نسل زِد - یادگیری مدرن
1.1K subscribers
200 photos
158 videos
24 files
217 links
برای دانش‌آموزان، معلمین و پدر و مادرهایی که مایل‌اند فضای آموزش ایران را منطبق با نیازهای نسل امروز متحول کنند.
Download Telegram
سندروم سرعت مدرن
نویسنده: دکتر مجتبی لشکربلوکی

ما از نسل مایکرو ویو هستیم و نسل‌های قبلی ما از نسل بار گذاشتن آبگوشت برای درست کردن یک غذای سنتی مانند آبگوشت از روز قبل برخی مواد را خیس می‌دادند تازه دو سه بار آبش را هم عوض می‌کردند و سپس از صبح یا شب قبل غذا را بار می‌گذاشتند تا به خوبی پخته شود و سپس سفره‌ای انداخته می‌شد با هم و سر فرصت آرام آرام غذا خورده می‌شد. اما الان یک غذای آماده یا نیمه آماده را می‌گذاریم در مایکرو ویو و سه دقیقه بعد، تمام!

ما همه چیز را سریع می‌خواهیم. نسل‌های قبلی ما در روابط عاطفی، سال‌ها نامه‌نگاری، هدیه و رفت و برگشت داشتند تا دل معشوقی را نرم کنند (چه فرهادها  مرده در کوه‌ها). اما اکنون می‌خواهیم کمتر از یک هفته کار به نتیجه برسد و گرنه کات می‌کنیم! لاغری در ۱۰ روز و یادگیری زبان فرانسه در ۳ روز و افزایش قد در ۱ ماه، همه چیز مایکروویوی شده است!!

این نگرش زندگی ما را تخریب کرده است. به همین خاطر جنبشی در دنیا راه افتاده به نام زندگی آهسته. این جنبش از کجا شروع شد؟ در ۱۹۸۶، در مشهورترین میدان شهر رُم، رستوران جدیدی افتتاح شد. هجوم فست‌فود آمریکایی به قلب شهر رُم حساسیت‌هایی ایجاد کرده بود.

یکی از معترضان یک ژورنالیست ایتالیایی، جنبشی را آغاز کرد به نام غذای آهسته. او بر محصولات محلی، آرامش در پختن و آرامش در خوردن و بیش از همه بر لذت بردن از مزۀ اصیل ایتالیایی تأکید می‌کرد.این حرکت از غذا آغاز شد.

اما هیچکس فکرش را نمی‌کرد که این قدر توسعه پیدا کند. غذای آهسته با استقبال گسترده‌ای همراه شد و جالب است بدانید اکنون حدود بیست شاخه از آن در کشورهای مختلف ایجاد شده مثل مدیریت آهسته، تفکر آهسته، آموزش آهسته، علم آهسته، سفر آهسته، گردشگری آهسته، شهر آهسته، طراحی آهسته و خواندن آهسته یا کندخوانی. نهضت آهستگی مخالف سرعت و مدرنیته و بازگشت به گذشته نیست بلکه مخالف شتاب‌زدگی است.

سرعت تضادی با طمانینه ندارد. آنچه ایراد دارد شتاب‌زدگی است. هر گونه شتاب‌زدگی باعث می‌شود که عمق کم شود: لذت عمیق از رابطه، فهم عمیق از یک کتاب، درک عمیق از یک منطقه‌ای که برای گردشگری انتخاب کرده‌ایم. ما امروزه با لذت‌های سطحی، فهم سطحی و درک سطحی و تصمیمات سطحی روبرو هستیم.  

تحلیل و تجویز راهبردی:

مهم ترین ریشه زندگی شتاب زده، رویکرد ویندوزی-مایکروویوی است. یعنی چه؟ یعنی چند کار را همزمان و با شتاب زدگی انجام می‌دهیم. قبل از ویندوز از کامپیوترها فقط یک کار را انتظار داشتیم. اما وقتی ویندوز آمد چند پنجره را با هم باز می‌کنیم و همه را هم همزمان اجرا می‌کنیم و انتظار داریم که همه را سریع به جمع بندی برسانیم. ترکیبی از چندکارگی (ویندوزی) و شتابزدگی (جستجوی خوشحالی فوری). در زندگی جدید یکی از بزرگترین مشکلات این است که طمانینه از همه ما گرفته شده، یعنی ما چند کار را در آنِ واحد انجام می‌دهیم. در حالیکه دارید صبحانه می‌خورید ساعت مچی‌تان را می‌بندید تلویزیون هم روشن است. موبایل‌تان را هم چک می‌کنید. با همسرتان هم صحبت می‌کنید و لیست خرید روزانه‌تان را هم تکمیل می‌کنید.

در یکی از داستان‌ها، فرد مقدسی بود که معشوقه‌ای هم داشت. مشکل او در زندگی این بود که وقتی به عبادتگاه می‌رفت تا خدا را عبادت کند به فکر معشوقه‌اش رهایش نمی‌کرد و وقتی پیش معشوقه‌اش بود مدام وجدانش او را به یاد خدا می‌انداخت. نه عبادت عمیق داشت و نه لذت عمیق.

برای رهایی از زندگی شتاب‌زده، مدیریت شتاب‌زده، غذای شتاب‌زده چاره‌ای نداریم جز:
«مثلث تمرکز، عمق و تامل».

