نسل بتا، از یکم ژانویه سال ۲۰۲۵ وارد دنیای ما میشوند و گفته میشود این نسل فراتر از هر نسلی در دنیای هوش مصنوعی و فناوری غوطهور خواهد شد.
این نسل که متولدین بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۹ را شامل میشود در دنیایی متولد میشوند که با چالشهای بزرگ مثل تغییرات اقلیمی و شهرنشینی فزاینده شدید مواجه است.
این نسل، فرزندان جوانتر نسل Z و هزارهایها (میلنیالها) هستند و برخلاف خواهر و برادرهای بزرگترشان،تجربه مستقیم تعطیلی مدارس یا انزوای اجتماعی ناشی از کووید را نخواهند داشت، اما اثرات آن را از طریق خانواده و جامعه حس خواهند کرد.
مانند نسل آلفا، نسل بتا نیز به شدت به ابزارهای هوشمند و هوش مصنوعی وابسته خواهد بود، اما ممکن است نسل Z، بهعنوان والدین آنها، استفاده از فناوری و شبکههای اجتماعی را محدودتر کنند، چرا که خودشان تجربههای مثبت و منفی این ابزارها را بهتر درک کردهاند.
در عین حال، نسلهای قبلی مثل آلفا به عنوان «بچههای آیپدی» شناخته شدهاند که مصرف زیاد محتوای آنلاین و استفاده از اصطلاحات خاص اینترنتی از ویژگیهای اصلیشان است.
@Modern_Learning_for_GenZ
این نسل که متولدین بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۹ را شامل میشود در دنیایی متولد میشوند که با چالشهای بزرگ مثل تغییرات اقلیمی و شهرنشینی فزاینده شدید مواجه است.
این نسل، فرزندان جوانتر نسل Z و هزارهایها (میلنیالها) هستند و برخلاف خواهر و برادرهای بزرگترشان،تجربه مستقیم تعطیلی مدارس یا انزوای اجتماعی ناشی از کووید را نخواهند داشت، اما اثرات آن را از طریق خانواده و جامعه حس خواهند کرد.
مانند نسل آلفا، نسل بتا نیز به شدت به ابزارهای هوشمند و هوش مصنوعی وابسته خواهد بود، اما ممکن است نسل Z، بهعنوان والدین آنها، استفاده از فناوری و شبکههای اجتماعی را محدودتر کنند، چرا که خودشان تجربههای مثبت و منفی این ابزارها را بهتر درک کردهاند.
در عین حال، نسلهای قبلی مثل آلفا به عنوان «بچههای آیپدی» شناخته شدهاند که مصرف زیاد محتوای آنلاین و استفاده از اصطلاحات خاص اینترنتی از ویژگیهای اصلیشان است.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍2❤1
۳۵ شرکت بزرگ دنیا با بیشترین درآمد سالانه در سال ۲۰۲۴
Ranked: The Top 35 Companies with the Highest Revenues
Here are the world’s leading companies by annual revenues in 2024, including both public and private companies that report financial data.
@Modern_Learning_for_GenZ
Ranked: The Top 35 Companies with the Highest Revenues
Here are the world’s leading companies by annual revenues in 2024, including both public and private companies that report financial data.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
میزان کاهش استرس بر اساس فعالیتها
◽️استرس ممکن است علل رایجی مثل فشار کاری زیاد و دغدغههای مالی و مسئولیتهای خانوادگی و... داشته باشد. که میتوان با انجام برخی فعالیتها آن را کاهش داد.
