#تکنیک_مدیریتی
۸ ترفند حفظ روحیه و مثبت اندیشی در هر شرایطی
۱.انتخاب کنید:
سراسر زندگی از انتخاب های گوناگون انباشته است. همه چیز از یک انتخاب درست و مستقل شروع می شود. جان گوردون معتقد است: "شما می توانید به حرف های افراد بدبین گوش کنید و باور کنید که موفقیت، دست نیافتنی است و یا اینکه می توانید باور داشته باشید که با ایمان و خوش بینی، همه چیز امکان پذیر است."
۲.با خودتان مثل یک قهرمان حرف بزنید:
به جای اینکه به خودتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید. به جای اینکه به غر ها، شکایتها، ترسها و تردیدهایتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید و با لغاتی که از اعتماد و تشویق برای ادامه ی مسیر انباشته شده، ذهن خود را تغذیه کنید.
۳.با کسانی که انرژی شما را میمکند، رک و سرسخت باشید:
افرادی که انرژی دیگران را از بین می برند را تحمل نکنید. گاندی می گوید: "اجازه نمی دهم که دیگران با پاهای کثیف وارد ذهن من شوند."
۴.رویای خود را زندگی کنید:
هیچ چیز به اندازه ی زندگی کردن رویای خود، باعث حفظ روحیه و انرژی مثبت نمی شود. به گفته ی جان گوردون: "دلیل کارهایی که انجام می دهید را به یاد داشته باشید. انرژی به خاطر کارهایی که انجام می دهیم از بین نمی رود؛ خستگی ما به این خاطر است که دلیل کارهایی که انجام می دهیم را فراموش می کنیم."
۵.فرضیات خود دربارهی شکست را تغییر دهید:
باید تعریف درستی از شکست را در ذهن خود ایجاد کنید؛ شکست در واقع راهی به سوی یادیگری بیشتر و استفاده موثر از تجربیات آن است.
۶.بیشتر بخندید و لبخند بزنید:
این راهکار حقیقتا ساده است؛ با این وجود بسیاری از افراد فراموش می کنند که باید بیشتر بخندند و لبخند بزنند. اینها در واقع داروهای ضد افسردگی طبیعی هستند.
۷.از دنیای درونی خود محافظت کنید:
به یاد داشته باشید که علیرغم اتفاقات بد و شرایط منفی پیرامون، نباید اجازه دهید که آسیبی به میزان خوشبختی و روحیه ی مثبت شما وارد کنند. شما جهان بیرونی خود را از درون می سازید.
۸.صبور باشید:
حجم زیادی از انرژی های منفی که افراد را به عقب می کشد، به عدم صبر کافی مربوط می شود. گوردون در این باره گفته است: "موفقیت یک شبه وجود خارجی ندارد. تحقق هرچیزی که حقیقتا با ارزش باشد، به زمان نیاز دارد."
@ModiranBox
#OstadKazemi
۸ ترفند حفظ روحیه و مثبت اندیشی در هر شرایطی
۱.انتخاب کنید:
سراسر زندگی از انتخاب های گوناگون انباشته است. همه چیز از یک انتخاب درست و مستقل شروع می شود. جان گوردون معتقد است: "شما می توانید به حرف های افراد بدبین گوش کنید و باور کنید که موفقیت، دست نیافتنی است و یا اینکه می توانید باور داشته باشید که با ایمان و خوش بینی، همه چیز امکان پذیر است."
۲.با خودتان مثل یک قهرمان حرف بزنید:
به جای اینکه به خودتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید. به جای اینکه به غر ها، شکایتها، ترسها و تردیدهایتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید و با لغاتی که از اعتماد و تشویق برای ادامه ی مسیر انباشته شده، ذهن خود را تغذیه کنید.
۳.با کسانی که انرژی شما را میمکند، رک و سرسخت باشید:
افرادی که انرژی دیگران را از بین می برند را تحمل نکنید. گاندی می گوید: "اجازه نمی دهم که دیگران با پاهای کثیف وارد ذهن من شوند."
