بالاخره فهمیدم مشکل منم، من وارد زندگی آدمها میشم با یه انرژی بالا ، وفاداری ، عشق و آرامشی که هیچوقت نداشتن و آرامش و نقطه امنشون که بر پایه آشفتگی بوده رو به هم میزنم ، اونها به چیزهای واقعی عادت ندارن ، به گیجی و سردرگمی عادت دارن .
در قنوتِ خود دعا کردم فراموشت کنم ،
حاجتم در سجده اما دیدنِ رویِ تو شد : ) ..
حاجتم در سجده اما دیدنِ رویِ تو شد : ) ..
بچه بودم فکر میکردم بدترین تکلیف دنیا ریاضیه ،
تا اینکه بزرگ شدم و با بلاتکلیفی آشنا شدم .
تا اینکه بزرگ شدم و با بلاتکلیفی آشنا شدم .