@Modern_Learning_for_GenZ
◽️استرس ممکن است علل رایجی مثل فشار کاری زیاد و دغدغههای مالی و مسئولیتهای خانوادگی و... داشته باشد. که میتوان با انجام برخی فعالیتها آن را کاهش داد.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
آمار میزان سرمایهگذاری و تعداد شغل ایجاد شده چین به تفکیک منابع در طول ۲۰ سال (۲۰۱۹-۲۰۰۰):
۱. دوره ۲۰۰۰-۲۰۰۵:
۲. دوره ۲۰۱۰-۲۰۰۶:
۳. دوره ۲۰۱۱-۲۰۱۵:
۴. دوره ۲۰۱۶-۲۰۱۹:
● آمار تجمیعی ۲۰۰۰-۲۰۱۹:
این ارقام نشان میدهد که:
منبع: هوش مصنوعی Claude
@Modern_Learning_for_GenZ
۱. دوره ۲۰۰۰-۲۰۰۵:
- تعداد شغل: ۴۵ میلیون
- نرخ متوسط یوان به دلار: ۱ دلار ≈ ۸.۲۸ یوان
- سرمایهگذاری:
■ خارجی FDI: معادل ۲۵۰ میلیارد دلار
■ داخلی دولتی: ۴۲۲ میلیارد دلار
■ بخش خصوصی: ۲۴۱ میلیارد دلار
۲. دوره ۲۰۱۰-۲۰۰۶:
- تعداد شغل: ۵۸ میلیون
- نرخ متوسط یوان به دلار: ۱ دلار ≈ ۶.۸۳ یوان
- سرمایهگذاری:
■ خارجی FDI: معادل ۳۸۰ میلیارد دلار
■ داخلی دولتی: ۶۱۵ میلیارد دلار
■ بخش خصوصی: ۳۶۶ میلیارد دلار
۳. دوره ۲۰۱۱-۲۰۱۵:
- تعداد شغل: ۶۴ میلیون
- نرخ متوسط یوان به دلار: ۱ دلار ≈ ۶.۲ یوان
- سرمایهگذاری:
■ خارجی FDI: معادل ۵۸۵ میلیارد دلار
■ داخلی دولتی: ۷۷۴ میلیارد دلار
■ بخش خصوصی: ۴۸۴ میلیارد دلار
۴. دوره ۲۰۱۶-۲۰۱۹:
- تعداد شغل: ۵۰ میلیون
- نرخ متوسط یوان به دلار: ۱ دلار ≈ ۶.۷ یوان
- سرمایهگذاری:
■ خارجی FDI: معادل ۴۹۰ میلیارد دلار
■ داخلی دولتی: ۵۲۲ میلیارد دلار
■ بخش خصوصی: ۳۷۳ میلیارد دلار
● آمار تجمیعی ۲۰۰۰-۲۰۱۹:
- کل مشاغل ایجاد شده:
■ ۲۱۷ میلیون
- سرمایهگذاری:
■ خارجی FDI: برابر ۱,۷۰۵ میلیارد دلار
■ داخلی دولتی: ۲,۳۳۳ میلیارد دلار
■ بخش خصوصی: ۱,۴۶۴ میلیارد دلار
- مجموع کل سرمایهگذاری:
■ ۵,۵۰۲ میلیارد دلار
- هزینه متوسط ایجاد هر شغل:
■ حدود ۲۵,۳۵۵ دلار برای هر شغل
- توزیع منابع مالی:
■ اف دی آی : ۳۱٪
■ داخلی دولتی: ۴۲٪
■ بخش خصوصی: ۲۷٪
این ارقام نشان میدهد که:
۱. بیشترین رشد اشتغال در دوره ۲۰۱۱-۲۰۱۵ بوده است
۲. سرمایهگذاری داخلی دولتی بزرگترین منبع تأمین مالی بوده است
۳. هزینه ایجاد هر شغل به تدریج افزایش یافته است
۴. نقش FDI در طول زمان افزایش یافته است.
