#نگرش_مدیریتی
پارادایم نامتجانس!
یک شرکت آلمانی با چاپ عکس تلویزیون روی جعبه دوچرخه هایش توانست تا 80% از خسارات ناشی از حمل و نقل محصولاتش را کم کند.
گاهی تمایز و پیشرفت در چیزهای است که تا امروز دقیق به آنها نگاه نکرده ایم...
@ModiranBox
#OstadKazemi
پارادایم نامتجانس!
یک شرکت آلمانی با چاپ عکس تلویزیون روی جعبه دوچرخه هایش توانست تا 80% از خسارات ناشی از حمل و نقل محصولاتش را کم کند.
گاهی تمایز و پیشرفت در چیزهای است که تا امروز دقیق به آنها نگاه نکرده ایم...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک5F!
تکنیکی برای توسعه فردی و شغلی
۵کلمه انگلیسی که با حرف F شروع میشه و توجه دقیق و عمل کردن به این ۵مورد میتونه شمارو در مسیر بهترِ پیشرفت قرار بده :
Faith ایمان
Focus تمرکز
Future آینده
Fail شکست خوردن
Fun سرگرمی
ایمان: برای کاری که انجام میدید و برای رسیدن به اهدافتون ایمانی راسخ، باوری مانا و قدرتمند داشته باشید. ایمان اولین شرط موفقیته و باور یعنی رفتن نصف راه؛ پس کم نیارید.
تمرکز: روی خودتون؛ کارهاتون؛ برنامه هاتون متمرکز و دقیق بشید. نوسان و هیجان نداشته باشید، و از این راه به اون راه نرید. نگذارید شرایط، اطرافیان، تلخی و سختی ها؛ تمرکز شمارو بهم بریزه
آینده: آینده نگر باشید. برای آینده بهتر و خواسته های دوستداشتنیتون برنامه ریزی کنید، چون قرار نیست ۱روزه همه چی تغییر کنه پس بدونید تصویر آینده رویایی تون دقیقا چی هست.
شکست: از شکست اصلا نترسید. تمام تلاشتون رو کنید که ۲باره بلند بشید و شکستها باعث یادگرفتن بشه براتون نه اینکه باعث توقفتون یا نا امید شدنتون
سرگرمی: از خود؛ خوانواده و عزیزانتون نگذرید. انسان ذاتا یک موجود اجتماعیه و تنهایی محض کمکی بهش نمیکنه. پس به فکر حال خوبتون؛ شادابی روح، ذهن و سلامت فیزیکیتون هم باشید. سرگرمی و تفریح داشتن برای خودتونو فراموش نکنید و خوشحالی کنید...
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک5F!
تکنیکی برای توسعه فردی و شغلی
۵کلمه انگلیسی که با حرف F شروع میشه و توجه دقیق و عمل کردن به این ۵مورد میتونه شمارو در مسیر بهترِ پیشرفت قرار بده :
Faith ایمان
Focus تمرکز
Future آینده
Fail شکست خوردن
Fun سرگرمی
ایمان: برای کاری که انجام میدید و برای رسیدن به اهدافتون ایمانی راسخ، باوری مانا و قدرتمند داشته باشید. ایمان اولین شرط موفقیته و باور یعنی رفتن نصف راه؛ پس کم نیارید.
تمرکز: روی خودتون؛ کارهاتون؛ برنامه هاتون متمرکز و دقیق بشید. نوسان و هیجان نداشته باشید، و از این راه به اون راه نرید. نگذارید شرایط، اطرافیان، تلخی و سختی ها؛ تمرکز شمارو بهم بریزه
آینده: آینده نگر باشید. برای آینده بهتر و خواسته های دوستداشتنیتون برنامه ریزی کنید، چون قرار نیست ۱روزه همه چی تغییر کنه پس بدونید تصویر آینده رویایی تون دقیقا چی هست.
شکست: از شکست اصلا نترسید. تمام تلاشتون رو کنید که ۲باره بلند بشید و شکستها باعث یادگرفتن بشه براتون نه اینکه باعث توقفتون یا نا امید شدنتون
سرگرمی: از خود؛ خوانواده و عزیزانتون نگذرید. انسان ذاتا یک موجود اجتماعیه و تنهایی محض کمکی بهش نمیکنه. پس به فکر حال خوبتون؛ شادابی روح، ذهن و سلامت فیزیکیتون هم باشید. سرگرمی و تفریح داشتن برای خودتونو فراموش نکنید و خوشحالی کنید...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
۶دلیل برای دست برداشتن از اثبات خود به دیگران..!
《خودت را فقط به خودت،ثابت کن》
@ModiranBox
#OstadKazemi
۶دلیل برای دست برداشتن از اثبات خود به دیگران..!
《خودت را فقط به خودت،ثابت کن》
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
خَر ژان بوریدان
قضیه خر ژان بوریدان مرتبط با حکایتی است که خری را بین دو کپه علف میگذارند که هر دو به یک اندازه خوب هستند و هر دو به یک اندازه فاصله دارد. خر نمیتواند بین یکی از دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان سرگردان، سرانجام از گرسنگی تلف میشود.
ظاهراً این مساله در مورد انسان ها نیز مصداق دارد. زمانی که می خواهیم از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم گاهی اوقات گزینهها جذابیت یکسانی دارند و عملا یک تصمیم ساده تبدیل می شود به باتلاق. هر چه بیشتر فکر می کنیم بر تردیدهایمان اضافه می شود. هر چه بیشتر دست و پا می زنیم در باتلاق تردید (عدم توان تصمیم گیری) بیشتر فرو می رویم.
