ویدئوی دوم
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
تولید و به روز کردن مقالات علمی و تحقیقی
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه تحقیقات علمی مانند یک دستیار هوشمند زمان زیادی را از محققین صرفهجویی کند.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/sPiOP_CB54A?feature=shared
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
تولید و به روز کردن مقالات علمی و تحقیقی
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه تحقیقات علمی مانند یک دستیار هوشمند زمان زیادی را از محققین صرفهجویی کند.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/sPiOP_CB54A?feature=shared
YouTube
This is changing the way scientists research | Gemini
Gemini — Google’s newest and most capable AI model.
200,000 scientific papers with crucial science information gets read, understood, and filtered by Gemini all in one lunch break. Join DeepMind Research Scientist Sebastian Nowozin and Software Engineer…
200,000 scientific papers with crucial science information gets read, understood, and filtered by Gemini all in one lunch break. Join DeepMind Research Scientist Sebastian Nowozin and Software Engineer…
👍2
ویدئوی سوم
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
حل مسائل ریاضی و فیزیک
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه حل مسائل پیچیده ریاضی و فیزیک مانند یک دستیار هوشمند به دانشآموزان و معلمان کمک کند.
به نظر میرسد با Gemini، گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه آموزش برداشته است. دنیای آموزش بزودی شاهد تحولات بنیادی خواهد بود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/K4pX1VAxaAI?feature=shared
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
حل مسائل ریاضی و فیزیک
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه حل مسائل پیچیده ریاضی و فیزیک مانند یک دستیار هوشمند به دانشآموزان و معلمان کمک کند.
به نظر میرسد با Gemini، گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه آموزش برداشته است. دنیای آموزش بزودی شاهد تحولات بنیادی خواهد بود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/K4pX1VAxaAI?feature=shared
YouTube
Math & physics with AI | Gemini
AI explains learning in math & physics. Introducing Google’s newest and most capable AI model Gemini.
Gemini was trained to recognize and understand text, images, audio, and more at the same time, so it better understands nuanced information and can answer…
Gemini was trained to recognize and understand text, images, audio, and more at the same time, so it better understands nuanced information and can answer…
👍2
ویدئوی چهارم
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل:
برنامهنویسی کامپیوتری
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است با چندین زبان برنامهنویسی کدهای کامپیوتری تولید کرده و کلیه مراحل برنامهنویسی را با سرعت بالا انجام دهد. همچنین چون یک دستیار هوشمند به سرعت و دقت تولید اپلیکیشنهای کامپیوتری کمک نماید.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه برنامهنویسی کامپیوتری برداشته است.
آیا بزودی هوش مصنوعی جای برنامهنویسان را خواهد گرفت و به هر فردی با کمترین دانش کامپیوتری قدرت تولید برنامههای کاربردی را خواهد داد؟!!!
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/LvGmVmHv69s?feature=shared
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل:
برنامهنویسی کامپیوتری
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است با چندین زبان برنامهنویسی کدهای کامپیوتری تولید کرده و کلیه مراحل برنامهنویسی را با سرعت بالا انجام دهد. همچنین چون یک دستیار هوشمند به سرعت و دقت تولید اپلیکیشنهای کامپیوتری کمک نماید.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه برنامهنویسی کامپیوتری برداشته است.
آیا بزودی هوش مصنوعی جای برنامهنویسان را خواهد گرفت و به هر فردی با کمترین دانش کامپیوتری قدرت تولید برنامههای کاربردی را خواهد داد؟!!!
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/LvGmVmHv69s?feature=shared
YouTube
Using AI to solve complex problems | Gemini
Watch as AI solves complex problems with Google DeepMind Research Engineer Gabriela Surita – using Gemini’s advanced coding abilities, including quickly prototyping a web app to explore London’s train stations. Gemini is Google’s newest and most capable AI…
👍1
نسل زِد - یادگیری مدرن
ویدئوی اول از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل قابلیت درک و تحلیل همزمان متن، صوت و تصویر این نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که همزمان بر روی متن، تصویر و صوت عمل میکند و قابلیتهای بسیار خارقالعادهای دارد. به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام…
ویدئوی اول
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
قابلیت درک و تحلیل همزمان متن، صوت و تصویر
این نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که همزمان بر روی متن، تصویر و صوت عمل میکند و قابلیتهای بسیار خارقالعادهای دارد.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
قابلیت درک و تحلیل همزمان متن، صوت و تصویر
این نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که همزمان بر روی متن، تصویر و صوت عمل میکند و قابلیتهای بسیار خارقالعادهای دارد.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
آگاهی عمومی جهت تغذیه سالم ....
بسیاری از محصولات خوراکی با برچسب خالی از شکر Sugar Free از شیرینکنندههای مصنوعی مانند سوکرالوز استفاده میکنند. ظاهرا ضرر این شیرینکنندهها بیشتر از شکر و شیرینکننده طبیعی است. خوبست در مصرف آنها جانب احتیاط را رعایت کنیم.
سوکرالوز یک شیرینکننده سنتز شیمیایی با کالری صفر است که از ساکارز استخراج میشود. سوکرالوز در مقایسه با قند استخراج شده طبیعی ۶۵۰ برابر شیرینتر است. این ماده غالباً در طعم وسیعی از نوشیدنیهای گازدار، سس سالاد، مخلوطهای پخت، غلات صبحانه و آدامسهای جویدنی به دلیل طعم و مزه بدون تلخی آن استفاده میشود.
سوکرالوز با سایر شیرینکنندههای بدون کالری مانند دکستروز و مالتودکسترین مخلوط میشود تا شیرینی بیش از حد آن ها کاهش یابد. بیشتر ساکارالوز مصرفی به طور کامل توسط بدن انسان جذب نمیشود و از طریق ادرار دفع میشود. تقریباً ۲۰-۲۰ درصد سوکرالوز وارد خون میشود و از طریق ادرار بدون متابولیسم دفع میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://www.olgaco.com/what-are-the-harms-of-artificial-sweetener-sucralose/
.
بسیاری از محصولات خوراکی با برچسب خالی از شکر Sugar Free از شیرینکنندههای مصنوعی مانند سوکرالوز استفاده میکنند. ظاهرا ضرر این شیرینکنندهها بیشتر از شکر و شیرینکننده طبیعی است. خوبست در مصرف آنها جانب احتیاط را رعایت کنیم.
سوکرالوز یک شیرینکننده سنتز شیمیایی با کالری صفر است که از ساکارز استخراج میشود. سوکرالوز در مقایسه با قند استخراج شده طبیعی ۶۵۰ برابر شیرینتر است. این ماده غالباً در طعم وسیعی از نوشیدنیهای گازدار، سس سالاد، مخلوطهای پخت، غلات صبحانه و آدامسهای جویدنی به دلیل طعم و مزه بدون تلخی آن استفاده میشود.
سوکرالوز با سایر شیرینکنندههای بدون کالری مانند دکستروز و مالتودکسترین مخلوط میشود تا شیرینی بیش از حد آن ها کاهش یابد. بیشتر ساکارالوز مصرفی به طور کامل توسط بدن انسان جذب نمیشود و از طریق ادرار دفع میشود. تقریباً ۲۰-۲۰ درصد سوکرالوز وارد خون میشود و از طریق ادرار بدون متابولیسم دفع میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://www.olgaco.com/what-are-the-harms-of-artificial-sweetener-sucralose/
.
الگاشیمی
مضرات شیرین کننده مصنوعی سوکرالوز چیست؟ - الگاشیمی
. اگرچه سوکرالوز شیرین کننده ای است که به عنوان جایگزینی سالم برای شکر به بازار عرضه شده است؛ اما ویژگی ها منفی سوکرالوز باعث نگرانی محققان شده است؛ چرا که
درآمد شرکتهای بزرگ فنآوری آمریکا
بر اساس دپارتمانها، سرویسها و محصولات
و همچنین فروش آنها در مناطق جغرافیایی دنیا
@Modern_Learning_for_GenZ
بر اساس دپارتمانها، سرویسها و محصولات
و همچنین فروش آنها در مناطق جغرافیایی دنیا
@Modern_Learning_for_GenZ
👍3
جان اولیور در برنامه Last Week Tonight (HBO) در مورد McKinsey & Company قدیمیترین و بزرگترین شرکت مشاوره مدیریت میگوید.
پیشنهاد به تمام مدیران برای دیدن این برنامه
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/AiOUojVd6xQ?feature=shared
پیشنهاد به تمام مدیران برای دیدن این برنامه
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/AiOUojVd6xQ?feature=shared
YouTube
McKinsey: Last Week Tonight with John Oliver (HBO)
John Oliver discusses the oldest and largest management consulting firm: McKinsey & Company.
Connect with Last Week Tonight online...
Subscribe to the Last Week Tonight YouTube channel for more almost news as it almost happens: www.youtube.com/lastweektonight…
Connect with Last Week Tonight online...
Subscribe to the Last Week Tonight YouTube channel for more almost news as it almost happens: www.youtube.com/lastweektonight…
❤2
https://www.instagram.com/reel/C03wTQ0CUUd/?igshid=OTU1ODAwZWUxYg==
اشتباهات بزرگ منجر به خلق ایدههای ناب میشوند. و متاسفانه مدارس اکثرا مرکز ترساندن کودکان از اشتباه کردن و مرکز کشتن خلاقیت آنها هستند.
@Modern_Learning_for_GenZ
اشتباهات بزرگ منجر به خلق ایدههای ناب میشوند. و متاسفانه مدارس اکثرا مرکز ترساندن کودکان از اشتباه کردن و مرکز کشتن خلاقیت آنها هستند.
@Modern_Learning_for_GenZ
معمای گسترش طبقه جوانان تحصیل نکرده و آموزش ندیده و بیکار (نییت)
Neet (Not employed, educated or trained)
شبکههای اجتماعی این باور را بیشتر تقویت کرده که شما با انجام فعالیتهای بسیار سطحی و ساده میتوانید زندگی و درآمد بسیار خوبی داشته باشید. از سوی دیگر اراده بچهها به خصوص در برابر مشکلات پرورش پیدا نمیکند و خیلی از ناکامیها را تجربه نمیکنند و یاد نمیگیرند که مقابل ناکامی بایستند و احساس مسئولیت هم نخواهند کرد.
یکی از چالشهایی که در سالهای اخیر، کشورهای مختلف در اقصی نقاط جهان با آن دست به گریبان بوده و هستند، مساله ظهور و گسترش طبقه Neet؛ طبقه و گروهی که که نَه دنبال کسب آموزش، مهارت هستند و نه به دنبال کسب شغل.
به گزارش فرارو؛ این موضوع به یک چالش محوری تبدیل شده و بسیاری بر این باورند که نظام آموزشی باید معطوف به آن باشند و قبلا از اینکه جلوههای خسارت بار این پدیده خود را نشان دهند، سعی در مقابله با ابعاد خسارتبار آن داشته باشند. این عده معتقدند که گسترش طبقه Neet میتواند پیامدهای وخیمی را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای کشورمان داشته باشد.
از این رو، فرارو در گفتگو با شهین ایروانی، استاد "مبانی فلسفی و اجتماعی آموزش و پرورشِ" دانشگاه تهران، به واکاوی نقش نظام آموزشی در ظهور و گسترش طبقه Neet پرداخته است.
میانگین جوانان نیت در دنیا ۷-۱۰ درصد و در ایران بالای ۳۶ درصد است. این درصد برابر نسبت جوانان بیکار تحصیل کرده و ماهر به کل جمعیت جوانان ۱۵ تا ۲۵ است.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://fararu.com/fa/news/693134/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-neet
Neet (Not employed, educated or trained)
شبکههای اجتماعی این باور را بیشتر تقویت کرده که شما با انجام فعالیتهای بسیار سطحی و ساده میتوانید زندگی و درآمد بسیار خوبی داشته باشید. از سوی دیگر اراده بچهها به خصوص در برابر مشکلات پرورش پیدا نمیکند و خیلی از ناکامیها را تجربه نمیکنند و یاد نمیگیرند که مقابل ناکامی بایستند و احساس مسئولیت هم نخواهند کرد.
یکی از چالشهایی که در سالهای اخیر، کشورهای مختلف در اقصی نقاط جهان با آن دست به گریبان بوده و هستند، مساله ظهور و گسترش طبقه Neet؛ طبقه و گروهی که که نَه دنبال کسب آموزش، مهارت هستند و نه به دنبال کسب شغل.
به گزارش فرارو؛ این موضوع به یک چالش محوری تبدیل شده و بسیاری بر این باورند که نظام آموزشی باید معطوف به آن باشند و قبلا از اینکه جلوههای خسارت بار این پدیده خود را نشان دهند، سعی در مقابله با ابعاد خسارتبار آن داشته باشند. این عده معتقدند که گسترش طبقه Neet میتواند پیامدهای وخیمی را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای کشورمان داشته باشد.
از این رو، فرارو در گفتگو با شهین ایروانی، استاد "مبانی فلسفی و اجتماعی آموزش و پرورشِ" دانشگاه تهران، به واکاوی نقش نظام آموزشی در ظهور و گسترش طبقه Neet پرداخته است.
میانگین جوانان نیت در دنیا ۷-۱۰ درصد و در ایران بالای ۳۶ درصد است. این درصد برابر نسبت جوانان بیکار تحصیل کرده و ماهر به کل جمعیت جوانان ۱۵ تا ۲۵ است.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://fararu.com/fa/news/693134/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-neet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش یک مهارت اجتماعی مهم
معلمها نه تنها مسئول آموزش علوم و ریاضی هستند بلکه آموزش مهارتهای زندگی به دانشآموزان، بخش مهمی از وظایف آنان است.
@Modern_Learning_for_GenZ
معلمها نه تنها مسئول آموزش علوم و ریاضی هستند بلکه آموزش مهارتهای زندگی به دانشآموزان، بخش مهمی از وظایف آنان است.
@Modern_Learning_for_GenZ
❤2👎1👏1
دیدار قاسم غنی با هرتسفلد و اینشتین (۱)
دوشنبه ۳۱ دسامبر ۱۹۴۵
مطابق دهم دی ۱۳۲۴ هجری شمسی
مطابق ۲۵ محرم ۱۳۹۵ هجری قمری
امروز صبح ساعت شش حرکت نموده که ساعت هشت بهطرف پرینستون بروم زیرا امروز ساعت ۳/۵ بعد از ظهر وعده ملاقات [دارم] با دکتر البرت اینشتین معروف، واضع فرضيه نسبیت و تئوریهای اتومیک که منجر به کشف بمب اتوميک شد. موقعيكه یهودیها را از آلمان خارج کردند او هجرت کرد و به آمریکا دعوت شد و تابعیت آمریکا را قبول کرد و در اونیورسیته پرینستون به صف استاد مطالعات عالی در علوم ریاضی مشغول شد، و امسال چون ۶۶ ساله است متقاعد [بازنشسته] شده.
چند روز قبل که پروفسور ارنست هرتسفلد به واشنگتن آمده و در سفارت او را به ناهار دعوت کرده بودند من هم دعوت داشتم در آنجا معارفه به عمل آمد. این مرد یکی از متبحرترین اشخاص دنیا است در تاریخ و آثار قدیمۀ قبل از اسلام ایران سالها در تخت جمشید و مشهد مرغاب و همدان و غیره کار کرده، کتابهای مهم نوشته، خطوط سانسکریت و پهلوی میداند، فرانسه و انگلیسی میداند، عربی و فارسی میداند. اصلا یهودی آلمانی است. حالا در پرینستون پروفسور است ولی چون سن او شصت و شش است، امسال متقاعد شده است. مرد متین با محبت دانشمندی است. بعد از ناهار دو سه ساعت باهم صحبت داشتیم عصر با اتومبیل سفارت به اتفاق خانم آقای علاء رفت. یعنی خانم رفت که او را برساند و خود بهجای دیگر برود. از ایشان خواهش کرده بود که ترتیبی بدهند که دوباره مرا ببیند و قرار شد فردا برای چای به سفارت اتفاقاً پروفسور ولایه هم که مرد مجارستانی مستشرقی است آمد. آن روز موقع خداحافظی که هرتسفلد به پرینستون برمیگشت گفتم میل دارم دکتر آلبرت اینشتین معروف را ملاقات کنم. گفت من ترتیب ملاقات را میدهم. بطور مزاح گفتم به اینشتین بگو یک نفر ایرانی خاطرخواه داری که نه با تئوری «نسبی» توکاری دارد نه با تئوریهای آتوم و کشف بمب اتومیک و نه به وزن نور، فقط بعنوان اینکه نیوتون قرن حاضری و از اساتید علم، میل دارد تو را زیارت کند. گفت همین طور پیغام را خواهم رساند. خلاصه در تاریخ ۱۶ دسامبر پروفسور ارنست هرتسفلد کاغذی به فرانسه نوشته بود به این مضمون: « با اینشتین مذاکره کردم میگوید کمال خوشوقتی را به دیدن شما خواهد داشت و انتخاب روز را کاملا به شما وا می گذارد تا آخر دسامبر جز ۲۷ دسامبر و یا هفته اول ژانویه. خبر بدهید. و بعد نقشه حرکت را شرح داده. در خاتمه می.گوید که ملاقات شما در واشنگتن تأثیر زیادی در من داشته و همیشه مایل بدیدن شما هستم».
من روز آخر سال فرنگی را انتخاب کردم و نوشتم که اگر مانعی نیست بنویسید.
امروز روز سرد بارانی است حرکت کردم. ساعت ۷/۵ آقای سفیر افغانستان اتومبیل فرستاده بود که مرا به ستاسیون [ایستگاه] ببرد. به محض ورود هرتسفلد را با اتومبیلی منتظر دیدم. به خانه او رفتیم. راجع به مشهد مادر سلیمان، مشهد مرغاب صحبت کرد و بنای مجاور آن و یقین به اینکه قبرهایی در سنگ هست و نیز لوحههای طلا یا نقره یا فلز دیگر معتقد بود که بنای مجاور معروف به کعبه زرتشت احتمال قوی دارد قبر زرتشت باشد، و گفت این را مثل سر میگوید که مسبوق باشم که وقتی جمعیت آثار ملی اقدام به حفر کند. بعد دکتر پائولی که اصلا وینی و تربیت شدهٔ سویس و پروفسور در سویس بوده و همین امسال در فيزيک جايزه نوبل گرفته قانونی در فيزیک كشف كرده به نام قانون پائولی وارد شد. این دکتر چهل سال ندارد، شاید ۳۶ یا ۳۷ سال حالا در پرینستون پروفسور مطالعات عالی است. بسیار مرد خاضع و متواضعی است. صحبت مرا از هرتسفلد شنیده بود و خواسته بود مرا ملاقات کند زیرا به تاریخ علم مخصوصاً نئوپلاطونیسم شوقی دارد. مقداری صحبت کردیم قریب یکساعت از فلسفه اشراق اسلام و افلاطونیان جدید و اوریه پرسید خیلی صحبت شد. بعد ساعت سه و نیم وارد خانه اینشتین شدیم. خانهٔ کوچکی دارد دارای دو طبقه. خانمی به سن قریب چهل سال که منشی و پرستار او است در را باز کرد و به سالونی برد و بعد آمد که بیائید بالا اطاق خلوت و کتابخانه اینشتین، رفتیم. از پلههای كوچک كه بالا رفتیم در باز شد و پیرمرد بسیار نورانی و پاکیزهای یعنی اینشتین پیدا شد. به قول ملای رومی:
... پیری کاملی پرمایهای
آفتابی در میان سایهای*
*[دید شخصی فاضلی پرمایهای
آفتابی درمیان سایهای]
@Modern_Learning_for_GenZ
دوشنبه ۳۱ دسامبر ۱۹۴۵
مطابق دهم دی ۱۳۲۴ هجری شمسی
مطابق ۲۵ محرم ۱۳۹۵ هجری قمری
امروز صبح ساعت شش حرکت نموده که ساعت هشت بهطرف پرینستون بروم زیرا امروز ساعت ۳/۵ بعد از ظهر وعده ملاقات [دارم] با دکتر البرت اینشتین معروف، واضع فرضيه نسبیت و تئوریهای اتومیک که منجر به کشف بمب اتوميک شد. موقعيكه یهودیها را از آلمان خارج کردند او هجرت کرد و به آمریکا دعوت شد و تابعیت آمریکا را قبول کرد و در اونیورسیته پرینستون به صف استاد مطالعات عالی در علوم ریاضی مشغول شد، و امسال چون ۶۶ ساله است متقاعد [بازنشسته] شده.
چند روز قبل که پروفسور ارنست هرتسفلد به واشنگتن آمده و در سفارت او را به ناهار دعوت کرده بودند من هم دعوت داشتم در آنجا معارفه به عمل آمد. این مرد یکی از متبحرترین اشخاص دنیا است در تاریخ و آثار قدیمۀ قبل از اسلام ایران سالها در تخت جمشید و مشهد مرغاب و همدان و غیره کار کرده، کتابهای مهم نوشته، خطوط سانسکریت و پهلوی میداند، فرانسه و انگلیسی میداند، عربی و فارسی میداند. اصلا یهودی آلمانی است. حالا در پرینستون پروفسور است ولی چون سن او شصت و شش است، امسال متقاعد شده است. مرد متین با محبت دانشمندی است. بعد از ناهار دو سه ساعت باهم صحبت داشتیم عصر با اتومبیل سفارت به اتفاق خانم آقای علاء رفت. یعنی خانم رفت که او را برساند و خود بهجای دیگر برود. از ایشان خواهش کرده بود که ترتیبی بدهند که دوباره مرا ببیند و قرار شد فردا برای چای به سفارت اتفاقاً پروفسور ولایه هم که مرد مجارستانی مستشرقی است آمد. آن روز موقع خداحافظی که هرتسفلد به پرینستون برمیگشت گفتم میل دارم دکتر آلبرت اینشتین معروف را ملاقات کنم. گفت من ترتیب ملاقات را میدهم. بطور مزاح گفتم به اینشتین بگو یک نفر ایرانی خاطرخواه داری که نه با تئوری «نسبی» توکاری دارد نه با تئوریهای آتوم و کشف بمب اتومیک و نه به وزن نور، فقط بعنوان اینکه نیوتون قرن حاضری و از اساتید علم، میل دارد تو را زیارت کند. گفت همین طور پیغام را خواهم رساند. خلاصه در تاریخ ۱۶ دسامبر پروفسور ارنست هرتسفلد کاغذی به فرانسه نوشته بود به این مضمون: « با اینشتین مذاکره کردم میگوید کمال خوشوقتی را به دیدن شما خواهد داشت و انتخاب روز را کاملا به شما وا می گذارد تا آخر دسامبر جز ۲۷ دسامبر و یا هفته اول ژانویه. خبر بدهید. و بعد نقشه حرکت را شرح داده. در خاتمه می.گوید که ملاقات شما در واشنگتن تأثیر زیادی در من داشته و همیشه مایل بدیدن شما هستم».
من روز آخر سال فرنگی را انتخاب کردم و نوشتم که اگر مانعی نیست بنویسید.
امروز روز سرد بارانی است حرکت کردم. ساعت ۷/۵ آقای سفیر افغانستان اتومبیل فرستاده بود که مرا به ستاسیون [ایستگاه] ببرد. به محض ورود هرتسفلد را با اتومبیلی منتظر دیدم. به خانه او رفتیم. راجع به مشهد مادر سلیمان، مشهد مرغاب صحبت کرد و بنای مجاور آن و یقین به اینکه قبرهایی در سنگ هست و نیز لوحههای طلا یا نقره یا فلز دیگر معتقد بود که بنای مجاور معروف به کعبه زرتشت احتمال قوی دارد قبر زرتشت باشد، و گفت این را مثل سر میگوید که مسبوق باشم که وقتی جمعیت آثار ملی اقدام به حفر کند. بعد دکتر پائولی که اصلا وینی و تربیت شدهٔ سویس و پروفسور در سویس بوده و همین امسال در فيزيک جايزه نوبل گرفته قانونی در فيزیک كشف كرده به نام قانون پائولی وارد شد. این دکتر چهل سال ندارد، شاید ۳۶ یا ۳۷ سال حالا در پرینستون پروفسور مطالعات عالی است. بسیار مرد خاضع و متواضعی است. صحبت مرا از هرتسفلد شنیده بود و خواسته بود مرا ملاقات کند زیرا به تاریخ علم مخصوصاً نئوپلاطونیسم شوقی دارد. مقداری صحبت کردیم قریب یکساعت از فلسفه اشراق اسلام و افلاطونیان جدید و اوریه پرسید خیلی صحبت شد. بعد ساعت سه و نیم وارد خانه اینشتین شدیم. خانهٔ کوچکی دارد دارای دو طبقه. خانمی به سن قریب چهل سال که منشی و پرستار او است در را باز کرد و به سالونی برد و بعد آمد که بیائید بالا اطاق خلوت و کتابخانه اینشتین، رفتیم. از پلههای كوچک كه بالا رفتیم در باز شد و پیرمرد بسیار نورانی و پاکیزهای یعنی اینشتین پیدا شد. به قول ملای رومی:
... پیری کاملی پرمایهای
آفتابی در میان سایهای*
*[دید شخصی فاضلی پرمایهای
آفتابی درمیان سایهای]
@Modern_Learning_for_GenZ
Wikipedia
قاسم غنی
سیاستمدار و نویسندۀ ایرانی
👍3
دیدار قاسم غنی با هرتسفلد و اینشتین (۲)
مردی متوسطالقامه چهارشانه با سبیل کلفت سفید، ریش تراشیده و موهای سفید به شکل آرتیستها قدری بلند و ژولیده، جلیقه پشمی کبودی در بر داشت. با تبسم پدرانهٔ بسیار ملیحی استقبال کرد و به گرمی دست داد و نشاند. اطاق محقر کوچکی بود با قریب دویست جلد کتاب در دو قفسه و مقداری اوراق و نت و یادداشت در دو قفسه دیگر میز تحریر محقری با مقداری کاغذ روی آن و در وسط هم میز کهنهٔ دیگری با يک قدح بلوری توتون و چپق. نشست و نشستیم و خیلی اظهار محبت کرد. از پروفسور هرتسفلد در راه پرسیدم با اینشتین چه زبان حرف بزنم فرانسه یا انگلیسی؟ گفت من نمیدانم فرانسه میداند یا انگلیزی حرف میزند و البته زبان او آلمانی است. به این مناسبت پروفسور هرتسفلد به او گفت دکتر غنی میپرسد که با شما انگلیزی حرف بزند یا فرانسه؟ گفت انگلیزی بهتر است. بعد گفت من هيچ یک را خوب نمیدانم، فقط اجبار مرا وادار کرد که انگلیزی حرف بزنم. گفتم شما کارهای لازمتر داشتهاید برای شما تحصیل زبان اتلاف وقت گرانبها است. گفت برای همه چنین است، اتلاف وقت است، زیرا دماغ و فکر انسان محدود و وقتش هم محدود است دیگر فرصت اتلاف وقت برای زبان ندارد. مسائل علمی ترجمهاش به یک زبان که انسان بداند آساده است. البته شعر و ادب موضوع دیگری است آنها قابل ترجمه نیستند و به ترجمه در نمیآیند و در ترجمه لطف خود را کم میکنند. ولی علم را آسان میتوان ترجمه کرد گفتم بلی من خیال میکردم فرانسه حرف میزنید زیرا در ترجمه حیات آناتول فرانس میخواندم که در برلن در ۱۹۲۱ از شما ملاقات کرد و مقداری با هم صحبت کردید. گفت بلی فرانسه آن وقت روانتر حرف میزدم و مترجمی در بین نبود. آناتول فرانس هم زبان دیگر نمیدانست. بعد گفت برای نویسنده زبان خارجی مضر است زیرا لطف زبان مادری او را مشوب میسازد، مخصوصا نویسنده نباید زبان خارجی بداند. گفتم شنیدم فرانس به شما گفته بود که امروز درست که حساب میکنم گوته را بزرگترین متفکرین میشمارم گفت بلی خوب یادم هست این را گفت و خیلی گوته را دوست داشت. بعد شرحی از فرانس صحبت کرد. گفت وقتی من او را دیدم خیلی پیر بود. بعد گفت همه چیز را خوب میدانست، مرد بزرگی بود بسیار مرد بزرگی بود. گفتم مبهماً در نظر دارم که از شخص دیگری هم مانند گوته خیلی تعریف کرده بود؟ گفت یادم نیست (گفته بود چون به عقب مینگرم سه چیز را در این دنیای بی سر و ته مایه تسلیت خاطر میشمرم) صنعت یونان، شعر راسين، عمق فکر گوته. گفتم صحبت علمی با شما کرد؟ گفت نه وارد جزئیات مسائل علمی نشدیم در کلیات حرف زدیم.
بعد گفت خیلی «راشنال» بود و شاید بیش از اندازه. بعد از من پرسید چه چیزهائی مورد علاقه زیاد شما است؟ گفتم من اساسا طبیبم و چیزی که زیاد جالب توجه من است تاریخ تمدن و علم است. گفت چه موضوع خوبی است. بعد گفت ایران و اسلام تمدن بزرگی در تاریخ علم داشته. گفتم چنین است. پرسید چه عهدی بزرگترین عهد علمی اسلام است. گفتم قرن چهارم هجری علوم یعنی ۱۱ میلادی [کذا: درست دهم میلادی]. گفت چطور؟ گفتم مسلمین از قرن دوم بتدریج با علوم آشنا شدند، ولی مدتی وقت به ترجمهٔ آثار یونانیها و رومیها و ایرانیها و سریانیها و غیره گذشته که غالباً همه از مآخذ یونانی است. بعد از شیوع این ترجمهها دوره ظهور بزرگانی میرسد که خود ابتکار و استادی داشتهاند و در فلسفه اشخاصی چون ابنسینا، در طب چون رازی در ریاضی چون ابوریحان ظاهر شده که کلام قدما را مورد نقد قرار داده، خود تجارب داشته و اظهار نظر مستقل داشته و مفاهیم خود را به اضافه نظرهای خاص خود بر آن افزودهاند. از کار سریانیها تحقیق کرد از کار مدرسه اسکندریه. خیلی خیلی از این تحقیقات لذت میبرد. بعد از مکتب اسپانی پرسید. شرحی گفته شد و تأثیر آنها در اروپائیها.
هم از مسئله دَوَران خون و عقاید قدما پرسید. من عقائد بقراط و محدودیت اطلاعات تشریحی او را و وسعت اطلاعات جالینوس را که در مکتب اسکندریه تحصیل تشریح کرده بود و در اسکندریه تشریح شایع و رایج بوده صحبت کردم. گفت اطبای مسلم و ایرانی تجارب داشتهاند؟ گفتم بلی مخصوصاً رازی از الکل و اسید سولفوريک و تجارب مریضحانهها و کلینیکی او صحبت شد که او را «مجرب» لقب دادهاند. از جمله گفتم که این تجربه بیشتر در عالم طب بوده سایر علوم بیشتر نظری و حتی نظری صرف بوده، از فيزيك ابوعلی که همان فيزيک ارسطو است صحبت شد. با آنکه من خیلی میل داشتم که هر چه بیشتر جواب سئوالات مرا بدهد تا به اینجا اینطور واقع شد که هی او سئوال میکرد. خیلی هم لذت میبرد و بیشتر رفیق و شکفته شد. اینجا از متد قدما صحبت کردم که بقراط میگفت طبیب باید دو بال داشته باشد یکی بال تجربه و مطالعه و دیگری بال نظر و تعقل تا بتواند بپرد با يک بال نمیتوان طیران کرد. عقل و منطق باید معدل و راهبر تجربه باشد و تجربه مؤید تعقل.
@Modern_Learning_for_GenZ
مردی متوسطالقامه چهارشانه با سبیل کلفت سفید، ریش تراشیده و موهای سفید به شکل آرتیستها قدری بلند و ژولیده، جلیقه پشمی کبودی در بر داشت. با تبسم پدرانهٔ بسیار ملیحی استقبال کرد و به گرمی دست داد و نشاند. اطاق محقر کوچکی بود با قریب دویست جلد کتاب در دو قفسه و مقداری اوراق و نت و یادداشت در دو قفسه دیگر میز تحریر محقری با مقداری کاغذ روی آن و در وسط هم میز کهنهٔ دیگری با يک قدح بلوری توتون و چپق. نشست و نشستیم و خیلی اظهار محبت کرد. از پروفسور هرتسفلد در راه پرسیدم با اینشتین چه زبان حرف بزنم فرانسه یا انگلیسی؟ گفت من نمیدانم فرانسه میداند یا انگلیزی حرف میزند و البته زبان او آلمانی است. به این مناسبت پروفسور هرتسفلد به او گفت دکتر غنی میپرسد که با شما انگلیزی حرف بزند یا فرانسه؟ گفت انگلیزی بهتر است. بعد گفت من هيچ یک را خوب نمیدانم، فقط اجبار مرا وادار کرد که انگلیزی حرف بزنم. گفتم شما کارهای لازمتر داشتهاید برای شما تحصیل زبان اتلاف وقت گرانبها است. گفت برای همه چنین است، اتلاف وقت است، زیرا دماغ و فکر انسان محدود و وقتش هم محدود است دیگر فرصت اتلاف وقت برای زبان ندارد. مسائل علمی ترجمهاش به یک زبان که انسان بداند آساده است. البته شعر و ادب موضوع دیگری است آنها قابل ترجمه نیستند و به ترجمه در نمیآیند و در ترجمه لطف خود را کم میکنند. ولی علم را آسان میتوان ترجمه کرد گفتم بلی من خیال میکردم فرانسه حرف میزنید زیرا در ترجمه حیات آناتول فرانس میخواندم که در برلن در ۱۹۲۱ از شما ملاقات کرد و مقداری با هم صحبت کردید. گفت بلی فرانسه آن وقت روانتر حرف میزدم و مترجمی در بین نبود. آناتول فرانس هم زبان دیگر نمیدانست. بعد گفت برای نویسنده زبان خارجی مضر است زیرا لطف زبان مادری او را مشوب میسازد، مخصوصا نویسنده نباید زبان خارجی بداند. گفتم شنیدم فرانس به شما گفته بود که امروز درست که حساب میکنم گوته را بزرگترین متفکرین میشمارم گفت بلی خوب یادم هست این را گفت و خیلی گوته را دوست داشت. بعد شرحی از فرانس صحبت کرد. گفت وقتی من او را دیدم خیلی پیر بود. بعد گفت همه چیز را خوب میدانست، مرد بزرگی بود بسیار مرد بزرگی بود. گفتم مبهماً در نظر دارم که از شخص دیگری هم مانند گوته خیلی تعریف کرده بود؟ گفت یادم نیست (گفته بود چون به عقب مینگرم سه چیز را در این دنیای بی سر و ته مایه تسلیت خاطر میشمرم) صنعت یونان، شعر راسين، عمق فکر گوته. گفتم صحبت علمی با شما کرد؟ گفت نه وارد جزئیات مسائل علمی نشدیم در کلیات حرف زدیم.
بعد گفت خیلی «راشنال» بود و شاید بیش از اندازه. بعد از من پرسید چه چیزهائی مورد علاقه زیاد شما است؟ گفتم من اساسا طبیبم و چیزی که زیاد جالب توجه من است تاریخ تمدن و علم است. گفت چه موضوع خوبی است. بعد گفت ایران و اسلام تمدن بزرگی در تاریخ علم داشته. گفتم چنین است. پرسید چه عهدی بزرگترین عهد علمی اسلام است. گفتم قرن چهارم هجری علوم یعنی ۱۱ میلادی [کذا: درست دهم میلادی]. گفت چطور؟ گفتم مسلمین از قرن دوم بتدریج با علوم آشنا شدند، ولی مدتی وقت به ترجمهٔ آثار یونانیها و رومیها و ایرانیها و سریانیها و غیره گذشته که غالباً همه از مآخذ یونانی است. بعد از شیوع این ترجمهها دوره ظهور بزرگانی میرسد که خود ابتکار و استادی داشتهاند و در فلسفه اشخاصی چون ابنسینا، در طب چون رازی در ریاضی چون ابوریحان ظاهر شده که کلام قدما را مورد نقد قرار داده، خود تجارب داشته و اظهار نظر مستقل داشته و مفاهیم خود را به اضافه نظرهای خاص خود بر آن افزودهاند. از کار سریانیها تحقیق کرد از کار مدرسه اسکندریه. خیلی خیلی از این تحقیقات لذت میبرد. بعد از مکتب اسپانی پرسید. شرحی گفته شد و تأثیر آنها در اروپائیها.
هم از مسئله دَوَران خون و عقاید قدما پرسید. من عقائد بقراط و محدودیت اطلاعات تشریحی او را و وسعت اطلاعات جالینوس را که در مکتب اسکندریه تحصیل تشریح کرده بود و در اسکندریه تشریح شایع و رایج بوده صحبت کردم. گفت اطبای مسلم و ایرانی تجارب داشتهاند؟ گفتم بلی مخصوصاً رازی از الکل و اسید سولفوريک و تجارب مریضحانهها و کلینیکی او صحبت شد که او را «مجرب» لقب دادهاند. از جمله گفتم که این تجربه بیشتر در عالم طب بوده سایر علوم بیشتر نظری و حتی نظری صرف بوده، از فيزيك ابوعلی که همان فيزيک ارسطو است صحبت شد. با آنکه من خیلی میل داشتم که هر چه بیشتر جواب سئوالات مرا بدهد تا به اینجا اینطور واقع شد که هی او سئوال میکرد. خیلی هم لذت میبرد و بیشتر رفیق و شکفته شد. اینجا از متد قدما صحبت کردم که بقراط میگفت طبیب باید دو بال داشته باشد یکی بال تجربه و مطالعه و دیگری بال نظر و تعقل تا بتواند بپرد با يک بال نمیتوان طیران کرد. عقل و منطق باید معدل و راهبر تجربه باشد و تجربه مؤید تعقل.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍3
دیدار قاسم غنی با هرتسفلد و اینشتین (۳)
خیلی این اصل را پسندید و از متد «استنتاج» و «استقراء» صحبت شد. گفت امروز زیاد به «پوزیتیویسم» اهمیت میدهند و منحصر به تجربه میکنند. بعد گفت این افراط است مسائلی هست که به تجربه در نمیآید و راه وصول به آن حقایق غیر از تجربه است. گفتم پس شما متد علمی آمریکائیها را خراب میشمارید؟ خندید و گفت بلی خوب دریافتید و درست اشاره کردید. علم مكانیک شده و فقط به منظور «عمل» در آمده، گفتم و فایده. گفت بلی که همان عمل است. بعد از «پراگماتیسم» ویلیام جمس و فلسفه عملی آمریکا حرف زده شد. خیلی خندید و گفت اگر از امریکائی بپرسی چنگال چیست؟ جواب میدهد: چیزی است که خوردن را تسهیل میکند. در حالیکه چنگال غیر از این است و طور دیگر باید تعریف شود.
مواظب بودم، در مسائل به حدی کلی قضیه و نقطه حساس را اشاره میکرد و مستقیم و درست انگشت را روی قضیه میگذاشت که علامت عالم پخته است. گفت باید عقل و منطق و سایر شعب معارف بشر را هم در نظر گرفت. گفت واردات ذهنی «این تو بشن» هم موضوع مهمی است. غالب مخترعین از راه واردات ذهنی به کشف رسیدهاند قبل از هر تجربهای. در این جا با ملایمت گفتم دکتر اینشتین من چند روز قبل که پرفسور هرتسفلد به من نوشت و تلگراف کرد و امروز را برای ملاقات و زیارت شما معین کرد خیلی خوشوقت شدم. ضمناً به حکم «تداعی معانی» چون بیاد شما و ملاقات شما بودم و قهراً بیاد تئوریها و عقاید علمی و مباحث شما افتادم شعری در فارسی به نظرم آمد که از شما بپرسم که چطور منطبق با اصل علمی است منتهی به شکل بحث یکنفر شاعر و آن شعر هاتف اصفهانی است که ادوارد برون در تاریخ ادبیات ایران شرح حال او و شعر او را نوشته. این مرد در قسمت اخیر قرن ۱۲ هجری مرده و او میگوید:
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
آنچه نشنیده گوش آن شنوی
وانچه نادیده چشم آن بینی
دلِ هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
و شعر را برای او ترجمه کردم.
گفت بلی همان قشنگی فکر قدما است و به حدی زود دریافت و با سبک مستقيم و موجز و روشن خود تفسیر کرد که لذت بردم. گفت تصور میکنم میخواهد در عظمت خلقت و اسرار علم بگوید که بای همان ذره (ذی مقراطیس را نام برد) را که قدما میگفتند قابل قسمت نیست و جزء لا يتجزی، است این قدر اسرار در آن هست که همان کوچکترین شیئی عالم تصور باز آفتابی در آن خوابیده است. البته این حرف قشنگ متکی به عالم واقع و خارج و تجربه نیست. بعد از تئوری ذیمقراطیس و قدما حرف زد گفت چطور در جائی میشود ایستاد و گفت دیگر قابل قسمت نیست. ماده تا تصور کار کند و تا ابد قابل قسمت است. بعد صحبت از عرفا و تخیلات قشنگ آنها شد.
گفتم وقتی در مجله ای خواندم ملاقات شما و تاگور هندی را. گفت بلی گفتم خواندم که در مبحث «وحدت وجود» و «وجود کلی» با شما صحبت کرد گفت بلی گفتم تا،گور را چگونه دیدید؟ گفت: مرد خوش مشرب فهمیدهای بود با «دماغ باز» و «قلب صاف» ولی بعضیها با او بودند که او را وسیله تماشا و جلب توجه قرار داده بودند و آنها تعمد داشتند. البته جالب توجه هم بود با آن گیسوان و هیکل جذاب و لباس و زینتهای هندی و غیره. بعد با تبسم گفت همین در مجلات نوشتن و نشر دادن کار همان اشخاص است. بعد صحبت از آثار تاگور شد گفتم من غالب آثار او را خواندهام و از کتاب «دنیا و خانه» که او خوانده بود صحبت کردم. عقیده مرا پرسید گفت تاگور در آن کتاب به عقیدۀ سیاسی و اجتماعی ناسیونالیستهای هندی مخصوصاً گاندی حمله میکند و مقصود از «ساندیپ» هنگامهجو او است. تاگور معتقد است که تقلید ناسیونالیسم به عرف اروپائی برای هندی غلط است. هندی در صحنه تئاتر حیات بشری رل دیگری دارد. تاگور قبل از همه چیز و مافوق همه چیز شاعر پر تصور پرخواب و خیالی است و مرد دنیای عرفان است و حسن ترجمه او یعنی چون خود آثار خود را به انگلیسی ترجمه کرد و انگلیسیدان ماهری است کتب او را شناساند. گفتم من ملاقات شما و او را اجتماع دو دنیای متفاوت عجیب میشمردم شما یک نفر اروپایی عالم به علوم تجربی و دقیق و ریاضی، اوشاعر پر خواب و خیال. گفت من هم اروپایی نیستم. گفتم ولی متد علمی شما گفت بلی صحیح است. اختلاف مشرب زیاد بود. پرسیدم دکتر شما همه عمر یعنی از اول شباب به مباحث ریاضی پرداخته اید. گفت نه، رياضي بلكه فيزیک. فقط علم ریاضی زبان و وسيلهٔ بيان فيزیکدان است. گفتم مقصودم این بود که تحصیل اونیورسیته شما از اول در این شعبه بوده؟ گفت بلی، حتی قبل از تحصیلات اونيورسيته من شیفته و سرگرم قوانين كلى فيزیک و اصول اولیه حكمت طبیعی بودم. بعد گفت بلی به متد اروپایی که ناگزیر در دائره «تخصص حِرَف» باید حرفه و فن خاصی را گرفت شیفته این بحت بودم، بلی عمر کوتاه است و یک نفر ناگزیر باید قوای خود را در یک رشته بکار بیندازد.
@Modern_Learning_for_GenZ
خیلی این اصل را پسندید و از متد «استنتاج» و «استقراء» صحبت شد. گفت امروز زیاد به «پوزیتیویسم» اهمیت میدهند و منحصر به تجربه میکنند. بعد گفت این افراط است مسائلی هست که به تجربه در نمیآید و راه وصول به آن حقایق غیر از تجربه است. گفتم پس شما متد علمی آمریکائیها را خراب میشمارید؟ خندید و گفت بلی خوب دریافتید و درست اشاره کردید. علم مكانیک شده و فقط به منظور «عمل» در آمده، گفتم و فایده. گفت بلی که همان عمل است. بعد از «پراگماتیسم» ویلیام جمس و فلسفه عملی آمریکا حرف زده شد. خیلی خندید و گفت اگر از امریکائی بپرسی چنگال چیست؟ جواب میدهد: چیزی است که خوردن را تسهیل میکند. در حالیکه چنگال غیر از این است و طور دیگر باید تعریف شود.
مواظب بودم، در مسائل به حدی کلی قضیه و نقطه حساس را اشاره میکرد و مستقیم و درست انگشت را روی قضیه میگذاشت که علامت عالم پخته است. گفت باید عقل و منطق و سایر شعب معارف بشر را هم در نظر گرفت. گفت واردات ذهنی «این تو بشن» هم موضوع مهمی است. غالب مخترعین از راه واردات ذهنی به کشف رسیدهاند قبل از هر تجربهای. در این جا با ملایمت گفتم دکتر اینشتین من چند روز قبل که پرفسور هرتسفلد به من نوشت و تلگراف کرد و امروز را برای ملاقات و زیارت شما معین کرد خیلی خوشوقت شدم. ضمناً به حکم «تداعی معانی» چون بیاد شما و ملاقات شما بودم و قهراً بیاد تئوریها و عقاید علمی و مباحث شما افتادم شعری در فارسی به نظرم آمد که از شما بپرسم که چطور منطبق با اصل علمی است منتهی به شکل بحث یکنفر شاعر و آن شعر هاتف اصفهانی است که ادوارد برون در تاریخ ادبیات ایران شرح حال او و شعر او را نوشته. این مرد در قسمت اخیر قرن ۱۲ هجری مرده و او میگوید:
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
آنچه نشنیده گوش آن شنوی
وانچه نادیده چشم آن بینی
دلِ هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
و شعر را برای او ترجمه کردم.
گفت بلی همان قشنگی فکر قدما است و به حدی زود دریافت و با سبک مستقيم و موجز و روشن خود تفسیر کرد که لذت بردم. گفت تصور میکنم میخواهد در عظمت خلقت و اسرار علم بگوید که بای همان ذره (ذی مقراطیس را نام برد) را که قدما میگفتند قابل قسمت نیست و جزء لا يتجزی، است این قدر اسرار در آن هست که همان کوچکترین شیئی عالم تصور باز آفتابی در آن خوابیده است. البته این حرف قشنگ متکی به عالم واقع و خارج و تجربه نیست. بعد از تئوری ذیمقراطیس و قدما حرف زد گفت چطور در جائی میشود ایستاد و گفت دیگر قابل قسمت نیست. ماده تا تصور کار کند و تا ابد قابل قسمت است. بعد صحبت از عرفا و تخیلات قشنگ آنها شد.
گفتم وقتی در مجله ای خواندم ملاقات شما و تاگور هندی را. گفت بلی گفتم خواندم که در مبحث «وحدت وجود» و «وجود کلی» با شما صحبت کرد گفت بلی گفتم تا،گور را چگونه دیدید؟ گفت: مرد خوش مشرب فهمیدهای بود با «دماغ باز» و «قلب صاف» ولی بعضیها با او بودند که او را وسیله تماشا و جلب توجه قرار داده بودند و آنها تعمد داشتند. البته جالب توجه هم بود با آن گیسوان و هیکل جذاب و لباس و زینتهای هندی و غیره. بعد با تبسم گفت همین در مجلات نوشتن و نشر دادن کار همان اشخاص است. بعد صحبت از آثار تاگور شد گفتم من غالب آثار او را خواندهام و از کتاب «دنیا و خانه» که او خوانده بود صحبت کردم. عقیده مرا پرسید گفت تاگور در آن کتاب به عقیدۀ سیاسی و اجتماعی ناسیونالیستهای هندی مخصوصاً گاندی حمله میکند و مقصود از «ساندیپ» هنگامهجو او است. تاگور معتقد است که تقلید ناسیونالیسم به عرف اروپائی برای هندی غلط است. هندی در صحنه تئاتر حیات بشری رل دیگری دارد. تاگور قبل از همه چیز و مافوق همه چیز شاعر پر تصور پرخواب و خیالی است و مرد دنیای عرفان است و حسن ترجمه او یعنی چون خود آثار خود را به انگلیسی ترجمه کرد و انگلیسیدان ماهری است کتب او را شناساند. گفتم من ملاقات شما و او را اجتماع دو دنیای متفاوت عجیب میشمردم شما یک نفر اروپایی عالم به علوم تجربی و دقیق و ریاضی، اوشاعر پر خواب و خیال. گفت من هم اروپایی نیستم. گفتم ولی متد علمی شما گفت بلی صحیح است. اختلاف مشرب زیاد بود. پرسیدم دکتر شما همه عمر یعنی از اول شباب به مباحث ریاضی پرداخته اید. گفت نه، رياضي بلكه فيزیک. فقط علم ریاضی زبان و وسيلهٔ بيان فيزیکدان است. گفتم مقصودم این بود که تحصیل اونیورسیته شما از اول در این شعبه بوده؟ گفت بلی، حتی قبل از تحصیلات اونيورسيته من شیفته و سرگرم قوانين كلى فيزیک و اصول اولیه حكمت طبیعی بودم. بعد گفت بلی به متد اروپایی که ناگزیر در دائره «تخصص حِرَف» باید حرفه و فن خاصی را گرفت شیفته این بحت بودم، بلی عمر کوتاه است و یک نفر ناگزیر باید قوای خود را در یک رشته بکار بیندازد.
@Modern_Learning_for_GenZ
❤4👍1
دیدار قاسم غنی با هرتسفلد و اینشتین (۴)
گفتم شما آراء فلسفۀ خاصی که مؤسس بر فيزيک و مباحث خودتان باشد نوشتهاید؟ گفت نه. به این مناسبت گفتم هانری پوانکاره عالم فرانسوی کتبی نوشت برای اینکه نظرهای خود را در دسترس عامه بگذارد و همه از نظرهای او استفاده ببرند، من کتب او را خواندهام. اسم پوانکاره را که بردم شکفته شد، گفت مرد بسیار بزرگی بود نظیر نداشت. و چون گفتم که کتابهای «علم و فرض» و «ارزش علم » را برای عوام نوشت، گفت شما آن دو کتاب را برای عوام میدانید، کتاب خواص است مخصوصاً کتاب خیلی خوب او «علم و فرض» است. بعد گفت ولی پوانکاره خیلی «پوزیتیویست» بود. در اینجا تأملی کرد و گفت «پوزیتیویسم» به معنائی که من میگویم. گفتم بلی ملتفت شدم مقصود این است که تنها راه وصول به حقیقت را «تجربه» میداند. با تبسم پدرانه و خیلی شکفتگی از استشهاد من خوشش آمد. بعد گفت بلی تجربه را تنها و تنها راه وصول به «حقیقت» میشمرد. گفت تجربه تنها راه وصول به حقایقی است، که ممکن است تسلیم آن شویم نه اینکه ماورای تجربه حقیقی نیست بسیاری از حقایق به تجربه در نمیآیند، عقل ما، قلب ما، به آن نمیرسد. دوباره پرسیدم که کتابی ننوشتهاید؟ گفت نه. گفتم چند روز قبل در مجلهای مقالهای از شما خواندم راجع به بمب اتومیک. من دوبار مقاله شما را به دقت خواندم، شما در آنجا دولت جهانی پیشنهاد میکنید خواستم قدری توضیح بدهید مقصود شما چیست؟ توضیح داد که میگویم سه دولت نمرۀ اول امریکا و روسیه و انگليس یک قسم مؤسسه قضائی و حکومتی دائر کنند برای حل مشکلات. گفتم این را عملی میدانید؟ گفت من آنجا گفتهام اگر نکنید منجر به جنگ میشود، و این جنگ غیر از جنگهای پیش است. خرابی آن خیلی بیش از تصور است. از اینجا صحبت به حوادث دنیا و جنگ و صلح و حقوق بشر و اقسام حکومتها افتاد. دمکراسی را بهترین حکومت ها میدانست که صدمهاش کمتر است ضمناً از دمکراسی هم نقادی كرد كه یک فرد عادی يا یک نفر آدم متوسط يا یک نفر متنفذ را كه نفوذش از راه تولید یا ثروت یا پارتیبازی است انتخاب میکنند، بعد گفت با این حال بهتر است زیرا اگر ما حکومت اریستوکراسی (به معنای طبقه ممتاز جامعه در علم یا شئون دیگر) برقرار کنیم طولی نمیکشد فساد در اریستوکراسی رخنه پیدا میکند و بعد معلوم نیست چه بشود. اولیگارشی همین مفاسد را دارد باز دموکراسی کم ضررتر است. بعد از بدی اوضاع و احوال حاضر و خطر جنگ و کذب و نفاق و ریای شایع و بیمعنی بودن كلمات و غیره و غیره صحبت شد. از یونان صحبت کرد که چون اختلافات خود را در بین خود نتوانستند حل کنند منقرض شدند. حالا هم اگر اختلافات را حل نکنند قریباً خیلی زود به جنگ خواهد کشید. بعد پرسیدم مسافرت به شرق کردهاید؟ گفت خیلی کم سفری به شرق اقصی (ژاپن) رفتم و از هند گذشتم اما خیلی مختصر صحبت از ایران و آب و هوای آن شد گفت تهران هوای آن خشک است، گفتم بلی ارتفاع تهران این است و خشک است. گفت چه قدر این هوا برای من خوب است دلم میخواهد در ایران باشم. گفتم همۀ ایرانیان مقدم شما را گرامی خواهند شمرد. شرقی و مخصوصاً ایرانی شما را با تجلیل دوست خواهند داشت و سعادتی خواهد بود. ضمناً آسمان صاف قشنگ خوبی هم داریم که متناسب به تفکرات علمی شما است. خیلی خندید و خوشش میآمد. دو ساعت و نیم تمام در محضر این مرد بزرگ بودم. انگلیسی را با لهجه آلمانی ولی روان و خوب و عالمانه حرف میزند منتهی آهسته.
@Modern_Learning_for_GenZ
گفتم شما آراء فلسفۀ خاصی که مؤسس بر فيزيک و مباحث خودتان باشد نوشتهاید؟ گفت نه. به این مناسبت گفتم هانری پوانکاره عالم فرانسوی کتبی نوشت برای اینکه نظرهای خود را در دسترس عامه بگذارد و همه از نظرهای او استفاده ببرند، من کتب او را خواندهام. اسم پوانکاره را که بردم شکفته شد، گفت مرد بسیار بزرگی بود نظیر نداشت. و چون گفتم که کتابهای «علم و فرض» و «ارزش علم » را برای عوام نوشت، گفت شما آن دو کتاب را برای عوام میدانید، کتاب خواص است مخصوصاً کتاب خیلی خوب او «علم و فرض» است. بعد گفت ولی پوانکاره خیلی «پوزیتیویست» بود. در اینجا تأملی کرد و گفت «پوزیتیویسم» به معنائی که من میگویم. گفتم بلی ملتفت شدم مقصود این است که تنها راه وصول به حقیقت را «تجربه» میداند. با تبسم پدرانه و خیلی شکفتگی از استشهاد من خوشش آمد. بعد گفت بلی تجربه را تنها و تنها راه وصول به «حقیقت» میشمرد. گفت تجربه تنها راه وصول به حقایقی است، که ممکن است تسلیم آن شویم نه اینکه ماورای تجربه حقیقی نیست بسیاری از حقایق به تجربه در نمیآیند، عقل ما، قلب ما، به آن نمیرسد. دوباره پرسیدم که کتابی ننوشتهاید؟ گفت نه. گفتم چند روز قبل در مجلهای مقالهای از شما خواندم راجع به بمب اتومیک. من دوبار مقاله شما را به دقت خواندم، شما در آنجا دولت جهانی پیشنهاد میکنید خواستم قدری توضیح بدهید مقصود شما چیست؟ توضیح داد که میگویم سه دولت نمرۀ اول امریکا و روسیه و انگليس یک قسم مؤسسه قضائی و حکومتی دائر کنند برای حل مشکلات. گفتم این را عملی میدانید؟ گفت من آنجا گفتهام اگر نکنید منجر به جنگ میشود، و این جنگ غیر از جنگهای پیش است. خرابی آن خیلی بیش از تصور است. از اینجا صحبت به حوادث دنیا و جنگ و صلح و حقوق بشر و اقسام حکومتها افتاد. دمکراسی را بهترین حکومت ها میدانست که صدمهاش کمتر است ضمناً از دمکراسی هم نقادی كرد كه یک فرد عادی يا یک نفر آدم متوسط يا یک نفر متنفذ را كه نفوذش از راه تولید یا ثروت یا پارتیبازی است انتخاب میکنند، بعد گفت با این حال بهتر است زیرا اگر ما حکومت اریستوکراسی (به معنای طبقه ممتاز جامعه در علم یا شئون دیگر) برقرار کنیم طولی نمیکشد فساد در اریستوکراسی رخنه پیدا میکند و بعد معلوم نیست چه بشود. اولیگارشی همین مفاسد را دارد باز دموکراسی کم ضررتر است. بعد از بدی اوضاع و احوال حاضر و خطر جنگ و کذب و نفاق و ریای شایع و بیمعنی بودن كلمات و غیره و غیره صحبت شد. از یونان صحبت کرد که چون اختلافات خود را در بین خود نتوانستند حل کنند منقرض شدند. حالا هم اگر اختلافات را حل نکنند قریباً خیلی زود به جنگ خواهد کشید. بعد پرسیدم مسافرت به شرق کردهاید؟ گفت خیلی کم سفری به شرق اقصی (ژاپن) رفتم و از هند گذشتم اما خیلی مختصر صحبت از ایران و آب و هوای آن شد گفت تهران هوای آن خشک است، گفتم بلی ارتفاع تهران این است و خشک است. گفت چه قدر این هوا برای من خوب است دلم میخواهد در ایران باشم. گفتم همۀ ایرانیان مقدم شما را گرامی خواهند شمرد. شرقی و مخصوصاً ایرانی شما را با تجلیل دوست خواهند داشت و سعادتی خواهد بود. ضمناً آسمان صاف قشنگ خوبی هم داریم که متناسب به تفکرات علمی شما است. خیلی خندید و خوشش میآمد. دو ساعت و نیم تمام در محضر این مرد بزرگ بودم. انگلیسی را با لهجه آلمانی ولی روان و خوب و عالمانه حرف میزند منتهی آهسته.
@Modern_Learning_for_GenZ
❤2👍1
دیدار قاسم غنی با هرتسفلد و اینشتین (۵)
بسیار ساده و بیپیرایه و خاضع اما با ابهت يک نفر پیشوا و استاد که طبیعی او است. سر و صورت او بسیار بسیار قشنگ است. پیشانی باز، چشمان فریبنده و قیافهٔ جذاب و بزرگ منش. در یکی از قفسههای همان اوراق، ویولونی بود که بعد هرتسفلد گفت ساز میزند و خوب موسیقی میفهمد و دوست دارد. بعد گفتم من نفیسترین وقتها را گرفتهام. برای من مایۀ کمال لذت و خوشی است که شما را زیارت کردم و امیدوارم در آینده هم موفق شوم. و چون گفتم که وقت عزیز شما را گرفتم گفت ابداً چنین نگوئید، خیلی خیلی من لذت بردم باز هم بیائید و من از ملاقات شما مسرور میشوم. در ضمن چای هم همان خانم منشی او آورد. خود اینشتین (پیپ) چیق میکشید، من هم سیگار میکشیدم. موقع حرکت دست داد و در را باز کرد و دنبال ما روان شد. هرچه اصرار کردم که بین هوای داخل اطاق و راهرو اختلاف است خوب است تشریف نیاورید، گفت نه باید راه نشان بدهم. گفتم راه واضح است. گفت نه باید با شما بیایم. آمد و در راهرو باز صحبت ایران و هوا کرد و خیلی از ملاقات اظهار مسرت کرد. دوباره با کمال محبت دست داد و در حیاط را باز کرد و تا ما دور شدیم در باز بود و تواضع میکرد. در طی صحبت واقعاً متذکر بودم - که سعادتی است که دقائقی همدم یکی از اکابر علم بشر که در صف اول علمای جميع قرار دارد واقعم و خدا را شکر میکردم، همنشینی مقبلان چون کیمیا است. همان دیدن این ارواح مکرم سعادتی است که باید به فال نيک گرفت و توشه حیات شمرد. این مرد بزرگ واضع تئوری «نسبیت» و «بعد چهارم» و «مجدد هندسه اقلیدس» «تعیین کننده وزن نور» «عقیده به اینکه هر چه هست انرژی است» واضع «نظریه جدید ذره و اتم» «انرژی آتم» و غیره و غیره که او را هم صف و گاهی مقدم بر کپلرها و گالیلهها و نیوتنها و لاپلاسها قرار داده در سادگی زندگی و فروتنی حکم یکی از آحاد عادی ناس را دارد. ساعت شش با اتومبیل هرتسفلد به ستاسیون آمده حرکت کردم و ساعت ۱۱/۵ به واشنگتن رسیدم. روز بسیار بسیار خوش و مبارک و فراموش نشدنی بود».
یادداشتهای دکتر قاسم غنی، جلد دوم،
به کوشش حسین نمینی،
تهران: کتاب فرزان، ۱۳۶۲، ص ۱۵۶-۱۶۸
@Modern_Learning_for_GenZ
بسیار ساده و بیپیرایه و خاضع اما با ابهت يک نفر پیشوا و استاد که طبیعی او است. سر و صورت او بسیار بسیار قشنگ است. پیشانی باز، چشمان فریبنده و قیافهٔ جذاب و بزرگ منش. در یکی از قفسههای همان اوراق، ویولونی بود که بعد هرتسفلد گفت ساز میزند و خوب موسیقی میفهمد و دوست دارد. بعد گفتم من نفیسترین وقتها را گرفتهام. برای من مایۀ کمال لذت و خوشی است که شما را زیارت کردم و امیدوارم در آینده هم موفق شوم. و چون گفتم که وقت عزیز شما را گرفتم گفت ابداً چنین نگوئید، خیلی خیلی من لذت بردم باز هم بیائید و من از ملاقات شما مسرور میشوم. در ضمن چای هم همان خانم منشی او آورد. خود اینشتین (پیپ) چیق میکشید، من هم سیگار میکشیدم. موقع حرکت دست داد و در را باز کرد و دنبال ما روان شد. هرچه اصرار کردم که بین هوای داخل اطاق و راهرو اختلاف است خوب است تشریف نیاورید، گفت نه باید راه نشان بدهم. گفتم راه واضح است. گفت نه باید با شما بیایم. آمد و در راهرو باز صحبت ایران و هوا کرد و خیلی از ملاقات اظهار مسرت کرد. دوباره با کمال محبت دست داد و در حیاط را باز کرد و تا ما دور شدیم در باز بود و تواضع میکرد. در طی صحبت واقعاً متذکر بودم - که سعادتی است که دقائقی همدم یکی از اکابر علم بشر که در صف اول علمای جميع قرار دارد واقعم و خدا را شکر میکردم، همنشینی مقبلان چون کیمیا است. همان دیدن این ارواح مکرم سعادتی است که باید به فال نيک گرفت و توشه حیات شمرد. این مرد بزرگ واضع تئوری «نسبیت» و «بعد چهارم» و «مجدد هندسه اقلیدس» «تعیین کننده وزن نور» «عقیده به اینکه هر چه هست انرژی است» واضع «نظریه جدید ذره و اتم» «انرژی آتم» و غیره و غیره که او را هم صف و گاهی مقدم بر کپلرها و گالیلهها و نیوتنها و لاپلاسها قرار داده در سادگی زندگی و فروتنی حکم یکی از آحاد عادی ناس را دارد. ساعت شش با اتومبیل هرتسفلد به ستاسیون آمده حرکت کردم و ساعت ۱۱/۵ به واشنگتن رسیدم. روز بسیار بسیار خوش و مبارک و فراموش نشدنی بود».
یادداشتهای دکتر قاسم غنی، جلد دوم،
به کوشش حسین نمینی،
تهران: کتاب فرزان، ۱۳۶۲، ص ۱۵۶-۱۶۸
@Modern_Learning_for_GenZ
❤2