه ترافیک بخاطر وسعت دیدتان دارید، با مسافر سواری قرمز رنگی که در یکی از خطوط ترافیک گیر کرده است متفاوت است.
_هنگام بروز مشکلات، بخاطر درگیری هیجانی با موضوع از تنها جهتی که به ذهنمان می رسد به موضوع نگاه میکنیم. اگر از فاصله نزدیک نگاه کنیم در وسعت جزئیات غرق می شویم.
_تکنیک نگاه از بالکن به ما کمک میکند که در برخورد با مشکلات و تعاملهایمان از پوسته خودمحوری خارج شده و به عنوان سوم شخص به مشکل نگاه کنیم تا وسعت دید بهتری داشته باشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
🏴فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای اباعبدلله الحسین(ع) تسلیت باد.
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
#نگرش_مدیریتی
در دوران موجهه با بحران کرونا می خواهیم در کدام ناحیه زندگی کنیم!؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
در دوران موجهه با بحران کرونا می خواهیم در کدام ناحیه زندگی کنیم!؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک های مشکل گشایی!!!
تکنیک های مشکل گشایی در چهار مقوله کلی طبقه بندی می شود: تصویر، تحقیق، تطبیق و تجربه.
تصویر
در این روش از اعضای گروه درخواست می شود تا در تصورات خود یک راه حل ایده آل و بلندمدت برای برطرف ساختن یک مشکل پیدا کرده و وسایل دستیابی به هدف را مشخص سازند.
تحقیق
با استفاده از تصورات ذهنی در قالب نهادها، قیاس ها و استعاره ها به جست وجوی عمیق در میان گزینه های بالقوه مطلوب و ناب بپردازید.
تطبیق
درحالیکه در تکنیک تصویر، فرض بر این است که هیچ گونه محدودیتی در برابر ایده مورد نظر نیست، در تکنیک تطبیق تلاش می شود تا با دیدی واقع بینانه و بر اساس وضعیت و تکنولوژی های موجود عمل شده و ایده آل ها با واقعیت ها تطبیق داده شوند.
تجربه
تکنیک تجربه شامل ترکیب سیستماتیک و قاعده مند عناصر فکری تیم شما در ابعاد مختلف و آزمایش محصول به دست آمده است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک های مشکل گشایی!!!
تکنیک های مشکل گشایی در چهار مقوله کلی طبقه بندی می شود: تصویر، تحقیق، تطبیق و تجربه.
تصویر
در این روش از اعضای گروه درخواست می شود تا در تصورات خود یک راه حل ایده آل و بلندمدت برای برطرف ساختن یک مشکل پیدا کرده و وسایل دستیابی به هدف را مشخص سازند.
تحقیق
با استفاده از تصورات ذهنی در قالب نهادها، قیاس ها و استعاره ها به جست وجوی عمیق در میان گزینه های بالقوه مطلوب و ناب بپردازید.
تطبیق
درحالیکه در تکنیک تصویر، فرض بر این است که هیچ گونه محدودیتی در برابر ایده مورد نظر نیست، در تکنیک تطبیق تلاش می شود تا با دیدی واقع بینانه و بر اساس وضعیت و تکنولوژی های موجود عمل شده و ایده آل ها با واقعیت ها تطبیق داده شوند.
تجربه
تکنیک تجربه شامل ترکیب سیستماتیک و قاعده مند عناصر فکری تیم شما در ابعاد مختلف و آزمایش محصول به دست آمده است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
عقاب باشیم!!!!
عقاب وقتی میخواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبهی یک صخره به انتظار یک اتفاق مینشیند!
میدانید آن اتفاق چیست؟ گردبادی که از روبهرو بیاید! عقاب به محض اینکه آمدن گردباد را حس کند، بالهای خود را میگشاید و اجازه میدهد باد او را با خود بلند کند. به محض اینکه طوفان قصد سرنگونی عقاب را کند، این پرندهی بلندپرواز سر خود را به سوی آسمان بلند میکند، عمود بر طوفان میایستد و مانند گلوله توپی به سمت بالا پرتاب میشود. او آنقدر با کمک باد مخالف اوج میگیرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آنگاه با چرخش خود به سوی قلهی مورد نظر، در بالاترین نقطهی کوهستان ماوا میگزیند.
وقتی طوفان از راه میرسد، عقاب به جای زانوی غم بغل کردن و در کنج سنگها پناه گرفتن، جشن میگیرد و خود را به بالاترین نقطهی وزش باد میرساند و از آنجا، سنگینترین ضربههای گردباد را به نفع خود به کار میگیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده میکند.
او نه تنها از نیروی مخالف نمیهراسد، بلکه منتظر آن نیز مینشیند، چرا که میداند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که میتواند او را به فضای بالا پرتاب کند...
از تهدید ها فرصت بساز
@ModiranBox
#OstadKazemi
عقاب باشیم!!!!
عقاب وقتی میخواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبهی یک صخره به انتظار یک اتفاق مینشیند!