منبع: هوش مصنوعی Claude
@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
آمار میزان سرمایهگذاری و تعداد شغل ایجاد شده چین به تفکیک منابع در طول ۲۰ سال (۲۰۱۹-۲۰۰۰):
● پینوشت
واژه FDI مخفف Foreign Direct Investment یا سرمایهگذاری مستقیم خارجی است. بگذارید به طور دقیق توضیح دهم:
■ تعریف و ماهیت:
- سرمایهگذاری بلندمدت یک شرکت یا فرد خارجی در یک کشور دیگر
- شامل خرید سهام، تاسیس کارخانه، یا ایجاد شعبه در کشور مقصد
- معمولاً با کنترل مدیریتی (معمولاً بیش از ۱۰٪ سهام) همراه است
■ انواع FDI:
۱. سرمایهگذاری عمودی:
- شرکت بخشی از زنجیره تولید خود را به کشور دیگر منتقل میکند
- مثال: شرکت اپل که تولید آیفون را در چین انجام میدهد
۲. سرمایهگذاری افقی:
- تکرار فعالیتهای مشابه در کشور دیگر
- مثال: مکدونالد که شعب مشابه در کشورهای مختلف میزند
■ وابستگی سازمانی:
۱. سرمایهگذاران خصوصی:
- شرکتهای چندملیتی
- صندوقهای سرمایهگذاری خارجی
- سرمایهگذاران فردی
۲. سرمایهگذاران دولتی:
- صندوقهای ثروت ملی
- شرکتهای دولتی خارجی
- بانکهای توسعهای بینالمللی
■ نظارت و قوانین:
- تحت نظارت سازمان سرمایهگذاری کشور میزبان
- تابع قوانین بینالمللی تجارت
- نیازمند مجوزهای خاص از کشور میزبان
- معمولاً تحت نظارت بانک مرکزی برای انتقال ارز
■ مزایای FDI برای کشور میزبان:
۱. اقتصادی:
- ورود سرمایه خارجی
- ایجاد اشتغال
- انتقال تکنولوژی
- افزایش صادرات
۲. مدیریتی:
- انتقال دانش مدیریتی
- بهبود استانداردهای کاری
- آموزش نیروی کار
۳. ارتباطی:
- دسترسی به بازارهای جهانی
- ادغام در زنجیره ارزش جهانی
- بهبود روابط بینالمللی
■ چالشهای FDI:
۱. برای کشور میزبان:
- امکان وابستگی اقتصادی
- رقابت با صنایع داخلی
- خروج سود از کشور
۲. برای سرمایهگذار:
- ریسکهای سیاسی
- تغییرات نرخ ارز
- تفاوتهای فرهنگی و قانونی
■ نهادهای مرتبط با FDI:
۱. بینالمللی:
- بانک جهانی
- صندوق بینالمللی پول
- سازمان تجارت جهانی
۲. ملی:
- سازمان سرمایهگذاری خارجی
- وزارت اقتصاد
- بانک مرکزی
در نتیجه، FDI یک مکانیزم مهم برای توسعه اقتصادی است که به هیچ سازمان خاصی وابسته نیست و توسط قوانین ملی و بینالمللی تنظیم میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
● پینوشت
واژه FDI مخفف Foreign Direct Investment یا سرمایهگذاری مستقیم خارجی است. بگذارید به طور دقیق توضیح دهم:
■ تعریف و ماهیت:
- سرمایهگذاری بلندمدت یک شرکت یا فرد خارجی در یک کشور دیگر
- شامل خرید سهام، تاسیس کارخانه، یا ایجاد شعبه در کشور مقصد
- معمولاً با کنترل مدیریتی (معمولاً بیش از ۱۰٪ سهام) همراه است
■ انواع FDI:
۱. سرمایهگذاری عمودی:
- شرکت بخشی از زنجیره تولید خود را به کشور دیگر منتقل میکند
- مثال: شرکت اپل که تولید آیفون را در چین انجام میدهد
۲. سرمایهگذاری افقی:
- تکرار فعالیتهای مشابه در کشور دیگر
- مثال: مکدونالد که شعب مشابه در کشورهای مختلف میزند
■ وابستگی سازمانی:
۱. سرمایهگذاران خصوصی:
- شرکتهای چندملیتی
- صندوقهای سرمایهگذاری خارجی
- سرمایهگذاران فردی
۲. سرمایهگذاران دولتی:
- صندوقهای ثروت ملی
- شرکتهای دولتی خارجی
- بانکهای توسعهای بینالمللی
■ نظارت و قوانین:
- تحت نظارت سازمان سرمایهگذاری کشور میزبان
- تابع قوانین بینالمللی تجارت
- نیازمند مجوزهای خاص از کشور میزبان
- معمولاً تحت نظارت بانک مرکزی برای انتقال ارز
■ مزایای FDI برای کشور میزبان:
۱. اقتصادی:
- ورود سرمایه خارجی
- ایجاد اشتغال
- انتقال تکنولوژی
- افزایش صادرات
۲. مدیریتی:
- انتقال دانش مدیریتی
- بهبود استانداردهای کاری
- آموزش نیروی کار
۳. ارتباطی:
- دسترسی به بازارهای جهانی
- ادغام در زنجیره ارزش جهانی
- بهبود روابط بینالمللی
■ چالشهای FDI:
۱. برای کشور میزبان:
- امکان وابستگی اقتصادی
- رقابت با صنایع داخلی
- خروج سود از کشور
۲. برای سرمایهگذار:
- ریسکهای سیاسی
- تغییرات نرخ ارز
- تفاوتهای فرهنگی و قانونی
■ نهادهای مرتبط با FDI:
۱. بینالمللی:
- بانک جهانی
- صندوق بینالمللی پول
- سازمان تجارت جهانی
۲. ملی:
- سازمان سرمایهگذاری خارجی
- وزارت اقتصاد
- بانک مرکزی
در نتیجه، FDI یک مکانیزم مهم برای توسعه اقتصادی است که به هیچ سازمان خاصی وابسته نیست و توسط قوانین ملی و بینالمللی تنظیم میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
نگاهی به بهترین دانشگاهای دنیا
در رتبه بندی تایمز
بیژن جهانگیری
استاد دانشگاه تهران
گزارش رسمی رتبهبندی دانشگاههای جهان در سال 2024 توسط موسسه آموزشی تایمز منتشر شد. طبق این گزارش دانشگاه آکسفورد انگلستان برای نهمین (9) سال متوالی رتبه اول دانشگاه های جهان را بدست آورد. همزمان با انتشار این گزارش خبر داده شد که متعاقب سه دور رای گیری فشرده آقای ویلیام هیگ به سمت ریاست دانشگاه آکسفورد به مدت یک دوره ده (10) ساله انتخاب شده است. سمت های قبلی ایشان معاونت نخست وزیر و وزارت امور خارجه انگلستان بود.
انتشار این دو خبر و تقارن آن با انتصابهای اخیر عدهای از روسای دانشگاههای ایران و تغییرات وسیع مدیریت آموزش عالی بدنبال انتخاب رئیس جمهور (سنتی که با آمدن هر رئیس جمهور جدید تکرار میشود)، موجبی شد برای بازبینی بعضی مشخصات ده دانشگاه برتر جهان با احتمال درسآموزی از پارهای اختصاصات این دانشگاهها.
اسامی ده دانشگاه برتر بدین ترتیب میباشد:
از این ده دانشگاه سه عدد در انگلستان و هفت عدد در آمریکا هستند. سال تاسیس قدیمیترین آنها کمبریج در 1209 میلادی و آکسفورد در 1250 میلادی است. (عده ای سال تاسیس آکسفورد را سال 1096 میلادی ذکر کرده اند).
سال تاسیس دانشگاههای هفتگانه آمریکا بین 1650 تا 1870 میلادی (مصادف با دوران حکومت قاجاریه) میباشد. غالب این دانشگاهها در هر دو کشور انگلیس و آمریکا غیردولتی و خصوصی هستند. خصوصی بودن به معنی استقلال تام در تمام امور مربوط و عدم وابستگی به دولت و آزادی در آموزش و پژوهش با کمترین تاثیر از نوسانات سیاسی کشور. ثبات مدیریت از اصول تغییر ناپذیر اداره این دانشگاهها است.
