This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖋 همراهان فرهیخته ی کانال مدیران آینده، تبدیل شدن به بهترین خودتان را در سال جدید برایتان آرزو دارم .
➖⃟🦋 نوروزتان سرشار از سلامتی و موفقیت
#OstadKazemi
➖⃟🦋 نوروزتان سرشار از سلامتی و موفقیت
#OstadKazemi
Forwarded from ✒️مدیران آینده🎓
#تکنیک_مدیریتی
اهداف نو در سال نو
تصمیمات سال نو راحت گرفته می شوند. سال نو مانند شروعی دوباره است و همۀ ما نیز از این تغییر و دگرگونی هیجان زده هستیم. زمانی که وقت اعمال تغییرات فرا می رسد. آنجاست که دیگر آنقدرها هم انگیزه نداریم. در اینجا سه تکنیک برای درست شروع کردن سال نو در اختیار شما میگذارم:
1⃣ گوشی همراهتان را بیرون اتاق خواب بگذارید. ما آنقدر گرفتار و وابستۀ تلفن های همراهمان شدهایم که این اعتیاد هم بر سلامت ذهنیِ ما تأثیر گذاشته است و هم ما را از آنچه باید به انجام برسانیم دور نگه می دارد.
تلفن همراهتان را بیرون از اتاقخواب به شارژر متصل کنید و تا روز بعد زمانی که هنوز برنامه تان را تدوین نکرده اید برای چک کردن به سراغش نروید.
2⃣ تنها یک چیز که امروز شما را به پیش می برد تعیین کنید. شاید کارهای زیادی برای انجام دادن دارید؛ اما اگر روزتان را با کارهایی که روی سرتان ریخته پُر کنید هرگز به اهدافتان نزدیک نخواهید شد. آن کارها را نیز مد نظر داشته باشید و از آن ها غافل نشوید؛ اما روزتان را با انجام دادنِ آن یک کاری آغاز کنید که شما را به هدفتان نزدیکتر می کند.
3⃣ وقتی دل و دماغ هیچ کاری را ندارید، از قانون ۵ ثانیه استفاده کنید. یادتان باشد که شما تقریباً هیچ وقت حس و حال انجام آنچه باید به انجام برسد را پیدا نخواهید کرد و از طرفی نمی توانید مدام منتظر بمانید تا حس انجام کاری را پیدا کنید.
هرگاه با مقاومت رو به رو شدید، آماده شده و شمارش معکوس را شروع کنید: ۵-۴-۳-۲-۱. سپس حرکت کنید. اقدام نمایید. پا جلو بگذارید و هر جور که شده انجامش دهید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
اهداف نو در سال نو
تصمیمات سال نو راحت گرفته می شوند. سال نو مانند شروعی دوباره است و همۀ ما نیز از این تغییر و دگرگونی هیجان زده هستیم. زمانی که وقت اعمال تغییرات فرا می رسد. آنجاست که دیگر آنقدرها هم انگیزه نداریم. در اینجا سه تکنیک برای درست شروع کردن سال نو در اختیار شما میگذارم:
1⃣ گوشی همراهتان را بیرون اتاق خواب بگذارید. ما آنقدر گرفتار و وابستۀ تلفن های همراهمان شدهایم که این اعتیاد هم بر سلامت ذهنیِ ما تأثیر گذاشته است و هم ما را از آنچه باید به انجام برسانیم دور نگه می دارد.
تلفن همراهتان را بیرون از اتاقخواب به شارژر متصل کنید و تا روز بعد زمانی که هنوز برنامه تان را تدوین نکرده اید برای چک کردن به سراغش نروید.
2⃣ تنها یک چیز که امروز شما را به پیش می برد تعیین کنید. شاید کارهای زیادی برای انجام دادن دارید؛ اما اگر روزتان را با کارهایی که روی سرتان ریخته پُر کنید هرگز به اهدافتان نزدیک نخواهید شد. آن کارها را نیز مد نظر داشته باشید و از آن ها غافل نشوید؛ اما روزتان را با انجام دادنِ آن یک کاری آغاز کنید که شما را به هدفتان نزدیکتر می کند.
3⃣ وقتی دل و دماغ هیچ کاری را ندارید، از قانون ۵ ثانیه استفاده کنید. یادتان باشد که شما تقریباً هیچ وقت حس و حال انجام آنچه باید به انجام برسد را پیدا نخواهید کرد و از طرفی نمی توانید مدام منتظر بمانید تا حس انجام کاری را پیدا کنید.
هرگاه با مقاومت رو به رو شدید، آماده شده و شمارش معکوس را شروع کنید: ۵-۴-۳-۲-۱. سپس حرکت کنید. اقدام نمایید. پا جلو بگذارید و هر جور که شده انجامش دهید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
Forwarded from ✒️مدیران آینده🎓
#ویژه
#دیدگاه_مدیریتی
#رفتارسازمانی
شخصيت شناسي افراد از روي امضا!
امضاء منطقي ها
اگر در زمان امضا کردن، خودکار را به طرف عقربههاي ساعت حرکت ميدهد، فردي منطقي است. اما اگر برعکس اين حرکت را انجام ميدهد، احتمالا با فردي روبهرو هستيد که به آساني دلايل شما را نميپذيرد و قانع نميشود،
اصطلاح غير منطقي براي اين افراد مناسب نيست
ممكن است به دليل بهره گيري از نوعي هوش خاص، به راحتي دلايل شما را نپذيرند.
امضاي جديها
آدمهايي که هنگام امضا کردن، خودکار را روي کاغذ فشار ميدهند، اغلب افراد جدي و منظمي هستند. اگر کاري را به آنها سپردهايد، نيازي نيست که نگران انجام شدنش باشيد، چون نظم آنها نگراني شما را برطرف ميکند اما بايد بدانيد که اين افراد استرس زيادي دارند و احتمال دارد از ضربهاي يا سختياي که در کودکي خوردهاند، آسيب ديده باشند.