۴.رویای خود را زندگی کنید:
هیچ چیز به اندازه ی زندگی کردن رویای خود، باعث حفظ روحیه و انرژی مثبت نمی شود. به گفته ی جان گوردون: "دلیل کارهایی که انجام می دهید را به یاد داشته باشید. انرژی به خاطر کارهایی که انجام می دهیم از بین نمی رود؛ خستگی ما به این خاطر است که دلیل کارهایی که انجام می دهیم را فراموش می کنیم."
۵.فرضیات خود دربارهی شکست را تغییر دهید:
باید تعریف درستی از شکست را در ذهن خود ایجاد کنید؛ شکست در واقع راهی به سوی یادیگری بیشتر و استفاده موثر از تجربیات آن است.
۶.بیشتر بخندید و لبخند بزنید:
این راهکار حقیقتا ساده است؛ با این وجود بسیاری از افراد فراموش می کنند که باید بیشتر بخندند و لبخند بزنند. اینها در واقع داروهای ضد افسردگی طبیعی هستند.
۷.از دنیای درونی خود محافظت کنید:
به یاد داشته باشید که علیرغم اتفاقات بد و شرایط منفی پیرامون، نباید اجازه دهید که آسیبی به میزان خوشبختی و روحیه ی مثبت شما وارد کنند. شما جهان بیرونی خود را از درون می سازید.
۸.صبور باشید:
حجم زیادی از انرژی های منفی که افراد را به عقب می کشد، به عدم صبر کافی مربوط می شود. گوردون در این باره گفته است: "موفقیت یک شبه وجود خارجی ندارد. تحقق هرچیزی که حقیقتا با ارزش باشد، به زمان نیاز دارد."
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
شناسایی افراد سمّی!
با ۵ خصوصیت افراد سمی آشنا می شوید که باید از آنها فاصله بگیرید؛ در غیر اینصورت، در معرض خطر آسیب های آنها قرار می گیرید:
۱. افرادی که دائما شکایت میکنند
اینگونه از افراد صرفا منفیگرا یا بدبین نیستند، اما همیشه از کاری که انجام می دهند و یا وظایفی که به آنها محول شده، شکایت می کنند. تلاش کنید که در کارهای تیمی، با این افراد در یک گروه قرار نگیرید. بدین ترتیب از کاری که انجام می دهید، لذت خواهید برد.
۲. کسانی که اصلا به حرفهای شما گوش نمیدهند
همهی ما این فرد را در محیط کار خود می شناسیم، افرادی که تا زمان تحویل کار آنها، باید همه چیز، از دستورالعمل ها گرفته تا مهلت و محدودهی زمانی تحویل کار را پنج مرتبه برای آنها توضیح داد. ترجیحا کارها را به افراد دیگر بسپارید و تا حد امکان، در زمان خود صرفهجویی کرده و این زمان را به انجام کارهای مهم تر اختصاص دهید.
۳.افرادی که دائما حرف میزنند
گفتگو و مکالمه برای برقراری ارتباط و صمیمی شدن با افراد در محیط کاری، روش بسیار مناسبی است؛ اما باید مرز میان اتمام مکالمه و آغاز کار و بهره وری را نیز رعایت کرد. اینگونه از افراد می توانند تمام بهره وری شما را از بین ببرند. تا زمانیکه همه ی کارهای خود را انجام نداده اید و می دانید که در طول روز کاری، هیچ برنامه ی دیگری ندارید، گفتگو با این افراد را آغاز نکنید.
۴. افرادی که آیهی یاس میخوانند
همیشه و در تمامی محیط های کاری، یک نفر وجود دارد که با چشمانداز و نگرش منفی خود، دل و دماغ افراد دیگر را از بین می برد. همیشه بعد از صحبت کردن با آنها، احساس نا امیدی و ناراحتی به شما دست می دهد تا آنجاییکه احساس خوبی نسبت به خودتان و شرایط کاری نداشته باشید. تا حد امکان تلاش کنید که از اینگونه افراد فاصله بگیرید.
