#نگرش_مدیریتی
سندروم سال جدید
همه ما این تجربه را داشته ایم؛ سال نو که نزدیک می شود، معمولا یکی از کارهایی که می کنیم، هدف گذاری برای سال بعد است. مثلاً اینکه در سال جدید می خواهم کتاب هاب بیشتری بخوانم. سالم تر غذا بخورم . ارتباطم را با خدا یا خانواده عمیق تر و وزین تر کنم. شغل بهتری پیدا کنم. در امور عام المنفعه بیشتر نقش آفرینی کنم. انسان موفق تر ی باشم. و تصمیمات دیگری از این قبیل.
اما این مساله جهانی و فراگیر است. تقریبا همه آدم ها چنین تجربیاتی داشته اند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد بطور متوسط تنها 8 درصد افراد به اهدافی که در ابتدای سال به آن فکر کرده بودند و در موردش تصمیم گرفته بودند می رسند! و نکته جالب تر اینکه تقریبا این تصمیمات و اهداف هر سال ثابت هستند و تنها افراد در ابتدای هر سال جدید آن ها را به خود یادآوری مجدد می کنند! حتی آنقدر این مسئله فراگیر است که واژه ای هم برایش گفته می شود؛ سندورم سال جدید که شاید بهتر باشد بگوییم سندروم اهداف کهنه در سالِ جدید! تصمیمات بزرگ، اما غیرعملی و فراموش شدنی تا ابتدای سال بعد که دوباره سر و کله شان پیدا می شود!
علت این سندروم چیست؟ مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چهار اشتباه را ریشه این سندروم می داند: اول: عدم تمرکز یعنی تعریف تعداد زیادی موضوع برای تغییر در یک سال! دوم: شروع اشتباه یعنی آغاز از چیزهای که عادت های خیلی جدی ما هستند و به این راحتی ها نمی شود آن ها را تغییر داد! سوم: ماندن در هدف یعنی نداشتن برنامه عملیاتی زمان بندی شده برای اهداف سال جدیدمان! و چهارم: ذهنیت کوتاه مدت که باعث می شود هر چه زودتر منتظر نتیجه باشیم چرا که مواردی که زمان بر باشد را اصلا دوست نداریم!
با توجه به این چهار نکته بالا میتوانیم در سال جدید آگاهانه تر هدفگذاری کنین و به نتایج چشمگیر تری دست یابیم
به قول یک اندیشمند معاصر، گرچه هر روز به ما اجازه می دهد که یک شروع تازه داشته باشیم، اما شروع سال جدید یک شروع روی همه شروع های هر روزمان است!
@ModiranBox
#OstadKazemi
سندروم سال جدید
همه ما این تجربه را داشته ایم؛ سال نو که نزدیک می شود، معمولا یکی از کارهایی که می کنیم، هدف گذاری برای سال بعد است. مثلاً اینکه در سال جدید می خواهم کتاب هاب بیشتری بخوانم. سالم تر غذا بخورم . ارتباطم را با خدا یا خانواده عمیق تر و وزین تر کنم. شغل بهتری پیدا کنم. در امور عام المنفعه بیشتر نقش آفرینی کنم. انسان موفق تر ی باشم. و تصمیمات دیگری از این قبیل.
اما این مساله جهانی و فراگیر است. تقریبا همه آدم ها چنین تجربیاتی داشته اند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد بطور متوسط تنها 8 درصد افراد به اهدافی که در ابتدای سال به آن فکر کرده بودند و در موردش تصمیم گرفته بودند می رسند! و نکته جالب تر اینکه تقریبا این تصمیمات و اهداف هر سال ثابت هستند و تنها افراد در ابتدای هر سال جدید آن ها را به خود یادآوری مجدد می کنند! حتی آنقدر این مسئله فراگیر است که واژه ای هم برایش گفته می شود؛ سندورم سال جدید که شاید بهتر باشد بگوییم سندروم اهداف کهنه در سالِ جدید! تصمیمات بزرگ، اما غیرعملی و فراموش شدنی تا ابتدای سال بعد که دوباره سر و کله شان پیدا می شود!
علت این سندروم چیست؟ مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چهار اشتباه را ریشه این سندروم می داند: اول: عدم تمرکز یعنی تعریف تعداد زیادی موضوع برای تغییر در یک سال! دوم: شروع اشتباه یعنی آغاز از چیزهای که عادت های خیلی جدی ما هستند و به این راحتی ها نمی شود آن ها را تغییر داد! سوم: ماندن در هدف یعنی نداشتن برنامه عملیاتی زمان بندی شده برای اهداف سال جدیدمان! و چهارم: ذهنیت کوتاه مدت که باعث می شود هر چه زودتر منتظر نتیجه باشیم چرا که مواردی که زمان بر باشد را اصلا دوست نداریم!
با توجه به این چهار نکته بالا میتوانیم در سال جدید آگاهانه تر هدفگذاری کنین و به نتایج چشمگیر تری دست یابیم
به قول یک اندیشمند معاصر، گرچه هر روز به ما اجازه می دهد که یک شروع تازه داشته باشیم، اما شروع سال جدید یک شروع روی همه شروع های هر روزمان است!
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖋 مدیریت کانال مدیران آینده
برای شما همراهان فرهیخته ،کسب موفقیت و دستیابی به اهدافتان را درسال جدید آرزومند است.
🦋نوروزتان سرشار از موفقیت و رویش
#OstadKazemi
برای شما همراهان فرهیخته ،کسب موفقیت و دستیابی به اهدافتان را درسال جدید آرزومند است.
🦋نوروزتان سرشار از موفقیت و رویش
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک نجات ۳ثانیه ای از دام استریوتایپینگ
در ابتدا به این داستان معما ای توجه کنید:
یک روز پسری همراه پدر خود سوار ماشین در حال مسافرت توی مسیر تصادف می کنند و پدر درجا فوت میکنند. نیروهای امدادی پسر رو به بیمارستان منتقل می کنند. زمانی که رییس بیمارستان برای بررسی وضعیت جسمانی پسر به ملاقاتش می آيد با تعجب متوجه میشود که این فرد همان پسر خودش است.