میدانید آن اتفاق چیست؟ گردبادی که از روبهرو بیاید! عقاب به محض اینکه آمدن گردباد را حس کند، بالهای خود را میگشاید و اجازه میدهد باد او را با خود بلند کند. به محض اینکه طوفان قصد سرنگونی عقاب را کند، این پرندهی بلندپرواز سر خود را به سوی آسمان بلند میکند، عمود بر طوفان میایستد و مانند گلوله توپی به سمت بالا پرتاب میشود. او آنقدر با کمک باد مخالف اوج میگیرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آنگاه با چرخش خود به سوی قلهی مورد نظر، در بالاترین نقطهی کوهستان ماوا میگزیند.
وقتی طوفان از راه میرسد، عقاب به جای زانوی غم بغل کردن و در کنج سنگها پناه گرفتن، جشن میگیرد و خود را به بالاترین نقطهی وزش باد میرساند و از آنجا، سنگینترین ضربههای گردباد را به نفع خود به کار میگیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده میکند.
او نه تنها از نیروی مخالف نمیهراسد، بلکه منتظر آن نیز مینشیند، چرا که میداند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که میتواند او را به فضای بالا پرتاب کند...
از تهدید ها فرصت بساز
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
ذهن ما مانند يک تلويزيون
با صدها شبکه است
و اين ما هستيم که تصميم میگيريم روی کدام شبکه باشيم!
شبکه رنجش
شبکه بخشش
شبکه نفرت
شبکه مهربانی
شبکه شادمانی
شبکه برنامههای تکراری
شبکه موفقیت!
تصميم ما همان کنترل یا ریموت ماست، پس لحظاتت را با انتخاب بهترین شبکهها زیبا کن.
📺⬇️
@ModiranBox
ذهن ما مانند يک تلويزيون
با صدها شبکه است
و اين ما هستيم که تصميم میگيريم روی کدام شبکه باشيم!
شبکه رنجش
شبکه بخشش
شبکه نفرت
شبکه مهربانی
شبکه شادمانی
شبکه برنامههای تکراری
شبکه موفقیت!
تصميم ما همان کنترل یا ریموت ماست، پس لحظاتت را با انتخاب بهترین شبکهها زیبا کن.
📺⬇️
@ModiranBox
#ویژه
#دیدگاه_مدیریتی
محدودیت _0_
دکتر Ihaleakala Hew Len اظهار داشت که همه ما مسئول همه چیزهایی هستیم که در جهان خود می بینیم. با به عهده گرفتن مسئولیت کامل شخصی و سپس بهبود مکان های زخمی درون خود ، می توانیم به معنای واقعی کلمه دنیای خود و خودمان را درمان کنیم. دکتر لن توضیح داد که مسئولیت کامل در قبال زندگی شما به این معنی است که همه چیز در زندگی شما - فقط به این دلیل که در زندگی شماست - مسئولیت شماست. به معنای واقعی کل جهان خلقت شماست.
نحوه تمرین Hoopopopo در چهار مرحله ساده: ببخشید. متشکرم. دوستت دارم.
مرحله 1: توبه - متاسفم
شما مسئول همه چیز در ذهن خود هستید ، حتی اگر به نظر می رسد "آنجا نیست". وقتی این را فهمیدید ، متاسف شدن بسیار طبیعی است. این درک ممکن است دردناک باشد ، و شما تا زمانی که شروع به تمرین این روش بر روی مشکلات بارزتر "در اینجا" نکنید و نتایج را نبینید ، احتمالاً در برابر پذیرش مسئولیت در برابر مشکلات "در خارج" مقاومت خواهید کرد.
چیزی را انتخاب کنید که از قبل می دانید برای خودتان ایجاد کرده اید؟ اضافه وزن؟ به نیکوتین یا برخی مواد دیگر معتاد شده اید؟ آیا مسائل عصبانیت دارید؟ مشکلات سلامتی؟ از آنجا شروع کنید و بگویید متاسفم. این کل مرحله است: متاسفم. اگرچه فکر می کنم اگر واضح تر بگویید قدرتمندتر است: "من می فهمم که من مسئول این مسئله در زندگی ام هستم و احساس پشیمانی وحشتناکی می کنم که چیزی در آگاهی من باعث این امر شده است."
مرحله 2: از بخشش بخواهید - لطفاً مرا ببخشید
نگران نباشید از چه کسی می پرسید. فقط بپرس لطفا من را ببخشید. آن را بارها و بارها بگویید. معنیش هنگام درخواست بخشش ، از مرحله 1 پشیمانی خود را به خاطر بسپارید.