امضاي بي خيال ها
کساني که امضايشان، گنگ و خطخطي است و با عجله و بدون درنگ امضا ميکنند، زندگي را آسان ميگيرندو به خاطر موانعاي که برسر راهشان است، زندگي را به کام خود تلخ نميکنند. اگر شما هم آدم آسان گيري باشد،در کنار آنها خوشخواهيد گذراند؛ اما اگر سخت گير و عصبي باشيد بودن با آنها برايتان سختترين کار خواهد بود .
امضاي مرموزها
اگر هنگام امضا کردن، خودکار را آرام حرکت ميدهد و مراقب است که به بهترين شکل امضا کند، احتمالا شخصيتش با آنچه بروز ميدهد متفاوت است و ميخواهد در مقابل شما، خود را بهتر از آنچه که هست جلوه دهد. در مقابل چنين فردي کمي محتاط باشيد و زمان بيشتري را صرف شناختن خود واقعياش درنظر بگيريد، چراکه به احتمال زياد، او چيزهاي زيادي را براي پنهان کردن از شما دارد .
امضاي آدمهاي مغرور
آدمهايي که بهجاي امضا کردن، نام خود را مينويسند، خود را فردي باارزش ميدانند و به تواناييهايشان ايمان دارند. آنها دوست دارند نامشان را در همه جا مطرح کنند و آنقدر خود را مطرح و توانمند ميدانند که ممکن است گاهي مغرور و خودخواه جلوه کنند. اين افراد تمام تلاششان را ميکنند تا در موقعيتهاي شايستهاي قرار بگيرند و از اين راه احساس غرورشان را ارضا کنند .
امضاي برونگراها
اگر با فردي روبهرو هستيد که بزرگ و با حروف درشت امضا ميکند، احتمالا با يک برونگرا در ارتباط هستيد. بررسيها ميگويد آنها افراد با اعتماد به نفسي هستند که گاهي خودشان را بيش از حد باور دارند اما بهدليل اراده قويشان ميتوانيد روي آنها حساب کنيد. از طرف ديگر، کساني که در سمت راست يک متن امضا ميکنند، آدمهايي برونگرا و اجتماعي هستند که خيلي راحت با غريبهها صميمي ميشوند و اگر با چنين فردي به مهماني دعوت شويد، حتما به شما خوش ميگذرد .
امضاي درونگراها
افرادي که سمت چپ صفحه را براي امضا کردن انتخاب ميکنند، آدمهاي خجالتي و درونگرايي هستند که راحت با هرکسي کنار نميآيند. اين افراد از اينکه به جمعي وارد شوند که کسي را در آن نميشناسند عذاب ميکشند و دوست ندارند کسي سر از کارشان در بياورد. آنها سرشان به کار خودشان گرم است و قرار گرفتن در موقعيتهاي ناگهاني، ميتواند آنها را به شدت مضطرب و حتي نااميد کند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
#رفتارسازمانی
شخصيت شناسي افراد از روي امضا!
امضاء منطقي ها
اگر در زمان امضا کردن، خودکار را به طرف عقربههاي ساعت حرکت ميدهد، فردي منطقي است. اما اگر برعکس اين حرکت را انجام ميدهد، احتمالا با فردي روبهرو هستيد که به آساني دلايل شما را نميپذيرد و قانع نميشود،
اصطلاح غير منطقي براي اين افراد مناسب نيست
ممكن است به دليل بهره گيري از نوعي هوش خاص، به راحتي دلايل شما را نپذيرند.
امضاي جديها
آدمهايي که هنگام امضا کردن، خودکار را روي کاغذ فشار ميدهند، اغلب افراد جدي و منظمي هستند. اگر کاري را به آنها سپردهايد، نيازي نيست که نگران انجام شدنش باشيد، چون نظم آنها نگراني شما را برطرف ميکند اما بايد بدانيد که اين افراد استرس زيادي دارند و احتمال دارد از ضربهاي يا سختياي که در کودکي خوردهاند، آسيب ديده باشند.
امضاي بي خيال ها
کساني که امضايشان، گنگ و خطخطي است و با عجله و بدون درنگ امضا ميکنند، زندگي را آسان ميگيرندو به خاطر موانعاي که برسر راهشان است، زندگي را به کام خود تلخ نميکنند. اگر شما هم آدم آسان گيري باشد،در کنار آنها خوشخواهيد گذراند؛ اما اگر سخت گير و عصبي باشيد بودن با آنها برايتان سختترين کار خواهد بود .
امضاي مرموزها
اگر هنگام امضا کردن، خودکار را آرام حرکت ميدهد و مراقب است که به بهترين شکل امضا کند، احتمالا شخصيتش با آنچه بروز ميدهد متفاوت است و ميخواهد در مقابل شما، خود را بهتر از آنچه که هست جلوه دهد. در مقابل چنين فردي کمي محتاط باشيد و زمان بيشتري را صرف شناختن خود واقعياش درنظر بگيريد، چراکه به احتمال زياد، او چيزهاي زيادي را براي پنهان کردن از شما دارد .
امضاي آدمهاي مغرور
آدمهايي که بهجاي امضا کردن، نام خود را مينويسند، خود را فردي باارزش ميدانند و به تواناييهايشان ايمان دارند. آنها دوست دارند نامشان را در همه جا مطرح کنند و آنقدر خود را مطرح و توانمند ميدانند که ممکن است گاهي مغرور و خودخواه جلوه کنند. اين افراد تمام تلاششان را ميکنند تا در موقعيتهاي شايستهاي قرار بگيرند و از اين راه احساس غرورشان را ارضا کنند .