اگر پدر فوت کرده، پس رییس بیمارستان چه کسی است؟ آیا ما این جا با یک معما و مساله پیچیده خانوادگی روبرو هستیم؟
این موضوع نشانگر یک خطای رایج در تحلیل و تصمیمگیری است. خطایی که به واسطه آن، یک فرد/پدیده را تنها بر اساس معیارهای خاص مانند محل زندگی، سابقه، جنسیت، قومیت، رنگ پوست و موارد مشابه قضاوت میکنیم و یک حکم کلی صادر میکنیم. خطای استریوتایپ ترکیبی از نگرش و پیشداوریهاست که به گروهی خاص تعمیمیافته و اغلب هم نادرست است. به عبارتی کسانی تفکر قالبی دارند که فکر میکنند همه افراد یه گروه از یک ویژگی معین برخوردارند.
با این توضیحات لازم شد بدانیم که
رئیس بیمارستان مادر پسر بود. اما ما این استریوتایپ را داریم که رئیس بیمارستان قاعدتاً یک مرد است و اصلاً ذهن ما اجازه حل این معما رو به ما نمیدهد.
به قول گوردون آلپورت : «هرگز با واقعیت مزاحم من نشوید، چون من تصمیم خود را گرفتهام.»
این جمله مغز استریوتایپینگ را توضیح می دهد. یعنی آن که من به جای آن که با واقعیت سر و کار داشته باشم. از قبل و بر مبنای یکی دو تا نشانه/ويژگی تصمیمم را گرفتهام. چه کنیم که از خطای استریوتایپینگ در امان بمانیم:
سه ثانیه تعلیق: معمول آن است که میان قضاوت درباره یک شی/شخص/پدیده و به زبان آوردنِ آن قضاوت، تقریباً زمانی وجود ندارد و به همان سرعتی که در ذهنِمان قضاوت شکل می گیرد آن قضاوت را بیان می کنیم. اگر نتیجه گیری خود را فقط سه ثانیه به تاخیر بیاندازیم مغز ما فرصت پیدا می کند که در مورد آن نه به صورت خودکار که به صورت خودآگاه قضاوت فکر کند و از این خطا در امان بماند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک نجات ۳ثانیه ای از دام استریوتایپینگ
در ابتدا به این داستان معما ای توجه کنید:
یک روز پسری همراه پدر خود سوار ماشین در حال مسافرت توی مسیر تصادف می کنند و پدر درجا فوت میکنند. نیروهای امدادی پسر رو به بیمارستان منتقل می کنند. زمانی که رییس بیمارستان برای بررسی وضعیت جسمانی پسر به ملاقاتش می آيد با تعجب متوجه میشود که این فرد همان پسر خودش است.
اگر پدر فوت کرده، پس رییس بیمارستان چه کسی است؟ آیا ما این جا با یک معما و مساله پیچیده خانوادگی روبرو هستیم؟
این موضوع نشانگر یک خطای رایج در تحلیل و تصمیمگیری است. خطایی که به واسطه آن، یک فرد/پدیده را تنها بر اساس معیارهای خاص مانند محل زندگی، سابقه، جنسیت، قومیت، رنگ پوست و موارد مشابه قضاوت میکنیم و یک حکم کلی صادر میکنیم. خطای استریوتایپ ترکیبی از نگرش و پیشداوریهاست که به گروهی خاص تعمیمیافته و اغلب هم نادرست است. به عبارتی کسانی تفکر قالبی دارند که فکر میکنند همه افراد یه گروه از یک ویژگی معین برخوردارند.
با این توضیحات لازم شد بدانیم که
رئیس بیمارستان مادر پسر بود. اما ما این استریوتایپ را داریم که رئیس بیمارستان قاعدتاً یک مرد است و اصلاً ذهن ما اجازه حل این معما رو به ما نمیدهد.
به قول گوردون آلپورت : «هرگز با واقعیت مزاحم من نشوید، چون من تصمیم خود را گرفتهام.»
این جمله مغز استریوتایپینگ را توضیح می دهد. یعنی آن که من به جای آن که با واقعیت سر و کار داشته باشم. از قبل و بر مبنای یکی دو تا نشانه/ويژگی تصمیمم را گرفتهام. چه کنیم که از خطای استریوتایپینگ در امان بمانیم:
سه ثانیه تعلیق: معمول آن است که میان قضاوت درباره یک شی/شخص/پدیده و به زبان آوردنِ آن قضاوت، تقریباً زمانی وجود ندارد و به همان سرعتی که در ذهنِمان قضاوت شکل می گیرد آن قضاوت را بیان می کنیم. اگر نتیجه گیری خود را فقط سه ثانیه به تاخیر بیاندازیم مغز ما فرصت پیدا می کند که در مورد آن نه به صورت خودکار که به صورت خودآگاه قضاوت فکر کند و از این خطا در امان بماند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
قانون "مورفی" در مدیریت
۷مدل از این قانون عبارت اند از:
۱. قانون مورفی ؛ نسخه اصلی
هر خطای ممکن، رخ خواهد داد.
اولین دیدگاه قانون مورفی به موضوع بیعرضگی اشاره میکند که معمولا این اتفاقها با نتایج بدی همراه خواهند شد. البته دیدگاه دومی نیز در قانون مورفی وجود دارد که عنوان میکند هیچگاه کنترل کیفیت را فراموش نکنیم و سعی کنیم سطح انتظارات را بالا ببریم؛ چرا که یک اشتباه کوچک، پیامدهای بسیار بدی را به دنبال خواهد داشت.
۲. قانون ارزش
میزان آسیب دیدن هر چیزی با ارزش آن رابطه مستقیم دارد.
با کمی توجه به زندگی خودمان متوجه میشویم آن چیزهایی که برایمان ارزش بیشتری دارند، آسیب میبینند و چیزهایی که ارزش کمتری دارند از دوام بیشتری برخوردارند. پس مراقب چیزهای با ارزش زندگیتان باشید.
