, چهار قانون کلیدی مغز
قانون اول؛ هرعملی که بصورت عادت وتکرار درآید کنترل عصبی آن عمل از بالای مغز یعنی ضمیر خودآگاه به پایین یعنی ضمیر ناخودآگاه می رود .
به عبارت دیگر باتکرار یک عمل ارادی ، آن عمل تبدیل به یک عمل غیر ارادی میشود مثل تایپ کردن...
قانون دوم؛ هر پیامی که به مغز خطور می کند یا گفته می شود در ضمیر ناخودآگاه تاثیر می گذارد و چنانچه تکرار شود ، اثر آن چندین برابر خواهد بود.
روزانه حدود 60هزار اندیشه از مغز ما عبور می کند و اکثر این اندیشه ها غیر مثبت است.
بنابراین بسیار مراقب واژه هایی که به کار می بریم ، موسیقی هایی که گوش می دهیم ، حرفهای اطرافیانمان و ... باشیم ، چرا که همه ی واژه ها از نظر ضمیر ناخودآگاه بار معنایی مثبت یا غیر مثبت دارند.
مثلا وقتی می گوییم : من بدبختم ، ضمیرناخودآگاه این ورودی را پذیرفته و تکرار می کند.
قانون سوم؛ گاهی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در زمینه ای باهم درتعارض قرار می گیرند مثل زمانی که می خواهید از پلی معلق عبور کنید .
ناخودآگاه به شما میگوید نرو ، دست و پا چلفتی و خودآگاه میگوید ، برو...
معمولا ناخودآگاه برنده میشود.
قانون چهارم؛ هرگاه ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه در انجام امری باهم به توافق برسند توانشان در هم ضرب میشود و توانایی فرد در انجام یک رفتار چندین برابر میشود.
@ModiranBox
#OstadKazemi
قانون اول؛ هرعملی که بصورت عادت وتکرار درآید کنترل عصبی آن عمل از بالای مغز یعنی ضمیر خودآگاه به پایین یعنی ضمیر ناخودآگاه می رود .
به عبارت دیگر باتکرار یک عمل ارادی ، آن عمل تبدیل به یک عمل غیر ارادی میشود مثل تایپ کردن...
قانون دوم؛ هر پیامی که به مغز خطور می کند یا گفته می شود در ضمیر ناخودآگاه تاثیر می گذارد و چنانچه تکرار شود ، اثر آن چندین برابر خواهد بود.
روزانه حدود 60هزار اندیشه از مغز ما عبور می کند و اکثر این اندیشه ها غیر مثبت است.
بنابراین بسیار مراقب واژه هایی که به کار می بریم ، موسیقی هایی که گوش می دهیم ، حرفهای اطرافیانمان و ... باشیم ، چرا که همه ی واژه ها از نظر ضمیر ناخودآگاه بار معنایی مثبت یا غیر مثبت دارند.
مثلا وقتی می گوییم : من بدبختم ، ضمیرناخودآگاه این ورودی را پذیرفته و تکرار می کند.
قانون سوم؛ گاهی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در زمینه ای باهم درتعارض قرار می گیرند مثل زمانی که می خواهید از پلی معلق عبور کنید .
ناخودآگاه به شما میگوید نرو ، دست و پا چلفتی و خودآگاه میگوید ، برو...
معمولا ناخودآگاه برنده میشود.
قانون چهارم؛ هرگاه ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه در انجام امری باهم به توافق برسند توانشان در هم ضرب میشود و توانایی فرد در انجام یک رفتار چندین برابر میشود.
@ModiranBox
#OstadKazemi
💰➕چند پیشنهاد ویژه برای مدیران آینده➕💰
➕🅾 با ملایمت 👈 سخن بگویید
➕🅾 عمیق 👈 نفس بکشید
➕🅾 شیک 👈 لباس بپوشید
➕🅾 صبورانه 👈 کار کنید
➕🅾 نجیبانه 👈 رفتار کنید
➕🅾 همواره 👈 پس انداز کنید
➕🅾 عاقلانه 👈 بخورید
➕🅾 کافی 👈 بخوابید
➕🅾 بی باکانه 👈 عمل کنید
➕🅾 خلاقانه 👈 بیندیشید
➕🅾 صادقانه 👈 کسب کنید
➕🅾 هوشمندانه 👈 خرج کنید
☑️با تمرکز بر روی موارد بالا موفقیتتون تضمین شده است.
➖➖➖➖➖➖
🍃🍇🍃🍇🍃🍇🍃
🌺 @ModiranBox 🌺
#OstadKazemi
➕🅾 با ملایمت 👈 سخن بگویید
➕🅾 عمیق 👈 نفس بکشید
➕🅾 شیک 👈 لباس بپوشید
➕🅾 صبورانه 👈 کار کنید
➕🅾 نجیبانه 👈 رفتار کنید
➕🅾 همواره 👈 پس انداز کنید
➕🅾 عاقلانه 👈 بخورید
➕🅾 کافی 👈 بخوابید
➕🅾 بی باکانه 👈 عمل کنید
➕🅾 خلاقانه 👈 بیندیشید
➕🅾 صادقانه 👈 کسب کنید
➕🅾 هوشمندانه 👈 خرج کنید
☑️با تمرکز بر روی موارد بالا موفقیتتون تضمین شده است.
➖➖➖➖➖➖
🍃🍇🍃🍇🍃🍇🍃
🌺 @ModiranBox 🌺
#OstadKazemi
اين چهار اصل در زندگي خيلي مهم هستند :
صادق باش هنگامي که فقيري!!؛
ساده باش وقتي که ثروتمندي!!!!
مودب باش وقتي که قدرتمندي!!!!
و سکوت کن هنگامي که عصباني هستي....!!!!!!!
الماس از تراش؛
و انسان از تلاش مي درخشد .
🌺 @ModiranBox
#OstadKazemi
صادق باش هنگامي که فقيري!!؛
ساده باش وقتي که ثروتمندي!!!!
مودب باش وقتي که قدرتمندي!!!!
و سکوت کن هنگامي که عصباني هستي....!!!!!!!
الماس از تراش؛
و انسان از تلاش مي درخشد .
🌺 @ModiranBox
#OstadKazemi
⭕️ بهترین راه حل در ‘’مدیریت‘’
در يك شركت بزرگ ژاپني كه توليد وسايل آرايشي را برعهده داشت ، يك مورد تحقيقاتي به ياد ماندني اتفاق افتاد.
