🌀تحلیلگران: هوش مصنوعی میتواند ۱۲ میلیون نفر را تا سال ۲۰۳۰ مجبور به تغییر شغل کند
▫️به گفته محققان، هوش مصنوعی میتواند ۱۲ میلیون نفر را تا سال ۲۰۳۰ مجبور به تغییر شغل کند و بیشترین تأثیر را بر کارکنان «با مهارت متوسط» خواهد گذاشت.
▫️ تحلیلگران پیشبینی میکنند که هوش مصنوعی تا پایان دهه جاری میلادی ۱۲ میلیون نیروی کار را مجبور به تغییر شغل خواهد کرد. کارشناسان میگویند اگر افراد مهارتهای خود را مطابق با تغییرات آینده تنظیم نکنند، ممکن است برای کسب یک شغل جدید دچار مشکل شوند.
@Modern_Learning_for_GenZ
▫️به گفته محققان، هوش مصنوعی میتواند ۱۲ میلیون نفر را تا سال ۲۰۳۰ مجبور به تغییر شغل کند و بیشترین تأثیر را بر کارکنان «با مهارت متوسط» خواهد گذاشت.
▫️ تحلیلگران پیشبینی میکنند که هوش مصنوعی تا پایان دهه جاری میلادی ۱۲ میلیون نیروی کار را مجبور به تغییر شغل خواهد کرد. کارشناسان میگویند اگر افراد مهارتهای خود را مطابق با تغییرات آینده تنظیم نکنند، ممکن است برای کسب یک شغل جدید دچار مشکل شوند.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍4
نمرات پائین دانشآموزان یک کشور، به معنی کودن بودن دانشآموزها نیست، این به معنی شکست تمامقد سیستم آموزشی در ایجاد فضایی برای آموزش صحیح و به تبع اون یادگیری لذتبخش و کسب نمرات بالاست.
@Modern_Learning_for_GenZ
@Modern_Learning_for_GenZ
👍11
Audio
چرا در روزهایی که UV Index هوا بیش از ۱۰ یا ۱۱ میباشد به هیچوجه نباید از خانه بیرون بیاییم.
توضیحات علمی و جامع کارشناس مطلع راجع به علت تعطیلیهای اخیر و خطرات اشعه فرابنفش در UV Index های بالا و ضرورت توجه به هشدارهای دولت و هواشناسی.
بخصوص مدیران بخش خصوصی لازم است به این خطرات برای کارکنانشان توجه ویژه نمایند.
@Modern_Learning_for_GenZ
توضیحات علمی و جامع کارشناس مطلع راجع به علت تعطیلیهای اخیر و خطرات اشعه فرابنفش در UV Index های بالا و ضرورت توجه به هشدارهای دولت و هواشناسی.
بخصوص مدیران بخش خصوصی لازم است به این خطرات برای کارکنانشان توجه ویژه نمایند.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍4
استفاده از ابزارهای دیجیتال در کلاس درس باید با احتیاطهای لازم انجام شود.
https://www.ddinstagram.com/reel/C9bu-erIn3n/?igsh=aml1dWdvd21zcWY5
@Modern_Learning_for_GenZ
https://www.ddinstagram.com/reel/C9bu-erIn3n/?igsh=aml1dWdvd21zcWY5
@Modern_Learning_for_GenZ
InstaFix
@real_psychologi
فراموشی دیجیتال یا دمانس دیجیتال به مجموعه ای از آسیب های شناختی به مغز گفته میشه که در اثر استفاده زیاد از فضای مجازی مثل بازیهای کامپیوتری و شبکه های اجتماعی به وجود میاد. نشونه های دمانس دیجیتال شبیه علایم نقص خفیف عصب شناسی هست.
علایم دمانس دیجی...
علایم دمانس دیجی...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درد دل یک کارآفرین در مورد سختی کار شرکتهای دانشبنیان و ضرورت توجه بیشتر به نخبگان و کارآفرین ایرانی قبل از مهاجرت
صحبتهای بسیار تاثیرگذار و در عینحال غمانگیز از وضعیت کنونی کار و شرکتداری و سرمایهگذاری در ایران
@Modern_Learning_for_GenZ
صحبتهای بسیار تاثیرگذار و در عینحال غمانگیز از وضعیت کنونی کار و شرکتداری و سرمایهگذاری در ایران
@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
چگونه تکنولوژی ایرپاد مغز شما را میخواند. و برای چه؟
@Modern_Learning_for_GenZ
https://www.ddinstagram.com/reel/C-tZec4yeo2/?igsh=bmgwd2VndWk3ZDF1
@Modern_Learning_for_GenZ
https://www.ddinstagram.com/reel/C-tZec4yeo2/?igsh=bmgwd2VndWk3ZDF1
InstaFix
@radiance_rhythms
The AirPods theory! 😨 #theory #storytime #knowledge
#podcast #theory #creepy #jumpersjump #jumpersjumppodcast #conspiracy #podcastclips #storytime #creepy #weird #joerogan #elonmusk #usa🇺🇸 #theory #iphone #apple #airport #conspiracytheory #discover...
#podcast #theory #creepy #jumpersjump #jumpersjumppodcast #conspiracy #podcastclips #storytime #creepy #weird #joerogan #elonmusk #usa🇺🇸 #theory #iphone #apple #airport #conspiracytheory #discover...
👍2
با کمک این روش در کمتر از ۵ دقیقه خوابتان میبرد!
سازمان خدمات ملی بهداشت انگلستان روشی آسان برای تحریک مغز و خوابیدن در کمتر از ۵ دقیقه به اشتراک گذاشته است. یک نفر از هر سه نفر برای خوابیدن دچار مشکل است و این مشکل با گذشت از میانسالی بدتر میشود.
به گزارش فرارو به نقل از سان، کاران راجان، معتقد است مشکل خوابیدن در اکثر افراد به راحتی قابل حل است.
این پزشک پیشنهاد میکند برای خوابیدن از روشی به نام «بر هم ریختن ادراک» استفاده شود. در این روش با بر هم ریختن عمدی افکار و بیمعنا کردن آنها مغز خسته شده و میخوابد.
دکتر راجان معتقد است انسانها با دراز کشیدن در رختخواب به راحتی درگیر افکاری تکراری میشوند که خوابیدن را تحت تأثیر قرار میدهند. این افکار باعث بروز واکنشی استرسی در بدن میشود و در خوابیدن اختلال ایجاد میکند.
هر چه بیشتر بیدار باشید، مغز افکار ناخواسته بیشتری تولید میکند که به معنای خواب کمتر است. روش بر هم ریختن ادراک میتواند چرخه این افکار تکراری و آزار دهنده را بشکند. برای استفاده از این روش تنها لازم است به هر کلمهای که میخواهید فکر کنید. سپس باید سعی کنید تا حد امکان به کلماتی دیگر فکر کنید که با حروف تشکیلدهنده این کلمه آغاز میشوند. مطمئن شوید رشته کلماتی که در ذهن دارید کاملا بی معنی و بدون ارتباط خاصی با یکدیگر باشد؛ در غیر این صورت باز هم دچار نشخوار فکری خواهید شد.
دکتر راج گفت:
اگر دائماً از نشخوار فکری رنج میبرید، این روش به آرام کردن ذهن کمک میکند. به گفته سازمان خدمات ملی بهداشت انگلستان هر فرد به هفت تا نه ساعت خواب ممتد شبانه نیاز دارد.
دکتر مایکل برووس، که با نام مستعار دکتر خواب شناخته میشود، ۱۰ نکته برای سهولت خوابیدن ارائه کرده است.
۱- هر روز هفته در ساعتی مشخص و یکسان از خواب بیدار شوید. مهم نیست شب قبل زمان کافی برای خوابیدن نداشتید یا کیفیت خوابتان بد بوده است. بیدار شدن در ساعتی مقرر به بدن کمک میکند روتینی ثابت داشته باشد و به موقع ملاتونین یا همان هورمون خواب را تولید کند.
۲- بعد از بیدار شدن یک لیوان آب بنوشید. توصیه میشود پس از بیدار شدن از خواب حداقل ۴۰۰ میلی لیتر آب بنوشید. خوابیدن باعث کم آبی بدن میشود، بنابراین باید زمانی که از خواب بیدار میشوید آب بدن را دوباره تامین کنید.
۳- از چرت زدن در طول روز خودداری کنید. دکتر برووس توصیه میکند افرادی که با بیخوابی دست و پنجه نرم میکنند از چرت زدن و خواب بعدازظهر خودداری کنند.
۴- زود به رختخواب نروید. شاید به نظرتان عجیب باشد، اما زود به رختخواب رفتن کمکی به زودتر خوابیدن نمیکند. فقط به این دلیل که یک روز خسته کننده در محل کار داشتهاید یا از نظر جسمی خسته شدهاید، به این معنی نیست که بدن شما به استراحت نیاز دارد.
۵- از نور آبی پرهیز کنید. روشن گذاشتن چراغ آبی نظیر مهتابی حمام، شما را در معرض نور آبی قرار میدهد که میتواند ملاتونین خواب آور را سرکوب کند.
۶- اتاقتان را خنک نگه دارید. کمی پنجره را باز کنید یا از یک لحاف سبکتر استفاده کنید. خنک ماندن هنگام خواب به شما کمک میکند راحتتر بخوابید. بدن ملاتونین را پس از رسیدن به دمای اصلی بدن آزاد میکند و سپس سطح آن را کاهش میدهد. اگر اتاق خواب خیلی گرم باشد، بدن ملاتونین بسیار کمتری تولید میکند.
۷- مصرف کافئین را کاهش کنید. دکتر برووس توصیه میکند مصرف کافئین را از ظهر یا حداکثر تا ساعت ۲ بعد از ظهر متوقف کنید. کافئین اثری دارد که بسته به سن شش تا هشت ساعت دوام میآورد. لازم است بدن زمان کافی برای از بین بردن اثرات کافئین داشته باشد.
۸- قبل از خواب کاری لذتبخش انجام دهید. مطالعات نشان میدهند اگر قبل از خواب کاری لذتبخش انجام دهید، سریعتر میخوابید. اگر میلیونها فکر در سرتان است، فکر کردن به چیزهایی که بابت آنها سپاسگزار هستید، یک ابزار مناسب برای حواسپرتی است. نیازی نیست طولانی یا چالشبرانگیز باشد، اگر به شما حس خوبی میدهد کافی است.
۹- از مصرف نوشیدنیهای الکلی پرهیز کنید.
۱۰- و بالاخره ورزش کنید. ثابت شده است که روزانه ۱۵ دقیقه کاردیو و ۴۵ دقیقه وزنه زدن کیفیت خواب را بهبود میبخشد.
@Modern_Learning_for_GenZ
سازمان خدمات ملی بهداشت انگلستان روشی آسان برای تحریک مغز و خوابیدن در کمتر از ۵ دقیقه به اشتراک گذاشته است. یک نفر از هر سه نفر برای خوابیدن دچار مشکل است و این مشکل با گذشت از میانسالی بدتر میشود.
به گزارش فرارو به نقل از سان، کاران راجان، معتقد است مشکل خوابیدن در اکثر افراد به راحتی قابل حل است.
این پزشک پیشنهاد میکند برای خوابیدن از روشی به نام «بر هم ریختن ادراک» استفاده شود. در این روش با بر هم ریختن عمدی افکار و بیمعنا کردن آنها مغز خسته شده و میخوابد.
دکتر راجان معتقد است انسانها با دراز کشیدن در رختخواب به راحتی درگیر افکاری تکراری میشوند که خوابیدن را تحت تأثیر قرار میدهند. این افکار باعث بروز واکنشی استرسی در بدن میشود و در خوابیدن اختلال ایجاد میکند.
هر چه بیشتر بیدار باشید، مغز افکار ناخواسته بیشتری تولید میکند که به معنای خواب کمتر است. روش بر هم ریختن ادراک میتواند چرخه این افکار تکراری و آزار دهنده را بشکند. برای استفاده از این روش تنها لازم است به هر کلمهای که میخواهید فکر کنید. سپس باید سعی کنید تا حد امکان به کلماتی دیگر فکر کنید که با حروف تشکیلدهنده این کلمه آغاز میشوند. مطمئن شوید رشته کلماتی که در ذهن دارید کاملا بی معنی و بدون ارتباط خاصی با یکدیگر باشد؛ در غیر این صورت باز هم دچار نشخوار فکری خواهید شد.
دکتر راج گفت:
با انتخاب یک کلمه تصادفی مانند «خواب» شروع کنید. سپس از حرف "خ" شروع کنید، کلمه دیگری در ذهن در نظر بگیرید که با این حرف شروع میشود و سپس سراغ حروف بعدی کلمه خواب یعنی "و" "ا" و "ب" بروید. مهم است که این کلمات را در ذهن خود تجسم کنید. تجسم این کلمات مانند شبیه سازی رویا دیدن است. زمانی که خواب هستنید ذهن ناخودآگاهانه صحنههای مختلفی را تصور میکند که شما پس از بیدار شدن به یاد نخواهید داشت. اگر از یک کلمه خسته شدید یا حروفش را به اتمام رساندید تنها لازم است یک کلمه دیگر را انتخاب کنید و همین روند را دوباره آغاز کنید.
اگر دائماً از نشخوار فکری رنج میبرید، این روش به آرام کردن ذهن کمک میکند. به گفته سازمان خدمات ملی بهداشت انگلستان هر فرد به هفت تا نه ساعت خواب ممتد شبانه نیاز دارد.
دکتر مایکل برووس، که با نام مستعار دکتر خواب شناخته میشود، ۱۰ نکته برای سهولت خوابیدن ارائه کرده است.
۱- هر روز هفته در ساعتی مشخص و یکسان از خواب بیدار شوید. مهم نیست شب قبل زمان کافی برای خوابیدن نداشتید یا کیفیت خوابتان بد بوده است. بیدار شدن در ساعتی مقرر به بدن کمک میکند روتینی ثابت داشته باشد و به موقع ملاتونین یا همان هورمون خواب را تولید کند.
۲- بعد از بیدار شدن یک لیوان آب بنوشید. توصیه میشود پس از بیدار شدن از خواب حداقل ۴۰۰ میلی لیتر آب بنوشید. خوابیدن باعث کم آبی بدن میشود، بنابراین باید زمانی که از خواب بیدار میشوید آب بدن را دوباره تامین کنید.
۳- از چرت زدن در طول روز خودداری کنید. دکتر برووس توصیه میکند افرادی که با بیخوابی دست و پنجه نرم میکنند از چرت زدن و خواب بعدازظهر خودداری کنند.
۴- زود به رختخواب نروید. شاید به نظرتان عجیب باشد، اما زود به رختخواب رفتن کمکی به زودتر خوابیدن نمیکند. فقط به این دلیل که یک روز خسته کننده در محل کار داشتهاید یا از نظر جسمی خسته شدهاید، به این معنی نیست که بدن شما به استراحت نیاز دارد.
۵- از نور آبی پرهیز کنید. روشن گذاشتن چراغ آبی نظیر مهتابی حمام، شما را در معرض نور آبی قرار میدهد که میتواند ملاتونین خواب آور را سرکوب کند.
۶- اتاقتان را خنک نگه دارید. کمی پنجره را باز کنید یا از یک لحاف سبکتر استفاده کنید. خنک ماندن هنگام خواب به شما کمک میکند راحتتر بخوابید. بدن ملاتونین را پس از رسیدن به دمای اصلی بدن آزاد میکند و سپس سطح آن را کاهش میدهد. اگر اتاق خواب خیلی گرم باشد، بدن ملاتونین بسیار کمتری تولید میکند.
۷- مصرف کافئین را کاهش کنید. دکتر برووس توصیه میکند مصرف کافئین را از ظهر یا حداکثر تا ساعت ۲ بعد از ظهر متوقف کنید. کافئین اثری دارد که بسته به سن شش تا هشت ساعت دوام میآورد. لازم است بدن زمان کافی برای از بین بردن اثرات کافئین داشته باشد.
۸- قبل از خواب کاری لذتبخش انجام دهید. مطالعات نشان میدهند اگر قبل از خواب کاری لذتبخش انجام دهید، سریعتر میخوابید. اگر میلیونها فکر در سرتان است، فکر کردن به چیزهایی که بابت آنها سپاسگزار هستید، یک ابزار مناسب برای حواسپرتی است. نیازی نیست طولانی یا چالشبرانگیز باشد، اگر به شما حس خوبی میدهد کافی است.
۹- از مصرف نوشیدنیهای الکلی پرهیز کنید.