۳. قانون مسئله
اگر مسئلهای را رها کنید، از وضعیت بد به بدتر تبدیل میشود.
این قانون به پیچیده شدن مسائل اشاره دارد. در واقع اگر مسئلهای را رها کنید و پس از مدتی به دنبال حل کردن آن باشید، شرایط برایتان بدتر خواهد شد. برای مثال اگر مشکلی با دوستتان دارید و آن را اکنون برطرف نکنید، در آینده برای حل این مشکل با مشکل جدیتری مواجه میشوید و کار برایتان پیچیدهتر خواهد بود.
۴. قانون ظواهر
ظاهر خوب یک شرکت با میزان قدرت آن تفاوت دارد.
این نسخه از قانون مورفی اشاره میکند که ظواهر میتوانند به نوعی فریبنده باشند. برای مثال یک سیب سرخ به ظاهر میتواند سالم باشد، ولی از درون خراب باشد. از این رو به جای اینکه از ظاهر چیزی فریب بخورید، به باطن ماجرا توجه داشته باشید.
۵. قانون باور
وقتی به شخصی بگویید در جهان هستی 300 میلیارد ستاره وجود دارد، بدون اینکه با شما بحث کند، حرفتان را باور میکند، اما به همان فرد بگویید که این نیمکت تازه رنگ شده است، او قبل از نشستن ابتدا با انگشت خود نیمکت را لمس میکند تا از درستی حرفتان مطمئن شود.
بسیاری از مردم حقایقی را که اثبات آن دشوار باشد به راحتی باور میکنند، اما برای حقایقی که اثبات کردن آن به آسانی انجام شود، به دنبال اثبات یا رد آن هستند؛ زیرا ذهن انسانها قادر به راستیآزمایی اطلاعات زیاد یا سنگین نیست و به همین دلیل آن را زود باور میکند.
۶. قانون مدیریت زمان
90 درصد اول یک پروژه 90 درصد زمان میگیرد و 10 درصد باقیمانده، 90 درصد دیگر زمان میبرد.
طبق این قانون شما نمیتوانید زمان پروژهها را بر اساس نسبتهای ریاضیاتی پیشبینی کنید؛ زیرا برخی از پروژهها آنچنان زمانبر میشوند که فراتر از تصور شما خواهد بود. به طور کلی این قانون مانند قانون پارکینسون عمل میکند. طبق قانون پارکینسون، پروژهای که روی آن کار میکنید گاهی آنقدر زمانبر خواهد بود که تمام زمان اختصاص شده به آن را اشغال میکند.
۷. قانون کار کردن زیر فشار
فشار شرایط را بدتر میکند.
هر زمانی که روی کاری بیش از حد ممکن فشار بیاورید، نتیجه بدتر میشود. به طور کلی اگر سعی کنید برای بهتر کردن اوضاع به زور متوسل شوید، اوضاع بدتر خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
قانون "مورفی" در مدیریت
۷مدل از این قانون عبارت اند از:
۱. قانون مورفی ؛ نسخه اصلی
هر خطای ممکن، رخ خواهد داد.
اولین دیدگاه قانون مورفی به موضوع بیعرضگی اشاره میکند که معمولا این اتفاقها با نتایج بدی همراه خواهند شد. البته دیدگاه دومی نیز در قانون مورفی وجود دارد که عنوان میکند هیچگاه کنترل کیفیت را فراموش نکنیم و سعی کنیم سطح انتظارات را بالا ببریم؛ چرا که یک اشتباه کوچک، پیامدهای بسیار بدی را به دنبال خواهد داشت.
۲. قانون ارزش
میزان آسیب دیدن هر چیزی با ارزش آن رابطه مستقیم دارد.
با کمی توجه به زندگی خودمان متوجه میشویم آن چیزهایی که برایمان ارزش بیشتری دارند، آسیب میبینند و چیزهایی که ارزش کمتری دارند از دوام بیشتری برخوردارند. پس مراقب چیزهای با ارزش زندگیتان باشید.
۳. قانون مسئله
اگر مسئلهای را رها کنید، از وضعیت بد به بدتر تبدیل میشود.
این قانون به پیچیده شدن مسائل اشاره دارد. در واقع اگر مسئلهای را رها کنید و پس از مدتی به دنبال حل کردن آن باشید، شرایط برایتان بدتر خواهد شد. برای مثال اگر مشکلی با دوستتان دارید و آن را اکنون برطرف نکنید، در آینده برای حل این مشکل با مشکل جدیتری مواجه میشوید و کار برایتان پیچیدهتر خواهد بود.
۴. قانون ظواهر
ظاهر خوب یک شرکت با میزان قدرت آن تفاوت دارد.
این نسخه از قانون مورفی اشاره میکند که ظواهر میتوانند به نوعی فریبنده باشند. برای مثال یک سیب سرخ به ظاهر میتواند سالم باشد، ولی از درون خراب باشد. از این رو به جای اینکه از ظاهر چیزی فریب بخورید، به باطن ماجرا توجه داشته باشید.
۵. قانون باور
وقتی به شخصی بگویید در جهان هستی 300 میلیارد ستاره وجود دارد، بدون اینکه با شما بحث کند، حرفتان را باور میکند، اما به همان فرد بگویید که این نیمکت تازه رنگ شده است، او قبل از نشستن ابتدا با انگشت خود نیمکت را لمس میکند تا از درستی حرفتان مطمئن شود.
بسیاری از مردم حقایقی را که اثبات آن دشوار باشد به راحتی باور میکنند، اما برای حقایقی که اثبات کردن آن به آسانی انجام شود، به دنبال اثبات یا رد آن هستند؛ زیرا ذهن انسانها قادر به راستیآزمایی اطلاعات زیاد یا سنگین نیست و به همین دلیل آن را زود باور میکند.
۶. قانون مدیریت زمان
90 درصد اول یک پروژه 90 درصد زمان میگیرد و 10 درصد باقیمانده، 90 درصد دیگر زمان میبرد.