شكايتي از سوي يكي مشتريان به كمپاني رسيد. او اظهار داشته بود كه هنگام خريد يك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطي خالي است .
بلافاصله با تاكيد و پيگيريهاي مديريت ارشد كارخانه اين مشكل بررسي ، و دستور صادر شد كه خط بستهبندي اصلاح گردد و قسمت فني و مهندسي نيز تدابير لازمه را جهت پيشگيري از تكرار چنين مسئلهاي اتخاذ نمايد . مهندسين نيز دست به كار شده و راه حل پيشنهادي خود را چنين ارائه دادند :
پايش ( مونيتورينگ ) خط بستهبندي با اشعه ايكس
بزودي سيستم مذكور خريداري شده و با تلاش شبانه روزي گروه مهندسين ، دستگاه توليد اشعه ايكس و مانيتورهائي با رزوليشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهيز گرديد. سپس دو نفر اپراتور نيز جهت كنترل دائمي پشت آن دستگاهها به كار گمارده شدند تا از عبور احتمالي قوطيهاي خالي جلوگيري نمايند.
📌نكته جالب توجه در اين بود كه درست همزمان با اين ماجرا ، مشكلي مشابه نيز در يكي از كارگاههاي كوچك توليدي پيش آمده بود اما آنجا يك كارمند معمولي و غير متخصص آنرا به شيوهاي بسيار سادهتر و كم خرجتر حل كرد.
🔴 تعبيه يك دستگاه پنكه در مسير خط بستهبندي!
@ModiranBox
#OstadKazemi
در يك شركت بزرگ ژاپني كه توليد وسايل آرايشي را برعهده داشت ، يك مورد تحقيقاتي به ياد ماندني اتفاق افتاد.
شكايتي از سوي يكي مشتريان به كمپاني رسيد. او اظهار داشته بود كه هنگام خريد يك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطي خالي است .
بلافاصله با تاكيد و پيگيريهاي مديريت ارشد كارخانه اين مشكل بررسي ، و دستور صادر شد كه خط بستهبندي اصلاح گردد و قسمت فني و مهندسي نيز تدابير لازمه را جهت پيشگيري از تكرار چنين مسئلهاي اتخاذ نمايد . مهندسين نيز دست به كار شده و راه حل پيشنهادي خود را چنين ارائه دادند :
پايش ( مونيتورينگ ) خط بستهبندي با اشعه ايكس
بزودي سيستم مذكور خريداري شده و با تلاش شبانه روزي گروه مهندسين ، دستگاه توليد اشعه ايكس و مانيتورهائي با رزوليشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهيز گرديد. سپس دو نفر اپراتور نيز جهت كنترل دائمي پشت آن دستگاهها به كار گمارده شدند تا از عبور احتمالي قوطيهاي خالي جلوگيري نمايند.
📌نكته جالب توجه در اين بود كه درست همزمان با اين ماجرا ، مشكلي مشابه نيز در يكي از كارگاههاي كوچك توليدي پيش آمده بود اما آنجا يك كارمند معمولي و غير متخصص آنرا به شيوهاي بسيار سادهتر و كم خرجتر حل كرد.
🔴 تعبيه يك دستگاه پنكه در مسير خط بستهبندي!
@ModiranBox
#OstadKazemi
راز موفقيت مديران موفق💪
از مدير موفقي پرسيدند: "راز موفقيت شما چه بود؟" گفت:«دو كلمه» است.
- آن چيست؟
- «تصميمهاي درست»
- و شما چگونه تصميم هاي درست گرفتيد؟
- پاسخ «يك كلمه» است!
- آن چيست؟
- «تجربه»
- و شما چگونه تجربه اندوزي كرديد؟
- پاسخ «دو كلمه» است!
- آن چيست؟
- «تصميم هاي اشتباه»
🔴شرح حكايت:
به گفته پيتر دراكر ، موفقيت مديران در گرو استفاده از تجربيات و نصايح بزرگان مديريت است. از ديگر سو، تصميم گيري مهمترين بخش وظيفه مديران است. تلفيق استفاده از تجربيات بزرگان و تصمصم گيري صحيح و به موقع نقش بسيار مهمي در موفقيت مديران دارد.
______________________
🔜💢 @ModiranBox 💯
#OstadKazemi
از مدير موفقي پرسيدند: "راز موفقيت شما چه بود؟" گفت:«دو كلمه» است.
- آن چيست؟
- «تصميمهاي درست»
- و شما چگونه تصميم هاي درست گرفتيد؟
- پاسخ «يك كلمه» است!
- آن چيست؟
- «تجربه»
- و شما چگونه تجربه اندوزي كرديد؟
- پاسخ «دو كلمه» است!
- آن چيست؟
- «تصميم هاي اشتباه»
🔴شرح حكايت:
به گفته پيتر دراكر ، موفقيت مديران در گرو استفاده از تجربيات و نصايح بزرگان مديريت است. از ديگر سو، تصميم گيري مهمترين بخش وظيفه مديران است. تلفيق استفاده از تجربيات بزرگان و تصمصم گيري صحيح و به موقع نقش بسيار مهمي در موفقيت مديران دارد.
______________________
🔜💢 @ModiranBox 💯
#OstadKazemi
اگر می خواهید یک مدیر "شکست" بخورد، یک کتاب پر از "دستورالعمل" به او بدهید،
اگر می خواهید "پیروز" شود، یک "هدف" برای او تعیین کنید و از او بخواهید آن را بدست آورد.
( اگوستوس)
@ModiranBox
#OstadKazemi
اگر می خواهید "پیروز" شود، یک "هدف" برای او تعیین کنید و از او بخواهید آن را بدست آورد.
( اگوستوس)
@ModiranBox
#OstadKazemi
, سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی ها را برای مدیریت زندگی فردی و اجتماعی خود به کاربگیرد عبارت انداز :
1- مهارت خودآگاهی
2- مهارت همدلی
3- مهارت روابط بین فردی
4- مهارت ارتباط موثر
5- مهارت مقابله با استرس
6- مهارت مدیریت هیجان
7- مهارت حل مسئله
8- مهارتت تصمیم گیری
9- مهارت تفکر خلاق
10- مهارت تفکر نقادانه
مهارت خودآگاهی
توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی
مهارت همدلی
درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه،روابط_اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.