۱۰- و بالاخره ورزش کنید. ثابت شده است که روزانه ۱۵ دقیقه کاردیو و ۴۵ دقیقه وزنه زدن کیفیت خواب را بهبود میبخشد.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍6
«کالسکهای غرق خون»
داستان ترور مرتضیقلیخان معروف به صنیعالدوله
به قلم: مهدی تدینی
پانزدهم بهمن ۱۲۸۹، تهران، مخبرالدوله
ساعتی مانده به غروب آقای وزیر پس از یک روز کاری سوار بر کالسکه به خانه آمد. تا کالسکه ایستاد صدای شلیک بلند شد. مردی از شیشۀ کالسکه وزیر را به گلوله بست. ضارب فرار کرد و وزیر غرق خون کف کالسکه افتاد. تنها کلامی که از او شنیدند این بود که «سوختم...». او را نیمهجان به خانه بردند و ساعتی بعد درگذشت. او مرتضیقلیخان بود، معروف به صنیعالدوله؛ دولتمردی که همۀ فکر و ذکرش احداث معدن و خطآهن و کارخانه بود. این ایده که هزینۀ ساخت راهآهن باید از منابع داخلی و با مالیات بر کالاهای اساسی مثل قند و چای تأمین شود، ایدۀ او بود که سالها بعد رضاشاه پیاده کرد. چرا صنیعالدوله را کشتند و قاتل که بود؟
مرتضیقلی خان از خاندان «هدایت» بود. افراد این خاندان تحصیلات عالی داشتند. پدرش، علیقلی خان، معروف به مخبرالدوله، چهار پسر داشت: مرتضیقلی، محمدقلی، مهدیقلی و حسینقلی که همه دولتمرد شدند. مهدیقلی شش سال نخستوزیر رضاشاه بود (مرتضیقلی پسرعموی پدر صادق هدایت میشد). مرتضیقلی در زمان ناصرالدینشاه در آلمان درس معدن خواند و وقتی به ایران بازگشت به مقامات بالا رسید. در چند کابینه وزیر بود، از وزیر فواید عام تا وزیر مالیه و فرهنگ. با محترمالسلطنه، دختر مظفرالدینشاه ازدواج کرد، اما داماد شاه بودن فایدۀ خاصی برایش نکرد. وزیر بودن و داشتن مقامات عالی ویژگی خاصی نیست، آنچه در مورد او جذاب است، تکاپوهایش برای «صنعتیسازی» ایران است. از تلاش برای احداث معدن تا احداث کارخانۀ ریسندگی و به خصوص ایدههایی برای بهبود وضع مالی، بودجه و احداث راهآهن.
در همین رؤیاها به سر میبرد که چهار سال پس از مشروطه به قتل رسید. پس از سوءقصد، دو نفر در تعقیب و گریز از سوی مردم و پلیس بازداشت شدند که هر دو خارجی بودند، یکی فردی گرجیـروس به نام ایلاریون و دیگری یک ارمنی به نام ایوان. ضارب همان فرد گرجی بود و مدعی بود برای صنیعالدوله در مازندران کار کرده و چون حق و حقوقش را کامل نداده او را کشته است. شرح ترور او را به نوشتاری دیگر میسپرم. فقط بگویم، ضاربان او طبق قانون کاپیتولاسیون تحویل دولت روسیه شدند و اصلاً معلوم نیست با چه مجازاتی روبرو شدند. از دیگر سو، ادعاهای ضارب به خصوص دربارۀ تهیۀ تفنگ باورپذیر نیست و به احتمال زیاد افرادی ایرانی یا خارجی ضارب را مأمور قتل صنیعالدوله کرده بودند، به خصوص خود روسها.
صنیعالدوله رسالهای دارد با عنوان «راه نجات» و در آن نجات ایران از وضع موجود را احداث راهآهن معرفی میکند. نکتۀ بسیار جالب دریافت عمیقی است که او از مفهوم «امنیت» دارد. میگوید امنیت فقط داشتن نیروی نظامی نیست، وقتی کشور آموزش و پرورش درستی ندارد تا مردم تخصصی برای نان درآوردن کسب کنند و وقتی کشور راههای مناسبی ندارد تا مردم معیشت خود را تأمین کنند، امنیت وجود ندارد. دقیقاً چنین میگوید:
در پایان از شما دعوت میکنم رسالۀ «راه نجات» را که فقط ۲۵ صفحه است در پیوست بخوانید، بسیار خواندنی است، بسیار!
پینوشت: محمدحسین منظورالاجداد، در مقالهای درخشان اسناد ترور صنیعالدوله را بررسی کرده که از آن بهره بردم.
#داستانک_پندآموز
@Modern_Learning_for_GenZ
داستان ترور مرتضیقلیخان معروف به صنیعالدوله
به قلم: مهدی تدینی
پانزدهم بهمن ۱۲۸۹، تهران، مخبرالدوله
ساعتی مانده به غروب آقای وزیر پس از یک روز کاری سوار بر کالسکه به خانه آمد. تا کالسکه ایستاد صدای شلیک بلند شد. مردی از شیشۀ کالسکه وزیر را به گلوله بست. ضارب فرار کرد و وزیر غرق خون کف کالسکه افتاد. تنها کلامی که از او شنیدند این بود که «سوختم...». او را نیمهجان به خانه بردند و ساعتی بعد درگذشت. او مرتضیقلیخان بود، معروف به صنیعالدوله؛ دولتمردی که همۀ فکر و ذکرش احداث معدن و خطآهن و کارخانه بود. این ایده که هزینۀ ساخت راهآهن باید از منابع داخلی و با مالیات بر کالاهای اساسی مثل قند و چای تأمین شود، ایدۀ او بود که سالها بعد رضاشاه پیاده کرد. چرا صنیعالدوله را کشتند و قاتل که بود؟
مرتضیقلی خان از خاندان «هدایت» بود. افراد این خاندان تحصیلات عالی داشتند. پدرش، علیقلی خان، معروف به مخبرالدوله، چهار پسر داشت: مرتضیقلی، محمدقلی، مهدیقلی و حسینقلی که همه دولتمرد شدند. مهدیقلی شش سال نخستوزیر رضاشاه بود (مرتضیقلی پسرعموی پدر صادق هدایت میشد). مرتضیقلی در زمان ناصرالدینشاه در آلمان درس معدن خواند و وقتی به ایران بازگشت به مقامات بالا رسید. در چند کابینه وزیر بود، از وزیر فواید عام تا وزیر مالیه و فرهنگ. با محترمالسلطنه، دختر مظفرالدینشاه ازدواج کرد، اما داماد شاه بودن فایدۀ خاصی برایش نکرد. وزیر بودن و داشتن مقامات عالی ویژگی خاصی نیست، آنچه در مورد او جذاب است، تکاپوهایش برای «صنعتیسازی» ایران است. از تلاش برای احداث معدن تا احداث کارخانۀ ریسندگی و به خصوص ایدههایی برای بهبود وضع مالی، بودجه و احداث راهآهن.
در همین رؤیاها به سر میبرد که چهار سال پس از مشروطه به قتل رسید. پس از سوءقصد، دو نفر در تعقیب و گریز از سوی مردم و پلیس بازداشت شدند که هر دو خارجی بودند، یکی فردی گرجیـروس به نام ایلاریون و دیگری یک ارمنی به نام ایوان. ضارب همان فرد گرجی بود و مدعی بود برای صنیعالدوله در مازندران کار کرده و چون حق و حقوقش را کامل نداده او را کشته است. شرح ترور او را به نوشتاری دیگر میسپرم. فقط بگویم، ضاربان او طبق قانون کاپیتولاسیون تحویل دولت روسیه شدند و اصلاً معلوم نیست با چه مجازاتی روبرو شدند. از دیگر سو، ادعاهای ضارب به خصوص دربارۀ تهیۀ تفنگ باورپذیر نیست و به احتمال زیاد افرادی ایرانی یا خارجی ضارب را مأمور قتل صنیعالدوله کرده بودند، به خصوص خود روسها.
صنیعالدوله رسالهای دارد با عنوان «راه نجات» و در آن نجات ایران از وضع موجود را احداث راهآهن معرفی میکند. نکتۀ بسیار جالب دریافت عمیقی است که او از مفهوم «امنیت» دارد. میگوید امنیت فقط داشتن نیروی نظامی نیست، وقتی کشور آموزش و پرورش درستی ندارد تا مردم تخصصی برای نان درآوردن کسب کنند و وقتی کشور راههای مناسبی ندارد تا مردم معیشت خود را تأمین کنند، امنیت وجود ندارد. دقیقاً چنین میگوید:
«بالفرض در مملکتی قوۀ حربیه و نظمیه به اندازهای تکمیل شده باشد که مافوق آن متصور نباشد. ولی از مردمش به علت نادانی [= عدم تخصص] غیر از... عملگی کاری برنیاید، و یا به واسطۀ بیراهی [= عدم جادهکشی] از مسافت قلیل مایحتاج خود را حمل و نقل نتوانند و به این جهات بیچاره بمانند. باز جان آنها در مخاطره است، هرچند امنیت بلاواسطه [= نظامی] به سر حد کمال رسیده باشد.»صنیعالدوله در این رساله شرح میدهد سرانۀ مصارف عمومی (یعنی بودجۀ عمومی) در ایران بسیار ناچیز است و دلیلش این است که مردم فقیرند و نمیتوانند مالیات چندانی دهند. باید راهی یافت تا در کوتاهترین زمان بتوان بودجۀ عمومی را از طریق مالیات بالا برد. او جملۀ درخشانی دارد؛ میگوید:
«تمام رمز مملکتداری همین است که باید در مملکت تولید ثروت نمود؛ یعنی اسبابی فراهم کرد که ثروت اهل مملکت رو به تزاید گذارد تا بتوانند متناسب با مکنت خود مالیات زیادتری بدهند.»اما تعلیم و تربیت زمانبر است، میماند «جادهسازی». میگوید راه نجات ایران این است که در اسرع وقت راهآهن ساخته شود و شرح میدهد از این طریق سالی میلیونها تومان از جیب مردم ذخیره میشود و میتوان آن را روانۀ بودجۀ عمومی کرد، ضمن اینکه با گسترش راهها تجارت داخلی سریع رشد میکند. اما بیش از همه تأکید دارد بودجۀ این کار نه از خارج، بلکه از جیب مردم ایران باید تأمین شود! رضاشاه ۲۰ سال بعد، همین ایده را برای احداث راهآهن به کار بست.
در پایان از شما دعوت میکنم رسالۀ «راه نجات» را که فقط ۲۵ صفحه است در پیوست بخوانید، بسیار خواندنی است، بسیار!
پینوشت: محمدحسین منظورالاجداد، در مقالهای درخشان اسناد ترور صنیعالدوله را بررسی کرده که از آن بهره بردم.
#داستانک_پندآموز
@Modern_Learning_for_GenZ
«بیداری نسل زِد»
به قلم: مهدی تدینی
از کانال فاخر: تاریخ اندیشی
در رخدادهای اخیر یکی از سرنوشتسازترین گسلهای اجتماعی فعال شد: گسل «سنت و مدرنیته». سرنوشت ایران را تا اینجا همین گسل (یا نزاع) رقم زده و در آینده نیز تعیینکنندهترین عامل خواهد بود. در این باره تحلیل مفصلی دارم که بماند برای بعد، اما لرزههای این گسل باعث شد «گسل نسلشناختیِ» دیگری فعال شود که چشمها را خیره کرده.
«نسل زِد» بیدار شد. در روزهای اخیر عموماً از رفتار و عملکرد نوجوانان متحیر شدهاند. این همان «نسلِ زد» یا «زی» (Z Generation) است که شامل نیمۀ دوم دهههفتادیها و کل دهههشتادیها میشود. سال 99 نشریۀ «صبح صادق» مطلبی دربارۀ «نسل زد» درج کرده و گفته بود یکی از بزرگترین تهدیدهای امنیتیـسیاسی در «نسل زد» نهفته است.
در پست پیشین دربارۀ رابطۀ «نسل زد» با «نسل ایگرگ» (نیمۀ دوم دههپنجاهیها و دهه شصتیها) توضیح دادم. در این پست به خود «نسل زد» (زومرها) و فرایند «جامعهپذیری» و «سیاسیشدن»شان نگاهی بیندازیم.
«نسل زد» پدیدهای جهانی است و بر بستر تحولات و پیشرفتهای فناورانۀ جهان تعریف شده است، اما تحلیل دربارۀ آن باید در دو سطح باشد: «جهانی» و «بومی». بخشی از ویژگیهای «زومرها» جهانی است، اما عوامل بومی روی آنها اثر میگذارد. اساس تفاوت ما (ایگرگیها) و زومرها این است که فناوریهای مجازی «وارد زندگی ما شد»، در حالی که زومرها «وارد دنیای فناوری» شدند. به زبانی استعاری، «فجازی» در دنیای ما به دنیا آمد، در حالی که زومرها در «فجازی» به دنیا آمدند. گوشی هوشمند «وارد زندگی ما شد»، اما زومرها در گوشی هوشمند متولد شدند. اما مسئله فراگیرتر است.
زومرها بالاترین حد «عزتنفس» را دارند. آنها کمتر از همۀ انسانهای پیشینشان «خواهش و التماس کردهاند» و یا اصلاً کتک نخوردهاند یا به ندرت تنبیه بدنی شدهاند. زومرها کمتر از گذشتگانشان تحقیر شدهاند. در سن خردسالی در «اجتماع خانواده» به «عضوی کامل با حق رأی» تبدیل شدهاند و بیشترین ابزارهای ابراز وجود را نیز داشتهاند. به همین دلیل، جامعهپذیری آنها بسیار زودتر از نسلهای پیشین رخ داده و شخصیت اجتماعیِ آنها زودتر و مستقلتر از پیشینیان شکل گرفته. داشتن ابزارهای ارتباطی گسترده به آنها اجازه داده در برابر اقتدارگراییِ خانوادگی مقاومت کنند و پشتوانه و گریزهای روانی بیرون از خانه بیابند.
به دلیل اینکه زومرها عموماً تکفرزندند یا فقط یک خواهر و برادر دارند، «حریم خصوصیِ» بسیار بزرگی دارند. این نسل بزرگترین حریم خصوصی را در تاریخ همۀ نسلهای ایرانی داشته. حریم خصوصی بنیاد استقلال شخصیتی است؛ چیزی که نسل ایگرگ یا به دست نمیآورد یا در سن بالاتر (بلوغ) به دست میآورد. از دیگر سو به دلیل پایین آمدن جمعیت این نسل، رقابت دروننسلی میانشان کاهش یافته و ملایمتر شده و در عوض با فرصتهایی که خانواده در اختیارشان قرار میدهد، با ابعاد روحی و جسمی خود به خوبی آشنا میشوند. تمرکز این نسل دیگر روی رقابت با دیگران نیست، بلکه بیشتر درگیر کشف و پرورش خویشند. (امیدوارم این انگارۀ قدیمی و عارفانه از افکار ما ایرانیها بیرون رود که فکر میکنیم ریاضت و محرومیت باعث بزرگی میشود.)
این نسل با سطح بالای مراقبت خانوادگی، بیشتر از نسلهای پیشین مشاورۀ روانشناسی گرفته و خویش را بیشتر کاویده و با خود ارتباط برقرار کرده. همین مشاورهها، بهرهمندی از «تربیت جنسی» و نیز بهرهگیری از ارتباطات مجازی، باعث «شرمزدایی» گسترده در آنها شده. نسل زد ارتباط بسیار کمتنشتری با جسم و امیال خود دارد و عوارض عاطفی کمتری دارد.
زومرها از آنجا که درون شبکههای اجتماعی به دنیا آمدهاند، توان ارتباطگیری بالایی دارند؛ با سرعت گروهسازی میکنند و همبستگی در آنها روانتر و مکانیکیتر صورت میگیرد. آنها بالاترین میزان ارتباطات، و در نتیجه بالاترین مهارتهای ارتباطی را دارند. به همین دلیل الگوریتمهای اجتماعی پیچیدهتری در ذهنشان وجود دارد و همزمان به دلیل بهرهمندی گسترده از ابزارها از کودکی، توان حلِ مسئلۀ بالاتری هم دارند.