به این رکوردها توجه بفرمائید:
آقای چارلز ویلیام الیوت بمدت چهل (40) سال مداوم ریاست دانشگاه هاروارد را بعهده داشت. آقای جیمز کارلاهان سی و یک سال رئیس دانشگاه پرینستون بود. اخیرا در دانشگاه آکسفورد آقای ویلیام هیگ جانشین آقای لرد پاتن شد. ایشان نماینده ملکه و فرماندار هنک کنگ بودکه امر انتقال هنگ کنگ به چین را با حفظ استقلال نسبی به سرانجامی صلحجویانه و مطلوب رساند. به انگلستان بازگشت و مدیریت "بی بی سی" را بعهده گرفت. متعاقبا و هنگامیکه به او اختیار دادند بین نخستوزیری انگلستان و ریاست دانشگاه آکسفورد یکی را انتخاب کند، گزینه دوم را ترجیح داد و بمدت 21 سال در این سمت خدمت کرد.
دانشگاههای برتر، هدف اول حیات علمی خود را "کشف حقیقت" / "وریتاس" میدانند. مشارکت جدی و موثر در این مهم و عرضه نتایج و دستاوردهای ملموس و معتبر علمی شرط انتصاب و ارتقای هیات علمی در این دانشگاهها میباشد.
دستاوردهای علمی کشوری و جهانی این دانشگاهها قابل ملاحظه است و تحسین برانگیز. دانشگاه هاروارد با دریافت 161 (یکصد و شصت و یک) جایزه نوبل و کمبریج با دریافت (121) جایزه برترین مقام ها را دارا میباشند.
کمبریج افتخار میکند که پذیرای اکابر و نوابغی از قبیل نیوتن و فرانسیس بیکن و راترفورد و بوهر بوده و آکسفورد محل تحصیل نخست وزیران متعددی از کشور های پاکستان – هندوستان – کانادا – استرالیا – سریلانکا – غنا – جامائیکا و مقامات بلند پایهای از قبیل پادشاه نروژ – امپراتور ژاپن – ایندیرا گاندی و هابل (ستاره شناس شهیر) بوده است. پنج تن از روسای جمهور آمریکا فارغ التحصیل دانشگاه یل بوده اند: هوارد تافت – جرالد فورد – بوش پدر و بوش پسر و بیل کلینتون.
این دانشگاهها از پرورش جسمانی غافل نبوده و در این راه مجاهدت وسرمایهگذاری میکنند. دانشجویان دانشگاه استانفورد تا کنون موفق
به کسب یکصد و پنجاه و دو (152) مدال طلای المپیک شدهاند و بدنبال آن دانشجویان دانشگاه برکلی قرار دارند با یکصد و بیست و یک مدال طلای المپیک.
بعلت دارا بودن اعتبار اجتماعی و علمی بالا، دانشگاههای آمریکا ثروتهای هنگفتی دارند. یک سنت پسندیده اینست که ثروتمندان این دو کشور، خصوصا آنها که از این دانشگاهها فارغالتحصیل شدهاند و حتی آنها که چنین توفیقی بدست نیاوردهاند قسمتی از ثروت خود را به این دانشگاهها تقدیم میکنند. بعنوان نمونه و نتیجه اینکه ثروت هاروارد بالغ بر پنجاه (50) بیلیون دلار و پرینستون متجاوز از (34) بیلیون دلار میباشد.
در مورد رفتار این دانشگاهها با دانشجویان چند نکته قابل ذکر است: این دانشگاهها مبنی را بر سختگیری و عدم اغماض گذاشتهاند. معدل نمرات امتحانات ورودی دانشجویانی که پذیرفته میشوند بطور باور نکردنی بالا است و غالبا متجاوز از 95 روی 100 میباشد.
@Modern_Learning_for_GenZ
در رتبه بندی تایمز
بیژن جهانگیری
استاد دانشگاه تهران
گزارش رسمی رتبهبندی دانشگاههای جهان در سال 2024 توسط موسسه آموزشی تایمز منتشر شد. طبق این گزارش دانشگاه آکسفورد انگلستان برای نهمین (9) سال متوالی رتبه اول دانشگاه های جهان را بدست آورد. همزمان با انتشار این گزارش خبر داده شد که متعاقب سه دور رای گیری فشرده آقای ویلیام هیگ به سمت ریاست دانشگاه آکسفورد به مدت یک دوره ده (10) ساله انتخاب شده است. سمت های قبلی ایشان معاونت نخست وزیر و وزارت امور خارجه انگلستان بود.