این کار به این دلیل است که زمانی که دو یا چند گزینه با جذابیت نسبی مشابه داریم، ذهن ما قفل می کند وفلج می شود. نه می توانید تصمیم گیری کنید و نه می توانید تصمیم گیری را نیمه کاره رها کنید. از مرحله تحلیل نمی توانید به مرحله تصمیم برسید.
اما راه حل:
تکنیکی در تصمیم گیری پیشنهاد شده است که ما را در چنین موقعیت هایی نجات می دهد. این تکنیک تصمیم گیری برای انتخاب بین دو یا تعداد بیشتری گزینه که همگی از لحاظ جذابیت با هم مشابهند کاربرد دارد. برای اجرای تکنیک خر ژان بوریدان،کافی است فهرستی از نکات منفی و اشکالات هر گزینه تهیه کنید و هر گزینه ای که نسبت به دیگری نکات منفی کمتری دارد را انتخاب کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
خَر ژان بوریدان
قضیه خر ژان بوریدان مرتبط با حکایتی است که خری را بین دو کپه علف میگذارند که هر دو به یک اندازه خوب هستند و هر دو به یک اندازه فاصله دارد. خر نمیتواند بین یکی از دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان سرگردان، سرانجام از گرسنگی تلف میشود.
ظاهراً این مساله در مورد انسان ها نیز مصداق دارد. زمانی که می خواهیم از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم گاهی اوقات گزینهها جذابیت یکسانی دارند و عملا یک تصمیم ساده تبدیل می شود به باتلاق. هر چه بیشتر فکر می کنیم بر تردیدهایمان اضافه می شود. هر چه بیشتر دست و پا می زنیم در باتلاق تردید (عدم توان تصمیم گیری) بیشتر فرو می رویم.
این کار به این دلیل است که زمانی که دو یا چند گزینه با جذابیت نسبی مشابه داریم، ذهن ما قفل می کند وفلج می شود. نه می توانید تصمیم گیری کنید و نه می توانید تصمیم گیری را نیمه کاره رها کنید. از مرحله تحلیل نمی توانید به مرحله تصمیم برسید.
اما راه حل:
تکنیکی در تصمیم گیری پیشنهاد شده است که ما را در چنین موقعیت هایی نجات می دهد. این تکنیک تصمیم گیری برای انتخاب بین دو یا تعداد بیشتری گزینه که همگی از لحاظ جذابیت با هم مشابهند کاربرد دارد. برای اجرای تکنیک خر ژان بوریدان،کافی است فهرستی از نکات منفی و اشکالات هر گزینه تهیه کنید و هر گزینه ای که نسبت به دیگری نکات منفی کمتری دارد را انتخاب کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#حکایت_مدیریتی
تجارت طمع!؟؟
روایت است در یکی از روستاها هند؛ مردی به روستاییها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستاییها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتنشان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت ۱۰ دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد اینبار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۲۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستاییها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهایشان رفتند.
این بار پیشنهاد به ۲۵ دلار رسید و در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی میشد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. اینبار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون ۵۰ دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر میرفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمونها را بخرد.
در غیاب تاجر، شاگرد به روستاییها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به ۳۵ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به ۵۰ دلار به او بفروشید.» روستاییها که وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند...
البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستاییها ماندند و یک دنیا میمون.!
@ModiranBox
#OstadKazemi
تجارت طمع!؟؟
روایت است در یکی از روستاها هند؛ مردی به روستاییها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستاییها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتنشان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت ۱۰ دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد اینبار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۲۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستاییها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهایشان رفتند.
این بار پیشنهاد به ۲۵ دلار رسید و در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی میشد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. اینبار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون ۵۰ دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر میرفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمونها را بخرد.
در غیاب تاجر، شاگرد به روستاییها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به ۳۵ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به ۵۰ دلار به او بفروشید.» روستاییها که وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند...
البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستاییها ماندند و یک دنیا میمون.!
@ModiranBox
#OstadKazemi
💠همراهان عزیز
همانطور که متوجه این موضوع هستید که
" به احترام شما بزرگواران" که در پی بالا بردن سطح آگاهی خود در زمینه های مدیریتی و روانشناختی هستید
🔴در کانال مدیران آینده هیچ تبلیغ و تبادلی انجام نمیگیرد
💡لذا درصورتی که از مطالب کانال رضایت دارید
💎مارا به دوستانتان معرفی کنید
سپاس از همراهی شما
🧲
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
♾ به رویاهایت آری بگو...
همانطور که متوجه این موضوع هستید که
" به احترام شما بزرگواران" که در پی بالا بردن سطح آگاهی خود در زمینه های مدیریتی و روانشناختی هستید
🔴در کانال مدیران آینده هیچ تبلیغ و تبادلی انجام نمیگیرد
💡لذا درصورتی که از مطالب کانال رضایت دارید
💎مارا به دوستانتان معرفی کنید
سپاس از همراهی شما
🧲
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODEI1unTM797Yw
♾ به رویاهایت آری بگو...
#تکنیک_مدیریتی
کنسرو پلیکان!!!
سالیان سال،شهر مونتری در کالیفرنیا بهشت پلیکان ها بود.این شهر محل بسیاری از کارخانجات کنسرو ماهی بود.در واقع خیابانی به نام راسته کنسروسازی در این شهر هست.پلیکان ها به این علت این شهر را دوست داشتند که ماهیگیران صیدشان را تمیز می کردند و پس مانده ها را دور می ریختند و پلیکان ها می توانستند با آن ها دلی از غذا درآورند.در شهر مونتری هر پلیکانی می توانست بی هیچ تلاشی حسابی غذا بخورد.