۵. افرادی که دائما با شما رقابت میکنند
رقابت کردن با افراد همرده با فعالیت های مشابه، بسیار طبیعی است؛ اما به خاطر داشته باشید که این رقابت، از مرز سلامت خارج نشود. گاهی اوقات از افرادی که با آنها رقابت دارید، فاصله بگیرید و خودتان را با خودتان مقایسه کنید و محک بزنید. گاهی اوقات، کاری که انجام دادهاید، بیشتر از حد کفایت است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
شناسایی افراد سمّی!
با ۵ خصوصیت افراد سمی آشنا می شوید که باید از آنها فاصله بگیرید؛ در غیر اینصورت، در معرض خطر آسیب های آنها قرار می گیرید:
۱. افرادی که دائما شکایت میکنند
اینگونه از افراد صرفا منفیگرا یا بدبین نیستند، اما همیشه از کاری که انجام می دهند و یا وظایفی که به آنها محول شده، شکایت می کنند. تلاش کنید که در کارهای تیمی، با این افراد در یک گروه قرار نگیرید. بدین ترتیب از کاری که انجام می دهید، لذت خواهید برد.
۲. کسانی که اصلا به حرفهای شما گوش نمیدهند
همهی ما این فرد را در محیط کار خود می شناسیم، افرادی که تا زمان تحویل کار آنها، باید همه چیز، از دستورالعمل ها گرفته تا مهلت و محدودهی زمانی تحویل کار را پنج مرتبه برای آنها توضیح داد. ترجیحا کارها را به افراد دیگر بسپارید و تا حد امکان، در زمان خود صرفهجویی کرده و این زمان را به انجام کارهای مهم تر اختصاص دهید.
۳.افرادی که دائما حرف میزنند
گفتگو و مکالمه برای برقراری ارتباط و صمیمی شدن با افراد در محیط کاری، روش بسیار مناسبی است؛ اما باید مرز میان اتمام مکالمه و آغاز کار و بهره وری را نیز رعایت کرد. اینگونه از افراد می توانند تمام بهره وری شما را از بین ببرند. تا زمانیکه همه ی کارهای خود را انجام نداده اید و می دانید که در طول روز کاری، هیچ برنامه ی دیگری ندارید، گفتگو با این افراد را آغاز نکنید.
۴. افرادی که آیهی یاس میخوانند
همیشه و در تمامی محیط های کاری، یک نفر وجود دارد که با چشمانداز و نگرش منفی خود، دل و دماغ افراد دیگر را از بین می برد. همیشه بعد از صحبت کردن با آنها، احساس نا امیدی و ناراحتی به شما دست می دهد تا آنجاییکه احساس خوبی نسبت به خودتان و شرایط کاری نداشته باشید. تا حد امکان تلاش کنید که از اینگونه افراد فاصله بگیرید.
۵. افرادی که دائما با شما رقابت میکنند
رقابت کردن با افراد همرده با فعالیت های مشابه، بسیار طبیعی است؛ اما به خاطر داشته باشید که این رقابت، از مرز سلامت خارج نشود. گاهی اوقات از افرادی که با آنها رقابت دارید، فاصله بگیرید و خودتان را با خودتان مقایسه کنید و محک بزنید. گاهی اوقات، کاری که انجام دادهاید، بیشتر از حد کفایت است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
#رفتارسازمانی
تفکرات حال خراب کن!!!
تفکر دوقطبی
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
تعمیم افراطی
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
استدلال هیجانی
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
چی میشد اگر
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
ذهنخوانی
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
فاجعهسازی
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
پیشگویی
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
برچسب زدن
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
نادیده گرفتن جنبههای مثبت
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید”.
فیلتر منفی
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
باید اندیشی
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم”.
شخصیسازی
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
سرزنشگری
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
مقایسههای نا عادلانه
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است”.
تاسفگرایی (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#رفتارسازمانی
تفکرات حال خراب کن!!!
تفکر دوقطبی
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
تعمیم افراطی
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
استدلال هیجانی
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
چی میشد اگر
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
ذهنخوانی
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
فاجعهسازی
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
پیشگویی
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
برچسب زدن
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
نادیده گرفتن جنبههای مثبت
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید”.
