✒️مدیران آینده🎓
152 subscribers
292 photos
49 videos
12 files
27 links


سرنوشت آینده ی ما،وابسته به مدیریت متفاوت امروز ماست در زندگی.

شما لایق بهترین تکنیک ها وشگردهای مدیریتی هستید،پس با‌ ما همراه باشید!

📆تاریخ تأسیس: ۱۳۹۴/۹/۶
Download Telegram
#نگرش_مدیریتی
برای موفقیت چرا نگرش مهم تر از هوش است؟

وقتی از موفقيت صحبت به ميان می‌آيد، ممكن است اينطور فكر كنيم كه فقط افراد باهوش می‌توانند موفق شوند. ولی تحقيقاتی كه اخيرا انجام شده‌اند اين طرز فكر و نگرش شما را تغيير خواهند داد. تحقیق اخير نشان می‌دهد كه نگرش شما، خيلی بهتر از هوشتان می‌تواند موفقيت شما را پيش‌بينی و البته تضمین كند.

طبق این تحقیقات افراد به لحاظ نگرشی به دو دسته تقسيم می‌شوند: افراد با طرز فكر ثابت و افراد با طرز فكر رشد.

اگر فردی با طرز فكر ثابت باشيد بر اين باور خواهيد بود كه شما همين هستيد و قابل‌تغيير نيستيد. در اين صورت وقتی با چالش مواجه می‌شوید دچار مشكل خواهيد شد، زيرا هر چيزی كه خارج از توان شما باشد باعث نااميدی‌تان می‌گردد.

ولی افرادی كه طرز فكر رشد دارند معتقدند كه با تلاش و كوشش می‌توانند بهتر شوند. اين افراد حتی اگر ضريب هوشی پايين‌تری داشته باشند باز هم موفق تر از افرادی كه طرز فكر ثابت دارند، عمل می کنند؛ زيرا اين افراد از چالش‌ها استقبال كرده و آنها را فرصت‌هایی برای يادگيری چيزهای جديد می‌دانند.

بنابراین گرچه داشتن تواناییهایی مثل هوشمند بودن باعث اعتماد به نفس می‌شود ولی این نگرشها، باورها و طرز فکر ماست که تعیین کننده میزان موفقیت ماست.
@ModiranBox



#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
انواع تمرکز و راهکار تقویت آن ها!

@ModiranBox



#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
#رفتارسازمانی
ویژگی شخصیتها بر اساس مدل MBTI

✔️ افراد درونگرا(introversion)
۱) از تنهایی انرژی میگیرند
۲) نمیخواهند کانون توجه باشند
۳) شنونده های خوبی هستند

✔️ افراد برونگرا(extraversion)
۱)از تعامل با دیگران لذت میبرند
۲)بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
۳)دوست دارند کانون توجه باشند

✔️ افراد حسی(sensing)
۱)تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
۲)به زمان حال توجه دارند
۳)از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند

✔️ ویژگی شهودی(Intuition)
۱)به الهام و دریافت قلبی معتقدند
۲)از تکرار یک مهارت خسته می شوند
۳)برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند

✔️ ویژگی افراد احساسی(feeling)
۱)به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
۲)به راحتی از دیگران تشکر می کنند
۳)از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند

✔️ ویژگی افراد منطقی(Thinking)
۱)بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
۲)از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
۳)بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است

✔️ ویژگی افراد قضاوت کننده(judging)
۱)معتقدند اول کار بعد تفریح
۲)زمان را منبع تمام شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا هستند

✔️ ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)
۱)اول تفریح بعد کار
۲)زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا نیستند.

@ModiranBox



#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
۹ روش "یادگیری"
در هرفرد یکی از این روش ها موثر تر ۸ مورد دیگر است!

