تصمیم گیری استراتژیک
به سبک استیو جابز
۱۰۰ نفر در قایق نجات!
جابز سالی یک بار، ارزشمندترین کارمندانِ اپل را به برنامهای میبرد که “ ١٠٠ نفرِ اول” نام داشت.
انتخاب بر اساس یک معیارِ ساده انجام میشد: اگر مجبور بودی فقط ١٠٠ نفر را با خودت سوارِ قایقِ نجات کنی و به شرکتِ بعدی ببری، چه کسانی را انتخاب می کردی؟
اعضای این گروه دائمی نبودند و در واقع خیلیها فقط یک سال عضو باقی میماندند و سال بعد از گروه کنار گذاشته میشدند.
برخی از کسانی که اپل را ترک کردهاند، عنوان کردند که آنها که به این جلسات دعوت نمیشدند، در مورد برگزاری این جلسات با هم صحبت نمیکردند، اما همه میدانستند چنین جلساتی وجود دارد.
در ابتدای هر سال، جابز ترتیب یک گردهمایی سه روزه را برای این گروه میداد. جلسات محرمانه بوده و حتی مکان آن هم فاش نمیشد. از تمام اعضا خواسته میشد در مورد این جلسات به هیچ کس از جمله همکارانشان چیزی نگویند و حتی این جلسات را در تقویم کاری خود قرار ندهند.
شرکت کنندگان در جلسات حق نداشتند با خودروی خودشان به این جلسات بیایند. آنها با اتوبوس از مقر اپل خارج میشدند و به مکانی تفریحی میرفتند.
استیو جابز تاکید داشت که این مکانها باید غذای خوب داشته باشند و زمین گلف نداشته باشد. اپل همچنین اتاقهای این جلسات را از وسایل الکترونیکی پاکسازی میکرد تا امکان شنود احتمالی و جاسوسی از آنها توسط رقبا به حداقل برسد.
او و برخی از مدیران ارشد اپل در پنلهایی برای حاضران رویکرد و مسیر پیش روی اپل را ترسیم میکردند. این جلسات همچنین بهترین فرصت برای آن بود که جابز ایدهها و ماموریتهای آینده شرکت را برای معتمدترین مدیران شرکتش بازگو کند.
یکی از حاضران جلسات میگوید: استیو جابز نخستین بار آیپاد را در این جلسات به ما نشان داد و در آن زمان به جز گروهی بسیار کوچک هیچ کس چیزی درباره آن نمیدانست.
صد نفر برتر با موافقت جابز انتخاب میشدند و این لزوما به معنای انتخاب بر اساس درجه نبود. جابز هیچگاه در مورد این جلسات محرمانه چیزی به رسانهها نگفت اما در یک مصاحبه سالها قبل با مجله فورچون او به صد نفر برتر اپل اشاره کرد.
جابز گفت: ما در اپل ۲۵ هزار کارمند داریم. ۱۰ هزار نفر آن ها در فروشگاههای ما فعال هستند. کار من این است که ۱۰۰ نفر برتر را پیدا کنم و این اصلا بدان معنا نیست که آنها معاونین و مدیران ارشد شرکت باشند.
برخی از این ۱۰۰ نفر افراد گمنام هستند و کار من این است که بگردم، ببینم که چه افرادی با ایدههای متفاوت به چه فکر میکنند؟ افراد را وادار کنم که در مورد ایدههای متفاوتشان صحبت کنند، با آنها بحث کنم و وقتی به یک ایده خوب میرسیم کار من این است که این ایده را بین این ۱۰۰ نفر حرکت دهم. به عبارت دیگر، ایده ها را کشف کنم.
او در پایانِ هر برنامه که شامل برگزاری جلسات کارگروههای مختلف بود، جلوی یک تخته سفید میایستاد و میپرسید: ١٠ پروژه بعدی که باید در کانون تمرکز باشد چیست؟
افراد برای این که پیشنهادشان در فهرست قرار بگیرد میجنگیدند.
جابز پیشنهادها را مینوشت و بعد آنهایی را که معتقد بود گُنگ هستند، ضربدر میزد و بعد از کلی شوخی، گروه به فهرستی ١٠ تایی میرسید.
اینجا بود که او روی ٧ تا از آنها را خط میکشید و میگفت: ما فقط از عهده انجامِ سه کار برمیآییم.
@Modern_Learning_for_GenZ
به سبک استیو جابز
۱۰۰ نفر در قایق نجات!
جابز سالی یک بار، ارزشمندترین کارمندانِ اپل را به برنامهای میبرد که “ ١٠٠ نفرِ اول” نام داشت.
انتخاب بر اساس یک معیارِ ساده انجام میشد: اگر مجبور بودی فقط ١٠٠ نفر را با خودت سوارِ قایقِ نجات کنی و به شرکتِ بعدی ببری، چه کسانی را انتخاب می کردی؟
اعضای این گروه دائمی نبودند و در واقع خیلیها فقط یک سال عضو باقی میماندند و سال بعد از گروه کنار گذاشته میشدند.
برخی از کسانی که اپل را ترک کردهاند، عنوان کردند که آنها که به این جلسات دعوت نمیشدند، در مورد برگزاری این جلسات با هم صحبت نمیکردند، اما همه میدانستند چنین جلساتی وجود دارد.
در ابتدای هر سال، جابز ترتیب یک گردهمایی سه روزه را برای این گروه میداد. جلسات محرمانه بوده و حتی مکان آن هم فاش نمیشد. از تمام اعضا خواسته میشد در مورد این جلسات به هیچ کس از جمله همکارانشان چیزی نگویند و حتی این جلسات را در تقویم کاری خود قرار ندهند.
شرکت کنندگان در جلسات حق نداشتند با خودروی خودشان به این جلسات بیایند. آنها با اتوبوس از مقر اپل خارج میشدند و به مکانی تفریحی میرفتند.
استیو جابز تاکید داشت که این مکانها باید غذای خوب داشته باشند و زمین گلف نداشته باشد. اپل همچنین اتاقهای این جلسات را از وسایل الکترونیکی پاکسازی میکرد تا امکان شنود احتمالی و جاسوسی از آنها توسط رقبا به حداقل برسد.
او و برخی از مدیران ارشد اپل در پنلهایی برای حاضران رویکرد و مسیر پیش روی اپل را ترسیم میکردند. این جلسات همچنین بهترین فرصت برای آن بود که جابز ایدهها و ماموریتهای آینده شرکت را برای معتمدترین مدیران شرکتش بازگو کند.
یکی از حاضران جلسات میگوید: استیو جابز نخستین بار آیپاد را در این جلسات به ما نشان داد و در آن زمان به جز گروهی بسیار کوچک هیچ کس چیزی درباره آن نمیدانست.
صد نفر برتر با موافقت جابز انتخاب میشدند و این لزوما به معنای انتخاب بر اساس درجه نبود. جابز هیچگاه در مورد این جلسات محرمانه چیزی به رسانهها نگفت اما در یک مصاحبه سالها قبل با مجله فورچون او به صد نفر برتر اپل اشاره کرد.
جابز گفت: ما در اپل ۲۵ هزار کارمند داریم. ۱۰ هزار نفر آن ها در فروشگاههای ما فعال هستند. کار من این است که ۱۰۰ نفر برتر را پیدا کنم و این اصلا بدان معنا نیست که آنها معاونین و مدیران ارشد شرکت باشند.