مهارت روابط بین فردی
مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
مهارت ارتباط موثر
درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.
مهارت مقابله با فشار عصبی
با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.
مهارت مدیریت هیجان
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.
مهارت حل مسئله
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.
مهارت تصمیم گیری
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت هداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.
مهارت تفکر خلاق
تفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.
هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.
مهارت تفکر نقادانه
این مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم.
با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.
شما کدام یک از این مهارت ها را دارید و باید کدام یک را کسب کنید؟!
@ModiranBox
#OstadKazemi
1- مهارت خودآگاهی
2- مهارت همدلی
3- مهارت روابط بین فردی
4- مهارت ارتباط موثر
5- مهارت مقابله با استرس
6- مهارت مدیریت هیجان
7- مهارت حل مسئله
8- مهارتت تصمیم گیری
9- مهارت تفکر خلاق
10- مهارت تفکر نقادانه
مهارت خودآگاهی
توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی
مهارت همدلی
درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه،روابط_اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.
مهارت روابط بین فردی
مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
مهارت ارتباط موثر
درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.
مهارت مقابله با فشار عصبی
با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.
مهارت مدیریت هیجان
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.
مهارت حل مسئله
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.
مهارت تصمیم گیری
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت هداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.
مهارت تفکر خلاق
تفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.
هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.
مهارت تفکر نقادانه
این مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم.
با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.
شما کدام یک از این مهارت ها را دارید و باید کدام یک را کسب کنید؟!
@ModiranBox
#OstadKazemi
تصمیم گیری لوبیایی
روزي از روزها، در يكي از شركت هاي صنعتي مديريتوانمند كار ميكرد كه آوازه "تصميم گيرنده سريع " را با خود يدك ميكشيد. هر زمان كه يكي از كارمندان آن شركت نزد اين مدير ميآمد و مشكلي را با او در ميان ميگذاشت، مدير توانمند ما در حالي كه با يك دست در جيب و يك دست زير چانه به سقف خيره ميشد، اندكي به تفكر ميپرداخت و سپس سريعاً و با اقتدار كامل پاسخ مثبت يا منفي خود را اعلام ميكرد به طوري كه كارمندان از اين همه اعتماد به نفس كه در رييس خود ميديدند دچار شگفتي ميشدند.
پس از گذشت چند سال ، با تصميمات و تدابير سريعي كه اين مدير اتخاذ ميكرد، شركت آنها عالي ترين مدارج پيشرفت را پيمود. داستانهاي زيادي در مورد توانايي مرموز تصميم گيري سريع اين مدير نقل ميشد و حتي كار به دخالت دادن نيرو هاي فوق طبيعي نيز كشيده شده بود. يك روز، رييس قسمت فروش شركت نزد او آمد و پس از ارائه طرحي از او خواست نظرش را در باره آن طرح بيان كند. مدير، پس از برانداز كردن آن طرح و پرسيدن چند سوال، اندكي به تفكر پرداخت و گفت: "طرح خوبي است، آن را به مرحله اجرا در آور". روز ديگري، از مدير در مورد وضعييت سالن غذا خوري شركت سوال شد و پيشنهاد گرديد كه محل آن به جاي ديگري تغيير يابد. اما مدير پس از طرح چند سوال ابراز داشت : "سالن در همان جايي كه هست باقي بماند".
تصميم گيري سريع و موكد و بدون تاخير و هميشه جواب سريع و صريح دادن از خصوصيات برجسته مدير توانمند ما بود كه ساير مديران در مورد آن غبطه ميخوردند. سالها گذشت و آن شركت با مديريت آن مدير، پيشرفتهاي زيادي نمود تا اينكه يك روز زمان باز نشستگي او فرا رسيد. مدير جانشين كه از تواناييهاي مدير قبلي اطلاع كامل داشت از او خواست كه راز موفقيتش را با او در ميان بگذارد. مديرقديمي با كمال ميل حاضر شد كه رازش را برملا سازد. اين بود كه گفت: "راز كار من لوبياست" . مدير جديد كه كاملا گيج شده بود از او خواست كه مسئله را بيشتر توضيح دهد. به همين سبب مدير قديمي مقداري لوبيا از جيبش درآورد و پس از اينكه آنها را در اين دستش ريخت و دو باره در جيبش قرار داد گفت: "سالها قبل پي بردم كه اگر تصميم گيري در مورد مسئله اي را به عقب بياندازي آن مسئله بسيار بدتر و مشكل تر از قبل ميشود. اين بود كه من روشي را براي تصميم گيري سريع ابداع نمودم. روش من به اين ترتيب بود كه پس از تهيه مقداري لوبيا، آنها را در داخل جيبم قراردادم و هر زمان كه مجبور بودم در مورد سوالي جواب بله يا نه بدهم مقداري از آن لوبياها را به اندازه يك مشت بر ميداشتم و در داخل جيبم شروع به شمارش آنها ميكردم. اگر مجموع اين لوبياها عددي فرد بود جواب منفي و اگر مجموع آنها زوج بود جواب مثبت ميدادم ".
مدير قبلي ادامه داد: "همانطوريكه ميبيني فرقي نمي كرد كه جواب من مثبت باشد يا منفي بلكه چيزي كه مهم بود اين بود كه جريان تصميم گيري به تعويق نيافتد. البته تصميمات من گاهي از اوقات غلط از آب در ميآمد و اين امري اجتناب ناپذير بود. اما، چه درست و چه غلط، تصميم گيري بايد هرچه سريعتر صورت پذيرد تا بتوان انرژي خود را صرف چيزهايي كه واقعاً اهميت دارند نمود". اين گونه بود كه مدير جديد نيز همراه با مقداري لوبيا داخل جيبش، پست مديريت را از آن مدير توانمند تحويل گرفت .....
🔴شرح حكايت
در اين حكايت در مورد اهميت تصميم گيري سريع و بموقع صحبت شده است. به نظر نويسنده علاوه بر درستي هر تصميم، اتخاذ تصميم بموقع نيز اهميت زيادي دارد بطوري كه با درستي تصميم برابري دارد. عدم تصميم بموقع بعضي اوقات از تصميمات صحيح ديرهنگام نيز بدتر است.