طبق این قانون شما نمیتوانید زمان پروژهها را بر اساس نسبتهای ریاضیاتی پیشبینی کنید؛ زیرا برخی از پروژهها آنچنان زمانبر میشوند که فراتر از تصور شما خواهد بود. به طور کلی این قانون مانند قانون پارکینسون عمل میکند. طبق قانون پارکینسون، پروژهای که روی آن کار میکنید گاهی آنقدر زمانبر خواهد بود که تمام زمان اختصاص شده به آن را اشغال میکند.
۷. قانون کار کردن زیر فشار
فشار شرایط را بدتر میکند.
هر زمانی که روی کاری بیش از حد ممکن فشار بیاورید، نتیجه بدتر میشود. به طور کلی اگر سعی کنید برای بهتر کردن اوضاع به زور متوسل شوید، اوضاع بدتر خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مطلب_درخواستی
#دیدگاه_مدیریتی
قانون جذب در ۶۸ ثانیه!
استرهیکس یکی از بزرگترین استادان قانون جذب نظریه جالبی داره اون میگه اگه انسان بتونه فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعا میخواد تمرکز کنه یک زنگ بزرگ در کائنات به صدا در میآد که توجه کل هستی رو به سمت این شخص جلب می کنه،حال اگه این ۱۸ ثانیه بتونه تا ۶۸ ثانیه ادامه پیدا کنه دیگه کار تمومه و کل هستی به تکاپو میوفته، تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کنه اگه آرزوست برآورده اش کنه و اگه سواله براش جوابی پیدا کنه؛
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسه. ۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگن که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری نداره.
اما با امتحان کردن این موضوع متوجه میشویم که بعد از گذشت چند ثانیه ذهن ما منحرف خواهد شد دلیل آن چیست؟
ما عادت کردیم و در حقیقت عادت داده شدیم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم برای انجام تمام کارهای روزانه.
بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر برای ارزیابی کارهامون وقت بذاریم، اسب سرکش ذهن رو به این سو و اون سو میتازانیم.
در کل میتوان گفت هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل ۲۴ تا ۶۰ دقیقه، یعنی هزار و چهارصد و چهل دقیقه است، اما،ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمون نمی تونیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمون رو متمرکز کنیم!
و فکری که نتونه آرام بگیره و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح میدونه متمرکز بشه، کارآیی نداره و فلج میشه.
راهکار این است که فقط روزی ۶۸ ثانیه فکر خودتون رو مهار کنید، ۶۸ ثانیه به این که واقعا در زندگی چی میخوایم فکر کنید،
اما به یک شرط و اون اینه که موقع دستور دادن این طرف و اون طرف نپریم پس کافیست ۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بر اهداف و آنچه میخواهیم تمرکز کنیم و سپس به سوی آن "حرکت"کنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
قانون جذب در ۶۸ ثانیه!
استرهیکس یکی از بزرگترین استادان قانون جذب نظریه جالبی داره اون میگه اگه انسان بتونه فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعا میخواد تمرکز کنه یک زنگ بزرگ در کائنات به صدا در میآد که توجه کل هستی رو به سمت این شخص جلب می کنه،حال اگه این ۱۸ ثانیه بتونه تا ۶۸ ثانیه ادامه پیدا کنه دیگه کار تمومه و کل هستی به تکاپو میوفته، تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کنه اگه آرزوست برآورده اش کنه و اگه سواله براش جوابی پیدا کنه؛
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسه. ۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگن که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری نداره.
اما با امتحان کردن این موضوع متوجه میشویم که بعد از گذشت چند ثانیه ذهن ما منحرف خواهد شد دلیل آن چیست؟
ما عادت کردیم و در حقیقت عادت داده شدیم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم برای انجام تمام کارهای روزانه.
بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر برای ارزیابی کارهامون وقت بذاریم، اسب سرکش ذهن رو به این سو و اون سو میتازانیم.
در کل میتوان گفت هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل ۲۴ تا ۶۰ دقیقه، یعنی هزار و چهارصد و چهل دقیقه است، اما،ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمون نمی تونیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمون رو متمرکز کنیم!
و فکری که نتونه آرام بگیره و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح میدونه متمرکز بشه، کارآیی نداره و فلج میشه.
راهکار این است که فقط روزی ۶۸ ثانیه فکر خودتون رو مهار کنید، ۶۸ ثانیه به این که واقعا در زندگی چی میخوایم فکر کنید،
اما به یک شرط و اون اینه که موقع دستور دادن این طرف و اون طرف نپریم پس کافیست ۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بر اهداف و آنچه میخواهیم تمرکز کنیم و سپس به سوی آن "حرکت"کنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
مدیریت ارتباطات
تکنیک"رمزگشایی شخصیت" با پرسش "۵سوال" کوتاه!!!
يكي از بهترين راه های مدیریت ارتباطات این این است كه در ملاقات با افراد جديد . دوستان، رئيس، همكار و.. بتوانید سریعاً تصوير دقيقی و بهتری از شخصیت آنها به دست آوريد.
پنج سوالي كه در ادامه مطرح ميكنيم نه تنها اطلاعات مستقيم بيشتري در مورد فرد غريبه يا آشنا به شما ميدهند،
بلكه در مورد شخصيت اين افراد نيز اطلاعات بسيار مفيدي در اختيار شما ميگذارند.
1 . شما خودتان را چطور توصيف ميكنيد؟
در واقع اين سوال نوعي ميانبر است تا فرد شخصيت خود را بروز دهد. با استفاده از نوع كلماتي كه هر كس براي توصيف خود استفاده ميكند ميتوان به شخصيت او پي برد.
2 . بزرگترين دستاورد شما چيست؟
با اين سوال اطلاعات مهمي در مورد گذشتهِي فرد و اطلاعاتي هم در مورد شخصيتش به دست ميآوريد. مثلا متوجه ميَشويد كه بيشترين منافع اين شخص در كجا قرار دارد.