برخی از این ۱۰۰ نفر افراد گمنام هستند و کار من این است که بگردم، ببینم که چه افرادی با ایدههای متفاوت به چه فکر میکنند؟ افراد را وادار کنم که در مورد ایدههای متفاوتشان صحبت کنند، با آنها بحث کنم و وقتی به یک ایده خوب میرسیم کار من این است که این ایده را بین این ۱۰۰ نفر حرکت دهم. به عبارت دیگر، ایده ها را کشف کنم.
او در پایانِ هر برنامه که شامل برگزاری جلسات کارگروههای مختلف بود، جلوی یک تخته سفید میایستاد و میپرسید: ١٠ پروژه بعدی که باید در کانون تمرکز باشد چیست؟
افراد برای این که پیشنهادشان در فهرست قرار بگیرد میجنگیدند.
جابز پیشنهادها را مینوشت و بعد آنهایی را که معتقد بود گُنگ هستند، ضربدر میزد و بعد از کلی شوخی، گروه به فهرستی ١٠ تایی میرسید.
اینجا بود که او روی ٧ تا از آنها را خط میکشید و میگفت: ما فقط از عهده انجامِ سه کار برمیآییم.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍4
هنگامی که در خط اصلی درآمدزایی و تجارت خود دچار بحران یا تغییر قابل توجهی میشویم، چگونه با مدیران و کارمندان ماهر خود در شرکت برخورد کنیم؟
هنگامی که یک شرکت دستخوش تغییر قابل توجهی در تجارت یا فعالیتهای تجاری اصلی خود میشود، میتواند پیامدهای عمیقی برای نیروی کار ماهر آن شرکت داشته باشد.
در اینجا چند استراتژی برای مقابله موثر با این تغییرات وجود دارد:
ارتباطات شفاف:
تغییرات را در اسرع وقت و تا حد امکان آشکارا با نیروی کار خود در میان بگذارید تا انتظارات را مدیریت کنید و عدم اطمینان را کاهش دهید.
دلایل تغییر شغل، مزایای شرکت و تأثیرات احتمالی آن بر کارکنان را توضیح دهید.
ارزیابی مهارتها:
ارزیابی کامل مهارتها را برای درک تواناییهای نیروی کار فعلی خود و نحوه سازگاری آنها با شغل جدید انجام دهید. شکاف های بین مهارتهای موجود و مهارت های مورد نیاز برای جهت گیری جدید شرکت را شناسایی کنید.
آموزش و توسعه:
فرصتهای آموزشی و ارتقای مهارت را به کارمندان ارائه دهید تا به آنها در انتقال به نقش یا صنعت جدید کمک کنید. روی برنامههای توسعه حرفهای سرمایهگذاری کنید که میتواند مهارتهای مورد نیاز برای تمرکز جدید شرکت را افزایش دهد.
مسیر شغلی:
مسیرهای شغلی روشنی را برای کارمندان ایجاد کنید که با شغل جدید همسو هستند. به کارکنان کمک کنید بفهمند چگونه میتوانند در ساختار جدید رشد کنند و چه فرصتهایی برای پیشرفت در دسترس است.
استقرار مجدد:
به دنبال فرصتهایی باشید تا کارگران ماهر را در سازمانی که مهارتهای آنها به بهترین شکل ممکن استفاده شود، مستقر کنید. ایجاد تیمهای متقابل کارکردی را در نظر بگیرید تا از مجموعه مهارتهای متنوع حداکثر استفاده را ببرید.
استراتژیهای حفظ:
استراتژیهای حفظ را اجرا کنید که کارکنان ماهری را که برای انتقال کسبوکار حیاتی هستند، شناسایی کرده و به آنها پاداش میدهد. برای کسانی که متعهد به بازآموزی و سازگاری با نقشهای جدید هستند، مشوقهایی در نظر بگیرید.
حمایت جابهجایی:
برای کسانی که ممکن است نقشهایشان منسوخ شود یا قادر به انطباق با شغل جدید نیستند، برای کمک به آنها در یافتن شغل جدید، حمایت جابجایی ارائه دهید. خدماتی مانند نوشتن رزومه، آماده سازی مصاحبه و کمک برای جستجوی کار جدید را ارائه دهید.
انتقال تدریجی:
در صورت امکان، تغییر شغل را در طول زمان انجام دهید تا به کارمندان اجازه دهید خود را تطبیق دهند. این رویکرد تدریجی میتواند شوک وارده به سیستم را کاهش داده و انتقال نرمتری را فراهم کند.
انعطافپذیری را در آغوش بگیرید:
فرهنگ انعطافپذیری را تشویق کنید. کارکنانی را که آماده تغییر و مایل به مقابله با چالشهای جدید هستند تشویق کنید و به سازگاری و یادگیری آنها پاداش دهید.
درگیر کردن رهبری:
اطمینان حاصل کنید که رهبران و مدیران به طور کامل با تغییرات موافق هستند و آماده حمایت از تیمهای خود در دوران گذار هستند. رهبری باید با درگیر شدن در آموزشهای جدید و توسعه در کنار تیمهای خود الگو باشد.
استراتژی استخدام:
اگر تغییر شغل ایجاب میکند، یک استراتژی استخدام برای جذب کارکنان جدید با مهارتهای مورد نظر ایجاد کنید. دیدگاههای تازه استخدامهای جدید را با تجربه کارکنان فعلی ترکیب کنید تا نیروی کاری پویا و نوآور ایجاد کنید.
حفظ فرهنگ شرکت:
برای حفظ عناصر اصلی فرهنگ شرکت خود که کارکنان برای آنها ارزش قائل هستند، تلاش کنید، حتی در صورت تغییر جهت تجارت اصلی شرکت. از این تغییر به عنوان فرصتی برای تقویت فرهنگ شرکت خود با تأکید مجدد بر ارزشهای اصلی و مأموریت استفاده کنید.
تغییر تجارت اصلی و جهت کاری شرکت نیاز به برنامه ریزی دقیق و تمرکز بر افراد دارد. یک شرکت با فعال بودن، روحیه حمایتگری و سرمایهگذاری بر نیروی کار فعلی، بهتر میتواند این انتقال را مدیریت کند تا انگیزه و مشارکت کارکنان را در زمانهای تغییر حفظ کند.
@Modern_Learning_for_GenZ
هنگامی که یک شرکت دستخوش تغییر قابل توجهی در تجارت یا فعالیتهای تجاری اصلی خود میشود، میتواند پیامدهای عمیقی برای نیروی کار ماهر آن شرکت داشته باشد.
در اینجا چند استراتژی برای مقابله موثر با این تغییرات وجود دارد:
ارتباطات شفاف:
تغییرات را در اسرع وقت و تا حد امکان آشکارا با نیروی کار خود در میان بگذارید تا انتظارات را مدیریت کنید و عدم اطمینان را کاهش دهید.
دلایل تغییر شغل، مزایای شرکت و تأثیرات احتمالی آن بر کارکنان را توضیح دهید.
ارزیابی مهارتها:
ارزیابی کامل مهارتها را برای درک تواناییهای نیروی کار فعلی خود و نحوه سازگاری آنها با شغل جدید انجام دهید. شکاف های بین مهارتهای موجود و مهارت های مورد نیاز برای جهت گیری جدید شرکت را شناسایی کنید.