@ModiranBox



#OstadKazemi
#ویژه
#نگرش_مدیریتی
#رفتارسازمانی
چگونه بپرسیم!؟

"مطلب زیر نوع اندیشیدن شما را تغییر خواهد داد"
چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود: "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع می‌شود".
این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمی‌فهمیدم، منظور هوسرل چیست تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.جالب بود سوالاتی که استیو جابز در آن ویدئو پرسید، هیچکدام با "چرا" شروع نشد؟!
خیلی برایم جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگر از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوال‌های جابز با "چرا" شروع نمی‌شد، همه با "چگونه و چطور" شروع می‌شد که مرا مجبور کرد قدری بیشتر به این موضوع بپردازم.
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز، کیوساکی، رابینز، دارن هاردی و چند نفر دیگر که در زمینه رفتار شناسی فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برایم شگفت‌انگیز بود که در ادامه توضیح می‌دهم.
👈 بشر موجودی تجربه‌گراست و هنگامی که پدیده‌ای جدید را تجربه می‌کند در مغز او نتایج ثبت می‌شوند و از آن نتایج در برخورد با پدیده‌های جدید استفاده می‌کند.
👈 در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع می‌کنیم، مغز به دنبال جواب در تجربیات گذشته می‌گردد. به‌عنوان نمونه:
"چرا فلان اتفاق افتاد؟
چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
چرا من آدم موفقی نیستم؟
چرا اینقدر فقیرم؟
چرا مردم اینقدر بی‌تفاوت و ظلم‌پذیر هستند؟ و..."
جواب تمام این سوالات در گذشته است.
👈 واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالب بود. نکته‌ای که متوجه شدم این است که آدم‌های تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سوال‌هایشان را با "چرا" شروع نکردند که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. آن‌ها سوال‌هایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
👈 حالا سوالی که مطرح می‌شود این است که "تفاوت سوال‌هایی که با چرا شروع می‌شوند با سوال‌هایی که با چگونه شروع می‌شوند در چیست؟"
پاسخ این است: جواب سوال‌هایی که با"چرا" شروع می‌شوند، در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان می‌کنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارد. به عنوان مثال پاسخ پرسش“چرا من این ‌قدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟”از این دست دلایل است:
چون “پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچ وقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم
این پاسخ ها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه می‌کنند و در نتیجه ما می‌پذیریم که تا ابد فقیر باشیم و به این سرنوشت گردن نهیم.
ولی پاسخ پرسش‌هایی که با “چگونه یا چطور” شروع می‌شوند، علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برون‌ رفت یا حقیقت‌ بخشی به چیزی را بیان می‌کنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکسِ پرسش‌‌هایی که با “چرا” شروع می‌شوند، پاسخ ها آماده نیستند.مثلا:“چگونه می‌توانم فقر نباشم؟
چگونه می‌توانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و …"پاسخ دادن به این پرسش‌ ها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارد خوب به خاطر دارم در مقطع دبستان معلم مان موضوع “چرا محیط پارک‌های ما پر از آشغال است؟”را برایمان مشخص کرده بود تا در موردش انشا بنویسیم،
من کلی جواب در مورد بی ‌فرهنگی مردم نوشته بودم. از آنجایی که عادت داشتم، پس از نوشتن انشایم اشتیاق فراوان داشتم آن را برای پدرم بخوانم و نظر او را هم بپرسم و احساس می‌کردم خیلی خوب توانسته بودم این معضل را بشناسم، با ذوق آن‌را برای پدرم خواندم. وقتی انشایم تمام شد پدرم گفت: “مسلما هدف معلم شما آموزش بوده‌است نه انتقاد، ولی آیا اگر سوال را این‌گونه می‌پرسید بهتر نبود؟“چگونه محیط پارک‌های ما می‌تواند همیشه تمیز باشد؟”
و از من خواست مجدد انشا را بازنویسی کنم و در آن راهکار ارائه دهم. وقتی انشای سایر دوستانم را شنیدم برخی از آن‌ها نیز اشتباه من را تکرار کرده بودند.
واقعاً چقدر خوب است که طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچه‌هایمان آموزش دهیم. امروزه کاملاً برایم مشهود و قابل درک است که پاسخ سوال “چرا نمی‌توانیم…..؟” با سوال “چگونه می‌توانیم…؟” خیلی متفاوت است. پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راه‌های توانستن است.
پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.شما کدام را انتخاب می کنید؟
(با تشکر از خانم دکتر امراللهی)

@ModiranBox



#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
بهتر است
به آینده ی مان
توجه کنیم
چون قرار است...