فیلتر منفی
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
باید اندیشی
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم”.
شخصیسازی
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
سرزنشگری
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
مقایسههای نا عادلانه
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است”.
تاسفگرایی (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
یافتن راه حل!
کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستجو کرد، آن را نيافت.
از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه میگيرد. کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى بهمراه ساعت از انبار خارج شد.
کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟ کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم.
حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است...
@ModiranBox
#OstadKazemi
یافتن راه حل!
کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستجو کرد، آن را نيافت.
از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه میگيرد. کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى بهمراه ساعت از انبار خارج شد.
کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟ کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم.
حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
۳ قانون جذابیت در ارتباطات
قانون اول:با علاقه گوش کنید.
با ابراز کلماتی مانند راستی، آره، عجب و تکان دادن اجزای صورت و دست، توجه خود را به طرف مقابل نشان دهید.
قانون دوم: از قطع صحبت طرف مقابل بپرهیزید.
قطع کردن صحبت، برای کسی که این کار را انجام می دهد، شاید خیلی طبیعی باشد؛ ولی در طرف مقابل حس نارضایتی و افکار منفی ایجاد می کند.
قانون سوم: سوالات خود را ماهرانه با طرف مقابل مطرح کنید.
سوال می تواند آغازگر صحبت و ادامه ی آن، یا اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها به طور طبیعی، کم حرف هستند؛ در برخورد با این اشخاص باید زمینه ی صحبت با آنها را فراهم ساخت. گاهی یک سوال دقیق و حساب شده، می تواند به گونه ای اعجاب انگیز، آنها را به صحبت کردن تشویق کند؛ اما پرسشی نابهنگام، طعنه آمیز و بی تناسب، می تواند جلوی ادامه صحبت را بگیرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
۳ قانون جذابیت در ارتباطات
قانون اول:با علاقه گوش کنید.
با ابراز کلماتی مانند راستی، آره، عجب و تکان دادن اجزای صورت و دست، توجه خود را به طرف مقابل نشان دهید.
قانون دوم: از قطع صحبت طرف مقابل بپرهیزید.
قطع کردن صحبت، برای کسی که این کار را انجام می دهد، شاید خیلی طبیعی باشد؛ ولی در طرف مقابل حس نارضایتی و افکار منفی ایجاد می کند.
قانون سوم: سوالات خود را ماهرانه با طرف مقابل مطرح کنید.
سوال می تواند آغازگر صحبت و ادامه ی آن، یا اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها به طور طبیعی، کم حرف هستند؛ در برخورد با این اشخاص باید زمینه ی صحبت با آنها را فراهم ساخت. گاهی یک سوال دقیق و حساب شده، می تواند به گونه ای اعجاب انگیز، آنها را به صحبت کردن تشویق کند؛ اما پرسشی نابهنگام، طعنه آمیز و بی تناسب، می تواند جلوی ادامه صحبت را بگیرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
۷ بمب نابود کننده جذابیت شما!!!
۱.ناامنی عاطفی
اگر پیوسته بهدنبال دانستن نظر دیگران دربارهٔ خودتان و دریافت تأیید آنها هستید، بیتردید در نظر آنها جذاب نیستید. چنین رفتاری باعث میشود فردی آویزان به نظر برسید! همچنین نشانهٔ حس ناامنی و ناپختگی است. با در پیش گرفتن چنین رفتاری دیگران را از خودتان میرانید.
۲.بیملاحظه بودن
گفتن «لطفا» و «سپاس»، حرف دیگران را قطع نکردن، گفتوگو کردن، نشان دادن قدردانی، رعایت آداب سرِ میز نشستن و وقتشناس بودن همگی نشانهٔ احترام به دیگران و به خودمان هستند. ما معمولا دوست نداریم با آدمهای بیادب و بی ملاحظه، ارتباط داشته باشیم.
۳.خودشیفتگی
کسی از آدمهای خودشیفته خوشش نمیآید. اگر فکر میکنید شما باید مرکز توجه باشید، هر موقعیت، رویداد و حتی گفتوگویی باید گرد شما بچرخد و به احساسات و نیازهای دیگران توجهی نمیکنید، باید برای تغییر این وضعیت فکری کنید.
