#تکنیک_مدیریتی
پوست اندازی کنید!
انتخاب سرنوشتساز خرچنگها
انتخابی بین تغییر یا مرگ!
اگر بخواهیم در طبیعت به دنبال مناسبترین استعاره برای تغییر در زندگی انسانها بگردیم باید برای چند لحظه وارد دنیای خرچنگها شویم و به تماشای لحظهای بنشینیم که این موجود دوستداشتنی پوستهی قدیمی خود را میشکند و از قالب قدیمی خود خارج میشود. تریور کارسون در کتابش با عنوان "زندگی اسرارآمیز خرچنگها" به زیباترین شکل ممکن به توصیف فرآیند پوستاندازی خرچنگها پرداخته است.
خرچنگها هر وقت آمادهی پوستاندازی باشند آب دریا را به داخل بدن خود پمپ میکنند. فشار هیدرواستاتیکی که در نتیجهی این عمل به وجود میآید پوستهی قدیمی را از پوستهی جدید خرچنگ جدا میکند. کارسون در این مورد میگوید: خرچنگ تا آخرین لحظه فعال و متحرک باقی میماند تا اینکه در نهایت غشا پوستهی قدیمی قطع میشود و حیوان درمانده و بیحرکت در گوشهای میافتد.
تغییر برای خرچنگ و انسان دشوار است اما مفید، زیرا زندگی هر دو را وارد مرحلهی تازهای میکند. هر چند خرچنگ با پمپاژ آب به درون بدنش فرآیند تغییر را برای خود تسریع میکند. اما با در نظر گرفتن چند استثنا خیلی پیچیده، ما انسانها نیز میتوانیم به روند تغییر شرایط خود سرعت بخشیم. حتی زمانی که فکر میکنیم کنترل اوضاع از دستمان خارج شده است، با آیندهنگری و اقدام، مسیر زندگی خود را ترسیم میکنیم.
کارسون میگوید: پیش از پوستاندازی خرچنگ باید نیمی از وزن چنگالهایش را کاهش دهد، و یا خطر مرگ به خاطر ماندن در پوستهی قدیمی را بپذیرد.
همانطور که خرچنگ باید وزن چنگالهایش را کاهش دهد، انسان نیز باید نگرش منفی به تغییر را کنار بگذارد تا بتواند تمام و کمال پذیرای تغییرات پیش رو باشد.
کارسون اینطور ادامه میدهد: خرچنگ با پیچاندن عضلات شکم خود پوستهی قدیمیاش را در اطراف دمش حرکت میدهد و از دست آن رها میشود.
انسان و خرچنگ هر دو باید گذشته را رها کنند، بعضی وقتها برای رهایی از زندگی قبلی فقط به حرکت یک عضله نیازمندیم و گاهی اوقات نیز باید سخت تلاش کنیم تا از بند خاطرات گذشته خلاص شویم.
وقتی خرچنگ موفق شود بایستد و به اطراف حرکت کند، اولین کاری که انجام میدهد این است که با استفاده از قطعات دهانی تازه و محکمش پوستهی قدیمی خود را می بلعد، زیرا این پوسته منبعی مناسب و مغذی از کلسیم است.
اگرچه بعد از تغییر شاید تمام گذشته خود را مانند خرچنگ قورت ندهیم، اما نباید فراموش کنیم که یکی از مراحل ضروری تغییر در دنیای ما انسانها درونی کردن گذشته است. خرچنگها زندگی میکنند و غذا میخورند در حالی که ما زندگی میکنیم و یاد میگیریم. خرچنگها بعد از پوستاندازی پوستهی قدیمی خود را میخورند زیرا برای بقا باید غذا بخورند، ما انسانها نیز اگر میخواهیم بعد از تغییر زندگی موفقتر و مثبتتری داشته باشیم باید از گذشتهی خود بیاموزیم و به سوی کمال حرکت کنیم...
@ModiranBox
#OstadKazemi
پوست اندازی کنید!
انتخاب سرنوشتساز خرچنگها
انتخابی بین تغییر یا مرگ!
اگر بخواهیم در طبیعت به دنبال مناسبترین استعاره برای تغییر در زندگی انسانها بگردیم باید برای چند لحظه وارد دنیای خرچنگها شویم و به تماشای لحظهای بنشینیم که این موجود دوستداشتنی پوستهی قدیمی خود را میشکند و از قالب قدیمی خود خارج میشود. تریور کارسون در کتابش با عنوان "زندگی اسرارآمیز خرچنگها" به زیباترین شکل ممکن به توصیف فرآیند پوستاندازی خرچنگها پرداخته است.
خرچنگها هر وقت آمادهی پوستاندازی باشند آب دریا را به داخل بدن خود پمپ میکنند. فشار هیدرواستاتیکی که در نتیجهی این عمل به وجود میآید پوستهی قدیمی را از پوستهی جدید خرچنگ جدا میکند. کارسون در این مورد میگوید: خرچنگ تا آخرین لحظه فعال و متحرک باقی میماند تا اینکه در نهایت غشا پوستهی قدیمی قطع میشود و حیوان درمانده و بیحرکت در گوشهای میافتد.
تغییر برای خرچنگ و انسان دشوار است اما مفید، زیرا زندگی هر دو را وارد مرحلهی تازهای میکند. هر چند خرچنگ با پمپاژ آب به درون بدنش فرآیند تغییر را برای خود تسریع میکند. اما با در نظر گرفتن چند استثنا خیلی پیچیده، ما انسانها نیز میتوانیم به روند تغییر شرایط خود سرعت بخشیم. حتی زمانی که فکر میکنیم کنترل اوضاع از دستمان خارج شده است، با آیندهنگری و اقدام، مسیر زندگی خود را ترسیم میکنیم.