امضاي برونگراها
اگر با فردي روبهرو هستيد که بزرگ و با حروف درشت امضا ميکند، احتمالا با يک برونگرا در ارتباط هستيد. بررسيها ميگويد آنها افراد با اعتماد به نفسي هستند که گاهي خودشان را بيش از حد باور دارند اما بهدليل اراده قويشان ميتوانيد روي آنها حساب کنيد. از طرف ديگر، کساني که در سمت راست يک متن امضا ميکنند، آدمهايي برونگرا و اجتماعي هستند که خيلي راحت با غريبهها صميمي ميشوند و اگر با چنين فردي به مهماني دعوت شويد، حتما به شما خوش ميگذرد .
امضاي درونگراها
افرادي که سمت چپ صفحه را براي امضا کردن انتخاب ميکنند، آدمهاي خجالتي و درونگرايي هستند که راحت با هرکسي کنار نميآيند. اين افراد از اينکه به جمعي وارد شوند که کسي را در آن نميشناسند عذاب ميکشند و دوست ندارند کسي سر از کارشان در بياورد. آنها سرشان به کار خودشان گرم است و قرار گرفتن در موقعيتهاي ناگهاني، ميتواند آنها را به شدت مضطرب و حتي نااميد کند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#ویژه
#دیدگاه_مدیریتی
۱۰ مهارت برتر در سال ۱۳۹۹
۱.مهارت حل مساله:
گرچه طراحی و ساختار گرایی به روند حل مساله کمک می کند اما تصمیم گیری به موقع در موقعیت، موفقیت را بیشتر خواهد کرد که شامل: شناسایی مساله، ساختن تصویری واقعی از آن، پیدا کردن راه حل مناسب، تصمیم گیری، پیاده سازی و مانیتور کردن فیدبک ها می شود.
۲.تفکر انتقادی:
فرد با این نوع مهارت توانایی این را خواهد داشت که ارتباط منطقی بین ایده ها را بفهمد و قدرت تشخیص و ارزیابی را داشته باشد. همچنین ارتباط و اهمیت ایده ها را درک کرده و خود قدرت بیان عقاید و نظرات خود را داشته باشد. این مهارت باعث پیشرفت مهارت های زبانی، خلاقیت و... در فرد می شود.
۳. خلاقیت و نوآوری:
خلاقیت و نوآوری در واقع تبدیل یک ایده یا تصویر جدید به یک واقعیت است. توانایی دید و درک جهان به روشی جدید برای پیدا کردن الگوهای مخفی و نادیده شده. البته خلاقیت و نوآوری دو روند دارد. تفکر و تولید.
اگر ایده یا تفکر جدید داشته باشید ولی نتوانید آن را عملی کنید می توان گفت خلاقیتی ندارید.
۴. مدیریت افراد:
که اشاره به نقش پذیری به عنوان یک رویه در تربیت افراد یا انگیزه مند کردن آنها برای بهبود و اجرای بهتر است که سخت ترین و مهم ترین نقش در بحث های مدیریتی است.
۵: مهارت هماهنگ شدن با دیگران
این مهارت شامل توانایی سازماندهی کار خود و لینک آن با دیگران است و توجه به فعالیت های مختلف به طور همزمان دارد. البته با اولویت بندی و تفویض اولویت در صورت لزوم.
۶.هوش هیجانی:
این مهارت اشاره به توانایی فرد برای کنترل احساسات و استفاده از آن برای بالا بردن قدرت تفکر است.
افراد با هوش هیجانی بالا در تشکیل و حفظ روابط بین فردی و گروهی بهتر عمل می کنند.
۷. مهارت تصمیم گیری و قضاوت:
در این مهارت فرد برای حل مشکلات از بین چند گزینه امکان پذیر،یک گزینه را انتخاب میکند. مساله ای که واضح و مشخص است ریسک پذیری و قبول آن از طرف فرد است.
این مهارت یک جزء کلیدی از مهارت های مدیریت محسوب می شود.
۸. مدیریت سرویس گرا:
که به توانایی و تمایل به پیش بینی،تشخیص و رفع نیاز دیگران گفته می شود. افراد دارای این مهارت در فراهم آوردن رضایت افراد و در دسترس و تمرکز افراد اطراف خود تلاش می کنند.
۹. مذاکره:
روشی است که افراد آن را برای حل و فصل اختلافات به کار می گیرند.
در این روش افراد برای درک مساله و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن تلاش می کنند.
در مذاکره افراد به دنبال منافع متقابل و حفظ یک رابطه کلیدی برای نتیجه ای موفقیت آمیزانه هستند.
۱۰.انعطاف پذیری شناختی:
توانایی ذهن است برای سوئیچ بین تفکر در دو مفهوم متفاوت یا به عبارتی تفکر در مورد مفاهیم متعدد به طور همزمان با در نظر گرفتن جنبه های مختلف فکری.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
۱۰ مهارت برتر در سال ۱۳۹۹
۱.مهارت حل مساله:
گرچه طراحی و ساختار گرایی به روند حل مساله کمک می کند اما تصمیم گیری به موقع در موقعیت، موفقیت را بیشتر خواهد کرد که شامل: شناسایی مساله، ساختن تصویری واقعی از آن، پیدا کردن راه حل مناسب، تصمیم گیری، پیاده سازی و مانیتور کردن فیدبک ها می شود.
۲.تفکر انتقادی:
فرد با این نوع مهارت توانایی این را خواهد داشت که ارتباط منطقی بین ایده ها را بفهمد و قدرت تشخیص و ارزیابی را داشته باشد. همچنین ارتباط و اهمیت ایده ها را درک کرده و خود قدرت بیان عقاید و نظرات خود را داشته باشد. این مهارت باعث پیشرفت مهارت های زبانی، خلاقیت و... در فرد می شود.