اما به مرور زمان میزان ماهیان سواحل کالیفرنیا کاهش یافت و کارخانجات کنسروسازی یکی یکی بسته شدند.اینجا بود که پلیکان ها دچار مشکل بزرگی شدند.آن ها سال های سال ماهی نگرفته بودند و چاق و تنبل شده بودند. حالا که غذای سهل الوصولشان از بین رفته بود، عملاً دچار قحطی شدند.
طرفداران محیط زیست منطقه به مغزشان فشار آوردند تا راهی برای کمک به پلیکان ها پیدا کنند، و سرانجام راه حل را یافتند.پلیکان هایی را از منطقه ای دیگر وارد کردند که عادت داشتند هر روز به صید ماهی بروند، و آن ها را با پلیکان های محلی درآمیختند. تازه واردها فوراً شروع به صید غذای خودشان کردند و مدتی طول نکشید که پرندگان بومی گرسنه هم به آن هاپیوستند و بار دیگر شروع به ماهیگیری کردند.
با تکنیک القای آینه ای که برای رهایی از خمودگی و بی انگیزگی که حالت به اصطلاح کنسرو پلیکان است و باعث درجازدن و عدم پیشرفت میشود
به سوی نشاط وانگیزه به حرکت کرد؛
گاهی برای رشد وایجاد انگیزه لازم است اطراف خود ،مجموعه ،خانواده ...را با افراد با انگیزه،کوشا،موفق و... پرکنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
کنسرو پلیکان!!!
سالیان سال،شهر مونتری در کالیفرنیا بهشت پلیکان ها بود.این شهر محل بسیاری از کارخانجات کنسرو ماهی بود.در واقع خیابانی به نام راسته کنسروسازی در این شهر هست.پلیکان ها به این علت این شهر را دوست داشتند که ماهیگیران صیدشان را تمیز می کردند و پس مانده ها را دور می ریختند و پلیکان ها می توانستند با آن ها دلی از غذا درآورند.در شهر مونتری هر پلیکانی می توانست بی هیچ تلاشی حسابی غذا بخورد.
اما به مرور زمان میزان ماهیان سواحل کالیفرنیا کاهش یافت و کارخانجات کنسروسازی یکی یکی بسته شدند.اینجا بود که پلیکان ها دچار مشکل بزرگی شدند.آن ها سال های سال ماهی نگرفته بودند و چاق و تنبل شده بودند. حالا که غذای سهل الوصولشان از بین رفته بود، عملاً دچار قحطی شدند.
طرفداران محیط زیست منطقه به مغزشان فشار آوردند تا راهی برای کمک به پلیکان ها پیدا کنند، و سرانجام راه حل را یافتند.پلیکان هایی را از منطقه ای دیگر وارد کردند که عادت داشتند هر روز به صید ماهی بروند، و آن ها را با پلیکان های محلی درآمیختند. تازه واردها فوراً شروع به صید غذای خودشان کردند و مدتی طول نکشید که پرندگان بومی گرسنه هم به آن هاپیوستند و بار دیگر شروع به ماهیگیری کردند.
با تکنیک القای آینه ای که برای رهایی از خمودگی و بی انگیزگی که حالت به اصطلاح کنسرو پلیکان است و باعث درجازدن و عدم پیشرفت میشود
به سوی نشاط وانگیزه به حرکت کرد؛
گاهی برای رشد وایجاد انگیزه لازم است اطراف خود ،مجموعه ،خانواده ...را با افراد با انگیزه،کوشا،موفق و... پرکنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
سندروم سال جدید
همه ما این تجربه را داشته ایم؛ سال نو که نزدیک می شود، معمولا یکی از کارهایی که می کنیم، هدف گذاری برای سال بعد است. مثلاً اینکه در سال جدید می خواهم کتاب هاب بیشتری بخوانم. سالم تر غذا بخورم . ارتباطم را با خدا یا خانواده عمیق تر و وزین تر کنم. شغل بهتری پیدا کنم. در امور عام المنفعه بیشتر نقش آفرینی کنم. انسان موفق تر ی باشم. و تصمیمات دیگری از این قبیل.
اما این مساله جهانی و فراگیر است. تقریبا همه آدم ها چنین تجربیاتی داشته اند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد بطور متوسط تنها 8 درصد افراد به اهدافی که در ابتدای سال به آن فکر کرده بودند و در موردش تصمیم گرفته بودند می رسند! و نکته جالب تر اینکه تقریبا این تصمیمات و اهداف هر سال ثابت هستند و تنها افراد در ابتدای هر سال جدید آن ها را به خود یادآوری مجدد می کنند! حتی آنقدر این مسئله فراگیر است که واژه ای هم برایش گفته می شود؛ سندورم سال جدید که شاید بهتر باشد بگوییم سندروم اهداف کهنه در سالِ جدید! تصمیمات بزرگ، اما غیرعملی و فراموش شدنی تا ابتدای سال بعد که دوباره سر و کله شان پیدا می شود!