کارسون میگوید: پیش از پوستاندازی خرچنگ باید نیمی از وزن چنگالهایش را کاهش دهد، و یا خطر مرگ به خاطر ماندن در پوستهی قدیمی را بپذیرد.
همانطور که خرچنگ باید وزن چنگالهایش را کاهش دهد، انسان نیز باید نگرش منفی به تغییر را کنار بگذارد تا بتواند تمام و کمال پذیرای تغییرات پیش رو باشد.
کارسون اینطور ادامه میدهد: خرچنگ با پیچاندن عضلات شکم خود پوستهی قدیمیاش را در اطراف دمش حرکت میدهد و از دست آن رها میشود.
انسان و خرچنگ هر دو باید گذشته را رها کنند، بعضی وقتها برای رهایی از زندگی قبلی فقط به حرکت یک عضله نیازمندیم و گاهی اوقات نیز باید سخت تلاش کنیم تا از بند خاطرات گذشته خلاص شویم.
وقتی خرچنگ موفق شود بایستد و به اطراف حرکت کند، اولین کاری که انجام میدهد این است که با استفاده از قطعات دهانی تازه و محکمش پوستهی قدیمی خود را می بلعد، زیرا این پوسته منبعی مناسب و مغذی از کلسیم است.
اگرچه بعد از تغییر شاید تمام گذشته خود را مانند خرچنگ قورت ندهیم، اما نباید فراموش کنیم که یکی از مراحل ضروری تغییر در دنیای ما انسانها درونی کردن گذشته است. خرچنگها زندگی میکنند و غذا میخورند در حالی که ما زندگی میکنیم و یاد میگیریم. خرچنگها بعد از پوستاندازی پوستهی قدیمی خود را میخورند زیرا برای بقا باید غذا بخورند، ما انسانها نیز اگر میخواهیم بعد از تغییر زندگی موفقتر و مثبتتری داشته باشیم باید از گذشتهی خود بیاموزیم و به سوی کمال حرکت کنیم...
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نگرش_مدیریتی
نداشتن یک هدف نهایی و یا متعهد نبودن به آن هدف، باعث میشود فرد همیشه در راه بماند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
نداشتن یک هدف نهایی و یا متعهد نبودن به آن هدف، باعث میشود فرد همیشه در راه بماند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
خوابیدن هنگام طوفان!!!
کشاورزی بود که به شدت به دنبال کسی بود که بتواند در کارها به او کمک کند، اما هر چه بیشتر میگشت، کمتر پیدا میکرد. تا اینکه یک روز سر و کله مرد جوانی در مزرعهاش پیدا شد و پرسید: «شنیدم به کمک احتیاج دارید؟» کشاورز گفت «بله خیلی هم به کمک احتیاج دارم، چه کاری میتوانی انجام دهی؟ میتوانی تراکتور برانی؟»
مرد جوان پاسخ داد «نه»
«ماشین شیردوشی چطور؟ تا حالا با آنها کار کردی؟»
مرد جوان گفت: «هیچ وقت حتی یکی از آنها را هم ندیدهام!»
کشاورز به سؤالات خود ادامه داد اما بعد از اینکه هیچ جواب مثبتی نشنید، گفت: خوب پس تو چه کاری میتوانی انجام دهی؟
مرد جوان گفت: «من وقتی که طوفان میشود و باد میوزد میتوانم بخوابم!»
کشاورز که اصلاً حوصله هیچ شوخی را نداشت، میخواست که مرد جوان را رد کند، اما وقتی که مرد جوان را جدی دید و از آنجایی که بسیار به کمک نیاز داشت، تصمیم گرفت که شانسی به او بدهد. یک هفته بعد طوفان شدیدی در نیمه های شب رخ داد. تگرگ، باران و باد به شیشه پنجره کلبه مزرعهدار به شدت برخورد میکرد. کشاورز از رختخواب بیرون پرید و به سراغ مرد جوان رفت که در تخت خوب به آرامی به خواب رفته بود. هر چه تلاش کرد او را از خواب بیدار کند نتواست. همینطور که از دست خود برای استخدام اینچنین فرد تنبلی بسیار عصبانی بود، تصمیم گرفت تا خودش به تنهایی به مراقبت از مزرعه در آن طوفان بپردازد. اما وقتی که به اصطبل رسید، دید که درها به محکمی بسته و قفل شدهاند، حیوانات به خوبی به نردهها بسته شدهاند، و علوفه دامها به جای اینکه در باد شدید به هوا رفته باشند به خوبی با پوششهای پارچهای بسته شده و پوشیده شدهاند، در حالی که بیرون طوفانی شدید میوزید، اصطبل امن و به خوبی محافظت شده بود. کشاورز اینجا بود که فهمید منظور مرد جوان از اینکه گفته بود «من وقتی که طوفان میشود و باد میوزد میتوانم بخوابم» چیست.
نکته مدیریتی:
اگر در زندگی خود جایی را مدیریت میکنید، چه خانه، چه کسب و کار کوچک و چه کارخانهای بزرگ، نکته این داستان به درد شما خواهد خورد:
همیشه برای بدترین چیزی که میتواند رخ دهد برنامهریزی کرده و اقداماتی هم از پیش برای محافظت از دارایی خود در نظر بگیریدکه بتوانید موقع طوفان و وزیدن باد، راحت بخوابید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
خوابیدن هنگام طوفان!!!
کشاورزی بود که به شدت به دنبال کسی بود که بتواند در کارها به او کمک کند، اما هر چه بیشتر میگشت، کمتر پیدا میکرد. تا اینکه یک روز سر و کله مرد جوانی در مزرعهاش پیدا شد و پرسید: «شنیدم به کمک احتیاج دارید؟» کشاورز گفت «بله خیلی هم به کمک احتیاج دارم، چه کاری میتوانی انجام دهی؟ میتوانی تراکتور برانی؟»
مرد جوان پاسخ داد «نه»
«ماشین شیردوشی چطور؟ تا حالا با آنها کار کردی؟»
مرد جوان گفت: «هیچ وقت حتی یکی از آنها را هم ندیدهام!»