🌺 @ModiranBox 🌺
#OstadKazemi
روزي از روزها، در يكي از شركت هاي صنعتي مديريتوانمند كار ميكرد كه آوازه "تصميم گيرنده سريع " را با خود يدك ميكشيد. هر زمان كه يكي از كارمندان آن شركت نزد اين مدير ميآمد و مشكلي را با او در ميان ميگذاشت، مدير توانمند ما در حالي كه با يك دست در جيب و يك دست زير چانه به سقف خيره ميشد، اندكي به تفكر ميپرداخت و سپس سريعاً و با اقتدار كامل پاسخ مثبت يا منفي خود را اعلام ميكرد به طوري كه كارمندان از اين همه اعتماد به نفس كه در رييس خود ميديدند دچار شگفتي ميشدند.
پس از گذشت چند سال ، با تصميمات و تدابير سريعي كه اين مدير اتخاذ ميكرد، شركت آنها عالي ترين مدارج پيشرفت را پيمود. داستانهاي زيادي در مورد توانايي مرموز تصميم گيري سريع اين مدير نقل ميشد و حتي كار به دخالت دادن نيرو هاي فوق طبيعي نيز كشيده شده بود. يك روز، رييس قسمت فروش شركت نزد او آمد و پس از ارائه طرحي از او خواست نظرش را در باره آن طرح بيان كند. مدير، پس از برانداز كردن آن طرح و پرسيدن چند سوال، اندكي به تفكر پرداخت و گفت: "طرح خوبي است، آن را به مرحله اجرا در آور". روز ديگري، از مدير در مورد وضعييت سالن غذا خوري شركت سوال شد و پيشنهاد گرديد كه محل آن به جاي ديگري تغيير يابد. اما مدير پس از طرح چند سوال ابراز داشت : "سالن در همان جايي كه هست باقي بماند".
تصميم گيري سريع و موكد و بدون تاخير و هميشه جواب سريع و صريح دادن از خصوصيات برجسته مدير توانمند ما بود كه ساير مديران در مورد آن غبطه ميخوردند. سالها گذشت و آن شركت با مديريت آن مدير، پيشرفتهاي زيادي نمود تا اينكه يك روز زمان باز نشستگي او فرا رسيد. مدير جانشين كه از تواناييهاي مدير قبلي اطلاع كامل داشت از او خواست كه راز موفقيتش را با او در ميان بگذارد. مديرقديمي با كمال ميل حاضر شد كه رازش را برملا سازد. اين بود كه گفت: "راز كار من لوبياست" . مدير جديد كه كاملا گيج شده بود از او خواست كه مسئله را بيشتر توضيح دهد. به همين سبب مدير قديمي مقداري لوبيا از جيبش درآورد و پس از اينكه آنها را در اين دستش ريخت و دو باره در جيبش قرار داد گفت: "سالها قبل پي بردم كه اگر تصميم گيري در مورد مسئله اي را به عقب بياندازي آن مسئله بسيار بدتر و مشكل تر از قبل ميشود. اين بود كه من روشي را براي تصميم گيري سريع ابداع نمودم. روش من به اين ترتيب بود كه پس از تهيه مقداري لوبيا، آنها را در داخل جيبم قراردادم و هر زمان كه مجبور بودم در مورد سوالي جواب بله يا نه بدهم مقداري از آن لوبياها را به اندازه يك مشت بر ميداشتم و در داخل جيبم شروع به شمارش آنها ميكردم. اگر مجموع اين لوبياها عددي فرد بود جواب منفي و اگر مجموع آنها زوج بود جواب مثبت ميدادم ".
مدير قبلي ادامه داد: "همانطوريكه ميبيني فرقي نمي كرد كه جواب من مثبت باشد يا منفي بلكه چيزي كه مهم بود اين بود كه جريان تصميم گيري به تعويق نيافتد. البته تصميمات من گاهي از اوقات غلط از آب در ميآمد و اين امري اجتناب ناپذير بود. اما، چه درست و چه غلط، تصميم گيري بايد هرچه سريعتر صورت پذيرد تا بتوان انرژي خود را صرف چيزهايي كه واقعاً اهميت دارند نمود". اين گونه بود كه مدير جديد نيز همراه با مقداري لوبيا داخل جيبش، پست مديريت را از آن مدير توانمند تحويل گرفت .....
🔴شرح حكايت
در اين حكايت در مورد اهميت تصميم گيري سريع و بموقع صحبت شده است. به نظر نويسنده علاوه بر درستي هر تصميم، اتخاذ تصميم بموقع نيز اهميت زيادي دارد بطوري كه با درستي تصميم برابري دارد. عدم تصميم بموقع بعضي اوقات از تصميمات صحيح ديرهنگام نيز بدتر است.
🌺 @ModiranBox 🌺
#OstadKazemi
👀مدیریت استرس👌
استرس چیست ؟ آیا می توان ان را کنترل کرد ، چگونه می توانیم با زبان بدن آن را کنترل نماییم ؟
امروزه استرس بیش از پیش شایع شده است. استرس زمانی به وجود می آید که چندین خواسته که انجام دادن آنها دشوار می نماید، به شما تحمیل شود؛ بی آن که بتوانید مانع آنها شوید. به طوری که در آزمایشی جسمانی، آزمایش شونده ها که ناگزیر بودند در دمای ۳۸ سانتی گراد به کار طاقت فرسا بپردازند، عصبی و افسرده شده بودند.
در یک آزمایش «عاطفی، هیجانی» که از افراد شرکت کننده خواسته شده بود، کارهایی را انجام دهند که فرجه ی زمانی آنها غیر منطقی و دور از انتظار بود؛ به تدریج پس از گذشت چند هفته، آنها نیز از همان علائم بیمارگونه رنج می بردند.
جالب توجه آن که کار نکشیدن از بدن در حد توان یا ظرفیت آن، به اندازه ی بیش از حد کار کشیدن از بدن، استرس زا است، زیرا به همان اندازه که کار کشیدن بیش از حد از بدن، از کارایی آن می کاهد، عدم بهره وری لازم از توان یا ظرفیت آن نیز همین نتیجه را در بر دارد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
استرس چیست ؟ آیا می توان ان را کنترل کرد ، چگونه می توانیم با زبان بدن آن را کنترل نماییم ؟
امروزه استرس بیش از پیش شایع شده است. استرس زمانی به وجود می آید که چندین خواسته که انجام دادن آنها دشوار می نماید، به شما تحمیل شود؛ بی آن که بتوانید مانع آنها شوید. به طوری که در آزمایشی جسمانی، آزمایش شونده ها که ناگزیر بودند در دمای ۳۸ سانتی گراد به کار طاقت فرسا بپردازند، عصبی و افسرده شده بودند.