همۀ اینها باعث میشود توجه آنها زودتر به جامعه معطوف شود، زیرا داشتههای فردیشان زودتر تأمین شده و در نقطۀ مناسبی از هرم مازلو ایستادهاند. این وضعیت وقتی با سطح بسیار بالای استقلال و تمرکز بر وجوه روحی و شخصیتی همراه میشود، باعث میشود زومرها خیلی زود سیاسی شوند. یک عامل بسیار مهمتر هم این است که این نسل کمترین سلطهپذیری را دارد. آنها خیلی زود با هر نوع اقتداری درگیر میشود و بسیار کمتر تمایل به اطاعت دارند. فرمانبری برای آنها امری بدیهی نیست و کمتر از همۀ انسانهای پیشین از عصر یخ تاکنون «سلطهپذیر»ند. حال بازنده کسی است که در برابر این نسلِ تابندندان «هوشمند» مانند نئاندرتالها رفتار کند.
@Modern_Learning_for_GenZ
به قلم: مهدی تدینی
از کانال فاخر: تاریخ اندیشی
در رخدادهای اخیر یکی از سرنوشتسازترین گسلهای اجتماعی فعال شد: گسل «سنت و مدرنیته». سرنوشت ایران را تا اینجا همین گسل (یا نزاع) رقم زده و در آینده نیز تعیینکنندهترین عامل خواهد بود. در این باره تحلیل مفصلی دارم که بماند برای بعد، اما لرزههای این گسل باعث شد «گسل نسلشناختیِ» دیگری فعال شود که چشمها را خیره کرده.
«نسل زِد» بیدار شد. در روزهای اخیر عموماً از رفتار و عملکرد نوجوانان متحیر شدهاند. این همان «نسلِ زد» یا «زی» (Z Generation) است که شامل نیمۀ دوم دهههفتادیها و کل دهههشتادیها میشود. سال 99 نشریۀ «صبح صادق» مطلبی دربارۀ «نسل زد» درج کرده و گفته بود یکی از بزرگترین تهدیدهای امنیتیـسیاسی در «نسل زد» نهفته است.
در پست پیشین دربارۀ رابطۀ «نسل زد» با «نسل ایگرگ» (نیمۀ دوم دههپنجاهیها و دهه شصتیها) توضیح دادم. در این پست به خود «نسل زد» (زومرها) و فرایند «جامعهپذیری» و «سیاسیشدن»شان نگاهی بیندازیم.
«نسل زد» پدیدهای جهانی است و بر بستر تحولات و پیشرفتهای فناورانۀ جهان تعریف شده است، اما تحلیل دربارۀ آن باید در دو سطح باشد: «جهانی» و «بومی». بخشی از ویژگیهای «زومرها» جهانی است، اما عوامل بومی روی آنها اثر میگذارد. اساس تفاوت ما (ایگرگیها) و زومرها این است که فناوریهای مجازی «وارد زندگی ما شد»، در حالی که زومرها «وارد دنیای فناوری» شدند. به زبانی استعاری، «فجازی» در دنیای ما به دنیا آمد، در حالی که زومرها در «فجازی» به دنیا آمدند. گوشی هوشمند «وارد زندگی ما شد»، اما زومرها در گوشی هوشمند متولد شدند. اما مسئله فراگیرتر است.
زومرها بالاترین حد «عزتنفس» را دارند. آنها کمتر از همۀ انسانهای پیشینشان «خواهش و التماس کردهاند» و یا اصلاً کتک نخوردهاند یا به ندرت تنبیه بدنی شدهاند. زومرها کمتر از گذشتگانشان تحقیر شدهاند. در سن خردسالی در «اجتماع خانواده» به «عضوی کامل با حق رأی» تبدیل شدهاند و بیشترین ابزارهای ابراز وجود را نیز داشتهاند. به همین دلیل، جامعهپذیری آنها بسیار زودتر از نسلهای پیشین رخ داده و شخصیت اجتماعیِ آنها زودتر و مستقلتر از پیشینیان شکل گرفته. داشتن ابزارهای ارتباطی گسترده به آنها اجازه داده در برابر اقتدارگراییِ خانوادگی مقاومت کنند و پشتوانه و گریزهای روانی بیرون از خانه بیابند.
به دلیل اینکه زومرها عموماً تکفرزندند یا فقط یک خواهر و برادر دارند، «حریم خصوصیِ» بسیار بزرگی دارند. این نسل بزرگترین حریم خصوصی را در تاریخ همۀ نسلهای ایرانی داشته. حریم خصوصی بنیاد استقلال شخصیتی است؛ چیزی که نسل ایگرگ یا به دست نمیآورد یا در سن بالاتر (بلوغ) به دست میآورد. از دیگر سو به دلیل پایین آمدن جمعیت این نسل، رقابت دروننسلی میانشان کاهش یافته و ملایمتر شده و در عوض با فرصتهایی که خانواده در اختیارشان قرار میدهد، با ابعاد روحی و جسمی خود به خوبی آشنا میشوند. تمرکز این نسل دیگر روی رقابت با دیگران نیست، بلکه بیشتر درگیر کشف و پرورش خویشند. (امیدوارم این انگارۀ قدیمی و عارفانه از افکار ما ایرانیها بیرون رود که فکر میکنیم ریاضت و محرومیت باعث بزرگی میشود.)
این نسل با سطح بالای مراقبت خانوادگی، بیشتر از نسلهای پیشین مشاورۀ روانشناسی گرفته و خویش را بیشتر کاویده و با خود ارتباط برقرار کرده. همین مشاورهها، بهرهمندی از «تربیت جنسی» و نیز بهرهگیری از ارتباطات مجازی، باعث «شرمزدایی» گسترده در آنها شده. نسل زد ارتباط بسیار کمتنشتری با جسم و امیال خود دارد و عوارض عاطفی کمتری دارد.
زومرها از آنجا که درون شبکههای اجتماعی به دنیا آمدهاند، توان ارتباطگیری بالایی دارند؛ با سرعت گروهسازی میکنند و همبستگی در آنها روانتر و مکانیکیتر صورت میگیرد. آنها بالاترین میزان ارتباطات، و در نتیجه بالاترین مهارتهای ارتباطی را دارند. به همین دلیل الگوریتمهای اجتماعی پیچیدهتری در ذهنشان وجود دارد و همزمان به دلیل بهرهمندی گسترده از ابزارها از کودکی، توان حلِ مسئلۀ بالاتری هم دارند.
همۀ اینها باعث میشود توجه آنها زودتر به جامعه معطوف شود، زیرا داشتههای فردیشان زودتر تأمین شده و در نقطۀ مناسبی از هرم مازلو ایستادهاند. این وضعیت وقتی با سطح بسیار بالای استقلال و تمرکز بر وجوه روحی و شخصیتی همراه میشود، باعث میشود زومرها خیلی زود سیاسی شوند. یک عامل بسیار مهمتر هم این است که این نسل کمترین سلطهپذیری را دارد. آنها خیلی زود با هر نوع اقتداری درگیر میشود و بسیار کمتر تمایل به اطاعت دارند. فرمانبری برای آنها امری بدیهی نیست و کمتر از همۀ انسانهای پیشین از عصر یخ تاکنون «سلطهپذیر»ند. حال بازنده کسی است که در برابر این نسلِ تابندندان «هوشمند» مانند نئاندرتالها رفتار کند.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍5❤1
● آمار بانک اطلاعاتی مدارس 1402(بخش اول)
■ تعداد کلاسهای مدارس در کل کشور
بر اساس آمار اعلام شده در مجموع تعداد 107,171 مدرسه در سطح کشور وجود دارد.
- 61,346 پایه ابتدایی
- 23,079 متوسطه اول
- 21,186 متوسطه دوم
- 1,560 آموزش و پرورش استثنایی
- 21,702 پیش دبستانی
- 6,983 هنرستان در سطح کشور
که از این تعداد 5,996 هنرستان و 987 مجتمع هنرستانی است.
■ تعداد کلاسهای درس در کل کشور
خسرو نظری رئیس مرکز برنامهریزی اعلام کرد در کل کشور 559,243 کلاس درس وجود دارد. از این میان:
- 310,046 کلاس در مقطع ابتدایی
- 86,518 کلاس در مقطع متوسطه اول
- 150,236 کلاس در مقطع متوسطه دوم
- 12,443 کلاس مدارس استثنایی
- 34,446 کلاس مقطع پیش دبستانی
وجود دارد.
■ آمار دانش آموزان در سطح کشور
در سال 1402 طبق آمار برآورد شده
- 16,200,000 دانش آموز
در کشور داریم که در دو سال گذشته بیش از 100,000 نفر به جمعیت دانشآموزان هنرستانی اضافه شد و اکنون
- 1,884,000 دانش آموز در هنرستانها تحصیل میکنند.
سرپرست مرکز برنامهریزی و فناوری اطلاعات در سال 1400 اعلام کرد که در سال تحصیلی 1399-1400 بیش از
- 15,000,000 دانش آموز
- در 110,000 مدرسه دولتی و غیردولتی
مشغول به تحصیل شدند.
تعداد 15,138,523 نفر در سامانه سناد ثبت نام کردهاند که از این تعداد:
- 8,278,282 دانش آموز در دوره ابتدایی
- 3,437,673 نفر در پایه متوسطه اول
- 2,689,344 نفر در پایه متوسطه دوم
ثبت نام نموده اند.
■ تعداد دانشآموزان در مدارس غیردولتی
در گزارشات به دست آمده سال 1402
- نسبت دانشآموزان مدارس غیردولتی به کل دانشآموزان از ۱۱.۴ درصد در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ به ۱۴ درصد در پایان سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ رسیده است.
این نسبت در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ در
- مقاطع تحصیلی ابتدایی ۱۵.۲ درصد،
- متوسطه اول ۱۲.۱ درصد
- و متوسطه دوم ۱۲.۶ درصد
بوده است.
بر اساس گزارشات سال 1400
تعداد 1,048,879 دانش آموز در مدارس غیر دولتی مشغول به آموزش میباشند که از این آمار:
631,696 دانش آموز پسر
417,183 دانش آموز دختر
میباشند.
لازم به ذکر است در مدارس غیردولتی پسرانه در سطح کشور،
- 639,321 دانشآموز در پایه ابتدایی
- 98,866 دانشآموز در پایه متوسطه اول
- 152,712 دانشآموز در پایه متوسطه دوم
- 33,002 دانش آموز در هنرستانهای غیردولتی مشغول آموزش میباشند.
همچنین در مدارس غیردولتی دخترانه در سطح کشور:
- 219,230 دانشآموز در دوره ابتدایی
- 52,286 دانشآموز در متوسطه اول
- 115,326 دانشآموز در متوسطه دوم
- 12,657 دانشآموز در هنرستانهای غیردولتی تحصیل میکنند.
■ تعداد دانشآموزان در مدارس نمونه دولتی
طبق گزارشات تعداد دانشآموزان پسر در مدارس نمونه دولتی
- 321 دانشآموز در مقطع ابتدایی
- 47,976 نفر در دوره متوسطه اول
- 74,076 دانشآموز در متوسطه دوم
- 7,491 دانشآموز در هنرستان
تحصیل میکنند.
همچنین تعداد دختران مدارس نمونه دولتی
- 311 دانش آموز دختر مقطع ابتدایی
- 46,870 نفر در مقطع متوسطه اول
- 77,077 نفر در مدارس متوسطه دوم و
- 5,840 دانشآموز دختر در هنرستانهای نمونه دولتی مشغول به تحصیل هستند.
■ تعداد دانش آموزان مدارس سمپاد
بر اساس آمار اعلام شده، تعداد دانش آموزانی که در مدارس سمپاد تحصیل میکنند
- 105,718 دانشآموز تیزهوش میباشد، که از این تعداد:
- 54,602 دانش آموز پسر تیزهوش
- 51,116 دانش آموزان دختر تیزهوش
میباشند.
■ تعداد دانشآموزان مدارس استعداد درخشان
در مدارس استعداد درخشان در سطح کشور:
- 19,106 پسر در مقطع متوسطه اول
- 34,926 پسر در مقطع متوسطه دوم
دانش آموز مشغول به تحصیل میباشند.
- 17,188 دختر مقطع متوسطه اول
- 33,928 دختر در مقطع متوسطه دوم
مشغول به تحصیل می باشند.
■ آمار انتخاب رشته در سال 1402
- سهم رشته ریاضی از 28 درصد به 14 درصد کاهش یافت و این موضوع وضعیت علوم پایه و فنی و مهندسی کشور را تحت الشعاع قرار می دهد. البته سال گذشته 1.8 درصد حضور دانش آموزان در رشته ریاضی توسعه پیدا کرده و همچنین امسال 41 درصد دانش آموزان به شاخه فنی و حرفه ای هدایت شدند.
در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰
- گروه علوم انسانی ۴۸.۸ درصد،
- گروه فنی و مهندسی ۲۲.۹ درصد،
- گروه هنر ۶.۹ درصد،
- گروه علوم پزشکی ۱۱.۶ درصد،
- گروه علوم پایه ۶.۷ درصد
- گروه کشاورزی و دامپزشکی ۳.۱ درصد
از دانش آموزان را تشکیل دادهاند.
@Modern_Learning_for_GenZ
■ تعداد کلاسهای مدارس در کل کشور
بر اساس آمار اعلام شده در مجموع تعداد 107,171 مدرسه در سطح کشور وجود دارد.
- 61,346 پایه ابتدایی
- 23,079 متوسطه اول
- 21,186 متوسطه دوم
- 1,560 آموزش و پرورش استثنایی
- 21,702 پیش دبستانی
- 6,983 هنرستان در سطح کشور
که از این تعداد 5,996 هنرستان و 987 مجتمع هنرستانی است.
■ تعداد کلاسهای درس در کل کشور
خسرو نظری رئیس مرکز برنامهریزی اعلام کرد در کل کشور 559,243 کلاس درس وجود دارد. از این میان:
- 310,046 کلاس در مقطع ابتدایی
- 86,518 کلاس در مقطع متوسطه اول
- 150,236 کلاس در مقطع متوسطه دوم
- 12,443 کلاس مدارس استثنایی
- 34,446 کلاس مقطع پیش دبستانی
وجود دارد.
■ آمار دانش آموزان در سطح کشور
در سال 1402 طبق آمار برآورد شده
- 16,200,000 دانش آموز
در کشور داریم که در دو سال گذشته بیش از 100,000 نفر به جمعیت دانشآموزان هنرستانی اضافه شد و اکنون
- 1,884,000 دانش آموز در هنرستانها تحصیل میکنند.
سرپرست مرکز برنامهریزی و فناوری اطلاعات در سال 1400 اعلام کرد که در سال تحصیلی 1399-1400 بیش از
- 15,000,000 دانش آموز
- در 110,000 مدرسه دولتی و غیردولتی
مشغول به تحصیل شدند.
تعداد 15,138,523 نفر در سامانه سناد ثبت نام کردهاند که از این تعداد:
- 8,278,282 دانش آموز در دوره ابتدایی
- 3,437,673 نفر در پایه متوسطه اول
- 2,689,344 نفر در پایه متوسطه دوم
ثبت نام نموده اند.
■ تعداد دانشآموزان در مدارس غیردولتی
در گزارشات به دست آمده سال 1402
- نسبت دانشآموزان مدارس غیردولتی به کل دانشآموزان از ۱۱.۴ درصد در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ به ۱۴ درصد در پایان سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ رسیده است.
این نسبت در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ در
- مقاطع تحصیلی ابتدایی ۱۵.۲ درصد،
- متوسطه اول ۱۲.۱ درصد
- و متوسطه دوم ۱۲.۶ درصد
بوده است.
بر اساس گزارشات سال 1400
تعداد 1,048,879 دانش آموز در مدارس غیر دولتی مشغول به آموزش میباشند که از این آمار:
631,696 دانش آموز پسر
417,183 دانش آموز دختر
میباشند.
لازم به ذکر است در مدارس غیردولتی پسرانه در سطح کشور،
- 639,321 دانشآموز در پایه ابتدایی
- 98,866 دانشآموز در پایه متوسطه اول
- 152,712 دانشآموز در پایه متوسطه دوم
- 33,002 دانش آموز در هنرستانهای غیردولتی مشغول آموزش میباشند.
همچنین در مدارس غیردولتی دخترانه در سطح کشور:
- 219,230 دانشآموز در دوره ابتدایی
- 52,286 دانشآموز در متوسطه اول
- 115,326 دانشآموز در متوسطه دوم
- 12,657 دانشآموز در هنرستانهای غیردولتی تحصیل میکنند.
■ تعداد دانشآموزان در مدارس نمونه دولتی
طبق گزارشات تعداد دانشآموزان پسر در مدارس نمونه دولتی
- 321 دانشآموز در مقطع ابتدایی
- 47,976 نفر در دوره متوسطه اول
- 74,076 دانشآموز در متوسطه دوم
- 7,491 دانشآموز در هنرستان
تحصیل میکنند.