علت این سندروم چیست؟ مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چهار اشتباه را ریشه این سندروم می داند: اول: عدم تمرکز یعنی تعریف تعداد زیادی موضوع برای تغییر در یک سال! دوم: شروع اشتباه یعنی آغاز از چیزهای که عادت های خیلی جدی ما هستند و به این راحتی ها نمی شود آن ها را تغییر داد! سوم: ماندن در هدف یعنی نداشتن برنامه عملیاتی زمان بندی شده برای اهداف سال جدیدمان! و چهارم: ذهنیت کوتاه مدت که باعث می شود هر چه زودتر منتظر نتیجه باشیم چرا که مواردی که زمان بر باشد را اصلا دوست نداریم!
با توجه به این چهار نکته بالا میتوانیم در سال جدید آگاهانه تر هدفگذاری کنین و به نتایج چشمگیر تری دست یابیم
به قول یک اندیشمند معاصر، گرچه هر روز به ما اجازه می دهد که یک شروع تازه داشته باشیم، اما شروع سال جدید یک شروع روی همه شروع های هر روزمان است!
@ModiranBox
#OstadKazemi
سندروم سال جدید
همه ما این تجربه را داشته ایم؛ سال نو که نزدیک می شود، معمولا یکی از کارهایی که می کنیم، هدف گذاری برای سال بعد است. مثلاً اینکه در سال جدید می خواهم کتاب هاب بیشتری بخوانم. سالم تر غذا بخورم . ارتباطم را با خدا یا خانواده عمیق تر و وزین تر کنم. شغل بهتری پیدا کنم. در امور عام المنفعه بیشتر نقش آفرینی کنم. انسان موفق تر ی باشم. و تصمیمات دیگری از این قبیل.
اما این مساله جهانی و فراگیر است. تقریبا همه آدم ها چنین تجربیاتی داشته اند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد بطور متوسط تنها 8 درصد افراد به اهدافی که در ابتدای سال به آن فکر کرده بودند و در موردش تصمیم گرفته بودند می رسند! و نکته جالب تر اینکه تقریبا این تصمیمات و اهداف هر سال ثابت هستند و تنها افراد در ابتدای هر سال جدید آن ها را به خود یادآوری مجدد می کنند! حتی آنقدر این مسئله فراگیر است که واژه ای هم برایش گفته می شود؛ سندورم سال جدید که شاید بهتر باشد بگوییم سندروم اهداف کهنه در سالِ جدید! تصمیمات بزرگ، اما غیرعملی و فراموش شدنی تا ابتدای سال بعد که دوباره سر و کله شان پیدا می شود!
علت این سندروم چیست؟ مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چهار اشتباه را ریشه این سندروم می داند: اول: عدم تمرکز یعنی تعریف تعداد زیادی موضوع برای تغییر در یک سال! دوم: شروع اشتباه یعنی آغاز از چیزهای که عادت های خیلی جدی ما هستند و به این راحتی ها نمی شود آن ها را تغییر داد! سوم: ماندن در هدف یعنی نداشتن برنامه عملیاتی زمان بندی شده برای اهداف سال جدیدمان! و چهارم: ذهنیت کوتاه مدت که باعث می شود هر چه زودتر منتظر نتیجه باشیم چرا که مواردی که زمان بر باشد را اصلا دوست نداریم!
با توجه به این چهار نکته بالا میتوانیم در سال جدید آگاهانه تر هدفگذاری کنین و به نتایج چشمگیر تری دست یابیم
به قول یک اندیشمند معاصر، گرچه هر روز به ما اجازه می دهد که یک شروع تازه داشته باشیم، اما شروع سال جدید یک شروع روی همه شروع های هر روزمان است!
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖋 مدیریت کانال مدیران آینده
برای شما همراهان فرهیخته ،کسب موفقیت و دستیابی به اهدافتان را درسال جدید آرزومند است.
🦋نوروزتان سرشار از موفقیت و رویش
#OstadKazemi
برای شما همراهان فرهیخته ،کسب موفقیت و دستیابی به اهدافتان را درسال جدید آرزومند است.
🦋نوروزتان سرشار از موفقیت و رویش
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
تکنیک نجات ۳ثانیه ای از دام استریوتایپینگ
در ابتدا به این داستان معما ای توجه کنید:
یک روز پسری همراه پدر خود سوار ماشین در حال مسافرت توی مسیر تصادف می کنند و پدر درجا فوت میکنند. نیروهای امدادی پسر رو به بیمارستان منتقل می کنند. زمانی که رییس بیمارستان برای بررسی وضعیت جسمانی پسر به ملاقاتش می آيد با تعجب متوجه میشود که این فرد همان پسر خودش است.
اگر پدر فوت کرده، پس رییس بیمارستان چه کسی است؟ آیا ما این جا با یک معما و مساله پیچیده خانوادگی روبرو هستیم؟
این موضوع نشانگر یک خطای رایج در تحلیل و تصمیمگیری است. خطایی که به واسطه آن، یک فرد/پدیده را تنها بر اساس معیارهای خاص مانند محل زندگی، سابقه، جنسیت، قومیت، رنگ پوست و موارد مشابه قضاوت میکنیم و یک حکم کلی صادر میکنیم. خطای استریوتایپ ترکیبی از نگرش و پیشداوریهاست که به گروهی خاص تعمیمیافته و اغلب هم نادرست است. به عبارتی کسانی تفکر قالبی دارند که فکر میکنند همه افراد یه گروه از یک ویژگی معین برخوردارند.
با این توضیحات لازم شد بدانیم که
رئیس بیمارستان مادر پسر بود. اما ما این استریوتایپ را داریم که رئیس بیمارستان قاعدتاً یک مرد است و اصلاً ذهن ما اجازه حل این معما رو به ما نمیدهد.
به قول گوردون آلپورت : «هرگز با واقعیت مزاحم من نشوید، چون من تصمیم خود را گرفتهام.»