۳. خلاقیت و نوآوری:
خلاقیت و نوآوری در واقع تبدیل یک ایده یا تصویر جدید به یک واقعیت است. توانایی دید و درک جهان به روشی جدید برای پیدا کردن الگوهای مخفی و نادیده شده. البته خلاقیت و نوآوری دو روند دارد. تفکر و تولید.
اگر ایده یا تفکر جدید داشته باشید ولی نتوانید آن را عملی کنید می توان گفت خلاقیتی ندارید.
۴. مدیریت افراد:
که اشاره به نقش پذیری به عنوان یک رویه در تربیت افراد یا انگیزه مند کردن آنها برای بهبود و اجرای بهتر است که سخت ترین و مهم ترین نقش در بحث های مدیریتی است.
۵: مهارت هماهنگ شدن با دیگران
این مهارت شامل توانایی سازماندهی کار خود و لینک آن با دیگران است و توجه به فعالیت های مختلف به طور همزمان دارد. البته با اولویت بندی و تفویض اولویت در صورت لزوم.
۶.هوش هیجانی:
این مهارت اشاره به توانایی فرد برای کنترل احساسات و استفاده از آن برای بالا بردن قدرت تفکر است.
افراد با هوش هیجانی بالا در تشکیل و حفظ روابط بین فردی و گروهی بهتر عمل می کنند.
۷. مهارت تصمیم گیری و قضاوت:
در این مهارت فرد برای حل مشکلات از بین چند گزینه امکان پذیر،یک گزینه را انتخاب میکند. مساله ای که واضح و مشخص است ریسک پذیری و قبول آن از طرف فرد است.
این مهارت یک جزء کلیدی از مهارت های مدیریت محسوب می شود.
۸. مدیریت سرویس گرا:
که به توانایی و تمایل به پیش بینی،تشخیص و رفع نیاز دیگران گفته می شود. افراد دارای این مهارت در فراهم آوردن رضایت افراد و در دسترس و تمرکز افراد اطراف خود تلاش می کنند.
۹. مذاکره:
روشی است که افراد آن را برای حل و فصل اختلافات به کار می گیرند.
در این روش افراد برای درک مساله و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن تلاش می کنند.
در مذاکره افراد به دنبال منافع متقابل و حفظ یک رابطه کلیدی برای نتیجه ای موفقیت آمیزانه هستند.
۱۰.انعطاف پذیری شناختی:
توانایی ذهن است برای سوئیچ بین تفکر در دو مفهوم متفاوت یا به عبارتی تفکر در مورد مفاهیم متعدد به طور همزمان با در نظر گرفتن جنبه های مختلف فکری.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#ThePromisedSaviour
🦋میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود عج الله فرجه الشریف
خجسته باد🦋
🌱أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج🌱
🦋میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود عج الله فرجه الشریف
خجسته باد🦋
🌱أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج🌱
#نگرش_مدیریتی
برای موفقیت چرا نگرش مهم تر از هوش است؟
وقتی از موفقيت صحبت به ميان میآيد، ممكن است اينطور فكر كنيم كه فقط افراد باهوش میتوانند موفق شوند. ولی تحقيقاتی كه اخيرا انجام شدهاند اين طرز فكر و نگرش شما را تغيير خواهند داد. تحقیق اخير نشان میدهد كه نگرش شما، خيلی بهتر از هوشتان میتواند موفقيت شما را پيشبينی و البته تضمین كند.
طبق این تحقیقات افراد به لحاظ نگرشی به دو دسته تقسيم میشوند: افراد با طرز فكر ثابت و افراد با طرز فكر رشد.
اگر فردی با طرز فكر ثابت باشيد بر اين باور خواهيد بود كه شما همين هستيد و قابلتغيير نيستيد. در اين صورت وقتی با چالش مواجه میشوید دچار مشكل خواهيد شد، زيرا هر چيزی كه خارج از توان شما باشد باعث نااميدیتان میگردد.
ولی افرادی كه طرز فكر رشد دارند معتقدند كه با تلاش و كوشش میتوانند بهتر شوند. اين افراد حتی اگر ضريب هوشی پايينتری داشته باشند باز هم موفق تر از افرادی كه طرز فكر ثابت دارند، عمل می کنند؛ زيرا اين افراد از چالشها استقبال كرده و آنها را فرصتهایی برای يادگيری چيزهای جديد میدانند.
بنابراین گرچه داشتن تواناییهایی مثل هوشمند بودن باعث اعتماد به نفس میشود ولی این نگرشها، باورها و طرز فکر ماست که تعیین کننده میزان موفقیت ماست.
@ModiranBox
#OstadKazemi
برای موفقیت چرا نگرش مهم تر از هوش است؟
وقتی از موفقيت صحبت به ميان میآيد، ممكن است اينطور فكر كنيم كه فقط افراد باهوش میتوانند موفق شوند. ولی تحقيقاتی كه اخيرا انجام شدهاند اين طرز فكر و نگرش شما را تغيير خواهند داد. تحقیق اخير نشان میدهد كه نگرش شما، خيلی بهتر از هوشتان میتواند موفقيت شما را پيشبينی و البته تضمین كند.
طبق این تحقیقات افراد به لحاظ نگرشی به دو دسته تقسيم میشوند: افراد با طرز فكر ثابت و افراد با طرز فكر رشد.
اگر فردی با طرز فكر ثابت باشيد بر اين باور خواهيد بود كه شما همين هستيد و قابلتغيير نيستيد. در اين صورت وقتی با چالش مواجه میشوید دچار مشكل خواهيد شد، زيرا هر چيزی كه خارج از توان شما باشد باعث نااميدیتان میگردد.