همچنین تعداد دختران مدارس نمونه دولتی
- 311 دانش آموز دختر مقطع ابتدایی
- 46,870 نفر در مقطع متوسطه اول
- 77,077 نفر در مدارس متوسطه دوم و
- 5,840 دانشآموز دختر در هنرستانهای نمونه دولتی مشغول به تحصیل هستند.
■ تعداد دانش آموزان مدارس سمپاد
بر اساس آمار اعلام شده، تعداد دانش آموزانی که در مدارس سمپاد تحصیل میکنند
- 105,718 دانشآموز تیزهوش میباشد، که از این تعداد:
- 54,602 دانش آموز پسر تیزهوش
- 51,116 دانش آموزان دختر تیزهوش
میباشند.
■ تعداد دانشآموزان مدارس استعداد درخشان
در مدارس استعداد درخشان در سطح کشور:
- 19,106 پسر در مقطع متوسطه اول
- 34,926 پسر در مقطع متوسطه دوم
دانش آموز مشغول به تحصیل میباشند.
- 17,188 دختر مقطع متوسطه اول
- 33,928 دختر در مقطع متوسطه دوم
مشغول به تحصیل می باشند.
■ آمار انتخاب رشته در سال 1402
- سهم رشته ریاضی از 28 درصد به 14 درصد کاهش یافت و این موضوع وضعیت علوم پایه و فنی و مهندسی کشور را تحت الشعاع قرار می دهد. البته سال گذشته 1.8 درصد حضور دانش آموزان در رشته ریاضی توسعه پیدا کرده و همچنین امسال 41 درصد دانش آموزان به شاخه فنی و حرفه ای هدایت شدند.
در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰
- گروه علوم انسانی ۴۸.۸ درصد،
- گروه فنی و مهندسی ۲۲.۹ درصد،
- گروه هنر ۶.۹ درصد،
- گروه علوم پزشکی ۱۱.۶ درصد،
- گروه علوم پایه ۶.۷ درصد
- گروه کشاورزی و دامپزشکی ۳.۱ درصد
از دانش آموزان را تشکیل دادهاند.
@Modern_Learning_for_GenZ
❤2👍1
● آمار بانک اطلاعات مدارس 1402 (بخش دوم)
■ آمار تعداد دانش آموزان بر اساس پایه تحصیلی
- 9,100,000 دانشآموز مقطع ابتدایی در بیش از 60 هزار مدرسه در سراسر کشور در سال تحصیلی 1403 - 1402 تحصیل میکنند.
1,700,000 دانشآموزان مقطع ابتدایی امسال در پایه اول ابتدایی بوده و بقیه شامل پایههای دوم تا ششم هستند.
دانشآموزان مقطع ابتدایی در سالهای تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲-۱۴۰۱ دارای سهم بیشتری در بین مقاطع تحصیلی داشتهاند.
در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ سهم مقاطع تحصیلی
- ابتدایی ۵۷.۸ درصد،
- متوسطه اول ۲۳.۷ درصد
- و متوسطه دوم ۱۸.۵ درصد
بوده است.
■ نرخ باسوادی جمعیت
براساس جدیدترین آمارهای مرکز آمار نرخ باسوادی جمعیت ۶ ساله و بیشتر در سال ۱۴۰۱ روند افزایشی داشته به طوری که این نرخ در مردان ۹۰.۴ درصد و در زنان ۸۷.۱ درصد است. البته این نرخ در بین بانوان مناطق شهری ۹۰ درصد و در بانوان مناطق روستایی به ۷۷.۸ درصد رسیده است.
@Modern_Learning_for_GenZ
■ آمار تعداد دانش آموزان بر اساس پایه تحصیلی
- 9,100,000 دانشآموز مقطع ابتدایی در بیش از 60 هزار مدرسه در سراسر کشور در سال تحصیلی 1403 - 1402 تحصیل میکنند.
1,700,000 دانشآموزان مقطع ابتدایی امسال در پایه اول ابتدایی بوده و بقیه شامل پایههای دوم تا ششم هستند.
دانشآموزان مقطع ابتدایی در سالهای تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲-۱۴۰۱ دارای سهم بیشتری در بین مقاطع تحصیلی داشتهاند.
در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ سهم مقاطع تحصیلی
- ابتدایی ۵۷.۸ درصد،
- متوسطه اول ۲۳.۷ درصد
- و متوسطه دوم ۱۸.۵ درصد
بوده است.
■ نرخ باسوادی جمعیت
براساس جدیدترین آمارهای مرکز آمار نرخ باسوادی جمعیت ۶ ساله و بیشتر در سال ۱۴۰۱ روند افزایشی داشته به طوری که این نرخ در مردان ۹۰.۴ درصد و در زنان ۸۷.۱ درصد است. البته این نرخ در بین بانوان مناطق شهری ۹۰ درصد و در بانوان مناطق روستایی به ۷۷.۸ درصد رسیده است.
@Modern_Learning_for_GenZ
👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مفاهیم و معیارهای باسوادی از نظر یونسکو
با سواد کسی است که با خواندهها و نوشتههایش تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
انواع سواد ۶ گانه از نظر یونسکو:
۱- سواد عاطفی
۲- سواد ارتباط
۳- سواد مالی
۴- سواد رسانه
۵- سواد آموزش و پرورش
۶- سواد رایانه و کامپیوتر
با توجه به این تعاریف جدید یونسکو چند درصد از ما توانایی تغییر در زندگی خود را داریم؟
آیا ما واقعا باسوادیم؟
@Modern_Learning_for_GenZ
با سواد کسی است که با خواندهها و نوشتههایش تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
انواع سواد ۶ گانه از نظر یونسکو:
۱- سواد عاطفی
۲- سواد ارتباط
۳- سواد مالی
۴- سواد رسانه
۵- سواد آموزش و پرورش
۶- سواد رایانه و کامپیوتر
با توجه به این تعاریف جدید یونسکو چند درصد از ما توانایی تغییر در زندگی خود را داریم؟
آیا ما واقعا باسوادیم؟
@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
ترجمه متن کامل سخنرانی باراک اوباما در اجلاس ملی دموکراتها 2024 در شیکاگو.
به نقل از مجله تایم آمریکا
این سخنرانی بدان جهت مهم و تاثیرگذار است که تصویری واقعی از صحنه سیاست و رقابت بین دو حزب جمهوریخواه و دموکرات ارائه میدهد و با تضادهای عمیق بین دو بخش جامعه آمریکا ما را آشنا میکند. با توجه به اینکه نتیجه انتخابات آمریکا در تمامی وقایع جهانی (از جمله ایران و خاورمیانه، روسیه و اوکراین، اروپا ، چین و شرق آسیا و آمریکای لاتین و ...) در ۴ سال آینده تاثیرگذار خواهد بود متن کامل سخنرانی را به همراه متن تحلیلی قوی دکتر محمدرضا اسلامی (به عنوان مقدمه) تقدیم شما خواهم کرد.
با کلیک روی هر بخش 👇 به ابتدای آن بخش در کانال نسل زِد - یادگیری مدرن رفته و آن را مطالعه کنید.
الف- مقدمهای از محمدرضا اسلامی راجع به نقش باراک اوباما در صحنه سیاست آمریکا در ۱۵ سال گذشته و تاثیرش در انتخابات آتی
ب- بخش ۱ و ۲ سخنرانی اوباما
ج- بخش ۳ و ۴ سخنرانی اوباما
د- بخش ۵ و ۶ سخنرانی اوباما
ه- بخش ۷ و ۸ سخنرانی اوباما
و- بخش ۹ و ۱۰ سخنرانی اوباما
ز- بخش ۱۱ و ۱۲ سخنرانی اوباما
ح- بخش پایانی سخنرانی اوباما
در صورتی که این پستها در جهت ارتقاء آگاهی شما جالب و مفید است، حمایت شما عزیز در راستای انتشار آن برایمان بسیار ارزشمند است.
@Modern_Learning_for_GenZ
به نقل از مجله تایم آمریکا
این سخنرانی بدان جهت مهم و تاثیرگذار است که تصویری واقعی از صحنه سیاست و رقابت بین دو حزب جمهوریخواه و دموکرات ارائه میدهد و با تضادهای عمیق بین دو بخش جامعه آمریکا ما را آشنا میکند. با توجه به اینکه نتیجه انتخابات آمریکا در تمامی وقایع جهانی (از جمله ایران و خاورمیانه، روسیه و اوکراین، اروپا ، چین و شرق آسیا و آمریکای لاتین و ...) در ۴ سال آینده تاثیرگذار خواهد بود متن کامل سخنرانی را به همراه متن تحلیلی قوی دکتر محمدرضا اسلامی (به عنوان مقدمه) تقدیم شما خواهم کرد.
با کلیک روی هر بخش 👇 به ابتدای آن بخش در کانال نسل زِد - یادگیری مدرن رفته و آن را مطالعه کنید.
الف- مقدمهای از محمدرضا اسلامی راجع به نقش باراک اوباما در صحنه سیاست آمریکا در ۱۵ سال گذشته و تاثیرش در انتخابات آتی
ب- بخش ۱ و ۲ سخنرانی اوباما
ج- بخش ۳ و ۴ سخنرانی اوباما
د- بخش ۵ و ۶ سخنرانی اوباما
ه- بخش ۷ و ۸ سخنرانی اوباما
و- بخش ۹ و ۱۰ سخنرانی اوباما
ز- بخش ۱۱ و ۱۲ سخنرانی اوباما
ح- بخش پایانی سخنرانی اوباما
در صورتی که این پستها در جهت ارتقاء آگاهی شما جالب و مفید است، حمایت شما عزیز در راستای انتشار آن برایمان بسیار ارزشمند است.
@Modern_Learning_for_GenZ
👎2
سخنرانی دیشب اوباما در اجلاس ملی دموکراتها
به قلم: محمدرضا اسلامی @solseghalam
اوباما سخنور قهاری است ولی سخنرانی او از جنس تمرین و حفظ مطلب نیست. او به تمام معنی کلمه «سخنرانی میکند».
سخنرانی دیشب اوباما در اجلاس ملی دموکراتها یک شاهکار تمام عیار بود. یک خطابه اثرگذار در یکی از بخشهای مهم تاریخ سیاست ایالات متحده آمریکا. نمونهای شگفتآور از توان یک فرد در «ارتباط گرفتن» با اذهان عمومی.
اوج هنرمندی باراک اوباما این نیست که می تواند شهروند معمولی آمریکایی که «هوادار» دموکراتهاست را به وجد بیاورد، بلکه شاهکار اوباما وقتی است که بر «شهروند کلافه» و بیتفاوت آمریکایی هم اثر میگذارد.
هیچ چهرهای در میان جمهوریخواهان از چنین توان و کاریزمایی برخوردار نیست.
متن سخنرانی دیشب اوباما را باید پیاده کرد و روی اجزای مختلف آن کار کرد. لحن و نحوهای که او بارها با آن لحن «دونالد ترامپ» را خطاب قرار داد واقعا هوشمندانه بود.
او بدون توهین به ترامپ (و با آگاهی از اینکه ترامپ محبوب قلوب شهروندان جمهوریخواه است) به گزندهترین شکل ممکن او را به رگبار انتقادهای جانانه بست.
اوباما دیشب با انتقادهای «تعریف» (Definition) جدیدی از «مفهوم ترامپ» ارایه کرد! اوباما دیشب ترامپ را «یک گونهی زیستن» معرفی کرد. و این واقعا صحیح است. ترامپ یک Lifestyle است. ترامپ یک فرد نیست. ترامپ یعنی چفت و بست شدنِ یک سلسله خلقیات «وقتی که» انفجار ثروت/سرمایه در دستان کسی باشد.
جملاتی که اوباما دیشب ترامپ را با آنها خطاب کرد را باید نمونهای عالی از سیاستورزی هوشمندانه، و اثرگذاری بر اذهان عمومی دانست.
اوباما ذهن مخاطب را به ۱۶ سال پیش برد زمانی که در همین نشست در شیکاگو او پذیرفت که کاندیدای ریاست جمهوری دموکراتها باشد. ۱۶ سال گذشته، ولی اوباما همچنان کنشگر است! و از صفحه سیاست آمریکا حذف نشده است.
اوباما در کنار سخنوری اما «یک مدیر پروژه» است. پروژهی برانداختن دونالد ترامپ.
اوباما در سال ۲۰۱۵ ترامپ را جدی نگرفته بود. آن زمان ترامپ بیشتر به یک شوخی شبیه بود. ولی در ۲۰۱۶ ترامپ تبدیل شد به یک بهمن سنگین. صرفا در فاصله یک سال گفتمان ترامپ جدی شد. و در ۲۰۱۷ وقتی که اوباما تمام قد وارد میدان شد برای زدنِ ترامپ، دیگر دیر شده بود! اما اوباما در تمام این سالها منفعل ننشست. در ۲۰۲۰ کنشگری او «باعث اجماع» میان ده کاندیدای دموکرات شد. عملا سال ۲۰۲۰ او مدیر پروژه زمین زدن میلیاردر سفید پوست بود. فرزند یک چوپان زاده کنیایی سیاه پوست توانست فرزند یک میلیاردر برجساز سفید پوست نیویورکی را به زمین بزند و رئیس جمهور را «یک دوره»ای کند. پروژهای که میلیاردها دلار در آن هزینه شد، ولی بدون حضور قوی و سیاستمدارانه اوباما در پشت پرده، آن پروژه عظیم موفق نمی شد.
و جنگ امروز یعنی ۲۰۲۴ ادامه همان نبرد از ۲۰۱۵ است که همچنان به مدیریت پروژه اوباما در جریان است. نبردی که ریشههای آن به تاریخ انسان معاصر تا مارتین لوتر کینگ و قبلتر باز میگردد. نبردی که هر روز میلیونها دلار پول برای رسانه و کمپین نیازمند است. این سخنرانی دیشب اوباما، یک سخنرانی انتخاباتی نیست بلکه یک سخنرانی جنگی است. حتما بشنویدش.
عدم درک صحیح ما ایرانیان از «داخل آمریکا» باعث شده تا سالها خطای راهبردی در زمینه این کشور مهم داشته باشیم. سیاستمداران ایرانی که همواره با سادهسازی «مفهومِ آمریکا» را تحلیل کردهاند باید این سخنرانی را ببینند تا متوجه یک واقعیت مهم شوند:
آمریکا سرزمینی است که همواره یک جنگ دائم در درونِ آن برپاست. آمریکا محل منازعه دائم اندیشهها، ثروتها، و قدرتها بوده است.
آنچه که امروز در ایالات متحده برقرار است یک جنگ بدون گلوله میان دو گونهی مختلف از زیست انسان است.
این یک جنگ رسانه ای/مالی میان طیفی از مردمان است که «زیستن ترامپ سفید» را شایسته رهبری کشور/دنیا میدانند و طیفی دیگر از مردمان که پذیرای رهبرانِ از «طبقه متوسط» رنگین پوست همچون باراک اوباما یا کامالا هریس هستند.
در درک فؤاد ایزدی آمریکا یعنی کشور بد و جنگ افروزی! همین قدر ساده و خطی. ولی واقعیتِ داخلی آمریکا یعنی «منازعه دائم قدرتهای داخل کشور». آمریکا یک دیگ جوشان است که متاسفانه ساده سازی ما ایرانیان از ماهیت آن باعث سالها خطای راهبردی در سیاست خارجی شده است.
به بیان دیگر، عدم درک صحیح ما ایرانیان از «داخل آمریکا» منجر به عدم اتخاذ «سیاست خارجی» صحیح شده است.
ساده سازیِ یک امر پیچیده، بزرگترین بلاست.
۷۴ روز دیگر از این جنگ باقی است. برنده این جنگ ۲ ویژگی خواهد داشت. اول اینکه به لحاظ مالی باید بتواند «دوام» بیاورد (و روزانه میلیونها دلار خرج کند). دوم اینکه بر ذهن شهروندان با رای خاکستری (بلاتکلیف) اثر بگذارد.
فراموش نکنیم که جریان ترامپ چقدر در دومی توانمند است!
@Modern_Learning_for_GenZ
به قلم: محمدرضا اسلامی @solseghalam
اوباما سخنور قهاری است ولی سخنرانی او از جنس تمرین و حفظ مطلب نیست. او به تمام معنی کلمه «سخنرانی میکند».
سخنرانی دیشب اوباما در اجلاس ملی دموکراتها یک شاهکار تمام عیار بود. یک خطابه اثرگذار در یکی از بخشهای مهم تاریخ سیاست ایالات متحده آمریکا. نمونهای شگفتآور از توان یک فرد در «ارتباط گرفتن» با اذهان عمومی.