3 . آيا به تازگي كتاب خوبي خواندهايد؟
پاسخهايي كه در اين سوال دريافت خواهيد كرد خيلي متفاوت خواهند بود. به تفاوت بين خوانندگان دقت كنيد. مثلا بعضي افراد ممكن است بگويند من كتاب نميخوانم. و برخي هم ممكن است مدتها قبل يك كتاب خوانده باشند يا به يك كتاب دانشگاهي مراجعه كرده باشند. برخي هم واقعا اهل مطالعه بوده و كتابهاي معروف را نام خواهند برد.
4 . شغل رويايي شما چيست؟
سوال هر چه مبهم تر باشد بهتر است. پاسخ به اين سوال هر چه كه باشد نشان ميدهد كه فرد موردنظر قبلا به اين موضوع فكر كرده يا اصلا به آن فكر نكرده است.
5 . قهرمان شخصي شما كيست؟
پاسخ به اين سوال، اطلاعات خاصتر و روشنگرتري به شما ميدهد. با اين سوال ميتوانيد ميزان هوش يا سن شخص را تشخيص دهيد و از همه مهمتر اينكه ميتوانيد بفهميد او به چه ارزشهايي احترام قائل است.
با داشتن این اطلاعات میتوانید بهترین ارتباطات آگاهانه تری را با اطرافیان خود داشته باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت ارتباطات
تکنیک"رمزگشایی شخصیت" با پرسش "۵سوال" کوتاه!!!
يكي از بهترين راه های مدیریت ارتباطات این این است كه در ملاقات با افراد جديد . دوستان، رئيس، همكار و.. بتوانید سریعاً تصوير دقيقی و بهتری از شخصیت آنها به دست آوريد.
پنج سوالي كه در ادامه مطرح ميكنيم نه تنها اطلاعات مستقيم بيشتري در مورد فرد غريبه يا آشنا به شما ميدهند،
بلكه در مورد شخصيت اين افراد نيز اطلاعات بسيار مفيدي در اختيار شما ميگذارند.
1 . شما خودتان را چطور توصيف ميكنيد؟
در واقع اين سوال نوعي ميانبر است تا فرد شخصيت خود را بروز دهد. با استفاده از نوع كلماتي كه هر كس براي توصيف خود استفاده ميكند ميتوان به شخصيت او پي برد.
2 . بزرگترين دستاورد شما چيست؟
با اين سوال اطلاعات مهمي در مورد گذشتهِي فرد و اطلاعاتي هم در مورد شخصيتش به دست ميآوريد. مثلا متوجه ميَشويد كه بيشترين منافع اين شخص در كجا قرار دارد.
3 . آيا به تازگي كتاب خوبي خواندهايد؟
پاسخهايي كه در اين سوال دريافت خواهيد كرد خيلي متفاوت خواهند بود. به تفاوت بين خوانندگان دقت كنيد. مثلا بعضي افراد ممكن است بگويند من كتاب نميخوانم. و برخي هم ممكن است مدتها قبل يك كتاب خوانده باشند يا به يك كتاب دانشگاهي مراجعه كرده باشند. برخي هم واقعا اهل مطالعه بوده و كتابهاي معروف را نام خواهند برد.
4 . شغل رويايي شما چيست؟
سوال هر چه مبهم تر باشد بهتر است. پاسخ به اين سوال هر چه كه باشد نشان ميدهد كه فرد موردنظر قبلا به اين موضوع فكر كرده يا اصلا به آن فكر نكرده است.
5 . قهرمان شخصي شما كيست؟
پاسخ به اين سوال، اطلاعات خاصتر و روشنگرتري به شما ميدهد. با اين سوال ميتوانيد ميزان هوش يا سن شخص را تشخيص دهيد و از همه مهمتر اينكه ميتوانيد بفهميد او به چه ارزشهايي احترام قائل است.
با داشتن این اطلاعات میتوانید بهترین ارتباطات آگاهانه تری را با اطرافیان خود داشته باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
تفکر دلفینی
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد همه چیز را با همه تقسیم کند. اگر دلفینی زخمی شود ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
یک پژوهش در مورد دلفینها:
پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله میکردند.
نتایج پژوهش:
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. بدین ترتیب کوسه ها یکی پس از دیگری کشته می شدند. پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
درمیابیم که در تفکر دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پرباریست که با طرح های هماهنگ باهم یک مدل کارا، را تشکیل داده است.
درنتیجه می توان با انعطاف پذیری و همکاری، همدلی، همراهی، همفکری ،کارهایی را به درستی پیش برد که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده باشیم هم به دیگران و این خود از جمله زوایای مختلف تفکر دلفینی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تفکر دلفینی
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد همه چیز را با همه تقسیم کند. اگر دلفینی زخمی شود ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
یک پژوهش در مورد دلفینها:
پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله میکردند.
نتایج پژوهش:
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. بدین ترتیب کوسه ها یکی پس از دیگری کشته می شدند. پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
درمیابیم که در تفکر دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پرباریست که با طرح های هماهنگ باهم یک مدل کارا، را تشکیل داده است.
درنتیجه می توان با انعطاف پذیری و همکاری، همدلی، همراهی، همفکری ،کارهایی را به درستی پیش برد که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده باشیم هم به دیگران و این خود از جمله زوایای مختلف تفکر دلفینی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
مدیریت ارتباطات
قانون لوسادا!
آیا می دانستید که برای مدیریت و رشد هر رابطه ای باید نسبت انتقاد و تعریف را رعایت کرد؟
دانشمندان تحقیقات زیادی در این زمینه انجام داده و نسبت ایده آل خوب و بد را به دست آورده اند.
مارشال فرانسیسکو لوسادا با تحلیل صدها گروه توانست شرایط و تاثیر این نسبت ها را به طور واضح و روشنی تعیین کند.
دلیل مهم بودن این نسبت ها چیست؟
تصور کنید داخل یک کشتی هستید. حرکت کردن کشتی با باد تعریف و ستایش است و فرمان کشتی انتقاد است. در این شرایط اگر انتقاد بهتر از تعریف و ستایش باشد آیا کشتی حرکت می کند؟ هر چقدر هم فرمان را بچرخانید بدون باد هیچ حرکتی نخواهید کرد.