مرحله 3: قدرشناسی - با تشکر از شما
بگویید "متشکرم" - بازهم خیلی مهم نیست که از چه کسی یا چه چیزی تشکر می کنید. از بدن خود به خاطر همه آنچه برای شما انجام می دهد تشکر کنید. از خودتان تشکر کنید که بهترین هستید. خدا را شکر. از جهان تشکر کنید از هرچه بود که فقط شما را بخشید سپاسگزارم. فقط مدام بگویید متشکرم
مرحله 4: عشق - من تو را دوست دارم
این مرحله نیز می تواند مرحله 1 باشد. بگویید من شما را دوست دارم. آن را به بدن خود بگویید. به خدا بگو بگو من تو را به هوایی که تنفس می کنی ، به خانه ای که تو را پناه می دهد دوست دارم. بگویید من شما را به چالش هایتان دوست دارم. آن را بارها و بارها بگویید. معنیش احساسش کن هیچ چیز به اندازه عشق قدرتمند نیست.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
محدودیت _0_
دکتر Ihaleakala Hew Len اظهار داشت که همه ما مسئول همه چیزهایی هستیم که در جهان خود می بینیم. با به عهده گرفتن مسئولیت کامل شخصی و سپس بهبود مکان های زخمی درون خود ، می توانیم به معنای واقعی کلمه دنیای خود و خودمان را درمان کنیم. دکتر لن توضیح داد که مسئولیت کامل در قبال زندگی شما به این معنی است که همه چیز در زندگی شما - فقط به این دلیل که در زندگی شماست - مسئولیت شماست. به معنای واقعی کل جهان خلقت شماست.
نحوه تمرین Hoopopopo در چهار مرحله ساده: ببخشید. متشکرم. دوستت دارم.
مرحله 1: توبه - متاسفم
شما مسئول همه چیز در ذهن خود هستید ، حتی اگر به نظر می رسد "آنجا نیست". وقتی این را فهمیدید ، متاسف شدن بسیار طبیعی است. این درک ممکن است دردناک باشد ، و شما تا زمانی که شروع به تمرین این روش بر روی مشکلات بارزتر "در اینجا" نکنید و نتایج را نبینید ، احتمالاً در برابر پذیرش مسئولیت در برابر مشکلات "در خارج" مقاومت خواهید کرد.
چیزی را انتخاب کنید که از قبل می دانید برای خودتان ایجاد کرده اید؟ اضافه وزن؟ به نیکوتین یا برخی مواد دیگر معتاد شده اید؟ آیا مسائل عصبانیت دارید؟ مشکلات سلامتی؟ از آنجا شروع کنید و بگویید متاسفم. این کل مرحله است: متاسفم. اگرچه فکر می کنم اگر واضح تر بگویید قدرتمندتر است: "من می فهمم که من مسئول این مسئله در زندگی ام هستم و احساس پشیمانی وحشتناکی می کنم که چیزی در آگاهی من باعث این امر شده است."
مرحله 2: از بخشش بخواهید - لطفاً مرا ببخشید
نگران نباشید از چه کسی می پرسید. فقط بپرس لطفا من را ببخشید. آن را بارها و بارها بگویید. معنیش هنگام درخواست بخشش ، از مرحله 1 پشیمانی خود را به خاطر بسپارید.
مرحله 3: قدرشناسی - با تشکر از شما
بگویید "متشکرم" - بازهم خیلی مهم نیست که از چه کسی یا چه چیزی تشکر می کنید. از بدن خود به خاطر همه آنچه برای شما انجام می دهد تشکر کنید. از خودتان تشکر کنید که بهترین هستید. خدا را شکر. از جهان تشکر کنید از هرچه بود که فقط شما را بخشید سپاسگزارم. فقط مدام بگویید متشکرم
مرحله 4: عشق - من تو را دوست دارم
این مرحله نیز می تواند مرحله 1 باشد. بگویید من شما را دوست دارم. آن را به بدن خود بگویید. به خدا بگو بگو من تو را به هوایی که تنفس می کنی ، به خانه ای که تو را پناه می دهد دوست دارم. بگویید من شما را به چالش هایتان دوست دارم. آن را بارها و بارها بگویید. معنیش احساسش کن هیچ چیز به اندازه عشق قدرتمند نیست.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
مدیریت خشم!
افرادیكه كنترل و مدیریت عصبانیت در آنها سخت و دشوار است نیاز به برنامه ای برای مهار عصبانیت دارند.
نكات زیر، مسائل مهمی میباشند كه به شما در كنترل عصبانیت كمك میكنند :
نكته اول :
این سوال را از خود بپرسید: «آیا این موضوع 10 سال دیگر هم برایم مهم است؟» به این وسیله میتوانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید.
نكته دوم :
از خود بپرسید: «بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟» اگر كسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری كردن سه دقیقه بیشتر، مسئلهای آنچنان مهم نمیباشد.
نكته سوم :
تصور كنید كه خود شما نیز همان كار (كاری كه موجب عصبانیتتان شده است) را انجام میدهید. با خود رو راست باشید. قبول كنید كه گاهی اوقات شما نیز جلوی یك راننده دیگر درمیآیید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی میشوید؟
نكته چهارم :
از خود بپرسید: «آیا طرف مقابل این كار را بهطور عمدی نسبت به من انجام داده است؟» در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد كه این مسئله فقط در اثر بیدقتی و تعجیل رخ داده و كسی نمیخواسته شما را ناراحت كرده و بیازارد.