اوج هنرمندی باراک اوباما این نیست که می تواند شهروند معمولی آمریکایی که «هوادار» دموکراتهاست را به وجد بیاورد، بلکه شاهکار اوباما وقتی است که بر «شهروند کلافه» و بیتفاوت آمریکایی هم اثر میگذارد.
هیچ چهرهای در میان جمهوریخواهان از چنین توان و کاریزمایی برخوردار نیست.
متن سخنرانی دیشب اوباما را باید پیاده کرد و روی اجزای مختلف آن کار کرد. لحن و نحوهای که او بارها با آن لحن «دونالد ترامپ» را خطاب قرار داد واقعا هوشمندانه بود.
او بدون توهین به ترامپ (و با آگاهی از اینکه ترامپ محبوب قلوب شهروندان جمهوریخواه است) به گزندهترین شکل ممکن او را به رگبار انتقادهای جانانه بست.
اوباما دیشب با انتقادهای «تعریف» (Definition) جدیدی از «مفهوم ترامپ» ارایه کرد! اوباما دیشب ترامپ را «یک گونهی زیستن» معرفی کرد. و این واقعا صحیح است. ترامپ یک Lifestyle است. ترامپ یک فرد نیست. ترامپ یعنی چفت و بست شدنِ یک سلسله خلقیات «وقتی که» انفجار ثروت/سرمایه در دستان کسی باشد.
جملاتی که اوباما دیشب ترامپ را با آنها خطاب کرد را باید نمونهای عالی از سیاستورزی هوشمندانه، و اثرگذاری بر اذهان عمومی دانست.
اوباما ذهن مخاطب را به ۱۶ سال پیش برد زمانی که در همین نشست در شیکاگو او پذیرفت که کاندیدای ریاست جمهوری دموکراتها باشد. ۱۶ سال گذشته، ولی اوباما همچنان کنشگر است! و از صفحه سیاست آمریکا حذف نشده است.
اوباما در کنار سخنوری اما «یک مدیر پروژه» است. پروژهی برانداختن دونالد ترامپ.
اوباما در سال ۲۰۱۵ ترامپ را جدی نگرفته بود. آن زمان ترامپ بیشتر به یک شوخی شبیه بود. ولی در ۲۰۱۶ ترامپ تبدیل شد به یک بهمن سنگین. صرفا در فاصله یک سال گفتمان ترامپ جدی شد. و در ۲۰۱۷ وقتی که اوباما تمام قد وارد میدان شد برای زدنِ ترامپ، دیگر دیر شده بود! اما اوباما در تمام این سالها منفعل ننشست. در ۲۰۲۰ کنشگری او «باعث اجماع» میان ده کاندیدای دموکرات شد. عملا سال ۲۰۲۰ او مدیر پروژه زمین زدن میلیاردر سفید پوست بود. فرزند یک چوپان زاده کنیایی سیاه پوست توانست فرزند یک میلیاردر برجساز سفید پوست نیویورکی را به زمین بزند و رئیس جمهور را «یک دوره»ای کند. پروژهای که میلیاردها دلار در آن هزینه شد، ولی بدون حضور قوی و سیاستمدارانه اوباما در پشت پرده، آن پروژه عظیم موفق نمی شد.
و جنگ امروز یعنی ۲۰۲۴ ادامه همان نبرد از ۲۰۱۵ است که همچنان به مدیریت پروژه اوباما در جریان است. نبردی که ریشههای آن به تاریخ انسان معاصر تا مارتین لوتر کینگ و قبلتر باز میگردد. نبردی که هر روز میلیونها دلار پول برای رسانه و کمپین نیازمند است. این سخنرانی دیشب اوباما، یک سخنرانی انتخاباتی نیست بلکه یک سخنرانی جنگی است. حتما بشنویدش.
عدم درک صحیح ما ایرانیان از «داخل آمریکا» باعث شده تا سالها خطای راهبردی در زمینه این کشور مهم داشته باشیم. سیاستمداران ایرانی که همواره با سادهسازی «مفهومِ آمریکا» را تحلیل کردهاند باید این سخنرانی را ببینند تا متوجه یک واقعیت مهم شوند:
آمریکا سرزمینی است که همواره یک جنگ دائم در درونِ آن برپاست. آمریکا محل منازعه دائم اندیشهها، ثروتها، و قدرتها بوده است.
آنچه که امروز در ایالات متحده برقرار است یک جنگ بدون گلوله میان دو گونهی مختلف از زیست انسان است.
این یک جنگ رسانه ای/مالی میان طیفی از مردمان است که «زیستن ترامپ سفید» را شایسته رهبری کشور/دنیا میدانند و طیفی دیگر از مردمان که پذیرای رهبرانِ از «طبقه متوسط» رنگین پوست همچون باراک اوباما یا کامالا هریس هستند.
در درک فؤاد ایزدی آمریکا یعنی کشور بد و جنگ افروزی! همین قدر ساده و خطی. ولی واقعیتِ داخلی آمریکا یعنی «منازعه دائم قدرتهای داخل کشور». آمریکا یک دیگ جوشان است که متاسفانه ساده سازی ما ایرانیان از ماهیت آن باعث سالها خطای راهبردی در سیاست خارجی شده است.
به بیان دیگر، عدم درک صحیح ما ایرانیان از «داخل آمریکا» منجر به عدم اتخاذ «سیاست خارجی» صحیح شده است.
ساده سازیِ یک امر پیچیده، بزرگترین بلاست.
۷۴ روز دیگر از این جنگ باقی است. برنده این جنگ ۲ ویژگی خواهد داشت. اول اینکه به لحاظ مالی باید بتواند «دوام» بیاورد (و روزانه میلیونها دلار خرج کند). دوم اینکه بر ذهن شهروندان با رای خاکستری (بلاتکلیف) اثر بگذارد.
فراموش نکنیم که جریان ترامپ چقدر در دومی توانمند است!
@Modern_Learning_for_GenZ
YouTube
WATCH: Former President Barack Obama's full speech at 2024 Democratic National Convention
Former President Barack Obama took the convention stage Tuesday in Chicago, a city where he launched his history-making political career decades ago.
Speaking on the second night of the Democratic National Convention, Obama praised Vice President Kamala…
Speaking on the second night of the Democratic National Convention, Obama praised Vice President Kamala…
❤2👎1
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۱
باراک اوباما سخنران اصلی شب دوم کنوانسیون ملی دموکرات در شیکاگو بود، جایی که رئیس جمهور سابق ۶۳ ساله از مهارتهای سخنوری معروف خود برای تجلیل از معاون سابقش رئیس جمهور جو بایدن استفاده کرد، حزب را علیه خودرضایتی هشدار داد و حمایت از کامالا هریس را در برابر دونالد ترامپ جلب کرد.
شیکاگو - خوب است که به خانه برگشتهام. خوب است که به خانه برگشتهام. و نمیدانم شما چطور، اما من احساس میکنم پر انرژی هستم. احساس میکنم آمادهام برای رفتن، حتی اگر تنها کسی باشم که به اندازه کافی احمق است که بعد از میشل اوباما صحبت کند.
من احساس امیدواری میکنم زیرا این کنوانسیون همیشه برای بچههایی با نامهای عجیب و غریب که به کشوری باور دارند که در آن همه چیز ممکن است، خوب بوده است؛ زیرا ما فرصتی داریم تا کسی را انتخاب کنیم که تمام زندگی خود را صرف تلاش برای دادن همان فرصتهایی کرده که آمریکا به او داده است، کسی که شما را میبیند و صدای شما را میشنود و هر روز برمیخیزد تا برای شما مبارزه کند، رئیس جمهور بعدی ایالات متحده آمریکا، کامالا هریس.
۱۶ سال از زمانی که افتخار پذیرش نامزدی این حزب برای ریاست جمهوری را داشتم، میگذرد. و میدانم که باورش سخت است، چون من اصلاً پیر نشدهام. اما این حقیقت دارد. و با نگاهی به گذشته، میتوانم بدون تردید بگویم که اولین تصمیم بزرگ من به عنوان نامزد شما یکی از بهترینهایش از آب درآمد. و آن درخواست از جو بایدن برای خدمت در کنار من به عنوان معاون رئیس جمهور بود.
به جز برخی خون ایرلندی مشترک، من و جو از پیشینههای متفاوتی میآییم. اما ما برادر شدیم. و همانطور که برای هشت سال - گاهی اوقات بسیار سخت - با هم کار کردیم، آنچه بیش از همه در مورد جو تحسین کردم فقط هوش و تجربه او نبود؛ بلکه همدلی و نجابت و تابآوری سخت به دست آمده او، اعتقاد تزلزلناپذیرش به اینکه هر کسی در این کشور شایسته یک فرصت منصفانه است. و در چهار سال گذشته، اینها ارزشهایی بودند که آمریکا بیش از همه به آنها نیاز داشت.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۲
در زمانی که میلیونها نفر از هموطنان ما بیمار و در حال مرگ بودند، ما به رهبری نیاز داشتیم با شخصیتی که سیاست را کنار بگذارد و کار درست را انجام دهد. در زمانی که اقتصاد ما در حال فروپاشی بود، ما به رهبری نیاز داشتیم با عزمی که آنچه را که قویترین بهبود جهان خواهد شد، هدایت کند: ۱۵ میلیون شغل، دستمزدهای بالاتر، هزینههای پایینتر مراقبتهای بهداشتی. در زمانی که حزب دیگر به یک فرقه شخصیت تبدیل شده بود، ما به رهبری نیاز داشتیم که ثابت قدم باشد و مردم را گرد هم آورد، و به اندازه کافی از خودگذشته باشد تا نادرترین کار در سیاست را انجام دهد: کنار گذاشتن جاهطلبی خود به خاطر کشور.
تاریخ از جو بایدن به عنوان یک رئیس جمهور برجسته یاد خواهد کرد که از دموکراسی در لحظهای بسیار خطرناک دفاع کرد. و من افتخار میکنم که او را رئیس جمهور خود مینامم، اما حتی بیشتر افتخار میکنم که او را دوست خود مینامم.
(جمعیت شعار میدهند: "متشکریم، جو!")
حالا، مشعل منتقل شده است. حالا، وظیفه همه ماست که برای آمریکایی که به آن اعتقاد داریم مبارزه کنیم. و اشتباه نکنید، این یک مبارزه خواهد بود. با وجود تمام انرژی باورنکردنی که توانستهایم در چند هفته گذشته تولید کنیم، با وجود تمام تجمعها و میمها، این همچنان یک رقابت تنگاتنگ در کشوری به شدت تقسیم شده خواهد بود. کشوری که در آن تعداد زیادی از آمریکاییها هنوز در تلاش هستند، جایی که بسیاری از آمریکاییها باور ندارند که دولت میتواند کمک کند. و همانطور که امشب اینجا جمع شدهایم، افرادی که این انتخابات را تعیین خواهند کرد، یک سؤال بسیار ساده میپرسند: چه کسی برای من مبارزه خواهد کرد؟ چه کسی به آینده من، به آینده فرزندان من، به آینده مشترک ما فکر میکند؟
یک چیز قطعی است: دونالد ترامپ برای آن سؤال خواب از چشمانش نمیرود. اینجا یک میلیاردر ۷۸ ساله است که از زمانی که نه سال پیش از پله برقی طلاییاش پایین آمد، از شکایت درباره مشکلاتش دست برنداشته است. این یک جریان مداوم از شکایتها و نارضایتیها بوده که در واقع از زمانی که از باختن به کامالا میترسد، بدتر هم شده است. لقبهای بچگانه، تئوریهای توطئه دیوانهوار، این وسواس عجیب با اندازه جمعیت.
@Modern_Learning_for_GenZ
باراک اوباما سخنران اصلی شب دوم کنوانسیون ملی دموکرات در شیکاگو بود، جایی که رئیس جمهور سابق ۶۳ ساله از مهارتهای سخنوری معروف خود برای تجلیل از معاون سابقش رئیس جمهور جو بایدن استفاده کرد، حزب را علیه خودرضایتی هشدار داد و حمایت از کامالا هریس را در برابر دونالد ترامپ جلب کرد.
شیکاگو - خوب است که به خانه برگشتهام. خوب است که به خانه برگشتهام. و نمیدانم شما چطور، اما من احساس میکنم پر انرژی هستم. احساس میکنم آمادهام برای رفتن، حتی اگر تنها کسی باشم که به اندازه کافی احمق است که بعد از میشل اوباما صحبت کند.
من احساس امیدواری میکنم زیرا این کنوانسیون همیشه برای بچههایی با نامهای عجیب و غریب که به کشوری باور دارند که در آن همه چیز ممکن است، خوب بوده است؛ زیرا ما فرصتی داریم تا کسی را انتخاب کنیم که تمام زندگی خود را صرف تلاش برای دادن همان فرصتهایی کرده که آمریکا به او داده است، کسی که شما را میبیند و صدای شما را میشنود و هر روز برمیخیزد تا برای شما مبارزه کند، رئیس جمهور بعدی ایالات متحده آمریکا، کامالا هریس.
۱۶ سال از زمانی که افتخار پذیرش نامزدی این حزب برای ریاست جمهوری را داشتم، میگذرد. و میدانم که باورش سخت است، چون من اصلاً پیر نشدهام. اما این حقیقت دارد. و با نگاهی به گذشته، میتوانم بدون تردید بگویم که اولین تصمیم بزرگ من به عنوان نامزد شما یکی از بهترینهایش از آب درآمد. و آن درخواست از جو بایدن برای خدمت در کنار من به عنوان معاون رئیس جمهور بود.
به جز برخی خون ایرلندی مشترک، من و جو از پیشینههای متفاوتی میآییم. اما ما برادر شدیم. و همانطور که برای هشت سال - گاهی اوقات بسیار سخت - با هم کار کردیم، آنچه بیش از همه در مورد جو تحسین کردم فقط هوش و تجربه او نبود؛ بلکه همدلی و نجابت و تابآوری سخت به دست آمده او، اعتقاد تزلزلناپذیرش به اینکه هر کسی در این کشور شایسته یک فرصت منصفانه است. و در چهار سال گذشته، اینها ارزشهایی بودند که آمریکا بیش از همه به آنها نیاز داشت.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۲
در زمانی که میلیونها نفر از هموطنان ما بیمار و در حال مرگ بودند، ما به رهبری نیاز داشتیم با شخصیتی که سیاست را کنار بگذارد و کار درست را انجام دهد. در زمانی که اقتصاد ما در حال فروپاشی بود، ما به رهبری نیاز داشتیم با عزمی که آنچه را که قویترین بهبود جهان خواهد شد، هدایت کند: ۱۵ میلیون شغل، دستمزدهای بالاتر، هزینههای پایینتر مراقبتهای بهداشتی. در زمانی که حزب دیگر به یک فرقه شخصیت تبدیل شده بود، ما به رهبری نیاز داشتیم که ثابت قدم باشد و مردم را گرد هم آورد، و به اندازه کافی از خودگذشته باشد تا نادرترین کار در سیاست را انجام دهد: کنار گذاشتن جاهطلبی خود به خاطر کشور.
تاریخ از جو بایدن به عنوان یک رئیس جمهور برجسته یاد خواهد کرد که از دموکراسی در لحظهای بسیار خطرناک دفاع کرد. و من افتخار میکنم که او را رئیس جمهور خود مینامم، اما حتی بیشتر افتخار میکنم که او را دوست خود مینامم.
(جمعیت شعار میدهند: "متشکریم، جو!")
حالا، مشعل منتقل شده است. حالا، وظیفه همه ماست که برای آمریکایی که به آن اعتقاد داریم مبارزه کنیم. و اشتباه نکنید، این یک مبارزه خواهد بود. با وجود تمام انرژی باورنکردنی که توانستهایم در چند هفته گذشته تولید کنیم، با وجود تمام تجمعها و میمها، این همچنان یک رقابت تنگاتنگ در کشوری به شدت تقسیم شده خواهد بود. کشوری که در آن تعداد زیادی از آمریکاییها هنوز در تلاش هستند، جایی که بسیاری از آمریکاییها باور ندارند که دولت میتواند کمک کند. و همانطور که امشب اینجا جمع شدهایم، افرادی که این انتخابات را تعیین خواهند کرد، یک سؤال بسیار ساده میپرسند: چه کسی برای من مبارزه خواهد کرد؟ چه کسی به آینده من، به آینده فرزندان من، به آینده مشترک ما فکر میکند؟
یک چیز قطعی است: دونالد ترامپ برای آن سؤال خواب از چشمانش نمیرود. اینجا یک میلیاردر ۷۸ ساله است که از زمانی که نه سال پیش از پله برقی طلاییاش پایین آمد، از شکایت درباره مشکلاتش دست برنداشته است. این یک جریان مداوم از شکایتها و نارضایتیها بوده که در واقع از زمانی که از باختن به کامالا میترسد، بدتر هم شده است. لقبهای بچگانه، تئوریهای توطئه دیوانهوار، این وسواس عجیب با اندازه جمعیت.