در یک آزمایش «عاطفی، هیجانی» که از افراد شرکت کننده خواسته شده بود، کارهایی را انجام دهند که فرجه ی زمانی آنها غیر منطقی و دور از انتظار بود؛ به تدریج پس از گذشت چند هفته، آنها نیز از همان علائم بیمارگونه رنج می بردند.
جالب توجه آن که کار نکشیدن از بدن در حد توان یا ظرفیت آن، به اندازه ی بیش از حد کار کشیدن از بدن، استرس زا است، زیرا به همان اندازه که کار کشیدن بیش از حد از بدن، از کارایی آن می کاهد، عدم بهره وری لازم از توان یا ظرفیت آن نیز همین نتیجه را در بر دارد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
✍ ۸ نکته برای ارتباط موثرمدیران
آیا میخواهید مردم به حرف شما گوش دهند؟ این موضوع فقط به عنوانهایی که مطرح میکنید بستگی ندارد بلکه به نحوه بیان کردن شما نیز بستگی دارد. به نظر شما چگونه میتوان طرف مقابل را ترغیب کرد به حرف شما گوش دهد؟
۸-نکته-برای-اینکه-بهتر-ارتباط-برقرار-کنید
برخی انسانها استعداد خاصی در صحبت کردن دارند، آنها میتوانند سر صحبت را بهخوبی باز کنند و تا پایان مذاکره بهخوبی با شما صحبت کنند. برای این افراد خیلی فرقی نمیکند آنها در خیابان باشند یا کافیشاپ یا… و همچنین تفاوت زیادی ندارد که طرف مقابلشان مدیر باشد یا مشتری یا یک غریبه، آنها میتوانند بهراحتی در همه جا با هرکسی ارتباط کلامی داشته باشند و با آنها گرم بگیرند؛ اما چگونه این افراد موفق به برقراری ارتباط با هر قشری میشوند؟ افراد موفق، در مذاکره کردن مهارت خاصی دارند و برخی از آنها این مهارت را یاد گرفتهاند؛ بنابراین شما هم میتوانید یاد بگیرید چگونه سر صحبت را باز کنید و موفق به اداره صحبت هایتان طی مذاکره شوید.
شروع: ارتباط برقرار کنید.
۱- دوستانه باشید.
لبخند بزنید. این کار شاید به نظر ساده برسد ولی شما از نتیجه این کار متعجب خواهید شد.
۲- مشاهدهگر باشید.
از زبان بدن طرف مقابل برای ارتباط با او استفاده کنید. همچنین زمانی را برای شروع صحبت کردن انتخاب کنید که فرد مورد نظر شما به چیز خاص دیگری متمرکز نیست.
اواسط مذاکره:
۳- محتاط باشید
یک سؤال عمومی کوتاه بپرسید که جواب آن بله یا خیر باشد. سپس بر مبنای مشاهده خود از زبان بدن طرف مقابل شروع به صحبت در مورد موضوع خاصی کنید. همچنین شکایت کردن از اوضاعی خاص بهترین روش برای شروع صحبت است. مثلاً در مورد اینکه چقدر خدمات فلان مکانی بد است یا غیره صحبت کنید. چند دقیقه بعد شما شاهد شکایتهای مختلفی از آن فرد در همین زمینه خواهید بود.
۴- خود را با آنها تطبیق دهید.
در مورد چیزیهای مرتبط صحبت کنید. صحبت در مورد چیزی که قابل مشاهده نیست کمی گیجکننده است. اگر روی میز آنها کاتالوگ خاصی وجود دارد سعی کنید طرف مقابل را به آن سمت هدایت کنید و در مورد آن کاتالوگ صحبت کنید.
۵- آرام باشید
هر مذاکرهای میتواند لذتبخش باشد. در طی مذاکره آرام باشید و به خاطر داشته باشید هدف شما از مذاکره برقراری ارتباط است نه ایجاد تنش و دعوا.
۶- مراقب باشید
اگر متوجه شدید که مذاکره یکطرفه است و فقط شما دارید صحبت میکنید، یک سؤال بپرسید. به جای انتشار ایدههایتان سعی کنید تمرکز خود را روی این موضوع که طرف مقابل چه نظری دارد تمرکز کنید.
پایان: برای برقراری ارتباط، فرصت مجدد ایجاد کنید.
۷- آگاه باشید
ارتباط یا عدم ایجاد ارتباط را تشخیص دهید. اگر مذاکره کمی طول کشید این به این معناست که ارتباط دوطرفه وجود دارد و شما توانستهاید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید. اگر مشخص شد یکی از دو طرف علاقه خاصی به ادامه مذاکره ندارد خیلی مؤدبانه مذاکره را به پایان برسانید.
۸- خوش برخورد باشید
مؤدبانه مذاکره را پایان دهید. کارت ویزیت خود را به طرف مقابل بدهید و بگویید خوشحال میشوید اگر او با شما تماس بگیرد. برای مذاکراتی که دیگر ادامه نخواهد داشت بگویید “از صحبت کردن با آنها خوشحال شدید”
مذاکره برای بسیاری از افراد یک مهارت یاد گرفتنی است؛ بنابراین اگر مذاکره کننده خوبی نیستید با به کار بردن نکات بالا حرفهای شوید
🔰 ________________________
🔜🔴 @ModiranBox 💯
#OstadKazemi
آیا میخواهید مردم به حرف شما گوش دهند؟ این موضوع فقط به عنوانهایی که مطرح میکنید بستگی ندارد بلکه به نحوه بیان کردن شما نیز بستگی دارد. به نظر شما چگونه میتوان طرف مقابل را ترغیب کرد به حرف شما گوش دهد؟
۸-نکته-برای-اینکه-بهتر-ارتباط-برقرار-کنید
برخی انسانها استعداد خاصی در صحبت کردن دارند، آنها میتوانند سر صحبت را بهخوبی باز کنند و تا پایان مذاکره بهخوبی با شما صحبت کنند. برای این افراد خیلی فرقی نمیکند آنها در خیابان باشند یا کافیشاپ یا… و همچنین تفاوت زیادی ندارد که طرف مقابلشان مدیر باشد یا مشتری یا یک غریبه، آنها میتوانند بهراحتی در همه جا با هرکسی ارتباط کلامی داشته باشند و با آنها گرم بگیرند؛ اما چگونه این افراد موفق به برقراری ارتباط با هر قشری میشوند؟ افراد موفق، در مذاکره کردن مهارت خاصی دارند و برخی از آنها این مهارت را یاد گرفتهاند؛ بنابراین شما هم میتوانید یاد بگیرید چگونه سر صحبت را باز کنید و موفق به اداره صحبت هایتان طی مذاکره شوید.