این جمله مغز استریوتایپینگ را توضیح می دهد. یعنی آن که من به جای آن که با واقعیت سر و کار داشته باشم. از قبل و بر مبنای یکی دو تا نشانه/ويژگی تصمیمم را گرفتهام. چه کنیم که از خطای استریوتایپینگ در امان بمانیم:
سه ثانیه تعلیق: معمول آن است که میان قضاوت درباره یک شی/شخص/پدیده و به زبان آوردنِ آن قضاوت، تقریباً زمانی وجود ندارد و به همان سرعتی که در ذهنِمان قضاوت شکل می گیرد آن قضاوت را بیان می کنیم. اگر نتیجه گیری خود را فقط سه ثانیه به تاخیر بیاندازیم مغز ما فرصت پیدا می کند که در مورد آن نه به صورت خودکار که به صورت خودآگاه قضاوت فکر کند و از این خطا در امان بماند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تکنیک نجات ۳ثانیه ای از دام استریوتایپینگ
در ابتدا به این داستان معما ای توجه کنید:
یک روز پسری همراه پدر خود سوار ماشین در حال مسافرت توی مسیر تصادف می کنند و پدر درجا فوت میکنند. نیروهای امدادی پسر رو به بیمارستان منتقل می کنند. زمانی که رییس بیمارستان برای بررسی وضعیت جسمانی پسر به ملاقاتش می آيد با تعجب متوجه میشود که این فرد همان پسر خودش است.
اگر پدر فوت کرده، پس رییس بیمارستان چه کسی است؟ آیا ما این جا با یک معما و مساله پیچیده خانوادگی روبرو هستیم؟
این موضوع نشانگر یک خطای رایج در تحلیل و تصمیمگیری است. خطایی که به واسطه آن، یک فرد/پدیده را تنها بر اساس معیارهای خاص مانند محل زندگی، سابقه، جنسیت، قومیت، رنگ پوست و موارد مشابه قضاوت میکنیم و یک حکم کلی صادر میکنیم. خطای استریوتایپ ترکیبی از نگرش و پیشداوریهاست که به گروهی خاص تعمیمیافته و اغلب هم نادرست است. به عبارتی کسانی تفکر قالبی دارند که فکر میکنند همه افراد یه گروه از یک ویژگی معین برخوردارند.
با این توضیحات لازم شد بدانیم که
رئیس بیمارستان مادر پسر بود. اما ما این استریوتایپ را داریم که رئیس بیمارستان قاعدتاً یک مرد است و اصلاً ذهن ما اجازه حل این معما رو به ما نمیدهد.
به قول گوردون آلپورت : «هرگز با واقعیت مزاحم من نشوید، چون من تصمیم خود را گرفتهام.»
این جمله مغز استریوتایپینگ را توضیح می دهد. یعنی آن که من به جای آن که با واقعیت سر و کار داشته باشم. از قبل و بر مبنای یکی دو تا نشانه/ويژگی تصمیمم را گرفتهام. چه کنیم که از خطای استریوتایپینگ در امان بمانیم:
سه ثانیه تعلیق: معمول آن است که میان قضاوت درباره یک شی/شخص/پدیده و به زبان آوردنِ آن قضاوت، تقریباً زمانی وجود ندارد و به همان سرعتی که در ذهنِمان قضاوت شکل می گیرد آن قضاوت را بیان می کنیم. اگر نتیجه گیری خود را فقط سه ثانیه به تاخیر بیاندازیم مغز ما فرصت پیدا می کند که در مورد آن نه به صورت خودکار که به صورت خودآگاه قضاوت فکر کند و از این خطا در امان بماند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
قانون "مورفی" در مدیریت
۷مدل از این قانون عبارت اند از:
۱. قانون مورفی ؛ نسخه اصلی
هر خطای ممکن، رخ خواهد داد.
اولین دیدگاه قانون مورفی به موضوع بیعرضگی اشاره میکند که معمولا این اتفاقها با نتایج بدی همراه خواهند شد. البته دیدگاه دومی نیز در قانون مورفی وجود دارد که عنوان میکند هیچگاه کنترل کیفیت را فراموش نکنیم و سعی کنیم سطح انتظارات را بالا ببریم؛ چرا که یک اشتباه کوچک، پیامدهای بسیار بدی را به دنبال خواهد داشت.
۲. قانون ارزش
میزان آسیب دیدن هر چیزی با ارزش آن رابطه مستقیم دارد.
با کمی توجه به زندگی خودمان متوجه میشویم آن چیزهایی که برایمان ارزش بیشتری دارند، آسیب میبینند و چیزهایی که ارزش کمتری دارند از دوام بیشتری برخوردارند. پس مراقب چیزهای با ارزش زندگیتان باشید.
۳. قانون مسئله
اگر مسئلهای را رها کنید، از وضعیت بد به بدتر تبدیل میشود.
این قانون به پیچیده شدن مسائل اشاره دارد. در واقع اگر مسئلهای را رها کنید و پس از مدتی به دنبال حل کردن آن باشید، شرایط برایتان بدتر خواهد شد. برای مثال اگر مشکلی با دوستتان دارید و آن را اکنون برطرف نکنید، در آینده برای حل این مشکل با مشکل جدیتری مواجه میشوید و کار برایتان پیچیدهتر خواهد بود.
۴. قانون ظواهر
ظاهر خوب یک شرکت با میزان قدرت آن تفاوت دارد.