۴.نداشتن صداقت
دوست خوب باید روراست و قابلاعتماد باشد. بیشتر افرادی که رفتارهای زننده دارند، اغلب دروغ میگویند و روراست نیستند. این افراد همچنین بهدنبال این هستند که بدانند دیگران دربارهٔ آنها و البته موضوعات دیگر چه فکر میکنند. رفتار ناپسند آنها ممکن است سخنپراکنی را دربر بگیرد.
۵.رقابتجویی بیشازاندازه
آیا هر آدمی را به چشم رقیب میبینید؟ فکر میکنید همیشه باید بهتر از دیگران باشید؟ اگر چنین است، از چشم دیگران میافتید. اگر زیادی تشنهٔ رقابت باشید، نهتنها رابطهتان با دیگران خدشهدار میشود بلکه فرصت لذت بردن از زندگی را هم از دست میدهید. یاد بگیرید که برای موفقیت دیگران ارزش قائل باشید.
۶.رفتار رئیسمآبانه
اگر همیشه میخواهید دیگران را کنترل کنید یا همهٔ تصمیمها را بهتنهایی میگیرید و طوری رفتار میکنید که انگار مسئولیت دیگران با شماست، اطرافیانتان را فراری میدهید. برخی آدمها با فریب و بازیدادن دیگران، آنها را به انجام کارهای مختلف وامیدارند! وقتی دیگران از این رفتار آگاه شوند، دیگر میلی به ادامه ارتباط با فرد موردنظر نخواهند داشت.
۷.منفیبافی
اگر همیشه نیمهٔ خالی لیوان را میبینید، سعی کنید رویکردتان را تغییر دهید. آدمی که همیشه جنبه منفی رویدادها و موقعیتها را میبیند، دیگران را کلافه میکند. منفی نگری و بدبینی شما به دیگران انرژی منفی میدهد و روحیه آنها را خراب میکند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
۷ بمب نابود کننده جذابیت شما!!!
۱.ناامنی عاطفی
اگر پیوسته بهدنبال دانستن نظر دیگران دربارهٔ خودتان و دریافت تأیید آنها هستید، بیتردید در نظر آنها جذاب نیستید. چنین رفتاری باعث میشود فردی آویزان به نظر برسید! همچنین نشانهٔ حس ناامنی و ناپختگی است. با در پیش گرفتن چنین رفتاری دیگران را از خودتان میرانید.
۲.بیملاحظه بودن
گفتن «لطفا» و «سپاس»، حرف دیگران را قطع نکردن، گفتوگو کردن، نشان دادن قدردانی، رعایت آداب سرِ میز نشستن و وقتشناس بودن همگی نشانهٔ احترام به دیگران و به خودمان هستند. ما معمولا دوست نداریم با آدمهای بیادب و بی ملاحظه، ارتباط داشته باشیم.
۳.خودشیفتگی
کسی از آدمهای خودشیفته خوشش نمیآید. اگر فکر میکنید شما باید مرکز توجه باشید، هر موقعیت، رویداد و حتی گفتوگویی باید گرد شما بچرخد و به احساسات و نیازهای دیگران توجهی نمیکنید، باید برای تغییر این وضعیت فکری کنید.
۴.نداشتن صداقت
دوست خوب باید روراست و قابلاعتماد باشد. بیشتر افرادی که رفتارهای زننده دارند، اغلب دروغ میگویند و روراست نیستند. این افراد همچنین بهدنبال این هستند که بدانند دیگران دربارهٔ آنها و البته موضوعات دیگر چه فکر میکنند. رفتار ناپسند آنها ممکن است سخنپراکنی را دربر بگیرد.
۵.رقابتجویی بیشازاندازه
آیا هر آدمی را به چشم رقیب میبینید؟ فکر میکنید همیشه باید بهتر از دیگران باشید؟ اگر چنین است، از چشم دیگران میافتید. اگر زیادی تشنهٔ رقابت باشید، نهتنها رابطهتان با دیگران خدشهدار میشود بلکه فرصت لذت بردن از زندگی را هم از دست میدهید. یاد بگیرید که برای موفقیت دیگران ارزش قائل باشید.