شروع: ارتباط برقرار کنید.
۱- دوستانه باشید.
لبخند بزنید. این کار شاید به نظر ساده برسد ولی شما از نتیجه این کار متعجب خواهید شد.
۲- مشاهدهگر باشید.
از زبان بدن طرف مقابل برای ارتباط با او استفاده کنید. همچنین زمانی را برای شروع صحبت کردن انتخاب کنید که فرد مورد نظر شما به چیز خاص دیگری متمرکز نیست.
اواسط مذاکره:
۳- محتاط باشید
یک سؤال عمومی کوتاه بپرسید که جواب آن بله یا خیر باشد. سپس بر مبنای مشاهده خود از زبان بدن طرف مقابل شروع به صحبت در مورد موضوع خاصی کنید. همچنین شکایت کردن از اوضاعی خاص بهترین روش برای شروع صحبت است. مثلاً در مورد اینکه چقدر خدمات فلان مکانی بد است یا غیره صحبت کنید. چند دقیقه بعد شما شاهد شکایتهای مختلفی از آن فرد در همین زمینه خواهید بود.
۴- خود را با آنها تطبیق دهید.
در مورد چیزیهای مرتبط صحبت کنید. صحبت در مورد چیزی که قابل مشاهده نیست کمی گیجکننده است. اگر روی میز آنها کاتالوگ خاصی وجود دارد سعی کنید طرف مقابل را به آن سمت هدایت کنید و در مورد آن کاتالوگ صحبت کنید.
۵- آرام باشید
هر مذاکرهای میتواند لذتبخش باشد. در طی مذاکره آرام باشید و به خاطر داشته باشید هدف شما از مذاکره برقراری ارتباط است نه ایجاد تنش و دعوا.
۶- مراقب باشید
اگر متوجه شدید که مذاکره یکطرفه است و فقط شما دارید صحبت میکنید، یک سؤال بپرسید. به جای انتشار ایدههایتان سعی کنید تمرکز خود را روی این موضوع که طرف مقابل چه نظری دارد تمرکز کنید.
پایان: برای برقراری ارتباط، فرصت مجدد ایجاد کنید.
۷- آگاه باشید
ارتباط یا عدم ایجاد ارتباط را تشخیص دهید. اگر مذاکره کمی طول کشید این به این معناست که ارتباط دوطرفه وجود دارد و شما توانستهاید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید. اگر مشخص شد یکی از دو طرف علاقه خاصی به ادامه مذاکره ندارد خیلی مؤدبانه مذاکره را به پایان برسانید.
۸- خوش برخورد باشید
مؤدبانه مذاکره را پایان دهید. کارت ویزیت خود را به طرف مقابل بدهید و بگویید خوشحال میشوید اگر او با شما تماس بگیرد. برای مذاکراتی که دیگر ادامه نخواهد داشت بگویید “از صحبت کردن با آنها خوشحال شدید”
مذاکره برای بسیاری از افراد یک مهارت یاد گرفتنی است؛ بنابراین اگر مذاکره کننده خوبی نیستید با به کار بردن نکات بالا حرفهای شوید
🔰 ________________________
🔜🔴 @ModiranBox 💯
#OstadKazemi
🌐هوش مالی خود را افزایش دهید🌐
هوش مالی تنها بخشی از هوش ذهنی است که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده میشود. ممکن است شخصی دارای هوش ذهنی بالایی باشد ولی هوش مالی پایینی داشته باشد و برعکس. تفکر انسانها درباره پول دارای طبقهبندی خاص خود به شرح زیر است:
کسب درآمد بیشتر: اکثر آدمها درآمد دارند ولی کسی که درآمد بیشتری داشته باشد هوش مالی بالاتری دارد.
محافظت از پول: محافظت از پول در برابر آدمهایی که ممکن است با ترفند پول شما را بدزدند یا پرداخت هزینههایی مانند مالیات که در صورت دانستن قوانین مربوطه ممکن است بتوانید کمتر پرداخت کنید، بیانگر هوش مالی است.
بودجهبندی پول: بودجهبندی پول مثل یک ثروتمند نیازمند هوش مالی بالایی است. اگر کسی بتواند مانند ثروتمندان بودجهبندی برای پول خود داشته باشد، میتواند ثروتمند شود.
تقویت پول خود: بسیاری از افراد نمیدانند پساندازهای خود را چگونه سرمایهگذاری کنند تا بتوانند پول خود را تقویت کنند. برخی افراد پول خود را در بانک میگذارند و از حداقل سودی که بانک میدهد استفاده میکنند که خیلی هم زیاد نیست ولی سرمایهگذاری به گونهای که شما بتوانید با نرخ سودی بیشتر از نرخ تورم و حتی بالاتر پول خود را تقویت کنید نیازمند هوش مالی بالایی است.
افزایش اطلاعات مالی خود: واگذاری کار سرمایهگذاری به دیگران مانع افزایش دانش مالی خودتان میشود. بهعبارت دیگر اگر شخص دیگری پولتان را مدیریت کند، نمیتوانید هوش مالی خود را افزایش دهید.
اگر این پنج هوش مالی را در خود ایجاد کنید، بهتر میتوانید مشکلات خود را حل کرده و هوش مالی خود را افزایش دهید.
@MidiranBox
#OstadKazemi
هوش مالی تنها بخشی از هوش ذهنی است که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده میشود. ممکن است شخصی دارای هوش ذهنی بالایی باشد ولی هوش مالی پایینی داشته باشد و برعکس. تفکر انسانها درباره پول دارای طبقهبندی خاص خود به شرح زیر است:
کسب درآمد بیشتر: اکثر آدمها درآمد دارند ولی کسی که درآمد بیشتری داشته باشد هوش مالی بالاتری دارد.