این نسخه از قانون مورفی اشاره میکند که ظواهر میتوانند به نوعی فریبنده باشند. برای مثال یک سیب سرخ به ظاهر میتواند سالم باشد، ولی از درون خراب باشد. از این رو به جای اینکه از ظاهر چیزی فریب بخورید، به باطن ماجرا توجه داشته باشید.
۵. قانون باور
وقتی به شخصی بگویید در جهان هستی 300 میلیارد ستاره وجود دارد، بدون اینکه با شما بحث کند، حرفتان را باور میکند، اما به همان فرد بگویید که این نیمکت تازه رنگ شده است، او قبل از نشستن ابتدا با انگشت خود نیمکت را لمس میکند تا از درستی حرفتان مطمئن شود.
بسیاری از مردم حقایقی را که اثبات آن دشوار باشد به راحتی باور میکنند، اما برای حقایقی که اثبات کردن آن به آسانی انجام شود، به دنبال اثبات یا رد آن هستند؛ زیرا ذهن انسانها قادر به راستیآزمایی اطلاعات زیاد یا سنگین نیست و به همین دلیل آن را زود باور میکند.
۶. قانون مدیریت زمان
90 درصد اول یک پروژه 90 درصد زمان میگیرد و 10 درصد باقیمانده، 90 درصد دیگر زمان میبرد.
طبق این قانون شما نمیتوانید زمان پروژهها را بر اساس نسبتهای ریاضیاتی پیشبینی کنید؛ زیرا برخی از پروژهها آنچنان زمانبر میشوند که فراتر از تصور شما خواهد بود. به طور کلی این قانون مانند قانون پارکینسون عمل میکند. طبق قانون پارکینسون، پروژهای که روی آن کار میکنید گاهی آنقدر زمانبر خواهد بود که تمام زمان اختصاص شده به آن را اشغال میکند.
۷. قانون کار کردن زیر فشار
فشار شرایط را بدتر میکند.
هر زمانی که روی کاری بیش از حد ممکن فشار بیاورید، نتیجه بدتر میشود. به طور کلی اگر سعی کنید برای بهتر کردن اوضاع به زور متوسل شوید، اوضاع بدتر خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
قانون "مورفی" در مدیریت
۷مدل از این قانون عبارت اند از:
۱. قانون مورفی ؛ نسخه اصلی
هر خطای ممکن، رخ خواهد داد.
اولین دیدگاه قانون مورفی به موضوع بیعرضگی اشاره میکند که معمولا این اتفاقها با نتایج بدی همراه خواهند شد. البته دیدگاه دومی نیز در قانون مورفی وجود دارد که عنوان میکند هیچگاه کنترل کیفیت را فراموش نکنیم و سعی کنیم سطح انتظارات را بالا ببریم؛ چرا که یک اشتباه کوچک، پیامدهای بسیار بدی را به دنبال خواهد داشت.
۲. قانون ارزش
میزان آسیب دیدن هر چیزی با ارزش آن رابطه مستقیم دارد.
با کمی توجه به زندگی خودمان متوجه میشویم آن چیزهایی که برایمان ارزش بیشتری دارند، آسیب میبینند و چیزهایی که ارزش کمتری دارند از دوام بیشتری برخوردارند. پس مراقب چیزهای با ارزش زندگیتان باشید.
۳. قانون مسئله
اگر مسئلهای را رها کنید، از وضعیت بد به بدتر تبدیل میشود.
این قانون به پیچیده شدن مسائل اشاره دارد. در واقع اگر مسئلهای را رها کنید و پس از مدتی به دنبال حل کردن آن باشید، شرایط برایتان بدتر خواهد شد. برای مثال اگر مشکلی با دوستتان دارید و آن را اکنون برطرف نکنید، در آینده برای حل این مشکل با مشکل جدیتری مواجه میشوید و کار برایتان پیچیدهتر خواهد بود.
۴. قانون ظواهر
ظاهر خوب یک شرکت با میزان قدرت آن تفاوت دارد.
این نسخه از قانون مورفی اشاره میکند که ظواهر میتوانند به نوعی فریبنده باشند. برای مثال یک سیب سرخ به ظاهر میتواند سالم باشد، ولی از درون خراب باشد. از این رو به جای اینکه از ظاهر چیزی فریب بخورید، به باطن ماجرا توجه داشته باشید.
۵. قانون باور
وقتی به شخصی بگویید در جهان هستی 300 میلیارد ستاره وجود دارد، بدون اینکه با شما بحث کند، حرفتان را باور میکند، اما به همان فرد بگویید که این نیمکت تازه رنگ شده است، او قبل از نشستن ابتدا با انگشت خود نیمکت را لمس میکند تا از درستی حرفتان مطمئن شود.
بسیاری از مردم حقایقی را که اثبات آن دشوار باشد به راحتی باور میکنند، اما برای حقایقی که اثبات کردن آن به آسانی انجام شود، به دنبال اثبات یا رد آن هستند؛ زیرا ذهن انسانها قادر به راستیآزمایی اطلاعات زیاد یا سنگین نیست و به همین دلیل آن را زود باور میکند.
۶. قانون مدیریت زمان
90 درصد اول یک پروژه 90 درصد زمان میگیرد و 10 درصد باقیمانده، 90 درصد دیگر زمان میبرد.
طبق این قانون شما نمیتوانید زمان پروژهها را بر اساس نسبتهای ریاضیاتی پیشبینی کنید؛ زیرا برخی از پروژهها آنچنان زمانبر میشوند که فراتر از تصور شما خواهد بود. به طور کلی این قانون مانند قانون پارکینسون عمل میکند. طبق قانون پارکینسون، پروژهای که روی آن کار میکنید گاهی آنقدر زمانبر خواهد بود که تمام زمان اختصاص شده به آن را اشغال میکند.