@ModiranBox



#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
تفکر جنبی

در روستایی کشاورزی زندگی می کرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس می داد،
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.
وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد معامله ای پیشنهاد داد
او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشد
دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد!

پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت:
اصلا یک کاری می کنیم
من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم
دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد
اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود
و بدهی بخشیده می شود
و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند
و بدهی نیز بخشیده می شود
اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود

این گفت و گو در جلوی خانه ی کشاورز انجام شد
زمین آنجا پر از سنگریزه بود
پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت
دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد
که او دو سنگریزه ی سیاه از زمین برداشته است
ولی چیزی نگفت !
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید؟
چه توصیه ای برای آن دختر داشتید؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد:
1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند
2ـ هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون آورده با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد

لحظه ای به این شرایط فکر کنید
هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود
معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید
اگر شما بودید چه کار می کردید؟

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت
و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود
وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده
پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود

در همین لحظه دختر گفت:
آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم !
اما مهم نیست
اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است درآوریم
معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است....
و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود
پس باید طبق قرار، سنگریزه ی گم شده سفید باشد
پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند
و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت
و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است
نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود

نکات داستان:
1ـ همیشه یک «راه حل» برای مشکلات پیچیده وجود دارد
2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه ی «خوب» به مسایل نگاه نمی کنیم
3ـ همه ی شما می توانید سرشار از «افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه» باشید.
@ModiranBox



#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تکنیک_مدیریتی
زبان بدنتان چیزی بیشتر از رفتار شماست...
۵ اشتباه رایج زبان بدن!

@ModiranBox



#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
فکر میمون های جنگل!

شاگردی نزد استادش رفت و گفت که ذهنش دائما مشغول است و از دست این افکار خلاصی ندارد.
استاد در جواب گفت : از امشب سعی کن اصلا به میمون های جنگل فکر نکنی!!

شاگرد : من اصلا مشکلی ندارم و به این موضوع فکر نکرده ام.

استاد گفت : خوب حالا تلاش کن که فکر نکنی.
به هنگام شب شاگرد مشاهده کرد هر چه بیشتر تلاش می کند که به میمون فکر نکند، بیشتر به ذهنش می آید.

فردا صبح نزد استاد رفته و واقعه را برایش شرح می دهد.

استاد گفت : وقتی تلاش می کنی به چیزی فکر نکنی، آن موضوع به صورت متوالی و با شدت بیشتری به سراغت می آید. بنابراین به جای اجتناب از چیزهای‌ ناخواسته سعی کن به چیزهای خواسته و آن چه دوست داری متمرکز شوی. آن گاه افکار ناخواسته فرصتی برای ظهور پیدا نمی کنند.
@ModiranBox



#OstadKazemi
«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»

در این شب های عزیز ملتمس دعای خیر شما بزرگواران هستیم📿🤲🏻
#نکات_مدیریتی
پیام مدیریت منابع انسانی از امام علی «ع»

💠هرگز مبادا که شرافت و بزرگی کسی وادارت کند که کار و رنج کوچکش را بزرگ بشماری یا گمنامی کسی برانگیزدت که کار بزرگ و تلاش او را کوچک بینی.

💠در امور کارگزارانت ژرف بنگر و بر مبنای ارزیابی درست به کار گمار ، نه بر اساس انگیزه و گرایش های شخصی و نه بر مبنای خودکامگی که این دو، شاخه های جور و خیانت را ریشه اند.

💠به ویژه برای کارها کسانی را برگزین که از تجربه و نجابت بهره مندند، به آرزوهای مادی کمتر چشم طمع دارند و به پایان کارها می اندیشند.

💠پس به آرمانهایشان میدان ده و پیاپی به نیکی یادشان کن و آفرینشان گوی و تلاش نیروهای درگیرشان را مدام بشمار و یاد کن که یادآوری بسیار کارهای نیک دلیران را نشاط بخشد و واپس نشستگان را بر می انگیزاند.

https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
#نگرش_مدیریتی
۶خطای ذهنی که تصمیم گیری درست را با مشکل روبرو می سازد!