۶.رفتار رئیسمآبانه
اگر همیشه میخواهید دیگران را کنترل کنید یا همهٔ تصمیمها را بهتنهایی میگیرید و طوری رفتار میکنید که انگار مسئولیت دیگران با شماست، اطرافیانتان را فراری میدهید. برخی آدمها با فریب و بازیدادن دیگران، آنها را به انجام کارهای مختلف وامیدارند! وقتی دیگران از این رفتار آگاه شوند، دیگر میلی به ادامه ارتباط با فرد موردنظر نخواهند داشت.
۷.منفیبافی
اگر همیشه نیمهٔ خالی لیوان را میبینید، سعی کنید رویکردتان را تغییر دهید. آدمی که همیشه جنبه منفی رویدادها و موقعیتها را میبیند، دیگران را کلافه میکند. منفی نگری و بدبینی شما به دیگران انرژی منفی میدهد و روحیه آنها را خراب میکند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
شتاب ممنوع!!!
چند سال پیش همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم :روانپزشک گفت:فقط یک سال هفتهای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو
تو خیابان دیدم.
پرسید،چرا نیومدی؟
گفتم،خُوب، جلسهای هشتاد دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو
پسانداز کردم و یه وانت نو خریدم.
پزشک با تعجّب گفت، "عجب! میتونم بپرسم
اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟
گفتم:به من گفت اگه پایههای تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمیتونه زیر تختت قایم بشه!!!
برای هر تصمیم گیری شتاب
نکنیم و کمی بیندیشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
شتاب ممنوع!!!
چند سال پیش همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم :روانپزشک گفت:فقط یک سال هفتهای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو
تو خیابان دیدم.
پرسید،چرا نیومدی؟
گفتم،خُوب، جلسهای هشتاد دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو
پسانداز کردم و یه وانت نو خریدم.
پزشک با تعجّب گفت، "عجب! میتونم بپرسم
اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟
گفتم:به من گفت اگه پایههای تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمیتونه زیر تختت قایم بشه!!!
برای هر تصمیم گیری شتاب
نکنیم و کمی بیندیشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
قانون پناهگاه!!!
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمهی راه، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. صاحب آن استراحتگاه در طول سالیان زیاد متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد.
وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد، برخی از آنان وسوسه میشوند و به همراهان خود می گویند: "می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم."
وقتی کنار آتش مینشینند و آواز میخوانند، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا میگیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه میدهند.
در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند. اما حدودا سه ساعت بعد، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه خودشان تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند.
چه اتفاقی افتاد؟
راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قلهها و پناهگاهها. در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد، خطری جان شما را تهدید نمی کند، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج، باید با چالش قله روبرو شد و بر آن غلبه کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
قانون پناهگاه!!!
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمهی راه، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. صاحب آن استراحتگاه در طول سالیان زیاد متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد.
وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد، برخی از آنان وسوسه میشوند و به همراهان خود می گویند: "می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم."
وقتی کنار آتش مینشینند و آواز میخوانند، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا میگیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه میدهند.
در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند. اما حدودا سه ساعت بعد، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه خودشان تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند.
چه اتفاقی افتاد؟
راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قلهها و پناهگاهها. در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد، خطری جان شما را تهدید نمی کند، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج، باید با چالش قله روبرو شد و بر آن غلبه کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک نگاه از بالکن
_تجسم کنید که از بالکن خانه به ترافیکی که در خیابان ایجاد شده نگاه می کنید. در این حالت برداشتی که شما از واقعه ترافیک بخاطر وسعت دیدتان دارید، با مسافر سواری قرمز رنگی که در یکی از خطوط ترافیک گیر کرده است متفاوت است.
_هنگام بروز مشکلات، بخاطر درگیری هیجانی با موضوع از تنها جهتی که به ذهنمان می رسد به موضوع نگاه میکنیم. اگر از فاصله نزدیک نگاه کنیم در وسعت جزئیات غرق می شویم.