۷. قانون کار کردن زیر فشار
فشار شرایط را بدتر میکند.
هر زمانی که روی کاری بیش از حد ممکن فشار بیاورید، نتیجه بدتر میشود. به طور کلی اگر سعی کنید برای بهتر کردن اوضاع به زور متوسل شوید، اوضاع بدتر خواهد شد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#مطلب_درخواستی
#دیدگاه_مدیریتی
قانون جذب در ۶۸ ثانیه!
استرهیکس یکی از بزرگترین استادان قانون جذب نظریه جالبی داره اون میگه اگه انسان بتونه فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعا میخواد تمرکز کنه یک زنگ بزرگ در کائنات به صدا در میآد که توجه کل هستی رو به سمت این شخص جلب می کنه،حال اگه این ۱۸ ثانیه بتونه تا ۶۸ ثانیه ادامه پیدا کنه دیگه کار تمومه و کل هستی به تکاپو میوفته، تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کنه اگه آرزوست برآورده اش کنه و اگه سواله براش جوابی پیدا کنه؛
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسه. ۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگن که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری نداره.
اما با امتحان کردن این موضوع متوجه میشویم که بعد از گذشت چند ثانیه ذهن ما منحرف خواهد شد دلیل آن چیست؟
ما عادت کردیم و در حقیقت عادت داده شدیم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم برای انجام تمام کارهای روزانه.
بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر برای ارزیابی کارهامون وقت بذاریم، اسب سرکش ذهن رو به این سو و اون سو میتازانیم.
در کل میتوان گفت هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل ۲۴ تا ۶۰ دقیقه، یعنی هزار و چهارصد و چهل دقیقه است، اما،ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمون نمی تونیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمون رو متمرکز کنیم!
و فکری که نتونه آرام بگیره و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح میدونه متمرکز بشه، کارآیی نداره و فلج میشه.
راهکار این است که فقط روزی ۶۸ ثانیه فکر خودتون رو مهار کنید، ۶۸ ثانیه به این که واقعا در زندگی چی میخوایم فکر کنید،
اما به یک شرط و اون اینه که موقع دستور دادن این طرف و اون طرف نپریم پس کافیست ۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بر اهداف و آنچه میخواهیم تمرکز کنیم و سپس به سوی آن "حرکت"کنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
قانون جذب در ۶۸ ثانیه!
استرهیکس یکی از بزرگترین استادان قانون جذب نظریه جالبی داره اون میگه اگه انسان بتونه فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعا میخواد تمرکز کنه یک زنگ بزرگ در کائنات به صدا در میآد که توجه کل هستی رو به سمت این شخص جلب می کنه،حال اگه این ۱۸ ثانیه بتونه تا ۶۸ ثانیه ادامه پیدا کنه دیگه کار تمومه و کل هستی به تکاپو میوفته، تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کنه اگه آرزوست برآورده اش کنه و اگه سواله براش جوابی پیدا کنه؛
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسه. ۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگن که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری نداره.
اما با امتحان کردن این موضوع متوجه میشویم که بعد از گذشت چند ثانیه ذهن ما منحرف خواهد شد دلیل آن چیست؟
ما عادت کردیم و در حقیقت عادت داده شدیم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم برای انجام تمام کارهای روزانه.
بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر برای ارزیابی کارهامون وقت بذاریم، اسب سرکش ذهن رو به این سو و اون سو میتازانیم.
در کل میتوان گفت هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل ۲۴ تا ۶۰ دقیقه، یعنی هزار و چهارصد و چهل دقیقه است، اما،ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمون نمی تونیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمون رو متمرکز کنیم!
و فکری که نتونه آرام بگیره و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح میدونه متمرکز بشه، کارآیی نداره و فلج میشه.
راهکار این است که فقط روزی ۶۸ ثانیه فکر خودتون رو مهار کنید، ۶۸ ثانیه به این که واقعا در زندگی چی میخوایم فکر کنید،
اما به یک شرط و اون اینه که موقع دستور دادن این طرف و اون طرف نپریم پس کافیست ۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بر اهداف و آنچه میخواهیم تمرکز کنیم و سپس به سوی آن "حرکت"کنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
مدیریت ارتباطات
تکنیک"رمزگشایی شخصیت" با پرسش "۵سوال" کوتاه!!!
يكي از بهترين راه های مدیریت ارتباطات این این است كه در ملاقات با افراد جديد . دوستان، رئيس، همكار و.. بتوانید سریعاً تصوير دقيقی و بهتری از شخصیت آنها به دست آوريد.
پنج سوالي كه در ادامه مطرح ميكنيم نه تنها اطلاعات مستقيم بيشتري در مورد فرد غريبه يا آشنا به شما ميدهند،
بلكه در مورد شخصيت اين افراد نيز اطلاعات بسيار مفيدي در اختيار شما ميگذارند.
1 . شما خودتان را چطور توصيف ميكنيد؟
در واقع اين سوال نوعي ميانبر است تا فرد شخصيت خود را بروز دهد. با استفاده از نوع كلماتي كه هر كس براي توصيف خود استفاده ميكند ميتوان به شخصيت او پي برد.
2 . بزرگترين دستاورد شما چيست؟
با اين سوال اطلاعات مهمي در مورد گذشتهِي فرد و اطلاعاتي هم در مورد شخصيتش به دست ميآوريد. مثلا متوجه ميَشويد كه بيشترين منافع اين شخص در كجا قرار دارد.