کشاورز به سؤالات خود ادامه داد اما بعد از اینکه هیچ جواب مثبتی نشنید، گفت: خوب پس تو چه کاری میتوانی انجام دهی؟
مرد جوان گفت: «من وقتی که طوفان میشود و باد میوزد میتوانم بخوابم!»
کشاورز که اصلاً حوصله هیچ شوخی را نداشت، میخواست که مرد جوان را رد کند، اما وقتی که مرد جوان را جدی دید و از آنجایی که بسیار به کمک نیاز داشت، تصمیم گرفت که شانسی به او بدهد. یک هفته بعد طوفان شدیدی در نیمه های شب رخ داد. تگرگ، باران و باد به شیشه پنجره کلبه مزرعهدار به شدت برخورد میکرد. کشاورز از رختخواب بیرون پرید و به سراغ مرد جوان رفت که در تخت خوب به آرامی به خواب رفته بود. هر چه تلاش کرد او را از خواب بیدار کند نتواست. همینطور که از دست خود برای استخدام اینچنین فرد تنبلی بسیار عصبانی بود، تصمیم گرفت تا خودش به تنهایی به مراقبت از مزرعه در آن طوفان بپردازد. اما وقتی که به اصطبل رسید، دید که درها به محکمی بسته و قفل شدهاند، حیوانات به خوبی به نردهها بسته شدهاند، و علوفه دامها به جای اینکه در باد شدید به هوا رفته باشند به خوبی با پوششهای پارچهای بسته شده و پوشیده شدهاند، در حالی که بیرون طوفانی شدید میوزید، اصطبل امن و به خوبی محافظت شده بود. کشاورز اینجا بود که فهمید منظور مرد جوان از اینکه گفته بود «من وقتی که طوفان میشود و باد میوزد میتوانم بخوابم» چیست.
نکته مدیریتی:
اگر در زندگی خود جایی را مدیریت میکنید، چه خانه، چه کسب و کار کوچک و چه کارخانهای بزرگ، نکته این داستان به درد شما خواهد خورد:
همیشه برای بدترین چیزی که میتواند رخ دهد برنامهریزی کرده و اقداماتی هم از پیش برای محافظت از دارایی خود در نظر بگیریدکه بتوانید موقع طوفان و وزیدن باد، راحت بخوابید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تکنیک_مدیریتی
مدیریت استرس
با این ترفند در عرض تنها 5 دقیقه به آرامش کامل دست یابید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
مدیریت استرس
با این ترفند در عرض تنها 5 دقیقه به آرامش کامل دست یابید!
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
نگاه مکعبی!
نگاه مکعبی یا شش جهتی یک اصطلاحه. یعنی آدم هر عملی رو میخواد انجام بده، از چند جهت بهش نگاه کنه.
ما آدما معمولا از همون یک جهتی که اول به ذهنمون میاد کاری رو انجام میدیم یا نمیدیم. ولی در نگاه مکعبی سعی میکنیم از چند زاویه ی دیگه هم به قضیه نگاه کنیم.
مثلا دوست دارم فلان چیز رو به دوستم بگم.
نگاه مکعبی میگه:
اثراتش رو هم بررسی کن. اگه بگی، اثراتش و عواقبشش چیه؟ شاد میکنه یا ناراحت؟
یا مثلا رفتار یکی ناراحتم میکنه. تو ذهنم اول میگم: قطع رابطه یا برخورد باهاش.
نگاه مکعبی میگه:
عجله نکن. شاید فلان مشکل رو داشته که با تو بد برخورد کرده. شاید حواسش نبوده. شاید فشار کارش زیاده بهم ریخته..
نگاه مکعبی نیاز به 'مکث قبل از عمل' داره. سخته، ولی نهایتا کارهامون تو شبانه روز پخته تر میشه، احتمال اشتباه میاد پایین و موفقتر میشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
نگاه مکعبی!
نگاه مکعبی یا شش جهتی یک اصطلاحه. یعنی آدم هر عملی رو میخواد انجام بده، از چند جهت بهش نگاه کنه.
ما آدما معمولا از همون یک جهتی که اول به ذهنمون میاد کاری رو انجام میدیم یا نمیدیم. ولی در نگاه مکعبی سعی میکنیم از چند زاویه ی دیگه هم به قضیه نگاه کنیم.
مثلا دوست دارم فلان چیز رو به دوستم بگم.
نگاه مکعبی میگه:
اثراتش رو هم بررسی کن. اگه بگی، اثراتش و عواقبشش چیه؟ شاد میکنه یا ناراحت؟
یا مثلا رفتار یکی ناراحتم میکنه. تو ذهنم اول میگم: قطع رابطه یا برخورد باهاش.
نگاه مکعبی میگه:
عجله نکن. شاید فلان مشکل رو داشته که با تو بد برخورد کرده. شاید حواسش نبوده. شاید فشار کارش زیاده بهم ریخته..
نگاه مکعبی نیاز به 'مکث قبل از عمل' داره. سخته، ولی نهایتا کارهامون تو شبانه روز پخته تر میشه، احتمال اشتباه میاد پایین و موفقتر میشیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
تست شخصیت شناسی مدیریتی!
اولین شکلی که در تصویر مشاهده میکنید چیست؟
جواب در پست بعدی
👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODFhgwDrabKtfA
تست شخصیت شناسی مدیریتی!
اولین شکلی که در تصویر مشاهده میکنید چیست؟
جواب در پست بعدی
👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODFhgwDrabKtfA
✒️مدیران آینده🎓
#نگرش_مدیریتی تست شخصیت شناسی مدیریتی! اولین شکلی که در تصویر مشاهده میکنید چیست؟ جواب در پست بعدی 👇👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAADwBODFhgwDrabKtfA
#جواب_تست
🐺سر گرگ: مشخص است که تصویر را در مسیر عادی یعنی از چپ به راست تحلیل کرده اید. این به این معنی نیست که شما انسانی عادی هستید بلکه به این معنی است که دیدگاهی کاملا منطقی دارید و زمانی که به سمت راست تصویر می رسید در مرحله دوم تصویر سمت راست را می بینید.
🐆پا و دم گرگ: اگر تصویر را از راست به چپ تحلیل کرده باشید و یا این که فورا متوجه گنگی و ابهام آن شده باشید یعنی دوست دارید از روش ها و دیدگاه های خلاقانه برای حل مشکلات استفاده کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
🐺سر گرگ: مشخص است که تصویر را در مسیر عادی یعنی از چپ به راست تحلیل کرده اید. این به این معنی نیست که شما انسانی عادی هستید بلکه به این معنی است که دیدگاهی کاملا منطقی دارید و زمانی که به سمت راست تصویر می رسید در مرحله دوم تصویر سمت راست را می بینید.
🐆پا و دم گرگ: اگر تصویر را از راست به چپ تحلیل کرده باشید و یا این که فورا متوجه گنگی و ابهام آن شده باشید یعنی دوست دارید از روش ها و دیدگاه های خلاقانه برای حل مشکلات استفاده کنید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
گاهی اوقات انسان چیزهای مضر را رها نمیکند، میگوید "حیف است، تاکنون هزینه زیادی برای آن کردهام!" اما هرچه دیرتر رها کند، بیشتر آسیب خواهد دید...
@ModiranBox
#OstadKazemi
گاهی اوقات انسان چیزهای مضر را رها نمیکند، میگوید "حیف است، تاکنون هزینه زیادی برای آن کردهام!" اما هرچه دیرتر رها کند، بیشتر آسیب خواهد دید...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
سنگ های بزرگ زندگی
معلمی با جعبهای در دست وارد كلاس شد و جعبه را روی میز گذاشت. بدون هیچ كلمهای، یك ظرف شیشهای بزرگ و چند سنگ بزرگ از داخل جعبه برداشت و تا جایی كه ظرف گنجایش داشت سنگ بزرگ داخل ظرف گذاشت.
سپس از شاگردان خود پرسید: آیا این ظرف پر است؟
همه شاگردان گفتند: بله.
سپس معلم مقداری سنگریزه از داخل جعبه برداشت و آنها را به داخل ظرف ریخت و ظرف را به آرامی تكان داد. سنگریزهها در بین مناطق باز بین سنگ های بزرگ قرار گرفتند. این كار را تكرار كرد تا دیگر سنگریزهای جا نشود.
دوباره از شاگردان پرسید: آیا ظرف پر است؟
شاگردان با تعجب گفتند: بله.
دوباره معلم ظرفی از شن را از داخل جعبه بیرون آورد و داخل ظرف شیشه ای ریخت و ماسهها همه جاهای خالی را پر كردند.
معلم یكبار دیگر پرسید: آیا ظرف پر است؟ و شاگردان یكصدا گفتند: بله.
معلم یك بطری آب از داخل جعبه بیرون آورد و روی همه محتویات داخل ظرف شیشهای خالی كرد و گفت: حالا ظرف پر است.
سپس پرسید: میدانید مفهوم این نمایش چیست؟
و گفت: این شیشه و محتویات آن نمایی از زندگی شماست. اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید، هیچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهید یافت. سنگهای بزرگ مهمترین چیزها در زندگی شما هستند؛ خدایتان، خانوادهتان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان. چیزهایی كه اگر همه چیزهای دیگر نباشند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود. به یاد داشته باشید كه ابتدا این سنگ ها ی بزرگ را بگذارید، در غیر این صورت هیچ گاه به آنها دست نخواهید یافت. اما سنگریزهها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل تحصیل، كار، خانه و ماشین. شنها هم سایر چیزها هستند؛ مسایل خیلی ساده.
معلم ادامه داد: اگر با كارهای كوچك (شن و آب) خود را خسته كنید، زندگی خود را با كارهای كوچكی كه اهمیت زیادی ندارند پر می كنید و هیچ گاه وقت كافی و مفید برای كارهای بزرگ و مهم (سنگ های بزرگ) نخواهید داشت. اول سنگهای بزرگ را در نظر داشته باشید، چیزهایی كه واقعاً برایتان اهمیت دارند.
پس سعی کنیم كارها را دسته بندی و اولویت بندی كنیم و در زمان مناسب آنها را انجام دهیم.
سنگ های بزرگ زندگی خود را بشناسید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
سنگ های بزرگ زندگی
معلمی با جعبهای در دست وارد كلاس شد و جعبه را روی میز گذاشت. بدون هیچ كلمهای، یك ظرف شیشهای بزرگ و چند سنگ بزرگ از داخل جعبه برداشت و تا جایی كه ظرف گنجایش داشت سنگ بزرگ داخل ظرف گذاشت.
سپس از شاگردان خود پرسید: آیا این ظرف پر است؟
همه شاگردان گفتند: بله.
سپس معلم مقداری سنگریزه از داخل جعبه برداشت و آنها را به داخل ظرف ریخت و ظرف را به آرامی تكان داد. سنگریزهها در بین مناطق باز بین سنگ های بزرگ قرار گرفتند. این كار را تكرار كرد تا دیگر سنگریزهای جا نشود.
دوباره از شاگردان پرسید: آیا ظرف پر است؟
شاگردان با تعجب گفتند: بله.
دوباره معلم ظرفی از شن را از داخل جعبه بیرون آورد و داخل ظرف شیشه ای ریخت و ماسهها همه جاهای خالی را پر كردند.
معلم یكبار دیگر پرسید: آیا ظرف پر است؟ و شاگردان یكصدا گفتند: بله.
معلم یك بطری آب از داخل جعبه بیرون آورد و روی همه محتویات داخل ظرف شیشهای خالی كرد و گفت: حالا ظرف پر است.
سپس پرسید: میدانید مفهوم این نمایش چیست؟
و گفت: این شیشه و محتویات آن نمایی از زندگی شماست. اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید، هیچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهید یافت. سنگهای بزرگ مهمترین چیزها در زندگی شما هستند؛ خدایتان، خانوادهتان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان. چیزهایی كه اگر همه چیزهای دیگر نباشند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود. به یاد داشته باشید كه ابتدا این سنگ ها ی بزرگ را بگذارید، در غیر این صورت هیچ گاه به آنها دست نخواهید یافت. اما سنگریزهها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل تحصیل، كار، خانه و ماشین. شنها هم سایر چیزها هستند؛ مسایل خیلی ساده.
معلم ادامه داد: اگر با كارهای كوچك (شن و آب) خود را خسته كنید، زندگی خود را با كارهای كوچكی كه اهمیت زیادی ندارند پر می كنید و هیچ گاه وقت كافی و مفید برای كارهای بزرگ و مهم (سنگ های بزرگ) نخواهید داشت. اول سنگهای بزرگ را در نظر داشته باشید، چیزهایی كه واقعاً برایتان اهمیت دارند.
پس سعی کنیم كارها را دسته بندی و اولویت بندی كنیم و در زمان مناسب آنها را انجام دهیم.
سنگ های بزرگ زندگی خود را بشناسید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#قابل_توجه
📈نمودار رشد و بازدید کانال رسمی
"مدیران آینده"
💐سپاس از همراهی شما برای به اوج رسیدن.
💫 کانال ما بهترینه چون شما عضوش هستید!
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODFhgwDrabKtfA
📈نمودار رشد و بازدید کانال رسمی
"مدیران آینده"
💐سپاس از همراهی شما برای به اوج رسیدن.
💫 کانال ما بهترینه چون شما عضوش هستید!
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODFhgwDrabKtfA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نگرش_مدیریتی
همیشه همه چیز آنطور که ما فکر می کنیم نیست!
گاهی لازم است نگرشمان را تغییر دهیم تا از بنبست ها به سوی هدفمان به حرکت درآییم ...
@ModiranBox
#OstadKazemi
همیشه همه چیز آنطور که ما فکر می کنیم نیست!
گاهی لازم است نگرشمان را تغییر دهیم تا از بنبست ها به سوی هدفمان به حرکت درآییم ...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
باورهایی که انسان را محدود
و یا نامحدود میکنند...
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی یک ورزشکار، از وی خواستند تا رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنهای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر میرسید.
اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجانانگیز بود، چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنهبردار داده بودند! او در مرحلهی اول از عهدهی بلند کردن وزنهای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود، و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود! او با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن میدانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. انسان نمیتواند بیش از آن چیزی شود که باور دارد است...
@ModiranBox
#OstadKazemi
باورهایی که انسان را محدود
و یا نامحدود میکنند...
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی یک ورزشکار، از وی خواستند تا رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنهای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر میرسید.
اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجانانگیز بود، چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنهبردار داده بودند! او در مرحلهی اول از عهدهی بلند کردن وزنهای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود، و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود! او با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن میدانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. انسان نمیتواند بیش از آن چیزی شود که باور دارد است...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
مراقب نورون های آیینه ای باشیم...
🔹 وقتی کسی جلوی ما خمیازه میکشد، ما هم این کار را تکرار میکنیم.
🔹 مسبب این حالت سلول های عصبی خاصی در مغز است که به آن ها
«نورون های آیینه ای» می گویند.
وظیفه این نورون ها تقلید ناآگاهانه از رفتار و کردار دیگران است.
⚠️ مراقب هم نشینان خود باشیم، نورون های آیینه ای مغز بدون آگاهی ما، ما را مشابه اطرافیانمان می کنند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
مراقب نورون های آیینه ای باشیم...
🔹 وقتی کسی جلوی ما خمیازه میکشد، ما هم این کار را تکرار میکنیم.
🔹 مسبب این حالت سلول های عصبی خاصی در مغز است که به آن ها
«نورون های آیینه ای» می گویند.
وظیفه این نورون ها تقلید ناآگاهانه از رفتار و کردار دیگران است.
⚠️ مراقب هم نشینان خود باشیم، نورون های آیینه ای مغز بدون آگاهی ما، ما را مشابه اطرافیانمان می کنند...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#تکنیک_مدیریتی
حل مسایل با تکنیک های تفکر عمودی و تفکر افقی
ما دو نوع تفکر داریم: تفکر عمودی و تفکر افقی یا جانبی. در تفکر عمودی از مسیرهای محتمل، امکان پذیر و تجربه شده پیروی می کنیم، اما در تفکر افقی مسیرهایی جدید، تجربه نشده و متفاوت را جستجو می کنیم. تفکر عمودی به دنبال اینست که ریشه مساله چیست و تا راه حلی برای رفع ریشه پیدا کند. اما تفکر جانبی به صورت مستقیم به راهحلها فکر می کند. تفکر عمودی به دنبال پاسخ «این چیست؟» است ولی تفکر جانبی در جستجوی «این چه می تواند باشد؟».
حال برای سنجش تفکر جانبی خود، به معمای زیر جواب دهید: یک پشه با یک فیل ازدواج میکند ولی بچه آنها گورخر است، چرا؟ در تفکر عمودی چون همه چیز را طبق روال متعارف است با خود میگويید حتماً باید وقتی بچهای میآید، از توی شکم مادرش باشد ولی جواب آن براساس تفکر جانبی اینست که بچهشان را از پرورشگاه آوردند، تفکر جانبی تفکری است که جوابهای کلیشهای کنار گذاشته می شود. دی بونو، خالق مفهوم تفکر جانبی می نویسد: «روشی است برای حل مساله از یک زاویه یا زوایای نامتعارف».
و حالا یک سوال برای سنجش تفکر جانبی شما (این بار بدون جواب): جمعه از مبدا راه افتاد. دو روز طول کشید تا برسد به مقصد. چهل و هشت ساعت در مقصد ماند و بعد تصمیم گرفت برگردد اما وقتی داشت برمیگشت، غروب جمعه بود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ لازم است به این سوال با زاویه دید متفاوت (90% درجه چرخش) فکر کنید!
استعداد آدم ها متفاوت است. بخشی از توانمندی ما در تفکر جانبی/افقی بستگی به استعداد ما دارد و بخشی اش هم به تمرین و تجربه. بنابراین می شود و می توان با تمرین تفکر جانبی را در خودمان تقویت کنیم. یکی از راهکارهای ساده اش این است که بعد از اینکه با تفکر عمودی به جواب رسیدیم، ضمن تشکر از تفکر عمودی او را به مرخصی بفرستیم و از خودمان بپرسیم آیا راهکار دیگری هم وجود دارد ولو خنده دار و غیرمتعارف. به خودمان جرات دهیم که متفاوت نگاه کنیم. همچنین یک راهکار دیگر این است که از آدم هایی استقبال کنیم که ذاتا تفکر جانبی قوی ای دارند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
حل مسایل با تکنیک های تفکر عمودی و تفکر افقی
ما دو نوع تفکر داریم: تفکر عمودی و تفکر افقی یا جانبی. در تفکر عمودی از مسیرهای محتمل، امکان پذیر و تجربه شده پیروی می کنیم، اما در تفکر افقی مسیرهایی جدید، تجربه نشده و متفاوت را جستجو می کنیم. تفکر عمودی به دنبال اینست که ریشه مساله چیست و تا راه حلی برای رفع ریشه پیدا کند. اما تفکر جانبی به صورت مستقیم به راهحلها فکر می کند. تفکر عمودی به دنبال پاسخ «این چیست؟» است ولی تفکر جانبی در جستجوی «این چه می تواند باشد؟».
حال برای سنجش تفکر جانبی خود، به معمای زیر جواب دهید: یک پشه با یک فیل ازدواج میکند ولی بچه آنها گورخر است، چرا؟ در تفکر عمودی چون همه چیز را طبق روال متعارف است با خود میگويید حتماً باید وقتی بچهای میآید، از توی شکم مادرش باشد ولی جواب آن براساس تفکر جانبی اینست که بچهشان را از پرورشگاه آوردند، تفکر جانبی تفکری است که جوابهای کلیشهای کنار گذاشته می شود. دی بونو، خالق مفهوم تفکر جانبی می نویسد: «روشی است برای حل مساله از یک زاویه یا زوایای نامتعارف».
و حالا یک سوال برای سنجش تفکر جانبی شما (این بار بدون جواب): جمعه از مبدا راه افتاد. دو روز طول کشید تا برسد به مقصد. چهل و هشت ساعت در مقصد ماند و بعد تصمیم گرفت برگردد اما وقتی داشت برمیگشت، غروب جمعه بود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ لازم است به این سوال با زاویه دید متفاوت (90% درجه چرخش) فکر کنید!
استعداد آدم ها متفاوت است. بخشی از توانمندی ما در تفکر جانبی/افقی بستگی به استعداد ما دارد و بخشی اش هم به تمرین و تجربه. بنابراین می شود و می توان با تمرین تفکر جانبی را در خودمان تقویت کنیم. یکی از راهکارهای ساده اش این است که بعد از اینکه با تفکر عمودی به جواب رسیدیم، ضمن تشکر از تفکر عمودی او را به مرخصی بفرستیم و از خودمان بپرسیم آیا راهکار دیگری هم وجود دارد ولو خنده دار و غیرمتعارف. به خودمان جرات دهیم که متفاوت نگاه کنیم. همچنین یک راهکار دیگر این است که از آدم هایی استقبال کنیم که ذاتا تفکر جانبی قوی ای دارند.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
اگر میدانید چه کاری میخواهید انجام دهید: شما برنامه دارید
اگر انتخاب کرده اید چه کاری را انجام ندهید: شما استراتژی دارید
اگر هردو را میدانید: شما یک برنامه راهبردی دارید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
اگر میدانید چه کاری میخواهید انجام دهید: شما برنامه دارید
اگر انتخاب کرده اید چه کاری را انجام ندهید: شما استراتژی دارید
اگر هردو را میدانید: شما یک برنامه راهبردی دارید.
@ModiranBox
#OstadKazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انیمیشن_مدیریتی
رویارویی ساده اما تاثیر گذار انسان با ترسها و مدیریت صحیح آن...
@ModiranBox
#OstadKazemi
رویارویی ساده اما تاثیر گذار انسان با ترسها و مدیریت صحیح آن...
@ModiranBox
#OstadKazemi
#داستان_مدیریتی
⚓️ لنگرگیری مغز
پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیكی یك دبستان خرید. یكی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این كه مدرسه ها باز شد.
در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی كلاسها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی كه بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را كه در خیابان افتاده بود شوت میكردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند
این كار هر روز تكرار می شد و آسایش پیرمرد كاملاً مختل شده بود. این بود كه تصمیم گرفت كاری بكند
روز بعد كه مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت
بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این كه میبینم شما این قدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همین كار را میكردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنید. من روزی 1000 تومن به هر كدام از شما می دهم كه بیایید اینجا و همین كارها را بكنید
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغ شان آمد و گفت
ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمیتونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم
از نظر شما اشكالی نداره
بچه ها گفتند
صد تومن!
اگه فكر میكنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت كنیم، كور خوندی. ما نیستیم و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.
تحلیل مدیریتی:
ذهن ما در مقابل اولین پیشنهادها (هر چه باشد) قلاب می شود و لنگر می گیرد. پیشنهاد اول/حقوق اول/گزینه اول هر چه باشد، آن می شود معیار و سپس پیشنهادها/حقوق ها/گزینه ی بعدی را با آن می سنجیم. به این می گویند پدیده لنگرگیری که در حوزه مدیریت بسیار کاربرد دارد.
به همین خاطر است که ممکن است اگر به هر دلیلی گزینه اول یا پیشنهاد اول را از دست بدهیم، گزینه بعدی با آنکه بالذات و مستقلا جذاب و منطقی است (دریافت روزی 100 تومان برای سر و صدا کردن)، ولی چون آن را به صورت ناخودآگاه با گزینه اول (قبلی) بررسی می کنیم، آن را نپذیریم. بنابراین گاهی اوقات ما گزینه های خوب و منطقی را از دست می دهیم چرا که ذهن ما دچار خطای لنگرگیری شده است.
چه باید انجام داد؟ گزینهها و پیشنهادها را صرفاً بر مبنای اهداف خود و خالص منفعت ها بررسی کنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
⚓️ لنگرگیری مغز
پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیكی یك دبستان خرید. یكی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این كه مدرسه ها باز شد.
در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی كلاسها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی كه بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را كه در خیابان افتاده بود شوت میكردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند
این كار هر روز تكرار می شد و آسایش پیرمرد كاملاً مختل شده بود. این بود كه تصمیم گرفت كاری بكند
روز بعد كه مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت
بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این كه میبینم شما این قدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همین كار را میكردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنید. من روزی 1000 تومن به هر كدام از شما می دهم كه بیایید اینجا و همین كارها را بكنید
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغ شان آمد و گفت
ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمیتونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم
از نظر شما اشكالی نداره
بچه ها گفتند
صد تومن!
اگه فكر میكنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت كنیم، كور خوندی. ما نیستیم و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.
تحلیل مدیریتی:
ذهن ما در مقابل اولین پیشنهادها (هر چه باشد) قلاب می شود و لنگر می گیرد. پیشنهاد اول/حقوق اول/گزینه اول هر چه باشد، آن می شود معیار و سپس پیشنهادها/حقوق ها/گزینه ی بعدی را با آن می سنجیم. به این می گویند پدیده لنگرگیری که در حوزه مدیریت بسیار کاربرد دارد.
به همین خاطر است که ممکن است اگر به هر دلیلی گزینه اول یا پیشنهاد اول را از دست بدهیم، گزینه بعدی با آنکه بالذات و مستقلا جذاب و منطقی است (دریافت روزی 100 تومان برای سر و صدا کردن)، ولی چون آن را به صورت ناخودآگاه با گزینه اول (قبلی) بررسی می کنیم، آن را نپذیریم. بنابراین گاهی اوقات ما گزینه های خوب و منطقی را از دست می دهیم چرا که ذهن ما دچار خطای لنگرگیری شده است.
چه باید انجام داد؟ گزینهها و پیشنهادها را صرفاً بر مبنای اهداف خود و خالص منفعت ها بررسی کنیم.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#دیدگاه_مدیریتی
شخصیت کوتاهمدت سریع و شخصیت بلندمدت صبور
در گذشته مغز یک جعبه سیاه بود. اما امروزه تکنولوژی تصویربرداری از مغز، دانشمندان را قادر میسازد تا مناطقی از مغز را که فعالانه درگیر تصمیم گیری هستند به خوبی تحلیل کنند. دانشمندان حتی گاهی می توانند از روی میزان فعالیت های مختلف مغز پیش بینی کنند که شما کدام گزینه را انتخاب می کنید؟!!!
یکی از جالب ترین یافته های علوم شناختی این است که طی تصمیمگیری، مناطق متفاوت مغز با یکدیگر رقابت میکنند. به همین خاطر بخش مسوول احساسات ما در تضاد و درگیری با بخش حاکم بر منطق است. برای اجداد ما (گذشته های دور) در بیشتر شرایط این دو بخش با هم کار می کردند و همراستا بودند. اما در شرایط زندگی مدرن، این نظامها (احساسات و منطق) چهبسا رفتارهای متفاوتی را تجویز کنند. در چنین مواردی، باید ایستاد و دید که حاصل رقابت بین این دو نظام (احساس و منطق) چه خواهد شد؟
اساتید دانشگاه هاروارد دریافتند که برای تصمیمات با افق زمانی کوتاه، سامانه لیمبیک (بخشی از مغز) غالبا درگیر است که حاکم بر احساسات و هیجانات است. اما بخش متولی تصمیمات بلندمدت، مربوط به قشر مخ جلویی هستند که معمولا به عنوان مکان منطق و استدلال ملاحظه میشود. (این بخش از مغز انسان نسبت به حیوانات بسیار پیشرفته تر است). رقابت درونی بین دو کنشگر مغز برای تصمیمگیری وجود دارد به نوعی که می شود گفت هر انسان دو نوع شخصیت دارد: «شخصیت کوتاهمدت سریع» و «شخصیت بلندمدت صبور.» شخصیت کوتاهمدت ما منحصرا در ارتباط با حداکثرساختن زمانهای خوب در لحظه هستند (لذت، هیجان، احساس، راحتی)، شخصیت بلندمدت به جلوترها فکر میکنند به روزهایی که پس از فردا میآید (منفعت، ساختن آینده، تحلیل و رشد).