_تکنیک نگاه از بالکن به ما کمک میکند که در برخورد با مشکلات و تعاملهایمان از پوسته خودمحوری خارج شده و به عنوان سوم شخص به مشکل نگاه کنیم تا وسعت دید بهتری داشته باشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک نگاه از بالکن
_تجسم کنید که از بالکن خانه به ترافیکی که در خیابان ایجاد شده نگاه می کنید. در این حالت برداشتی که شما از واقعه ترافیک بخاطر وسعت دیدتان دارید، با مسافر سواری قرمز رنگی که در یکی از خطوط ترافیک گیر کرده است متفاوت است.
_هنگام بروز مشکلات، بخاطر درگیری هیجانی با موضوع از تنها جهتی که به ذهنمان می رسد به موضوع نگاه میکنیم. اگر از فاصله نزدیک نگاه کنیم در وسعت جزئیات غرق می شویم.
_تکنیک نگاه از بالکن به ما کمک میکند که در برخورد با مشکلات و تعاملهایمان از پوسته خودمحوری خارج شده و به عنوان سوم شخص به مشکل نگاه کنیم تا وسعت دید بهتری داشته باشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
🏴فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای اباعبدلله الحسین(ع) تسلیت باد.
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
#نگرش_مدیریتی
در دوران موجهه با بحران کرونا می خواهیم در کدام ناحیه زندگی کنیم!؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
در دوران موجهه با بحران کرونا می خواهیم در کدام ناحیه زندگی کنیم!؟
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک های مشکل گشایی!!!
تکنیک های مشکل گشایی در چهار مقوله کلی طبقه بندی می شود: تصویر، تحقیق، تطبیق و تجربه.
تصویر
در این روش از اعضای گروه درخواست می شود تا در تصورات خود یک راه حل ایده آل و بلندمدت برای برطرف ساختن یک مشکل پیدا کرده و وسایل دستیابی به هدف را مشخص سازند.
تحقیق
با استفاده از تصورات ذهنی در قالب نهادها، قیاس ها و استعاره ها به جست وجوی عمیق در میان گزینه های بالقوه مطلوب و ناب بپردازید.
تطبیق
درحالیکه در تکنیک تصویر، فرض بر این است که هیچ گونه محدودیتی در برابر ایده مورد نظر نیست، در تکنیک تطبیق تلاش می شود تا با دیدی واقع بینانه و بر اساس وضعیت و تکنولوژی های موجود عمل شده و ایده آل ها با واقعیت ها تطبیق داده شوند.
تجربه
تکنیک تجربه شامل ترکیب سیستماتیک و قاعده مند عناصر فکری تیم شما در ابعاد مختلف و آزمایش محصول به دست آمده است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک های مشکل گشایی!!!
تکنیک های مشکل گشایی در چهار مقوله کلی طبقه بندی می شود: تصویر، تحقیق، تطبیق و تجربه.
تصویر
در این روش از اعضای گروه درخواست می شود تا در تصورات خود یک راه حل ایده آل و بلندمدت برای برطرف ساختن یک مشکل پیدا کرده و وسایل دستیابی به هدف را مشخص سازند.
تحقیق
با استفاده از تصورات ذهنی در قالب نهادها، قیاس ها و استعاره ها به جست وجوی عمیق در میان گزینه های بالقوه مطلوب و ناب بپردازید.
تطبیق
درحالیکه در تکنیک تصویر، فرض بر این است که هیچ گونه محدودیتی در برابر ایده مورد نظر نیست، در تکنیک تطبیق تلاش می شود تا با دیدی واقع بینانه و بر اساس وضعیت و تکنولوژی های موجود عمل شده و ایده آل ها با واقعیت ها تطبیق داده شوند.
تجربه
تکنیک تجربه شامل ترکیب سیستماتیک و قاعده مند عناصر فکری تیم شما در ابعاد مختلف و آزمایش محصول به دست آمده است.
@ModiranBox
#OstadKazemi