از طرف دیگر تنها کاری که انجام می دهید تعریف کردن از طرف مقابل است و تمام تلاشتان را می کنید که کمبودهایش را نبیند. این کشتی غیرقابل کنترل خواهد شد و با وجود باد هیچکس نمی داند کشتی به چه مسیری باید هدایت شود.
نسبت لوسادا برابر است با نسبت ۳ مثبت به ۱ منفی.
و این کمترین چیزی است که برای به دست آوردن بهترین نتایج در ارتباطات نیاز است. ماکسیمم این نسبت، نسبت ۷ تعریف به ۱ انتقاد است. هر رابطه ای که فراتر از این حد و مرز باشد دیر یا زود فرسوده می شود.
و اما این تکنیک را چگونه باید به کار برد؟
در هر رابطه ای بدون نگرش مثبت و تمایل به سازش از هم گسیخته می شود. اما انتقاد را هم نباید به طور کامل از رابطه حذف کرد. حفظ تعادل در رابطه بسیار مهم است.
پس این قانون را برای مدیریت ارتباطات خود همیشه به خاطر بسپارید:
در ازای هر یک دیدگاه منفی سه دیدگاه مثبت.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت ارتباطات
قانون لوسادا!
آیا می دانستید که برای مدیریت و رشد هر رابطه ای باید نسبت انتقاد و تعریف را رعایت کرد؟
دانشمندان تحقیقات زیادی در این زمینه انجام داده و نسبت ایده آل خوب و بد را به دست آورده اند.
مارشال فرانسیسکو لوسادا با تحلیل صدها گروه توانست شرایط و تاثیر این نسبت ها را به طور واضح و روشنی تعیین کند.
دلیل مهم بودن این نسبت ها چیست؟
تصور کنید داخل یک کشتی هستید. حرکت کردن کشتی با باد تعریف و ستایش است و فرمان کشتی انتقاد است. در این شرایط اگر انتقاد بهتر از تعریف و ستایش باشد آیا کشتی حرکت می کند؟ هر چقدر هم فرمان را بچرخانید بدون باد هیچ حرکتی نخواهید کرد.
از طرف دیگر تنها کاری که انجام می دهید تعریف کردن از طرف مقابل است و تمام تلاشتان را می کنید که کمبودهایش را نبیند. این کشتی غیرقابل کنترل خواهد شد و با وجود باد هیچکس نمی داند کشتی به چه مسیری باید هدایت شود.
نسبت لوسادا برابر است با نسبت ۳ مثبت به ۱ منفی.
و این کمترین چیزی است که برای به دست آوردن بهترین نتایج در ارتباطات نیاز است. ماکسیمم این نسبت، نسبت ۷ تعریف به ۱ انتقاد است. هر رابطه ای که فراتر از این حد و مرز باشد دیر یا زود فرسوده می شود.
و اما این تکنیک را چگونه باید به کار برد؟
در هر رابطه ای بدون نگرش مثبت و تمایل به سازش از هم گسیخته می شود. اما انتقاد را هم نباید به طور کامل از رابطه حذف کرد. حفظ تعادل در رابطه بسیار مهم است.
پس این قانون را برای مدیریت ارتباطات خود همیشه به خاطر بسپارید:
در ازای هر یک دیدگاه منفی سه دیدگاه مثبت.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
مدیریت ارتباطات
اناگرام مدل های شخصیت شناسی
بهترین ترکیب روابط شخصیت ها برای ارتباطات پر بازده!
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت ارتباطات
اناگرام مدل های شخصیت شناسی
بهترین ترکیب روابط شخصیت ها برای ارتباطات پر بازده!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#حکایت_مدیریتی
نصیحت اتوبوسی!!!
سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید.
او که بسیار خسته بود به خودش گفت: تا اتوبوس بیاید، کمی بخوابم. بیست دقیقه بعد، اتوبوس آمد. این اتوبوس دو طبقه بود. سم وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست بسیار خوشحال شد و گفت: آه می توانم دراز بکشم و کمی بخوابم.
او سوار اتوبوس شد و در حالی است که به طبقه دوم می رفت، پیرمردی که کنار در اتوبوس نشسته بود به او گفت: بالا نرو، بسیار خطرناک است. سم ایستاد. از قیاقه جدی پیرمرد دریافت که او دروغ نمی گوید. نیمه شب بود و حتما پیرمرد چیز خطرناکی دیده بود.
سم قبول کرد و در انتهای اتوبوس جایی پیدا کرد. با این که جایش کمی ناراحت بود اما به نظرش امنیت از هر چیزی مهم تر بود. او روز بعد هم دیر به خانه برمی گشت و سوار همان اتوبوس شد و از این که پیرمرد دیشبی همان جا نشسته بود متعجب شد. پیرمرد با دیدن او گفت: پسرم بالا نرو، بسیار خطرناک است. سم در پایین پله ها به بالا نگاه کرد، بسیار مخوف به نظر می رسید. دوباره در انتهای اتوبوس جای پیدا کرد و نشست.
شب سوم هم سوار همان اتوبوس شد، پیرمرد باز هم در اتوبوس بود. این بار سم چیزی نگفت و در انتهای اتوبوس نشست. همان موقع پسر دیگری سوار اتوبوس شد و داشت به طبقه دوم می رفت که پیرمرد به او گفت: پسرم بالا نرو، خطرناک است. پسر پرسید: چرا؟ پیرمرد گفت: مگر نمی بینی؟ طبقه دوم راننده ندارد! پسر در حالی که بلند می خندید به طبقه بالا رفت و به راحتی دراز کشید و خوابید.
قبل از گوش سپردن به هر نصیحت و اجرای آن، ابتدا جویای شرح دلیل آن شوید تا...
@ModiranBox
#OstadKazemi
نصیحت اتوبوسی!!!
سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید.
او که بسیار خسته بود به خودش گفت: تا اتوبوس بیاید، کمی بخوابم. بیست دقیقه بعد، اتوبوس آمد. این اتوبوس دو طبقه بود. سم وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست بسیار خوشحال شد و گفت: آه می توانم دراز بکشم و کمی بخوابم.