ولی افرادی كه طرز فكر رشد دارند معتقدند كه با تلاش و كوشش میتوانند بهتر شوند. اين افراد حتی اگر ضريب هوشی پايينتری داشته باشند باز هم موفق تر از افرادی كه طرز فكر ثابت دارند، عمل می کنند؛ زيرا اين افراد از چالشها استقبال كرده و آنها را فرصتهایی برای يادگيری چيزهای جديد میدانند.
بنابراین گرچه داشتن تواناییهایی مثل هوشمند بودن باعث اعتماد به نفس میشود ولی این نگرشها، باورها و طرز فکر ماست که تعیین کننده میزان موفقیت ماست.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
#رفتارسازمانی
ویژگی شخصیتها بر اساس مدل MBTI
✔️ افراد درونگرا(introversion)
۱) از تنهایی انرژی میگیرند
۲) نمیخواهند کانون توجه باشند
۳) شنونده های خوبی هستند
✔️ افراد برونگرا(extraversion)
۱)از تعامل با دیگران لذت میبرند
۲)بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
۳)دوست دارند کانون توجه باشند
✔️ افراد حسی(sensing)
۱)تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
۲)به زمان حال توجه دارند
۳)از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
✔️ ویژگی شهودی(Intuition)
۱)به الهام و دریافت قلبی معتقدند
۲)از تکرار یک مهارت خسته می شوند
۳)برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند
✔️ ویژگی افراد احساسی(feeling)
۱)به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
۲)به راحتی از دیگران تشکر می کنند
۳)از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
✔️ ویژگی افراد منطقی(Thinking)
۱)بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
۲)از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
۳)بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
✔️ ویژگی افراد قضاوت کننده(judging)
۱)معتقدند اول کار بعد تفریح
۲)زمان را منبع تمام شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا هستند
✔️ ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)
۱)اول تفریح بعد کار
۲)زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا نیستند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#رفتارسازمانی
ویژگی شخصیتها بر اساس مدل MBTI
✔️ افراد درونگرا(introversion)
۱) از تنهایی انرژی میگیرند
۲) نمیخواهند کانون توجه باشند
۳) شنونده های خوبی هستند
✔️ افراد برونگرا(extraversion)
۱)از تعامل با دیگران لذت میبرند
۲)بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
۳)دوست دارند کانون توجه باشند
✔️ افراد حسی(sensing)
۱)تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
۲)به زمان حال توجه دارند
۳)از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
✔️ ویژگی شهودی(Intuition)
۱)به الهام و دریافت قلبی معتقدند
۲)از تکرار یک مهارت خسته می شوند
۳)برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند
✔️ ویژگی افراد احساسی(feeling)
۱)به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
۲)به راحتی از دیگران تشکر می کنند
۳)از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
✔️ ویژگی افراد منطقی(Thinking)
۱)بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
۲)از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
۳)بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
✔️ ویژگی افراد قضاوت کننده(judging)
۱)معتقدند اول کار بعد تفریح
۲)زمان را منبع تمام شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا هستند
✔️ ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)
۱)اول تفریح بعد کار
۲)زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا نیستند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
۹ روش "یادگیری"
در هرفرد یکی از این روش ها موثر تر ۸ مورد دیگر است!
@ModiranBox
#OstadKazemi
۹ روش "یادگیری"
در هرفرد یکی از این روش ها موثر تر ۸ مورد دیگر است!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#ویژه
#نگرش_مدیریتی
#رفتارسازمانی
چگونه بپرسیم!؟
"مطلب زیر نوع اندیشیدن شما را تغییر خواهد داد"
چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود: "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود".
این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمیفهمیدم، منظور هوسرل چیست تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.جالب بود سوالاتی که استیو جابز در آن ویدئو پرسید، هیچکدام با "چرا" شروع نشد؟!
خیلی برایم جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگر از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد، همه با "چگونه و چطور" شروع میشد که مرا مجبور کرد قدری بیشتر به این موضوع بپردازم.
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز، کیوساکی، رابینز، دارن هاردی و چند نفر دیگر که در زمینه رفتار شناسی فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برایم شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
👈 بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از آن نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند.
👈 در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم، مغز به دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد. بهعنوان نمونه:
"چرا فلان اتفاق افتاد؟
چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
چرا من آدم موفقی نیستم؟
چرا اینقدر فقیرم؟
چرا مردم اینقدر بیتفاوت و ظلمپذیر هستند؟ و..."
جواب تمام این سوالات در گذشته است.
👈 واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالب بود. نکتهای که متوجه شدم این است که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سوالهایشان را با "چرا" شروع نکردند که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
👈 حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟"
پاسخ این است: جواب سوالهایی که با"چرا" شروع میشوند، در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارد. به عنوان مثال پاسخ پرسش“چرا من این قدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟”از این دست دلایل است:
چون “پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچ وقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم
این پاسخ ها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه ما میپذیریم که تا ابد فقیر باشیم و به این سرنوشت گردن نهیم.
ولی پاسخ پرسشهایی که با “چگونه یا چطور” شروع میشوند، علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برون رفت یا حقیقت بخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکسِ پرسشهایی که با “چرا” شروع میشوند، پاسخ ها آماده نیستند.مثلا:“چگونه میتوانم فقر نباشم؟
چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و …"پاسخ دادن به این پرسش ها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارد خوب به خاطر دارم در مقطع دبستان معلم مان موضوع “چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟”را برایمان مشخص کرده بود تا در موردش انشا بنویسیم،
من کلی جواب در مورد بی فرهنگی مردم نوشته بودم. از آنجایی که عادت داشتم، پس از نوشتن انشایم اشتیاق فراوان داشتم آن را برای پدرم بخوانم و نظر او را هم بپرسم و احساس میکردم خیلی خوب توانسته بودم این معضل را بشناسم، با ذوق آنرا برای پدرم خواندم. وقتی انشایم تمام شد پدرم گفت: “مسلما هدف معلم شما آموزش بودهاست نه انتقاد، ولی آیا اگر سوال را اینگونه میپرسید بهتر نبود؟“چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟”
و از من خواست مجدد انشا را بازنویسی کنم و در آن راهکار ارائه دهم. وقتی انشای سایر دوستانم را شنیدم برخی از آنها نیز اشتباه من را تکرار کرده بودند.