3 . آيا به تازگي كتاب خوبي خواندهايد؟
پاسخهايي كه در اين سوال دريافت خواهيد كرد خيلي متفاوت خواهند بود. به تفاوت بين خوانندگان دقت كنيد. مثلا بعضي افراد ممكن است بگويند من كتاب نميخوانم. و برخي هم ممكن است مدتها قبل يك كتاب خوانده باشند يا به يك كتاب دانشگاهي مراجعه كرده باشند. برخي هم واقعا اهل مطالعه بوده و كتابهاي معروف را نام خواهند برد.
4 . شغل رويايي شما چيست؟
سوال هر چه مبهم تر باشد بهتر است. پاسخ به اين سوال هر چه كه باشد نشان ميدهد كه فرد موردنظر قبلا به اين موضوع فكر كرده يا اصلا به آن فكر نكرده است.
5 . قهرمان شخصي شما كيست؟
پاسخ به اين سوال، اطلاعات خاصتر و روشنگرتري به شما ميدهد. با اين سوال ميتوانيد ميزان هوش يا سن شخص را تشخيص دهيد و از همه مهمتر اينكه ميتوانيد بفهميد او به چه ارزشهايي احترام قائل است.
با داشتن این اطلاعات میتوانید بهترین ارتباطات آگاهانه تری را با اطرافیان خود داشته باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت ارتباطات
تکنیک"رمزگشایی شخصیت" با پرسش "۵سوال" کوتاه!!!
يكي از بهترين راه های مدیریت ارتباطات این این است كه در ملاقات با افراد جديد . دوستان، رئيس، همكار و.. بتوانید سریعاً تصوير دقيقی و بهتری از شخصیت آنها به دست آوريد.
پنج سوالي كه در ادامه مطرح ميكنيم نه تنها اطلاعات مستقيم بيشتري در مورد فرد غريبه يا آشنا به شما ميدهند،
بلكه در مورد شخصيت اين افراد نيز اطلاعات بسيار مفيدي در اختيار شما ميگذارند.
1 . شما خودتان را چطور توصيف ميكنيد؟
در واقع اين سوال نوعي ميانبر است تا فرد شخصيت خود را بروز دهد. با استفاده از نوع كلماتي كه هر كس براي توصيف خود استفاده ميكند ميتوان به شخصيت او پي برد.
2 . بزرگترين دستاورد شما چيست؟
با اين سوال اطلاعات مهمي در مورد گذشتهِي فرد و اطلاعاتي هم در مورد شخصيتش به دست ميآوريد. مثلا متوجه ميَشويد كه بيشترين منافع اين شخص در كجا قرار دارد.
3 . آيا به تازگي كتاب خوبي خواندهايد؟
پاسخهايي كه در اين سوال دريافت خواهيد كرد خيلي متفاوت خواهند بود. به تفاوت بين خوانندگان دقت كنيد. مثلا بعضي افراد ممكن است بگويند من كتاب نميخوانم. و برخي هم ممكن است مدتها قبل يك كتاب خوانده باشند يا به يك كتاب دانشگاهي مراجعه كرده باشند. برخي هم واقعا اهل مطالعه بوده و كتابهاي معروف را نام خواهند برد.
4 . شغل رويايي شما چيست؟
سوال هر چه مبهم تر باشد بهتر است. پاسخ به اين سوال هر چه كه باشد نشان ميدهد كه فرد موردنظر قبلا به اين موضوع فكر كرده يا اصلا به آن فكر نكرده است.
5 . قهرمان شخصي شما كيست؟
پاسخ به اين سوال، اطلاعات خاصتر و روشنگرتري به شما ميدهد. با اين سوال ميتوانيد ميزان هوش يا سن شخص را تشخيص دهيد و از همه مهمتر اينكه ميتوانيد بفهميد او به چه ارزشهايي احترام قائل است.
با داشتن این اطلاعات میتوانید بهترین ارتباطات آگاهانه تری را با اطرافیان خود داشته باشید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
تفکر دلفینی
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد همه چیز را با همه تقسیم کند. اگر دلفینی زخمی شود ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
یک پژوهش در مورد دلفینها:
پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله میکردند.
نتایج پژوهش:
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. بدین ترتیب کوسه ها یکی پس از دیگری کشته می شدند. پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
درمیابیم که در تفکر دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پرباریست که با طرح های هماهنگ باهم یک مدل کارا، را تشکیل داده است.
درنتیجه می توان با انعطاف پذیری و همکاری، همدلی، همراهی، همفکری ،کارهایی را به درستی پیش برد که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده باشیم هم به دیگران و این خود از جمله زوایای مختلف تفکر دلفینی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi
تفکر دلفینی
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد همه چیز را با همه تقسیم کند. اگر دلفینی زخمی شود ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
یک پژوهش در مورد دلفینها:
پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله میکردند.
نتایج پژوهش:
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. بدین ترتیب کوسه ها یکی پس از دیگری کشته می شدند. پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
درمیابیم که در تفکر دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پرباریست که با طرح های هماهنگ باهم یک مدل کارا، را تشکیل داده است.
درنتیجه می توان با انعطاف پذیری و همکاری، همدلی، همراهی، همفکری ،کارهایی را به درستی پیش برد که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده باشیم هم به دیگران و این خود از جمله زوایای مختلف تفکر دلفینی است.
@ModiranBox
#OstadKazemi