تیکه کتاب
189K subscribers
203 photos
137 files
47 links
Download Telegram
‏سبز خواهم شد، می‌دانم، می‌دانم، می‌دانم. و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت.

- فروغ فرخزاد
روز با کلمات روشن حرف می‌زند؛ عصر با کلمات مبهم؛ شب سخنی نمی‌گوید، حکم می‌کند.

- شمس لنگرودی
Forwarded from تیکه کتاب
در سکوت حذفشان کن، خودشان می‌دانند چه کرده‌اند.

۴۸ قانون قدرت - رابرت گرین
ﺑﯽجهت ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﺎطره‌ای را ﮐﻪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﺷﺪه وادار ﺑﻪ ذوب ﺷﺪن ﮐﺮد؛ در آن ﺻﻮرت اﯾﻦ ﺗﮑﻪ‌های ﯾﺦ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ آب ﮐﺜﯿﻒ و ﻟﺰﺟﯽ ﻣﯽ‌ﺷﻮد و ﻣﯽ‌ﭼﮑﺪ. ھﯿﭻ‌ﭼﯿﺰ را ﻧﺒﺎﯾﺪ دوﺑﺎره زﻧﺪه ﮐﺮد؛ از ذھﻦ ﻧﺮم و ﻧﺎزک ﺷﺪه‌ آدم ﺑﺎﻟﻎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺪت وﺣﺪت اﺣﺴﺎﺳﺎت ﮐﻮدﮐﺎﻧﻪ را دوﺑﺎره اﺣﯿﺎ ﮐﻨﺪ و ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ درﺑﯿﺎورد!

ﺑﯿﻠﯿﺎرد در ﺳﺎﻋﺖ ﻧﻪ و ﻧﯿﻢ - هاینریش بل
تکه های از یک کل منسجم - پونه مقیمی
سرگردانم. هیچ‌جا آرامش ندارم. لانه‌ای ندارم به آنجا دل ببندم. دنیا برای من عذاب است.

چشم‌هایش - بزرگ علوی
معذرت خواستن هم ممکن است وابستگی ایجاد کند. آدم اگر مرتب، بجا و نابجا، از اطرافیانش عذر بخواهد، تقصیرهایش زیاد می‌شود.

بعد از عشق‌ - الیف شافاک
شاید بهتر باشد بعضی از دردهای شریف و خصوصی همچنان پنهان بمانند.

روزها در راه - شاهرخ مسکوب
یک‌دفعه می‌زند زیر گریه... و گریه می‌کند و گریه می‌کند؛ با صدای بلند، با شانه لرزان. در انتهای صدای گریه‌اش بی‌پناهی به گوش می‌رسد.

دختر نیستی که بفهمی - علی سلطانی
حالم خوب می‌شود. نخواهم مرد، فقط درد زیادی می‌کشم.

ما دروغگو بودیم - امیلی لاکهارت
هیچ آدمی در دنیا نمی‌تواند بیشتر از خودمان امن باشد. هیچ آدمی نمی‌تواند بیشتر از خودمان پناهمان شود و حضور داشته باشد. پناهگاه دائمی که ما را پذیرا است، خودمان هستیم.

تکه های از یک کل منسجم - پونه مقیمی
کسی که یک عمر برای دیگران فداکاری کرده و غم خورده است، اگر روزی خودش اندوهی به دل داشته باشد، همه دچار حیرت و بهت می‌شوند و از او انتظار ندارند برای خودش غصه بخورد.

بانوی شکسته - سیمون دوبووار
شناخت درست ما از یک انسان دقیقا از لحظه‌ای آغاز می‌شود که او به شکل اساسی ناامیدمان می‌کند.

- آلن دوپاتن
مرا به حال خودم بگذارید! تنهایم بگذارید! من مدتی است تصمیم قطعی خودم را گرفته‌ام. هر بلایی که می‌خواهد به سرم بیاید، بیاید. هرچه می‌خواهد بشود، بشود. می‌خواهم تنها باشم. اصلا بهتر است فراموشم کنید. آره این‌طوری بهتر است. سراغم را نگیرید، پاپی من نشوید. فراموشم کنید، ازتان بدم می‌آید. باور کنید. خداحافظ.

جنایت و مکافات - داستایفسکی
2
ضربه‌ سختی خورده بودم و درس دشواری نیز آموخته بودم؛ اینکه نمی‌توانی به هیچ‌کس جز خودت تکیه کنی.

وقتی نیچه گریست - اروین‌ د یالوم
من و من همیشه بیش از حد عمیق در حال مکالمه هستیم.

- فردریش نیچه
1
هر یک از ما آدم‌ها چند انسان متفاوت در خود داریم! و پیش‌تر از یکی به دیگری تغییر جهت می‌دهیم، بی‌آنکه هرگز پی ببریم که هستیم. یک روز سرحالیم، فردایش افسرده؛ صبح غمگین و ساکتیم، شب خندان و شوخ!

دیوانگی در بروکلین - پل استر
به‌قدری از همه‌چیز نفرت داشت که مجبور بود برای پنهان‌کردن این بیزاری، چنان بخندد که تمام دندان‌هایش دیده شوند.

خداحافظ گری کوپر - رومن گاری
از اینکه دنیا دنیا امیدواری را در درونم حبس کرده‌ام و انگار که از هیچ‌کس دیگر انتظاری ندارم، خسته‌ام!

- نیلگون مارمارا
شما چهره کسی را که آخرین امیدتان بود، فراموش نمی‌کنید.

- سوزان کالینز
1
باید بروم... مه دارد زیاد می‌شود.

- امیلی دیکنسون
2