@ModiranBox



#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
۸ ترفند حفظ روحیه و مثبت اندیشی در هر شرایطی

۱.انتخاب کنید:
سراسر زندگی از انتخاب های گوناگون انباشته است. همه چیز از یک انتخاب درست و مستقل شروع می شود. جان گوردون معتقد است: "شما می توانید به حرف های افراد بدبین گوش کنید و باور کنید که موفقیت، دست نیافتنی است و یا اینکه می توانید باور داشته باشید که با ایمان و خوش بینی، همه چیز امکان پذیر است."

۲.با خودتان مثل یک قهرمان حرف بزنید:
به جای اینکه به خودتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید. به جای اینکه به غر ها، شکایت‌ها، ترس‌ها و تردیدهایتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید و با لغاتی که از اعتماد و تشویق برای ادامه ی مسیر انباشته شده، ذهن خود را تغذیه کنید.

۳.با کسانی که انرژی شما را می‌مکند، رک و سرسخت باشید:
افرادی که انرژی دیگران را از بین می برند را تحمل نکنید. گاندی می گوید: "اجازه نمی دهم که دیگران با پاهای کثیف وارد ذهن من شوند."

۴.رویای خود را زندگی کنید:
هیچ چیز به اندازه ی زندگی کردن رویای خود، باعث حفظ روحیه و انرژی مثبت نمی شود. به گفته ی جان گوردون: "دلیل کارهایی که انجام می دهید را به یاد داشته باشید. انرژی به خاطر کارهایی که انجام می دهیم از بین نمی رود؛ خستگی ما به این خاطر است که دلیل کارهایی که انجام می دهیم را فراموش می کنیم."

۵.فرضیات خود درباره‌ی شکست را تغییر دهید:
باید تعریف درستی از شکست را در ذهن خود ایجاد کنید؛ شکست در واقع راهی به سوی یادیگری بیشتر و استفاده موثر از تجربیات آن است.

۶.بیشتر بخندید و لبخند بزنید:
این راهکار حقیقتا ساده است؛ با این وجود بسیاری از افراد فراموش می کنند که باید بیشتر بخندند و لبخند بزنند. اینها در واقع داروهای ضد افسردگی طبیعی هستند.

۷.از دنیای درونی خود محافظت کنید:
به یاد داشته باشید که علیرغم اتفاقات بد و شرایط منفی پیرامون، نباید اجازه دهید که آسیبی به میزان خوشبختی و روحیه ی مثبت شما وارد کنند. شما جهان بیرونی خود را از درون می سازید.

۸.صبور باشید:
حجم زیادی از انرژی های منفی که افراد را به عقب می کشد، به عدم صبر کافی مربوط می شود. گوردون در این باره گفته است: "موفقیت یک شبه وجود خارجی ندارد. تحقق هرچیزی که حقیقتا با ارزش باشد، به زمان نیاز دارد."

@ModiranBox



#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
شناسایی افراد سمّی!

با ۵ خصوصیت افراد سمی آشنا می شوید که باید از آنها فاصله بگیرید؛ در غیر اینصورت، در معرض خطر آسیب های آنها قرار می گیرید:

۱. افرادی که دائما شکایت می‌کنند

اینگونه از افراد صرفا منفی‌گرا یا بدبین نیستند، اما همیشه از کاری که انجام می دهند و یا وظایفی که به آنها محول شده، شکایت می کنند. تلاش کنید که در کارهای تیمی، با این افراد در یک گروه قرار نگیرید. بدین ترتیب از کاری که انجام می دهید، لذت خواهید برد.

۲. کسانی که اصلا به حرف‌های شما گوش نمی‌دهند

همه‌ی ما این فرد را در محیط کار خود می شناسیم، افرادی که تا زمان تحویل کار آنها، باید همه چیز، از دستورالعمل ها گرفته تا مهلت و محدوده‌ی زمانی تحویل کار را پنج مرتبه برای آنها توضیح داد. ترجیحا کارها را به افراد دیگر بسپارید و تا حد امکان، در زمان خود صرفه‌جویی کرده و این زمان را به انجام کارهای مهم تر اختصاص دهید.