آموزش و توسعه:
فرصتهای آموزشی و ارتقای مهارت را به کارمندان ارائه دهید تا به آنها در انتقال به نقش یا صنعت جدید کمک کنید. روی برنامههای توسعه حرفهای سرمایهگذاری کنید که میتواند مهارتهای مورد نیاز برای تمرکز جدید شرکت را افزایش دهد.
مسیر شغلی:
مسیرهای شغلی روشنی را برای کارمندان ایجاد کنید که با شغل جدید همسو هستند. به کارکنان کمک کنید بفهمند چگونه میتوانند در ساختار جدید رشد کنند و چه فرصتهایی برای پیشرفت در دسترس است.
استقرار مجدد:
به دنبال فرصتهایی باشید تا کارگران ماهر را در سازمانی که مهارتهای آنها به بهترین شکل ممکن استفاده شود، مستقر کنید. ایجاد تیمهای متقابل کارکردی را در نظر بگیرید تا از مجموعه مهارتهای متنوع حداکثر استفاده را ببرید.
استراتژیهای حفظ:
استراتژیهای حفظ را اجرا کنید که کارکنان ماهری را که برای انتقال کسبوکار حیاتی هستند، شناسایی کرده و به آنها پاداش میدهد. برای کسانی که متعهد به بازآموزی و سازگاری با نقشهای جدید هستند، مشوقهایی در نظر بگیرید.
حمایت جابهجایی:
برای کسانی که ممکن است نقشهایشان منسوخ شود یا قادر به انطباق با شغل جدید نیستند، برای کمک به آنها در یافتن شغل جدید، حمایت جابجایی ارائه دهید. خدماتی مانند نوشتن رزومه، آماده سازی مصاحبه و کمک برای جستجوی کار جدید را ارائه دهید.
انتقال تدریجی:
در صورت امکان، تغییر شغل را در طول زمان انجام دهید تا به کارمندان اجازه دهید خود را تطبیق دهند. این رویکرد تدریجی میتواند شوک وارده به سیستم را کاهش داده و انتقال نرمتری را فراهم کند.
انعطافپذیری را در آغوش بگیرید:
فرهنگ انعطافپذیری را تشویق کنید. کارکنانی را که آماده تغییر و مایل به مقابله با چالشهای جدید هستند تشویق کنید و به سازگاری و یادگیری آنها پاداش دهید.
درگیر کردن رهبری:
اطمینان حاصل کنید که رهبران و مدیران به طور کامل با تغییرات موافق هستند و آماده حمایت از تیمهای خود در دوران گذار هستند. رهبری باید با درگیر شدن در آموزشهای جدید و توسعه در کنار تیمهای خود الگو باشد.
استراتژی استخدام:
اگر تغییر شغل ایجاب میکند، یک استراتژی استخدام برای جذب کارکنان جدید با مهارتهای مورد نظر ایجاد کنید. دیدگاههای تازه استخدامهای جدید را با تجربه کارکنان فعلی ترکیب کنید تا نیروی کاری پویا و نوآور ایجاد کنید.
حفظ فرهنگ شرکت:
برای حفظ عناصر اصلی فرهنگ شرکت خود که کارکنان برای آنها ارزش قائل هستند، تلاش کنید، حتی در صورت تغییر جهت تجارت اصلی شرکت. از این تغییر به عنوان فرصتی برای تقویت فرهنگ شرکت خود با تأکید مجدد بر ارزشهای اصلی و مأموریت استفاده کنید.
تغییر تجارت اصلی و جهت کاری شرکت نیاز به برنامه ریزی دقیق و تمرکز بر افراد دارد. یک شرکت با فعال بودن، روحیه حمایتگری و سرمایهگذاری بر نیروی کار فعلی، بهتر میتواند این انتقال را مدیریت کند تا انگیزه و مشارکت کارکنان را در زمانهای تغییر حفظ کند.
@Modern_Learning_for_GenZ
❤1
Ecommerce-Presentation_231211_234926.pdf
4.6 MB
گزارشی تحقیقی و تحلیلی از چالشهای مهاجرت و جابجایی نیروی انسانی در شرکتهای ایرانی
عوامل مهاجرت متخصصین و راهکار شرکتها برای حفظ نیروهای خود و مقابله با اثرات آن
تهران - ۱۴۰۲
تهیه کننده: شرکت ایلیا
با همکاری: انجمن تجارت الکترونیک تهران
مطالعه این مستند به مدیران شرکتهای ایرانی توصیه میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
عوامل مهاجرت متخصصین و راهکار شرکتها برای حفظ نیروهای خود و مقابله با اثرات آن
تهران - ۱۴۰۲
تهیه کننده: شرکت ایلیا
با همکاری: انجمن تجارت الکترونیک تهران
مطالعه این مستند به مدیران شرکتهای ایرانی توصیه میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
ویدئوی دوم
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
تولید و به روز کردن مقالات علمی و تحقیقی
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه تحقیقات علمی مانند یک دستیار هوشمند زمان زیادی را از محققین صرفهجویی کند.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/sPiOP_CB54A?feature=shared
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
تولید و به روز کردن مقالات علمی و تحقیقی
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه تحقیقات علمی مانند یک دستیار هوشمند زمان زیادی را از محققین صرفهجویی کند.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/sPiOP_CB54A?feature=shared
YouTube
This is changing the way scientists research | Gemini
Gemini — Google’s newest and most capable AI model.
200,000 scientific papers with crucial science information gets read, understood, and filtered by Gemini all in one lunch break. Join DeepMind Research Scientist Sebastian Nowozin and Software Engineer…
200,000 scientific papers with crucial science information gets read, understood, and filtered by Gemini all in one lunch break. Join DeepMind Research Scientist Sebastian Nowozin and Software Engineer…
👍2
ویدئوی سوم
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
حل مسائل ریاضی و فیزیک
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه حل مسائل پیچیده ریاضی و فیزیک مانند یک دستیار هوشمند به دانشآموزان و معلمان کمک کند.
به نظر میرسد با Gemini، گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه آموزش برداشته است. دنیای آموزش بزودی شاهد تحولات بنیادی خواهد بود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/K4pX1VAxaAI?feature=shared
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
حل مسائل ریاضی و فیزیک
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است در زمینه حل مسائل پیچیده ریاضی و فیزیک مانند یک دستیار هوشمند به دانشآموزان و معلمان کمک کند.
به نظر میرسد با Gemini، گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه آموزش برداشته است. دنیای آموزش بزودی شاهد تحولات بنیادی خواهد بود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/K4pX1VAxaAI?feature=shared
YouTube
Math & physics with AI | Gemini
AI explains learning in math & physics. Introducing Google’s newest and most capable AI model Gemini.
Gemini was trained to recognize and understand text, images, audio, and more at the same time, so it better understands nuanced information and can answer…
Gemini was trained to recognize and understand text, images, audio, and more at the same time, so it better understands nuanced information and can answer…
👍2
ویدئوی چهارم
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل:
برنامهنویسی کامپیوتری
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است با چندین زبان برنامهنویسی کدهای کامپیوتری تولید کرده و کلیه مراحل برنامهنویسی را با سرعت بالا انجام دهد. همچنین چون یک دستیار هوشمند به سرعت و دقت تولید اپلیکیشنهای کامپیوتری کمک نماید.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه برنامهنویسی کامپیوتری برداشته است.
آیا بزودی هوش مصنوعی جای برنامهنویسان را خواهد گرفت و به هر فردی با کمترین دانش کامپیوتری قدرت تولید برنامههای کاربردی را خواهد داد؟!!!
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/LvGmVmHv69s?feature=shared
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل:
برنامهنویسی کامپیوتری
نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که قادر است با چندین زبان برنامهنویسی کدهای کامپیوتری تولید کرده و کلیه مراحل برنامهنویسی را با سرعت بالا انجام دهد. همچنین چون یک دستیار هوشمند به سرعت و دقت تولید اپلیکیشنهای کامپیوتری کمک نماید.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی در زمینه برنامهنویسی کامپیوتری برداشته است.
آیا بزودی هوش مصنوعی جای برنامهنویسان را خواهد گرفت و به هر فردی با کمترین دانش کامپیوتری قدرت تولید برنامههای کاربردی را خواهد داد؟!!!
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/LvGmVmHv69s?feature=shared
YouTube
Using AI to solve complex problems | Gemini
Watch as AI solves complex problems with Google DeepMind Research Engineer Gabriela Surita – using Gemini’s advanced coding abilities, including quickly prototyping a web app to explore London’s train stations. Gemini is Google’s newest and most capable AI…
👍1
نسل زِد - یادگیری مدرن
ویدئوی اول از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل قابلیت درک و تحلیل همزمان متن، صوت و تصویر این نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که همزمان بر روی متن، تصویر و صوت عمل میکند و قابلیتهای بسیار خارقالعادهای دارد. به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام…
ویدئوی اول
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
قابلیت درک و تحلیل همزمان متن، صوت و تصویر
این نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که همزمان بر روی متن، تصویر و صوت عمل میکند و قابلیتهای بسیار خارقالعادهای دارد.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
از سری ویدئوهای هوش مصنوعی گوگل
قابلیت درک و تحلیل همزمان متن، صوت و تصویر
این نسل جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Gemini است، که همزمان بر روی متن، تصویر و صوت عمل میکند و قابلیتهای بسیار خارقالعادهای دارد.
به نظر میرسد با Gemini گوگل یک گام بزرگ دیگر در جهت توسعه هوش مصنوعی برداشته است. دنیای آینده بزودی جای عجیب و غریبی خواهد شد.
@Modern_Learning_for_GenZ
آگاهی عمومی جهت تغذیه سالم ....
بسیاری از محصولات خوراکی با برچسب خالی از شکر Sugar Free از شیرینکنندههای مصنوعی مانند سوکرالوز استفاده میکنند. ظاهرا ضرر این شیرینکنندهها بیشتر از شکر و شیرینکننده طبیعی است. خوبست در مصرف آنها جانب احتیاط را رعایت کنیم.
سوکرالوز یک شیرینکننده سنتز شیمیایی با کالری صفر است که از ساکارز استخراج میشود. سوکرالوز در مقایسه با قند استخراج شده طبیعی ۶۵۰ برابر شیرینتر است. این ماده غالباً در طعم وسیعی از نوشیدنیهای گازدار، سس سالاد، مخلوطهای پخت، غلات صبحانه و آدامسهای جویدنی به دلیل طعم و مزه بدون تلخی آن استفاده میشود.
سوکرالوز با سایر شیرینکنندههای بدون کالری مانند دکستروز و مالتودکسترین مخلوط میشود تا شیرینی بیش از حد آن ها کاهش یابد. بیشتر ساکارالوز مصرفی به طور کامل توسط بدن انسان جذب نمیشود و از طریق ادرار دفع میشود. تقریباً ۲۰-۲۰ درصد سوکرالوز وارد خون میشود و از طریق ادرار بدون متابولیسم دفع میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://www.olgaco.com/what-are-the-harms-of-artificial-sweetener-sucralose/
.
بسیاری از محصولات خوراکی با برچسب خالی از شکر Sugar Free از شیرینکنندههای مصنوعی مانند سوکرالوز استفاده میکنند. ظاهرا ضرر این شیرینکنندهها بیشتر از شکر و شیرینکننده طبیعی است. خوبست در مصرف آنها جانب احتیاط را رعایت کنیم.
سوکرالوز یک شیرینکننده سنتز شیمیایی با کالری صفر است که از ساکارز استخراج میشود. سوکرالوز در مقایسه با قند استخراج شده طبیعی ۶۵۰ برابر شیرینتر است. این ماده غالباً در طعم وسیعی از نوشیدنیهای گازدار، سس سالاد، مخلوطهای پخت، غلات صبحانه و آدامسهای جویدنی به دلیل طعم و مزه بدون تلخی آن استفاده میشود.
سوکرالوز با سایر شیرینکنندههای بدون کالری مانند دکستروز و مالتودکسترین مخلوط میشود تا شیرینی بیش از حد آن ها کاهش یابد. بیشتر ساکارالوز مصرفی به طور کامل توسط بدن انسان جذب نمیشود و از طریق ادرار دفع میشود. تقریباً ۲۰-۲۰ درصد سوکرالوز وارد خون میشود و از طریق ادرار بدون متابولیسم دفع میشود.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://www.olgaco.com/what-are-the-harms-of-artificial-sweetener-sucralose/
.
الگاشیمی
مضرات شیرین کننده مصنوعی سوکرالوز چیست؟ - الگاشیمی
. اگرچه سوکرالوز شیرین کننده ای است که به عنوان جایگزینی سالم برای شکر به بازار عرضه شده است؛ اما ویژگی ها منفی سوکرالوز باعث نگرانی محققان شده است؛ چرا که
درآمد شرکتهای بزرگ فنآوری آمریکا
بر اساس دپارتمانها، سرویسها و محصولات
و همچنین فروش آنها در مناطق جغرافیایی دنیا
@Modern_Learning_for_GenZ
بر اساس دپارتمانها، سرویسها و محصولات
و همچنین فروش آنها در مناطق جغرافیایی دنیا
@Modern_Learning_for_GenZ
👍3
جان اولیور در برنامه Last Week Tonight (HBO) در مورد McKinsey & Company قدیمیترین و بزرگترین شرکت مشاوره مدیریت میگوید.
پیشنهاد به تمام مدیران برای دیدن این برنامه
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/AiOUojVd6xQ?feature=shared
پیشنهاد به تمام مدیران برای دیدن این برنامه
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/AiOUojVd6xQ?feature=shared
YouTube
McKinsey: Last Week Tonight with John Oliver (HBO)
John Oliver discusses the oldest and largest management consulting firm: McKinsey & Company.
Connect with Last Week Tonight online...
Subscribe to the Last Week Tonight YouTube channel for more almost news as it almost happens: www.youtube.com/lastweektonight…
Connect with Last Week Tonight online...
Subscribe to the Last Week Tonight YouTube channel for more almost news as it almost happens: www.youtube.com/lastweektonight…
❤2
https://www.instagram.com/reel/C03wTQ0CUUd/?igshid=OTU1ODAwZWUxYg==
اشتباهات بزرگ منجر به خلق ایدههای ناب میشوند. و متاسفانه مدارس اکثرا مرکز ترساندن کودکان از اشتباه کردن و مرکز کشتن خلاقیت آنها هستند.
@Modern_Learning_for_GenZ
اشتباهات بزرگ منجر به خلق ایدههای ناب میشوند. و متاسفانه مدارس اکثرا مرکز ترساندن کودکان از اشتباه کردن و مرکز کشتن خلاقیت آنها هستند.
@Modern_Learning_for_GenZ
معمای گسترش طبقه جوانان تحصیل نکرده و آموزش ندیده و بیکار (نییت)
Neet (Not employed, educated or trained)
شبکههای اجتماعی این باور را بیشتر تقویت کرده که شما با انجام فعالیتهای بسیار سطحی و ساده میتوانید زندگی و درآمد بسیار خوبی داشته باشید. از سوی دیگر اراده بچهها به خصوص در برابر مشکلات پرورش پیدا نمیکند و خیلی از ناکامیها را تجربه نمیکنند و یاد نمیگیرند که مقابل ناکامی بایستند و احساس مسئولیت هم نخواهند کرد.
یکی از چالشهایی که در سالهای اخیر، کشورهای مختلف در اقصی نقاط جهان با آن دست به گریبان بوده و هستند، مساله ظهور و گسترش طبقه Neet؛ طبقه و گروهی که که نَه دنبال کسب آموزش، مهارت هستند و نه به دنبال کسب شغل.
به گزارش فرارو؛ این موضوع به یک چالش محوری تبدیل شده و بسیاری بر این باورند که نظام آموزشی باید معطوف به آن باشند و قبلا از اینکه جلوههای خسارت بار این پدیده خود را نشان دهند، سعی در مقابله با ابعاد خسارتبار آن داشته باشند. این عده معتقدند که گسترش طبقه Neet میتواند پیامدهای وخیمی را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای کشورمان داشته باشد.
از این رو، فرارو در گفتگو با شهین ایروانی، استاد "مبانی فلسفی و اجتماعی آموزش و پرورشِ" دانشگاه تهران، به واکاوی نقش نظام آموزشی در ظهور و گسترش طبقه Neet پرداخته است.
میانگین جوانان نیت در دنیا ۷-۱۰ درصد و در ایران بالای ۳۶ درصد است. این درصد برابر نسبت جوانان بیکار تحصیل کرده و ماهر به کل جمعیت جوانان ۱۵ تا ۲۵ است.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://fararu.com/fa/news/693134/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-neet
Neet (Not employed, educated or trained)
شبکههای اجتماعی این باور را بیشتر تقویت کرده که شما با انجام فعالیتهای بسیار سطحی و ساده میتوانید زندگی و درآمد بسیار خوبی داشته باشید. از سوی دیگر اراده بچهها به خصوص در برابر مشکلات پرورش پیدا نمیکند و خیلی از ناکامیها را تجربه نمیکنند و یاد نمیگیرند که مقابل ناکامی بایستند و احساس مسئولیت هم نخواهند کرد.
یکی از چالشهایی که در سالهای اخیر، کشورهای مختلف در اقصی نقاط جهان با آن دست به گریبان بوده و هستند، مساله ظهور و گسترش طبقه Neet؛ طبقه و گروهی که که نَه دنبال کسب آموزش، مهارت هستند و نه به دنبال کسب شغل.
به گزارش فرارو؛ این موضوع به یک چالش محوری تبدیل شده و بسیاری بر این باورند که نظام آموزشی باید معطوف به آن باشند و قبلا از اینکه جلوههای خسارت بار این پدیده خود را نشان دهند، سعی در مقابله با ابعاد خسارتبار آن داشته باشند. این عده معتقدند که گسترش طبقه Neet میتواند پیامدهای وخیمی را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای کشورمان داشته باشد.
از این رو، فرارو در گفتگو با شهین ایروانی، استاد "مبانی فلسفی و اجتماعی آموزش و پرورشِ" دانشگاه تهران، به واکاوی نقش نظام آموزشی در ظهور و گسترش طبقه Neet پرداخته است.
میانگین جوانان نیت در دنیا ۷-۱۰ درصد و در ایران بالای ۳۶ درصد است. این درصد برابر نسبت جوانان بیکار تحصیل کرده و ماهر به کل جمعیت جوانان ۱۵ تا ۲۵ است.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://fararu.com/fa/news/693134/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-neet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش یک مهارت اجتماعی مهم
معلمها نه تنها مسئول آموزش علوم و ریاضی هستند بلکه آموزش مهارتهای زندگی به دانشآموزان، بخش مهمی از وظایف آنان است.
@Modern_Learning_for_GenZ
معلمها نه تنها مسئول آموزش علوم و ریاضی هستند بلکه آموزش مهارتهای زندگی به دانشآموزان، بخش مهمی از وظایف آنان است.
@Modern_Learning_for_GenZ
❤2👎1👏1
دیدار قاسم غنی با هرتسفلد و اینشتین (۱)
دوشنبه ۳۱ دسامبر ۱۹۴۵
مطابق دهم دی ۱۳۲۴ هجری شمسی
مطابق ۲۵ محرم ۱۳۹۵ هجری قمری
امروز صبح ساعت شش حرکت نموده که ساعت هشت بهطرف پرینستون بروم زیرا امروز ساعت ۳/۵ بعد از ظهر وعده ملاقات [دارم] با دکتر البرت اینشتین معروف، واضع فرضيه نسبیت و تئوریهای اتومیک که منجر به کشف بمب اتوميک شد. موقعيكه یهودیها را از آلمان خارج کردند او هجرت کرد و به آمریکا دعوت شد و تابعیت آمریکا را قبول کرد و در اونیورسیته پرینستون به صف استاد مطالعات عالی در علوم ریاضی مشغول شد، و امسال چون ۶۶ ساله است متقاعد [بازنشسته] شده.
چند روز قبل که پروفسور ارنست هرتسفلد به واشنگتن آمده و در سفارت او را به ناهار دعوت کرده بودند من هم دعوت داشتم در آنجا معارفه به عمل آمد. این مرد یکی از متبحرترین اشخاص دنیا است در تاریخ و آثار قدیمۀ قبل از اسلام ایران سالها در تخت جمشید و مشهد مرغاب و همدان و غیره کار کرده، کتابهای مهم نوشته، خطوط سانسکریت و پهلوی میداند، فرانسه و انگلیسی میداند، عربی و فارسی میداند. اصلا یهودی آلمانی است. حالا در پرینستون پروفسور است ولی چون سن او شصت و شش است، امسال متقاعد شده است. مرد متین با محبت دانشمندی است. بعد از ناهار دو سه ساعت باهم صحبت داشتیم عصر با اتومبیل سفارت به اتفاق خانم آقای علاء رفت. یعنی خانم رفت که او را برساند و خود بهجای دیگر برود. از ایشان خواهش کرده بود که ترتیبی بدهند که دوباره مرا ببیند و قرار شد فردا برای چای به سفارت اتفاقاً پروفسور ولایه هم که مرد مجارستانی مستشرقی است آمد. آن روز موقع خداحافظی که هرتسفلد به پرینستون برمیگشت گفتم میل دارم دکتر آلبرت اینشتین معروف را ملاقات کنم. گفت من ترتیب ملاقات را میدهم. بطور مزاح گفتم به اینشتین بگو یک نفر ایرانی خاطرخواه داری که نه با تئوری «نسبی» توکاری دارد نه با تئوریهای آتوم و کشف بمب اتومیک و نه به وزن نور، فقط بعنوان اینکه نیوتون قرن حاضری و از اساتید علم، میل دارد تو را زیارت کند. گفت همین طور پیغام را خواهم رساند. خلاصه در تاریخ ۱۶ دسامبر پروفسور ارنست هرتسفلد کاغذی به فرانسه نوشته بود به این مضمون: « با اینشتین مذاکره کردم میگوید کمال خوشوقتی را به دیدن شما خواهد داشت و انتخاب روز را کاملا به شما وا می گذارد تا آخر دسامبر جز ۲۷ دسامبر و یا هفته اول ژانویه. خبر بدهید. و بعد نقشه حرکت را شرح داده. در خاتمه می.گوید که ملاقات شما در واشنگتن تأثیر زیادی در من داشته و همیشه مایل بدیدن شما هستم».
من روز آخر سال فرنگی را انتخاب کردم و نوشتم که اگر مانعی نیست بنویسید.
امروز روز سرد بارانی است حرکت کردم. ساعت ۷/۵ آقای سفیر افغانستان اتومبیل فرستاده بود که مرا به ستاسیون [ایستگاه] ببرد. به محض ورود هرتسفلد را با اتومبیلی منتظر دیدم. به خانه او رفتیم. راجع به مشهد مادر سلیمان، مشهد مرغاب صحبت کرد و بنای مجاور آن و یقین به اینکه قبرهایی در سنگ هست و نیز لوحههای طلا یا نقره یا فلز دیگر معتقد بود که بنای مجاور معروف به کعبه زرتشت احتمال قوی دارد قبر زرتشت باشد، و گفت این را مثل سر میگوید که مسبوق باشم که وقتی جمعیت آثار ملی اقدام به حفر کند. بعد دکتر پائولی که اصلا وینی و تربیت شدهٔ سویس و پروفسور در سویس بوده و همین امسال در فيزيک جايزه نوبل گرفته قانونی در فيزیک كشف كرده به نام قانون پائولی وارد شد. این دکتر چهل سال ندارد، شاید ۳۶ یا ۳۷ سال حالا در پرینستون پروفسور مطالعات عالی است. بسیار مرد خاضع و متواضعی است. صحبت مرا از هرتسفلد شنیده بود و خواسته بود مرا ملاقات کند زیرا به تاریخ علم مخصوصاً نئوپلاطونیسم شوقی دارد. مقداری صحبت کردیم قریب یکساعت از فلسفه اشراق اسلام و افلاطونیان جدید و اوریه پرسید خیلی صحبت شد. بعد ساعت سه و نیم وارد خانه اینشتین شدیم. خانهٔ کوچکی دارد دارای دو طبقه. خانمی به سن قریب چهل سال که منشی و پرستار او است در را باز کرد و به سالونی برد و بعد آمد که بیائید بالا اطاق خلوت و کتابخانه اینشتین، رفتیم. از پلههای كوچک كه بالا رفتیم در باز شد و پیرمرد بسیار نورانی و پاکیزهای یعنی اینشتین پیدا شد. به قول ملای رومی:
... پیری کاملی پرمایهای
آفتابی در میان سایهای*
*[دید شخصی فاضلی پرمایهای
آفتابی درمیان سایهای]
@Modern_Learning_for_GenZ
دوشنبه ۳۱ دسامبر ۱۹۴۵
مطابق دهم دی ۱۳۲۴ هجری شمسی
مطابق ۲۵ محرم ۱۳۹۵ هجری قمری
امروز صبح ساعت شش حرکت نموده که ساعت هشت بهطرف پرینستون بروم زیرا امروز ساعت ۳/۵ بعد از ظهر وعده ملاقات [دارم] با دکتر البرت اینشتین معروف، واضع فرضيه نسبیت و تئوریهای اتومیک که منجر به کشف بمب اتوميک شد. موقعيكه یهودیها را از آلمان خارج کردند او هجرت کرد و به آمریکا دعوت شد و تابعیت آمریکا را قبول کرد و در اونیورسیته پرینستون به صف استاد مطالعات عالی در علوم ریاضی مشغول شد، و امسال چون ۶۶ ساله است متقاعد [بازنشسته] شده.
چند روز قبل که پروفسور ارنست هرتسفلد به واشنگتن آمده و در سفارت او را به ناهار دعوت کرده بودند من هم دعوت داشتم در آنجا معارفه به عمل آمد. این مرد یکی از متبحرترین اشخاص دنیا است در تاریخ و آثار قدیمۀ قبل از اسلام ایران سالها در تخت جمشید و مشهد مرغاب و همدان و غیره کار کرده، کتابهای مهم نوشته، خطوط سانسکریت و پهلوی میداند، فرانسه و انگلیسی میداند، عربی و فارسی میداند. اصلا یهودی آلمانی است. حالا در پرینستون پروفسور است ولی چون سن او شصت و شش است، امسال متقاعد شده است. مرد متین با محبت دانشمندی است. بعد از ناهار دو سه ساعت باهم صحبت داشتیم عصر با اتومبیل سفارت به اتفاق خانم آقای علاء رفت. یعنی خانم رفت که او را برساند و خود بهجای دیگر برود. از ایشان خواهش کرده بود که ترتیبی بدهند که دوباره مرا ببیند و قرار شد فردا برای چای به سفارت اتفاقاً پروفسور ولایه هم که مرد مجارستانی مستشرقی است آمد. آن روز موقع خداحافظی که هرتسفلد به پرینستون برمیگشت گفتم میل دارم دکتر آلبرت اینشتین معروف را ملاقات کنم. گفت من ترتیب ملاقات را میدهم. بطور مزاح گفتم به اینشتین بگو یک نفر ایرانی خاطرخواه داری که نه با تئوری «نسبی» توکاری دارد نه با تئوریهای آتوم و کشف بمب اتومیک و نه به وزن نور، فقط بعنوان اینکه نیوتون قرن حاضری و از اساتید علم، میل دارد تو را زیارت کند. گفت همین طور پیغام را خواهم رساند. خلاصه در تاریخ ۱۶ دسامبر پروفسور ارنست هرتسفلد کاغذی به فرانسه نوشته بود به این مضمون: « با اینشتین مذاکره کردم میگوید کمال خوشوقتی را به دیدن شما خواهد داشت و انتخاب روز را کاملا به شما وا می گذارد تا آخر دسامبر جز ۲۷ دسامبر و یا هفته اول ژانویه. خبر بدهید. و بعد نقشه حرکت را شرح داده. در خاتمه می.گوید که ملاقات شما در واشنگتن تأثیر زیادی در من داشته و همیشه مایل بدیدن شما هستم».
من روز آخر سال فرنگی را انتخاب کردم و نوشتم که اگر مانعی نیست بنویسید.
امروز روز سرد بارانی است حرکت کردم. ساعت ۷/۵ آقای سفیر افغانستان اتومبیل فرستاده بود که مرا به ستاسیون [ایستگاه] ببرد. به محض ورود هرتسفلد را با اتومبیلی منتظر دیدم. به خانه او رفتیم. راجع به مشهد مادر سلیمان، مشهد مرغاب صحبت کرد و بنای مجاور آن و یقین به اینکه قبرهایی در سنگ هست و نیز لوحههای طلا یا نقره یا فلز دیگر معتقد بود که بنای مجاور معروف به کعبه زرتشت احتمال قوی دارد قبر زرتشت باشد، و گفت این را مثل سر میگوید که مسبوق باشم که وقتی جمعیت آثار ملی اقدام به حفر کند. بعد دکتر پائولی که اصلا وینی و تربیت شدهٔ سویس و پروفسور در سویس بوده و همین امسال در فيزيک جايزه نوبل گرفته قانونی در فيزیک كشف كرده به نام قانون پائولی وارد شد. این دکتر چهل سال ندارد، شاید ۳۶ یا ۳۷ سال حالا در پرینستون پروفسور مطالعات عالی است. بسیار مرد خاضع و متواضعی است. صحبت مرا از هرتسفلد شنیده بود و خواسته بود مرا ملاقات کند زیرا به تاریخ علم مخصوصاً نئوپلاطونیسم شوقی دارد. مقداری صحبت کردیم قریب یکساعت از فلسفه اشراق اسلام و افلاطونیان جدید و اوریه پرسید خیلی صحبت شد. بعد ساعت سه و نیم وارد خانه اینشتین شدیم. خانهٔ کوچکی دارد دارای دو طبقه. خانمی به سن قریب چهل سال که منشی و پرستار او است در را باز کرد و به سالونی برد و بعد آمد که بیائید بالا اطاق خلوت و کتابخانه اینشتین، رفتیم. از پلههای كوچک كه بالا رفتیم در باز شد و پیرمرد بسیار نورانی و پاکیزهای یعنی اینشتین پیدا شد. به قول ملای رومی:
... پیری کاملی پرمایهای
آفتابی در میان سایهای*
*[دید شخصی فاضلی پرمایهای
آفتابی درمیان سایهای]
@Modern_Learning_for_GenZ
Wikipedia
قاسم غنی
سیاستمدار و نویسندۀ ایرانی
👍3
دیدار قاسم غنی با هرتسفلد و اینشتین (۲)
مردی متوسطالقامه چهارشانه با سبیل کلفت سفید، ریش تراشیده و موهای سفید به شکل آرتیستها قدری بلند و ژولیده، جلیقه پشمی کبودی در بر داشت. با تبسم پدرانهٔ بسیار ملیحی استقبال کرد و به گرمی دست داد و نشاند. اطاق محقر کوچکی بود با قریب دویست جلد کتاب در دو قفسه و مقداری اوراق و نت و یادداشت در دو قفسه دیگر میز تحریر محقری با مقداری کاغذ روی آن و در وسط هم میز کهنهٔ دیگری با يک قدح بلوری توتون و چپق. نشست و نشستیم و خیلی اظهار محبت کرد. از پروفسور هرتسفلد در راه پرسیدم با اینشتین چه زبان حرف بزنم فرانسه یا انگلیسی؟ گفت من نمیدانم فرانسه میداند یا انگلیزی حرف میزند و البته زبان او آلمانی است. به این مناسبت پروفسور هرتسفلد به او گفت دکتر غنی میپرسد که با شما انگلیزی حرف بزند یا فرانسه؟ گفت انگلیزی بهتر است. بعد گفت من هيچ یک را خوب نمیدانم، فقط اجبار مرا وادار کرد که انگلیزی حرف بزنم. گفتم شما کارهای لازمتر داشتهاید برای شما تحصیل زبان اتلاف وقت گرانبها است. گفت برای همه چنین است، اتلاف وقت است، زیرا دماغ و فکر انسان محدود و وقتش هم محدود است دیگر فرصت اتلاف وقت برای زبان ندارد. مسائل علمی ترجمهاش به یک زبان که انسان بداند آساده است. البته شعر و ادب موضوع دیگری است آنها قابل ترجمه نیستند و به ترجمه در نمیآیند و در ترجمه لطف خود را کم میکنند. ولی علم را آسان میتوان ترجمه کرد گفتم بلی من خیال میکردم فرانسه حرف میزنید زیرا در ترجمه حیات آناتول فرانس میخواندم که در برلن در ۱۹۲۱ از شما ملاقات کرد و مقداری با هم صحبت کردید. گفت بلی فرانسه آن وقت روانتر حرف میزدم و مترجمی در بین نبود. آناتول فرانس هم زبان دیگر نمیدانست. بعد گفت برای نویسنده زبان خارجی مضر است زیرا لطف زبان مادری او را مشوب میسازد، مخصوصا نویسنده نباید زبان خارجی بداند. گفتم شنیدم فرانس به شما گفته بود که امروز درست که حساب میکنم گوته را بزرگترین متفکرین میشمارم گفت بلی خوب یادم هست این را گفت و خیلی گوته را دوست داشت. بعد شرحی از فرانس صحبت کرد. گفت وقتی من او را دیدم خیلی پیر بود. بعد گفت همه چیز را خوب میدانست، مرد بزرگی بود بسیار مرد بزرگی بود. گفتم مبهماً در نظر دارم که از شخص دیگری هم مانند گوته خیلی تعریف کرده بود؟ گفت یادم نیست (گفته بود چون به عقب مینگرم سه چیز را در این دنیای بی سر و ته مایه تسلیت خاطر میشمرم) صنعت یونان، شعر راسين، عمق فکر گوته. گفتم صحبت علمی با شما کرد؟ گفت نه وارد جزئیات مسائل علمی نشدیم در کلیات حرف زدیم.
بعد گفت خیلی «راشنال» بود و شاید بیش از اندازه. بعد از من پرسید چه چیزهائی مورد علاقه زیاد شما است؟ گفتم من اساسا طبیبم و چیزی که زیاد جالب توجه من است تاریخ تمدن و علم است. گفت چه موضوع خوبی است. بعد گفت ایران و اسلام تمدن بزرگی در تاریخ علم داشته. گفتم چنین است. پرسید چه عهدی بزرگترین عهد علمی اسلام است. گفتم قرن چهارم هجری علوم یعنی ۱۱ میلادی [کذا: درست دهم میلادی]. گفت چطور؟ گفتم مسلمین از قرن دوم بتدریج با علوم آشنا شدند، ولی مدتی وقت به ترجمهٔ آثار یونانیها و رومیها و ایرانیها و سریانیها و غیره گذشته که غالباً همه از مآخذ یونانی است. بعد از شیوع این ترجمهها دوره ظهور بزرگانی میرسد که خود ابتکار و استادی داشتهاند و در فلسفه اشخاصی چون ابنسینا، در طب چون رازی در ریاضی چون ابوریحان ظاهر شده که کلام قدما را مورد نقد قرار داده، خود تجارب داشته و اظهار نظر مستقل داشته و مفاهیم خود را به اضافه نظرهای خاص خود بر آن افزودهاند. از کار سریانیها تحقیق کرد از کار مدرسه اسکندریه. خیلی خیلی از این تحقیقات لذت میبرد. بعد از مکتب اسپانی پرسید. شرحی گفته شد و تأثیر آنها در اروپائیها.
هم از مسئله دَوَران خون و عقاید قدما پرسید. من عقائد بقراط و محدودیت اطلاعات تشریحی او را و وسعت اطلاعات جالینوس را که در مکتب اسکندریه تحصیل تشریح کرده بود و در اسکندریه تشریح شایع و رایج بوده صحبت کردم. گفت اطبای مسلم و ایرانی تجارب داشتهاند؟ گفتم بلی مخصوصاً رازی از الکل و اسید سولفوريک و تجارب مریضحانهها و کلینیکی او صحبت شد که او را «مجرب» لقب دادهاند. از جمله گفتم که این تجربه بیشتر در عالم طب بوده سایر علوم بیشتر نظری و حتی نظری صرف بوده، از فيزيك ابوعلی که همان فيزيک ارسطو است صحبت شد. با آنکه من خیلی میل داشتم که هر چه بیشتر جواب سئوالات مرا بدهد تا به اینجا اینطور واقع شد که هی او سئوال میکرد. خیلی هم لذت میبرد و بیشتر رفیق و شکفته شد. اینجا از متد قدما صحبت کردم که بقراط میگفت طبیب باید دو بال داشته باشد یکی بال تجربه و مطالعه و دیگری بال نظر و تعقل تا بتواند بپرد با يک بال نمیتوان طیران کرد. عقل و منطق باید معدل و راهبر تجربه باشد و تجربه مؤید تعقل.
@Modern_Learning_for_GenZ
مردی متوسطالقامه چهارشانه با سبیل کلفت سفید، ریش تراشیده و موهای سفید به شکل آرتیستها قدری بلند و ژولیده، جلیقه پشمی کبودی در بر داشت. با تبسم پدرانهٔ بسیار ملیحی استقبال کرد و به گرمی دست داد و نشاند. اطاق محقر کوچکی بود با قریب دویست جلد کتاب در دو قفسه و مقداری اوراق و نت و یادداشت در دو قفسه دیگر میز تحریر محقری با مقداری کاغذ روی آن و در وسط هم میز کهنهٔ دیگری با يک قدح بلوری توتون و چپق. نشست و نشستیم و خیلی اظهار محبت کرد. از پروفسور هرتسفلد در راه پرسیدم با اینشتین چه زبان حرف بزنم فرانسه یا انگلیسی؟ گفت من نمیدانم فرانسه میداند یا انگلیزی حرف میزند و البته زبان او آلمانی است. به این مناسبت پروفسور هرتسفلد به او گفت دکتر غنی میپرسد که با شما انگلیزی حرف بزند یا فرانسه؟ گفت انگلیزی بهتر است. بعد گفت من هيچ یک را خوب نمیدانم، فقط اجبار مرا وادار کرد که انگلیزی حرف بزنم. گفتم شما کارهای لازمتر داشتهاید برای شما تحصیل زبان اتلاف وقت گرانبها است. گفت برای همه چنین است، اتلاف وقت است، زیرا دماغ و فکر انسان محدود و وقتش هم محدود است دیگر فرصت اتلاف وقت برای زبان ندارد. مسائل علمی ترجمهاش به یک زبان که انسان بداند آساده است. البته شعر و ادب موضوع دیگری است آنها قابل ترجمه نیستند و به ترجمه در نمیآیند و در ترجمه لطف خود را کم میکنند. ولی علم را آسان میتوان ترجمه کرد گفتم بلی من خیال میکردم فرانسه حرف میزنید زیرا در ترجمه حیات آناتول فرانس میخواندم که در برلن در ۱۹۲۱ از شما ملاقات کرد و مقداری با هم صحبت کردید. گفت بلی فرانسه آن وقت روانتر حرف میزدم و مترجمی در بین نبود. آناتول فرانس هم زبان دیگر نمیدانست. بعد گفت برای نویسنده زبان خارجی مضر است زیرا لطف زبان مادری او را مشوب میسازد، مخصوصا نویسنده نباید زبان خارجی بداند. گفتم شنیدم فرانس به شما گفته بود که امروز درست که حساب میکنم گوته را بزرگترین متفکرین میشمارم گفت بلی خوب یادم هست این را گفت و خیلی گوته را دوست داشت. بعد شرحی از فرانس صحبت کرد. گفت وقتی من او را دیدم خیلی پیر بود. بعد گفت همه چیز را خوب میدانست، مرد بزرگی بود بسیار مرد بزرگی بود. گفتم مبهماً در نظر دارم که از شخص دیگری هم مانند گوته خیلی تعریف کرده بود؟ گفت یادم نیست (گفته بود چون به عقب مینگرم سه چیز را در این دنیای بی سر و ته مایه تسلیت خاطر میشمرم) صنعت یونان، شعر راسين، عمق فکر گوته. گفتم صحبت علمی با شما کرد؟ گفت نه وارد جزئیات مسائل علمی نشدیم در کلیات حرف زدیم.
بعد گفت خیلی «راشنال» بود و شاید بیش از اندازه. بعد از من پرسید چه چیزهائی مورد علاقه زیاد شما است؟ گفتم من اساسا طبیبم و چیزی که زیاد جالب توجه من است تاریخ تمدن و علم است. گفت چه موضوع خوبی است. بعد گفت ایران و اسلام تمدن بزرگی در تاریخ علم داشته. گفتم چنین است. پرسید چه عهدی بزرگترین عهد علمی اسلام است. گفتم قرن چهارم هجری علوم یعنی ۱۱ میلادی [کذا: درست دهم میلادی]. گفت چطور؟ گفتم مسلمین از قرن دوم بتدریج با علوم آشنا شدند، ولی مدتی وقت به ترجمهٔ آثار یونانیها و رومیها و ایرانیها و سریانیها و غیره گذشته که غالباً همه از مآخذ یونانی است. بعد از شیوع این ترجمهها دوره ظهور بزرگانی میرسد که خود ابتکار و استادی داشتهاند و در فلسفه اشخاصی چون ابنسینا، در طب چون رازی در ریاضی چون ابوریحان ظاهر شده که کلام قدما را مورد نقد قرار داده، خود تجارب داشته و اظهار نظر مستقل داشته و مفاهیم خود را به اضافه نظرهای خاص خود بر آن افزودهاند. از کار سریانیها تحقیق کرد از کار مدرسه اسکندریه. خیلی خیلی از این تحقیقات لذت میبرد. بعد از مکتب اسپانی پرسید. شرحی گفته شد و تأثیر آنها در اروپائیها.
هم از مسئله دَوَران خون و عقاید قدما پرسید. من عقائد بقراط و محدودیت اطلاعات تشریحی او را و وسعت اطلاعات جالینوس را که در مکتب اسکندریه تحصیل تشریح کرده بود و در اسکندریه تشریح شایع و رایج بوده صحبت کردم. گفت اطبای مسلم و ایرانی تجارب داشتهاند؟ گفتم بلی مخصوصاً رازی از الکل و اسید سولفوريک و تجارب مریضحانهها و کلینیکی او صحبت شد که او را «مجرب» لقب دادهاند. از جمله گفتم که این تجربه بیشتر در عالم طب بوده سایر علوم بیشتر نظری و حتی نظری صرف بوده، از فيزيك ابوعلی که همان فيزيک ارسطو است صحبت شد. با آنکه من خیلی میل داشتم که هر چه بیشتر جواب سئوالات مرا بدهد تا به اینجا اینطور واقع شد که هی او سئوال میکرد. خیلی هم لذت میبرد و بیشتر رفیق و شکفته شد. اینجا از متد قدما صحبت کردم که بقراط میگفت طبیب باید دو بال داشته باشد یکی بال تجربه و مطالعه و دیگری بال نظر و تعقل تا بتواند بپرد با يک بال نمیتوان طیران کرد. عقل و منطق باید معدل و راهبر تجربه باشد و تجربه مؤید تعقل.
@Modern_Learning_for_GenZ
👍3