واقعاً چقدر خوب است که طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچههایمان آموزش دهیم. امروزه کاملاً برایم مشهود و قابل درک است که پاسخ سوال “چرا نمیتوانیم…..؟” با سوال “چگونه میتوانیم…؟” خیلی متفاوت است. پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است.
پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.شما کدام را انتخاب می کنید؟
(با تشکر از خانم دکتر امراللهی)
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
#رفتارسازمانی
چگونه بپرسیم!؟
"مطلب زیر نوع اندیشیدن شما را تغییر خواهد داد"
چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود: "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود".
این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمیفهمیدم، منظور هوسرل چیست تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.جالب بود سوالاتی که استیو جابز در آن ویدئو پرسید، هیچکدام با "چرا" شروع نشد؟!
خیلی برایم جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگر از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد، همه با "چگونه و چطور" شروع میشد که مرا مجبور کرد قدری بیشتر به این موضوع بپردازم.
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز، کیوساکی، رابینز، دارن هاردی و چند نفر دیگر که در زمینه رفتار شناسی فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برایم شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
👈 بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از آن نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند.
👈 در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم، مغز به دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد. بهعنوان نمونه:
"چرا فلان اتفاق افتاد؟
چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
چرا من آدم موفقی نیستم؟
چرا اینقدر فقیرم؟
چرا مردم اینقدر بیتفاوت و ظلمپذیر هستند؟ و..."
جواب تمام این سوالات در گذشته است.
👈 واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالب بود. نکتهای که متوجه شدم این است که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سوالهایشان را با "چرا" شروع نکردند که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
👈 حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟"
پاسخ این است: جواب سوالهایی که با"چرا" شروع میشوند، در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارد. به عنوان مثال پاسخ پرسش“چرا من این قدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟”از این دست دلایل است:
چون “پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچ وقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم
این پاسخ ها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه ما میپذیریم که تا ابد فقیر باشیم و به این سرنوشت گردن نهیم.
ولی پاسخ پرسشهایی که با “چگونه یا چطور” شروع میشوند، علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برون رفت یا حقیقت بخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکسِ پرسشهایی که با “چرا” شروع میشوند، پاسخ ها آماده نیستند.مثلا:“چگونه میتوانم فقر نباشم؟
چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و …"پاسخ دادن به این پرسش ها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارد خوب به خاطر دارم در مقطع دبستان معلم مان موضوع “چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟”را برایمان مشخص کرده بود تا در موردش انشا بنویسیم،
من کلی جواب در مورد بی فرهنگی مردم نوشته بودم. از آنجایی که عادت داشتم، پس از نوشتن انشایم اشتیاق فراوان داشتم آن را برای پدرم بخوانم و نظر او را هم بپرسم و احساس میکردم خیلی خوب توانسته بودم این معضل را بشناسم، با ذوق آنرا برای پدرم خواندم. وقتی انشایم تمام شد پدرم گفت: “مسلما هدف معلم شما آموزش بودهاست نه انتقاد، ولی آیا اگر سوال را اینگونه میپرسید بهتر نبود؟“چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟”
و از من خواست مجدد انشا را بازنویسی کنم و در آن راهکار ارائه دهم. وقتی انشای سایر دوستانم را شنیدم برخی از آنها نیز اشتباه من را تکرار کرده بودند.
واقعاً چقدر خوب است که طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچههایمان آموزش دهیم. امروزه کاملاً برایم مشهود و قابل درک است که پاسخ سوال “چرا نمیتوانیم…..؟” با سوال “چگونه میتوانیم…؟” خیلی متفاوت است. پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است.
پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.شما کدام را انتخاب می کنید؟
(با تشکر از خانم دکتر امراللهی)
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
تفکر جنبی
در روستایی کشاورزی زندگی می کرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس می داد،
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.
وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد معامله ای پیشنهاد داد
او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشد
دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد!
پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت:
اصلا یک کاری می کنیم
من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم
دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد
اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود
و بدهی بخشیده می شود
و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند
و بدهی نیز بخشیده می شود
اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود
این گفت و گو در جلوی خانه ی کشاورز انجام شد
زمین آنجا پر از سنگریزه بود
پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت
دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد
که او دو سنگریزه ی سیاه از زمین برداشته است
ولی چیزی نگفت !
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد
تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید؟
چه توصیه ای برای آن دختر داشتید؟
اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد:
1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند
2ـ هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون آورده با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد
لحظه ای به این شرایط فکر کنید
هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود
معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید
اگر شما بودید چه کار می کردید؟
و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت
و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود
وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده
پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود
در همین لحظه دختر گفت:
آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم !
اما مهم نیست
اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است درآوریم
معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است....
و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود
پس باید طبق قرار، سنگریزه ی گم شده سفید باشد
پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند
و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت
و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است
نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود
نکات داستان:
1ـ همیشه یک «راه حل» برای مشکلات پیچیده وجود دارد
2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه ی «خوب» به مسایل نگاه نمی کنیم
3ـ همه ی شما می توانید سرشار از «افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه» باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تفکر جنبی
در روستایی کشاورزی زندگی می کرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس می داد،
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.
وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد معامله ای پیشنهاد داد
او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشد
دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد!
پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت:
اصلا یک کاری می کنیم
من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم
دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد
اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود
و بدهی بخشیده می شود
و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند
و بدهی نیز بخشیده می شود
اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود
این گفت و گو در جلوی خانه ی کشاورز انجام شد
زمین آنجا پر از سنگریزه بود
پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت
دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد
که او دو سنگریزه ی سیاه از زمین برداشته است
ولی چیزی نگفت !
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد
تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید؟
چه توصیه ای برای آن دختر داشتید؟
اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد:
1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند
2ـ هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون آورده با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد
لحظه ای به این شرایط فکر کنید
هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود
معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید
اگر شما بودید چه کار می کردید؟
و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت
و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود
وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده
پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود
در همین لحظه دختر گفت:
آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم !
اما مهم نیست
اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است درآوریم
معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است....
و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود
پس باید طبق قرار، سنگریزه ی گم شده سفید باشد
پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند
و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت
و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است
نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود
نکات داستان:
1ـ همیشه یک «راه حل» برای مشکلات پیچیده وجود دارد
2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه ی «خوب» به مسایل نگاه نمی کنیم
3ـ همه ی شما می توانید سرشار از «افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه» باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تکنیک_مدیریتی
زبان بدنتان چیزی بیشتر از رفتار شماست...
۵ اشتباه رایج زبان بدن!
@ModiranBox
#OstadKazemi
زبان بدنتان چیزی بیشتر از رفتار شماست...
۵ اشتباه رایج زبان بدن!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
فکر میمون های جنگل!
شاگردی نزد استادش رفت و گفت که ذهنش دائما مشغول است و از دست این افکار خلاصی ندارد.
استاد در جواب گفت : از امشب سعی کن اصلا به میمون های جنگل فکر نکنی!!
شاگرد : من اصلا مشکلی ندارم و به این موضوع فکر نکرده ام.
استاد گفت : خوب حالا تلاش کن که فکر نکنی.
به هنگام شب شاگرد مشاهده کرد هر چه بیشتر تلاش می کند که به میمون فکر نکند، بیشتر به ذهنش می آید.
فردا صبح نزد استاد رفته و واقعه را برایش شرح می دهد.
استاد گفت : وقتی تلاش می کنی به چیزی فکر نکنی، آن موضوع به صورت متوالی و با شدت بیشتری به سراغت می آید. بنابراین به جای اجتناب از چیزهای ناخواسته سعی کن به چیزهای خواسته و آن چه دوست داری متمرکز شوی. آن گاه افکار ناخواسته فرصتی برای ظهور پیدا نمی کنند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
فکر میمون های جنگل!
شاگردی نزد استادش رفت و گفت که ذهنش دائما مشغول است و از دست این افکار خلاصی ندارد.
استاد در جواب گفت : از امشب سعی کن اصلا به میمون های جنگل فکر نکنی!!
شاگرد : من اصلا مشکلی ندارم و به این موضوع فکر نکرده ام.
استاد گفت : خوب حالا تلاش کن که فکر نکنی.
به هنگام شب شاگرد مشاهده کرد هر چه بیشتر تلاش می کند که به میمون فکر نکند، بیشتر به ذهنش می آید.
فردا صبح نزد استاد رفته و واقعه را برایش شرح می دهد.
استاد گفت : وقتی تلاش می کنی به چیزی فکر نکنی، آن موضوع به صورت متوالی و با شدت بیشتری به سراغت می آید. بنابراین به جای اجتناب از چیزهای ناخواسته سعی کن به چیزهای خواسته و آن چه دوست داری متمرکز شوی. آن گاه افکار ناخواسته فرصتی برای ظهور پیدا نمی کنند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نکات_مدیریتی
پیام مدیریت منابع انسانی از امام علی «ع»
💠هرگز مبادا که شرافت و بزرگی کسی وادارت کند که کار و رنج کوچکش را بزرگ بشماری یا گمنامی کسی برانگیزدت که کار بزرگ و تلاش او را کوچک بینی.
💠در امور کارگزارانت ژرف بنگر و بر مبنای ارزیابی درست به کار گمار ، نه بر اساس انگیزه و گرایش های شخصی و نه بر مبنای خودکامگی که این دو، شاخه های جور و خیانت را ریشه اند.
💠به ویژه برای کارها کسانی را برگزین که از تجربه و نجابت بهره مندند، به آرزوهای مادی کمتر چشم طمع دارند و به پایان کارها می اندیشند.
💠پس به آرمانهایشان میدان ده و پیاپی به نیکی یادشان کن و آفرینشان گوی و تلاش نیروهای درگیرشان را مدام بشمار و یاد کن که یادآوری بسیار کارهای نیک دلیران را نشاط بخشد و واپس نشستگان را بر می انگیزاند.
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
پیام مدیریت منابع انسانی از امام علی «ع»
💠هرگز مبادا که شرافت و بزرگی کسی وادارت کند که کار و رنج کوچکش را بزرگ بشماری یا گمنامی کسی برانگیزدت که کار بزرگ و تلاش او را کوچک بینی.
💠در امور کارگزارانت ژرف بنگر و بر مبنای ارزیابی درست به کار گمار ، نه بر اساس انگیزه و گرایش های شخصی و نه بر مبنای خودکامگی که این دو، شاخه های جور و خیانت را ریشه اند.
💠به ویژه برای کارها کسانی را برگزین که از تجربه و نجابت بهره مندند، به آرزوهای مادی کمتر چشم طمع دارند و به پایان کارها می اندیشند.
💠پس به آرمانهایشان میدان ده و پیاپی به نیکی یادشان کن و آفرینشان گوی و تلاش نیروهای درگیرشان را مدام بشمار و یاد کن که یادآوری بسیار کارهای نیک دلیران را نشاط بخشد و واپس نشستگان را بر می انگیزاند.