محافظت از پول: محافظت از پول در برابر آدمهایی که ممکن است با ترفند پول شما را بدزدند یا پرداخت هزینههایی مانند مالیات که در صورت دانستن قوانین مربوطه ممکن است بتوانید کمتر پرداخت کنید، بیانگر هوش مالی است.
بودجهبندی پول: بودجهبندی پول مثل یک ثروتمند نیازمند هوش مالی بالایی است. اگر کسی بتواند مانند ثروتمندان بودجهبندی برای پول خود داشته باشد، میتواند ثروتمند شود.
تقویت پول خود: بسیاری از افراد نمیدانند پساندازهای خود را چگونه سرمایهگذاری کنند تا بتوانند پول خود را تقویت کنند. برخی افراد پول خود را در بانک میگذارند و از حداقل سودی که بانک میدهد استفاده میکنند که خیلی هم زیاد نیست ولی سرمایهگذاری به گونهای که شما بتوانید با نرخ سودی بیشتر از نرخ تورم و حتی بالاتر پول خود را تقویت کنید نیازمند هوش مالی بالایی است.
افزایش اطلاعات مالی خود: واگذاری کار سرمایهگذاری به دیگران مانع افزایش دانش مالی خودتان میشود. بهعبارت دیگر اگر شخص دیگری پولتان را مدیریت کند، نمیتوانید هوش مالی خود را افزایش دهید.
اگر این پنج هوش مالی را در خود ایجاد کنید، بهتر میتوانید مشکلات خود را حل کرده و هوش مالی خود را افزایش دهید.
@MidiranBox
#OstadKazemi
#نکات_مدیریتی
⭕️فقط نکات مثبت را بیان نکنید
هنگامیکه نتایج حاصل از یک صمیم را با افراد تیمتان در میان میگذارید، طبیعتا تنها نتایج مثبتی که از آن تصمیم حاصل میشود را توصیف خواهید نمود.در همین حال افراد تیم شما،به صورت غریزی نکات منفی تصمیم را جستوجو میکنند.
♦️به خاطر داشته باشید که هر نقطه خاکستری از یک کسب و کار از نظر تعدادی از پرسنل، مشکی دیده میشود.
هرگز نکات منفی ،حتی آن نکاتی که غیرمحتمل به نظر می رسند را نادیده نگیرید. درباره همه نکات منفی، بخصوص آنهابی که بطور مستقیم روی کارمندان اثرمیگذارند،به صورت کاملا باز و شفاف صحبت کنید. بهترین و بدترین چیزی که میتواند رخ دهد و چیزی که ممکن است عاید افراد تیم شما بشود را کاملا به نمایش بگذارید.
هنگامی که یه صورت باز وآزاد درباره نکات منفی بالقوه تصمیم، بحث میکنید کارمندان نه تنها احترام بیشتری برای شما قائل میشوند بلکه نهایت تلاششان را هم به کار خواهند برد تا مانع بروز آن نکات منفی شوند.
________________________
@ModiranBox
#OstadKazemi
⭕️فقط نکات مثبت را بیان نکنید
هنگامیکه نتایج حاصل از یک صمیم را با افراد تیمتان در میان میگذارید، طبیعتا تنها نتایج مثبتی که از آن تصمیم حاصل میشود را توصیف خواهید نمود.در همین حال افراد تیم شما،به صورت غریزی نکات منفی تصمیم را جستوجو میکنند.
♦️به خاطر داشته باشید که هر نقطه خاکستری از یک کسب و کار از نظر تعدادی از پرسنل، مشکی دیده میشود.
هرگز نکات منفی ،حتی آن نکاتی که غیرمحتمل به نظر می رسند را نادیده نگیرید. درباره همه نکات منفی، بخصوص آنهابی که بطور مستقیم روی کارمندان اثرمیگذارند،به صورت کاملا باز و شفاف صحبت کنید. بهترین و بدترین چیزی که میتواند رخ دهد و چیزی که ممکن است عاید افراد تیم شما بشود را کاملا به نمایش بگذارید.
هنگامی که یه صورت باز وآزاد درباره نکات منفی بالقوه تصمیم، بحث میکنید کارمندان نه تنها احترام بیشتری برای شما قائل میشوند بلکه نهایت تلاششان را هم به کار خواهند برد تا مانع بروز آن نکات منفی شوند.
________________________
@ModiranBox
#OstadKazemi
⭕️ پژوهشی در راز و رمز شرکت های برتر
🔺رویارویی با حقایق ناگوار (حفظ ایمان)
یکی از یافته های این پژوهش این است که دستاوردهای بزرگ حاصل یک رشته تصمیم های درست است به شرطی که خوب اجرا شوند و همچنین دستاورد دیگر این پژوهش این است که درشرکت های برجسته دونوع فکر منضبط دیده می شود :
فکر اول : کل فرآیند را درمعرض واقعیات تلخ و ناگوار قرار می دهند.
فکر دوم : فراهم ساختن چارچوبی ساده اما حساب شده به عنوان مرجع تصمیم ، برای سبک وسنگین کردن و تعیین صحت و سقم تصمیم ها
( انگاره خارپشت ) اگر اول با شواهد و نشانه ای واقعیت روبرو نشویم نمی توانیم تصمیم درست بگیریم ، این همان اصلی است که شرکت های برجسته براساس آن حرکت می کنند و شرکت های طرف مقایسه به آن توجه نمی کنند.
داشتن آرزو وعظمت عیب نیست ، همه شرکت های بزرگ نیز برای رسیدن به عظمت تلاش می کنند امااین شرکت ها ، برخلاف شرکت های طرف مقایسه و رقیب راه رسیدن به بزرگی را همیشه با اطلاعات و واقعیات اصلاح میکنند.
چرچیل نخست وزیر وقت انگلستان در جنگ جهانی دوم دراوایل جنگ یگان ویژه ای را ایجاد کرد به نام دفتر آمار که وظیفه آن آگاه ساختن چرچیل از خبرهای دستکاری نشده روز و خبرهای بد وناگوار بود.
صرف انرژی برای برانگیختن دیگران جهت آرمان کاری است بیهوده چون اگر افراد را مناسب انتخاب کرده باشیم لازم نیست به آنهاانگیزه بدهیم بنابراین سئوال اصلی این است که :
چطور باید رفتار کنیم که انگیزه کش نشویم ؟
آری ، رهبری آرمان می خواهد اما حال وهوای شنیدن صدا و .... روبرو شدن با حقایق گزنده لازم است فرق است برای شنیدن نظر و وجود امکان برای حفظ نظر رهبران شرکت های برجسته این فرق را درک می کنند که در آن صدا و نظر کارکنان شنیده شود و از این راه صدای واقعیت به گوش برسد.