او سوار اتوبوس شد و در حالی است که به طبقه دوم می رفت، پیرمردی که کنار در اتوبوس نشسته بود به او گفت: بالا نرو، بسیار خطرناک است. سم ایستاد. از قیاقه جدی پیرمرد دریافت که او دروغ نمی گوید. نیمه شب بود و حتما پیرمرد چیز خطرناکی دیده بود.
سم قبول کرد و در انتهای اتوبوس جایی پیدا کرد. با این که جایش کمی ناراحت بود اما به نظرش امنیت از هر چیزی مهم تر بود. او روز بعد هم دیر به خانه برمی گشت و سوار همان اتوبوس شد و از این که پیرمرد دیشبی همان جا نشسته بود متعجب شد. پیرمرد با دیدن او گفت: پسرم بالا نرو، بسیار خطرناک است. سم در پایین پله ها به بالا نگاه کرد، بسیار مخوف به نظر می رسید. دوباره در انتهای اتوبوس جای پیدا کرد و نشست.
شب سوم هم سوار همان اتوبوس شد، پیرمرد باز هم در اتوبوس بود. این بار سم چیزی نگفت و در انتهای اتوبوس نشست. همان موقع پسر دیگری سوار اتوبوس شد و داشت به طبقه دوم می رفت که پیرمرد به او گفت: پسرم بالا نرو، خطرناک است. پسر پرسید: چرا؟ پیرمرد گفت: مگر نمی بینی؟ طبقه دوم راننده ندارد! پسر در حالی که بلند می خندید به طبقه بالا رفت و به راحتی دراز کشید و خوابید.
قبل از گوش سپردن به هر نصیحت و اجرای آن، ابتدا جویای شرح دلیل آن شوید تا...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مطلب_درخواستی
#تکنیک_مدیریتی
سخنرانی بداهه
سه تکنیک برای ساخت سخنرانی بداهه وجود دارد:
تکنیک IPCC:
۱- یک مشکل، معضل یا مسئله مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Issue)
۲- مزایا و معایب مسئله را بیان میکنید یا از جهات مختلف به آن میپردازید. (Pros or Cons)
۳- نتیجهگیری میکنید. (Conclusion)
تکنیک 5 تاW:
در این تکنیک شما باید 5 سوال زیر را در مورد موضوعتان بپرسید:
۱- چه کسی؟ (Who)
۲- چه چیزی؟ (What)
۳- چه زمانی؟ (When)
۴- کجا؟ (Where)
۵- چرا؟ (Why)
تکنیک PREP:
۱- یک نکته مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Point)
۲- توضیح یا دلیلی برای آن بیان میکنید (Reason)
۳- مثالی در ارتباط با موضوع و نکته خود میزنید (Example)
۴- دوباره نکته را تکرار میکنید یا نتیجه میگیرید (Point)
دقت کنید
که لازم نیست بیان کنید از چه تکنیکی استفاده میکنید؛ بلکه هرچه زیرکانهتر و هوشمندانهتر از تکنیکها استفاده کنید، جذابتر خواهد بود. حتی اگر بتوانید ساختار را طوری بچینید که ترکیبی از تکنیکها باشد یا ایده خودتان باشد، زیباتر خواهد بود. ولی اگر برایتان سخت است، همین تکنیکها را انتخاب کنید.
با استفاده از یکی از این ساختارها یک سخنرانی 3 دقیقهای بداهه بسازید. روی نقاط شروع و پایان خود کار کنید تا جملاتی جذاب و شنیدنی بسازید.
به طور اتفاقی یک کلمه انتخاب کنید و تمرین کنید. برای اینکه پیشینه ذهنی در مورد کلمات نداشته باشید، میتوانید از دوستان خود بخواهید کلمات را برایتان انتخاب کنند. بهتر است بایستید و سخنرانی کنید، از خود فیلم بگیرید و بعد نقاط ضعف و قوت خود را بررسی کنید.
با اعتماد به نفس حرف بزنید. اگر هنوز استرس دارید به روش بازیگران به مخاطب نشان دهید که استرس ندارید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
سخنرانی بداهه
سه تکنیک برای ساخت سخنرانی بداهه وجود دارد:
تکنیک IPCC:
۱- یک مشکل، معضل یا مسئله مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Issue)
۲- مزایا و معایب مسئله را بیان میکنید یا از جهات مختلف به آن میپردازید. (Pros or Cons)
۳- نتیجهگیری میکنید. (Conclusion)
تکنیک 5 تاW:
در این تکنیک شما باید 5 سوال زیر را در مورد موضوعتان بپرسید:
۱- چه کسی؟ (Who)
۲- چه چیزی؟ (What)
۳- چه زمانی؟ (When)
۴- کجا؟ (Where)
۵- چرا؟ (Why)
تکنیک PREP:
۱- یک نکته مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Point)
۲- توضیح یا دلیلی برای آن بیان میکنید (Reason)
۳- مثالی در ارتباط با موضوع و نکته خود میزنید (Example)
۴- دوباره نکته را تکرار میکنید یا نتیجه میگیرید (Point)
دقت کنید
که لازم نیست بیان کنید از چه تکنیکی استفاده میکنید؛ بلکه هرچه زیرکانهتر و هوشمندانهتر از تکنیکها استفاده کنید، جذابتر خواهد بود. حتی اگر بتوانید ساختار را طوری بچینید که ترکیبی از تکنیکها باشد یا ایده خودتان باشد، زیباتر خواهد بود. ولی اگر برایتان سخت است، همین تکنیکها را انتخاب کنید.
با استفاده از یکی از این ساختارها یک سخنرانی 3 دقیقهای بداهه بسازید. روی نقاط شروع و پایان خود کار کنید تا جملاتی جذاب و شنیدنی بسازید.
به طور اتفاقی یک کلمه انتخاب کنید و تمرین کنید. برای اینکه پیشینه ذهنی در مورد کلمات نداشته باشید، میتوانید از دوستان خود بخواهید کلمات را برایتان انتخاب کنند. بهتر است بایستید و سخنرانی کنید، از خود فیلم بگیرید و بعد نقاط ضعف و قوت خود را بررسی کنید.