۳.افرادی که دائما حرف می‌زنند

گفتگو و مکالمه برای برقراری ارتباط و صمیمی شدن با افراد در محیط کاری، روش بسیار مناسبی است؛ اما باید مرز میان اتمام مکالمه و آغاز کار و بهره وری را نیز رعایت کرد. اینگونه از افراد می توانند تمام بهره وری شما را از بین ببرند. تا زمانیکه همه ی کارهای خود را انجام نداده اید و می دانید که در طول روز کاری، هیچ برنامه ی دیگری ندارید، گفتگو با این افراد را آغاز نکنید.

۴. افرادی که آیه‌ی یاس می‌خوانند

همیشه و در تمامی محیط های کاری، یک نفر وجود دارد که با چشم‌انداز و نگرش منفی خود، دل و دماغ افراد دیگر را از بین می برد. همیشه بعد از صحبت کردن با آنها، احساس نا امیدی و ناراحتی به شما دست می دهد تا آنجایی‌که احساس خوبی نسبت به خودتان و شرایط کاری نداشته باشید. تا حد امکان تلاش کنید که از اینگونه افراد فاصله بگیرید.


۵. افرادی که دائما با شما رقابت می‌کنند

رقابت کردن با افراد هم‌رده با فعالیت های مشابه، بسیار طبیعی است؛ اما به خاطر داشته باشید که این رقابت، از مرز سلامت خارج نشود. گاهی اوقات از افرادی که با آنها رقابت دارید، فاصله بگیرید و خودتان را با خودتان مقایسه کنید و محک بزنید. گاهی اوقات، کاری که انجام داده‌اید، بیشتر از حد کفایت است.

@ModiranBox


#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
تفاوت مفاهیم انصاف، نابرابری، برابری و عدالت!

@ModiranBox


#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
#رفتارسازمانی
تفکرات حال خراب کن!!!

تفکر دوقطبی
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

تعمیم افراطی
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

استدلال هیجانی
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."

چی می‌شد اگر
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

ذهن‌خوانی
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

فاجعه‌سازی
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

پیش‌گویی
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

برچسب زدن
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید”.

فیلتر منفی
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

باید اندیشی
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم”.

شخصی‌سازی
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

سرزنش‌گری
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

مقایسه‌های نا عادلانه
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است”.

تاسف‌گرایی (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
@ModiranBox


#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
یافتن راه حل!

کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستجو کرد، آن را نيافت.

از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه می‌گيرد. کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى بهمراه ساعت از انبار خارج شد.

کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟ کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم.

حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است...
@ModiranBox


#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
سلسله مراتب رسیدن به بازدهی بالا!

@ModiranBox


#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
۳ قانون جذابیت در ارتباطات

قانون اول:با علاقه گوش کنید.
با ابراز کلماتی مانند راستی، آره، عجب و تکان دادن اجزای صورت و دست، توجه خود را به طرف مقابل نشان دهید.

قانون دوم: از قطع صحبت طرف مقابل بپرهیزید.
قطع کردن صحبت، برای کسی که این کار را انجام می دهد، شاید خیلی طبیعی باشد؛ ولی در طرف مقابل حس نارضایتی و افکار منفی ایجاد می کند.

قانون سوم: سوالات خود را ماهرانه با طرف مقابل مطرح کنید.
سوال می تواند آغازگر صحبت و ادامه ی آن، یا اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها به طور طبیعی، کم حرف هستند؛ در برخورد با این اشخاص باید زمینه ی صحبت با آنها را فراهم ساخت. گاهی یک سوال دقیق و حساب شده، می تواند به گونه ای اعجاب انگیز، آنها را به صحبت کردن تشویق کند؛ اما پرسشی نابهنگام، طعنه آمیز و بی تناسب، می تواند جلوی ادامه صحبت را بگیرد.

@ModiranBox


#OstadKazemi