@Modern_Learning_for_GenZ
👎1
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۳
همینطور ادامه دارد و ادامه دارد و ادامه دارد. چند روز پیش، شنیدم کسی ترامپ را با همسایهای مقایسه کرد که دمنده برگ خود را هر دقیقه از هر روز بیرون پنجره شما روشن نگه میدارد. حالا، از یک همسایه، این خستهکننده است. از یک رئیس جمهور، این فقط خطرناک است.
حقیقت این است که دونالد ترامپ قدرت را چیزی جز وسیلهای برای رسیدن به اهدافش نمیبیند. او میخواهد طبقه متوسط بهای کاهش مالیات بزرگ دیگری را بپردازد که عمدتاً به نفع او و دوستان ثروتمندش خواهد بود. او یک توافق دوحزبی مهاجرتی را که بخشی از آن توسط یکی از محافظهکارترین جمهوریخواهان در کنگره نوشته شده بود و میتوانست به تأمین امنیت مرز جنوبی ما کمک کند، از بین برد، زیرا فکر میکرد تلاش برای حل واقعی مشکل به کمپینش آسیب میزند. او نمی -
(جمعیت هو میکنند.) هو نکنید. رأی دهید.
به نظر نمیرسد او اهمیتی بدهد اگر زنان بیشتری آزادی تولید مثل خود را از دست بدهند، زیرا بر زندگی او تأثیری نخواهد داشت. و مهمتر از همه، دونالد ترامپ میخواهد ما فکر کنیم که این کشور به طور ناامیدکنندهای تقسیم شده است: بین ما و آنها، بین آمریکاییهای واقعی که - البته - از او حمایت میکنند و غریبههایی که این کار را نمیکنند. و او میخواهد شما فکر کنید که ثروتمندتر و امنتر خواهید بود اگر فقط به او قدرت بدهید تا آن افراد دیگر را سر جای خود بگذارد. این یکی از قدیمیترین ترفندها در سیاست است، از مردی که نمایش او - بیایید روراست باشیم - کاملاً کهنه شده است.
ما به چهار سال دیگر لاف زدن و دست و پا زدن و هرج و مرج نیاز نداریم. ما آن فیلم را قبلاً دیدهایم، و همه ما میدانیم که معمولاً دنباله بدتر است.
آمریکا آماده یک فصل جدید است. آمریکا آماده یک داستان بهتر است. ما آماده یک رئیس جمهور کامالا هریس هستیم.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۴
و کامالا هریس آماده این کار است. این شخصی است که تمام زندگی خود را صرف مبارزه به نمایندگی از افرادی کرده که به یک صدا و قهرمان نیاز دارند. همانطور که از میشل شنیدید، کامالا در امتیاز متولد نشد. او باید برای آنچه به دست آورده تلاش میکرد. و او واقعاً به آنچه دیگران از سر میگذرانند اهمیت میدهد. او همسایهای نیست که دمنده برگ را روشن نگه دارد. او همسایهای است که وقتی به کمک نیاز دارید، به سرعت میآید.
به عنوان دادستان، کامالا از کودکانی که قربانی سوء استفاده جنسی شده بودند، دفاع کرد. به عنوان دادستان کل پرجمعیتترین ایالت کشور، او با بانکهای بزرگ و کالجهای انتفاعی مبارزه کرد و میلیاردها دلار برای افرادی که از آنها کلاهبرداری شده بود، تأمین کرد. پس از بحران وام مسکن، او من و دولتم را سخت تحت فشار قرار داد تا اطمینان حاصل کند که صاحبان خانهها به یک توافق منصفانه دست یابند. مهم نبود که من یک دموکرات بودم، مهم نبود که او در آیووا برای کمپین من در را میزد - او میخواست تا حد امکان برای خانوادههایی که شایسته آن بودند مبارزه کند.
به عنوان معاون رئیس جمهور، او کمک کرد تا با شرکتهای دارویی مقابله کند تا هزینه انسولین را محدود کند، هزینه مراقبتهای بهداشتی را کاهش دهد، به خانوادههای دارای فرزند کاهش مالیاتی بدهد. و او برای ریاست جمهوری با برنامههای واقعی برای کاهش بیشتر هزینهها و محافظت از مدیکر و مدیکید و امضای قانونی برای تضمین حق هر زن برای تصمیمگیری در مورد مراقبتهای بهداشتی خود نامزد شده است.
به عبارت دیگر، کامالا هریس بر مشکلات خود متمرکز نخواهد بود، او بر مشکلات شما متمرکز خواهد بود. به عنوان رئیس جمهور، او فقط به حامیان خود خدمت نخواهد کرد و کسانی را که از بوسیدن حلقه یا زانو زدن خودداری میکنند، مجازات نخواهد کرد. او به نمایندگی از هر آمریکایی کار خواهد کرد. این کامالا است.
@Modern_Learning_for_GenZ
همینطور ادامه دارد و ادامه دارد و ادامه دارد. چند روز پیش، شنیدم کسی ترامپ را با همسایهای مقایسه کرد که دمنده برگ خود را هر دقیقه از هر روز بیرون پنجره شما روشن نگه میدارد. حالا، از یک همسایه، این خستهکننده است. از یک رئیس جمهور، این فقط خطرناک است.
حقیقت این است که دونالد ترامپ قدرت را چیزی جز وسیلهای برای رسیدن به اهدافش نمیبیند. او میخواهد طبقه متوسط بهای کاهش مالیات بزرگ دیگری را بپردازد که عمدتاً به نفع او و دوستان ثروتمندش خواهد بود. او یک توافق دوحزبی مهاجرتی را که بخشی از آن توسط یکی از محافظهکارترین جمهوریخواهان در کنگره نوشته شده بود و میتوانست به تأمین امنیت مرز جنوبی ما کمک کند، از بین برد، زیرا فکر میکرد تلاش برای حل واقعی مشکل به کمپینش آسیب میزند. او نمی -
(جمعیت هو میکنند.) هو نکنید. رأی دهید.
به نظر نمیرسد او اهمیتی بدهد اگر زنان بیشتری آزادی تولید مثل خود را از دست بدهند، زیرا بر زندگی او تأثیری نخواهد داشت. و مهمتر از همه، دونالد ترامپ میخواهد ما فکر کنیم که این کشور به طور ناامیدکنندهای تقسیم شده است: بین ما و آنها، بین آمریکاییهای واقعی که - البته - از او حمایت میکنند و غریبههایی که این کار را نمیکنند. و او میخواهد شما فکر کنید که ثروتمندتر و امنتر خواهید بود اگر فقط به او قدرت بدهید تا آن افراد دیگر را سر جای خود بگذارد. این یکی از قدیمیترین ترفندها در سیاست است، از مردی که نمایش او - بیایید روراست باشیم - کاملاً کهنه شده است.
ما به چهار سال دیگر لاف زدن و دست و پا زدن و هرج و مرج نیاز نداریم. ما آن فیلم را قبلاً دیدهایم، و همه ما میدانیم که معمولاً دنباله بدتر است.
آمریکا آماده یک فصل جدید است. آمریکا آماده یک داستان بهتر است. ما آماده یک رئیس جمهور کامالا هریس هستیم.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۴
و کامالا هریس آماده این کار است. این شخصی است که تمام زندگی خود را صرف مبارزه به نمایندگی از افرادی کرده که به یک صدا و قهرمان نیاز دارند. همانطور که از میشل شنیدید، کامالا در امتیاز متولد نشد. او باید برای آنچه به دست آورده تلاش میکرد. و او واقعاً به آنچه دیگران از سر میگذرانند اهمیت میدهد. او همسایهای نیست که دمنده برگ را روشن نگه دارد. او همسایهای است که وقتی به کمک نیاز دارید، به سرعت میآید.
به عنوان دادستان، کامالا از کودکانی که قربانی سوء استفاده جنسی شده بودند، دفاع کرد. به عنوان دادستان کل پرجمعیتترین ایالت کشور، او با بانکهای بزرگ و کالجهای انتفاعی مبارزه کرد و میلیاردها دلار برای افرادی که از آنها کلاهبرداری شده بود، تأمین کرد. پس از بحران وام مسکن، او من و دولتم را سخت تحت فشار قرار داد تا اطمینان حاصل کند که صاحبان خانهها به یک توافق منصفانه دست یابند. مهم نبود که من یک دموکرات بودم، مهم نبود که او در آیووا برای کمپین من در را میزد - او میخواست تا حد امکان برای خانوادههایی که شایسته آن بودند مبارزه کند.
به عنوان معاون رئیس جمهور، او کمک کرد تا با شرکتهای دارویی مقابله کند تا هزینه انسولین را محدود کند، هزینه مراقبتهای بهداشتی را کاهش دهد، به خانوادههای دارای فرزند کاهش مالیاتی بدهد. و او برای ریاست جمهوری با برنامههای واقعی برای کاهش بیشتر هزینهها و محافظت از مدیکر و مدیکید و امضای قانونی برای تضمین حق هر زن برای تصمیمگیری در مورد مراقبتهای بهداشتی خود نامزد شده است.
به عبارت دیگر، کامالا هریس بر مشکلات خود متمرکز نخواهد بود، او بر مشکلات شما متمرکز خواهد بود. به عنوان رئیس جمهور، او فقط به حامیان خود خدمت نخواهد کرد و کسانی را که از بوسیدن حلقه یا زانو زدن خودداری میکنند، مجازات نخواهد کرد. او به نمایندگی از هر آمریکایی کار خواهد کرد. این کامالا است.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍1👎1
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۵
و در کاخ سفید، او شریک برجستهای در فرماندار تیم والز خواهد داشت. بگذارید چیزی به شما بگویم. بگذارید چیزی به شما بگویم. من عاشق این مرد هستم. تیم نوع شخصی است که باید در سیاست باشد: متولد شهر کوچک، به کشورش خدمت کرده، به بچهها درس داده، مربی فوتبال بوده، از همسایگانش مراقبت کرده. او میداند که کیست و میداند چه چیزی مهم است. میتوانید بگویید آن پیراهنهای فلانل که میپوشد از یک مشاور سیاسی نیامده؛ آنها از کمد لباس او میآیند و از چیزهایی گذشتهاند. آنها از چیزهایی گذشتهاند. درست است.
با هم، کامالا و تیم به داستان مرکزی آمریکا وفادار ماندهاند: داستانی که میگوید "ما همه برابر آفریده شدهایم." همه ما با حقوق غیرقابل سلب معینی مجهز شدهایم. اینکه هر کس شایسته یک شانس است. اینکه حتی وقتی با یکدیگر موافق نیستیم، میتوانیم راهی برای زندگی با یکدیگر پیدا کنیم. این دیدگاه کامالاست. این دیدگاه تیم است. این دیدگاه حزب دموکرات است. و کار ما در ۱۱ هفته آینده این است که تا حد امکان افراد بیشتری را متقاعد کنیم که به این دیدگاه رأی دهند.
حالا، آسان نخواهد بود. طرف دیگر میداند که بازی کردن با ترسها و بدبینی مردم آسانتر است. همیشه همینطور بوده است. آنها به شما خواهند گفت که دولت ذاتاً فاسد است، که فداکاری و سخاوت برای احمقهاست، و از آنجایی که بازی تقلبی است، اشکالی ندارد که آنچه میخواهید را بگیرید و فقط مراقب خودتان باشید. این مسیر آسان است.
ما وظیفه متفاوتی داریم. کار ما این است که مردم را متقاعد کنیم که دموکراسی واقعاً میتواند نتیجه دهد. و در انجام این کار، نمیتوانیم فقط به آنچه قبلاً به دست آوردهایم اشاره کنیم. نمیتوانیم فقط به ایدههای گذشته تکیه کنیم. ما باید راه جدیدی را برای مواجهه با چالشهای امروز ترسیم کنیم. و کامالا این را میفهمد.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۶
او میداند، به عنوان مثال، اگر میخواهیم خرید خانه را برای جوانان بیشتری آسانتر کنیم، باید واحدهای بیشتری بسازیم و برخی از قوانین و مقررات قدیمی را که ساخت خانه برای مردم کارگر در این کشور را دشوارتر کرده بود، کنار بگذاریم. این یک اولویت است. و او یک برنامه جدید و جسورانه برای انجام دقیق این کار ارائه کرده است.
در زمینه مراقبتهای بهداشتی، همه ما باید به پیشرفت عظیمی که از طریق قانون مراقبت مقرون به صرفه (Affordable Care Act) به دست آوردهایم افتخار کنیم، که میلیونها نفر را به پوشش مقرون به صرفه دسترسی داده و میلیونها نفر دیگر را از شیوههای بیرحمانه بیمه محافظت کرده است. و راستی، متوجه شدهام که از زمانی که محبوب شده، دیگر آن را اوباماکر نمینامند.
اما کامالا میداند که نمیتوانیم در آنجا متوقف شویم، به همین دلیل است که او به کار برای محدود کردن هزینههای از جیب ادامه خواهد داد. کامالا میداند که اگر میخواهیم به مردم کمک کنیم پیشرفت کنند، باید مدرک دانشگاهی را در دسترس آمریکاییهای بیشتری قرار دهیم. اما او همچنین میداند که دانشگاه نباید تنها بلیط ورود به طبقه متوسط باشد. ما باید از رهبری فرماندارانی مانند تیم والز پیروی کنیم، که گفت اگر مهارت و انگیزه دارید، نباید برای کار در دولت ایالتی به مدرک نیاز داشته باشید.
و در این اقتصاد جدید، ما به رئیس جمهوری نیاز داریم که واقعاً به میلیونها نفر در سراسر این کشور اهمیت دهد، کسانی که هر روز بیدار میشوند تا کارهای ضروری و اغلب ناسپاس را انجام دهند: مراقبت از بیماران ما، تمیز کردن خیابانهای ما، تحویل بستههای ما. ما به رئیس جمهوری نیاز داریم که برای حق آنها برای مذاکره برای دستمزدها و شرایط کاری بهتر بایستد. و کامالا آن رئیس جمهور خواهد بود.
بله، او میتواند.
(جمعیت شعار میدهند: "بله، او میتواند!" "بله، او میتواند!")
@Modern_Learning_for_GenZ
و در کاخ سفید، او شریک برجستهای در فرماندار تیم والز خواهد داشت. بگذارید چیزی به شما بگویم. بگذارید چیزی به شما بگویم. من عاشق این مرد هستم. تیم نوع شخصی است که باید در سیاست باشد: متولد شهر کوچک، به کشورش خدمت کرده، به بچهها درس داده، مربی فوتبال بوده، از همسایگانش مراقبت کرده. او میداند که کیست و میداند چه چیزی مهم است. میتوانید بگویید آن پیراهنهای فلانل که میپوشد از یک مشاور سیاسی نیامده؛ آنها از کمد لباس او میآیند و از چیزهایی گذشتهاند. آنها از چیزهایی گذشتهاند. درست است.
با هم، کامالا و تیم به داستان مرکزی آمریکا وفادار ماندهاند: داستانی که میگوید "ما همه برابر آفریده شدهایم." همه ما با حقوق غیرقابل سلب معینی مجهز شدهایم. اینکه هر کس شایسته یک شانس است. اینکه حتی وقتی با یکدیگر موافق نیستیم، میتوانیم راهی برای زندگی با یکدیگر پیدا کنیم. این دیدگاه کامالاست. این دیدگاه تیم است. این دیدگاه حزب دموکرات است. و کار ما در ۱۱ هفته آینده این است که تا حد امکان افراد بیشتری را متقاعد کنیم که به این دیدگاه رأی دهند.
حالا، آسان نخواهد بود. طرف دیگر میداند که بازی کردن با ترسها و بدبینی مردم آسانتر است. همیشه همینطور بوده است. آنها به شما خواهند گفت که دولت ذاتاً فاسد است، که فداکاری و سخاوت برای احمقهاست، و از آنجایی که بازی تقلبی است، اشکالی ندارد که آنچه میخواهید را بگیرید و فقط مراقب خودتان باشید. این مسیر آسان است.