دقت کنید که بخش کوتاه مدت ما، همان بخشی بوده است که مسوول بقای اجداد ما بوده است. چرا که باید سریع خطرات را تشخیص می داده است (حضور پلنگ در پشت سر) و سریع واکنش نشان می داده است (فرار به سریع ترین شکل ممکن). بنابراین این بخش مسوول بقا و واکنش سریع در برابر خطرات احتمالی است.
راهکار مدیریتی:
ما نمی توانیم شخصیت کوتاه مدت سریع خود را کنار بگذاریم و نادیده بگیریم. یکی از بهترین راهکارها این است که در زمان تصمیم گیری های استراتژيک و سرمایه گذاری های مهم، به جای تفکر، تامل کنیم. وقتی شما سریع تصمیم گیری می کنید، افسار را به دست شخصیت کوتاه مدت خود داده اید. چون شخصیت بلندمدت شما نیازمند تحلیل، بررسی و زمان است. پس زمان عامل تعیین کننده ای است. با زمان دادن، هیجان (شخصیت اول فروکش می کند) و تحلیل های پیچیده زمان بر (شخصیت دوم) جایگزین می شود.
دومین نکته این است که با فکر کردن به آینده (که شخصیت بلندمدت صبور شما در آن تخصص دارد)، موازنه را به نفع این شخصیت تغییر دهید. هر چقدر که به آینده فکر کنید و سپس از آینده به زمان حال بیایید، شخصیت بلندمدت نگر شما تقویت می شود و سرعت عمل بالاتری هم پیدا خواهد کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
شخصیت کوتاهمدت سریع و شخصیت بلندمدت صبور
در گذشته مغز یک جعبه سیاه بود. اما امروزه تکنولوژی تصویربرداری از مغز، دانشمندان را قادر میسازد تا مناطقی از مغز را که فعالانه درگیر تصمیم گیری هستند به خوبی تحلیل کنند. دانشمندان حتی گاهی می توانند از روی میزان فعالیت های مختلف مغز پیش بینی کنند که شما کدام گزینه را انتخاب می کنید؟!!!
یکی از جالب ترین یافته های علوم شناختی این است که طی تصمیمگیری، مناطق متفاوت مغز با یکدیگر رقابت میکنند. به همین خاطر بخش مسوول احساسات ما در تضاد و درگیری با بخش حاکم بر منطق است. برای اجداد ما (گذشته های دور) در بیشتر شرایط این دو بخش با هم کار می کردند و همراستا بودند. اما در شرایط زندگی مدرن، این نظامها (احساسات و منطق) چهبسا رفتارهای متفاوتی را تجویز کنند. در چنین مواردی، باید ایستاد و دید که حاصل رقابت بین این دو نظام (احساس و منطق) چه خواهد شد؟
اساتید دانشگاه هاروارد دریافتند که برای تصمیمات با افق زمانی کوتاه، سامانه لیمبیک (بخشی از مغز) غالبا درگیر است که حاکم بر احساسات و هیجانات است. اما بخش متولی تصمیمات بلندمدت، مربوط به قشر مخ جلویی هستند که معمولا به عنوان مکان منطق و استدلال ملاحظه میشود. (این بخش از مغز انسان نسبت به حیوانات بسیار پیشرفته تر است). رقابت درونی بین دو کنشگر مغز برای تصمیمگیری وجود دارد به نوعی که می شود گفت هر انسان دو نوع شخصیت دارد: «شخصیت کوتاهمدت سریع» و «شخصیت بلندمدت صبور.» شخصیت کوتاهمدت ما منحصرا در ارتباط با حداکثرساختن زمانهای خوب در لحظه هستند (لذت، هیجان، احساس، راحتی)، شخصیت بلندمدت به جلوترها فکر میکنند به روزهایی که پس از فردا میآید (منفعت، ساختن آینده، تحلیل و رشد).
دقت کنید که بخش کوتاه مدت ما، همان بخشی بوده است که مسوول بقای اجداد ما بوده است. چرا که باید سریع خطرات را تشخیص می داده است (حضور پلنگ در پشت سر) و سریع واکنش نشان می داده است (فرار به سریع ترین شکل ممکن). بنابراین این بخش مسوول بقا و واکنش سریع در برابر خطرات احتمالی است.
راهکار مدیریتی:
ما نمی توانیم شخصیت کوتاه مدت سریع خود را کنار بگذاریم و نادیده بگیریم. یکی از بهترین راهکارها این است که در زمان تصمیم گیری های استراتژيک و سرمایه گذاری های مهم، به جای تفکر، تامل کنیم. وقتی شما سریع تصمیم گیری می کنید، افسار را به دست شخصیت کوتاه مدت خود داده اید. چون شخصیت بلندمدت شما نیازمند تحلیل، بررسی و زمان است. پس زمان عامل تعیین کننده ای است. با زمان دادن، هیجان (شخصیت اول فروکش می کند) و تحلیل های پیچیده زمان بر (شخصیت دوم) جایگزین می شود.
دومین نکته این است که با فکر کردن به آینده (که شخصیت بلندمدت صبور شما در آن تخصص دارد)، موازنه را به نفع این شخصیت تغییر دهید. هر چقدر که به آینده فکر کنید و سپس از آینده به زمان حال بیایید، شخصیت بلندمدت نگر شما تقویت می شود و سرعت عمل بالاتری هم پیدا خواهد کرد.
@ModiranBox
#OstadKazemi
#نگرش_مدیریتی
تست شخصیت شناسی مدیریتی!
اولین شکلی که در تصویر مشاهده میکنید چیست؟
جواب در پست بعدی
👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODFhgwDrabKtfA
تست شخصیت شناسی مدیریتی!
اولین شکلی که در تصویر مشاهده میکنید چیست؟
جواب در پست بعدی
👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAADwBODFhgwDrabKtfA