درد واقعی اونوقته که خاطرهها، از چیزی که زندگی برات جا گذاشته، دردناکتر میشن.
در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست
در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست
او به گذشته چسبیده بود، مثل کسی که میخواست زمان را وادار کند دوباره از نو آغاز شود. اما گذشتهای که رفته بود، دیگر باز نمیگشت.
کتاب گتسبی بزرگ - اف. اسکات فیتزجرالد
کتاب گتسبی بزرگ - اف. اسکات فیتزجرالد
آدم را نمیشود شکست. شاید از پا درآید، اما هرگز نمیشکند. ولی گاهی دیگر امیدی برای برخاستن نیست.
کتاب وقتی نیچه گریست - اروین د. یالوم
کتاب وقتی نیچه گریست - اروین د. یالوم
تمام زندگیاش را صرف ساختن چیزی کرده بود که در پایان تنها چیزی که از آن مانده بود، خستگی و اندوه بود.
خانهای برای آقای بیسواس - وی. اس. نایپل
خانهای برای آقای بیسواس - وی. اس. نایپل
و او رفت، مثل رؤیایی که قبل از بیدار شدن محو میشود... و من بیدار شدم با قلبی خالیتر از شب.
شبهای روشن - داستایفسکی
شبهای روشن - داستایفسکی
3
او گریه نکرد، چون مدتها بود که اشکهایش را خرج کرده بود. فقط به زمین خیره شد، انگار دنبال چیزی در گذشته میگشت.
بینوایان - ویکتور هوگو
بینوایان - ویکتور هوگو
1
دلش تنگ بود. نه برای کسی، برای خودش. برای خودش، وقتی هنوز همهچیز ممکن بود.
شب طولانی یلدا - زهرا حاتمی
شب طولانی یلدا - زهرا حاتمی
خستهام. از همهچی. از مردم. از نقش بازی کردن. از اینکه مجبورم بخندم وقتی دلم فریاد میخواد.
فرانی و زویی - جی. دی. سلینجر
فرانی و زویی - جی. دی. سلینجر
باید بری جلو، حتی اگه ترسیده باشی. شاید پشت پیچ بعدی، چیزی در انتظارته که تمام دلتنگیهات رو جبران کنه.
قصههای مجید - هوشنگ مرادی کرمانی
قصههای مجید - هوشنگ مرادی کرمانی
آدمها میمیرن، ولی عشقها نه. و اگه کسی رو واقعاً دوست داشته باشی، همیشه یه جایی کنارت میمونه.
اُوه - فردریک بکمن
اُوه - فردریک بکمن
4
دنیا خیلی بزرگه، ولی وقتی مادرت توش نباشه،
همه درها بستهست.
اتاق - اِما داناهیو
همه درها بستهست.
اتاق - اِما داناهیو
2
او دعا نمیکرد برای نجات، بلکه برای اینکه دیگر حس نکند. درد، آنقدر عادی شده بود که سکوتش ترسناکتر بود.
همه نورهایی که نمیتوانیم ببینیم - آنتونی دوئر
همه نورهایی که نمیتوانیم ببینیم - آنتونی دوئر
او رفت بدون آنکه بداند ماندنش چقدر برای دیگری معنا داشت. و بعضی رفتنها، آدم را تا آخر عمر جا میگذارد.
سیونه پله - جان باکن
سیونه پله - جان باکن
4
بعضی وقتا دلت میخواد با کسی حرف بزنی... ولی میدونی که هیچکس نیست که بفهمه. این بیشتر از تنهایی درد داره.
ناطور دشت - جی. دی. سلینجر
ناطور دشت - جی. دی. سلینجر
همیشه لحظهای هست که میفهمی هیچکس منتظر تو نیست، حتی اگر برگردی. و همون لحظهست که دیگه برنمیگردی.
دفترچه ممنوع - آلبرتو موراویا
دفترچه ممنوع - آلبرتو موراویا
1
هر شکستی، مقدمهی یک شروع دوباره است. جایی که زمین خوردی، همونجاست که یاد میگیری دوباره بلند شی.
شما عظیم هستید - مسعود لعلی
شما عظیم هستید - مسعود لعلی
وقتی کسی که دوستش داری میره، صداش تا سالها توی دیوارها میمونه. اما هیچکس جز تو نمیشنوه.
خانهی ارواح - ایزابل آلنده
خانهی ارواح - ایزابل آلنده
تو نیامدی، ولی غیبتت بیشتر از حضور آدمهای بسیاری در زندگیام ماند.
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد - اوریانا فالاچی
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد - اوریانا فالاچی