نسل زِد - یادگیری مدرن
1.1K subscribers
198 photos
158 videos
24 files
215 links
برای دانش‌آموزان، معلمین و پدر و مادرهایی که مایل‌اند فضای آموزش ایران را منطبق با نیازهای نسل امروز متحول کنند.
Download Telegram
پیش‌بینی ایلان ماسک و سم آلتمن مدیرعامل OpenAI راجع به مدتی که هر کار شناختی و ذهنی با هوش مصنوعی جایگزین خواهد شد.

سم آلتمن، مدیرعامل اوپن ای آی، به طور قطع گفته است که هوش مصنوعی طی ۵ سال آینده یک سوم از مشاغل را به دلیل تغییر و توسعه سریع هوش مصنوعی از بین خواهد برد. ایلان ماسک هم گفته است که این اتفاق طی مدت زمانی کمتر از ۵ سال رخ خواهد داد.

ما نمی‌توانم این ادعا را به طور قطعی تأیید یا رد کنیم، زیرا پیش‌بینی دقیق تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار در آینده بسیار دشوار است. اگرچه افرادی مانند سم آلتمن و ایلان ماسک نظرات قابل توجهی در این زمینه دارند، اما این صرفاً پیش‌بینی‌ها و گمانه‌زنی‌هایی است که ممکن است محقق شوند یا نشوند.

هوش مصنوعی قطعاً تأثیر قابل توجهی بر مشاغل خواهد داشت، اما میزان و سرعت این تأثیر به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله پیشرفت‌های فناوری، پذیرش توسط صنایع، سیاست‌های دولتی و غیره. بنابراین، بهتر است با احتیاط به چنین پیش‌بینی‌هایی نگاه کنیم و در عین حال خود را برای تغییرات احتمالی آماده سازیم، مانند کسب مهارت‌های جدید و انطباق‌پذیری با دنیای آینده.

در مجموع، تأثیر بالقوه هوش مصنوعی بر مشاغل را باید جدی گرفت اما نباید بدون شواهد کافی، پیش‌بینی‌های ارائه شده را به عنوان حقایق مسلم پذیرفت.

https://www.ddinstagram.com/reel/C5QBFayP06M/?igsh=MWVkNmF0Y2g1aGZ3aQ==

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نشست با دانشمند رتبه یک‌دهم درصد برتر دنیا

دکتر مسجدی: اساتید هاروارد گفتند اینجا آرزوی ایرانی‌ها که هیچ، آرزوی آمریکایی‌هاست چرا می‌خواهید برگردید؟ گفتم می‌خواهم در ایران هاروارد بسازم.

@Modern_Learning_for_GenZ
3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرکت چینی Unitree از ربات انسان نمای جدید G1 رونمایی کرده که دارای انعطاف بالایی هست، با دستهاش میتونه مانورهای ظریفی بده، با سرعت ۲ متر بر ثانیه میتونه بدوه، قابلیت جمع شدن برای حمل راحتتر داره و با هر بار شارژ تا ۲ ساعت کار کنه.

این ربات با قیمت پایه ۱۶ هزار دلار قابل خرید هست.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
چرا هوش مصنوعی با انقلاب‌های قبلی بشر متفاوت و نگران‌کننده است. بشر برای اولین بار در تاریخ خلقت چیزی ساخته که خودش می‌تواند مستقلا و بدون دخالت انسان تصمیم بگیره.

یوال نواح حراری

@Modern_Learning_for_GenZ

https://www.ddinstagram.com/reel/C5u9_HKtv7N/?igsh=MW9kYmk0eWhkZHE5dQ==
کتاب "نظم زمان" با عنوان انگلیسی "The Order of Time" اثر کارلو روولی فیزیکدان ایتالیایی است که در سال 2017 منتشر شد. این کتاب تلاشی است برای درک ماهیت زمان و اینکه چگونه علم مدرن، به ویژه نظریه نسبیت و مکانیک کوانتوم، درک ما از زمان را تغییر داده است.

راجع به این کتاب جالب و مطالب آن توضیحات بیشتری در کانال نسل زد - یادگیری مدرن داده‌ام. لطفا برای مطالعه کامل به این کانال مراجعه نمائید.

@Modern_Learning_for_GenZ
2
توضیحی بر کتاب نظم زمان - قسمت اول
اثر: کارلو روولی فیزیکدان ایتالیایی
تاریخ انتشار: سال ۲۰۱۷

کتاب "نظم زمان" با عنوان انگلیسی "The Order of Time" اثر کارلو روولی فیزیکدان ایتالیایی است که در سال 2017 منتشر شد. این کتاب تلاشی است برای درک ماهیت زمان و اینکه چگونه علم مدرن، به ویژه نظریه نسبیت و مکانیک کوانتوم، درک ما از زمان را تغییر داده است.

روولی در این کتاب به موضوعاتی مانند نسبیت زمان، پیوستگی زمان، جهت زمان و ارتباط آن با آنتروپی و همچنین احتمال وجود زمان در سطح بنیادی واقعیت می‌پردازد. او با زبانی ساده و قابل فهم برای عموم، مفاهیم پیچیده فیزیک مدرن را در مورد زمان توضیح می‌دهد.

نتیجه گیری اصلی کتاب این است که درک ما از زمان به عنوان چیزی مطلق و پیوسته، تحت تأثیر یافته‌های علمی جدید قرار گرفته است. در سطح بنیادی، ممکن است زمان وجود نداشته باشد و آنچه ما به عنوان زمان تجربه می‌کنیم، پدیده‌ای ناشی از قوانین فیزیک باشد. با این حال، روولی معتقد است که این بدان معنا نیست که زمان صرفاً یک توهم است، بلکه واقعیتی است که باید آن را به شیوه‌ای متفاوت درک کنیم.

این کتاب تلاش می‌کند پرسش‌های بنیادین در مورد ماهیت زمان را با دیدگاهی علمی و فلسفی مورد کاوش قرار دهد و خوانندگان را به تأمل در مورد یکی از اساسی‌ترین جنبه‌های تجربه انسانی دعوت می‌کند.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
توضیحی بر کتاب نظم زمان - قسمت دوم
اثر: کارلو روولی فیزیکدان ایتالیایی


در کتاب "نظم زمان"، کارلو روولی با ترکیبی از علم، فلسفه و تأملات شخصی، مفهوم زمان را مورد بررسی قرار می‌دهد. برخی از نکات کلیدی و استدلال‌های ارائه شده در این کتاب عبارتند از:

1. نسبیت زمان: روولی توضیح می‌دهد که طبق نظریه نسبیت اینشتین، زمان مطلق نیست و بسته به سرعت و گرانش، متفاوت است. این بدان معناست که دو ناظر در شرایط متفاوت، زمان را به شکل متفاوتی تجربه می‌کنند.

2. عدم وجود "اکنون" جهانی: با توجه به نسبیت زمان، مفهوم "اکنون" جهانی که برای همه یکسان باشد، وجود ندارد. آنچه در یک مکان "اکنون" است، می‌تواند در مکان دیگری در "گذشته" یا "آینده" باشد.

3. پیوستگی زمان: علیرغم تجربه ما از زمان به عنوان چیزی پیوسته، روولی استدلال می‌کند که در مقیاس کوانتومی، زمان ممکن است گسسته (ناپیوسته) باشد و از واحدهای بنیادی تشکیل شده باشد.

4. زمان و آنتروپی: روولی ارتباط بین جهت زمان و قانون دوم ترمودینامیک (آنتروپی) را بررسی می‌کند. او معتقد است که جهت زمان از افزایش آنتروپی در جهان ناشی می‌شود.

5. احتمال عدم وجود زمان: در نهایت، روولی این ایده را مطرح می‌کند که در سطح بنیادی واقعیت، ممکن است زمان وجود نداشته باشد. او به نظریه‌هایی مانند گرانش کوانتومی حلقه اشاره می‌کند که در آنها زمان به عنوان یک مفهوم بنیادی ظاهر نمی‌شود.

6. زمان به عنوان برآیند: با این حال، روولی استدلال می‌کند که عدم وجود زمان در سطح بنیادی، لزوماً به معنای توهم بودن زمان نیست. در عوض، زمانی که ما تجربه می‌کنیم، می‌تواند به عنوان برآیندی از فرآیندهای پیچیده در جهان فیزیکی ظاهر شود.

در سراسر کتاب، روولی از تمثیل‌ها و مثال‌های متعددی برای توضیح این مفاهیم انتزاعی استفاده می‌کند و آنها را با تجربیات روزمره ما از زمان پیوند می‌دهد. او همچنین تأملاتی در مورد اهمیت زمان برای تجربه انسانی و معنای زندگی ارائه می‌دهد.

در نهایت، "نظم زمان" دعوتی است به بازنگری درک ما از یکی از بنیادی‌ترین جنبه‌های واقعیت و تأمل در مورد جایگاه ما در کیهان. اگرچه پاسخ‌های نهایی ارائه نمی‌دهد، اما خوانندگان را به کاوش عمیق‌تر در ماهیت زمان و رابطه ما با آن ترغیب می‌کند.

1. نسبیت زمان:
طبق نظریه نسبیت خاص اینشتین، زمان برای ناظران مختلف که با سرعت‌های متفاوتی نسبت به یکدیگر حرکت می‌کنند، متفاوت است. هرچه سرعت یک ناظر بیشتر باشد، زمان برای او کندتر می‌گذرد. این پدیده به "انبساط زمان" معروف است. همچنین، نظریه نسبیت عام نشان می‌دهد که گرانش نیز بر گذر زمان تأثیر می‌گذارد. در میدان‌های گرانشی قوی‌تر، زمان کندتر می‌گذرد. این بدان معناست که زمان یک ویژگی ذاتی و مستقل از فضا نیست، بلکه با فضا و حرکت ناظران مرتبط است.

2. عدم وجود "اکنون" جهانی:
نسبیت زمان این ایده را به چالش می‌کشد که یک "اکنون" جهانی وجود دارد که برای همه ناظران در جهان یکسان است. برای درک بهتر، رویدادی را در نظر بگیرید که برای یک ناظر در حال وقوع است. برای ناظر دیگری که با سرعت زیادی نسبت به ناظر اول حرکت می‌کند، ممکن است این رویداد هنوز رخ نداده باشد (در آینده باشد)، در حالی که برای ناظر سومی که در جهت دیگری حرکت می‌کند، ممکن است رویداد قبلاً رخ داده باشد (در گذشته باشد). بنابراین، مفهوم "اکنون" برای همه مشاهده‌کنندگان یکسان نیست.

3. پیوستگی زمان:
در فیزیک کلاسیک، زمان به عنوان یک پیوستار در نظر گرفته می‌شود، یعنی همیشه می‌توان آن را به بخش‌های کوچکتر تقسیم کرد. با این حال، نظریه‌هایی مانند گرانش کوانتومی حلقه پیشنهاد می‌کنند که در مقیاس بسیار کوچک (در مقیاس طول پلانک)، زمان ممکن است ساختاری گسسته داشته باشد. این بدان معناست که زمان از واحدهای بنیادی و غیرقابل تقسیم تشکیل شده باشد، درست مانند کوانتیده بودن انرژی در مکانیک کوانتوم. البته، این هنوز یک موضوع تحقیقاتی است و هنوز به طور قطعی اثبات نشده است.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
توضیحی بر کتاب نظم زمان - قسمت سوم
اثر: کارلو روولی فیزیکدان ایتالیایی

4- زمان و آنتروپی: قانون دوم ترمودینامیک بیان می‌کند که آنتروپی (میزان بی‌نظمی) در یک سیستم بسته همواره افزایش می‌یابد. این قانون جهت زمان را تعیین می‌کند، زیرا همیشه شاهد افزایش بی‌نظمی در جهان هستیم. به عنوان مثال، فنجانی که می‌شکند و به تکه‌های کوچکتر تبدیل می‌شود (افزایش آنتروپی)، اما هرگز شاهد تکه‌های شکسته که خودبه‌خود دوباره به یک فنجان سالم تبدیل شوند (کاهش آنتروپی) نیستیم. بنابراین، جهت زمان (از گذشته به آینده) با افزایش آنتروپی در جهان مرتبط است.

5- احتمال عدم وجود زمان: برخی نظریه‌های فیزیکی، مانند گرانش کوانتومی حلقه، نشان می‌دهند که زمان ممکن است در سطح بنیادی واقعیت وجود نداشته باشد. در این نظریه‌ها، زمان یک ویژگی ذاتی جهان نیست، بلکه از تعاملات بین موجودیت‌های بنیادی‌تر (مانند حلقه‌ها یا بافت‌های فضا-زمان) ظاهر می‌شود. این ایده هنوز قطعی نیست و نیازمند شواهد تجربی بیشتری است، اما اگر درست باشد، می‌تواند درک ما از زمان را به طور بنیادی تغییر دهد.

6. زمان به عنوان برآیند:
اگر زمان در سطح بنیادی وجود نداشته باشد، چگونه می‌توانیم زمانی را که تجربه می‌کنیم توضیح دهیم؟ یک ایده این است که زمان به عنوان یک برآیند یا پدیدار از فرآیندهای پیچیده در سطوح پایین‌تر ظاهر می‌شود. به عنوان مثال، دما یک ویژگی ذاتی ماده نیست، بلکه از حرکت جمعی مولکول‌ها ظاهر می‌شود. به همین ترتیب، ممکن است زمان از تعاملات پیچیده بین موجودیت‌های بنیادی در سطح کوانتومی ظاهر شود. در این دیدگاه، زمانی که تجربه می‌کنیم واقعی است، اما یک ویژگی بنیادی واقعیت در سطح عمیق‌ترین نیست.

روولی با بررسی این ایده‌ها، نشان می‌دهد که درک ما از زمان تحت تأثیر فیزیک مدرن دستخوش تغییر شده است. با این حال، او استدلال می‌کند که این ایده‌ها لزوماً اهمیت زمان را در تجربه انسانی و جستجوی معنا در زندگی کاهش نمی‌دهند. در عوض، آنها ما را به تأمل عمیق‌تر در مورد ماهیت واقعیت و جایگاه ما در جهان دعوت می‌کنند.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
توضیحی بر کتاب نظم زمان - قسمت چهارم
اثر: کارلو روولی فیزیکدان ایتالیایی

رابطه مفهوم زمان با درکی که ما از ماهیت‌ی به نام خالق و درک او از زمان چیست. در روایاتی آمده که کل هستی از بیگ بنگ تا انتهای جهان ما برای خالق به اندازه چشم برهم زدنی می‌گذرد. به معنی دیگر آنچه بر همه موجودات در طول زمان از تولد تا مرگ می‌گذرد بر خالق هستی مکشوف و آشکار است.

این یک پرسش عمیق و چالش برانگیز است که ارتباط بین مفهوم زمان در فیزیک مدرن و درک ما از ماهیت خداوند یا خالق را مطرح می‌کند. در بسیاری از سنت‌های دینی و معنوی، خداوند به عنوان موجودی فراتر از زمان و مکان در نظر گرفته می‌شود. این ایده با برخی از مفاهیم ارائه شده در کتاب "نظم زمان" همخوانی دارد.

اگر زمان یک ویژگی ذاتی واقعیت نباشد و صرفاً از تعاملات پیچیده در سطوح بنیادی‌تر ظاهر شود، می‌توان استدلال کرد که خداوند، به عنوان منبع نهایی یا علت همه چیز، مقید به محدودیت‌های زمانی که ما تجربه می‌کنیم نیست. از این دیدگاه، خداوند "فرازمانی" است، یعنی خارج از جریان زمان قرار دارد و به طور همزمان بر گذشته، حال و آینده احاطه دارد.

این ایده که کل تاریخ جهان، از بیگ بنگ تا پایان، برای خداوند مانند یک لحظه است، بازتابی از این مفهوم فرازمانی بودن است. از دیدگاه خداوند، همه رویدادها، از تولد تا مرگ هر موجود، به طور همزمان قابل مشاهده و شناخته شده است. این درک از خداوند، او را از محدودیت‌های زمانی که مخلوقات تجربه می‌کنند، مستثنی می‌کند.

البته، تلفیق مفاهیم علمی و معنوی همیشه چالش برانگیز است و نیازمند تفسیر دقیق است. نظریه های فیزیکی، مانند آنچه در "نظم زمان" مطرح شده، تلاشی برای توصیف ماهیت بنیادی واقعیت از دیدگاه علمی است. از سوی دیگر، مفاهیم معنوی و دینی اغلب به دنبال درک معنای وجودی و ارتباط ما با امر متعالی هستند.

با این حال، کاوش در تقاطع این دو حوزه می‌تواند بینش‌های ارزشمندی در مورد ماهیت زمان، جایگاه ما در جهان و ماهیت خالق ارائه دهد. در نهایت، هم علم و هم معنویت تلاش می‌کنند به سوالات بنیادین در مورد واقعیت پاسخ دهند، و تأمل در مورد مفاهیمی مانند زمان و ابدیت می‌تواند درک ما را از هر دو حوزه عمیق‌تر کند.

رابطه بین مفاهیم زمان، علم و ماهیت خداوند با مسئله جبر و اختیار، یکی از مباحث مهم و چالش برانگیز در فلسفه و الهیات است. نظریه جبر بیان می‌کند که همه رویدادها، از جمله اعمال انسان، توسط عوامل پیشین تعیین می‌شوند و بنابراین واقعاً آزاد نیستند. در مقابل، نظریه اختیار بر این باور است که انسان‌ها آزادی واقعی در انتخاب‌ها و اعمال خود دارند.

در زمینه رابطه این مفاهیم با زمان و ماهیت خداوند، چند دیدگاه وجود دارد:

1. خداوند فرازمانی و علم مطلق:
اگر خداوند فرازمانی باشد و بر تمام زمان‌ها (گذشته، حال و آینده) احاطه داشته باشد، این ایده مطرح می‌شود که او از همه رویدادها، از جمله تصمیمات و اعمال ما، آگاه است. این موضوع می‌تواند به نظر برسد که با اختیار واقعی انسان در تضاد است، زیرا اگر خداوند از قبل می‌داند که ما چه انتخابی خواهیم کرد، آیا واقعاً آزاد هستیم که غیر از آن انتخاب کنیم؟ این پارادوکس به "مسئله علم مطلق" معروف است و محور بسیاری از مباحث فلسفی و الهیاتی بوده است.

2. نظریه جبر و تعیین‌گرایی:
برخی تفاسیر از فیزیک، به ویژه در زمینه نظریه نسبیت و مکانیک کلاسیک، به سمت تعیین‌گرایی تمایل دارند، یعنی ایده‌ای که حالت فعلی جهان، به طور کامل توسط حالت‌های گذشته آن تعیین می‌شود. اگر جهان کاملاً تعیین‌گرا باشد، جایی برای اختیار واقعی باقی نمی‌ماند، زیرا همه انتخاب‌های ما از قبل توسط شرایط اولیه جهان تعیین شده‌اند. این دیدگاه با ایده یک خدای قادر مطلق که سرنوشت را از قبل تعیین کرده است، مطابقت دارد، اما مسئله مسئولیت اخلاقی انسان را به چالش می‌کشد.

3. عدم قطعیت کوانتومی و اختیار:
از سوی دیگر، مکانیک کوانتوم عنصری از عدم قطعیت و احتمال را در رفتار ذرات زیراتمی معرفی می‌کند. برخی استدلال کرده‌اند که این عدم قطعیت کوانتومی فضایی برای اختیار واقعی باز می‌کند، زیرا رویدادهای آینده به طور قطعی قابل پیش‌بینی نیستند. با این حال، اینکه آیا عدم قطعیت کوانتومی واقعاً منبعی برای اختیار آزاد است یا صرفاً نوعی تصادف، مورد بحث است.

4. راه حل‌های سازگارگرایانه:
برخی فیلسوفان و متألهان راه حل‌های سازگارگرایانه‌ای را پیشنهاد کرده‌اند که تلاش می‌کنند علم مطلق خداوند (یا تعیین‌گرایی علمی) را با اختیار معنادار انسان آشتی دهند. برای مثال، برخی استدلال می‌کنند که علم پیشین خداوند از انتخاب‌های ما، علت آن انتخاب‌ها نیست، بلکه صرفاً بازتابی از آنهاست.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
توضیحی بر کتاب نظم زمان - قسمت پنجم (آخر)
اثر: کارلو روولی فیزیکدان ایتالیایی

5. احتمال عدم وجود زمان:
برخی نظریه‌های فیزیکی، مانند گرانش کوانتومی حلقه، نشان می‌دهند که زمان ممکن است در سطح بنیادی واقعیت وجود نداشته باشد. در این نظریه‌ها، زمان یک ویژگی ذاتی جهان نیست، بلکه از تعاملات بین موجودیت‌های بنیادی‌تر (مانند حلقه‌ها یا بافت‌های فضا-زمان) ظاهر می‌شود.

دیگران بر تمایز بین ضرورت منطقی و ضرورت علّی تأکید می‌کنند و استدلال می‌کنند که علم خداوند، انتخاب‌های ما را از نظر علّی ضروری نمی‌کند.

در نهایت، رابطه بین زمان، علم، ماهیت خداوند و مسئله جبر و اختیار، موضوعی پیچیده و چند وجهی است. در طول تاریخ، فیلسوفان و متألهان برای حل این معماها، دیدگاه‌ها و استدلال‌های متنوعی ارائه کرده‌اند. این مباحث نه تنها دلالت‌های عمیقی برای درک ما از واقعیت و جایگاه انسان در جهان دارد، بلکه پیامدهای مهمی نیز برای اخلاق، معنویت و تجربه زیسته ما دارد.

کاوش در این موضوعات به گسترش درک ما و تعمیق تأملات ما در مورد برخی از بنیادی‌ترین سؤالات وجودی کمک می‌کند. گفتگوی مداوم بین علم، فلسفه و الهیات در این زمینه ضروری است و می‌تواند بینش‌های ارزشمندی در مورد ماهیت واقعیت، زمان و تجربه انسانی ارائه دهد.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
به مناسبت تحلیل کتاب نظم زمان 👇
Time
Hans Zimmer
قطعه: زمان Time
اثر: هانس زیمر Hans Zimmer
زیبا، حماسی، رازآلود

@easternnicemusic
3👍1🔥1
با توجه به درخواست برخی عزیزان، خلاصه و لینک تعدادی از سخنرانی‌های جالب TED را که مرتبط با نقش فناوری در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان است را به فارسی در زیر خدمت مشاوران، معلمین و دانش‌اموزان محترم ارائه می‌دهم:

۱. «چگونه یک مدرسه معیوب را اصلاح کنیم؟ بی‌باک رهبری کنیم، سخت دوست بداریم»
سخنران: لیندا کلیات-ویمن

خلاصه: در این سخنرانی پرشور، لیندا کلیات-ویمن، مدیر یک دبیرستان کم‌بازده در فیلادلفیا توضیح می‌دهد که چگونه با تمرکز بر عشق، انتظارات بالا و ادغام فناوری، مدرسه را متحول کرد.

لینک: https://www.ted.com/talks/linda_cliatt_wayman_how_to_fix_a_broken_school_lead_fearlessly_love_hard

۲. «چگونه فناوری بهتر می‌تواند ما را از حواس‌پرتی محافظت کند»
سخنران: تریستان هریس

خلاصه: تریستان هریس، متخصص اخلاق فناوری سابق گوگل، استدلال می‌کند که فناوری می‌تواند برای افزایش سلامت روان ما و کمک به تمرکز طراحی شود، نه حواس‌پرتی. او راه‌حل‌های هوشمندانه‌ای را برای آموزش و فراتر از آن ارائه می‌دهد.

لینک: https://www.ted.com/talks/tristan_harris_how_better_tech_could_protect_us_from_distraction

۳. «۳ قانون برای برانگیختن یادگیری»
سخنران: رمزی مسلم

خلاصه: رمزی مسلم، معلم شیمی، در مورد اینکه چگونه فناوری و یادگیری مبتنی بر پرس‌وجو و دانش‌آموز-محور می‌تواند کنجکاوی را برانگیزاند و عملکرد تحصیلی را ارتقا دهد، صحبت می‌کند. او سه قانون کلیدی برای ایجاد جرقه یادگیری را به اشتراک می‌گذارد.

لینک: https://www.ted.com/talks/ramsey_musallam_3_rules_to_spark_learning

۴. «چگونه بازی‌ها بچه‌ها را باهوش‌تر می‌کنند»
سخنران: گیب زیکرمن

خلاصه: در این سخنرانی، گیب زیکرمن، کارآفرین، نشان می‌دهد که طراحی بازی و فناوری چگونه می‌تواند هنگامی که به‌طور هوشمندانه در آموزش ادغام شود، مهارت حل مسئله، خلاقیت و به‌طورکلی نتایج یادگیری کودکان را تقویت کند.

لینک: https://www.ted.com/talks/gabe_zichermann_how_games_make_kids_smarter

۵. «ساخت مدرسه‌ای در فضای ابری»
سخنران: سوگاتا میترا

خلاصه: سوگاتا میترا، پژوهشگر آموزشی، آزمایش‌های «مدرسه در فضای ابری» خود را به اشتراک می‌گذارد، جایی که بچه‌ها با استفاده از منابع و راهنمایی آنلاین از یکدیگر می‌آموزند. او از محیط‌های یادگیری خودسازمان‌دهی شده که توسط فناوری قدرت گرفته‌اند، دفاع می‌کند.

لینک: https://www.ted.com/talks/sugata_mitra_build_a_school_in_the_cloud

امیدوارم این سخنرانی‌های TED، دیدگاه‌های ارزشمندی در مورد نقش فناوری در ارتقای عملکرد تحصیلی و تجربیات یادگیری دانش‌آموزان ارائه دهند و دیدگاه‌های مطرح شده در آن ایده‌های ارزشمندی را به شما عزیزان منتقل نماید.

در صورتی که سخنرانی‌های زیر را مفید یافتید اعلام نمائید تا برای استفاده بیشتر آن را با زیرنویس فارسی یا دوبله فارسی عرضه نمائیم.

@Modern_Learning_for_GenZ
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم_کوتاه "یک فنجان چای"
A Cup of Tea(ch)
ساخته ۲۰۱۷
و برگزیده جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه است.

برای دیدن درک مردمی که با وجود فقر اما اهمیت آموزش را یافته‌اند، این کلیپ کوتاه و بسیار تأثیرگذار را ببینید.

عکاس جوان مشغول عکس گرفتن از حاشیه دریاچه است. دقیقا در موقعی که با لبخندی، نشان می‌دهد که از کارش راضی است؛ پسرک کیف دستی او را می‌دزدد و پا به فرار می‌گذارد. خانم عکاس نفس زنان کوی و برزن را در پی او می دود. که ناگهان با صحنه‌ای مواجه می‌شود و می‌فهمد ماجرا چیست.

@Modern_Learning_for_GenZ
3👍1👏1
ما آدم‌های معمولی!

دالتون ترومبو نويسنده و فيلم‌نامه نویس آمريكايى می‌گوید: یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید. ناگفته هم نماند که خودم بدم نمی‌آمد که او اینقدر شیفته‌ی یک آدمِ فرا واقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!

ما با هم ازدواج کردیم. سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همه‌ی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که چراغِ راهِ آینده‌ی رفتارهایم شد: «منو باش که خیال می‌کردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی می‌بینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»

امروز که دقت می‌کنم، می‌بینم تقریبا همه‌ی ما در طولِ زند‌گی، به لحظه‌اى می‌رسیم که آدم‌های خاص و افسانه‌اى‌مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می‌شوند و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ وحشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.

ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان می‌آید، بُت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.

واقعیت آن است که همه، آدم‌های معمولی‌اى هستند. حتی آن‌هایی که ما ابر انسان می‌پنداریم هم، دست‌شویی می‌روند، وقتی می‌خوابند آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد، آن‌ها هم دچار اسهال و یبوست می‌شوند، می‌ترسند، دروغ می‌گویند، عرقِ‌شان بوی گند می‌دهد و دهن‌شان سرِ صبح، بوی ....!

بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی‌ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!

اولین چاره‌ی کار این بود که از آن‌ها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.

در قدم بعد، سعی کردم ‌به آنها نشان دهم که من هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، نیازهای طبیعی‌ دارم؛ عصبانی می‌شوم، غمگین می‌شوم، گرسنه می‌شوم، دستشویی می‌روم، دست و بالم درد می‌گیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه‌ی آدم‌ها دارند.

اما به نظرم، سه چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فرا انسانی و غیرواقعی بسازند:

اول احترام؛ حتی جلوی پای یک پسر بچه‌ی ۷ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ ۵ ساله از در عبور کرد. باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و مهم‌ترند.

دوم راست‌گویی؛ به عقیده‌ی من هیچ ارزشی و خصلتی، بزرگ‌تر و انسانی‌تر از راست‌گویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.

اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.

این‌هایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید. خیلی به کار حاکمان و مردم هم می‌آید، به یک ‌دلداده‌ی شیفته باید گفت:

«کسی را که تو امروز، در بهترین لباس و عطر و قیافه می‌بینی، در خلوتش، یک فرد معمولی می‌شود! تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپر استار!»

سوم مهربانی؛ كوشش كنيم در مهربانی از يكديگر سبقت بگيريم. در برخورد با هر انسانی، فارغ از شغل و مقام، قيافه و پوشش ظاهری، ميزان سوادش و فقر و غنايش، مهربان باشيم.

مهربانی و مهرورزی، هم برای خود ما آرامش جان و تن می‌آورد و هم روح و روان آدم‌ها‌ی اطرافمان را تلطيف می‌كند. همه‌ی ما آدمیم. آدم‌های خیلی معمولی.

@Modern_Learning_for_GenZ
👏52🔥1
انتخاب خود را در تعیین سیاستمداران دانشمند، فرهیخته و سالم، دست کم نگیرید.

قسمت اول:
جایی که یک سیاستمدار با شعور می‌تواند سرنوشت و مسیر یک ملت را عوض کند.


اجازه دهید داستان موریس چانگ، بنیانگذار TSMC و لی تنگ‌هویی رئیس‌جمهور تایوان را با جزئیات بیشتری برایتان تعریف کنم.

موریس چانگ در سال 1931 در چین به دنیا آمد. او مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک را از دانشگاه ملی چیائو تانگ و مدرک دکترای مهندسی مکانیک را از MIT آمریکا دریافت کرد.

پس از فارغ‌التحصیلی در سال 1958، چانگ به عنوان محقق در تکزاس اینسترومنتز (TI) مشغول به کار شد. او به سرعت در TI پیشرفت کرد و در نهایت به مدیر عامل بخش سمیکانداکتور ارتقا یافت.

در سال 1983، چانگ شغل خود در TI را ترک کرد و به تایوان بازگشت. او ایده تاسیس یک شرکت ساخت تراشه‌های سفارشی را با دولت چین در میان گذاشت، اما آنها علاقه‌ای نشان ندادند.

سپس چانگ ایده خود را با لی تنگ‌هویی، رئیس‌جمهور وقت تایوان مطرح کرد. لی از این ایده استقبال کرد و دولت تایوان موافقت کرد که 48 درصد سهام شرکت جدید را تامین کند، زمینی را در پارک علم و فناوری هسینچو به صورت رایگان در اختیار آنها قرار دهد و وام کم بهره‌ای نیز ارائه دهد.

در نتیجه، در سال 1987، تایوان سمیکانداکتور منوفکچرینگ کمپانی (TSMC) با سرمایه اولیه 220 میلیون دلار تاسیس شد. چانگ به عنوان رئیس و مدیرعامل این شرکت منصوب شد.

تحت رهبری چانگ، TSMC به سرعت رشد کرد و به یک بازیگر مهم در صنعت نیمه‌هادی جهانی تبدیل شد. او تا سال 2005 به عنوان مدیر عامل فعالیت کرد و پس از آن به عنوان رئیس هیئت مدیره ادامه داد تا اینکه در سال 2018 بازنشسته شد.

چشم‌انداز، پشتکار و رهبری چانگ نقش کلیدی در تبدیل TSMC به بزرگترین شرکت ساخت تراشه جهان داشت. داستان او نشان می‌دهد که چگونه یک ایده نوآورانه، حمایت‌های دولتی یک رئیس‌جمهور با هوش و عالم و مدیریت قوی می‌تواند منجر به موفقیت‌های بزرگ شود.

همانطور که گفتیم، تایوان سمیکانداکتور منوفکچرینگ (TSMC) در سال 1987 توسط موریس چانگ، مهندس برجسته و کارآفرین تایوانی تاسیس شد. ایده اولیه این شرکت، ساخت تراشه‌های سفارشی برای شرکت‌های دیگر بود.

در ابتدای کار، TSMC با چالش‌های زیادی مواجه بود از جمله کمبود نقدینگی و سرمایه و همچنین رقابت شدید در صنعت نیمه‌هادی. اما با پشتکار، نوآوری و مدیریت قوی، به تدریج جایگاه خود را در بازار تثبیت کرد.

در دهه 1990، با ظهور تقاضا برای تراشه‌های سفارشی، TSMC رشد چشمگیری را تجربه کرد. آنها در سال 1997 برای اولین بار به بورس تایوان راه یافتند و در سال 1998 کارخانه‌ای در آمریکا تاسیس کردند.

در دهه 2000، TSMC با تمرکز بر فناوری‌های پیشرفته و سرمایه‌گذاری‌های کلان، به رهبر جهانی در تولید تراشه‌های پیشرفته تبدیل شد. آنها مشتریان بزرگی مانند اپل، انویدیا و کوالکام را جذب کردند.

موفقیت اخیر TSMC حاصل پیشرفت‌های مداوم در فناوری‌های ساخت تراشه است. آنها اکنون پیشرفته‌ترین فناوری‌های 5 نانومتری و 3 نانومتری را در اختیار دارند که برتری آنها را حفظ کرده است.

شرکت TSMC اکنون بزرگترین شرکت قراردادی ساخت تراشه در جهان است با ارزش بازار حدود 550 میلیارد دلار. بخش عمده‌ای از تراشه‌های پیشرفته دنیا توسط TSMC ساخته می‌شود.

داستان موفقیت TSMC الهام بخش است و نشان می‌دهد چگونه با چشم‌انداز بلندمدت، سرمایه‌گذاری در فناوری و مدیریت کارآمد می‌توان در صنایع به شدت رقابتی پیشرو شد. این شرکت اکنون نقشی کلیدی در اقتصاد جهانی و ژئوپلیتیک ایفا می‌کند.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍51👏1
انتخاب خود را در تعیین سیاستمداران دانشمند، فرهیخته و سالم دست کم نگیرید.

قسمت دوم:
داستان TSCM و بنیانگذار آن موریس چانگ


اجازه دهید داستان موریس چانگ، بنیانگذار TSMC را با جزئیات بیشتری برایتان تعریف کنم.

موریس چانگ در سال 1931 در چین به دنیا آمد. او مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک را از دانشگاه ملی چیائو تانگ و مدرک دکترای مهندسی مکانیک را از MIT آمریکا دریافت کرد.

پس از فارغ‌التحصیلی در سال 1958، چانگ به عنوان محقق در تکزاس اینسترومنتز (TI) مشغول به کار شد. او به سرعت در TI پیشرفت کرد و در نهایت به مدیر عامل بخش سمیکانداکتور ارتقا یافت.

در سال 1983، چانگ شغل خود در TI را ترک کرد و به تایوان بازگشت. او ابتدا ایده تاسیس یک شرکت ساخت تراشه‌های سفارشی را با دولت چین در میان گذاشت، اما آنها علاقه‌ای نشان ندادند ! 😳😳😳

سپس چانگ ایده خود را با لی تنگ‌هویی، رئیس‌جمهور وقت تایوان مطرح کرد. لی از این ایده استقبال کرد 👏👏👏 و دولت تایوان موافقت کرد که 48 درصد سهام شرکت جدید را تامین کند، زمینی را در پارک علم و فناوری هسینچو به صورت رایگان 👍 در اختیار آنها قرار دهد و وام کم بهره‌ای 👌 نیز ارائه دهد.

در نتیجه، در سال 1987، تایوان سمیکانداکتور منوفکچرینگ کمپانی (TSMC) با سرمایه اولیه 220 میلیون دلار تاسیس شد. چانگ به عنوان رئیس و مدیرعامل این شرکت منصوب شد.

تحت رهبری چانگ، TSMC به سرعت رشد کرد و به یک بازیگر مهم در صنعت نیمه‌هادی جهانی تبدیل شد. او تا سال 2005 به عنوان مدیر عامل فعالیت کرد و پس از آن به عنوان رئیس هیئت مدیره ادامه داد تا اینکه در سال 2018 بازنشسته شد.

چشم‌انداز، پشتکار و رهبری چانگ نقش کلیدی در تبدیل TSMC به بزرگترین شرکت ساخت تراشه جهان داشت. داستان او نشان می‌دهد که چگونه یک ایده نوآورانه، حمایت دولتی و مدیریت قوی می‌تواند منجر به موفقیت‌های بزرگ شود.


شرکت TSMC در حال حاضر غول بلامنازع صنعت ساخت تراشه در جهان است. برخی از نکات کلیدی در مورد موقعیت مسلط TSMC در بازار به شرح زیر است:

سهم بازار: TSMC بیش از 50٪ از کل بازار ساخت تراشه‌های جهان را در اختیار دارد و این سهم همچنان در حال افزایش است. آنها تقریباً تمام شرکت‌های بزرگ فناوری مانند اپل، انویدیا، AMD، کوالکام و دیگران را به عنوان مشتری دارند.

رشد در دوران کرونا: در طول همه‌گیری کرونا، تقاضا برای دستگاه‌های الکترونیکی مانند لپ‌تاپ‌ها، تبلت‌ها و گوشی‌های هوشمند به دلیل دورکاری و آموزش آنلاین افزایش یافت. این امر منجر به افزایش چشمگیر تقاضا برای تراشه‌های TSMC و رشد سریع درآمد و سود این شرکت شد.

تاثیر هوش مصنوعی: ظهور هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تقاضا برای تراشه‌های پیشرفته را بیش از پیش افزایش داده است. TSMC با داشتن پیشرفته‌ترین فناوری‌های ساخت تراشه، به طور ویژه‌ای از این روند سود می‌برد. این موضوع منجر به افزایش چشمگیر قیمت سهام TSMC در بازارهای مالی شده است.

چالش‌های رقابت برای سایر کشورها: کشورهایی مانند آمریکا و چین به دنبال کاهش وابستگی خود به TSMC هستند، اما این کار بسیار دشوار است. صنعت ساخت تراشه به شدت سرمایه‌بر و فناورانه است. ایجاد خطوط تولید پیشرفته نیازمند سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و دانش فنی گسترده است. TSMC با سال‌ها تجربه و سرمایه‌گذاری مداوم، موقعیت خود را تثبیت کرده است. حتی غول‌های فناوری مانند اینتل نیز در رقابت با TSMC در زمینه ساخت تراشه‌های پیشرفته با چالش مواجه شده‌اند.

در نتیجه، TSMC احتمالاً در آینده‌ای قابل پیش‌بینی، موقعیت مسلط خود را در صنعت ساخت تراشه حفظ خواهد کرد. این شرکت نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر ژئوپلیتیکی نیز بسیار مهم است، زیرا بسیاری از فناوری‌های کلیدی به تراشه‌های پیشرفته TSMC وابسته هستند.

@Modern_Learning_for_GenZ
👏2👍1
انتخاب خود را در تعیین سیاستمداران دانشمند، فرهیخته و سالم دست کم نگیرید.

قسمت سوم:
نقش کلیدی TSCM در فن‌آوری پیشرفته و هوش مصنوعی


شرکت TSMC نقش کلیدی در تولید GPU ها و به ویژه سری HP (High Performance) شرکت انویدیا دارد که برای آموزش مدل‌های زبانی بزرگ (LLM ها) بسیار حیاتی هستند.

این GPU های سری HP انویدیا، مانند A100 و H100، به طور گسترده برای محاسبات عمیق یادگیری ماشین و هوش مصنوعی استفاده می‌شوند. این کارت‌های گرافیکی دارای هزاران هسته پردازشی هستند که می‌توانند محاسبات موازی را با سرعت بسیار بالا انجام دهند. این ویژگی آنها را برای آموزش LLM ها که نیازمند محاسبات عظیم هستند، ایده‌آل می‌کند.

شرکت TSMC نقش اساسی در ساخت این GPU های پیشرفته دارد. آنها از پیشرفته‌ترین فناوری‌های ساخت تراشه مانند 5 نانومتر و 3 نانومتر برای تولید این GPU ها استفاده می‌کنند. این فناوری‌ها به انویدیا امکان می‌دهد تعداد بیشتری ترانزیستور را در هر تراشه جای دهد، که منجر به افزایش قدرت پردازش و بهبود بهره‌وری انرژی می‌شود.

برای مثال، GPU H100 انویدیا که توسط TSMC با فناوری 4 نانومتری ساخته شده است، دارای بیش از 80 میلیارد ترانزیستور است و می‌تواند محاسبات هوش مصنوعی را با سرعتی بیش از 30 برابر نسل قبلی انجام دهد. این پیشرفت‌ها آموزش LLM های بزرگ‌تر و قدرتمندتر را ممکن می‌سازد.

همکاری نزدیک TSMC و انویدیا، نقش اساسی در پیشرفت سریع هوش مصنوعی و به ویژه LLM ها در سال‌های اخیر داشته است. با توجه به اینکه تقاضا برای محاسبات هوش مصنوعی همچنان در حال افزایش است، انتظار می‌رود این همکاری در آینده نیز ادامه داشته باشد و منجر به پیشرفت‌های بیشتر در زمینه سخت‌افزارهای هوش مصنوعی شود.

در واقع، توانایی TSMC در تولید پیشرفته‌ترین تراشه‌های GPU، یکی از دلایل کلیدی موقعیت مسلط این شرکت در صنعت نیمه‌هادی و اهمیت ژئوپلیتیکی آن است.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2👏1
انتخاب خود را در تعیین سیاستمداران دانشمند، فرهیخته و سالم دست کم نگیرید.

قسمت چهارم:
نقش کلیدی TSCM در ارتقاء موقعیت ژئوپولتیک یک جزیره کوچک


موقعیت تایوان در صنعت نیمه‌هادی، و به ویژه موقعیت مسلط TSMC، این کشور را به یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی در جهان تبدیل کرده است. دلایل اصلی این اهمیت عبارتند از:

1. وابستگی جهانی به تراشه‌های تایوانی: بسیاری از صنایع کلیدی مانند الکترونیک مصرفی، خودروسازی، و حتی صنایع دفاعی به تراشه‌های ساخت تایوان، و به ویژه TSMC، متکی هستند. هر گونه اختلال در عرضه این تراشه‌ها می‌تواند تأثیر عمیقی بر اقتصاد جهانی داشته باشد.

2. برتری فناورانه: TSMC از نظر فناوری ساخت تراشه، سال‌ها از رقبای خود جلوتر است. این برتری فناورانه، مزیت رقابتی قابل توجهی برای کشورها و شرکت‌هایی که به تراشه‌های پیشرفته TSMC دسترسی دارند، ایجاد می‌کند.

3. اهمیت در هوش مصنوعی: با توجه به نقش حیاتی تراشه‌های پیشرفته در پیشرفت هوش مصنوعی، کنترل بر عرضه این تراشه‌ها می‌تواند تأثیر عمده‌ای بر رقابت جهانی در زمینه هوش مصنوعی داشته باشد.

4. تنش‌های چین و تایوان: چین تایوان را بخشی از قلمرو خود می‌داند و متعهد به الحاق مجدد این جزیره است، در حالی که تایوان خود را یک کشور مستقل می‌داند. این موضوع منجر به تنش‌های ژئوپلیتیکی مداوم بین دو طرف شده است.

با توجه به این عوامل، کشورهای غربی، به ویژه ایالات متحده، حمایت قوی خود از تایوان را به عنوان راهی برای حفظ دسترسی به تراشه‌های حیاتی و همچنین مهار نفوذ چین، افزایش داده‌اند. این حمایت شامل فروش تسلیحات، همکاری‌های فناورانه و حمایت دیپلماتیک است.

از سوی دیگر، چین تلاش‌های خود را برای ایجاد صنعت نیمه‌هادی بومی تقویت کرده است تا وابستگی خود به تایوان را کاهش دهد. با این حال، با توجه به پیچیدگی و هزینه بالای این صنعت، بعید است که چین بتواند در کوتاه مدت جایگزینی برای TSMC پیدا کند.

در نتیجه، تایوان و صنعت نیمه‌هادی آن، احتمالاً همچنان یکی از مهمترین عرصه‌های رقابت ژئوپلیتیکی بین چین و غرب باقی خواهد ماند. اهمیت استراتژیک این جزیره، به احتمال زیاد حمایت و دفاع بین‌المللی از آن را تداوم خواهد بخشید.

فراموش نکنید همه چیز از تصمیم رئیس‌جمهور فرهیخته تایوان "لی تنگ‌هویی" در حمایت بی حد و حصر از یک دانشمند نخبه "موریس چانگ" شروع شد. و اگر رئیس‌جمهور چین همین حمایت را از شهروند خودش انجام می‌داد چه بسا نقشه ژئوپلتیک دنیا الان متفاوت بود.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
انتخاب خود را در تعیین سیاستمداران دانشمند، فرهیخته و سالم دست کم نگیرید.

قسمت پنجم:
نقش تصمیم کلیدی لی تنگ هوئی رئیس‌جمهور فقید تایوان در تبدیل این کشور به یکی از مهمترین نقاط ژئوپولیتیک دنیا و ارتقاء سطح رفاه مردم تایوان


لی تنگ هوئی، رئیس جمهور پیشین تایوان، نقش کلیدی در حمایت از موریس چانگ و تاسیس TSMC داشت. در اینجا نگاهی به زندگی و تصمیم سرنوشت‌ساز او می‌اندازیم:

زندگینامه و تحصیلات: لی در سال 1923 در تایوان به دنیا آمد. او در رشته‌های حقوق و اقتصاد در دانشگاه ملی تایوان و دانشگاه کرنل در آمریکا تحصیل کرد و دکترای خود را در اقتصاد کشاورزی از دانشگاه کرنل دریافت کرد. لی به عنوان یکی از تحصیلکرده‌ترین رهبران تایوان شناخته می‌شود.

حمایت از موریس چانگ: زمانی که موریس چانگ در سال 1985 با ایده تاسیس یک شرکت ساخت تراشه به لی مراجعه کرد، لی بلافاصله پتانسیل این ایده را تشخیص داد. او تشخیص داد که صنعت نیمه‌هادی می‌تواند نقش کلیدی در توسعه اقتصادی تایوان ایفا کند. با حمایت لی، دولت تایوان موافقت کرد که 48 درصد سهام TSMC را تامین کند و منابع کلیدی دیگری مانند زمین و وام را فراهم کند.

دلایل حمایت: لی یک ویژنر اقتصادی بود. او می‌خواست اقتصاد تایوان را از تمرکز بر کشاورزی و صنایع سنتی، به سمت صنایع با فناوری بالا سوق دهد. او صنعت نیمه‌هادی را راهی برای دستیابی به این هدف می‌دید. علاوه بر این، لی احتمالاً تشخیص داد که یک صنعت نیمه‌هادی قوی می‌تواند موقعیت ژئوپلیتیکی تایوان را تقویت کند.

میراث: تصمیم لی برای حمایت از TSMC، یکی از تاثیرگذارترین تصمیمات در تاریخ مدرن تایوان بوده است. امروزه، TSMC ستون اصلی اقتصاد تایوان است و به این کشور اهمیت ژئوپلیتیکی بی‌سابقه‌ای بخشیده است. بسیاری از تایوانی‌ها لی را به خاطر داشتن چشم‌انداز و شهامت برای حمایت از این صنعت نوظهور، تحسین می‌کنند.

لی در سال 2020 درگذشت، اما میراث او در موفقیت TSMC و نقشی که این شرکت در شکل دادن به تایوان مدرن و جایگاه آن در جهان داشته است، ادامه دارد. بسیاری معتقدند که تصمیم لی برای حمایت از موریس چانگ و TSMC، یکی از مهمترین تصمیمات در تاریخ تایوان بوده که مسیر توسعه این کشور را تغییر داده است.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2
انتخاب خود را در تعیین سیاستمداران دانشمند، فرهیخته و سالم دست کم نگیرید.

قسمت ششم: نقش شرکت TSMC در توسعه و رفاه تایوان و مردم آن

شرکت TSMC در طول چهار دهه گذشته رشد چشمگیری داشته و تأثیر عمیقی بر اقتصاد و جامعه تایوان گذاشته است. بیایید نگاهی به برخی از جنبه‌های کلیدی این تأثیر بیندازیم:

ارزش بازار: در حال حاضر، TSMC یکی از با ارزش‌ترین شرکت‌های جهان است. ارزش بازار آن حدود 550 میلیارد دلار است که آن را در رتبه 10 شرکت برتر جهان قرار می‌دهد. این موفقیت، انعکاسی از رشد پایدار و موقعیت مسلط TSMC در صنعت نیمه‌هادی است.

رشد درآمد: درآمد TSMC در چهار دهه گذشته به طور پیوسته افزایش یافته است. در سال 1987، درآمد آن تنها 180 میلیون دلار بود. در سال 2000، این رقم به 5.3 میلیارد دلار رسید. در سال 2010، درآمد به 13.3 میلیارد دلار افزایش یافت. و در سال 2021، TSMC درآمد حیرت‌انگیز 56.8 میلیارد دلاری داشت. این رشد سریع، موفقیت استراتژی بلندمدت شرکت را نشان می‌دهد.

تأثیر بر اقتصاد تایوان:
شرکت TSMC نقش عمده‌ای در تبدیل تایوان به یک اقتصاد پیشرفته و مبتنی بر فناوری داشته است. این شرکت حدود 6٪ از تولید ناخالص داخلی تایوان را تشکیل می‌دهد و یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاران و صادرکنندگان کشور است. موفقیت TSMC به رشد صنایع مرتبط مانند طراحی تراشه، بسته‌بندی و تست نیز کمک کرده و اکوسیستم فناوری پررونقی را در تایوان ایجاد کرده است.

اشتغال‌زایی: شرکت TSMC یکی از بزرگترین کارفرمایان در تایوان است و به طور مستقیم بیش از 65,000 نفر را استخدام کرده است. این شرکت همچنین به طور غیرمستقیم باعث ایجاد هزاران شغل در صنایع پشتیبانی و تامین‌کننده شده است. مشاغل TSMC اغلب مشاغل با مهارت بالا و درآمد بالا هستند که به افزایش استانداردهای زندگی در تایوان کمک می‌کنند.

تأثیر بر رفاه اجتماعی: موفقیت اقتصادی ناشی از TSMC و صنعت نیمه‌هادی تایوان، به دولت این کشور امکان داده است تا سرمایه‌گذاری بیشتری در آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و زیرساخت‌ها انجام دهد. این امر به بهبود کیفیت کلی زندگی برای شهروندان تایوانی کمک کرده است. تایوان اکنون یکی از بالاترین استانداردهای زندگی در آسیا را دارد که تا حد زیادی مدیون صنعت فناوری پیشرفته خود است.

در مجموع، داستان رشد TSMC نه تنها داستان موفقیت یک شرکت، بلکه داستان دگرگونی اقتصادی و اجتماعی یک کشور است. این شرکت نقشی محوری در تبدیل تایوان به یک قدرت اقتصادی و فناوری جهانی داشته است.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2