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
#تکنیک_مدیریتی
۸ ترفند حفظ روحیه و مثبت اندیشی در هر شرایطی
۱.انتخاب کنید:
سراسر زندگی از انتخاب های گوناگون انباشته است. همه چیز از یک انتخاب درست و مستقل شروع می شود. جان گوردون معتقد است: "شما می توانید به حرف های افراد بدبین گوش کنید و باور کنید که موفقیت، دست نیافتنی است و یا اینکه می توانید باور داشته باشید که با ایمان و خوش بینی، همه چیز امکان پذیر است."
۲.با خودتان مثل یک قهرمان حرف بزنید:
به جای اینکه به خودتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید. به جای اینکه به غر ها، شکایتها، ترسها و تردیدهایتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید و با لغاتی که از اعتماد و تشویق برای ادامه ی مسیر انباشته شده، ذهن خود را تغذیه کنید.
۳.با کسانی که انرژی شما را میمکند، رک و سرسخت باشید:
افرادی که انرژی دیگران را از بین می برند را تحمل نکنید. گاندی می گوید: "اجازه نمی دهم که دیگران با پاهای کثیف وارد ذهن من شوند."
۴.رویای خود را زندگی کنید:
هیچ چیز به اندازه ی زندگی کردن رویای خود، باعث حفظ روحیه و انرژی مثبت نمی شود. به گفته ی جان گوردون: "دلیل کارهایی که انجام می دهید را به یاد داشته باشید. انرژی به خاطر کارهایی که انجام می دهیم از بین نمی رود؛ خستگی ما به این خاطر است که دلیل کارهایی که انجام می دهیم را فراموش می کنیم."
۵.فرضیات خود دربارهی شکست را تغییر دهید:
باید تعریف درستی از شکست را در ذهن خود ایجاد کنید؛ شکست در واقع راهی به سوی یادیگری بیشتر و استفاده موثر از تجربیات آن است.
۶.بیشتر بخندید و لبخند بزنید:
این راهکار حقیقتا ساده است؛ با این وجود بسیاری از افراد فراموش می کنند که باید بیشتر بخندند و لبخند بزنند. اینها در واقع داروهای ضد افسردگی طبیعی هستند.
۷.از دنیای درونی خود محافظت کنید:
به یاد داشته باشید که علیرغم اتفاقات بد و شرایط منفی پیرامون، نباید اجازه دهید که آسیبی به میزان خوشبختی و روحیه ی مثبت شما وارد کنند. شما جهان بیرونی خود را از درون می سازید.
۸.صبور باشید:
حجم زیادی از انرژی های منفی که افراد را به عقب می کشد، به عدم صبر کافی مربوط می شود. گوردون در این باره گفته است: "موفقیت یک شبه وجود خارجی ندارد. تحقق هرچیزی که حقیقتا با ارزش باشد، به زمان نیاز دارد."
@ModiranBox
#OstadKazemi
۸ ترفند حفظ روحیه و مثبت اندیشی در هر شرایطی
۱.انتخاب کنید:
سراسر زندگی از انتخاب های گوناگون انباشته است. همه چیز از یک انتخاب درست و مستقل شروع می شود. جان گوردون معتقد است: "شما می توانید به حرف های افراد بدبین گوش کنید و باور کنید که موفقیت، دست نیافتنی است و یا اینکه می توانید باور داشته باشید که با ایمان و خوش بینی، همه چیز امکان پذیر است."
۲.با خودتان مثل یک قهرمان حرف بزنید:
به جای اینکه به خودتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید. به جای اینکه به غر ها، شکایتها، ترسها و تردیدهایتان گوش کنید، با خودتان حرف بزنید و با لغاتی که از اعتماد و تشویق برای ادامه ی مسیر انباشته شده، ذهن خود را تغذیه کنید.
۳.با کسانی که انرژی شما را میمکند، رک و سرسخت باشید:
افرادی که انرژی دیگران را از بین می برند را تحمل نکنید. گاندی می گوید: "اجازه نمی دهم که دیگران با پاهای کثیف وارد ذهن من شوند."
۴.رویای خود را زندگی کنید:
هیچ چیز به اندازه ی زندگی کردن رویای خود، باعث حفظ روحیه و انرژی مثبت نمی شود. به گفته ی جان گوردون: "دلیل کارهایی که انجام می دهید را به یاد داشته باشید. انرژی به خاطر کارهایی که انجام می دهیم از بین نمی رود؛ خستگی ما به این خاطر است که دلیل کارهایی که انجام می دهیم را فراموش می کنیم."
۵.فرضیات خود دربارهی شکست را تغییر دهید:
باید تعریف درستی از شکست را در ذهن خود ایجاد کنید؛ شکست در واقع راهی به سوی یادیگری بیشتر و استفاده موثر از تجربیات آن است.
۶.بیشتر بخندید و لبخند بزنید:
این راهکار حقیقتا ساده است؛ با این وجود بسیاری از افراد فراموش می کنند که باید بیشتر بخندند و لبخند بزنند. اینها در واقع داروهای ضد افسردگی طبیعی هستند.
۷.از دنیای درونی خود محافظت کنید:
به یاد داشته باشید که علیرغم اتفاقات بد و شرایط منفی پیرامون، نباید اجازه دهید که آسیبی به میزان خوشبختی و روحیه ی مثبت شما وارد کنند. شما جهان بیرونی خود را از درون می سازید.
۸.صبور باشید:
حجم زیادی از انرژی های منفی که افراد را به عقب می کشد، به عدم صبر کافی مربوط می شود. گوردون در این باره گفته است: "موفقیت یک شبه وجود خارجی ندارد. تحقق هرچیزی که حقیقتا با ارزش باشد، به زمان نیاز دارد."
@ModiranBox
#OstadKazemi