با اعتماد به نفس حرف بزنید. اگر هنوز استرس دارید به روش بازیگران به مخاطب نشان دهید که استرس ندارید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
۱۱ مکتب استراتژیک
یک سفر هدایت شده در جنگل مدیریت استراتژیک!
(مینزبرگ ،آلستراند، لمپل)
@ModiranBox
#OstadKazemi
۱۱ مکتب استراتژیک
یک سفر هدایت شده در جنگل مدیریت استراتژیک!
(مینزبرگ ،آلستراند، لمپل)
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
هدف گذاری به روش مدل هارد
هرگاه صحبتی در رابطه با هدف گذاری باشد حتما ویژگی های هدف با مدل اسمارت معرفی می شوند. مدل اسمارت متداول ترین مدلی است که برای هدف گذاری در نظر گرفته می شود و ویژگی های یک هدف درست را شرح می دهد که عبارتند از:
روشن و واضح (Specific)
قابل اندازه گیری (Measurable)
باورکردنی و قابل دسترس (Attainable)
واقع گرایانه (Realistic)
زمان بندی شده (Time based)
مدل دیگری هم برای یک هدف گذاری درست وجود دارد که جهت تکمیل مدل اسمارت مناسب است. آقای مارک مورفی در کتاب HARD Goals مدلی را مطرح می کند به نام مدل هارد که نقطه اتکای این مدل به جای آنکه ویژگی های بیرونی اهداف باشد، ویژگی هایی از هدف است که مربوط به مسائل درونی انسان است. ویژگی های مد نظر در این مدل چهار ویژگی است:
اولین ویژگی: خواستن از صمیم قلب
اگر شما از صمیم قلب نگران رسیدن به اهداف خود نباشید، انگیزه زیادی برای رسیدن به آنها نخواهید داشت.
دومین ویژگی : تصویر سازی
اهداف باید در ذهن شما بسیار زنده باشند و باید از تکنیک های تجسم و تخیل برای ساختن تصویری روشن از اهداف در ذهن خودتان استفاده کنید.
سومین ویژگی: ضرورت
اگر ضرورت یک هدف به طرز روشنی برای شما مشخص نباشد، احتمال انجام ندادن آن کار بسیار زیاد می شود و آن کار به تعویق می افتد.
چهارمین ویژگی: سخت بودن
همه ما وقتی به گذشته خود رجوع می کنیم به دستاوردهایی افتخار می کنیم که اهداف بزرگ و سختی بوده اند. اهداف ما اگر به اندازه بزرگ و سخت نباشند حس عمیقی برای پیگیری و به نتیجه رسیدن در ما ایجاد نمی کند.
همان طور که مشاهده فرمودید در مدل HARD به عواملی دقت می شود که مربوط به درون انسان است بر خلاف مدل SMART که بیشتر بر ویژگی های بیرونی اهداف متمرکز است. شایسته است که برای هدف گذاری در مباحث مربوط به مدیریت عملکرد این دو الگو مد نظر قرار گیرد چرا که اتکای صرف بر الگوی متداول اسمارت موجب کاهش اثربخشی شما در دستیابی به اهداف خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
هدف گذاری به روش مدل هارد
هرگاه صحبتی در رابطه با هدف گذاری باشد حتما ویژگی های هدف با مدل اسمارت معرفی می شوند. مدل اسمارت متداول ترین مدلی است که برای هدف گذاری در نظر گرفته می شود و ویژگی های یک هدف درست را شرح می دهد که عبارتند از:
روشن و واضح (Specific)
قابل اندازه گیری (Measurable)
باورکردنی و قابل دسترس (Attainable)
واقع گرایانه (Realistic)
زمان بندی شده (Time based)
مدل دیگری هم برای یک هدف گذاری درست وجود دارد که جهت تکمیل مدل اسمارت مناسب است. آقای مارک مورفی در کتاب HARD Goals مدلی را مطرح می کند به نام مدل هارد که نقطه اتکای این مدل به جای آنکه ویژگی های بیرونی اهداف باشد، ویژگی هایی از هدف است که مربوط به مسائل درونی انسان است. ویژگی های مد نظر در این مدل چهار ویژگی است:
اولین ویژگی: خواستن از صمیم قلب
اگر شما از صمیم قلب نگران رسیدن به اهداف خود نباشید، انگیزه زیادی برای رسیدن به آنها نخواهید داشت.
دومین ویژگی : تصویر سازی
اهداف باید در ذهن شما بسیار زنده باشند و باید از تکنیک های تجسم و تخیل برای ساختن تصویری روشن از اهداف در ذهن خودتان استفاده کنید.
سومین ویژگی: ضرورت
اگر ضرورت یک هدف به طرز روشنی برای شما مشخص نباشد، احتمال انجام ندادن آن کار بسیار زیاد می شود و آن کار به تعویق می افتد.
چهارمین ویژگی: سخت بودن
همه ما وقتی به گذشته خود رجوع می کنیم به دستاوردهایی افتخار می کنیم که اهداف بزرگ و سختی بوده اند. اهداف ما اگر به اندازه بزرگ و سخت نباشند حس عمیقی برای پیگیری و به نتیجه رسیدن در ما ایجاد نمی کند.
همان طور که مشاهده فرمودید در مدل HARD به عواملی دقت می شود که مربوط به درون انسان است بر خلاف مدل SMART که بیشتر بر ویژگی های بیرونی اهداف متمرکز است. شایسته است که برای هدف گذاری در مباحث مربوط به مدیریت عملکرد این دو الگو مد نظر قرار گیرد چرا که اتکای صرف بر الگوی متداول اسمارت موجب کاهش اثربخشی شما در دستیابی به اهداف خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
موانع نُه گانه ی رفتاری،که از پیشرفت های شما جلو گیری میکنند!
@ModiranBox
#OstadKazemi
موانع نُه گانه ی رفتاری،که از پیشرفت های شما جلو گیری میکنند!
@ModiranBox
#OstadKazemi