ما وظیفه متفاوتی داریم. کار ما این است که مردم را متقاعد کنیم که دموکراسی واقعاً میتواند نتیجه دهد. و در انجام این کار، نمیتوانیم فقط به آنچه قبلاً به دست آوردهایم اشاره کنیم. نمیتوانیم فقط به ایدههای گذشته تکیه کنیم. ما باید راه جدیدی را برای مواجهه با چالشهای امروز ترسیم کنیم. و کامالا این را میفهمد.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۶
او میداند، به عنوان مثال، اگر میخواهیم خرید خانه را برای جوانان بیشتری آسانتر کنیم، باید واحدهای بیشتری بسازیم و برخی از قوانین و مقررات قدیمی را که ساخت خانه برای مردم کارگر در این کشور را دشوارتر کرده بود، کنار بگذاریم. این یک اولویت است. و او یک برنامه جدید و جسورانه برای انجام دقیق این کار ارائه کرده است.
در زمینه مراقبتهای بهداشتی، همه ما باید به پیشرفت عظیمی که از طریق قانون مراقبت مقرون به صرفه (Affordable Care Act) به دست آوردهایم افتخار کنیم، که میلیونها نفر را به پوشش مقرون به صرفه دسترسی داده و میلیونها نفر دیگر را از شیوههای بیرحمانه بیمه محافظت کرده است. و راستی، متوجه شدهام که از زمانی که محبوب شده، دیگر آن را اوباماکر نمینامند.
اما کامالا میداند که نمیتوانیم در آنجا متوقف شویم، به همین دلیل است که او به کار برای محدود کردن هزینههای از جیب ادامه خواهد داد. کامالا میداند که اگر میخواهیم به مردم کمک کنیم پیشرفت کنند، باید مدرک دانشگاهی را در دسترس آمریکاییهای بیشتری قرار دهیم. اما او همچنین میداند که دانشگاه نباید تنها بلیط ورود به طبقه متوسط باشد. ما باید از رهبری فرماندارانی مانند تیم والز پیروی کنیم، که گفت اگر مهارت و انگیزه دارید، نباید برای کار در دولت ایالتی به مدرک نیاز داشته باشید.
و در این اقتصاد جدید، ما به رئیس جمهوری نیاز داریم که واقعاً به میلیونها نفر در سراسر این کشور اهمیت دهد، کسانی که هر روز بیدار میشوند تا کارهای ضروری و اغلب ناسپاس را انجام دهند: مراقبت از بیماران ما، تمیز کردن خیابانهای ما، تحویل بستههای ما. ما به رئیس جمهوری نیاز داریم که برای حق آنها برای مذاکره برای دستمزدها و شرایط کاری بهتر بایستد. و کامالا آن رئیس جمهور خواهد بود.
بله، او میتواند.
(جمعیت شعار میدهند: "بله، او میتواند!" "بله، او میتواند!")
@Modern_Learning_for_GenZ
👎1
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۷
یک دولت هریس-والز میتواند به ما کمک کند از برخی بحثهای خستهکننده و قدیمی که مانع پیشرفت میشوند، عبور کنیم. زیرا در اصل، کامالا و تیم درک میکنند که وقتی همه فرصت منصفانهای داشته باشند، همه ما بهتر میشویم. آنها درک میکنند که وقتی هر کودک آموزش خوبی دریافت میکند، کل اقتصاد قویتر میشود. وقتی به زنان برای انجام کار یکسان، دستمزد یکسان با مردان پرداخت میشود، همه خانوادهها بهرهمند میشوند. آنها درک میکنند که میتوانیم مرزهایمان را ایمن کنیم بدون اینکه بچهها را از والدینشان جدا کنیم. درست مثل اینکه میتوانیم خیابانهایمان را امن نگه داریم در حالی که همزمان اعتماد بین نیروهای انتظامی و جوامعی که به آنها خدمت میکنند را ایجاد میکنیم و تبعیضی را که برای همه بهتر خواهد بود، از بین میبریم.
دونالد ترامپ و اهداکنندگان ثروتمندش، آنها دنیا را اینطور نمیبینند. برای آنها، دستاورد یک گروه لزوماً به معنای از دست دادن گروه دیگر است. برای آنها، آزادی به این معناست که قدرتمندان میتوانند تقریباً هر کاری که میخواهند انجام دهند، چه اخراج کارگرانی که سعی میکنند اتحادیه تشکیل دهند، چه ریختن سم در رودخانههای ما یا اجتناب از پرداخت مالیات مانند همه افراد دیگر که باید این کار را انجام دهند.
خب، ما ایده گستردهتری از آزادی داریم. ما به آزادی تأمین خانوادهتان اعتقاد داریم اگر مایل به کار سخت هستید. آزادی تنفس هوای پاک و نوشیدن آب پاک و فرستادن فرزندانتان به مدرسه بدون نگرانی از اینکه آیا به خانه برخواهند گشت. ما معتقدیم که آزادی واقعی به هر یک از ما حق تصمیمگیری درباره زندگی خودمان را میدهد، اینکه چگونه عبادت میکنیم، خانوادهمان چگونه به نظر میرسد، چند فرزند داریم، با چه کسی ازدواج میکنیم. و ما معتقدیم که آزادی مستلزم آن است که تشخیص دهیم دیگران آزادی انتخابهایی دارند که با ما متفاوت است. این اشکالی ندارد.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۸
این آمریکایی است که کامالا هریس و تیم والز به آن اعتقاد دارند: آمریکایی که "ما مردم" شامل همه میشود. زیرا این تنها راهی است که این آزمایش آمریکایی کار میکند. و با وجود آنچه سیاست ما ممکن است پیشنهاد کند، فکر میکنم اکثر آمریکاییها این را درک میکنند. دموکراسی فقط مجموعهای از اصول انتزاعی و قوانین خاک گرفته در کتابی در جایی نیست. این ارزشهایی است که با آن زندگی میکنیم. این روشی است که با یکدیگر رفتار میکنیم، از جمله با کسانی که شبیه ما نیستند یا مانند ما دعا نمیکنند یا دنیا را دقیقاً مانند ما نمیبینند.
این حس احترام متقابل باید بخشی از پیام ما باشد. سیاست ما این روزها چنان قطبی شده که همه ما در سراسر طیف سیاسی به نظر میرسد خیلی سریع بدترین را در دیگران فرض میکنیم مگر اینکه در هر مسئلهای با ما موافق باشند. ما شروع به فکر کردن میکنیم که تنها راه پیروزی، سرزنش و شرمنده کردن و فریاد زدن بلندتر از طرف مقابل است. و پس از مدتی، مردم عادی فقط خاموش میشوند، یا اصلاً زحمت رأی دادن را به خود نمیدهند.
حالا این رویکرد ممکن است برای سیاستمدارانی که فقط توجه میخواهند و از تفرقه رونق میگیرند کار کند، اما برای ما کار نخواهد کرد. برای پیشرفت در مسائلی که برایمان مهم است، مسائلی که واقعاً بر زندگی مردم تأثیر میگذارد، باید به یاد داشته باشیم که همه ما نقاط کور و تناقضات و پیشداوریهایی داریم. و اگر میخواهیم کسانی را که هنوز آماده حمایت از نامزدهای ما نیستند جذب کنیم، باید به نگرانیهای آنها گوش دهیم و شاید در این فرآیند چیزی یاد بگیریم.
@Modern_Learning_for_GenZ
یک دولت هریس-والز میتواند به ما کمک کند از برخی بحثهای خستهکننده و قدیمی که مانع پیشرفت میشوند، عبور کنیم. زیرا در اصل، کامالا و تیم درک میکنند که وقتی همه فرصت منصفانهای داشته باشند، همه ما بهتر میشویم. آنها درک میکنند که وقتی هر کودک آموزش خوبی دریافت میکند، کل اقتصاد قویتر میشود. وقتی به زنان برای انجام کار یکسان، دستمزد یکسان با مردان پرداخت میشود، همه خانوادهها بهرهمند میشوند. آنها درک میکنند که میتوانیم مرزهایمان را ایمن کنیم بدون اینکه بچهها را از والدینشان جدا کنیم. درست مثل اینکه میتوانیم خیابانهایمان را امن نگه داریم در حالی که همزمان اعتماد بین نیروهای انتظامی و جوامعی که به آنها خدمت میکنند را ایجاد میکنیم و تبعیضی را که برای همه بهتر خواهد بود، از بین میبریم.
دونالد ترامپ و اهداکنندگان ثروتمندش، آنها دنیا را اینطور نمیبینند. برای آنها، دستاورد یک گروه لزوماً به معنای از دست دادن گروه دیگر است. برای آنها، آزادی به این معناست که قدرتمندان میتوانند تقریباً هر کاری که میخواهند انجام دهند، چه اخراج کارگرانی که سعی میکنند اتحادیه تشکیل دهند، چه ریختن سم در رودخانههای ما یا اجتناب از پرداخت مالیات مانند همه افراد دیگر که باید این کار را انجام دهند.
خب، ما ایده گستردهتری از آزادی داریم. ما به آزادی تأمین خانوادهتان اعتقاد داریم اگر مایل به کار سخت هستید. آزادی تنفس هوای پاک و نوشیدن آب پاک و فرستادن فرزندانتان به مدرسه بدون نگرانی از اینکه آیا به خانه برخواهند گشت. ما معتقدیم که آزادی واقعی به هر یک از ما حق تصمیمگیری درباره زندگی خودمان را میدهد، اینکه چگونه عبادت میکنیم، خانوادهمان چگونه به نظر میرسد، چند فرزند داریم، با چه کسی ازدواج میکنیم. و ما معتقدیم که آزادی مستلزم آن است که تشخیص دهیم دیگران آزادی انتخابهایی دارند که با ما متفاوت است. این اشکالی ندارد.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۸
این آمریکایی است که کامالا هریس و تیم والز به آن اعتقاد دارند: آمریکایی که "ما مردم" شامل همه میشود. زیرا این تنها راهی است که این آزمایش آمریکایی کار میکند. و با وجود آنچه سیاست ما ممکن است پیشنهاد کند، فکر میکنم اکثر آمریکاییها این را درک میکنند. دموکراسی فقط مجموعهای از اصول انتزاعی و قوانین خاک گرفته در کتابی در جایی نیست. این ارزشهایی است که با آن زندگی میکنیم. این روشی است که با یکدیگر رفتار میکنیم، از جمله با کسانی که شبیه ما نیستند یا مانند ما دعا نمیکنند یا دنیا را دقیقاً مانند ما نمیبینند.
این حس احترام متقابل باید بخشی از پیام ما باشد. سیاست ما این روزها چنان قطبی شده که همه ما در سراسر طیف سیاسی به نظر میرسد خیلی سریع بدترین را در دیگران فرض میکنیم مگر اینکه در هر مسئلهای با ما موافق باشند. ما شروع به فکر کردن میکنیم که تنها راه پیروزی، سرزنش و شرمنده کردن و فریاد زدن بلندتر از طرف مقابل است. و پس از مدتی، مردم عادی فقط خاموش میشوند، یا اصلاً زحمت رأی دادن را به خود نمیدهند.
حالا این رویکرد ممکن است برای سیاستمدارانی که فقط توجه میخواهند و از تفرقه رونق میگیرند کار کند، اما برای ما کار نخواهد کرد. برای پیشرفت در مسائلی که برایمان مهم است، مسائلی که واقعاً بر زندگی مردم تأثیر میگذارد، باید به یاد داشته باشیم که همه ما نقاط کور و تناقضات و پیشداوریهایی داریم. و اگر میخواهیم کسانی را که هنوز آماده حمایت از نامزدهای ما نیستند جذب کنیم، باید به نگرانیهای آنها گوش دهیم و شاید در این فرآیند چیزی یاد بگیریم.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍2👎1
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۹
آخر، اگر والدین یا پدربزرگ و مادربزرگی گاهی چیزی میگویند که ما را ناراحت میکند، ما به طور خودکار فرض نمیکنیم که آنها آدمهای بدی هستند. ما تشخیص میدهیم که دنیا به سرعت در حال تغییر است، که آنها به زمان و شاید کمی تشویق نیاز دارند تا به روز شوند. هموطنان ما شایسته همان لطفی هستند که امیدواریم آنها به ما نشان دهند. این راهی است که میتوانیم یک اکثریت دموکراتیک واقعی بسازیم، اکثریتی که میتواند کارها را انجام دهد.
و راستی، این فقط برای مردم این کشور مهم نیست. بقیه دنیا در حال تماشا هستند تا ببینند آیا ما واقعاً میتوانیم این کار را انجام دهیم. هیچ ملتی، هیچ جامعهای تا به حال سعی نکرده است دموکراسیای به بزرگی و تنوع ما بسازد. دموکراسیای که شامل مردمی است که طی دههها از هر گوشه جهان آمدهاند. جایی که وفاداریها و جامعه ما نه بر اساس نژاد یا خون بلکه بر اساس یک اعتقاد مشترک تعریف میشود. و به همین دلیل است که وقتی ما به ارزشهای خود پایبند هستیم، دنیا کمی روشنتر میشود. وقتی نیستیم، دنیا کمی تاریکتر میشود - و دیکتاتورها و مستبدان احساس جسارت میکنند، و با گذشت زمان، ما کمتر در امان میمانیم.
ما نباید پلیس جهان باشیم و نمیتوانیم هر ظلم و بیعدالتی در جهان را از بین ببریم. اما آمریکا میتواند و باید نیرویی برای خیر باشد: جلوگیری از درگیری، مبارزه با بیماری، ترویج حقوق بشر، محافظت از سیاره از تغییرات آب و هوایی، دفاع از آزادی، میانجیگری صلح. این چیزی است که کامالا هریس به آن اعتقاد دارد و اکثر آمریکاییها نیز همینطور.
(جمعیت شعار میدهد: "بله، ما میتوانیم!")
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۱۰
میدانم که این ایدهها الآن میتوانند خیلی سادهلوحانه به نظر برسند. ما در زمانی از چنان سردرگمی و خشم زندگی میکنیم، با فرهنگی که ارزش زیادی برای چیزهایی که دوام ندارند قائل است: پول، شهرت، موقعیت، لایکها. ما به دنبال تأیید غریبهها در تلفنهایمان هستیم. ما انواع و اقسام دیوارها و حصارها را دور خودمان میکشیم، و بعد تعجب میکنیم که چرا احساس تنهایی میکنیم. ما به یکدیگر کمتر اعتماد میکنیم چون وقت نمیگذاریم یکدیگر را بشناسیم. و در آن فاصله بین ما، سیاستمداران و الگوریتمها به ما یاد میدهند که از یکدیگر کاریکاتور بسازیم و یکدیگر را مسخره کنیم و از یکدیگر بترسیم.
اما خبر خوب این است، شیکاگو: در سراسر آمریکا، در شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک، دور از همه این سر و صداها، پیوندهایی که ما را به هم متصل میکند هنوز وجود دارد. ما هنوز مربیگری لیگ کوچک را انجام میدهیم و مراقب همسایگان سالمندمان هستیم. ما هنوز در کلیساها و مساجد و کنیسهها و معابد به گرسنگان غذا میدهیم. ما همان غرور را وقتی ورزشکاران المپیکیمان برای مدال طلا رقابت میکنند، به اشتراک میگذاریم. چون اکثریت قریب به اتفاق ما نمیخواهیم در کشوری زندگی کنیم که تلخ و تقسیم شده است. ما چیزی بهتر میخواهیم. ما میخواهیم بهتر باشیم. و شادی و هیجانی که در اطراف این کمپین میبینیم به ما میگوید که تنها نیستیم.
میدانید، من در چند ماه گذشته زمان زیادی را صرف فکر کردن به این موضوع کردهام زیرا، همانطور که میشل اشاره کرد، این تابستان مادرش، خانم ماریان رابینسون را از دست دادیم. و نمیدانم که آیا کسی تا به حال مادر زنش را بیشتر از من دوست داشته یا نه. عمدتاً به این دلیل که او بامزه و عاقل و کمادعاترین فردی بود که میشناختم. و اینکه همیشه وقتی خرابکاری میکردم، از من در برابر میشل دفاع میکرد. (جمعیت میخندد.) من پشت سر او پنهان میشدم.
@Modern_Learning_for_GenZ
آخر، اگر والدین یا پدربزرگ و مادربزرگی گاهی چیزی میگویند که ما را ناراحت میکند، ما به طور خودکار فرض نمیکنیم که آنها آدمهای بدی هستند. ما تشخیص میدهیم که دنیا به سرعت در حال تغییر است، که آنها به زمان و شاید کمی تشویق نیاز دارند تا به روز شوند. هموطنان ما شایسته همان لطفی هستند که امیدواریم آنها به ما نشان دهند. این راهی است که میتوانیم یک اکثریت دموکراتیک واقعی بسازیم، اکثریتی که میتواند کارها را انجام دهد.
و راستی، این فقط برای مردم این کشور مهم نیست. بقیه دنیا در حال تماشا هستند تا ببینند آیا ما واقعاً میتوانیم این کار را انجام دهیم. هیچ ملتی، هیچ جامعهای تا به حال سعی نکرده است دموکراسیای به بزرگی و تنوع ما بسازد. دموکراسیای که شامل مردمی است که طی دههها از هر گوشه جهان آمدهاند. جایی که وفاداریها و جامعه ما نه بر اساس نژاد یا خون بلکه بر اساس یک اعتقاد مشترک تعریف میشود. و به همین دلیل است که وقتی ما به ارزشهای خود پایبند هستیم، دنیا کمی روشنتر میشود. وقتی نیستیم، دنیا کمی تاریکتر میشود - و دیکتاتورها و مستبدان احساس جسارت میکنند، و با گذشت زمان، ما کمتر در امان میمانیم.
ما نباید پلیس جهان باشیم و نمیتوانیم هر ظلم و بیعدالتی در جهان را از بین ببریم. اما آمریکا میتواند و باید نیرویی برای خیر باشد: جلوگیری از درگیری، مبارزه با بیماری، ترویج حقوق بشر، محافظت از سیاره از تغییرات آب و هوایی، دفاع از آزادی، میانجیگری صلح. این چیزی است که کامالا هریس به آن اعتقاد دارد و اکثر آمریکاییها نیز همینطور.
(جمعیت شعار میدهد: "بله، ما میتوانیم!")
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۱۰
میدانم که این ایدهها الآن میتوانند خیلی سادهلوحانه به نظر برسند. ما در زمانی از چنان سردرگمی و خشم زندگی میکنیم، با فرهنگی که ارزش زیادی برای چیزهایی که دوام ندارند قائل است: پول، شهرت، موقعیت، لایکها. ما به دنبال تأیید غریبهها در تلفنهایمان هستیم. ما انواع و اقسام دیوارها و حصارها را دور خودمان میکشیم، و بعد تعجب میکنیم که چرا احساس تنهایی میکنیم. ما به یکدیگر کمتر اعتماد میکنیم چون وقت نمیگذاریم یکدیگر را بشناسیم. و در آن فاصله بین ما، سیاستمداران و الگوریتمها به ما یاد میدهند که از یکدیگر کاریکاتور بسازیم و یکدیگر را مسخره کنیم و از یکدیگر بترسیم.
اما خبر خوب این است، شیکاگو: در سراسر آمریکا، در شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک، دور از همه این سر و صداها، پیوندهایی که ما را به هم متصل میکند هنوز وجود دارد. ما هنوز مربیگری لیگ کوچک را انجام میدهیم و مراقب همسایگان سالمندمان هستیم. ما هنوز در کلیساها و مساجد و کنیسهها و معابد به گرسنگان غذا میدهیم. ما همان غرور را وقتی ورزشکاران المپیکیمان برای مدال طلا رقابت میکنند، به اشتراک میگذاریم. چون اکثریت قریب به اتفاق ما نمیخواهیم در کشوری زندگی کنیم که تلخ و تقسیم شده است. ما چیزی بهتر میخواهیم. ما میخواهیم بهتر باشیم. و شادی و هیجانی که در اطراف این کمپین میبینیم به ما میگوید که تنها نیستیم.
میدانید، من در چند ماه گذشته زمان زیادی را صرف فکر کردن به این موضوع کردهام زیرا، همانطور که میشل اشاره کرد، این تابستان مادرش، خانم ماریان رابینسون را از دست دادیم. و نمیدانم که آیا کسی تا به حال مادر زنش را بیشتر از من دوست داشته یا نه. عمدتاً به این دلیل که او بامزه و عاقل و کمادعاترین فردی بود که میشناختم. و اینکه همیشه وقتی خرابکاری میکردم، از من در برابر میشل دفاع میکرد. (جمعیت میخندد.) من پشت سر او پنهان میشدم.
@Modern_Learning_for_GenZ
👎2👍1
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۱۱
اما فکر میکنم یکی از دلایلی که من و ماریان اینقدر به هم نزدیک شدیم این بود که او مرا به یاد مادربزرگم میانداخت، زنی که در کودکی به بزرگ کردن من کمک کرد. و در ظاهر، این دو نفر وجه اشتراک زیادی نداشتند. یکی زن سیاهپوستی از همین جا، جنوب شیکاگو، درست همین نزدیکی بود - (جمعیت تشویق میکند) - که به دبیرستان انگلوود رفته بود. دیگری پیرزن سفیدپوست کوچکی بود که در شهر کوچکی به نام پرو، کانزاس به دنیا آمده بود. (جمعیت تشویق میکند.) حالا میدانم که افراد زیادی از پرو نیستند. (جمعیت میخندد.)
و با این حال، آنها دیدگاه اساسی مشترکی نسبت به زندگی داشتند. آنها زنانی قوی، باهوش و با استعداد بودند، پر از عقل سلیم، که صرف نظر از موانعی که با آن روبرو میشدند - و زنانی که در دهههای ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ بزرگ میشدند، با موانع روبرو میشدند - همچنان بدون هیاهو یا شکایت به کار خود ادامه میدادند و پایه و اساس محکمی از عشق برای فرزندان و نوههایشان فراهم میکردند. از این نظر، هر دوی آنها نماینده یک نسل کامل از مردم کارگر بودند که در طول جنگ و رکود، تبعیض و فرصتهای محدود، به ساختن این کشور کمک کردند. بسیاری از آنها هر روز در مشاغلی که اغلب برایشان خیلی کوچک بود و دستمزد زیادی نداشت، زحمت میکشیدند. آنها با رضایت از داشتههایشان صرف نظر میکردند تا فقط سقفی بالای سر خانوادهشان نگه دارند، فقط برای اینکه به فرزندانشان چیزی بهتر بدهند.
اما آنها میدانستند چه چیزی حقیقت دارد. آنها میدانستند چه چیزی مهم است: چیزهایی مثل صداقت و درستکاری، مهربانی و کار سخت. آنها تحت تأثیر لافزنها یا قلدرها قرار نمیگرفتند. آنها فکر نمیکردند که پایین آوردن دیگران شما را بالا میبرد یا قوی میکند. آنها وقت زیادی را صرف وسواس درباره چیزهایی که نداشتند نمیکردند. در عوض، آنها قدردان چیزهایی بودند که داشتند.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۱۲
آنها در چیزهای ساده لذت مییافتند: یک بازی کارت با دوستان، یک وعده غذای خوب و خنده دور میز آشپزخانه، کمک به دیگران، و مهمتر از همه، دیدن فرزندانشان که کارهایی انجام میدادند و به جاهایی میرفتند که هرگز برای خودشان تصور نمیکردند.
چه دموکرات باشید، چه جمهوریخواه یا جایی بین این دو، همه ما در زندگیمان افرادی مثل آنها داشتهایم. افرادی مانند والدین کامالا، که اقیانوسها را پشت سر گذاشتند چون به وعده آمریکا اعتقاد داشتند. افرادی مانند والدین تیم، که به او درباره اهمیت خدمت آموختند. مردم خوب و سختکوش، که مشهور یا قدرتمند نبودند اما به روشهای بیشماری موفق شدند این کشور را کمی بهتر از آنچه یافتند، ترک کنند.
بیش از هر سیاست یا برنامهای، معتقدم این چیزی است که ما برایش اشتیاق داریم: بازگشت به آمریکایی که در آن با هم کار میکنیم و مراقب یکدیگر هستیم. احیای آنچه لینکلن در آستانه جنگ داخلی، "پیوندهای عاطفی" ما نامید. آمریکایی که آنچه او "فرشتگان بهتر طبیعت ما" مینامید را به کار میگیرد.
@Modern_Learning_for_GenZ
اما فکر میکنم یکی از دلایلی که من و ماریان اینقدر به هم نزدیک شدیم این بود که او مرا به یاد مادربزرگم میانداخت، زنی که در کودکی به بزرگ کردن من کمک کرد. و در ظاهر، این دو نفر وجه اشتراک زیادی نداشتند. یکی زن سیاهپوستی از همین جا، جنوب شیکاگو، درست همین نزدیکی بود - (جمعیت تشویق میکند) - که به دبیرستان انگلوود رفته بود. دیگری پیرزن سفیدپوست کوچکی بود که در شهر کوچکی به نام پرو، کانزاس به دنیا آمده بود. (جمعیت تشویق میکند.) حالا میدانم که افراد زیادی از پرو نیستند. (جمعیت میخندد.)
و با این حال، آنها دیدگاه اساسی مشترکی نسبت به زندگی داشتند. آنها زنانی قوی، باهوش و با استعداد بودند، پر از عقل سلیم، که صرف نظر از موانعی که با آن روبرو میشدند - و زنانی که در دهههای ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ بزرگ میشدند، با موانع روبرو میشدند - همچنان بدون هیاهو یا شکایت به کار خود ادامه میدادند و پایه و اساس محکمی از عشق برای فرزندان و نوههایشان فراهم میکردند. از این نظر، هر دوی آنها نماینده یک نسل کامل از مردم کارگر بودند که در طول جنگ و رکود، تبعیض و فرصتهای محدود، به ساختن این کشور کمک کردند. بسیاری از آنها هر روز در مشاغلی که اغلب برایشان خیلی کوچک بود و دستمزد زیادی نداشت، زحمت میکشیدند. آنها با رضایت از داشتههایشان صرف نظر میکردند تا فقط سقفی بالای سر خانوادهشان نگه دارند، فقط برای اینکه به فرزندانشان چیزی بهتر بدهند.
اما آنها میدانستند چه چیزی حقیقت دارد. آنها میدانستند چه چیزی مهم است: چیزهایی مثل صداقت و درستکاری، مهربانی و کار سخت. آنها تحت تأثیر لافزنها یا قلدرها قرار نمیگرفتند. آنها فکر نمیکردند که پایین آوردن دیگران شما را بالا میبرد یا قوی میکند. آنها وقت زیادی را صرف وسواس درباره چیزهایی که نداشتند نمیکردند. در عوض، آنها قدردان چیزهایی بودند که داشتند.
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش ۱۲
آنها در چیزهای ساده لذت مییافتند: یک بازی کارت با دوستان، یک وعده غذای خوب و خنده دور میز آشپزخانه، کمک به دیگران، و مهمتر از همه، دیدن فرزندانشان که کارهایی انجام میدادند و به جاهایی میرفتند که هرگز برای خودشان تصور نمیکردند.
چه دموکرات باشید، چه جمهوریخواه یا جایی بین این دو، همه ما در زندگیمان افرادی مثل آنها داشتهایم. افرادی مانند والدین کامالا، که اقیانوسها را پشت سر گذاشتند چون به وعده آمریکا اعتقاد داشتند. افرادی مانند والدین تیم، که به او درباره اهمیت خدمت آموختند. مردم خوب و سختکوش، که مشهور یا قدرتمند نبودند اما به روشهای بیشماری موفق شدند این کشور را کمی بهتر از آنچه یافتند، ترک کنند.
بیش از هر سیاست یا برنامهای، معتقدم این چیزی است که ما برایش اشتیاق داریم: بازگشت به آمریکایی که در آن با هم کار میکنیم و مراقب یکدیگر هستیم. احیای آنچه لینکلن در آستانه جنگ داخلی، "پیوندهای عاطفی" ما نامید. آمریکایی که آنچه او "فرشتگان بهتر طبیعت ما" مینامید را به کار میگیرد.
@Modern_Learning_for_GenZ
👎2👏1
# ترجمه سخنرانی باراک اوباما در کنوانسیون ملی دموکرات ۲۰۲۴ - بخش پایانی
این چیزی است که این انتخابات درباره آن است. و من معتقدم به همین دلیل است که اگر هر یک از ما در ۷۷ روز آینده سهم خود را انجام دهیم، اگر در را بزنیم، اگر تماس تلفنی برقرار کنیم، اگر با دوستانمان صحبت کنیم، اگر به همسایگانمان گوش دهیم، اگر طوری کار کنیم که هرگز قبلاً کار نکردهایم، اگر محکم به اعتقاداتمان پایبند بمانیم، کامالا هریس را به عنوان رئیس جمهور بعدی ایالات متحده و تیم والز را به عنوان معاون رئیس جمهور بعدی ایالات متحده انتخاب خواهیم کرد. ما رهبرانی را در تمام سطوح انتخاب خواهیم کرد که برای آمریکای امیدوارکننده و آیندهنگری که همه ما به آن اعتقاد داریم، مبارزه خواهند کرد. و با هم، ما نیز کشوری خواهیم ساخت که امنتر و عادلانهتر، برابرتر و آزادتر است.
پس بیایید به کار برویم. بیایید رأی دهیم. نه فقط برای رئیس جمهور، بلکه برای کنگره، و فرمانداری، و شورای شهر، و دادستانها. بیایید با همسایگانمان صحبت کنیم. بیایید به آنها یادآوری کنیم که چقدر قدرت در دستان ما است. بیایید به آنها یادآوری کنیم که دموکراسی کار میکند - اما فقط اگر ما آن را به کار بگیریم.
این کاری است که کامالا هریس انجام خواهد داد. این کاری است که تیم والز انجام خواهد داد. و این کاری است که من و میشل انجام خواهیم داد. و من میدانم که این کاری است که شما انجام خواهید داد. زیرا این آمریکایی است که ما به آن اعتقاد داریم - جایی که هر کس فرصتی دارد، جایی که هر کس صدایی دارد، جایی که ما همه به یکدیگر اهمیت میدهیم.
پس بیایید به کار برویم و این انتخابات را ببریم. بیایید کامالا هریس را به کاخ سفید بفرستیم. و بیایید به جهان نشان دهیم که بهترین روزهای آمریکا هنوز پیش روست.
خدا شما را برکت دهد. و خدا ایالات متحده آمریکا را برکت دهد. متشکرم شیکاگو!
@Modern_Learning_for_GenZ
این چیزی است که این انتخابات درباره آن است. و من معتقدم به همین دلیل است که اگر هر یک از ما در ۷۷ روز آینده سهم خود را انجام دهیم، اگر در را بزنیم، اگر تماس تلفنی برقرار کنیم، اگر با دوستانمان صحبت کنیم، اگر به همسایگانمان گوش دهیم، اگر طوری کار کنیم که هرگز قبلاً کار نکردهایم، اگر محکم به اعتقاداتمان پایبند بمانیم، کامالا هریس را به عنوان رئیس جمهور بعدی ایالات متحده و تیم والز را به عنوان معاون رئیس جمهور بعدی ایالات متحده انتخاب خواهیم کرد. ما رهبرانی را در تمام سطوح انتخاب خواهیم کرد که برای آمریکای امیدوارکننده و آیندهنگری که همه ما به آن اعتقاد داریم، مبارزه خواهند کرد. و با هم، ما نیز کشوری خواهیم ساخت که امنتر و عادلانهتر، برابرتر و آزادتر است.
پس بیایید به کار برویم. بیایید رأی دهیم. نه فقط برای رئیس جمهور، بلکه برای کنگره، و فرمانداری، و شورای شهر، و دادستانها. بیایید با همسایگانمان صحبت کنیم. بیایید به آنها یادآوری کنیم که چقدر قدرت در دستان ما است. بیایید به آنها یادآوری کنیم که دموکراسی کار میکند - اما فقط اگر ما آن را به کار بگیریم.
این کاری است که کامالا هریس انجام خواهد داد. این کاری است که تیم والز انجام خواهد داد. و این کاری است که من و میشل انجام خواهیم داد. و من میدانم که این کاری است که شما انجام خواهید داد. زیرا این آمریکایی است که ما به آن اعتقاد داریم - جایی که هر کس فرصتی دارد، جایی که هر کس صدایی دارد، جایی که ما همه به یکدیگر اهمیت میدهیم.
پس بیایید به کار برویم و این انتخابات را ببریم. بیایید کامالا هریس را به کاخ سفید بفرستیم. و بیایید به جهان نشان دهیم که بهترین روزهای آمریکا هنوز پیش روست.
خدا شما را برکت دهد. و خدا ایالات متحده آمریکا را برکت دهد. متشکرم شیکاگو!
@Modern_Learning_for_GenZ
👍3👎3🔥1