انتشار این دو خبر و تقارن آن با انتصابهای اخیر عدهای از روسای دانشگاههای ایران و تغییرات وسیع مدیریت آموزش عالی بدنبال انتخاب رئیس جمهور (سنتی که با آمدن هر رئیس جمهور جدید تکرار میشود)، موجبی شد برای بازبینی بعضی مشخصات ده دانشگاه برتر جهان با احتمال درسآموزی از پارهای اختصاصات این دانشگاهها.
اسامی ده دانشگاه برتر بدین ترتیب میباشد:
آکسفورد – استانفورد – ام آی تی – هاروارد – کمبریج – پرینستون – کالتک – ایمپریال کالج –
برکلی و دانشگاه یل
از این ده دانشگاه سه عدد در انگلستان و هفت عدد در آمریکا هستند. سال تاسیس قدیمیترین آنها کمبریج در 1209 میلادی و آکسفورد در 1250 میلادی است. (عده ای سال تاسیس آکسفورد را سال 1096 میلادی ذکر کرده اند).
سال تاسیس دانشگاههای هفتگانه آمریکا بین 1650 تا 1870 میلادی (مصادف با دوران حکومت قاجاریه) میباشد. غالب این دانشگاهها در هر دو کشور انگلیس و آمریکا غیردولتی و خصوصی هستند. خصوصی بودن به معنی استقلال تام در تمام امور مربوط و عدم وابستگی به دولت و آزادی در آموزش و پژوهش با کمترین تاثیر از نوسانات سیاسی کشور. ثبات مدیریت از اصول تغییر ناپذیر اداره این دانشگاهها است.
به این رکوردها توجه بفرمائید:
آقای چارلز ویلیام الیوت بمدت چهل (40) سال مداوم ریاست دانشگاه هاروارد را بعهده داشت. آقای جیمز کارلاهان سی و یک سال رئیس دانشگاه پرینستون بود. اخیرا در دانشگاه آکسفورد آقای ویلیام هیگ جانشین آقای لرد پاتن شد. ایشان نماینده ملکه و فرماندار هنک کنگ بودکه امر انتقال هنگ کنگ به چین را با حفظ استقلال نسبی به سرانجامی صلحجویانه و مطلوب رساند. به انگلستان بازگشت و مدیریت "بی بی سی" را بعهده گرفت. متعاقبا و هنگامیکه به او اختیار دادند بین نخستوزیری انگلستان و ریاست دانشگاه آکسفورد یکی را انتخاب کند، گزینه دوم را ترجیح داد و بمدت 21 سال در این سمت خدمت کرد.
دانشگاههای برتر، هدف اول حیات علمی خود را "کشف حقیقت" / "وریتاس" میدانند. مشارکت جدی و موثر در این مهم و عرضه نتایج و دستاوردهای ملموس و معتبر علمی شرط انتصاب و ارتقای هیات علمی در این دانشگاهها میباشد.
دستاوردهای علمی کشوری و جهانی این دانشگاهها قابل ملاحظه است و تحسین برانگیز. دانشگاه هاروارد با دریافت 161 (یکصد و شصت و یک) جایزه نوبل و کمبریج با دریافت (121) جایزه برترین مقام ها را دارا میباشند.
کمبریج افتخار میکند که پذیرای اکابر و نوابغی از قبیل نیوتن و فرانسیس بیکن و راترفورد و بوهر بوده و آکسفورد محل تحصیل نخست وزیران متعددی از کشور های پاکستان – هندوستان – کانادا – استرالیا – سریلانکا – غنا – جامائیکا و مقامات بلند پایهای از قبیل پادشاه نروژ – امپراتور ژاپن – ایندیرا گاندی و هابل (ستاره شناس شهیر) بوده است. پنج تن از روسای جمهور آمریکا فارغ التحصیل دانشگاه یل بوده اند: هوارد تافت – جرالد فورد – بوش پدر و بوش پسر و بیل کلینتون.