از این شاخه به آن شاخه پریدن چه در امور روزانه و چه در مدیریت یک سازمان یا کشور، باعث می‌شود که تمرکز رخ ندهد. زمانی که به هر دلیلی یک کار متوقف می‌شود و به کار دیگری می‌پردازیم، آهنگ آن کار را از دست می‌دهیم و مسیر انجام کار را گم می‌کنیم و وقتی دوباره سراغ آن می‌رویم، زمان و انرژی باید بگذاریم برای دستیابی به آهنگ قبلی. بیشترین انرژی ما در رفت و برگشت بین کارهای مختلف صرف می‌کنیم. این رفت و برگشت‌ها و قطع شدن‌ها در مقایسه با زمانی که از ابتدا تا انتها روی یک کار متمرکز هستیم، زمان انجام آن کار را تا ۵ برابر بیشتر می‌کند. به بیان ساده، تک‌کاری می‌تواند زمان لازم را برای انجام کارهای مهم تا ۸۰ درصد کاهش داده و کیفیت و عمق کار را به شدت افزایش دهد.

پس به زبان ساده:

۱- تمرکز: به جای چندکار در آنِ واحد، روی یک کار متمرکز شویم.

۲- عمق: عمیق به یک کار بپردازیم. توجه کامل به آن تخصیص دهیم و نگذاریم چیزهای دیگر به آن هجوم بیاورند (مثال: وقتی با همسرمان صحبت می کنیم موبایل‌مان را کنار بگذاریم).

۳- تامل: حرص و ولع این که یک کار را به هر نحوی که شده به اتمام ببریم در خود کنترل کنیم و تا زمانی که لازم است به کار فعلی ادامه بدهیم و کار جدید را شروع نکنیم.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍103
نسل آلفا
ترسناک‌تر و باهوش‌تر از نسل زد

نسل Alpha بر اساس نسل‌بندی‌ای که توسط آمریکایی‌ها انجام شده، متولدین سال‌های 2010 میلادی به بعد (1389 به بعد) هستند.

پیش‌بینی شده تا سال 2025 این نسل تبدیل به بزرگترین و پرجمعیت‌ترین نسل بشن و به همین خاطر از همین الان توجه برندهای بزرگ دنیا رو به خودشون جلب کرده‌اند.

این نسل کودکی‌شون رو با همه‌گیری کووید 19 تو خونه‌ها و در کنار پدر، مادر و خانواده‌هاشون گذروندن و به همین خاطر انگار با آدم بزرگا راحت‌ترن تا هم سن و سال‌های خودشون. از طرف دیگه از همون ابتدای کودکی موبایل یا لااقل یه تبلت گرفتن دستشون و با دنیای دیجیتال کاملا آشنا هستن.

خیلی‌هاشون همین الان تو آپارات و یوتیوب کانال دارن، تولید محتوا میکنن و درآمد دارن!
این عبارت رو توی یوتوب سرچ کنین: Like Nastya، این دختر بچه نسل آلفایی 112 میلیون مشترک داره!

برای مارکتینگ این نسل چه کنیم؟!

- براشون محتوای ویدئویی کوتاه (خیلی کوتاه 😄 ) درست کنین.

- گیمیفیکیشن رو توی کمپین‌هاتون جدی بگیرین.

- مسوولیت اجتماعی رو توی فعالیت‌هاتون جدی بگیرین، این نسل به مشکلات جهانی (مثل کووید 19، تغییرات اقلیمی و ...) تا حد زیادی آگاهند.

حتما ازشون نظر و محتوای UGC یا (User-Generated- Content) بخواین. این نسل عاشق صحبت کردن و بیان عقایدشون هستن و تو این راه خیلی هم تقلید آدم بزرگ‌ها رو میکنن، پس بهشون تریبون و امکان اظهار نظر بدین و نظرشون رو بخواین.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍81
نسل زد و چالش‌های آنان در فضای کار امروز

جودی فاستر هم به جمع کسانی که از نسل جدید ناراضی‌اند اضافه شد و میگه این‌ها میان سر کار و میگن «عا نه، امروز تو مودش نیستم». که به زبان ما میشه «نُنُر».

حالا بگذریم از اینکه فراموش می‌کنند این‌ جوان‌ها رو آدم‌های نسل خودش تربیت کرده‌اند و اگه جای انتقادی وجود داشته باشه، باید شلنگ رو بگیره سمت نسل خودش. ولی یک مسئله دیگه هم وجود داره که یکم در فهمش مشکل دارند، و اون اینه که وقتی اقتصاد تغییر پیدا می‌کنه و سرعت تغییرش هم زیاده، خود به خود رفتار نیروی کار هم تغییر خواهد کرد. اقتصاد امروز اقتصاد سی سال پیش نیست. تو اقتصاد امروزی، جوان‌ها دائما در معرض فرصت‌هایی هستند که پول درآوردن رو خیلی راحت کرده، و این مرغوبیت کارهایی که نیاز به وقف کردن زمان و انرژی زیادی دارند، و درآمد چشمگیری هم ندارند، پایین آورده. زمانی که خود جودی فاستر جوان بود، همینکه فیلمساز بهش می‌گفت بیا فقط تو صحنه وایسا ببین چجوری کار انجام میدیم، باعث میشد بال در بیاره. الان کسی برای چنین بخشندگی حرفه‌ای، بال درنمیاره.

اگه قراره از نیروی کار امروزی صحبت کنیم، باید از کارفرمای امروزی هم صحبت کنیم. جودی فاستر همه تغییرات اقتصادی رو به رسمیت میشناسه، غیر از دستمزد جوان تازه‌کار رو. پولی که امروز برای ساخت یک اپیزود یک ساعتی خرج می‌کنه، چند برابر پولیه که استادش سی سال پیش خرج می‌کرد؟ اصلا قابل مقایسه‌ست؟ با این جهش نجومی مشکل نداره، اما با اینکه جوان رغبتی نداره برای شغلی که نه تایم مناسبی داره نه تعطیلات مناسبی داره، نه پایداری مناسبی داره، و نه دستمزد آنچنانی، مشکل داره. فقط با پولی که امروز بابت کرایه جرثقیلی که پروژکتورهاش رو قراره تو آسمون نگه دارند، میپردازه، می‌شد سی سال پیش یه فیلم ساخت. اما به راننده چهل و پنج ساله اون جرثقیل، که ادا اطوار نداره طبعا، نمیگه «راستی شما چرا انقدر دارید زیاد می‌گیرید؟». اگه زورش می‌اومد کرایه اون‌ها رو بده، می‌دید که اون‌ها هم ادا اطوار دارند.

در باب تغییر فضای اقتصادی همین یک نمونه اکتفا می‌کنه که جوان امروزی بخش قابل توجهی از زمان خودش رو صرف تنظیم رزومه می‌کنه! چیزی که سی سال پیش اصلا مطرح نبود. طوری که شغل یک عده شده راهنمایی دیگران برای تنظیم رزومه و این به تنهایی نشون میده که جوان امروزی در محیطی قرار گرفته که پدرش و استادش در اون قرار نداشته‌ و ایده‌ای ازش نداره. اگه نیروی کار سی سال پیش رو به خرسی که بدنش پر از زخمه ولی عقب‌نشینی نمی‌کنه تشبیه کنیم، نیروی کار امروز باید مثل روباه آماده جهیدن از یک نقطه به نقطه دیگه باشه. اینکه جوان بیست و پنج ساله در پنج جای مختلف کار کرده باشه، به مخیله جوان سی چهل سال پیش هم نمی‌رسید. نیروی کار امروز باید مدام در حال یادگیری باشه، و همیشه حس کنه عقبه، و باز مطمئن نباشه فردا چی میشه، و همزمان مجبور باشه با نیروی کار بین‌المللی و ریموت، که ارزانترند، رقابت کنه، و همزمان با یک بازار مصرفی بزرگ مواجه باشه که تنوع تقاضاها رو بالا برده، در حالی که دستمزدش متناسب با همه اون تقاضاهای جدید نیست. امکان نداره همه این‌ها در کنار هم قرار بگیره، و تأثیری روی فرهنگ و رفتار نداشته باشه.‌

برداشت از کانال تلگرامی: آنارشونومی

@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاشت ایمپلنت‌های مغزی در جهان

ایلان ماسک پیش از این گفته بود قصد دارد انسان‌ها را با هوش مصنوعی ادغام کند.

هر چند این تحقیقات متمرکز روی کاربردهای خاص و عمدتا پزشکی هستند، لیکن پس از موفقیت در ایجاد ارتباط و تبادل اطلاعات بین مغز و تراشه‌ها باید انتظار تحولات عمیقی را در مکانیزم‌های یادگیری داشت.

به نظر می‌رسد انتقال اطلاعات از مغز به تراشه و برعکس در آینده دور از دسترس انسان نیست.

@Modern_Learning_for_GenZ
هرم توزیع ثروت در جهان در سال 2023

@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
لایو دکتر صارق‌الحسینی و آقا میری
از سری یادگیری مدرن - سواد مالی

راجع به سواد مالی و مالیاتی منطبق بر قوانین جدید مصوب مجلس در زمینه مالیات بر عایدی سرمایه و کنترل تمامی تبادلات مالی در حساب‌های شخصی و شرکتی
بسیار مهم

https://www.instagram.com/reel/C2sj5NnCf3J/?igsh=MWQydW45MnY3MXpoYw==

پیشنهاد می‌کنم این لایو 👆 را که در زمینه قوانین جدید مالیاتی مصوب مجلس است که از سال آینده در ایران اجرا خواهد شد، حتما با دقت و بصورت کامل ببینید. برای دوستان و بستگان خود هم ارسال کنید که از قوانین جدید مطلع باشند.

این قوانین تاثیر مهمی بر زندگی فردی و کسب و کار شما در زمینه مالی و مالیاتی در آینده نزدیک خواهد داشت.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍3
علت هوش بالای کلاغ‌ها!
اهمیت بازی‌های گروهی در کودکان

قبل از پرداختن به علت هوش بالای کلاغ‌ها که یافته‌های آن در نشریه‌ی پرنده‌شناسی منتشر شده، نگاهی بیاندازیم به فرضیه‌‌ای درباره‌ی تکامل هوشمندی در انسان که به فرضیه‌ی «هوش اجتماعی» و گاه «مغز اجتماعی» موسوم است. مطابق این فرضیه علت هوشمند شدن انسان‌ها در بدو امر نه افزایش توانایی برای حل مسائل فیزیکی در محیط‌زیست، بلکه پردازش روابط میان اعضای گروه، و همچنین تحلیل و عرضه‌ی راه‌حل‌هایی برای مسائلی که در حوزه‌ی میان‌فردی و اجتماعی مطرح بوده است. این فرضیه دسته‌ی بزرگی از داده‌های تجربی را توضیح می‌دهد.

مثلاً وقتی در آزمایشی کودکان ۲ تا ۳ ساله را با شامپانزه‌ها و اورانگ‌اوتان‎ها مقایسه کردند نتایج گواه آن بود که در حل مسائل فیزیکی تفاوت فاحشی میان آنها نیست اما در مواجهه با مسائل مربوط به تشخیص روابط میان افراد، کودک انسان بر بسیاری از دو گونه‌ی دیگر برتر بود؛ گواهی بر اینکه در مراحل رشد، تشخیص روابط اجتماعی زودتر از حل مسائل فیزیکی به کار انسان می‌آمده است.

اکنون برای این فرضیه شاهدی از جهان جانوران نیز داریم که بر استحکام آن می‌افزاید. از دیرباز کلاغ‌ها را جانورانی باهوش معرفی می‌کردند. اما در دهه‌های اخیر از طریق آزمایش مشخص شد که این هوشمندی کلاغ‌ها افسانه نیست و حظی از واقعیت دارد.

پژوهش اخیر نشان می‌دهد که اولاً، کلاغ‌ها به‌طور مکرر در مکان‌های جستجوی غذا، چه در یک مکان یا در مکان‌های مختلف، یکدیگر را ملاقات می‌کنند و بنابراین همانند انسان‎‌ها موجوداتی بسیار اجتماعی‌اند. ثانیاً، دسته‌های کلاغ‌ها از زیرگروه‌هایی تشکیل می‌شود اما این زیرگروه‌ها پویا هستند و اعضا گاه از آنها خارج شده و وارد گروه‌های دیگر می‌شوند. بااین‌حال سلسله‌مراتبی وجود دارد که در موقع غذاخوردن و رقابت بر سر غذا اهمیت دارد. (اخیراً مک‌کافری در کتابی در تکامل فرهنگی به نام رقص نوآوری پویایی گروه‌های انسانی در از‌هم‌گسستن و متحد‌شدن‌های مکرر را از مهم‌ترین دلایل تکامل گونه‌ی انسانی معرفی می‌کند.) به‌علاوه گروه‌های کلاغ‌ها نیز براساس سلسله‌مراتبِ سلطه، رتبه‌بندی شده‌اند و پیوندهای اجتماعی ساختاریافته‌‌ای‌ دارند. ثالثاً، کلاغ‌ها اعضای گروه‌های سابق و روابط میان آنها را در طول سال‌ها به‌خاطر می‌سپارند؛ نه فقط روابط خود با آنها را بلکه روابط میان دیگران را درک می‌کنند و به یاد می‌آورند. به‌این‌ترتیب کلاغ‌ها در جلب حمایت دیگران در درگیری‌ها، از دانش اجتماعی خود بهره‌می‌برند.

ازاین‌رو، فرضیه‌ی هوش اجتماعی، به‌عنوان هوش ابتدایی و اصلی، می‌تواند هوشمندی کلاغ‌ها را که در چنین روابط پیچیده‌ای از روابط میان‌فردی و اجتماعی زندگی می‌کنند تبیین کند.

کشف این روابط شگفت‌انگیز در جهان کلاغ‌ها به خودی خود زیباست. اما درس‌های زیادی برای پرورش کودک انسان نیز دارد.

درس‌های عملی در هدایت بازی کودکان

اگر آن‌چنان که در ابتدا گفته شد، منشاء اصلی هوشمندی در انسان فشار تکاملی برای تشخیص روابط میان افرادِ گروه و تنظیم بهینه‌ی روابط خود با دیگران باشد پرورش این نوع هوشمندی باید مقدم بر هر نوع هوشمندی دیگری درنظر گرفته شود. کودکانی که به تنهایی، یا در گروه‌های بسیار کوچک بزرگ می‌شوند و بازی می‌کنند شرط لازم را برای پرورش هوش اجتماعی ندارند. این در حالی‌ست که در جهان پیش رو، کاملاً خلاف تصور شایع، هوش‌مندی اجتماعی کارآمدی بالاتری می‌طلبد. زیرا با افزایش اتوماسیون و هوش مصنوعی بسیاری از حرفه‌ها به ماشین‎ها و کامپیوترها سپرده می‌شود اما روابط میان‌فردی چیزی نیست که قابل برون‌سپاری باشد. بنابراین، صِرف برخورداری از مهارت‌های دیجیتال تضمین‌کننده‌ی موفقیت در جهان دیجیتال نخواهد بود. آنچه کودکان در بازی‌های کامپیوتری می‌آموزند ممکن است برای موفقیت در جهان آتی لازم باشد اما قطعاً کافی نیست. میلیون‌ها سال تکامل هوش اجتماعی چنان در تاروپود ذهنی ما نهفته است که با تغییراتی در یک یا دو دهه از بین نمی‌رود. بخشی از نسل آینده ممکن است در انزوا و در جهان دیجیتال زندگی کنند اما آن بخشی مسیر به‌زیستی را طی می‌کنند که از مهارت‌های ارتباطی قوی‌تری برخوردار باشند.

آموزش این مهارت‌ها، برای کسی که در کودکی از آنها برخوردار نبوده، اگر ناممکن نباشد بسیار سخت خواهد بود. کافی است قدری آینده‌نگری به خرج دهیم و کم‌هزینه‌ترین کار ممکن را برای کودکان امروز انجام دهیم و امکان بازی‌های گروهی را در محیط‌های طبیعی از آنان دریغ نکنیم. 
     
هادی صمدی @evophilosophy

@Modern_Learning_for_GenZ
.
کشف غریزه‌ی موسیقایی توسط فیزیک‌دانان!

کسانی‌که پژوهش‌های تکاملی را دنبال می‌کنند گواهی می‌دهند که تواتر یافته‌های جدیدِ اعجاب‌انگیز، طی دو سه سال گذشته بسیار بیشتر از دهه‌های گذشته است. هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، و پردازش داده‌هایی که مدیریت آنها برای انسان ناممکن ‌بود این تواتر را در حوزه‌ی تکامل افزایش داده است. فهم ما از تکاملِ موجودات و تکامل انسان رو به فزونی است. نقش ویژه‌ای که دانش تکامل در فهم بهتر انسان دارد نوید می‌دهد که با افزایش این شناخت، روان‌شناسی، علوم اجتماعی، و علوم انسانی نیز به نحوی کیفی متحول خواهند شد.

این‌بار فیزیک‌دان‌های کره‌‌ی جنوبی موفق شده‌اند یافته‌ای در تأیید وجود غریزه‌ی موسیقایی در نشریه‌ی نیچر منتشر کنند. اینکه «فیزیک‌دانان» «غریزه‌ی موسیقایی» را کشف کرده‌اند، خبر را به‌خودی‌خود جالب می‌کند.

تابه‌حال می‌دانسته‌ایم که موسیقی تقریباً در هر جامعه‌ای وجود دارد و دارای ویژگی‌هایی جهان‌شمول است که توسط مدارهای عصبی خاصی در انسان‌های فرهنگ‌های مختلف، و حتی بدون هیچ تجربه‌ای از آموزش موسیقی، پردازش می‌شود. بااین‌حال، مشخص نبود که این ویژگی‌های ذاتی چگونه پدیدار می‌شوند و چه کارکردهایی داشته‌اند.

در این پژوهش، با استفاده از یک «شبکه‌ی عصبی مصنوعی» نحوه‌ی پردازش‌ شنیداری مغز را مدل‌سازی کردند تا به اصول حاکم بر پیدایی غریزه‌ی موسیقایی برسند. پژوهشگران نشان دادند که واحدهای متناسب با موسیقی پس از  یادگیری نحوه‌ی تشخیص صداهای طبیعی و بدون آموزش نحوه‌ی تفکیک آنها از نواهای موسیقی، به‌طور خودبه‌خود پدیدار می‌شوند.

تیم پژوهشی، مجموعه‌ای بزرگ از داده‌های صوتی ارائه شده توسط گوگل را به‌کار گرفت و به شبکه‌ی عصبی مصنوعی یاد داد که صداهای مختلف را یاد بگیرد. این‌که تیم پژوهشی، تولید "خودبه‌خودی" نورون‌ها را مشاهده کرد جالبترین بخش پژوهش بود. پژوهشگران نوعی ظهور نظم را شاهد بودند. نورون‌های مصنوعی به صداهای مختلف، از جمله صدای جانوران، صداهای طبیعی، و صدای ماشین‌ها واکنش اندکی نشان می‌دادند، اما به اشکال مختلف موسیقی از جمله صدای سازها و آواز انسان واکنش شدیدی نشان می‌دادند.
نکته‌ی جالب دیگر اینکه این یافته مستقل از ژانر موسیقی (کلاسیک، پاپ، راک،...)  بوده است. به عبارتی غریزه‌ی موسیقایی ما همه‌ی انواع موسیقی‌ را از سایر صداها با مکانیسمی یکسان پردازش می‌کند.

آیا به همین دلیل است که برخی از جانوران دیگر نیز به موسیقی واکنش نشان می‌دهند؟! هرچند در این پژوهش به این پرسش پاسخی نمی‌دهند اما می‌تواند تبیین مناسبی برای این پدیده باشد.
بعلاوه این پژوهش می‌تواند در پژوهش‌های "تکامل زبان" نیز به عنوان یک داده مورد استناد قرار گیرد.

نکته‌‌ی جالب روش‌شناختی

جدا از محتوای جالب مقاله نکته‌ی روش‌شناسی جالبی در این مقاله نهفته است.

چه کسی گمان می‌کرد فیزیک‌دانان چنین کشفی کنند؟ این کشف گواهی است بر اینکه علوم با کمک هوش مصنوعی هرچه بیشتر به هم نزدیک می‌شوند. در جهان امروز، مهم طرح سوال‌های بدیع و روش‌های تازه در پرداختن به آن پرسش‌ها است. تا کنون مهم‌ترین ویژگی برای آغاز هر پژوهش، بررسی عملی‌بودن آن پژوهش بود. امروزه دایره‌ی «امکانات» به‌شدت گسترش یافته است. بااین‌حال ذهن عموم پژوهش‌گران در چارچوب کلیشه‌های پژوهشی گذشته گرفتار است. آن دسته که از «مهارت‌های نرم» برخوردار باشند و «انعطاف شناختی» بالاتری داشته باشند کسانی‌اند، که همانند فیزیک‌دانان این پژوهش، سریع‌تر از سایرین خلاقانه پا به خارج از چارچوب‌های پژوهشیِ گذشته می‌نهند. فیزیک‌دانان این پژوهش به وضوح نسبت به عصب‌شناسان حرفه‌ای، "مهارت‌های سخت" کمتری در این موضوع داشتند. اما موفقیت آنها در انتشار مقاله‌ای در نیچر به بهترین شکل گواهی‌ست بر آنکه دانشمندان نسل بعد بیش از برخورداری از مهارت‌های سخت نیازمند برخورداری از مهارت‌های نرم و انعطاف شناختی‌اند.

هادی صمدی @evophilosophy

@Modern_Learning_for_GenZ
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تربیت دانش‌آموز برای عصر امروز
توصیه‌های یک کارآفرین و استاد دانشگاه به آموزش و پرورش
زیبا، تفکرانگیز

@Modern_Learning_for_GenZ
👍1
برخی از مهمترین ممنوعیت‌هایی که والدین در کودکی برای بچه‌ها میذارن که در بزرگسالی اثرات مخربی روی آنها دارد:

۱- نباش/وجود نداشته باش.

این یکی از مضرترین پیام‌های ممنوعیته. شاید پدر و مادر بچه رو نمی‌خواستن. شاید حس می‌کنن برآورده کردن نیازهای بچه براشون مشکله. این پدر و مادر به بچه این پیام رو می‌دن که «وجود نداشته باش که ما و بقیه دنیا به تو احتیاج نداریم.» بچه‌هایی که با این پیام بزرگ می‌شن، در بزرگسالی به خودشون خیلی سخت می‌گیرن، از خودشون متنفرن و حتی ممکنه به خودشون آسیب بزنن. این ممنوعیت خیلی زیاد دیده می‌شه.
والدینی که بچه‌هاشون رو جسمی یا روحی آزار میدن هم همین پیام رو بهشون مخابره می‌کنن چون آزار یک راه سمبولیک برای پاک کردن و از بین بردن حضور یک نفر در دنیاست.

۲- خودت نباش.

والدینی که خودشون از زندگیشون راضی نیستن بچه‌هاشون رو ادامه‌ای از خودشون می‌بینن و می‌خوان که بچه‌ها زندگی که اون‌ها می‌خواستن و نداشتن رو تجربه کنن. بعضی والدین نمی‌خوان بچه‌ها خودشون باشن، می‌خوان یکی دیگه باشن، مثلا اون ورژن بهتر خود والدین.
شاید والدین شما می‌خواستن که بیشتر شبیه اونا باشین و کمتر شبیه خودتون. از ظاهر یا شخصیتتون انتظار دیگه‌ای داشتن. شاید آرزو داشتن جنسیتتون متفاوت می‌بود. این والدین به بچه‌ها دلایلی برای ترس رو منتقل می‌کنن که نتونن برن توی دنیا و خودشون باشن. اینا نمی‌خوان بچه‌شون کاری که خودش می‌خواد رو انجام بده. بچه‌هایی که این ممنوعیت «خودت نباش» رو داشتن، بزرگسالانی می‌شن که زندگیشون ساکته و در بدترین موارد از کوچکترین ریسکی برای برطرف کردن نیازهاشون و کشف اینکه واقعا کی هستن، می‌ترسن.

۳- بچه نباش.

والدین این پیام رو به بچه‌ای میدن که می‌خوان زودتر از وقتش بزرگ بشه. ممنوعیت‌های زیادی مخصوصا برای بچه اول هست چون ازش انتظار دارن مثل بزرگسال‌ها عمل کنه و تو کارهای خونه مشارکت کنه مخصوصا اگه خود پدر و مادر کم سن و سال باشن. بعضی از والدین حتی انتظار دارن که بچه‌شون والد اون‌ها باشه، براش درد و دل میکنن و توقع دارن آرومشون کنه. این نگرش بارِ مسئولیت زیادی رو روی دوش بچه می‌ذاره و مانع از این میشه که بچه‌گانه رفتار کنن. بچه‌هایی که با این ممنوعیت بزرگ می‌شن یاد می‌گیرن که سر و صدا نکنن و مرتب و منظم باشن. در حقیقت کودکی نکنن. اینها در بزرگسالی براشون سخته که خوش بگذرونن و خوشحال باشن. همچنین همیشه یه احساس گناه برای اینکه به اون حدی که والدینشون میخواستن نرسیدن دارن.

۴- بزرگ نشو.

این معمولا پیامیه به بچه آخر خانواده که تنها لینک نگه‌دارنده والدین در کنار همدیگه است و اونا می‌دونن اگه بچه بزرگ بشه و بره، دیگه دلیلی برای موندن کنار هم ندارن. این والدین به بچه مدام میگن که دنیا بیشتر از اونی که هست خطرناکه و نمیذارن که خودش وارد جامعه بشه و تجربه کنه. بعضی والدین هم هستن که خودشون هم بزرگ نشدن و ترجیح میدن با بچه‌شون همذات پنداری کنن.
اونا رفتارهای بچه‌گانه و نابالغ رو تشویق می‌کنن. در نتیجه بچه‌های این والدین مشکل مستقل شدن و خو گرفتن به جامعه به عنوان یه بزرگسال رو دارن و شاید زمان زیادی نیاز داشته باشن تا عادت کنن.

۵- موفق نشو.

اگر تو خانواده‌ای قبلا کسی به خاطر موفق شدن و دستاوردش تنبیه شده باشه، موفقیت در اون خونه خطرناک قلمداد می‌شه، برای همین به رفتارهای خود تخریبانه دست می‌زنن. یا اینکه ممکنه والدین نسبت به بچه خودشون حسادت کنن، برای همین بهش اهداف و استانداردهایی رو بدن که رسیدن بهشون غیر ممکنه. پس بچه هیچوقت موفق نمیشه.
این ممنوعیت باعث میشه که عزت نفس در بزرگسالی خیلی پایین بیاد و این فرد باور می‌کنه فقط لایق شکسته و در نتیجه هدف و آرزویی نداره.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍31
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عوامل اصلی موثر بر مهاجرت ایرانیان
دکتر محمد فاضلی
ارائه در کنفرانس HR VISION
از کانال اکو ایران

توصیه می‌کنم مدیران عامل و مدیران نیروی انسانی سازمان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی حتما این سخنرانی را ببینند.

این روزها کمتر کسی پیدا می‌شود که به انتخاب بین ماندن یا رفتن فکر نکرده باشد. اما کمتر کسی سعی کرده با آمار و ارقام به بررسی این پدیده فراگیر بپردازد.

دکتر محمد فاضلی، جامعه شناس با پایش یک جامعه آماری سعی دارد تا به این پدیده سر و شکل دهد تا بتواند دقیق‌تر در مورد آن سخن بگوید.

@Modern_Learning_for_GenZ
👍2👏1
4_5967575518390784053_240224_221843.pdf
5.3 MB
مصاحبه تاریخی اولیویه‌وارن
خبرنگار فرانسوی
با محمدرضا شاه
شهریور ۱۳۵۵
انتشارات امیرکبیر

مطالعه این مصاحبه 👆👆👆 تاریخی و خواندنی را که بسیاری از حقایق زندگی شاه را بدون سانسور منعکس می‌کند به همه جوانان که آن دوران را ندیده‌اند توصیه می‌کنم.

@Modern_Learning_for_GenZ
تفاوت معنادار گرایشات سیاسی زنان و مردان نسل زد Z Generation در تحقیقات به عمل آمده در اکثر کشورهای مختلف جهان!

​​ما اغلب در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از «نسل زد» (Generation Z) و ویژگی‌ها و دغدغه‌ها و تفاوت‌هاشون زیاد می‌خوانیم و می‌شنویم. نسلی که در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ میلادی متولد شده است. اما چیزی که کمتر به آن توجه می‌شود این امر است که تحقیقات و نظرسنجی‌های مختلفی نشان می‌دهد که در مواجهه با این نسل، ما در عمل انگار با دو نسل متفاوت مواجه‌ایم. مردان و زنان این نسل، در برخی امور تفاوت زمین تا آسمان دارند، تفاوتی که نگران‌کننده است. آلیس ایوانز، یکی از محققان مطرحی که درباره‌ی ویژگی‌های نسل زد تحقیق می‌کند، می‌گوید افراد زیر ۳۰ سال در جوامع مختلف یک تفاوت کلیدی دارند:  میانگین زنان زیر ۳۰ سال بسیار لیبرال‌تر و آزادمنش‌تر از مردان زیر ۳۰ سال‌اند؛ مردان زیر ۳۰ سال به شکل نگران‌کننده‌ای مستعد یا پیرو باورهای محافظه‌کارانه‌ی سیاسی و اجتماعی و جنسیتی‌اند. این تفاوت اتفاقا کاملا در میان مردان و زنان جوانی به چشم می‌خورد که در یک جامعه، یک طبقه‌ی اجتماعی و سیاسی، یک مدرسه و حتا یک خانواده بزرگ شدند.

در ایالات متحده آمریکا، نظرسنجی گسترده‌ی «گالوپ» نشان داد بعد از چندین دهه که شمار مردان و زنان در هر دو طیف لیبرال و محافظه‌کار تقریبا یکسان و مشابه بود، در نسل زد زنان ۳۰ درصد بیشتر از مردان همسن‌وسال خود به ارزش‌ها و اصول لیبرال و آزادمنشی باور دارند. این درصد در آلمان هم ۳۰ درصد است. در بریتانیا زنان لیبرال این نسل ۲۵ درصد بیشتر از مردان‌اند. در لهستان تقریبا نیمی از مردان جوان ۱۸ تا ۲۱ ساله مدافع باورهای محافظه‌کارانه و افراطی حزب راست افراطی کنفدراسیون در این کشورند؛ در حالی که تنها یک زن از هر شش زن ۱۸ تا ۲۱ ساله در این کشور از باورهای دست راستی و محافظه‌کارانه حمایت می‌کنند.

این وضع در کشورهایی با فرهنگ و قوانین سنتی‌تر از این هم بدتر است. در کره جنوبی مردان جوان بسیاری با سرعت حیرت‌انگیزی روز به روز محافظه‌کارتر شده و به باورهای جنسیت‌زده بیشتر چنگ می‌زنند و زنان جوان این کشور با سرعت لیبرال‌تر شده و به ارزش‌های لیبرال و برابری جنسیتی بیشتر رو می‌آورند. این وضعیت در چین هم مشابه است. در تونس هم وضعیت از همین قرار است؛ مردان نسل بعد از آن‌ها که در این کشور انقلاب کردند حالا با سرعت مذهبی‌تر شده و طرفدار جنسیت‌زدگی‌اند.

محققان می‌گویند یک اتفاق مهم که این شکاف نسلی عجیب را در بین نسل زد موجب شد، جنبش «من هم» در کشورهای گوناگون بود. جنبش «من هم» ناگهان زنان جوان بسیاری را فمینیست کرد و باورهای آن‌ها را تغییر داد؛ در کشوری مثل کره جنوبی برای اولین‌بار به زنان جوانی جرات داد صدای خود را بلند کرده و از درد و رنج خود سخن بگویند.  همزمان مردان جوان بسیاری را ترساند و حالیشان کرد که جهان دیگر حول محور آن‌ها و تمایلات جنسی‌اشان نمی‌گذرد و در نتیجه به سوی باورهای محافظه‌کار و جنسیت‌زده و الگوهای منسوخ رفتند. محققان کره جنوبی را در میان کشورهایی که از آن‌ها داده‌‌های کافی دارند، یک مورد شدید و استثنا می‌دانند. با این‌حال هشدار می‌دهد که وضعیت کره جنوبی می‌تواند نشانه‌ای باشد از تغییر نگران‌کننده‌ای که به آرامی روز به روز در سطح جهان عیان‌تر می‌شود.

در آمریکا، بریتانیا و آلمان زنان جوان بیشتری از این نسل روز به روز بیشتر مدافع عدالت جنسیتی، عدالت نژادی و باورهای پیشرو درباره‌ی مهاجرت و پناهجویی می‌شوند.  در آلمان امروز مردان زیر ۳۰ سال بیشتر از مردان بالای سی سال مخالف مهاجرت‌ و حضور مهاجرین در کشورند و شمار چشمگیری از آن‌ها طرفدار حزب افراطی و دست راستی Afd در این کشورند.

این وضعیت وقتی نگران‌کننده‌تر می‌شود که عملا زنان و مردان جوان در شبکه‌های اجتماعی زندگی می‌کنند، در دو جهان متفاوت در این شبکه‌ها و حالا خوب می‌دانیم تغییر باورهای آدم‌ها در شبکه‌های اجتماعی چقدر دشوار و اغلب ناممکن است.

@Modern_Learning_for_GenZ
.
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقایسه علمی فقر و نابرابری
پیش و پس از انقلاب در ایران
نسخه تصویری

با حضور: دکتر جواد صالحی اصفهانی
استاد اقتصاد دانشگاه ویرجینیا تک آمریکا
در مدرسه فقر و نابرابری
به همت اندیشکده سیاستگذاری اقتصادی تهران

پیشنهاد می‌کنم نسل جدید و نسل قدیم حتما این سخنرانی را ببینند تا تصویری به نسبت علمی‌تر نسبت به این دو دوران داشته باشند.

سرانه GDP بر پایه برابری قدرت خرید امروز بالاتر بود یا زمان انقلاب؟ شرایط منحنی کوزنتس چقدر با داده‌های تجربی مصرف و نابرابری تطابق دارد؟

آیا در دهه منتهی به انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، شرایط رفاهی و درآمدی و نیز عدالت اجتماعی و نابرابری بسیار مطلوب بود؟ پروژه بورگن چیست؟

چرا برخی در مورد اثرات اقتصادی انقلاب ایران دچار خطا می‌شوند؟

اصلاحات ارضی، هجوم روستا به شهر، انفجار درآمدهای نفتی، جنگ ایران و عراق و جهاد سازندگی چگونه بر کاهش یا افزایش نابرابری در ایران اثر گذاشت؟

در طول سال‌های پیش و پس از انقلاب، چقدر در کنترل برون‌ریزهای منفی موثر بر نابرابری در بازارها موفق بوده‌ایم؟

تولید ناخالص داخلی بین ایران و ترکیه چگونه در ۷۰ سال اخیر تغییر کرد؟

@Modern_Learning_for_GenZ
Audio
مقایسه علمی فقر و نابرابری
پیش و پس از انقلاب در ایران
نسخه صوتی

با حضور: دکتر جواد صالحی اصفهانی
استاد اقتصاد دانشگاه ویرجینیا تک آمریکا
در مدرسه فقر و نابرابری
به همت اندیشکده سیاستگذاری اقتصادی تهران

پیشنهاد می‌کنم نسل جدید و نسل قدیم حتما این سخنرانی را ببینند تا تصویری به نسبت علمی‌تر نسبت به این دو دوران داشته باشند.

سرانه GDP بر پایه برابری قدرت خرید امروز بالاتر بود یا زمان انقلاب؟ شرایط منحنی کوزنتس چقدر با داده‌های تجربی مصرف و نابرابری تطابق دارد؟

آیا در دهه منتهی به انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، شرایط رفاهی و درآمدی و نیز عدالت اجتماعی و نابرابری بسیار مطلوب بود؟ پروژه بورگن چیست؟

چرا برخی در مورد اثرات اقتصادی انقلاب ایران دچار خطا می‌شوند؟

اصلاحات ارضی، هجوم روستا به شهر، انفجار درآمدهای نفتی، جنگ ایران و عراق و جهاد سازندگی چگونه بر کاهش یا افزایش نابرابری در ایران اثر گذاشت؟

در طول سال‌های پیش و پس از انقلاب، چقدر در کنترل برون‌ریزهای منفی موثر بر نابرابری در بازارها موفق بوده‌ایم؟

تولید ناخالص داخلی بین ایران و ترکیه چگونه در ۷۰ سال اخیر تغییر کرد؟

@Modern_Learning_for_GenZ
👍4
راهنمای پزشک نشدن!
(قسمت اول - آشنایی با هفت‌خان پزشک شدن)
از کانال پرنس‌جان

اگر مایلید رشته پزشکی را برای ادامه تحصیلتان انتخاب کنید و با جزئیات تحصیل در این رشته آشنا نیستید، حتما این مقاله را، که البته کمی با چاشنی طنز نوشته شده، بخوانید.

همچنین به پدر و مادرهایی که دوست دارند فرزندشان دکتر شود تا آینده‌اش تضمین شده، درامد بالایی داشته و از شان اجتماعی قابل قبولی برخوردار باشد، خواندن این مقاله توصیه می‌شود.

مخاطب مهم دیگر این نوشته مشاورین و معلمین متعهدی هستند که بدون اشراف بر مسیر آموزش پزشکی و آینده این رشته در ایران، دانش‌آموزان را به پزشک شدن ترغیب می‌کنند، فارغ از اینکه اگر دانش‌آموزانشان تحمل طی کردن این مسیر صعب‌العبور را نداشته باشند دچار صدمات جبران‌ناپذیری در آینده خواهند شد.

کانال نسل زد - یادگیری مدرن تمامی مطالب مطرح شده در این نوشته را تائید نمی‌کند.

@Modern_Learning_for_GenZ


https://www.theprincejan.com/article/5258/
راهنمای پزشک نشدن!
(قسمت دوم - هیس پزشک‌ها فریاد نمی‌زنند.)
از کانال پرنس‌جان

اگر مایلید رشته پزشکی را برای ادامه تحصیلتان انتخاب کنید و با جزئیات تحصیل در این رشته آشنا نیستید، حتما این مقاله را، که البته کمی با چاشنی طنز نوشته شده، بخوانید.

همچنین به پدر و مادرهایی که دوست دارند فرزندشان دکتر شود تا آینده‌اش تضمین شده، درامد بالایی داشته و از شان اجتماعی قابل قبولی برخوردار باشد، خواندن این مقاله توصیه می‌شود.

مخاطب مهم دیگر این نوشته مشاورین و معلمین متعهدی هستند که بدون اشراف بر مسیر آموزش پزشکی و آینده این رشته در ایران صرفا برای پرشدن رزومه خود دانش‌آموزان را به پزشک شدن ترغیب می‌کنند، فارغ از اینکه اگر دانش‌آموزشان تحمل طی کردن این مسیر صعب‌العبور را نداشته باشد دچار صدمات جبران‌ناپذیری در زندگی خواهند شد.

کانال نسل زد - یادگیری مدرن تمامی مطالب مطرح شده در این نوشته را تائید نمی‌کند.

@Modern_Learning_for_GenZ


https://www.theprincejan.com/article/5311/
Forwarded from لِرنیتو | Lernito
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@lernito
و انتهای این قصه‌ی سرد و سفید
همیشه سبز خواهد بود
تا رسیدن سال نو ، تنها یک سلام خورشید باقی ست . . .
آرزو می‌کنیم …
هر آن چه در این لحظه‌ها
از دلتان می‌گذرد
به نسیم لطافتِ خداوند
بر شما روا گردد …

نوروزتان پیروز، هر روزتان نوروز
2