سئوال مهم چگونه می توان فضا و حال و هوایی را ایجاد کرد تانظر کارکنان شنیده شود؟
1⃣ با پرسیدن رهبری کنید نه با جواب دادن
2⃣ درگیر گفتگو شوید و از زورگویی بپرهیزید.
3⃣ ته و توی قضیه را در آورید ولی کسی را سرزنش نکنید.
4⃣ ساز و کارهای از نوع پرچم اخطار ایجاد کنید.
ادامه دارد...
#از_خوب_به_عالی
نویسنده : جیم کالینز
________________________
@ModiranBox
#OstadKazemi
🔺رویارویی با حقایق ناگوار (حفظ ایمان)
یکی از یافته های این پژوهش این است که دستاوردهای بزرگ حاصل یک رشته تصمیم های درست است به شرطی که خوب اجرا شوند و همچنین دستاورد دیگر این پژوهش این است که درشرکت های برجسته دونوع فکر منضبط دیده می شود :
فکر اول : کل فرآیند را درمعرض واقعیات تلخ و ناگوار قرار می دهند.
فکر دوم : فراهم ساختن چارچوبی ساده اما حساب شده به عنوان مرجع تصمیم ، برای سبک وسنگین کردن و تعیین صحت و سقم تصمیم ها
( انگاره خارپشت ) اگر اول با شواهد و نشانه ای واقعیت روبرو نشویم نمی توانیم تصمیم درست بگیریم ، این همان اصلی است که شرکت های برجسته براساس آن حرکت می کنند و شرکت های طرف مقایسه به آن توجه نمی کنند.
داشتن آرزو وعظمت عیب نیست ، همه شرکت های بزرگ نیز برای رسیدن به عظمت تلاش می کنند امااین شرکت ها ، برخلاف شرکت های طرف مقایسه و رقیب راه رسیدن به بزرگی را همیشه با اطلاعات و واقعیات اصلاح میکنند.
چرچیل نخست وزیر وقت انگلستان در جنگ جهانی دوم دراوایل جنگ یگان ویژه ای را ایجاد کرد به نام دفتر آمار که وظیفه آن آگاه ساختن چرچیل از خبرهای دستکاری نشده روز و خبرهای بد وناگوار بود.
صرف انرژی برای برانگیختن دیگران جهت آرمان کاری است بیهوده چون اگر افراد را مناسب انتخاب کرده باشیم لازم نیست به آنهاانگیزه بدهیم بنابراین سئوال اصلی این است که :
چطور باید رفتار کنیم که انگیزه کش نشویم ؟
آری ، رهبری آرمان می خواهد اما حال وهوای شنیدن صدا و .... روبرو شدن با حقایق گزنده لازم است فرق است برای شنیدن نظر و وجود امکان برای حفظ نظر رهبران شرکت های برجسته این فرق را درک می کنند که در آن صدا و نظر کارکنان شنیده شود و از این راه صدای واقعیت به گوش برسد.
سئوال مهم چگونه می توان فضا و حال و هوایی را ایجاد کرد تانظر کارکنان شنیده شود؟
1⃣ با پرسیدن رهبری کنید نه با جواب دادن
2⃣ درگیر گفتگو شوید و از زورگویی بپرهیزید.
3⃣ ته و توی قضیه را در آورید ولی کسی را سرزنش نکنید.
4⃣ ساز و کارهای از نوع پرچم اخطار ایجاد کنید.
ادامه دارد...
#از_خوب_به_عالی
نویسنده : جیم کالینز
________________________
@ModiranBox
#OstadKazemi
از فوائد پاره آجر!
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي ميگذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گريان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!
🔴شرح حكايت:
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!
قابل توجه مديران؛ به محيط داخلي و خارجي سازمان خود به اندازه كافي توجه داشته باشيد. ذينفعان داخلي و خارجي سازمان را در نظر بگيريد و به خواستها و نيازهاي آنها توجه كنيد. نيروي انساني به عنوان يك سيستم طبيعي زنده و هوشمند و سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي پيچيده، رفتارهاي متنوع و پيچيدهاي از خود نشان ميدهند كه حكم «پاره آجر» حكايت را دارند اما به آن سادگي كه مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مديران نخواهند توانست «پاره آجرهاي» نيروي انساني و سازمان را درك كنند چرا كه نوع آنها متنوع، پيچيده بوده و داراي معاني مختلف هستند و ممكن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراين بايد شناخت كافي نسبت به نيروي انساني و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبك متناسب با مديريت آنها را بكار بندند. همچنين محيط خارجي سازمان نيز بايد بررسي شود و «پاره آجرهايي» كه در قالب فرصتها و تهديدها در پيش روي سازمان قرار ميگيرند، پيش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسايي شده و رفتار مناسب براي برخورد با آنها اتخاذ شود.
@ModiranBox
#OstadKazemi
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي ميگذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گريان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!
🔴شرح حكايت:
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!
قابل توجه مديران؛ به محيط داخلي و خارجي سازمان خود به اندازه كافي توجه داشته باشيد. ذينفعان داخلي و خارجي سازمان را در نظر بگيريد و به خواستها و نيازهاي آنها توجه كنيد. نيروي انساني به عنوان يك سيستم طبيعي زنده و هوشمند و سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي پيچيده، رفتارهاي متنوع و پيچيدهاي از خود نشان ميدهند كه حكم «پاره آجر» حكايت را دارند اما به آن سادگي كه مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مديران نخواهند توانست «پاره آجرهاي» نيروي انساني و سازمان را درك كنند چرا كه نوع آنها متنوع، پيچيده بوده و داراي معاني مختلف هستند و ممكن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراين بايد شناخت كافي نسبت به نيروي انساني و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبك متناسب با مديريت آنها را بكار بندند. همچنين محيط خارجي سازمان نيز بايد بررسي شود و «پاره آجرهايي» كه در قالب فرصتها و تهديدها در پيش روي سازمان قرار ميگيرند، پيش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسايي شده و رفتار مناسب براي برخورد با آنها اتخاذ شود.
@ModiranBox
#OstadKazemi