این دانشگاهها از پرورش جسمانی غافل نبوده و در این راه مجاهدت وسرمایهگذاری میکنند. دانشجویان دانشگاه استانفورد تا کنون موفق
به کسب یکصد و پنجاه و دو (152) مدال طلای المپیک شدهاند و بدنبال آن دانشجویان دانشگاه برکلی قرار دارند با یکصد و بیست و یک مدال طلای المپیک.
بعلت دارا بودن اعتبار اجتماعی و علمی بالا، دانشگاههای آمریکا ثروتهای هنگفتی دارند. یک سنت پسندیده اینست که ثروتمندان این دو کشور، خصوصا آنها که از این دانشگاهها فارغالتحصیل شدهاند و حتی آنها که چنین توفیقی بدست نیاوردهاند قسمتی از ثروت خود را به این دانشگاهها تقدیم میکنند. بعنوان نمونه و نتیجه اینکه ثروت هاروارد بالغ بر پنجاه (50) بیلیون دلار و پرینستون متجاوز از (34) بیلیون دلار میباشد.
در مورد رفتار این دانشگاهها با دانشجویان چند نکته قابل ذکر است: این دانشگاهها مبنی را بر سختگیری و عدم اغماض گذاشتهاند. معدل نمرات امتحانات ورودی دانشجویانی که پذیرفته میشوند بطور باور نکردنی بالا است و غالبا متجاوز از 95 روی 100 میباشد.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
در شرکت شما Ombudsman کیست؟
تماشای کنفرانس الجی در نمایشگاه CES تقریبا غیرقابل تحمل بود. شرکتها اشتباه میکنند که سعی دارند در معرفی محصول از الگوی اپل پیروی کنند (چون کیفیت ارائه اپل صرفا متکی به تیم مارکتینگش نیست. بلکه متکی به فرهنگ حاکم بر این شرکت هم است، که در شرکتهای دیگه، نیست). اما حتی همین اشتباه رو به بدترین شکل جلو میبرند. نه تنها سخنرانی مملو از کلمات کلی و وعدههای مبهم و ادعاهای اغراقآمیزه، بلکه ارائهکننده کرهای هم کلمات انگلیسی رو به شکلی تلفظ میکنه که عجیبه حضار نمیخندند (نباید بخندند، چون بیادبیه. و علاوه بر اینکه شخصا بیادبیه، اگه بخندند به کنفرانس بعدی دعوت نمیشن. اما باز هم عجیبه که میتونند نخندند).
و این مورد آخر یه واقعیتی رو درباره فرهنگ ما آسیاییها لو میده. تو این قاره رییس بودن خیلی مهمه. رییس بودن آرزوئه. یکجور سعادته. یکجور به کمال رسیدنه. وقتی کسی رئیسه، دیگه به سختی باور میکنه که کامل نیست. رییس خیلی جدی فکر میکنه که خیلی کارهای دیگه غیر از مدیریت هم از پسش برمیاد. بنابراین اصرار داره که خودش ارائه بده، خودش بره روی سن، و خودش جلوی دوربین باشه. حتی اگه مثل یه دلقک حرف بزنه، یا اصلا نتونه حرف بزنه.
یک واژه داریم در انگلیسی (که در اصل سوئدیه) Ombudsman که یعنی نماینده یا واسطه. در گذشته عنوان کسی بود که حکومت بش این وظیفه رو میسپرد که ببینه مردم چه شکایاتی از حکومت دارند. اگه کسی حرفی حدیثی غری داشت، میرفت به این بابا میگفت. نه مستقیما به مسئولان حکومتی. بعدها مفهومش گسترش پیدا کرد و غربیها وارد فضای تجاری هم کردند. به این معنی که باید یکی رو داشته باشیم که حرف ما رو به مشتریمون بزنه، و حرف مشتریمون رو به ما. و این باید فردی باشه که حرف جفتمون رو بفهمه، از وضعیت صنعت سر دربیاره، خودش مصرفکننده محصولمون باشه، قدرت بیانش خوب باشه، و اگه قیافهش هم خوب بود که چه بهتر.