نكته پنجم :
سعی كنید قبل از گفتن هر كلامی تا عدد 10 بشمارید.انجام اینکار ربط مستقیمی باعصبانیت ندارد ولی میتواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند.
نكته ششم :
شمارش تا 10 را با روشهای جدید و بهتر انجام دهید مثلا این كار را با یك تنفس عمیق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد كمك میكند تا احساس راحتی كنند.
نكته هفتم :
میتوانید سرعت شمارش اعداد را كندتر سازید. مثل شمارش شكلات، دو شكلات و... یا هر چیز دیگری كه برای شما خوشایند و خندهدار باشد.
نكته هشتم :
تجربهای آرامشبخش را تجسم نمایید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود به جایی که دوست دارید سفر كنید. این كار را در مكانی امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت خشم!
افرادیكه كنترل و مدیریت عصبانیت در آنها سخت و دشوار است نیاز به برنامه ای برای مهار عصبانیت دارند.
نكات زیر، مسائل مهمی میباشند كه به شما در كنترل عصبانیت كمك میكنند :
نكته اول :
این سوال را از خود بپرسید: «آیا این موضوع 10 سال دیگر هم برایم مهم است؟» به این وسیله میتوانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید.
نكته دوم :
از خود بپرسید: «بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟» اگر كسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری كردن سه دقیقه بیشتر، مسئلهای آنچنان مهم نمیباشد.
نكته سوم :
تصور كنید كه خود شما نیز همان كار (كاری كه موجب عصبانیتتان شده است) را انجام میدهید. با خود رو راست باشید. قبول كنید كه گاهی اوقات شما نیز جلوی یك راننده دیگر درمیآیید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی میشوید؟
نكته چهارم :
از خود بپرسید: «آیا طرف مقابل این كار را بهطور عمدی نسبت به من انجام داده است؟» در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد كه این مسئله فقط در اثر بیدقتی و تعجیل رخ داده و كسی نمیخواسته شما را ناراحت كرده و بیازارد.
نكته پنجم :
سعی كنید قبل از گفتن هر كلامی تا عدد 10 بشمارید.انجام اینکار ربط مستقیمی باعصبانیت ندارد ولی میتواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند.
نكته ششم :
شمارش تا 10 را با روشهای جدید و بهتر انجام دهید مثلا این كار را با یك تنفس عمیق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد كمك میكند تا احساس راحتی كنند.
نكته هفتم :
میتوانید سرعت شمارش اعداد را كندتر سازید. مثل شمارش شكلات، دو شكلات و... یا هر چیز دیگری كه برای شما خوشایند و خندهدار باشد.
نكته هشتم :
تجربهای آرامشبخش را تجسم نمایید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود به جایی که دوست دارید سفر كنید. این كار را در مكانی امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
منابع خودکارآیی!
به گفته بندورا چهار منبع عمده برای خودکارآیی وجود دارد:
تجربیات موفق
«موثرترین راه برای رشد یک حس قوی کارآیی، از طریق تجربیات موفق است.» (بندورا ۱۹۹۴).
انجام موفقیتآمیز یک کار، حس خودکارآیی ما را تقویت میکند. از سوی دیگر، ناکامی در مواجهه با یک وظیفه یا چالش میتواند به تضعیف حس خودکارآیی منجر گردد.
مدلسازی اجتماعی
مشاهده موفقیت دیگران در انجام یک کار، منبع مهم دیگری برای ایجاد حس خودکارآیی است.
به گفته بندورا: «مشاهده این که آدمهای مشابه خودمان با تلاش پیگیر به دستاوردهای موفقی نائل میشوند این اعتقاد را در مشاهدهگر تقویت میکند که او نیز دارای قابلیتهایی است که میتواند از عهده فعالیتهای مشابه به نحو موفقیتآمیزی برآید.» (۱۹۹۴)
ترغیب اجتماعی
بندورا اظهار میدارد که افراد از طریق ترغیب و تشویق دیگران نیز میتوانند متقاعد شوند که دارای مهارتها و قابلیتهای لازم برای موفقیت میباشند.
زمانی را به یاد آورید که گفتههای مثبت و برانگیزاننده یک نفر به شما در دستیابی به هدفتان کمک کرده باشد. تشویق کلامی دیگران به فرد کمک میکند که شک و تردید نسبت به توانائیهای خود را کنار بگذارد و تمرکز خود را بر تلاش جهت انجام کار مورد نظر معطوف نماید.
واکنشهای روانی
واکنشهایی هیجانی و روانی ما نسبت به شرایط و وضعیتهای مختلف نیز نقش مهمی در خودکارآیی ایفاء می کند.
خلق و خو، حالتهای هیجانی، واکنشهای فیزیکی و سطح استرس، همگی میتوانند بر چگونگی حس یک فرد نسبت به توانائیهای شخصی خود در یک وضعیت خاص، تاثیر بگذارند.
فردی که پیش از سخنرانی در جلوی جمع، به شدّت عصبی و ناآرام میشود، دارای حس ضعیف خود-کارآیی در این شرایط و وضعیت است. بندورا در این زمینه میگوید: «نه تنها شدّت واکنشهای هیجانی و فیزیکی بلکه چگونگی درک و تفسیر آن نیز اهمیت دارد.» (۱۹۹۴).
با یادگیریِ به حداقل رساندن میزان استرس به هنگام مواجهه با وظایف دشوار و چالش برانگیز، میتوان حس خودکارآیی را تقویت کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
منابع خودکارآیی!
به گفته بندورا چهار منبع عمده برای خودکارآیی وجود دارد:
تجربیات موفق
«موثرترین راه برای رشد یک حس قوی کارآیی، از طریق تجربیات موفق است.» (بندورا ۱۹۹۴).
انجام موفقیتآمیز یک کار، حس خودکارآیی ما را تقویت میکند. از سوی دیگر، ناکامی در مواجهه با یک وظیفه یا چالش میتواند به تضعیف حس خودکارآیی منجر گردد.
مدلسازی اجتماعی
مشاهده موفقیت دیگران در انجام یک کار، منبع مهم دیگری برای ایجاد حس خودکارآیی است.
به گفته بندورا: «مشاهده این که آدمهای مشابه خودمان با تلاش پیگیر به دستاوردهای موفقی نائل میشوند این اعتقاد را در مشاهدهگر تقویت میکند که او نیز دارای قابلیتهایی است که میتواند از عهده فعالیتهای مشابه به نحو موفقیتآمیزی برآید.» (۱۹۹۴)
ترغیب اجتماعی
بندورا اظهار میدارد که افراد از طریق ترغیب و تشویق دیگران نیز میتوانند متقاعد شوند که دارای مهارتها و قابلیتهای لازم برای موفقیت میباشند.
زمانی را به یاد آورید که گفتههای مثبت و برانگیزاننده یک نفر به شما در دستیابی به هدفتان کمک کرده باشد. تشویق کلامی دیگران به فرد کمک میکند که شک و تردید نسبت به توانائیهای خود را کنار بگذارد و تمرکز خود را بر تلاش جهت انجام کار مورد نظر معطوف نماید.
واکنشهای روانی
واکنشهایی هیجانی و روانی ما نسبت به شرایط و وضعیتهای مختلف نیز نقش مهمی در خودکارآیی ایفاء می کند.
خلق و خو، حالتهای هیجانی، واکنشهای فیزیکی و سطح استرس، همگی میتوانند بر چگونگی حس یک فرد نسبت به توانائیهای شخصی خود در یک وضعیت خاص، تاثیر بگذارند.
فردی که پیش از سخنرانی در جلوی جمع، به شدّت عصبی و ناآرام میشود، دارای حس ضعیف خود-کارآیی در این شرایط و وضعیت است. بندورا در این زمینه میگوید: «نه تنها شدّت واکنشهای هیجانی و فیزیکی بلکه چگونگی درک و تفسیر آن نیز اهمیت دارد.» (۱۹۹۴).
با یادگیریِ به حداقل رساندن میزان استرس به هنگام مواجهه با وظایف دشوار و چالش برانگیز، میتوان حس خودکارآیی را تقویت کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
در ثانیه تصمیم بگیر!!!
۵ نکته ی مهم برای تصمیم گیری در زمان حال :
۱-خود را در منطقه ی امن تان حبس نکنید؛
افراد موفق برای حفظ آرامش خود دست از ریسک کردن نمی کشند؛ آن ها خود را مدام در چالش های مناسبی که تصور می کنند برایشان مفید است، قرار می دهند.
۲-به ندای ذهن و قلب خود گوش فرا دهید؛
اگرچه که ما دوست داریم تصور کنیم که تصمیماتی که می گیریم، کاملاً منطقی هستند؛ اما واقعیت این است که این تصمیم ها، حاصل احساس، منطق، تجربیات، نظام ارزشی و حتی ترس های ما هستند. به همین دلیل هرچقدر ما احساسات و ترس های خود را بهتر شناخته و آن ها را مدیریت کنیم، تصمیمات موثر تری خواهیم گرفت.
۳-هنگام تصمیم گیری انرژی خود را مدیریت کنید؛
تصمیم گیری های بسیار متفکرانه معمولاً تنش زیادی را برای فرد به همراه دارد؛ از آن جایی که انرژی ما محدود است، این استرس را باید مدیریت کنیم تا اقدامات موثر تری داشته باشیم.
۴-تصمیماتی کوچک به قصد ایجاد عادت های مطلوب بگیرید؛
تصمیم گیری های کوچک باعث می شوند تا تصحیح تصمیمات کار آسان تری باشد. همچنین قدرت مدیریت رخداد های غیر منتظره را نیز افزایش می دهند.
۵-نقاط ضعف و قوت خود را در تصمیم گیری های کوچک بررسی کنید تا اشتباهات خود را آموخته و رفع کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
در ثانیه تصمیم بگیر!!!
۵ نکته ی مهم برای تصمیم گیری در زمان حال :
۱-خود را در منطقه ی امن تان حبس نکنید؛
افراد موفق برای حفظ آرامش خود دست از ریسک کردن نمی کشند؛ آن ها خود را مدام در چالش های مناسبی که تصور می کنند برایشان مفید است، قرار می دهند.
۲-به ندای ذهن و قلب خود گوش فرا دهید؛
اگرچه که ما دوست داریم تصور کنیم که تصمیماتی که می گیریم، کاملاً منطقی هستند؛ اما واقعیت این است که این تصمیم ها، حاصل احساس، منطق، تجربیات، نظام ارزشی و حتی ترس های ما هستند. به همین دلیل هرچقدر ما احساسات و ترس های خود را بهتر شناخته و آن ها را مدیریت کنیم، تصمیمات موثر تری خواهیم گرفت.
۳-هنگام تصمیم گیری انرژی خود را مدیریت کنید؛
تصمیم گیری های بسیار متفکرانه معمولاً تنش زیادی را برای فرد به همراه دارد؛ از آن جایی که انرژی ما محدود است، این استرس را باید مدیریت کنیم تا اقدامات موثر تری داشته باشیم.
۴-تصمیماتی کوچک به قصد ایجاد عادت های مطلوب بگیرید؛
تصمیم گیری های کوچک باعث می شوند تا تصحیح تصمیمات کار آسان تری باشد. همچنین قدرت مدیریت رخداد های غیر منتظره را نیز افزایش می دهند.
۵-نقاط ضعف و قوت خود را در تصمیم گیری های کوچک بررسی کنید تا اشتباهات خود را آموخته و رفع کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مطلب_درخواستی
#تکنیک_مدیریتی
دیجی کالا چگونه و استراتژی STP
در آن سالها (حدود سال 1385) دیجیکالا تنها یک تیم کوچک 7 نفره بود. سعید و حمید محمدی (بنیانگذاران دیجیکالا) هم منابع و امکانات زیادی در اختیار نداشتند، پس نمیتوانستند در همان ابتدا کلِ بازار دیجیتال کشور را پوشش دهند، به همین دلیل مجبور بودند تا فقط به مشتریان تهرانی خدمترسانی کنند (بخشبندی جغرافیای) که در فضای آنلاین آن روز حضور داشتند و به دنبال یک منبع موثق برای نقد و بررسی بیطرفانه کالاهای دیجیتال میگشتند. (بخشبندی رفتاری)
اما حتی کالای دیجیتال هم حوزۀ وسیعی بود، قطعات کامپیوتری، تلویزیون، موبایل و... همه جزئی از این بازار محسوب میشدند. پس این تیم کوچک که سرمایه محدودی داشت باز هم بازار خودش را کوچکتر کرد و تنها روی فروش «موبایل» و «دوربین عکاسی» دست گذاشت. (برادران محمدی فکر میکردند احتمال خرید این اجناس به صورت آنلاین، بیشتر از سایر کالاهای دیجیتال است.) و به این ترتیب، سرنوشت جوری رقم خورد که این برادرها، شروع کارشان، بدون آنکه اسمش را بدانند، با STP باشد.
بعد از مدتی، هرچند دیجیکالا کار خودش را با فروش موبایل و دوربین عکاسی برای مشتریان تهرانی آغاز کرد، ولی چون رقیبی نداشت هر سال حوزۀ فعالیت خود را بیشتر گسترش میداد تا اینکه به اولین فروشگاه محصولات دیجیتالی در کل کشور تبدیل شد. در آن سالها اسم «دیجیکالا» مترادف با «فروش کالای دیجیتالی» بود اما هنوز این تصویر به طور کامل در ذهن مشتریان تثبیت نشده بود.
این شرکت که راه برای خود باز میدید، علی رغم تمام مخالفتها، با اضافه کردن محصولات غیردیجیتالی و ایجاد یک Market Place به «اولین پلتفرم آنلاین خرید و فروش کشور» تبدیل شد. (Market Place: مارکت پلیس بستری است که به عنوان واسطی میان خریدار و فروشنده عمل میکند.) متناسب با این تغییرات دیجیکالا تصویر برندش را هم عوض کرد و دیجی کالا را به معنای «خرید دیجیتالی کالا» تعبیر کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
دیجی کالا چگونه و استراتژی STP
در آن سالها (حدود سال 1385) دیجیکالا تنها یک تیم کوچک 7 نفره بود. سعید و حمید محمدی (بنیانگذاران دیجیکالا) هم منابع و امکانات زیادی در اختیار نداشتند، پس نمیتوانستند در همان ابتدا کلِ بازار دیجیتال کشور را پوشش دهند، به همین دلیل مجبور بودند تا فقط به مشتریان تهرانی خدمترسانی کنند (بخشبندی جغرافیای) که در فضای آنلاین آن روز حضور داشتند و به دنبال یک منبع موثق برای نقد و بررسی بیطرفانه کالاهای دیجیتال میگشتند. (بخشبندی رفتاری)
اما حتی کالای دیجیتال هم حوزۀ وسیعی بود، قطعات کامپیوتری، تلویزیون، موبایل و... همه جزئی از این بازار محسوب میشدند. پس این تیم کوچک که سرمایه محدودی داشت باز هم بازار خودش را کوچکتر کرد و تنها روی فروش «موبایل» و «دوربین عکاسی» دست گذاشت. (برادران محمدی فکر میکردند احتمال خرید این اجناس به صورت آنلاین، بیشتر از سایر کالاهای دیجیتال است.) و به این ترتیب، سرنوشت جوری رقم خورد که این برادرها، شروع کارشان، بدون آنکه اسمش را بدانند، با STP باشد.
بعد از مدتی، هرچند دیجیکالا کار خودش را با فروش موبایل و دوربین عکاسی برای مشتریان تهرانی آغاز کرد، ولی چون رقیبی نداشت هر سال حوزۀ فعالیت خود را بیشتر گسترش میداد تا اینکه به اولین فروشگاه محصولات دیجیتالی در کل کشور تبدیل شد. در آن سالها اسم «دیجیکالا» مترادف با «فروش کالای دیجیتالی» بود اما هنوز این تصویر به طور کامل در ذهن مشتریان تثبیت نشده بود.
این شرکت که راه برای خود باز میدید، علی رغم تمام مخالفتها، با اضافه کردن محصولات غیردیجیتالی و ایجاد یک Market Place به «اولین پلتفرم آنلاین خرید و فروش کشور» تبدیل شد. (Market Place: مارکت پلیس بستری است که به عنوان واسطی میان خریدار و فروشنده عمل میکند.) متناسب با این تغییرات دیجیکالا تصویر برندش را هم عوض کرد و دیجی کالا را به معنای «خرید دیجیتالی کالا» تعبیر کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تکنیک_مدیریتی
کلمات چگونه واقعیت وجودی شما را شکل میدهد!؟
جوئل اوستین برای شما میگوید...
@ModiranBox
#OstadKazemi
کلمات چگونه واقعیت وجودی شما را شکل میدهد!؟
جوئل اوستین برای شما میگوید...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
هرگز اجازه سوء استفاده نمیدهم!!!
این نشانه ها می گویند اجازه سوء استفاده از خود را به دیگران نمی دهید و بسیار برای خودتان ارزش قائلید.
۱. خودتان را همانطور که هستید قبول دارید اما نقص هایتان را هم در نظر دارید
بعضی ها بویی از ادب نبرده اند و فکر می کنند به هر دلیلی باید نقص هایمان را به ما یادآوری کنند. در چنین مواردی با یک جواب تند اما هوشمندانه می توانید آن شخص را سر جایش بنشانید.
۲. برای اینکه دیگران از شما خوششان بیاید تلاش نمی کنید
این روزها نه تعریف و تمجید، بلکه رضایت خاطر و ادب است که خریدار دارد.
شما دوست ندارید برای نفع شخصی تان کاری کنید دیگران از شما خوششان بیاید.
۳. عقیده ی شخصی تان را با آرامش و واضح توضیح می دهید
مثال:
– بفرمایید اینم قهوه تون.
– ببخشید ولی من قهوه ی گرم خواستم. این قهوه سرده. لطفاً ببریدش.
۴. از بیان نظر خود خجالت نمی کشید
مثال:
– همه ی ساکنین بلوک ما قراره فردا تو نظافت ساختمان شرکت کنن.
– فکر نمی کنم این جزء وظایف ساکنین باشه.
۵. اگر خواسته ی کسی مغایر با نفع شخصی تان باشد توانایی نه گفتن را دارد
مثال:
– می خوام بچه مو چند ساعت بذارم پیشت. باشه؟ یه کار واجب برام پیش اومده.
– ببخشید ولی نمیتونم.
۶. احساس گناه نمی کنید
بسیاری از افراد تصمیم گرفته اند این اصل را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهند: «اگر خودم مراقب خودم نباشم، هیچ کسی نیست.» و از این بابت هم اصلاً احساس گناه نمی کنند. واقعاً چقدر خوب است
۷. به کسی قول نمی دهید
مثال:
– خواهش می کنم بهم قول بده تو انجام اون گزارش کمکم می کنی.
–قول نمیدم. اگه فرصت شد کمکت می کنم.
۸. به حقه های آدم هایی که می خواهند شما را آلت دست خود کنند تن نمی دهید
مثال:
– یه وقت براتون می ذارم برای هفته ی دیگه. تخفیفای خوبی قراره بدیم.
– لازم نیست ممنون. نمیدونم دفعه ی دیگه کی دندون درد می گیرم.
۹. اجازه نمی دهید مسائل فرعی حواس تان را پرت کند. تمرکزم فقط روی کارهایی است که باید انجام دهم.
۱۰. آدم های بی ملاحظه را سرجایشان می نشانید
مثال:
– عزیزم اشکال نداره که وسایل مون را اینجا نگه داریم؟
– چرا اشکال داره عزیزم!
۱۱. کودک درون تان را فراموش نمی کنید
مثال:
– تو که دیگه بچه نیستی. نباید پشمک بخوری.
– چرا که نه؟ پشمک دوست دارم.
دیگران آنقدر سعی می کنند هنجارها و چهارچوب های آداب و اصول را به ما تحمیل کنند که ممکن است احساس کنیم داریم طبق اصول زندگی دیگران زندگی می کنیم.
فکر نمی کنید وقت آن رسیده که برای دل خودتان زندگی کنید؟
(ترجمه از گلریز برهمند )
@ModiranBox
#OstadKazemi
هرگز اجازه سوء استفاده نمیدهم!!!
این نشانه ها می گویند اجازه سوء استفاده از خود را به دیگران نمی دهید و بسیار برای خودتان ارزش قائلید.
۱. خودتان را همانطور که هستید قبول دارید اما نقص هایتان را هم در نظر دارید
بعضی ها بویی از ادب نبرده اند و فکر می کنند به هر دلیلی باید نقص هایمان را به ما یادآوری کنند. در چنین مواردی با یک جواب تند اما هوشمندانه می توانید آن شخص را سر جایش بنشانید.
۲. برای اینکه دیگران از شما خوششان بیاید تلاش نمی کنید
این روزها نه تعریف و تمجید، بلکه رضایت خاطر و ادب است که خریدار دارد.
شما دوست ندارید برای نفع شخصی تان کاری کنید دیگران از شما خوششان بیاید.
۳. عقیده ی شخصی تان را با آرامش و واضح توضیح می دهید
مثال:
– بفرمایید اینم قهوه تون.
– ببخشید ولی من قهوه ی گرم خواستم. این قهوه سرده. لطفاً ببریدش.
۴. از بیان نظر خود خجالت نمی کشید
مثال:
– همه ی ساکنین بلوک ما قراره فردا تو نظافت ساختمان شرکت کنن.
– فکر نمی کنم این جزء وظایف ساکنین باشه.
۵. اگر خواسته ی کسی مغایر با نفع شخصی تان باشد توانایی نه گفتن را دارد
مثال:
– می خوام بچه مو چند ساعت بذارم پیشت. باشه؟ یه کار واجب برام پیش اومده.
– ببخشید ولی نمیتونم.
۶. احساس گناه نمی کنید
بسیاری از افراد تصمیم گرفته اند این اصل را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهند: «اگر خودم مراقب خودم نباشم، هیچ کسی نیست.» و از این بابت هم اصلاً احساس گناه نمی کنند. واقعاً چقدر خوب است
۷. به کسی قول نمی دهید
مثال:
– خواهش می کنم بهم قول بده تو انجام اون گزارش کمکم می کنی.
–قول نمیدم. اگه فرصت شد کمکت می کنم.
۸. به حقه های آدم هایی که می خواهند شما را آلت دست خود کنند تن نمی دهید
مثال:
– یه وقت براتون می ذارم برای هفته ی دیگه. تخفیفای خوبی قراره بدیم.
– لازم نیست ممنون. نمیدونم دفعه ی دیگه کی دندون درد می گیرم.
۹. اجازه نمی دهید مسائل فرعی حواس تان را پرت کند. تمرکزم فقط روی کارهایی است که باید انجام دهم.
۱۰. آدم های بی ملاحظه را سرجایشان می نشانید
مثال:
– عزیزم اشکال نداره که وسایل مون را اینجا نگه داریم؟
– چرا اشکال داره عزیزم!
۱۱. کودک درون تان را فراموش نمی کنید
مثال:
– تو که دیگه بچه نیستی. نباید پشمک بخوری.
– چرا که نه؟ پشمک دوست دارم.
دیگران آنقدر سعی می کنند هنجارها و چهارچوب های آداب و اصول را به ما تحمیل کنند که ممکن است احساس کنیم داریم طبق اصول زندگی دیگران زندگی می کنیم.
فکر نمی کنید وقت آن رسیده که برای دل خودتان زندگی کنید؟
(ترجمه از گلریز برهمند )
@ModiranBox
#OstadKazemi
✒️مدیران آینده🎓
Channel created
#پنج_ساله_شدیم
#1394_9_6
#1399_9_6
🖋مدیران آینده🎓
🌱پنج سال افتخار در کنار شما بزرگواران بودن...
🌿سپاس از همراهی تک تک شما فرهیختگان (اساتید محترم،دوستان عزیز و تمامی دوستداران علم وهنر مدیریت)
👈🏻آیندهی شما از آنچه امروز انجام میدهید شکل میگیرد!
📲
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
📱
@ModiranBox
💻
http://ostadkazemi031.blogfa.com
✍🏻
#OstadKazemi
#1394_9_6
#1399_9_6
🖋مدیران آینده🎓
🌱پنج سال افتخار در کنار شما بزرگواران بودن...
🌿سپاس از همراهی تک تک شما فرهیختگان (اساتید محترم،دوستان عزیز و تمامی دوستداران علم وهنر مدیریت)
👈🏻آیندهی شما از آنچه امروز انجام میدهید شکل میگیرد!
📲
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
📱
@ModiranBox
💻
http://ostadkazemi031.blogfa.com
✍🏻
#OstadKazemi