الان در اپل، کریگ فدریگی داره تا حدی این نقش رو بازی میکنه. بدون اینکه رئیس باشه بیشتر از رئیس میبینیمش. ولی این تو کت آسیاییها نمیره. با اینکه ابتدا این امپراتوری چین بود که رسما چنین شغلی رو برای عدهای تعریف کرده بود. ما چنان با این مفهوم بیگانهایم امروز، که حتی معادل فارسی براش نداریم! چون لازم نبوده واژهای براش بسازیم. چون اصلا قبول نداشتیم که کسی که زیر دست رئیسه، بیشتر از رئیس دیده بشه.
@Modern_Learning_for_GenZ
تماشای کنفرانس الجی در نمایشگاه CES تقریبا غیرقابل تحمل بود. شرکتها اشتباه میکنند که سعی دارند در معرفی محصول از الگوی اپل پیروی کنند (چون کیفیت ارائه اپل صرفا متکی به تیم مارکتینگش نیست. بلکه متکی به فرهنگ حاکم بر این شرکت هم است، که در شرکتهای دیگه، نیست). اما حتی همین اشتباه رو به بدترین شکل جلو میبرند. نه تنها سخنرانی مملو از کلمات کلی و وعدههای مبهم و ادعاهای اغراقآمیزه، بلکه ارائهکننده کرهای هم کلمات انگلیسی رو به شکلی تلفظ میکنه که عجیبه حضار نمیخندند (نباید بخندند، چون بیادبیه. و علاوه بر اینکه شخصا بیادبیه، اگه بخندند به کنفرانس بعدی دعوت نمیشن. اما باز هم عجیبه که میتونند نخندند).
و این مورد آخر یه واقعیتی رو درباره فرهنگ ما آسیاییها لو میده. تو این قاره رییس بودن خیلی مهمه. رییس بودن آرزوئه. یکجور سعادته. یکجور به کمال رسیدنه. وقتی کسی رئیسه، دیگه به سختی باور میکنه که کامل نیست. رییس خیلی جدی فکر میکنه که خیلی کارهای دیگه غیر از مدیریت هم از پسش برمیاد. بنابراین اصرار داره که خودش ارائه بده، خودش بره روی سن، و خودش جلوی دوربین باشه. حتی اگه مثل یه دلقک حرف بزنه، یا اصلا نتونه حرف بزنه.
یک واژه داریم در انگلیسی (که در اصل سوئدیه) Ombudsman که یعنی نماینده یا واسطه. در گذشته عنوان کسی بود که حکومت بش این وظیفه رو میسپرد که ببینه مردم چه شکایاتی از حکومت دارند. اگه کسی حرفی حدیثی غری داشت، میرفت به این بابا میگفت. نه مستقیما به مسئولان حکومتی. بعدها مفهومش گسترش پیدا کرد و غربیها وارد فضای تجاری هم کردند. به این معنی که باید یکی رو داشته باشیم که حرف ما رو به مشتریمون بزنه، و حرف مشتریمون رو به ما. و این باید فردی باشه که حرف جفتمون رو بفهمه، از وضعیت صنعت سر دربیاره، خودش مصرفکننده محصولمون باشه، قدرت بیانش خوب باشه، و اگه قیافهش هم خوب بود که چه بهتر.
الان در اپل، کریگ فدریگی داره تا حدی این نقش رو بازی میکنه. بدون اینکه رئیس باشه بیشتر از رئیس میبینیمش. ولی این تو کت آسیاییها نمیره. با اینکه ابتدا این امپراتوری چین بود که رسما چنین شغلی رو برای عدهای تعریف کرده بود. ما چنان با این مفهوم بیگانهایم امروز، که حتی معادل فارسی براش نداریم! چون لازم نبوده واژهای براش بسازیم. چون اصلا قبول نداشتیم که کسی که زیر دست رئیسه، بیشتر از رئیس دیده بشه.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍3